قمــه زني خرافه يا واقعيت؟
ر _ ثرايي

نوشته زير اقتباسي است از پارهاي بازتابهاي جهاني از آنچه در برخي كشورهاي شيعه نشين به عنوان «قمه زني» جريان دارد و از زبان تازه مسلماني فرضي بيان ميشود؛ مكان و زمان و شخصيتهاي ان نيز فرضي است. پيشاپيش به دليل به كار بردن بعضي عبارتهاي خشن از خوانندگان عزيز پوزش ميطلبم.
چيزي كه پيش از گرويدنم به مذهب تشيع همواره آزارم ميداد و به خوبي ديده بودم دشمنان تشيع در كشور من كه يك كشور غربي است و بسياري ديگر از كشورها، در تبليغات رسانهاي خود چگونه از آن سوءاستفاده ميكنند، موضوع خرافات و به ويژه در سالهاي گذشته «قمه زني» بود.
چيزي كه پيش از گرويدنم به مذهب تشيع همواره آزارم ميداد و به خوبي ديده بودم دشمنان تشيع در كشور من كه يك كشور غربي است و بسياري ديگر از كشورها، در تبليغات رسانهاي خود چگونه از آن سوءاستفاده ميكنند، موضوع خرافات و به ويژه در سالهاي گذشته «قمه زني» بود.
پيش از ورود به ايران، «قمه زني» را در گوگل جستجو كردم. اولين يافتهام روحاني ظاهرالصلاحي بود كه در مزيتهاي قمهزني صحبت ميكرد؛ همو كه بارها تصويرش را از شبكههاي كشورم ديده بودم. اما من كه با تحقيق كامل تشيع را انتخاب كرده بودم و مهمترين حجت من نيز بر اين انتخاب، مظلوميت و در عين حال مهرباني و رحمت اباعبدالله الحسين(ع) بود، با اين چيزها از راه بيرون نميشدم؛ گرچه هرگاه اسلام خود را براي دوستانم بازگو ميكردم، آنها با تعجب از همين روزنه بر من ميتاختند و من را خشونت طلب و پرخاشگر معرفي ميكردند!
من كه با مطالعه دقيق در مكتب حياتبخش شيعه به آن گرويده بودم، به اصرار زياد، يكي از رفقايم را كه در گرويدنم به اين مذهب، نقش بسزايي داشت، راضي كردم تا امسال محرم من را به جايي كه اين عمل در آنجا برگزار ميشد، ببرد. با پافشاري زياد من راضي شد، اما به خوبي شرم و خجالت را در چهره او ديدم و همين شرم و حياي او دلم را قرص ميكرد كه اين موضوع در ميان شيعيان عموميت ندارد و بر اطمينان قلبي من از انتخاب اين راه ميافزود.
يكي از روزهاي محرم به شهر مورد نظر رسيديم. دور تا دور محل پر بود از جمعيت. دستهاي زنجير زن با پيراهنهاي سياهي كه پشت آنها را بهاندازه ضرب زنجير پاره كرده بودند، وارد ميدان شدند؛ مجلس، حال و هواي عجيبي گرفته بود! نگاه كردن به پوستهاي كبود كه گاه تيغهاي تيز لاي دانههاي زنجير، آنها را پاره كرده بود، با رگهايي متورم كه ديگر تركيده و خون از انها به بيرون فوران ميكرد، قلب هر بينندهاي را آزار ميداد؛ نميدانم گريه من در ان حال بر عزاي ابي عبدالله (ع) بود يا بر وضع رقت بار اينان ! پيرِ ميدانداري كه با بالا و پايين بردن دست راست خود، ضرباهنگِ زنجيرزنان را كم و زياد ميكرد، با نگاه به روحاني كه ظاهرا براي مراسم دعوت شده بود و ديدن شدت جزع او، بر شدت عمل خود تحريك ميشد و زنجيرها با سرعت و قدرت بيشتري به پشت و گاه بر سر و صورت زنجيرزنان ميخورد. آن روحاني محترم كه چند قدمي من بود، انگار به خود امد و متوجه تاثير گريهاش بر آن صحنه شد. خود را كنترل كرد و دست آن پيرمرد نيز آرام گرفت. دسته زنجيرزن هم ازسوي ديگر ميدان خارج شدند، در همين گير و دار صداي جمعيتي خروشان كه به محل نزديك ميشدند همه را متوجه خود كرد!
پيشاپيش آنان گوسفندي براي ذبح آوردند و بَرّهاي كه معلوم بود مدتي است از شير گرفته شده را از مادر جدا كرده و براي آنكه چشم آن بره به مادرش نيفتد، كيسهاي به سر او كشيده، و در جايي مخصوصي نگه داشتند؛ پارچهاي سبز به گردنش بسته بودند و با احترام كامل به او آب داده، رو به قبله خوابانيدند، بسم الله گفتند و براي آنكه زياد زجر و درد نكشد با چاقويي تيز، سريع خلاصش كردند. گفتم ميداني براي چه بسم الله ميگويند؟ گفت: براي چه؟ گفتم: يكي از دلايلش آن است كه اينجا قرار است خوني از يك جاندار بر زمين بريزد و «بسم الله» يعني خدايا فقط با اجازه تو، چنين كاري ميكنم. رفيقم گفت عجب! تفاسير زيادي شنيده بودم\ ولي اين تاحالا به گوشم نخورده بود!
من كه با مطالعه دقيق در مكتب حياتبخش شيعه به آن گرويده بودم، به اصرار زياد، يكي از رفقايم را كه در گرويدنم به اين مذهب، نقش بسزايي داشت، راضي كردم تا امسال محرم من را به جايي كه اين عمل در آنجا برگزار ميشد، ببرد. با پافشاري زياد من راضي شد، اما به خوبي شرم و خجالت را در چهره او ديدم و همين شرم و حياي او دلم را قرص ميكرد كه اين موضوع در ميان شيعيان عموميت ندارد و بر اطمينان قلبي من از انتخاب اين راه ميافزود.
يكي از روزهاي محرم به شهر مورد نظر رسيديم. دور تا دور محل پر بود از جمعيت. دستهاي زنجير زن با پيراهنهاي سياهي كه پشت آنها را بهاندازه ضرب زنجير پاره كرده بودند، وارد ميدان شدند؛ مجلس، حال و هواي عجيبي گرفته بود! نگاه كردن به پوستهاي كبود كه گاه تيغهاي تيز لاي دانههاي زنجير، آنها را پاره كرده بود، با رگهايي متورم كه ديگر تركيده و خون از انها به بيرون فوران ميكرد، قلب هر بينندهاي را آزار ميداد؛ نميدانم گريه من در ان حال بر عزاي ابي عبدالله (ع) بود يا بر وضع رقت بار اينان ! پيرِ ميدانداري كه با بالا و پايين بردن دست راست خود، ضرباهنگِ زنجيرزنان را كم و زياد ميكرد، با نگاه به روحاني كه ظاهرا براي مراسم دعوت شده بود و ديدن شدت جزع او، بر شدت عمل خود تحريك ميشد و زنجيرها با سرعت و قدرت بيشتري به پشت و گاه بر سر و صورت زنجيرزنان ميخورد. آن روحاني محترم كه چند قدمي من بود، انگار به خود امد و متوجه تاثير گريهاش بر آن صحنه شد. خود را كنترل كرد و دست آن پيرمرد نيز آرام گرفت. دسته زنجيرزن هم ازسوي ديگر ميدان خارج شدند، در همين گير و دار صداي جمعيتي خروشان كه به محل نزديك ميشدند همه را متوجه خود كرد!
پيشاپيش آنان گوسفندي براي ذبح آوردند و بَرّهاي كه معلوم بود مدتي است از شير گرفته شده را از مادر جدا كرده و براي آنكه چشم آن بره به مادرش نيفتد، كيسهاي به سر او كشيده، و در جايي مخصوصي نگه داشتند؛ پارچهاي سبز به گردنش بسته بودند و با احترام كامل به او آب داده، رو به قبله خوابانيدند، بسم الله گفتند و براي آنكه زياد زجر و درد نكشد با چاقويي تيز، سريع خلاصش كردند. گفتم ميداني براي چه بسم الله ميگويند؟ گفت: براي چه؟ گفتم: يكي از دلايلش آن است كه اينجا قرار است خوني از يك جاندار بر زمين بريزد و «بسم الله» يعني خدايا فقط با اجازه تو، چنين كاري ميكنم. رفيقم گفت عجب! تفاسير زيادي شنيده بودم\ ولي اين تاحالا به گوشم نخورده بود!
لاشه گوسفند را باز به احترام بلند كردند و در پي آنها عدهاي فريادزنان در حالي كه تيغهاي برهنه را بالا و پايين ميبردند، وارد شدند! سراسيمه داخل جمعيت شدم؛ پنداشتم دشمني به جمعيت هجوم آورده و اينان براي مقابله با او شمشير و تيغ از نيام كشيدهاند. با كمال تعجب ديدم با همان تيغها بر سر خود ميكوبند و خون بر سر و روي خود جاري ميسازند و كمي آنطرفتر جلوي چشم مادر و پدر، حسين حسين گويان، سر ِطفلكي معصوم را در حالي كه مادرش به خود ميلرزيد و دست شويش را گرفته بود تا قمه را كمي پايين بگيرد و آرام بر فرق بچه بزند، براي قمه آماده ميكرد. بچهها از ترس دست در دهان ميكردند و به مادران خود ميچسبيدند؛ عدهاي از زنان و مردان سالخورده با ديدن آن صحنه رقت بار، از مجلس بيرون رفتند. تعدادي زن و مرد خارجي كه هيأتشان به مردم كشورهاي آسياي شرقي ميخورد و معلوم بود تاب نگاه كردن ندارند، سر را ميان دو دست گرفته دستها را بالا برده و با حرص و ولع خاصي در حال فيلمبرداري از مراسم بودند؛ بدون آنكه خود به صحنه نگاه كنند. يكي از آنها دوربين را به بغل دستي داد و به سرعت به حاشيه ميدان رفت و به تير برق كنار خيابان تكيه زد. در حالي كه ميشد سرگيجه و تهوع را در سر و صورتش مشاهده كرد.
گفتم اينها كيستند؟ گفت شيعيان و عاشقان امام حسين؛ گفتم: آيا ميداني شيعه حقيقي امام حسين كيست؟ گفت: ميدانم، ولي دوست دارم از زبان تو بشنوم؛ گفتم: تا آنجا كه من ميدانم، امام حسين براي پيراستن دين از خرافات و پلشتيها كه توسط يزيد و اجدادش بر آن وارد شده بود، كشته شد و مگر ميشود پيرو و عاشق كسي بود اما هدفي كه براي آن جانش را فدا كرده فراموش كرد حتي اگر اين كار از روي عشق واقعي هم باشد، عاشق وقتي ببيند كمترين اتهامي به معشوقش وارد ميشود، از همه چيزش ميگذرد حال آنكه اينها ميدانند هيچ تضميني وجود ندارد كه اگر امروز از اين خرافات كه همه عقلا و مراجع شيعه آن را رد ميكنند، دست نكشند فردا هر نورسيدهاي هرچه خواست به نام عشق به كوي معشوق ميريزد و آن وقت ديگر از دست اينها هم كاري بر نيايد.
هنوز دسته قبل كاملا از ميدان بيرون نشده بودند كه هيأتي ديگر كه به آرامي زنجير ميزدند و مداحي خوشصدا هم اشعاري رسا و جانسوز در رساي امام حسين (ع) ميخواند، وارد ميدان شد. دقايقي بعد ديدم طلبه جواني كه همراه هيأت زنجير زن بود و قدم به قدم با مداح حركت ميكرد نزد اين روحاني امد و با متانت و بعد از گفتن عظم الله اجوركم... گفت ببخشيد حاج اقا ! كارهاي هيأت قبلي را تأييد ميكنيد؟ گفت: نه؛ گفت: پس چرا چيزي نگقتيد!؟ گفت موقعيت مناسب نبود. گفت اينها همه مسلمان بودند و شيعه امام حسين؛ آيا فكر ميكنيد موقعيت ما روحانيون در نظام اسلامي براي اينگونه موارد از موقعيت امام حسين و يارانش در برابر دشمن سختتر است؟
آن روحاني محترم گفت نميدانم تاحالا اين جوري به قضيه نگاه نكرده بودم ولي يك دست صدا ندارد.
به رفيقم گفتم راستي اگر با هر هيأتي يك روحاني آگاه مثل اين طلبه ي جوان همراه ميشد ايا بازهم شاهد اينگونه صحنهها بوديد؟
رفيقم دست يكي از آنها را گرفت و گفت: شما از چه كسي تقليد ميكني؟ او نام يكي از مراجع را برد. گفت: ايا تاكنون او خود قمه زده است؟ گفت: هرگز نشنيده ام؛ از او پرسيد: ميداني كه او و همه مراجع به نام و پرهيزگار به اين كار فتواي به حرمت دادهاند؟ گفت: آري ميدانم ولي به حال تو تآسف ميخورم كه از تاريخ بياطلاعي! رفيقم گفت: چطور؟ گفت: مگر نشنيدهاي كه عدهاي از تجار خدمت آيتالله بروجردي رسيدند و وقتي او آنها را از امثال اينگونه امور منع كرد، آنها هم گفتند: ما در همه سال از تو تقليد ميكنيم، ولي در اين يك روز ميخواهيم به سبك خودمان عمل كنيم! من هيجان زده حرفش را قطع كردم و گفتم: خوب اين چه چيزي را ثابت ميكند؟ گفت: اي بابا خوب معلوم است؛ يعني اينكه ما سند تاريخي داريم كه قبلا هم چنين كارهايي ميشده است و مراجع چيزي نميگفتند!
از اينكه آن واقعه را به صورت وارونه مصادره به مطلوب كرده بود، هيچ پاسخ و راه محاجه و استدلالي برايش نيافتم و به رفيقم گفتم او را به حال خود رها كن.
به رفيقم گفتم: در اثناي مطالعاتم روي مكتب نجاتبخش شيعه، اين روايت را كه به گمانم از امام صادق (ع)باشد ديدم كه فرمودهاند: «همه ما اهل بيت كشتي و باب نجاتيم ولي كشتي جدمان حسين(ع) سريعتر است.»
گيرم كه اينهمه استدلال بر حرمت قمه زني وجود نداشته باشد، با اين رفتاري كه شما در روز عاشورا از خود بروز ميدهيد، چه كشتي و باب نجاتي از امام خود به دنيا معرفي ميكنيد؟
شكي نيست كه مرام حسين (ع) امروز با رفتار ما شيعيان به جهان عرضه ميشود و گرچه او نوري است كه حتي با هزازان خرافه و دسيسه دوست و دشمن خاموش نميشود اما بي شك ما با برخي اعمال زشت و كريه خود به جاي سرعت و وسعت دادن به آن، حركت مكتبش را در جهان كند و دايره اش را تنگ ميكنيم.
آن حسيني كه من در مطالعاتم شناختهام، كشتي نجاتي است كه حتي نگاه به عزاداري آن هم مظلوميت اما يك نوع شجاعت عقل گرايانه و از روي انتخاب، نه هيجان و تهور را پيش پاي آدمي ميگذارد اما كشتي نجاتي كه اينان معرفي ميكنند ايا اينگونه است؟
با ديدن اين صحنههاي مردم گريز بايد به اين سوالها جواب داد كه اين چه كشتي نجاتي است كه انسان نه تنها در رسيدن به كمالات سرعت نميگيرد، بلكه قلب و دل ادمي چركين ميشود و درجا ميزند؟!
كشتي نجاتي كه در اين صحنهها به من معرفي ميشود نه تنها وسعت ندارد بلكه دايره اش ان قدر تنگ و محدود شده كه فقط عدهاي تيغ زن و قفل زن و قمه زن كه به هيچ منطق و استدلالي، حتي گوش نميدهند، ميتوانند داخل ان شوند! چگونه است كه از ميليونها مردم عزادار ايران و ساير كشورهاي مسلمان، اكثريت انها عزاداريشان معمولي است كه هر بينندهاي با نگاه به ان گرچه دلش ميشكند وهاي هاي گريه ميكند اما بعد از ان احساس سبكي و ارامش ميكند اما با ديدن اين مناظر جز چندش و تهوع چيزي در دلش نميماند و حتي انها كه ان را با ديد مثبت نگاه ميكنند اما تاب اين كارها را ندارند چه بسا به خاطر عدم توانايي بر اين امور خود را از دايره ي حسينيان بيرون بدانند و همواره بر اين امر تاسف بخورند و خود را ملامت كنند؛ ايا اين كار با وسعت باب و كشتي نجات حسين(ع) همخواني دارد؟
به رفيقم گفتم ايا اينها ميدانند كه امروز چشم دنيا به مكتب نجات بخش شيعه دوخته شده است ايا ميدانند رهبران جهادي در لبنان و حتي فلسطين كه بعضا شيعه هم نيستند اما از اين مكتب و امام اين مكتب الهام ميگيرند و در مقابل دشمن مشترك مقاومت ميكنند؟ و ايا ميدانند دشمنان شيعه با استناد به اينگونه اعمال چه تبليغات وسيعي بر عليه مسلمين راهانداختهاند و ايا با اين كارها به حركت كشتي حسين (ع) در جهان سرعت ميبخشند يا مردم را بر سر دو راهي متوقف ميكنند؟ راستي چرا اين جماعت، شمشير خود را بر سر اسرائيل نميكوبند و چرا مسلمين غزه را ياري نميرسانند؟! دوستم كه البته همه جا از نظرات من دفاع ميكرد و از ته دل از اعمال اين دسته دل ناخوش بود، اينجا قيافهاي حق به جانب گرفت و گفت:حرف خوبي زدي؛ اتفاقا اينها چون افراد دلير و شجاعي هستند و اكنون دستشان به ان دشمن مشترك نميرسد اينگونه بر سر و صورت خود ميكوبند و مثل اين است كه دارند مشق شمشير ميكنند ! گفتم اگر چنين است ميشود روز عاشورا با اموزش برنامه ريزي شده تير اندازي و مشق شمشير براي اين گروه براي روز موعود مقابله با دشمن مشترك در ركاب امام زمان به امادگي دفاعي واقعي پرداخت؛ ايا نشان دادن صحنههاي پيكرهاي پاره پاره بچهها مظلوم غزه در كنار اين صحنههاي فجيع براي صهيونيسم غاصب چيزي جز دل خوشي انها دارد؟!
تصور كنيد سران امريكا و رژيم غاصب اسرائيل را كه امروزه با ديدن صحنههاي غزه باده مينوشد و در قهقه ي بد مستي خود به مسلمين ميخندد و از طرفي ما را هم ببينند كه مثل صيدي كه صياد دست و پايش را بسته خود را به هر دري ميزند تا خلاصي يابد و صياد نيز نظاره گراست و ميبيند و ميخندد ! من در جايي از قران خوانده ام كه شما كاري كنيد تا كفار غيظشان بگيرد و حتي از غصه دق كنند اما اگر اين استدلال تو درست باشد، ما بر عكس خود را گرفتار غيظ نا بجا و بي مورد كرده ايم و دل دشمن را شاد.
و به نظر تو، اگر از امام حسين (ع) بپرسيم كه ما در غم جنايات امروز اسرائيل در غزه ميسوزيم و دشمنان ما و تو صحنههاي قمه زني ما را در كنار كودكان به خاك و خون كشيده غزه ميبينند و ميخندند ايا اجازه ميدهيد بر سر و روي خود بزنيم؟ امام چه پاسخي خواهند داد؟
رفيقم عرق پيشانيش را پاك كرد و چيزي نگفت. گفتم در اين چند وقتي كه در كشور شما بودم نديدم تلوزيون شما به صورت هنرمندانه و جدي به اين مقوله وارد شود؛ چرا؟ گفت: آنها از ورود جدي به اين قضايا واهمه دارند گفتم: چرا؟! گفت: چون حوزه دين است و ميترسند همانند سريالي قرآني كه اين روزها در حال پخش است به انها ايراد بگيرند. گفتم اولا هر كار بزرگي خطر هم دارد ثانيا ميشود قبل از ورود به ساخت اينگونه برنامهها با ارائه فيلمنامه و...، امضاي مراجع تقليد يا حوزههاي مهم علميه را پاي كار گرفت و با خيال اسوده وارد ميدان شد.
گفت البته اينگونه هم نيست كه تلوزيون ما بي كار نشسته باشد، انجا را نگاه كن ! و با دستش سمت راست ميدان را به من نشان داد گفتم انها كيستند؟ گفت دوربين ويژه صدا و سيماست كه براي مستند سازي امده است.
من به گروه بزرگ تلوزيوني نگاه ميكردم که تازه از ماشین پیاده می شدند و به دستههاي قمه زن كه ديگر قمهها را انداخته بودند و با سر و صورت زخمي توسط نيروهاي مخصوص به اتوبوس هدايت ميشدند.
پاورقي:
در پارهاي از استنادات اين داستان از كتاب "قمه زني سنت يا بدعت " (مهدي مسايلي) بهره جسته ايمَ
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
در مورد قمه زني :
1 -هر شيعه موظف به اطاعت از مرجع خود است
2- احكامي را كه حاكم جامع الشرايط حكومت اسلامي قدقن ميكند ساير مقلدين مراجع ديگر موظف به رعايت آن ميباشند
3- حرمت و حليت احكام تابع نظر كفار نميباشد زيرا مسلمين از تشبه به كفار نيز نهي شده اند چه برسد به اجراي احكام با نظر كفار
4- بايد در صورت حليت برخي از احكام از نظر مراجع و شرع مقدس با توصيه به انجام آن تفاوت قائل شد مثلا با وجود حليت تعدد ازواج براي مردان شرع مقدس به آن توصيه نكرده مگر در شرايط خاص
خداوند ما را ياري كند در حفظ و عمل به احكام نوراني اسلام و اينكه از مراجع خود جلو و عقب نيوفتيم
salam ! man dar canada zendegi mikonam va fek mikonam bishtar az hame bayad negarane harfe gharbia basham vali bezarid harchi mikhan began began bezarin maro maskhare konan ma emsaal maraseme sine zanio dar klisaa bargozaar kardim va bishtar az hamishe khodemoono zadim ta bebinan eshghe hossein yani chi ! dar zemn lotfan nagid hameie olama chon aksare olama ke hokme siasi nemidan manei baraie in kar nadaran ( ayatollah vahid/ayatollah sistani/ayatolla naeini va ....)
چه خبره ؟!؟
مطلب باید مختصر و مفید باشه.
تور رو خدا به این ها بگویید چرا فقط برای امام حسین قمه میزنند ؟ چرا دستوراتش رو کامل سعی نمیکنند انجام بدهند ؟ کدام بیشتر معشوقشان را خوشحال میکند ؟
کسایی که میگید اشکال نداره هیهات هیهات که آبروی اسلام و شیعه رو بردید. عقل هم نبی است. کمی هم به ندای عقل گوش بدید. ببینید حسین (ع) کی بود. فرهنگ عاشورا چیه. برید تحقیق کنید تا معنی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا رو بفهمید. حسین نیازی به عزاداری شما یا خدمت شما نداره. عزای اینو داشته باشید که مثل حسین باشید. برای دفاع از اسلام برخیزید نه آبروی اسلامو بریزید. وای بر شما. خدا لعنت کنه کسایی رو که این بساطو پهن کردن.
واقعا تصور نمی کردم روزی نظر کسانی رو بخونم که با همچین اعمالی موافق هستن ... واقعا شرم آوره .
بهتر است مسائل را با هم قیاس نکنیم. سجده در حرم امام رضا سجده بر خدا به شکرانه زیارت است. زنجیر زدن به شکل سنتی و غیر افراطی اش (بدون تیغ) هیچ اشکالی ندارد. قمه زدن را هم آقای وحید اباحه نکردند. بیشتر از هر چیز موضوع قمه زنی موضوع وهن مذهب است. مقایسه ابلهانه آن با گاو بازی هم دیگر از آن شلوغ بازی هاست. بهتر است به محتوای مدایح و مراثی هم نگاهی بیاندازیم.
درجواب دوستی که از کرامات قمه حرف زده اند عرض کنم که در هند عده ای هستند که با دست جراحی میکنند. آنهادست خود را داخل شکم بیمار میکنند وبعد ازعمل، روی شکاف ایجادشده دست میکشندو همان لحظه شکاف بسته میشود. انگارکه از اول شکافی نبوده است. اتفاقا این درمانگرهای استثنایی، بت پرست هم هستند.مرتاض های بت پرستی هم هستند که ازطناب راست بالا میروند یا باچشمشان یک قطارچند تنی رانگه میدارند. آیا این کارها باعث میشود که انهارا برحق بدانیم! نه! اینها نیروهایی هستند که خداوند درون انسانها خلق کرده است. نیروهایی که باریاضت وباتمرکز برآن مسئله تبدیل به نیرویی خلاف عادت میشود. همین چند وقت پیش کسی دریکی از این کشورهای شرقی پیداشده بود که ادعای پیغمبری میکرد وهروقت اراده میکرد، از کف دست خالی اش شن می ریخت وپیروانش با ولع شن ها را برای تبرک جمع میکردند. سامری هم گوساله ای ساخت که صدامیکرد. انسان آنقدر ناشناخته است وآنقدر نیروهای خارق العاده در درونش نهفته است که به حق نام اشرف مخلوقات را گرفته است واین نیروها مختص یک نژاد خاص نیست. همه میتوانند با آموزش وتربیت روح خود، این کارها را انجام دهند. اما بالاترین نعمتی که خداوند به انسان هاداده است؛ عقل است. عقل تابتوانیم بین حقیقت وغیر حقیقت فرق بگذاریم. نبایدبا دیدن هراتفاق خارق عادتی از حقیقت واقعی دست بکشیم.نباید اگر کسی نذر قمه زنی کردو نذرش قبول شد، ادعا کنیم که قمه زنی مقدس است.چون برآورده شدن نذر، مربوط به دل آدمهاست وعنایتی که خداوند به آن آدم دارد. درسرتاسر دنیا،از بت پرست تامسلمان افرادزیادی هستند که بیماری های لاعلاج داشته اند ومعجزه وار شفایافته اند اما قمه نزده بوده اند. شفایافته اند چون دل خودرا به خداسپرده بودندو پروردگار این مصلحت را برایشان پسندیده که دعای به ظاهرغیر ممکنشان در این دنیا برآورده سازد.منتهی ما شیعیان این نعمت را داریم که موقع خواستن حاجت؛ میتوانیم کسانی را واسطه خودمان باخدا قراردهیم که بهترین بندگان جهان هستی هستندو در نزد خداوند بالاترین ارزش ها رادارند.و این نعمتی است که باید آن راهمچنان پاک ومقدس نگهداریم وآلوده خرافاتش نکنیم. به جای دل دادن به خرافات به حقیقت وجودی امام حسین علیه السلام توجه کنید.ما درمقابل خون شهدای کربلا مسؤلیم. شما ناآگاهانه به دشمنانان کمک میکنید تا انگ خرافه پرستی بر شیعه بزنند. اینطوری از خون امام حسین پاسداری میکنید؟یک نویسنده مسیحی کتاب "حسین در اندیشه مسیحی" را مینویسد وغیرمستقیم تبلیغ شیعه را میکند ودر عوض شما با ناآگاهی شیعه را آلوده خرافات میکنید تا غیرمستقیم تبلیغ علیه شیعه بکنید! به جای اصرار بر این کار، کمی هم فکرکنیدکه زنده نگهذاشتن سنت مهمتر است یا زنده نگهداشتن دین!
سالها پییش،یکی ازعلما در سالروزشهادت حضرت فاطمه(س) در کرمانشاه به یکی از مجالس عزاداری می رود.می بیند چندنفرنشسته اند وچایی می خورندو درباره مصائب حضرت زهرا(س)صحبت میکنند وآه میکشند. باناراحتی به آنهااعتراض میکند که این چه جور عزاداری است؟وخودش بالای منبر می رود وروضه میخواند وهمه رابه گریه می اندازد.شب بانو به خوابش می آیدکه چرامجلس مرابرهم زدی؟آنها با خلوص دل یاد مرا میکردند.
دوستان؛برای عزاداری امام(ع) نباید حتما خودمان را بزنیم وخون خودمان را بریزیم. به جای قمه زدن وعزاداری های این چنینی؛به فرزندانمان حقیقت قیام امام(ع) رابیاموزیم.من موافق عزادار های باشکوه خیابانی وهیئت ها هستم نه قمه زنی! موافق نوحه هایی هستم که حقیقت قیام کربلا را زنده میکنند؛ نه نوحه هایی که نوحه خوان های بدصدا به قصد فقط گریاندن مردم می خوانند. شیعه میراثی الهی وقلبی است که به ماارث رسیده است. ماوظیفه داریم تا در انتقال قلبی وعقلی آن بکوشیم. کارما از گذشتگانمان سخت تر است.هر روز زمینه ارتباطی جهانی بیشتر میشود. مادیگرمثل گذشتگان؛ اسیرمحدوده مکانی نیستیم. مادر مقابل هجوم اندیشه ها و دسیسه های جهانی وظیفه داریم حقیقت قیام را به فرزندمان بیاموزیم تا بتوانند پاسخگوی سؤالات مغرضان وحتی کنجکاوان ومشتاقان باشند.اگر همین امروز یک وهابی بااستدلال های زیرکانه از عقایدشما ایراد بگیرد،شما نمیتوانید با قمه جوابش را بدهید, باید با استدلال شیعی پاسخش رادهید.آیا شماوظیفه خودتان را در مقابل دینتان انجام داده اید؟ یاشماهم از شیعه بودن؛ قمه زنی رابه فرزندتان آموخته اید؟ به جای نگاه حق به جانب به قمه زنی،درباره تاریخ اسلام، عقایدشیعه وفلسفه قیام کربلا مطالعه کنید.امکان ندارد کسی این کاررا بکند وباز هم بر قمه زنی اصرارکند. شماحق ندارید بدون اینکه حقیقت دینتان را بدانید،یک مراسم خرافی را به آن منتسب بدانید.شما که ازطریق اینترنت به دنیا متصل میشوید،حق ندارید در سطح عوام بمانید.
به نظر من اگه امام حسین عزاداری های این روزها و تظاهر پیروانش را میدید هرگز قیام نمی کرد.
باسمه عزّ اسمه
1 . در روايت معتبره از امام صادق عليه السلام وارد شده : و قد شققن الجيوب و لطمن الخدود الفاطميات علي الحسين بن علي عليهما السلام و علي مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب . « التهذيب ، ج 8 ، ص 325 ؛ وسائل الشيعة ، ج 22 ، ص 402 ؛ جامع الأحاديث آية الله بروجردي ، ج 3 ، ص 492 و مصادر فراوان ديگر »
2 . در همه مصادر مشهوره و معتبره تاريخي – اعم از شيعه وسني – آمده است : فصاح النساء و لطمن خدودهن
« الكامل في التاريخ ، ج 4 ، ص 81 ؛ تاريخ طبري ، ج 4 ، ص 348 ؛ البداية و النهايه ؛ تاريخ ابن خلدون ؛ مثير الأحزان و مصادر ديگر »
3 . در مصادر روايي و تاريخي مختلف آمده : و وضعن التراب علي رؤوسهن و خمشن وجوههن و ضربن خدودهن
« بحار الأنوار ، ج 45 ، ص 112 ؛ العوالم ، ص 381 ؛ لواعج الأشجان ، ص 205 ؛ اللهوف ، ص 91 و مصادر متعدده ديگر »
4 . در زيارت ناحيه مقدسه آمده : برزن من الخدور ، ناشرات الشعور ، على الخدود لاطمات .
« بحار الأنوار ، ج 98 ، ص 240 و 322 ؛ المزار ، ص 504 ؛ ينابيع المودة ، ج 3 ، ص 93 و مصادر ديگر »
5 . استناد آية الله سيستاني به زيارت ناحيه مقدسه و فتوا بر جواز ، بلكه استحباب و رجحان لطم : 6 . بعض از علمايي كه فتوا به جواز بلكه استحباب و رجحان لطم و خدش در عزاي سيد الشهداء عليه السلام داده اند و به روايات فوق و اجماع اماميه و بعض ادله ديگر اعتماد و استشهاد كرده اند :
« الفاضل الآبي ، كشف الرموز ، ج 2 ، ص 263 ؛ ابن فهد الحلي ، المهذب البارع ، ج 3 ، ص 568 ؛ الشهيد الثاني ، مسالك الأفهام ، ج 10 ، ص 29 ؛ المحقق الأردبيلي ، مجمع الفائده ، ج 2 ، ص 507 پاورقي ؛ الحدائق الناضرة ، ج 4 ، ص 152 ؛ جواهر الكلام ، ج 4 ، ص 368 و 370 ، ج 33 ، ص 183 ؛ همداني ، مصباح الفقيه ، ج 1 ، ص 430 ؛ الخوانساري ، جامع المدارك ، ج 5 ، ص 14 ؛ السيد الگلپايگاني ، كتاب الطهارة ، ص 218 ؛ الروحاني ، فقه الصادق ، ج 33 ، ص 340 ؛ عوالي اللئالي ، ج 3 ، ص 409 ؛ السيد محسن الأمين ، لواعج الأشجان ، ص 102 و 205 ؛ العلامة العسكري ، معالم المدرستين ، ج 3 ، ص 142 ؛ السيد الشوشتري ، منتهي الدراية ، ج 6 ، ص 640 ؛ السيد الأبطحي ، تهذيب المقال ، ص 376 ؛ السيد محسن الأمين ، اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 601 و ج 3 ، ص 485 ؛ السيد الميلاني ، شرح المنهاج ، ج 1 ، ص 558 ؛ السيد شرف الدين ، المجالس الفاخرة ، ص 228 ؛ آية الله صافي ، استفتائات عزاداري ؛ آية الله سيد محمد شيرازي ، استفتائات ؛ آية الله سيد صادق شيرازي ، استفتائات ؛ آية الله بروجردي ، جامع الأحاديث ؛ آية الله خوئي ، مسائل و ردود .
7 . قال الله تعالي : لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتبع ملتهم .« سوره بقره ، آيه 120 » لذا جلب رضايت خدا واجب است ، نه كفار .
8 . همه فقها فرموده اند : احكام خدا به سبب تمسخر ديگران تغيير نمي كند .
9 . خداوند مي فرمايد : تالله تفتؤ تذكر يوسف حتي تكون حرضا أو تكون من الهالكين
« سوره يوسف ، آيه 85 »
آيا مصيبت حضرت يوسف بالاتر از مصائب امام حسين عليه السلام است كه حضرت يعقوب خود را به مرز هلاكت رسانيد ؟ يا آنكه - العياذ بالله - حضرت يعقوب خلاف شرع كرده و جان خود را در مصيبت فراق يوسف به مرحله تلف رسانيد ؟!
in site ro bebinid ta befahmid chejuri daran sooe estefade mikonan : www.ortzion.org
خواهش میکنم آنهایی که موافق این مسئله هستند فقط یک بار عاشورا را به انگلیسی سرچ کنند ببینند اولین مطالب،عکسهای قمه زنی و آن هم در سایت اسرائیلیها با عنوان "روز عاشورای مسلمانان متعصب" است . و آن را به عنوان عقیده همه مسلمانان عنوان میکنند .
شیعه یعنی همین؟
به نظر من تمام اینجورکاره یعنی مسخره کردن دین اسلام و یل حتی اگر دیگر دینها هم چنین چیزهایی دارند یعنی نابود کردن آن دین.
بنظر من امام حسین که از نظر من کاملترین انسان روی زمین بود فقط خواست به دنیا نشان داد که برای انسان بودن باید حتی جان داد.
پس ما فقط درس بگیریم . با کمی دقت در این عذاداریها فقط و فقط تظاهرها و انواع کثافت بازیها را میتوان دید و لاغیر
زنان و دخترهایی که با هفت من آرایش دنبال دسته ها و با پسرها لاس میزنند و عده ای که فقط دنبال جمع کردن غذا و عده ای هم دنبال پیدا کردن روابط نامشروع و عده ای هم ........
من معتقدم عذاداری نکنید-گریه نکنید- نماز نخوانید-روزه نگیرید-خمس ندهید-زکات ندهید-و هزاران کار دیگر ولی انسان باشید.مهربان باشید-دروغ نگوئید-و حلال زندگی کنید. علی
برای ان اقایی که قایل به وجود کرامات در عزاداریست متاسفم . فلسفه وجودی عاشورا تعظیم نکردن در مقابل ظلم است.اصل را رها در فروع غوطه ورید.
برای این عمل جاهلانه یک دنیا حرف دارم . اما افسوس .. کو گوش شنوا . ای دوستان ما که عقلمان کمتر از این حرفهاست که بخواهیم ببینیم این عمل درست است یا نه پس بیایید به این عمل از دیدگاه بزرگان نگاه کنیم
قمه زني از نگاه آية الله خامنه اي
قمهزني علاوه بر اينكه از نظر عرفي از مظاهر حزن و اندوه محسوب نميشود و سابقهاي در عصر ائمه(ع) و زمانهاي بعد از آن ندارد و تأييدي هم به شكل خاص يا عام از معصوم (ع) در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب ميشود؛ بنابراين در هيچ حالتي (چه در خفا و چه در ملا عام ) جايز نيست. و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست.
قمه زني از ديدگاه آية الله فاضل لنکراني ( قدس سره )
لازم است در رابطه با مسايل سوگواري و عزاداري سالار شهيدان حضرت ابي عبدالله الحسين (عليه السلام)به گونه اي عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندي شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وي گردد. پيداست در اين شرايط، مسأله قمه زدن نه تنها چنين نقشي ندارد، بلكه به علّت عدم قابليت پذيرش و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقمند به مكتب امام حسين (عليه السلام) از آن خودداري كنند. و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست.
مخالفت آية الله عظمي بهجت با قمه زني
حضرت آيتالله محمد تقي بهجت در پاسخ به استفتائي، مطالب منسوب به وي درباره تقدس خون قمه زنان و جواز اين بدعت را رد كرد.
قمه زني از نگاه استاد مطهري
در شرايط فعلي هيچ دليل عقلي و نقلي بر آن نداريم و يكي از مصاديق بارز تحريف محسوب مي گردد و حداقل اينكه در زمان فعلي، باعث زير سوال رفتن تشيع مي گردد. از برنامه هايي كه هيچ ارتباطي با اهداف امام حسين(عليه السلام) ندارد، تيغ، قمه و قفل زدن است. قمه زدن هم همين طور است؛ اين كار، كار غلطي است. يك عده قمه ها را بگيرند، به سرهاي خودشان بزنند و خون ها را بريزند كه چه شود؟ كجاي اين حركت، عزاداري است.(حوزه و روحانيت، ج 2، ص 173 )
از وبلاگ ما دیدن فرمائید
ImamReza.blogfa.com
باور نکردنی است از کسانی دارای سواد هستند واز انترنت استفاده میکنند واین اعمال تهوع اور را عبادت می دانند به عنوان یک مسلمان ایرانی شرمنده ام . به قران مجید عمل نمایید
اگر زینب مثل این مسلمانان بدعت گذار بود
به جای سخن رانی و رسوا کردن دشمنان اسلام به سر و صورت خود میزد
پس ما باید راه چه کسانی را پیروی کنیم زینب را و یا ..... ؟؟؟؟؟
آیا فقط محبت کافی است
آیا شناخت و تدبیر جزء جدا شدنی اسلام است
ba salam roye in masale va tahrifate vagheye ashora bayad kare fahangi kard. masalan chera dar ketabhaye darsi raje be in enherafat matlabi gonjande nemishavad.
باسلام وعرض تسلیت
خواهش می کنم مسائل را قاطی نکنید
اولا در این روایت که حضرت زینب سرشان را به محمل کوبیده اند شک است و ممکن است این هم از ان دسته روایاتی باشد که امثال این دوستان جاهل برای موجه کردن کارشان نقل کرده اند و یا حتی بد خواهان برای به انحراف کشیدن عزاداری امام حسین
دوما حتی اگر حضرت زینب بر فرض محال این کار را در اثر جو موجود و بی اختیار کرده باشند ایا مجوزی می شود برای دیگران که به جای پرداختن به درد اصلی امام حسین که همانا همین دین و ایمان ظاهری و پوسته دین را چسبیدن از طرف کافران زمان خودش و نگرانی از انتقال همین دین داری به ایندگان بود و به خاطر همین هم کشته شد مگر کسانی که امام حسین را کشتند ادعای کفر کرده و به اسم خدا اورا شهید نکرده اند
سوما چرا حضرت زینب بعد از انجام فرضی این کار ان را به عنوان رسمی در عزاداری توصیه نکرده اند حال انکه می دانیم وی همواره تابع امام زمان خود بوده است چه ان زمان که امام حسین به او گفت که مبادا بعد از من اختیار از کف دهی وکاری کنی که خدا راخوش نیاید پس ما هم طبیعتا باید پیرو او باشیم چون اوست که معصوم بوده وتمامی حرکاتش الگو است .
چهارما از بعضی از دوستان جاهل برای توجیه این کار شنیدم"که روایت است به رسم خودتان عزاداری کنید"
ایا اسلام برای بر انداختن همین رسوم غلط نیامد ؟
ایا خود ما ایرانی ها رسوم غلطی نداشتیم؟
خواهش می کنم تحقیق کنید و ببینید ریشه این قمه زنی اصلا در مسیحیان ارتدوکس بوده و از زمانی خاص توسط عده ای با توجه به شرایط درام گونه عزاداری به سرعت بین عده ای گسترش یافت
اصلا چرا هیچ کدام از ائمه ی معصومین که بعد امام حسین بوده اند در عزاداری هایشان چنین چیزی نیست وتوصیه هم نشده است
ایا ما مجازیم به خاطر همان باور غلط به بهانه عزاداری امام حسین هر کاری را انجام دهیم و برای تمامی محرمات در روز عاشورا است مجوز دهیم برای نمونه فقط روز عاشورا جای خدا امام حسین را بپرستیم
خواهش میکنم مطالعات بیشتر شده و به این دین رویه ای که از پدرانمان گرفته ایم اکتفا نکنیم به امید ان روزی که مهدی ظهور کرده و همانند جدش دوباره تمامی این زشتی ها را از دین خدا پاک ومغز ان را به همراه پوسته ی شیرینش روی زمین بگسترد وهمه ی ما توفیق تجربه ان را داشته باشیم
برایم جالب است که وقتی میخواهیم کار خود را توجیه کنیم می گوییم خب اروپایی ها هم فلان کار را می کنند. مگر هر غلطی که اروپایی ها بکنند توجیهی برای کار اشتباه ماست؟ قمه زنی یعنی اوج وحشی گری و نادانی و حماقت و بدعت.
اگه قمه زنی خرافاته و گناهه ( که هست ) پس ایا بسیاریدیگر از کارهایی دیگر نیز که ما با دل و جان انجام میدیم و بهشون هم افتخار می کنیم و حتی تمرد از آنها را کفر میدانیم تکلیفشون چیه ؟ نمیدونم آیا واقعا روزی فرا میرسه که ما عقلمونو به کار بندازیم و بعضی از بدعتهایی که نه تنها ربطی به اسلام نداره بلکه حتی دین محمد را با خطر مواجه میکند از ذهنمون پاک کنیم ؟؟ درسته که باید به خدا توکل داشت اما با این ذهنهای خوابیده و یه سری آدمهای فرصت طلب که نون این خرافاتو میخورن من که بعید میدونم .
Even if it is with true and pure intention it's not accepted.
You can say that it's sth concerned to oneself but it's not.
What really it is, is hurting the others soul and worse hurting the Islam's spirit.
قمه زنی و ... مایه ننگ ما مسلمانان است !! دوستی مسیحی دارم که پس از دیدن تصاویر قمه زنی و حتی قمه زنی توسط پدر برای فرزند تا مدتها ما مسلمانان را بخاطر عقاید انحرافی ما مسخره میکرد !!! این کار تصویری غلط و توروریست مانند از ما مسلمانان میسازد و این عده افراد جاهل از این امر بی اطلاعند !!! من تعجب میکنم که چطور عده ای از کاربران که عقل و درکی در حد استفاده از اینترنت دارند این کار را مثلا در اصفهان حلال عنوان کرده اند و از ان دفاع کرده اند !! چرا قمه زنی و این اعمال وحشیانه ؟؟ مگر مسلمانان اعتقاد ندارند که در دنیای دیگر اعضای بدن از انسان بازخواست میکند ؟؟ پس اینکار یعنی چه ؟؟؟ خیلی ادعا دارند بروند بانک خون خون بدهند تا قابل استفاده باشد !! اینکار واقعا مایه ننگ است !!
به نظر من روحانیت باید با صراحت موضع خود را در این امر مشخص کند
در سال 60 هجری حسین خود را با علم به شهادت رساند تا یاد اسلامی که به انحراف میرفت دوباره زنده شود
حسین با آگاهی این کار را کرد نه به زور
ولی این ناآگاهان با این کارها حسین را ترسو و نا آگاه جلوه میدهند
مسلما اگر حسین راه دیگری می داشت بر می گشت و یا جهاد می کرد یا مبارزه
پس شهادت برای زنده ماندن اسلام بود نه برای دیدن فقط و فقط روز عاشورا و زمین کربلا
چرا حضرت زینب به یاد حضرت زهرا میخ در سینه خود فرو نمی کردند
چون آن موقع این از خود بیخبران و از خدا گریزانان نبودند که (محاکات) آموزش بدهند
در گوگل بنویسید ashura
بعد خودتون قضاوت کنید
این روایت که حضرت زینب (س) سر خودشون رو به محمل کوبیدند سند محکم تاریخی ندارد و فقط در یک کتاب توسط شخص بی اعتباری نوشته شده
خواهشن به هر نوشتهای تکیه نکنید
من با قمه زنی این ارازل موافقم. نرود میخ آهنین در سنگ. ما که نمی توانیم خرافات مذهب را از کله اینها بیرون کنیم. پس بهتر است خودشان را به دست خود هلاک کنند.
وقتی کسی نظر ولی فقیه خود را گوش ندهد هیچ عبادتی از او قبول نیست.اگر کسی هم ولی فقیه را قبول دارد پس چرا دیگر حرفی آورده می شود.
مگر نه اینکه ما در برابر حتی سلامتی خود در درگاه خداوند مسوولیم.تورا به خدا کمی فکر کنیم.
ازنطر اسلام ضربه زدن به بدن از الکل خوردن تا خودکشی حرام است از طرفی خون هم نجس است .کسانی که از قمه زدن یا دیدن صحنه های آن لذت می برند دچار خود آزاری یا دگر آزاری هستن .این افراد همه جای دنیا هستن که از شکنجه دادن ویا دیدن صحنه های دلخراش لذت می برند
من فکر می کنم اثر منفی قمه زنی بیشتر از لحاظ روحی است تا جسمی.
دوستی گفته بود که این زخمها سریع التیام می یابد و در ضمن اینکه با استناد به عمل حضرت زینب، حرمت آزار نفس را بگونه ای (شاید منظورشان با لحاظ به مقتضای شرایط بوده) زیر سوال برده اند..
اما چند نکته ساده..
اولا اینکه مرتاضهای هندی هم خودآزاری می کنند..خوب و بدش را الان کاری ندارم، اما نکته اینست که ایشان هم پدیده به سلامت ماندن از شکنجه های علیه خودشان را بروز می دهند..آیا این نشانه حقانیت آنهاست..؟!
اصولا یک اصل به اصطلاح "نوشته نشده" وجود دارد که اگر انسان درحال هیجان و اعتقاد کاری را انجام دهد (چه اعتقاد به خیر و حتی گاهی، گاهی اعتقاد به شر) و برآن متمرکز باشد، آثار عادی فیزیکی درد و زخم و ... بر وی یا اصلا دیده نمی شود (مانند مرتاضان، که مسلما در راه اسلام نیستند) یا خیلی زود خوب می شود (مانند قمه زنان) و حتی این مورد را من خودم در برخی تجربیات و کلاسهای روانی (غیرمرتبط با مذهب و اعتقادات دینی) تجربه کرده ام.
بنابراین آنچه که دراین مورد (شدت زخم که زود التیام می یاد) ابدا اثباتی برحقانیت نیست.
دوماٌ، نکته اصلی در اثر منفی قمه زنی، اثر روحی آنست که برعکس آنچه که گفته اند، خیلی ربطی به خارجیها و داخلیها ندارد، و اصولا چه کودکان یا دیگران (حتی سایر عزاداران که با اینگونه رفتارها بیگانه اند) درصورت اینکه شاهد چنین صحنه هایی باشند، اثر منفی شدید روحی دارد که نمونه های آنها را بوضوح و بصورت انکارنشدنی در همین نظریات داده شده برای این مطلب می توان دید.
ثالثاً، بیهودگی و حماقت نهفته در آنهم واضح است و همانطور که در مقاله هم اشاره شده بود، می توان بجای آن مشق نظامی در روز عاشورا داشت که چیزی به انسان بیفزاید
رابعاٌ، نکته دیگر هم، حالت دشمن شادکن آنست... در مواردی مثل حد شلاق زدن، انسان غربی خیلی شاد نمی شود که بخواهد تمسخر کند..بیشتر عصبانی می شود... ولی درقمه زنی واقعا دشمنان اسلام و اسرائیل و غربیها شاد می شوند (نه از البته از نگاه کردنش، بلکه صرف اطلاع از وجودش) که چقدر شیعیان - متاسفانه - نادانند که بخود صدمه می زنند..
خامساٌ، اما اینکه برخی از این رفتار طرفداری کرده اند، خب البته توجیهات روانشناسی "عناد با نفس" وجود دارد، که الزاما به اباعبدالله مرتبط نیست..انسان درصورتیکه خود را گناهکار ببیند می خواهد با عذاب خود، خود را وارهاند (همانگونه که درکودکی،کودک خطاکار پس از تنبیه، بخشوده شده و اضطراب تنبیه و طرد شدنش برطرف می شود) و دقیقا بهمین ترتیب است که اسلام تنببه انسان را مخصوص خدا و با اذن او و بنابراحکام او می داند و انسانرا از هرگونه خودسری در تنبیه خود یا دیگری منع می کند...تا به این ترتیب این دور باطل که انسان هرگناهی را (خواسته یا ناخواسته)انجام دهد و بعد با تنبیه خود، خود را بیامرزد، ازبین ببرد... بطوریکه این تنها خداست که انسانها را برای گناهای ارادی ( و نه ناخواسته) عذاب می کند..
نتیجه اینکه هرچند گفتن این جمله خیلی خوشایند نیست... اما بنظر می آید که کسانیکه از این صحنه ها خوششان می آید (بخصوص برای دیگران!!!!) سوابق ناخوشایند تنبیه در دوران کودکی، یا مشاهد تنبیه و عذاب دیگران (حتی حیوانات) در آن دوران را دارند...
متشکرم..
be nazare man inkeh ye mosalmun be azadari va yad avari az vaghaye ye mohem tarikh islam be pardaze khoobe, amma man ba har guneh khod zani va khod azari mokhalefam
همانطور که خداوند فرموده اذیت و آزار نفس از گناهان بزرگ است پس بدین ترتیب این عمل از دید خداوند متعال و اسلام نادریت و حرام است
بايد ادله حرمت و ادله حليت را يكي يكي بررسي كرد تا بتوان نتيجه كرفت. احساساتي نفي كردن همطراز احساساتي تاييد كردن است.
من با نظرات نویسنده ی این متن کاملا مخالفم. من خودم قمه نمی زنم و خیلی هم به اون رغبت ندارم اما تقریبا هر سال به اصفهان می رم و از نزدیک تماشا می کنم. لازم می بینم تا به چند مساله اشاره کنم.
خیلی از مراجع فقید قمه زنی رو حلال دونستن.
اگر بخواهیم فرض را بر نظر مخالفان اسلام بگذاریم اونها به خیلی چیزهای مهمتر از قمه زنی مثل احکام حد در ملا عام و یا بحث حقوق زنان هم به ما ایراد می گیرن! ما باید تمام اونها رو متوقف کنیم و یا تغییر بدیم؟ می دونی اگه صحنه ی شلاق زدن رو به یه خارجی نشون بدی درباره ی اسلام چی فکر می کنه؟
تا حالا توی این همه سال هیچ کسی رو ندیدم که بخاطر قمه زنی امام حسین (ع) مریض شده باشه. حتی برای خودم جالبه که چجوری بعد از اینکه بعضی ها انقدر قمه می زنن تا میرن حمام یکی دو ساعت بعدش زخمها کاملا التیام میابه و تا دو سه هفته بعدش اصلا انگار نه انگار! در ضمن اگه دقت کرده باشید همیشه توی دسته ها افرادی هستن که با الکل و دستمال قمه ها رو همیشه تمیز می کنن. در مورد دوستمون هم که می گه آسیب رساندن به بدن باید بگم که حضرت زینب که سرشون رو به محمل کوبیدن احتمالا از حرمت این کار خبر نداشتند نه؟
اگه واقعا بخاید از دید اسلام و خدا و ÷یغمبر نگاه کنید باید بگم که خود خدا گفته که ضرر زدن به بدن گناه داره.این بدن ما امانت دست ماست و اگه با اینجور مزخرفات خرابش کنیم ثواب که نکردیم هیچ بلکه گناه کبیره نیز انجام دادیم.یه چیز مسخره و تاسف بار دیگه هم که در این ایام کاملا میشه دید این نوحه های(البته نه همه نوحه ها)که هر چیزی به ذهنشون میرسه میخونن واقعا تاسف داره و دشمنای اسلام با همین چیزا اسلامو دارن مسخره میکنن.موفق و پیروز باشید.
fagat rooe Google image kalame Ashoura ra type konid. Bebinid che khabare!!
مذهب یک موضوع اجماعی - فرهنگی است. دین وارداتی در هر جامعه ای پس ار چند نسل کاملا خصوصیات فرهنگی جامعه ای را که به آن وارد شده می گیرد. با کمی تحقیق متوجه می شوید قمه زنی برای معشوق و معبود قبل از اسلام نیز در قبایل نیمه متمدن اطراف خزر وجودداشته و ایشان پس از مسلمان شدن و شیعه شدن در مناطق تحت حاکمیت خود رواج دادند.
بابا این خرافات عزاداری را جمع کنید و اگر مسلمان واقعی هستید به قران عمل کنید.
نتیجه محبت بدون شناخت همین است که عقلها از کار می افتد
بیچاره دکتر علی شریعتی چقدر از دست اینجور آدما حرص میخورد ولی حالا تا کی ما شیعیان باید تحمل کنیم کسانی رو که به اسم اسلام فرقه تازه ای برای خودشون ساختند
آیا ایجاد وحشت در بین زنان و کودکان گناه نیست
یک فرد سوئدی بعد از دیدن قمه زنی به دوست ایرانیش گفت : شما وقتی به خودتون رحم نمی کنید چطور انتظار داشته باشیم به دیگران رحم کنید.سپس همه سوئدی ها اون ایرانیرو ترک کردند
ما پس از 1400 سال که از اسلام میگذرد چه تفاوتی کردیم
با آن قبایل وحشی به دور از تمدن
مگر اسلام دین زندگی نیست
مگر آسیب رساندن به بدن حرام نیست
چرا قلب پیغمبر را به درد می آورید ای مسلمانان بیدار
تعدادی قمه آبدار با ضمانت شمر به فروش می رسد . دارای مجوز دفن از بهشت زهرا . مورد تایید گروه عبدالمالک ریگی . بدووووووو که تموم شد !
آن کسانی که اعلام می کنند که بسیاری از مراجع(اقای نائینی و خویی و....) حکم به استحباب آن داده اند. اگر مسلمانند و شیعه باید بدانند که بر فرض هم ایشان چنین دستوری داده باشند تقلید از مرجع مرده حرام است. از مراجع حال حاضر تنها اقای وحید هستند که فتوا به حرمت این کار نداده اند.
1-حال اگر از قمه زنی بپرسی مرجعت کیست. اصلا مرجع ندارد، اصلا نمی داند که باید مرجع داشته باشد. احتمالا طبق فتوای مادربزرگش عمل می کند. یا اگر از ایشان بپرسی یکی دیگر از احکام آیت الله وحید را بگو بلد نیست. فقط به او یاد داده اند که بگوید اقای وحید حکم به حرمت نداده اند.
2- اگر مسلمانی باید بدانی که وقتی رهبر جامعه اسلامی حکم به حرمت چیزی می دهد( در مقوله جامعه نه شخص) فتوای دیگر مراجع در آن مقوله قابل اجرا نیست.( باز هم می گویم در مقولات اجتماعی) قمه زنی در ملا عام یک مقوله اجتماعی است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.