برخورد دوگانه با پژوهش ديني در کشور ما
وقتي انسان پژوهشگر شد، هميشه نميتواند كاري كند که عوام خشنود شوند. زماني که علامه عسکري به کنفرانس سنت رسولالله و عقيده شيعه به ترکيه رفت، اظهارات وي انعکاس تندي در ايران عليه وي داشت...در همين اواخر در يکي از نشريات با موضعگيري عليه يک کتاب پژوهشي، نويسنده آن به عنوان يک «روحاني فاسد» معرفي شده و سپس با تعابير تندي مانند فريبکاري و شيادي درباره او سخن گفته شد.


حجتالاسلام والمسلمين رسول جعفريان در مقالهاي با نيمنگاهي به پژوهشهاي ديني، بهويژه در حوزه تاريخ اسلام، برخورد دوگانه با پژوهش را مورد نقد قرار داده است، از اين زاويه كه همواره بر لزوم نوانديشي و پژوهش تاكيد ميشود، اما گاه كه مطلبي خلاف مشهور بيان ميشود، بسياري بر ميآشوبند.
به اعتقاد وي، تحقيق درست و اصيل بدين معناست که محقق در يک رشته و زمينه خاص علمي، کار واقعنمايي جدي انجام داده، علم را يک قدم به پيش برده و در بهترين صورت خود آن را متحول کند. نوع درجه نخست آن مانند کاري است که ابن خلدون در تاريخ، انيشتين در فيزيک، شيخ انصاري در فقه و اصول و امام خميني در نظريه سياسي شيعه به انجام رساندند؛ اينها نظريهپردازاني هستند که راه اين دانشها را عوض کرده و تحولي عظيم در آن پديد آوردند.
سطح دوم آن صرفا نوعي اجتهاد و تحقيق در چهارچوبي است که ديگران آن را تعريف کرده و گشودهاند. اينان نظريهپردازيهاي محدودي هم دارند.
در انتها در درجه سوم پژوهش، تنها بازگو کردن کارهاي ديگران است...
يک محقق در عرصه مطالعات ديني هميشه با اين خطر روبهروست که سخني بگويد که مقبول عامه نباشد. مقصودم از عامه، همه کساني است که از آن محدوده علمي دور هستند. ممکن است افراد معمولي يا حتي طلبه و حتي در حد علما و مراجع متخصص در رشتههاي ديگر باشند، اما از حوزه مطالعاتي اين شخص آگاهي چنداني نداشته باشند. اين نکته است که به بحث چالشهاي پيش روي محقق مربوط ميشود. در اين نوشته کوتاه، بحث ما ناظر به مطالعات ديني يا تاريخي اما در حوزه دين است. مشکلي که بايد روي آن تأمل کنيم، اين است که اظهارنظر محققانه و به عبارتي نو، مسائل و پيامدهاي خاص خود را دارد...
برخي اصلا در حوزه تاريخ به پژوهش باور ندارند و آن را مطالعهاي ميدانند. اين مسأله در نگاه سنتي ما وجود دارد و سبب شده است تا ما به پژوهش و اجتهاد تاريخي بياعتقاد باشيم و ارجي به آن نگذاريم. اين منهاي جريان خاصي است که در حوزه علميه و ميان علما به صورت عالمانه در راستاي دفاع از اصول امامت و تاريخي که اطراف آن هست وجود داشته است؛ همان خط دفاع سنتي از مباحث تاريخي مربوط به امامت در تاريخ شيعه که سبب برآمدن نسلي از عالمان بسيار برجسته در اين حوزه شده و کساني چون مرحوم سيد شرفالدين و علامه اميني و عسکري از آن جمله هستند. البته کار آقاي عسکري با نگاه کاملا تازهاي همراه است...
بسياري از اوقات، اين حقايق ارزشمند هستند و سخت به کار دين و مذهب ميآيند و در عين حال از معيارهاي علمي و پژوهشي هم برخوردارند. اينها را عجالتا به عنوان تحقيق مثبت مينامم، اما برخي از اوقات تحقيقات جديد مشکل ايجاد ميکنند؛ يعني مطالبي در آنها مطرح ميشود که خوشايند عامه نيست...
وقتي انسان پژوهشگر شد، هميشه نميتواند منتظر بماند که به اصطلاح از نگاه عوام و خواصي که در حد عوام با آن مطالب سروکار دارند، خشنود شوند. تحقيق يک شمشير دو لبه است. ممکن است به عقيده رسمي خدمت بکند و ممکن است يک عقيده عمومي را مورد ترديد قرار دهد. زماني که آقاي عسکري همراه شماري از علما به کنفرانس سنت رسولالله و عقيده شيعه به ترکيه رفت، نسبت به آنچه وي در سخنراني خود مطرح کرده بود، ترديدهايي در داخل برانگيخته شد. چنين اظهار شد که ايشان در سخنراني خود در روايات کافي ترديد کرده و بسياري را نادرست خوانده است. اين مسأله انعکاس تندي در ايران عليه وي داشت. اين به رغم آن بود که ايشان باورش اين بود که در آن کنفرانس تلاش کرده است تا شيعه را از خطر مهمي نجات دهد. آن سر و صداها به شخصيت علامه عسکري در نزد بسياري از افراد لطمه زد و براي نخستين بار اعتبار او را مورد چالش قرار داد...
علامه عسكري در سالهاي گذشته نيز در مواردي انتقاد شديد حوزههاي علميه تشيع را برانگيخته است؛ براي نمونه، اظهارات وي در تركيه مبني بر بيپايه بودن بسياري از احاديث اصول كافي اعتراض شديد شماري از اساتيد برجسته حوزه علميه قم را برانگيخته بود. ايشان زماني هم بحثي درباره زيارت عاشورا مطرح کرد. همان زمان به سرعت برخي از مراجع وقت موضعگيري کردند؛ اين در حالي بود که در اخبار پيش از آن آمده بود كه وي: با انتقاد شديد از ترويج برخي از ادعيه مشهور ديني، زيارت عاشورا و حديث كسا را فاقد استناد تاريخي دانست. همچنين وي برخي از تعابير موجود در زيارت عاشورا به ويژه فرازهاي پاياني آن را فاقد روح حاكم بر فرهنگ شيعه، مشي اهل بيت و مخل در وحدت شيعه و سني دانسته است....
نتيجه چه شد؟ نتيجه آن بود که ايشان به اجبار از آن چه مطرح کرده بود، عقب نشيني کرده و در پاسخ به اين پرسش که نظر حضرتعالي درباره عاشورا و زيارت عاشورا چيست نوشتند: «اينجانب در كتاب منتخب الادعيه دو زيارت از زيارت خاصه روز عاشورا را عرض كردم و به آن اعتقاد دارم. زيارت عاشوراي مشهور و معروف، داراي مؤيدات و توثيقات خبري است كه قابل تشكيك نيست و من خودم زيارت عاشورا ميخواندم و ميخوانم. پيش از اين، من ناراحتي قلبي داشتم كه يكي از بزرگان علما براي بنده زيارت عاشورا خواند و ناراحتي قلبي من مرتفع شد».
اين تجربه نشان ميدهد که اولا ما اعتبار محققان خود را صرفا به خاطر بيان برخي از ديدگاهها از ميان ميبريم و آنان را وادار به توبههاي شگفت ميکنيم. در غير اين صورت او بايد به طور کل ميدان را ترک کند.
سطح دوم آن صرفا نوعي اجتهاد و تحقيق در چهارچوبي است که ديگران آن را تعريف کرده و گشودهاند. اينان نظريهپردازيهاي محدودي هم دارند.
در انتها در درجه سوم پژوهش، تنها بازگو کردن کارهاي ديگران است...
يک محقق در عرصه مطالعات ديني هميشه با اين خطر روبهروست که سخني بگويد که مقبول عامه نباشد. مقصودم از عامه، همه کساني است که از آن محدوده علمي دور هستند. ممکن است افراد معمولي يا حتي طلبه و حتي در حد علما و مراجع متخصص در رشتههاي ديگر باشند، اما از حوزه مطالعاتي اين شخص آگاهي چنداني نداشته باشند. اين نکته است که به بحث چالشهاي پيش روي محقق مربوط ميشود. در اين نوشته کوتاه، بحث ما ناظر به مطالعات ديني يا تاريخي اما در حوزه دين است. مشکلي که بايد روي آن تأمل کنيم، اين است که اظهارنظر محققانه و به عبارتي نو، مسائل و پيامدهاي خاص خود را دارد...
برخي اصلا در حوزه تاريخ به پژوهش باور ندارند و آن را مطالعهاي ميدانند. اين مسأله در نگاه سنتي ما وجود دارد و سبب شده است تا ما به پژوهش و اجتهاد تاريخي بياعتقاد باشيم و ارجي به آن نگذاريم. اين منهاي جريان خاصي است که در حوزه علميه و ميان علما به صورت عالمانه در راستاي دفاع از اصول امامت و تاريخي که اطراف آن هست وجود داشته است؛ همان خط دفاع سنتي از مباحث تاريخي مربوط به امامت در تاريخ شيعه که سبب برآمدن نسلي از عالمان بسيار برجسته در اين حوزه شده و کساني چون مرحوم سيد شرفالدين و علامه اميني و عسکري از آن جمله هستند. البته کار آقاي عسکري با نگاه کاملا تازهاي همراه است...
بسياري از اوقات، اين حقايق ارزشمند هستند و سخت به کار دين و مذهب ميآيند و در عين حال از معيارهاي علمي و پژوهشي هم برخوردارند. اينها را عجالتا به عنوان تحقيق مثبت مينامم، اما برخي از اوقات تحقيقات جديد مشکل ايجاد ميکنند؛ يعني مطالبي در آنها مطرح ميشود که خوشايند عامه نيست...
وقتي انسان پژوهشگر شد، هميشه نميتواند منتظر بماند که به اصطلاح از نگاه عوام و خواصي که در حد عوام با آن مطالب سروکار دارند، خشنود شوند. تحقيق يک شمشير دو لبه است. ممکن است به عقيده رسمي خدمت بکند و ممکن است يک عقيده عمومي را مورد ترديد قرار دهد. زماني که آقاي عسکري همراه شماري از علما به کنفرانس سنت رسولالله و عقيده شيعه به ترکيه رفت، نسبت به آنچه وي در سخنراني خود مطرح کرده بود، ترديدهايي در داخل برانگيخته شد. چنين اظهار شد که ايشان در سخنراني خود در روايات کافي ترديد کرده و بسياري را نادرست خوانده است. اين مسأله انعکاس تندي در ايران عليه وي داشت. اين به رغم آن بود که ايشان باورش اين بود که در آن کنفرانس تلاش کرده است تا شيعه را از خطر مهمي نجات دهد. آن سر و صداها به شخصيت علامه عسکري در نزد بسياري از افراد لطمه زد و براي نخستين بار اعتبار او را مورد چالش قرار داد...
علامه عسكري در سالهاي گذشته نيز در مواردي انتقاد شديد حوزههاي علميه تشيع را برانگيخته است؛ براي نمونه، اظهارات وي در تركيه مبني بر بيپايه بودن بسياري از احاديث اصول كافي اعتراض شديد شماري از اساتيد برجسته حوزه علميه قم را برانگيخته بود. ايشان زماني هم بحثي درباره زيارت عاشورا مطرح کرد. همان زمان به سرعت برخي از مراجع وقت موضعگيري کردند؛ اين در حالي بود که در اخبار پيش از آن آمده بود كه وي: با انتقاد شديد از ترويج برخي از ادعيه مشهور ديني، زيارت عاشورا و حديث كسا را فاقد استناد تاريخي دانست. همچنين وي برخي از تعابير موجود در زيارت عاشورا به ويژه فرازهاي پاياني آن را فاقد روح حاكم بر فرهنگ شيعه، مشي اهل بيت و مخل در وحدت شيعه و سني دانسته است....
نتيجه چه شد؟ نتيجه آن بود که ايشان به اجبار از آن چه مطرح کرده بود، عقب نشيني کرده و در پاسخ به اين پرسش که نظر حضرتعالي درباره عاشورا و زيارت عاشورا چيست نوشتند: «اينجانب در كتاب منتخب الادعيه دو زيارت از زيارت خاصه روز عاشورا را عرض كردم و به آن اعتقاد دارم. زيارت عاشوراي مشهور و معروف، داراي مؤيدات و توثيقات خبري است كه قابل تشكيك نيست و من خودم زيارت عاشورا ميخواندم و ميخوانم. پيش از اين، من ناراحتي قلبي داشتم كه يكي از بزرگان علما براي بنده زيارت عاشورا خواند و ناراحتي قلبي من مرتفع شد».
اين تجربه نشان ميدهد که اولا ما اعتبار محققان خود را صرفا به خاطر بيان برخي از ديدگاهها از ميان ميبريم و آنان را وادار به توبههاي شگفت ميکنيم. در غير اين صورت او بايد به طور کل ميدان را ترک کند.
نکته اينجاست که آيا اگر کسي در فقه مرجعيت دارد، در مقابل شخصي مثل علامه عسکري که در تاريخ مرجعيت دارد، ميتواند چنين برخوردي داشته باشد؟ دراين صورت چه راهكاري براي اين مطلب هست که ما تحقيق و تتبع و تأمل و تعقل را احترام بگذاريم و راه را براي پيشرفت در تحقيق باز نگاه داريم...
در همين اواخر در يکي از نشريات با موضعگيري عليه يک کتاب پژوهشي نويسنده آن به عنوان يک «روحاني فاسد» معرفي شده و سپس با تعابير تندي مانند فريبکاري و شيادي درباره روش نگارش و پژوهش او سخن گفته شد. اين در حالي است که اثر ياد شده، اثري پژوهشي و طبعا قابل انتقاد پژوهشي است، اما برخورد يک روزنامه با اين روش، جز اين که کار نظريهپردازي و پژوهش را در کشور ما مختل کند، نتيجهاي نخواهد داشت. نويسنده ياد شده، خالق چندين اثر پژوهشي است که يکي از آنها در کشور جايزه سال گرفته است. اثر ديگر او با نام ميراث مکتوب شيعه يکي از بنياديترين پژوهشهايي است که در سالهاي اخير در حوزه شيعهشناسي منتشر شده و پيش از اين هم پژوهش ديگر او در فقه شيعه به عنوان يک اثر قابل ستايش منتشر شده بود.
در همين اواخر در يکي از نشريات با موضعگيري عليه يک کتاب پژوهشي نويسنده آن به عنوان يک «روحاني فاسد» معرفي شده و سپس با تعابير تندي مانند فريبکاري و شيادي درباره روش نگارش و پژوهش او سخن گفته شد. اين در حالي است که اثر ياد شده، اثري پژوهشي و طبعا قابل انتقاد پژوهشي است، اما برخورد يک روزنامه با اين روش، جز اين که کار نظريهپردازي و پژوهش را در کشور ما مختل کند، نتيجهاي نخواهد داشت. نويسنده ياد شده، خالق چندين اثر پژوهشي است که يکي از آنها در کشور جايزه سال گرفته است. اثر ديگر او با نام ميراث مکتوب شيعه يکي از بنياديترين پژوهشهايي است که در سالهاي اخير در حوزه شيعهشناسي منتشر شده و پيش از اين هم پژوهش ديگر او در فقه شيعه به عنوان يک اثر قابل ستايش منتشر شده بود.
اگر در کشور ما از نظريهپردازي ستايش شده و روي توليد علم تأکيد ميشود و بخشي از آن براي طلاب؛ يعني کساني است که مطالعات ديني و به ويژه در حوزه تاريخ اسلام دارند، بايد انتظار آن را داشت که پژوهش به صورت طبيعي کار خود را انجام دهد. با اعتمادي که ما به اصول اساسي دين و مذهب خويش داريم، نبايد از اين پژوهشها نگران باشيم؛ بنابراين، و دراين صورت نميتوانيم همزمان، چوب و چکش را دست گرفته با استفاده از تعابير زشت به سراغ کساني برويم که روي مبنا و اصول کار پژوهش را پيش برده و طبعا انتظار دارند که مورد نقادي علمي قرار گيرند، نه آن که از آنان به عنوان افراد فاسد ياد شود. (و خداوند باطن اشخاص را بهتر از هر کس ديگر ميشناسد)...
متن کامل را در ستون «مقالات» بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
در جواب آون اقا يا خانومي كه گفته بعد يه عمر خوندن زيارت شريف عاشورا كسي بيايد مدعي شود مجهول است ...اينطور نيست و كسي چنين ادعاييي نكرده ...بلكه علامه به لحاظ سندي معتقد بودند در سلسله نقل زيارت ،اين زيارت مرسله است و اين به معني جعلي يا مجهول بودن و يا اينكه از معصوم صادر نشده نيست چه بزرگاني كه مشكلات لاينحل زندگي شان را با خواندن 40 روز زيارت عاشورا حل كرده اند.
مطلب اينكه ايشان معتقد به لعن به اين شيوه رايج نبودند و اين را با منش و رفتار محمدي و اهل بيتي متناسب نمي ديدند.
خوب است يه مطلبي را از مرحوم آيت الله معرفت كه خودم در محضر ايشان بودم نقل كنم ايشان مي فرمودند:
بر قلوب اهل تسنن با لعن به اشخاصي كه براي اونها محترمند مهر نزنيد چرا كه باعث مي شود كينه و دشمني در دل آنها ايجاد نمايد و ديگر به حرف واستدلال منطقي ما گوش ندهند .....
براي ايجاد جريان "توليد علم" پويا و پيشرفت علمي ابتدا بايد در صدد ايجاد جامعه علمي بود. " جامعه علمي " دو معنا دارد يكي اينكه مردم جامعه، علمي باشند(يعني درك درستي از فرايند توليد علم و پژوهش و ....) داشته باشند و معناي ديگر هم كه يعني پژوهشكده و دانشگاه و ... داشته باشيم.
مشکل سر این است که بحث علمی باید در محفل علمی و بین علما مطرح شود . نه مثل علامه و بعضی دیگر در میان عامه ی مردم! به عنوان مثال علما می گویند فلان روایت ضعیف است و مردم برداشت می کنند که غلط است!!!
در حالی که در اصطلاح علما روایت ضعیف به معنای غلط بودن روایت نیست.
ایشان یکی از بزرگترین مورخان تاریخ اسلام و شیعه بودند که بدون تردید بانی اصلی شیعه شدن چند صد هزار نفر از مسلمانان می باشند. ضمن اینکه مویدات ایشان بسیار محکم تر از این می باشد که اعتبار ایشان زیر سوال یا نقد برود. ضمن اینکه ایشان از لحاظ مقام علمی به زعم بسیاری از بزرگان قابل مقایسه با علامه امینی می باشند. ضمنا ایراد ایشان به زیارت عاشورا مربوط به فرازهای آخر زیارت می باشد که با توجه به شرایط خفقان آن زمان ( زمان حضرت باقر(ع) و بنی امیه) آن بخش را معقول نمی دانند و در مورد سایر فرازها ایرادی ندارند.
خداوند ایشان را با اهل بیت علیهم السلام محشور کند. ان شا..
نظر هر عالمی در حوزه تخصص خودش محترم است .
با سلام ،آقای جعفریان جانا سخن از دل ما میگوئی.جای عالمانی چون شهید مطهری ،شهیدمفتح ،شهید بهشتی،شهید باهنر و....با آن دید وسیع و واقع بین و منتقد ونقد شنو در جامعه امروز ما خالیست
البته همانطورکه نظر امثال علامه عسکری مورداحترام است نظرات علمای اعلام دیگرنیزمورداحترام است.
يكي ديگر از راههاي اعتلاي تحقيق و علوم ديني باز گذاشتن باب پرسش است بدون ترس از نكوهش و تكفير شدن ، قطعا كساني كه باب سئوال را تنگ مي كنند براي بعضي سئوالات جواب يا حداقل جواب معقول ندارند . و حاضر هم نيستند از پشت عناوين و القابشان درآيند و روي زمين راه بروند.
بعد از يك عمر خواندن يك دعا مثل زيارت عاشورا كسي به شما بگويد دعا مجهول است شما چه حسي خواهيد داشت؟
بهتر است با مطرح كردن بيشتر اين مشكلات در حوزه پژوهش، مخالفان كم سواد آن را به عقب نشيني واداشت
از اعمال نظرات مخالف متشكرم
متاسفانه چندين ساله شاهد رشد يك نوع فرهنگ وهابي در فقه پويا و مترقي تشيع هستيم كه اگر علما شيعه هر چه سريعتر سعي در خنثي كردن اين نحله فكري نكنند به خاطر اينكه اين نوع انديشه سعي ميكند با افراط و هياهو ديگران را دچار انفعال گرداندور در ان صورت انحراف تاريخي در بستر تفكر شيعي به وجود مي ايد
از این برخوردهای افراطی با اساتید و صاحب نظران و نخبگان در کشور زیاد است مانند حملات بی منطق به دکتر شریعتی استاد مطهری و دکتر سروش
مراکزرسمی پژوهشی ما بویژه مراکز دین پژوهی کمتر به این نکات مهم توجه دارند . در برخی موارد افراد ی که خودرا در همه امور صاحب نظر می پندارند با سطحی نگری همراه باجوسازی موجی ناحق راعلیه محققینی که ثمره سالها تحقیق خودرا مطح میکنندایجاد می نمایند که بدلایلی هیچ کس یارای جلوگیری از این موج نا بحق را ندارد. مرحوم علامه عسکری یکی از این پژوهشگرانی بوده که در حق وی ظلمی بزرگ شده است.در واقع این سنخ پژوهش گرانند که میتوانند دین و مذهب مارا در مقابل دوستان نادان و دشمنان دانا واکسینه کنند. یارانه نظام به این بزرگان نیز چیزی نیست جز فراهم کردن فضای مناسب برای عرضه حاصل کار این بزرگان.
تحقیق باید چند مشخصه داشته باشد
1- مخالف نظر ما نباشد
2- از ما تعریف و تمجید کند و هوش ما را تحسین نماید
3-به پاکی و بی آلایشی ما گواهی دهد
4-ما فقیر بودیم و مسکین ولی به اینجا رسیدم که جای تقدیر دارد آنهم زیاد
5- هرچه را ما گفتیم سند بداند بنابراین ما خودمان سند هستیم
و غیره که الان یادم نمی آید.
واقعا در جامعه موثر ترين عامل پيشرفت و دست يابي به اعتلاي كامل تحقيق و كاوش مي باشد و بايد به هر شخصي كه در حوزه تخصصي خود تحقيق بر حقي انجام ميدهد تحسين و خسته نباشي عرض كرد و ايشان را ترغيب كرد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.