پایان یک خودکشی فرهنگی
تمام آثار تاریخی در معرض نابودی ایران زیر سقف بزرگترین موزه جهان
زیر سقف بردن این آثار فرهنگی و گذاردن این سنگ نبشتهها، نقش برجستهها، مجسمهها و سرستونها و ستونها در موزههای کشورمان، زمینه غلبه بر عوامل طبیعی را نیز فراهم میآورد و بدین ترتیب، تنها بخشهایی از آثار تاریخی کشور که در معرض کمترین تخریب طبیعی و انسانی است، همچنان در جای خود باقی میماند.

به گزارش «تابناک»، ماجرای خلیج فارس و تغییر پسوند این منطقه جغرافیایی از مهمترین چالشهایی است که اعراب در چند دهه اخیر پیش کشیدهاند و این تغییر صرفاً جنبه تبلیغاتی نداشته و ریشههای سیاسی را دارد که متوجه تمامیت ارضی کشورمان است. در واقع نام «خلیج فارس» سندی برای مالکیت «بحق» ایران بر جزایر آبهای جنوبی مملکتمان ارزیابی میشود.
با این حال برای اثبات اصالت و ریشه تاریخی از تمامیت ارزی که به حاکمیت کشورمان در این مناطق مشروعیت بیشتری میبخشید و باطل کننده ادعای برخی شیخنشینها مبنی بر سکونت طولانی و تاریخی اعراب در این جزایر است، آثار تاریخی ایرانی در این جزایر است. حجم این آثار در این جزایر، آنچنان وسیع نیست و از این حیث کوچکترین اثر تاریخی در این بخش، ارزش ویژهای دارد.
در طبقه بندی همین آثار تاریخی، سنگ نبشهها و نقش برجستهها اما جایگاه به مراتب پراهمیتتری دارد، چرا که حتی نمیتوان به دیگر حکومتهای همسایه ایران در طول تاریخی نیز نسبت داد و با توجه به رمزگشایی خطوط باستانی، متون نگاشته شده بر این سنگ نوشتهها و همچنین تصاویر نقش بسته بر نقش برجستهها، سند حقانیت ایران برای حفظ و اصالت مالکیت کشورمان بر این نقاط استراتژیک است.
خبر کشف اتفاقی سنگ نبشته هخامنشی خارک معروف هخامنشیان که در آبان ماه سال ۱۳۸۶ در حین جادهسازی شرکت نفت در جزیره خارک منتشر شد، برگ برندهای بزرگ برای ایران بود و آنچنان ترسی ایجاد کرد که اعراب درصدد برآمدهاند تا آن را جعلی بخوانند اما در اندک زمانی پس از رسانهای شدن این خبر، این کتیبه که سندی تاریخی برای اثبات نام خلیج فارس بوده با تیشه و پتک نابود شد و این تنها اتفاقی نبود که در هشت سال اخیر صرفاً در حوزه سنگ نبشتههای باستانی رخ داد و موجب تضعیف موقعیت کشورمان یا از دست رفتن اطلاعات تاریخیمان درباره پیشینه ایران شد.
سنگنبشته دیوار کاخ ه تخت جمشید؛ این سنگنبشته ها تا کجا برابر عوامل طبیعی دوام می آورند؟
در تنگ چوگان شهر کازرون شش نقشبرجسته ساسانی وجود دارد که در سال ۱۳۱۰ با قدمت ساسانی و به شماره ۲۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاند که همپای نقشهای ساسانی در بیستون و جزو زیباترین آثار تاریخی حکاکی شده بر سنگ در ایران میدانند. با این حال محافظت ناکافی از این آثار شگفتانگیز، موجب شده که هر روز بخشی از آنها تخریب شود.
نقش برجسته قندیل در فاصله ۲۵کیلومتری شمالغربی «کازرون» و در فاصله یک کیلومتری روستای «قندیل» و از جمله نفیسترین و باارزشترین نقوش تاریخی تمدن ایران محسوب میشود نیز آثار آسیب دیدگی در آن دیده شده و نقشبرجسته ساسانی ارزشمند «سرآب بهرام» در شهرستان «نورآباد» در همسایگی شهرستان کازرون و همچنین نقش برجسته بهرام دوم در تنگه چوگان در محوطه حفاظت شده بیشابور شهرستان کازرون تخریب شده است.
به اینها تخریب نقش برجسته داریوش بر تخت شاهی را که در بالای دروازه ورودی تخت جمشید است، نیز میتوان افزود و البته اگر قرار باشد به جز نقش برجستهها و سنگ نبشتهها، سراغ دیگر آثار تاریخی نیز رفت، باید فهرستی بزرگ از آثاری را مورد اشاره قرار داد که در زمره آثار آسیب دیده در هشت سال اخیر قابل طبقه بندی است که حکم یک خودکشی فرهنگی را دارد.
این تخریبها اساساً از دو دسته عوامل طبیعی و انسانی نشات میگیرد که در هر دو بخش نیز مسئول اصلی سازمان میراث فرهنگی است. در حوزه عوامل طبیعی، عدم آموزش برای نوع برخورد با آثار فرهنگی، یکی از مهمترین دلایل آسیب دیدگیهاست. متأسفانه همچنان تکیه، نشستن و حتی ایستادن بر مجسمههای تاریخی جزو رخدادهای معمول میان بازدیدکنندگان از محوطههای تاریخی است و یادگاری نویسی بر آثار و ابنیه تاریخی ـ هرچند کمرنگتر از گذشته ـ رخ میدهد.
تصویر منتشره از تپه سبزعلی
این آموزشها در وهله نخست باید به بومیان داده شود، چرا که بخشی از این آسیبها دقیقاً توسط مردم محلی متوجه این آثار تاریخی میشود، حال آنکه از این مردم محلی با آموزش به عنوان راهنما ـ نگهبان که عملاً نیروها را خودکفا نیز میسازد، بهره برد و این اشخاص راهنمای گردشگران نیز باشند؛ کمبودی که در بسیاری از محوطههای تاریخی مشهود است. شکل گیری چنین جریانی، سدی مقابل دیگر عامل انسانی نیز خواهد بود و آن تخریب سنگ نبشتهها و ابنیه با سودای یافتن گنجینههاست.
زیر سقف بردن این آثار فرهنگی و گذاردن این سنگ نبشتهها، نقش برجستهها، مجسمهها و سرستونها و ستونها در موزههای کشورمان، زمینه غلبه بر عوامل طبیعی را نیز فراهم میآورد و بدین ترتیب، تنها بخشهایی از آثار تاریخی کشور که در معرض کمترین تخریب طبیعی و انسانی است، همچنان در جای خود باقی میماند. این پروژه شاید در آغاز کار، پرهزینه و نیازمند ساخت موزهای حتی بزرگتر و مجهزتر از موزه ملی ایران باستان باشد؛ اما محصول آن احتمالاً بزرگترین موزه جهان خواهد بود.
همین راهکار را میتوان درباره تپههای تاریخی نیز به کار برد و تپههایی که در مسیر جاده یا طرحهای صنعتی قرار دارند، پس از استخراج تمامی آثار تاریخیشان و اطمینان از نبود آثار تاریخی بر سطح یا در دل این محوطهها، مجوز ساخت جاده یا مناطق صنعتی را صادر کنند؛ رویکردی که با واقعیتها تناسب بیشتری دارد تا آنکه شعار دست نخوردن این مجموعهها را داد.
چنین راهکارهایی توسط پیشرفتهترین کشورها در حوزه حفظ و نگهداری میراث فرهنگی نیز مورد استفاده قرار میگیرد و برای نمونه میتوان به انگلیس اشاره کرد که همزمان با بازیهای المپیک لندن با یکی از تپههای باستانیاش چنین کرد و پس از پایان اکتشاف و انتقال آثار باستانی، روی تپه، بخشی از دهکده المپیک لندن بنا شد. با این حال باید دید همین رویکردهای منطقی نیز جنبه اجرایی خواهد یافت و دولت بعدی در پی اجرایش برخواهد آمد یا اتفاقات هشت سال اخیر در سالهای آتی نیز استمرار مییابد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
رد پای عناصر تجزیه طلب در بعضی از نظرات کاملا اشکار است که خواسته اند به زعم خود تاریخ 2500 ساله ایران باستان در خوزستان که از آن دوران بخش ارزشمند ایرانزمین بوده که یکی از پایتختهای ایران پیش از اسلام بوده
عامل تخریب ابنا و آثار تاریخی جز عوامل انسانی است و باید رسانه هایی از این دست آموزش همگانی را بدهند تا رفتار عموم مردم با میراث فرهنگی ارتقا یابد.
در ثانی میراث فرهنگی متاسفانه در اکثر حوزه های اجرایی خود با عدم پذیرش و نامهربانی از سوی مردم و بعضا مسئو.لین دیگر نهاد ها روبه رو می شود که روند اجرایی یک پروژه را مختل می کند از سویی در سطح کلان مدیریتی هموز احساس واقعی حمایت از آثار تاریخی و برنامه ریزی برای آن جدی نشده و همگی یک سازمان رامسول می دانند این در حالی است که در اکثر کشور هایی که در این نوشته اسم برده شده ؛با یک هماهنگی و احساس نیاز ومحترم شمردن اصول حفاظت آثار تاریخی بر نامه ریزی کلان می شود .در ابتدا قبل از مقصر شمردن هر نهادی باید فرهنگ حفاظت از میراث فرهنگی در همه جوانب آن در بین عموم مردم ایران گسترش یابد و این کار به تنهایی از عهده یک سازمان خارج است .
با سلام و تشکر از مقاله زیبا و تأثیر گزارتان
من که دلم خون شده از این همه بی مهری به فرهنگ و تمدن ایران باستان ... مخصوصاً از بعد فرهنگی و تاریخی.
مشکل فقط یک چیز است که ما با تاریخ آشنا نیستیم.
بعضی از مسئولین محترم کنونی قبلا ریس میراث فرهنگی بوده اند حتی نتوانستند که مکانیسم درستی برای حفظ و نگاهداری آثار باارزش ما تاسیس کنندو لااقل سازمانی که مدیریت می کردند درست رهبری کنند و اکنون ادعای مدیریت کشوری می کنند !
شهر بهرام گور در فیروزآباد فارس با بیل مکانیکی کاوشگران گنج تخریب میشود. متاسفانه این رویه در سرتاسر کشور دیده میشود ولی همان بهتر که سکوت کنیم تا به سیاه نمایی محکوم نشویم!!
عيد نوروز امسال بديدن بيشاپور و تنگ چوگان رفتيم...اول شگفتي از عظمتي كه ديدم و بعد افسوس بابت سهل انگاري مسئولان.. عدم انجام ساده ترين اقدامات حفاظتي تعجب اور بود.. در روي سنگهاي ديواره معبد آپادانا كه در زير زمين قرار دارد گلسنگها و گلهاي فراواني روييده اند... و رويش گياهان روي سنگها يكي از دلايل اصلي خرد شدن سنگهاست... اما از انجام اين كار ابتدايي كه جلوگيري از رشد گلها و گياهان روي سنگهاي داراي آثار باستاني است خبري نبود..
آخ جانا که سخن از دل چاک چاک ما گفتی . معبد آناهیتا در کرمانشاه محل زاد و ولد گربه و سگ شده . گنجنامه همدان بالای الوند دمای منفی 30 را تحمل می کند.بیستون کرمانشاه گرمای 40 درجه را می گذراند.
اون دوستی که فکر میکنه شوش رو هخامنشیان ساختن باید به خدمت شون عرض کنم که شوش دارای قدمتی بین 7000 تا 10000 سال هست و در 5000 سال پیش یعنی حدود 2500 سال قبل از ورود آریایها به ایران قلب تمدن عیلام و از مهمترین شهرهای زمان خودش بوده . از جمله اثار مهم کشف شده اون دوره لوح و مجسمه حمورابی که در واقع اولین قانون مدنی جهان هست رو میشه اشاره کرد.
مشکل اینجاست که ما تاریخ وتمدن 8000 ساله خودمون رو داریم فراموش میکنم و چسبیدیم به کوروش و هخا منشیان وتخت جمشید مجهول وشک دار
کجای تخت جمشید مجهول است احتمالا مادرزادی به آب سیاه چشم مبتلا هستید و چیزی را نمی بینید
میشه بفرمایید تاریخ خودتون چه تاریخیست که دوره هخامنشی در ان جائی ندارد .
این سنگ ها بدون حفاظت چند هزار سال دوام آورده اند اگر عمدا یا سهوا تخریب نشوند حتی بدون مراقبت نیز چند صد سالی دوام می آورند
سلام.
ایجاد موزه برای انتقال و نگهداری از سنگ نبشته ها و نقش برجسته ها و تندیس ها فکر خوبی ست هرچند در شرایط اقتصادی دشواری قرار داریم. ساختن فیلم های مستند هنری تاریخی نیز ارزشمند است.
طرحی دشوار اما جالب است. هزینه انتقال چندصد قطعه سنگ نبشته های تخت جمشید و سیار نقاط به موزه ای با این ابعاد چندصد میلیارد تومان میشه اما دیگه سازمان میراث فرهنگی هر سال ده ها میلیارد تومان برای حفاظت و مرمت این آثار که زیر باران و برف مونده پرداخت نمیکنه و البته دیگه این آثار مخدوش نمیشند.
شما بچه تون رو صبح تا عصر می تونید ببرید و بخش مهمی از تاریخی رو در یک موزه چند هزار متری نشونش بدید. اذین اتفاق بزرگیه که اراده ای بزرگ می خواد. فکر می کنم مجسمه ابوالهول با اون ابهاد بزرگ رو هم جابجا کردند.
بنابراین میشه آثار باستانی رو از گزند آب دور کرد و جای دیگه منتقل کرد که این جای دیگه موزه ها یا موزه ای بزرگ و تازه که توان پذیرش ابعاد این ساخته های تاریخی رو داشته باشه، می تونه باشه
وقتی کسانی که دوتا سکه از جد وجدش بعنوان ارثیه رسیده باشد اگر دولت بفهمدسریع ان را میگیرد لذا انهای که آثار باستانی راپیدا میکنند از ترس دولت بخارج منتقل میکنند ودر موزه دشمنان ایران سر در می آورد. ویا سالها سال است روزنامه ها بعضا خبر از کشف قاچاق عتیقه ها میدهند ولی این عتیقه ها معلوم نیست در کدام موزه ایران بسر می برد
شهر شوش در خوزستان پایتخت زمستانی دوره هخامنشی ساسانی در 2500 سال قبل ایرانزمین می توان فر و شکوه این شهر را درساخت کاخ اپادانا آن شهر تصور نمود..
نتنها سنگ نگاره های که نمایانگر اندیشه و دستان هنرمند در ایران باستان است حتی سنگ های ساده چند تنی هم شگفت انگیز است دارای چه ابزار هایی مهندسی و توانمند که چنان دقیق و تراز بر هم قرار گرفته اند.
بعلت عدم اختصاص بودجه کافی به حفاظت از آثار باستانی، همه آنها در سراسر کشور در حال نابودی هستند.
شهر شوش دانیال جز اولین شهرهایی است که بدست آدم ابوالبشر ساخته وبجا مانده. اما مسولان امروزی ما بجای توجه با این آثار وحفظ آن برای نسلهای آینده تمام مشکلات موجود را وجود این آثار باستانی در شوش میدانند که این بی توجهی واهمیت ندادن به آنها به مرور زمان دارند نابود میشوند .در صورتی که کشوری مثل فرانسه از وجود این آثار به سرقت رفته از ایران ما چندین برابردر آمد نفت ما درآمد از توریستها بدست میاورد........
دوست عزیز ما با وجود توریست در کشورمان مشکل داریم والا درآمد ما هم کمتر از اونها نمیشد
آدم البشر!!!! کفرنگویید.شما چه میدانید آدم البشر در چه تاریخی بوده!! شهر شوش ارزش تاریخی و ملی برای ایرانیان داره. ما داریم در مورد تاریخ مکتوب و علمی صحبت میکنیم.
آقایون آدم ابوالبشر تنها 7 هزار سال قدمت داره در صورتیکه شهر شوش از اینا خیلی قدیمی تره
اگر شهر شوش تاریخ بنایش به حضرت آدم برسد از نظر من ارزش باستانی آن 1000 برابر میشود مگر ارزشمند بودن یک اثر صرف هخامنشی! بودن آن است ناشناس اولی که پاسخ داده هویت ایرانی اش را در هخامنشی بودنش میداند اما من نه
این پیام خواسته بطورضمنی با هویت دادن این شهر به ادم ابوالبشر !!! هویت ایران باستانی شهر شوش پایتخت هخامنشی را مخدوش نماید.
من بچه که بودم به کشور های خارجی که آثار باستانی ایران رو تو موزه هاشون نگهداری میکردن لعنت میفرستادم
ولی الان فهمیدم که اگه دست ما باشه خودمون خرابش میکنیم...همون بهتر که دست اونا باشه تا خاطره ایران باستان از یاد ها پاک نشه...
آقای خرما فروش یجوری میگین به محض دیدن بد رفتاری انگار یه ساعت پیش شروع کردن
چند ساله که زیر آفتاب و بارون بدون محافظت گذاشتنش و مردم دارن روشون چرت و پرت مینویسن
من خوشحال نمیشم آثارمون دست بیگانه بیفته
ولی اگه پیش خودمون بمونه بیشتر ناراحت میشم
اگه آثارمونو بگیرن درسته پولدار میشن ولی یاد ایران زنده میمونه
ولی اگه پیش خودمون باشه هیچکس پولدار نمیشه که هیچ آثار هم خراب میشه و ایران از یاد ها میره...
آقای خرما فروش همان آثاری که زن فرانسوی برد اگر در ایران بود الان چیزی ازش باقی نمونده بود.اونها قدرش را بیشتر از ما میدونن.
حرفت حرف دل خیلیاست
سلام
شما با این دیدگاه اگه پیش برید کم کم خیلی چیزای دیگه رو هم باید بدید دست انگلیس و فرانسه و ...
شما نباید به محض دیدن بد رفتاری بپری تو دامن اون وریا
شما خاطرات اون زن فرانسوی از غارت آثار شوش رو ببینید
آجرهای قلعه ی شوش رو ببینید
این حرف رو نمیزنید.
یا علی
جانا سخن از دل ما می گویی.
موافقم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.