کینه شوهر از زن شکمو
چندی پیش همه در حال استراحت بودند که ناگهان صدای درگیری زوج جوانی در ساختمان 4طبقهای دلهره عجیبی در دل همسایهها انداخت و جالب اینکه جیغ و دادها خیلی زود خاموش شدند و دقایقی بعد باز همهمهای شد و همسایهها این بار خیلی زود خود را جلوی خانه زوج جوان رساندند. یکی از زنان همسایه زنگ خانه را زد اما هیچیک از زن و شوهر جوابگو نشدند و بحث بین آنها بالا کشید تا اینکه ماجرای درگیری زن و شوهر به پلیس 110 مخابره شد.
به گزارش وطن امروز، خیلی زود تیمی از ماموران پلیس کلانتری در محل حاضر شدند و با به صدا درآوردن در خانه زوج جوان و با اعلام حضور پلیس در محل خواستند در خانه را باز کنند.«نگار» وقتی متوجه شد پلیس پشت در است در حالی که از گوشه دهانش خون میآمد در را باز کرد و با چهرهای مضطرب و آشفته به آغوش یکی از زنان همسایه پناه برد.
زن 29 ساله همانجا از شوهرش شکایت کرد و خواست پلیس به پرونده آنها رسیدگی کند. «جعفر» با چهرهای عصبانی دستبند پلیس را که روی دستانش دید رو به نگار کرد و گفت روزهای قشنگ زندگیمان را به خاطر یک تردمیل به سیاهی کشاندی!
جعفر شب را در بازداشتگاه کلانتری گذراند تا اینکه فردای آن روز مرد جوان پیش روی بازپرس پرونده قرار گرفت و با گذاشتن وثیقه آزاد شد تا در جلسات بازجویی و محاکمه حاضر شود. مرد 30 ساله بعد از آزادی، مستقیم به دادگاه خانواده رفت و خواستار جدایی از همسرش شد.
این دادخواست در حالی بود که نگار از ماجرای طلاق خبری نداشت تا اینکه نامه احضاریه به دادگاه خانواده از سوی پستچی در اختیارش قرار گرفت. زن جوان باور نداشت که همسرش قصد جدایی از وی را دارد و با موبایل جعفر که مدتی میشد در خانه پدریاش بود تماس گرفت اما جعفر حاضر به پاسخگویی نشد.
طلاق در دادگاه
روز 21 خردادماه امسال زوج جوان پای در دادگاه خانواده گذاشتند و پیش روی قاضی پرونده قرار گرفتند. نگار هنوز باور نداشت که همسرش قصد دارد وی را طلاق بدهد و در حالی که اشک روی گونههایش دیده میشد به قاضی پرونده گفت: من و همسرم 2 سال قبل از ازدواج در دانشگاه با هم آشنا شدیم و حتی زمانی که خواستیم با هم ازدواج کنیم پیش مشاور رفتیم و هیچ مسالهای برای زندگی عاشقانهمان نبود. نمیدانم با گذشت 3 سال زندگی در کنار همسرم چرا تصمیم به جدایی گرفته است؟!
جعفر با چهرهای آشفته در جواب نگار گفت: درست است که زندگیمان زیبا بود اما یک شب ماندن در بازداشتگاه پلیس برای کسی که یک بار هم پایش به کلانتری باز نشده سخت است و بدتر از آن این بود که همسرم ادعا میکند عاشق زندگیمان است اما خودش باعث بازداشت شدن من شده است.
وی درباره روز درگیری با همسرش گفت: همسرم خواست برای جلوگیری از چاق شدنش یک دستگاه تردمیل بخرم اما این در حالی است که در خانه 60 متری جا برای سوزن انداختن نیست و هر روز سر این موضوع بهانهگیری میکرد.
وی ادامه داد: نخست من خواستم که غذاهای رژیمی بخورد و از خرید تردمیل صرفنظر کند اما نگار هر شب غذاهای پرچرب درست میکرد و به جای رژیم گرفتن پرخوری میکرد و اصرار داشت تنها با تردمیل میتواند کاهش وزن پیدا کند. هر وقت از سرکار به خانه میآمدم خودم را آماده میکردم تا در برابر بهانهگیریهای همسرم قرار بگیرم و حتی خانواده همسرم نیز با خرید تردمیل مخالف بودند و نگار روی دنده لج افتاده بود تا اینکه درگیری بین ما بالا گرفت و زمانی که دیدم همسرم از روی عصبانیت شروع به ناسزاگویی کرده ضربهای به دهانش زدم تا ساکت شود اما بیفایده بود و پلیس در تماس همسایگان به خانهمان آمد و همسرم با آن همه عشق و علاقهای که از آن حرف میزند از من شکایت کرد تا یک شب را در زندان بمانم.
وی افزود: همسرم خودش درگیری را شروع کرد و مقصر بود. زمانی که در بازداشت بودم و دیدم همسرم باعث آن است به پایان زندگی رسیدم و دیگر نمیتوانم در کنار وی زندگی کنم. نگار که حرفی برای گفتن نداشت با اشکهایش التماس میکرد و خواستار بخشش بود اما همسرش تصمیم خودش را گرفته بود.
بنابر این گزارش، قاضی پرونده با تعیین وقت بعدی خواست با گذشت زمان، مرد عصبانی از تصمیمش صرفنظر کند اما مرد اصرار بر طلاق داشت و روند قانونی پرونده در حال پیگیری است.
به گزارش وطن امروز، خیلی زود تیمی از ماموران پلیس کلانتری در محل حاضر شدند و با به صدا درآوردن در خانه زوج جوان و با اعلام حضور پلیس در محل خواستند در خانه را باز کنند.«نگار» وقتی متوجه شد پلیس پشت در است در حالی که از گوشه دهانش خون میآمد در را باز کرد و با چهرهای مضطرب و آشفته به آغوش یکی از زنان همسایه پناه برد.
زن 29 ساله همانجا از شوهرش شکایت کرد و خواست پلیس به پرونده آنها رسیدگی کند. «جعفر» با چهرهای عصبانی دستبند پلیس را که روی دستانش دید رو به نگار کرد و گفت روزهای قشنگ زندگیمان را به خاطر یک تردمیل به سیاهی کشاندی!
جعفر شب را در بازداشتگاه کلانتری گذراند تا اینکه فردای آن روز مرد جوان پیش روی بازپرس پرونده قرار گرفت و با گذاشتن وثیقه آزاد شد تا در جلسات بازجویی و محاکمه حاضر شود. مرد 30 ساله بعد از آزادی، مستقیم به دادگاه خانواده رفت و خواستار جدایی از همسرش شد.
این دادخواست در حالی بود که نگار از ماجرای طلاق خبری نداشت تا اینکه نامه احضاریه به دادگاه خانواده از سوی پستچی در اختیارش قرار گرفت. زن جوان باور نداشت که همسرش قصد جدایی از وی را دارد و با موبایل جعفر که مدتی میشد در خانه پدریاش بود تماس گرفت اما جعفر حاضر به پاسخگویی نشد.
طلاق در دادگاه
روز 21 خردادماه امسال زوج جوان پای در دادگاه خانواده گذاشتند و پیش روی قاضی پرونده قرار گرفتند. نگار هنوز باور نداشت که همسرش قصد دارد وی را طلاق بدهد و در حالی که اشک روی گونههایش دیده میشد به قاضی پرونده گفت: من و همسرم 2 سال قبل از ازدواج در دانشگاه با هم آشنا شدیم و حتی زمانی که خواستیم با هم ازدواج کنیم پیش مشاور رفتیم و هیچ مسالهای برای زندگی عاشقانهمان نبود. نمیدانم با گذشت 3 سال زندگی در کنار همسرم چرا تصمیم به جدایی گرفته است؟!
جعفر با چهرهای آشفته در جواب نگار گفت: درست است که زندگیمان زیبا بود اما یک شب ماندن در بازداشتگاه پلیس برای کسی که یک بار هم پایش به کلانتری باز نشده سخت است و بدتر از آن این بود که همسرم ادعا میکند عاشق زندگیمان است اما خودش باعث بازداشت شدن من شده است.
وی درباره روز درگیری با همسرش گفت: همسرم خواست برای جلوگیری از چاق شدنش یک دستگاه تردمیل بخرم اما این در حالی است که در خانه 60 متری جا برای سوزن انداختن نیست و هر روز سر این موضوع بهانهگیری میکرد.
وی ادامه داد: نخست من خواستم که غذاهای رژیمی بخورد و از خرید تردمیل صرفنظر کند اما نگار هر شب غذاهای پرچرب درست میکرد و به جای رژیم گرفتن پرخوری میکرد و اصرار داشت تنها با تردمیل میتواند کاهش وزن پیدا کند. هر وقت از سرکار به خانه میآمدم خودم را آماده میکردم تا در برابر بهانهگیریهای همسرم قرار بگیرم و حتی خانواده همسرم نیز با خرید تردمیل مخالف بودند و نگار روی دنده لج افتاده بود تا اینکه درگیری بین ما بالا گرفت و زمانی که دیدم همسرم از روی عصبانیت شروع به ناسزاگویی کرده ضربهای به دهانش زدم تا ساکت شود اما بیفایده بود و پلیس در تماس همسایگان به خانهمان آمد و همسرم با آن همه عشق و علاقهای که از آن حرف میزند از من شکایت کرد تا یک شب را در زندان بمانم.
وی افزود: همسرم خودش درگیری را شروع کرد و مقصر بود. زمانی که در بازداشت بودم و دیدم همسرم باعث آن است به پایان زندگی رسیدم و دیگر نمیتوانم در کنار وی زندگی کنم. نگار که حرفی برای گفتن نداشت با اشکهایش التماس میکرد و خواستار بخشش بود اما همسرش تصمیم خودش را گرفته بود.
بنابر این گزارش، قاضی پرونده با تعیین وقت بعدی خواست با گذشت زمان، مرد عصبانی از تصمیمش صرفنظر کند اما مرد اصرار بر طلاق داشت و روند قانونی پرونده در حال پیگیری است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
زن شکمو تیتر خوبی نیست چون گویای خصوصیت اون خانم در این ماجرا نیست، این خانم اضافه وزن داره البته مراقب تغذیه اش هم نیست ولی این دلیل شکمو بودن نیست
باید هر دو تا حد زیادی جهت جلوگیری از جدایی و یا ادامه دادن زندگی با خاطرات تلخ کوتاه بیایند.شاید نگفتنو ابراز نکردن آرزوهای شخصی غیر لازم و ...بهتر باشه
جه ازدواج بکنید چه مجرد زندگی کنید هر دو موجب پشیمانیست.
فقط زندگی مجردی...
خدا به داد همه جوانها برسد .
چطوره که آقا غرورش شکسته خیلی بده و باید طلاق بگیره .ولی کتک زدن زنش اصلا اشکال نداره!در ثانی ترد میل بهانه است و حتما مشکلات بزرگتری وجود داشته
هی بابا ! خوب به جای تردمیل واسش یه تن تاک می خریدی الان دیگه این ماجرا هم پیش نمیومد
راست میگه دیگه!
خانم سحر همانطور كه گفتي نمي شود كلي گويي كرد شما هم فقط يك نمونه از خوشبختهاش هستي انشاالله تا آخرش هم همينطور باشد .
نکته مهم اینه که تمام ماجرا از زبان مرده برای قضاوت ماجرا باید از زبان زن خانواده نیز نقل شود
من نقطه محوری هستی ام، هر چه من بخواهم همان باید محقق شود، من کاری با مشکل تو ندارم، من و من و من ... تمام یا بخش عمده اختلافات ناشی از منیت است. با کوتاه آمدن، معذرت خواهی کردن ، عفو و گذشت و ... می توان مشکلات را شکلات کرد.
عالی بود
اين كه با مشت به دهان زنش زده جرمش خيلي بيشتر از اين حرفا هست ،اگر مرد زن را طلاق مي دهد زنش هم حق دارد دراينخصوص شاكي باشد
اگه زن و شوهر واقعا به همدیگه علاقه داشته باشن از خطاها میگذرند این مرد دنبال بهونه بود که بدست اورد
چه شوهر پر رویی .عرضه نداری برای زنت خونه و وسایل درست و حسابی تهیه کنی حالا کتکش هم می زنی ؟اگر ببینمت جای اون مشتی که به صورت خانومت زدی میزنم تو دهنت که مجبور شی دندونانتو تک تک جمع کنی .برو کار کن و زندگی راحتی برای زنت فراهم کن .نه این کهه عقده هاتو سر زن مظلوم خالی کنی
صلوات بفرستین بابا .... تمومش کنین، شده دیگه.... زن شکمو نباید گیر میداده و راضی میشده شب شوهرش زندان باشه... جعفر خان هم نباید چک میزده
در ضمن وای به روزی که زنی کلید کنه رو چیزی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! میبینین خانواده خودش هم نتوستن نظرش رو عوض کنن!
در عین سادگی ولی خیلی خوب بود
صد بار خوندم و مشعوف شدم نظر این دستمون رو گرچه واقعه غم انگیزه
زنی که بهانه بی معنی میگیره و بعد خودشو با التماس کوچیک میکنه! مردی که زنشو میزنه یه شب تو بازداشتگاه تحمل نداره و طلبکار هم هست! تحصیلات تکمیلی هم مثلا دارن! چی بر سر جامعه ما اومده؟
دوستان عزیز مقصر خونه ی 60 متریه. آخه 60 متر شد خونه؟ طبیعیه وقی زوجی تو قفس زندگی می کنند عرصه بهشون تنگ میشه.
با این مسئله که میگی عرصه بهشون تنگ میشه موافقم ! خونه ما هم خیلی کوچک بود از روز اول زندگی با هم مشکل داشتیم ! همینکه جایی برای تنهایی خودمون نداشتیم مشکل بزرگی بود اما از وقتی جابجا شدیم روحیمون عوض شد و مشکلاتمون تا حدودی کمتر !
قصد قضاوت بین این دو هموطن عزیز را ندارم ولی از تمام خانمای محترم خواهش میکنم در برآورده کردن خواسته هاشون اینقدر پافشاری و اصرار نکنن. مطمئن باشن اگه امکانش وجود داشته باشه مردا بیشتر از همسرشون از برآورده شدن نیاز همسراشون خوشحال میشن. باور کنین غر زدنای مداوم به مرور تمام مناسبات دوستانه رو بهم میزنه.
عزيز من زندگي اينا از پايه سسته .... وگرنه با يه مسئله به اين كوچيكي از هم نمي پاشيد .... مسئله تردميل حل ميشد فردا يه مشكل ديگه بوجود ميومد.....
خطاي اول از آقا بوده هر چقدر هم عصباني بوده مي توانسته با ترك منزل براي چند ساعت آرامش خود را به دست بياورد و بعد از آن هم دخالت همسايه ها و البته اين آقا قبل از اين ماجرا از زنش خسته شده بوده و گرنه سر اين موضوع اينقدر پافشاري نمي كرد .شايد هم ديگري را زير سر دارد .
اين فقط يك بهانه است كه آقا خانومش را طلاق بده و البته صدرصد دخالت خانواده آقا نيز دخيل است
ازدواج با همكلاسي توي دانشگاه اصلاً خوب نيست من خودم تجربه اش را دارم البته الان 4 سال از ازدواجمان مي گذرد ولي به من خبلي سخت گذشت و هنوز وقتي اسم دانشگاه مي آيد چهار ستون بدنم مي لرزد .تازه ما دانشجوي كارشناسي ارشد بوديم جالبي اين است كه من هميشه مخالف ازدواج با يك پسر همسن وسال يا تفاوت سني كم و همكلاسي بودم به شدت ولي به خاطر ابراز علاقه شديد همسرم و چرب زباني هاش خام شدم . الان اگر برگردم به آن زمان به هيچ وجه اين اشتباه را نمي كنم .خدا خودش حفظمان كند . توكل به خدا
نمیشه کلی گویی کرد.من و همسرم هم تو دانشگاه باهم آشنا شدیم ولی زندگی عاشقانه ای داریم بعد از 4 سال.من استان آذربایجان شرقی و همسرم خوزستانی.مهم اینه که آدم طرف مقابلش رو خوب بشناسه .
مهريه مال همين روزهايي كه يك مرد خيلي راحت به زنش خيانت مي كند در حالي كه زنش هيچ كاري از دستش بر نمي آيد .به جز شكسته شدن
با رها كاملا موافقم ... منم هميشه همينو ميگم اگه مثل غرب بود ديگه مهريه نجومي هم وجود نداشت ... زن هم انگيزه پيدا مي كرد به مرد كمك كنه تا داراييشون بيشتر بشه
عزیز من وقتی مردی سر ناسازگاری و قصد جدایی داشته باشه حتی مهریه های نجومی هم نمی تونن باعث دوام زندگی بشن و مطمئن باش چنین مردی هزار راه پیدا می کنه که بخواد از زیر بار پرداخت مهریه شونه خالی کنه و نمونه هایی زیادیش رو به چشم دیدم. به نظر من بهتره مثل کشورهای غربی همه چیز بعد از طلاق بین دو نفر نصف بشه.
اره دیگه هدف باید این باشه که به زور زوجو کنار هم نگاه داشت حالا به زور مهریه یا هرچی! من نمیفهمم اگه تصور شما از ازدواج اینه که ازدواج نکردن که منطقی تره!
کاش منم تو زندگیم فقط همین مشکلاتو داشتم من تو دانشگاه با همسرم آشنا شدم اون برای استان فارس منم مازندران
با بدبختی زندگیمونو شروع کردیم مثل همه ی دخترا هزارتا آرزو داشتم شوهرم بهونه درس رو میکرد و میرفت تا صبح تو یه اتاق دیگه بعد از چند ماه فهمیدم درس بهونه بود اون با دخترا رابطه داره دختری که میدونست اون زن داره ازش میخواست منو طلاق بده بعد از فهمیدن اون هر روز کتکم میزد ولی من کسی رو نداشتم که بهش بگم تا اینکه اون رفت سربازی 2 ماه تنها بودم ولی تحمل کردم هرروز بهش امید میدادم تا اینکه آموزشی تموم شد اومد تو شهرمون خدمتش روزای عید بود بهم گفتن اون به دوستام التماس میکرد که باهام دوست شین من عاشقتونم به دختر خالمو خواهرم پیشنهاد داد دیگه نتونستم تحمل کنم دادخواست طلاق دادم و طلاق گرفتم ولی کسی نمیدونه چی دارم میکشم تو 24 سالگی این همه درد خیلی زیاده.
زندگیتونو خراب نکنید واسه چیزهای بی ارزش تردمیل نگرفت که نگرفت ولی دوست داشت این مهمه
طلاق خیلی بده زن خیلی اذیت میشه میشکنه
جامعه ی بدی که ما داریم یه زن مطلقه نمیتونه دووم بیاره
حالا تورو خدا بهتون التماس میکنم به زنتون خیانت نکنید کتکش نزنید مثل من میشن که کم اووردم میخام بمیرم
درسته که الان شما شرایط خوبی نداری ولی هرکسی مطالب شما رو می خونه به این نتیجه می رسه که قبل از انتخاب و تصمیم به ازدواج، تحقیق جامع و کامل و مطالعه روی خصوصیات شخصیتی همدیگه را جدی نگرفتید که نهایتا شناخت خوبی بدست نیامده که از همون اوایل زندگی نسبت به شما ابراز علاقه نمی کرده یا دنبال یه نفر دیگر بوده. باور کنید که دوست داشتن زورکی نیست اگر اون در تصمیم گیری اشتباه کرد شما نمی بایست می کردی وقتی فهمیدید که اشتباه کردید گرچه پذیرفتنش راحت نیست ولی لازمه چون این زندگی ها نه دوام داره نه ارزش پس شاید گریزی از طلاق نباشه. جدایی گرچه تلخه و به راحتی هضم نمیشه ولی بهش نپردازید و با فکر کردن به اون و محکوم کردن خیانت های اون خودتون را آزار ندید مسوولیت اشتباهاتتون را بپذیرید که دیگه تکرار نکنید. هر چند معمولا خانم ها نقد پذیر نیستند ولی امیدوارم شما به عاقبت نقدناپذیری فکر کنید نه توجیه کردن و دنبال مقصر گشتن. اون تقصیرش سر جای خود ولی مسوول زندگی شما خودتونید ولاغیر.
این ها را مردی به شما میگه که همسرش با بهانه های واهی که خودمم نفهمیدم واقعا چی بوده با منطق بی منطقی ازش جدا شده ولی این تصمیم توی اوایل زندگی بهتر از اواسط زندگیه که جبرانش به مراتب سخت تر و شاید غیر ممکنه. ولی البته من نه خیانت کردم و نه مایل به جدایی بودم شرح بخشی از ماجرا را بالاتر به اسم خودم نوشتم که ازدواج با غریبه ها و شناخت ناکافی و بعد از اون، گذشت های مکرر و افراطی باعث میشه آدم ها ظرفیتشو نداشته باشند و خیال کنند همسر یعنی برده و هر کاری که می خواهند می کنند و به هیچکس پاسخگو نیستند این فضای همسری نیست.
در نهایت توصیه من این است که مشاوره، شناخت و تحقیق لازم و عمل به روش های اسلامی و قرآنی در تجربه ی بعدی راهگشاست انشاالله.
حالا كه بهانه خوبى بدست أورده جعفرخان قصه ما!شانس هم در خونه اش رو زده!
من تجربه طلاق رو دارم. بنظرم هیچ چیزی تو زندگی بد تر از طلاق نیست.
امیدوارم همه زوجها در کنار هم با عشق زندگی کنن و بالغانه تو زندگیشون رفتار کنن.
تنها نظری که منفی نگرفته نظر شماست
طلاق خیلی دردناکه بخصوص که یکطرفه تصمیم گیری بشه و ناگهانی و با بی رحمی انگار که داری توی یه هواپیما که سرعتشو زیاد می کنه که از زمین بلند بشه یه دفعه با اون سرعت زیاد ترمز می کنه و با سر محکم می خوره توی دیوار. اینا نامردیه که طرف مقابل که همسرمونه را آماده نمی کنیم و علاوه بر تلخی جدایی با بی مهری و بی رحمی و کینه و نفرت انتقام می گیریم.
همیشه برای برگشت راه بازه ولی وقتی جدا شدید مطمئن باشد بارها به فکر برگشت می افتید ولی به چه اعتمادی دوباره زمان و هزینه کنید؟ این بار فقط احساسه که در سوز و گدازه چون رابطه به لحاظ حقوقی تموم شده ولی به لحاظ عاطفی تردید نکنید که تا پایان عمر نمی تونید همدیگه را فراموش کنید.
تو زندگیه دو تا جنس مخالف هر لحظه احتمال اختلاف هست پس باید هر لحظه گذشت داشت وگرنه زندگی قشنگ خیلی راحت نابود میشه...
سلام
حدود 6 ماه پیش بعد از یک سال که از عقدمان می گذشت در حالیکه یکی دو دو ماه بود به کمک پدرم آپارتمانی خریده بودم و دستم خالی شده بود و در تلاش برای گرفتن وام برای مراسم عروسی بودم همسر بنده با اصرار و پافشاری از من می خواست با تفریحات اختصاصی اش موافقت کم و من دلشکسته از اینکه چرا به جای همراهی و همدلی در آن شرایط مالی یاحداقل پیشنهاد تفریح مشترک با لجاجت و پافشاری روی یک مساله ی بی اهمیت وجود من را نادیده می گیرد؟ عصبانی کشدم و سرش داد زدم؟ که از این بهانه ای برای طلاق بدست آورد و با چماق مهریه از من جدا شد. آن زمان من مثل همین خانم با اشک از ایشان می خواستم زندگی عاشقانه مان را ترک نکند ولی از آن زمان تاکنون وقتی به روند زندگی فکر می کنم چند نتیجه می گیرم:
1- هیچ وقت از عقاید اخلاقی و ایمانی مان نباید بگذریم که کوتاه آمدن در این موارد نشان ضعف شخصیت و موجب سوء استفاده و یک دور باطل است. اگر کسی عادت کرد هر کاری خواست بکند و مدام طلبکار شد و حاضر نشد اشتباهش را بپذیرد و جبران کند، روحیات استکباری را در داخل خانواده پایه گذاری کرده.
2- کسی که مسلمان است باید قبل از ازدواج تکلیف خودش را روشن کند که طبق آیه 34 سوره نساء "صالحات قانتات" را قبول دارد یا فمینیسم را؟ راه این دو یکی نیست.
3- هیچ وقت خیال نبافیم که اگر عاشقانه کسی را دوست داشتیم او هم ما را همان قدر دوست خواهد داشت و البته این یک واقعیت تلخ است که روی کسی که به ما ابراز علاقه و تمایل کرده سرمایه گذاری عاطفی و مادی می کنیم درحالیکه بعد از مدتی می بینیم از موضع حق به جانب ما را در اولویت های چندم زندگی قرار داده است. به قول معروف: عشق یه سره، مایه ی دردسره.
4- میزان مهریه مثل سایر ابعاد زندگی از جمله نفقه که باید بر مبنای شان زن باشد، طبق دستورات و روایات و توصیه های بزرگان دین باید بر مبنای توان مالی مرد باشد نه عرف های من درآوردی و چشم و هم چشمی های احمقانه و سوئ ظن های اهانت آمیز. مهریه نوعی هدیه است برای اثبات صداقت مالی نه ضمانت. مهریه ای که به عنوان هدیه، مرد توان پرداخت آن را نداشته باشد با هدف سوء ظن و ضمانت مطرح و مطالبه می شود که این یعنی بن بست عاطفی و در لحظات حساس زندگی شمارش معکوس تا انفجار غرور و مردانگی مرد، نه مهر جاری چراکه اعتماد و احترام و محبت در قالب یک رابطه ی بدهکار و بستانکار دوام و ارزشی ندارد. آیا سنتی که رهبری در مورد میزان مهریه پایه گذار آن بودند درس آموز نیست؟ مهزیه ای که کارکرد ضمانت داشته باشد یعنی نسبت به پسر سوء ظن وجود دارد و از قبل او را متهم کرده اند. مرد اگر مرد باشد برای ختم این اهانت ها از ادامه ی رابطه صرفنظر می کند نه اینکه خوش خیال وارد زندگی ای شود که به محض مخالفت یا اعتراضی امکان محکوم شد او به صدها میلیون تومان وجه نقد وجود داشته باشد. این رفتارها سقوط اخلاق است پس ما خودمان باعث نابودی اخلاقیم چراکه حقوق وقتی مطرح می شود که اخلاق مرده باشد. از طرفی اگر زندگی خراب شود زندگی هر دو خراب شده نه فقط زن پس اینکه همیشه مرد بدهکار باشد یا در جایگاه متهم و زن همیشه در جایگاه شاکی یعنی از همان آغاز زندگی پایه گذار جنگ بوده اند و دانسته وارد این بازی ویرانگر شده اند. اگر با این مهریه های کلان زنی زندگی مردی را خراب کرد و مقصر هم بود و کار به جدایی به درخواست همان زن کشید چرا علاوه بر خسارت معنوی مرد باید خسارت مادی هم ببیند؟ پس این مهریه ها حاصل سقوط اخلاق و نابود کننده زندگیست چراکه زمینه ی از بین بردن تعهد و تعلق و تلاش در زندگی را از طرف زن می تواند از بین ببرد.
5- مدیریت تعارض در زندگی بسیار مهم است که این موارد هم در سوره نساء ذکر شده و البته هر یک از مراحل گفته شده باید دقیق و گام به گام و عالمانه طی شود مثلا در باب تذکر باید فرآیند درست و مناسبی را بر مبنای روحیات و روانشناسی هر فرد طراحی کرد و از خودش هم کمک خواست به این امید که تلاش و تعهد طرفین ضمانت بقای خانواده باشد.
6- دخالت، حمایت، تحریک و تشویق به اصرار و پافشاری روی یک نظر از طرف نفر سوم در زندگی مشترک بخصوص از طرف پدر و مادر و یا دوست مصداق بارز خیانت است و تجاوز به حریم مقدسی که خدا شان آن را تعیین کرده برای آرامش نه اینکه ما ان را صحنه ی جنگ و مجادله کنیم که مثلا دلسوزی کرده باشیم. کسی که متاهل شد دیگر فرد نیست شریک دارد و ما حق دخالت نداریم مگر اینکه هر دو راضی و متقاضی باشند برای مشورت یا داوری.
7- به امید روزی که اگه حتی یه چراغ روشن هم وجود نداشته باشه نور قلب هر کسی روشن کننده راهش باشه.
زنش هر جوری هم بوده باشه و هر کاری هم کرده باشه دلیلی نمیشه که اون زن رو کتک بزنه. همین که دست روی زنش بلند کرده نشون میده که حق با او نیست. آدم وقتی دستش میره بالا که منطق و زبانش کم بیاره. اگر منطق و تفکر درست در کار باشه چه نیازی به اعمال خشونت هست؟
متن رو دقیق بخون ! خانم شروع کرده بوده به فحاشی !!! تو دعوای شدید زن و مرد همینطوره ، زنها با زبان حمله می کنند و مردها با دست . همونقد که کتک کاری مرد هیچ توجیهی نداره ، فحاشی زن هم نداره . پس با این مورد نمیشه نشون داد که حق با کی بوده .
چه خوب قضاوت می کنی
يه مرد انقدر تحمل مي كنه و گذشت مي كنه تا يه جا كه ديگه كاسه صبرش لبريز ميشه! خانم ورداشته آقايي رو كه تا حالا پاش به كلانتري باز نشده رو به خاطر لجبازي يه شب انداخته بازداشتگاه و حالا توقع داره باز آقا حاضر باشه با اون زندگي كنه! متأسفانه يه مرد وقتي همسرش از چشمش بيفته ديگه افتاده و كاريش نميشه كرد بهتره اون خانم بيش از اين خودشو سبك نكنه و همون اول فكر اينجاشو ميكرد!
کاش پلیس عجولانه بازداشت نمی کردهمانجا صلحشون میداد من از زوج عزیزخواهش میکنم باخدای مهربون معامله کنند که فرمود از یکدیگر درگذرید .مطمئنا خدای بخشنده ومهربون بین شما الفت برقرار میکنه انشاءالله یه لحظه فقط به خاطر خدا همه بدیها یادتون بره
کاملا موافقم
تقريبا همه پيام ها را خوندم از پيامت كه سرشار از خيرخواهي است تشكر مي كنم كاشكي همه مثل شما دنيا را مي ديدند.
با تشكر
تو عصبانيت هركس كار عجيب و غير قابل بخششي ممكنه بكنه.
زنداني كردن هميسر كار درستي نبوده اما خب كتك زدن هم درست نيست. همونقدر كه زندان كردن يه مرد ميتونه غرورش رو خورد كنه و ناراحتش كنه، كتك خوردن زن هم ميتونه اينكار رو باهاش بكنه.
اگه همديگه رو دوست داشته باشن و خانواده ها آتيش بيار معركه نن، ميتونن همديگه رو ببخشن. هر دو.
اگر یاد میگرفتیم که در مورد همدیگر بخصوص کسانی که فقط گوشه ای از زندگیشان را در اخبار مخوانیم قضاوت نکنیم چقدر خوب بود!
ماشالله همه قاضی هستند حکم هم صادر میکنند خوبه دستشون نمیرسه اجرا کنند وگرنه چی میشد!!!
شوهر این خانم الان عصبانیه اتفاق اول اشتباه بود و این تصمیم اشتباه بزرگتر. همسرتو ببخش تا خدا هم از گناه های تو بگذره
اگه اينطوري بود من بايد روزي 3 بار زنم و طلاق بدم
بمیرم انگار دلت خیلی خونه
اگر یاد میگرفتیم که در مورد همدیگر بخصوص کسانی که فقط گوشه ای از زندگیشان را در اخبار مخوانیم قضاوت نکنیم چقدر خوب بود!
ماشالله همه قاضی هستند حکم هم صادر میکنند خوبه دستشون نمیرسه اجرا کنند وگرنه چی میشد!!!
جای تعجب است آقاهه هیچ ابزار پشیمانی از زدنم زنش نمی کند!!!!
وبسی تعجب آورتر اینکه اینکه خانمه داره گدایی محبت می کنه ؟؟؟
هر دوی اینها نیازمند روانشناس و روانپزشکند
اینطور برخورد ها معمولا تاریخچه و زمینه طولانی داره مسلماً به همین سادگی دو جمله این مقاله نیست مشکل ما اینه که خیلی راحت آماده قضاوت کردنیم اون هم خیلی قاطع!
این همه گفتند و نوشتند که کار هر دو اشتباه بوده ولی این نظر اصلا اشاره ای به اشتباه زن نکرده بود و از موضع طلبکاری حرف زده بود
وقتی در اظهار نظر انصاف را رعایت نکنی دیگه انتظاری نداشته باش
نکند شما هم مدافع کتک زدن زنان هستی ؟
پس شما مدافع فحاشی و بی شرمی هستی؟ آن هم به مردی که تمام روز برای ساختن زندگی توی این وضع اقتصادی داره تلاش می کنه.
خانوم محترم به جاي خريد تردميل كه هم هزينه هنگفتي دارد و هم فضاي زيادي را اشغال مي كند با توجه به خانه هاي امروزي و تازه موقع استفاده مزاحم همسايه نيز هست در يك باشگاه ورزشي ثبت نام مي كردي و از دستگاه مورد نظر استفاده مي كردي . الان لازم نبود اشك بريزي و خودت را سبك شوهرت كني . منت كشي و از اين حرف ها .
چرا يك خانوم بايد اين طور به همسرش اسرار كند و اشك بريزد كه با او زندگي كند ؟ اين قانون ما است مرد هر وقت نخواست زنش را طلاق بده ولي زن به هر دري بزند نمي تواند طلاق بگيرد چون حق طلاق با مرد است .
کراهت شدیده زن از مرد یکی از دلایلیست که قضات بر مبنای آن می توانند حکم طلاق را صادر می کنند که موارد زیادی وجود داشته در محاکم و به نظر می رسد اکثر درخواست ها پذیرفته می شود ضمن اینکه این نوع طلاق یکی از انواع تصریح شده در شرع است. این موضوع را چند وکیل پایه یک طی مشاوره هایی که برای مشکل خودم داشتم در ماه های گذشته به من اعلام کردند بنابراین حاصل تجربه ی شخصی است نه مطالعه و اخبار غیر قابل اعتماد. شما هم برای اطمینان می توانید جستجوی مختصری یا سوالی از وکیل یا دفاتر مراجع داشته باشید بعد نظراتتون را اعلام بفرمایید.
کراهت دلیل نیست باید یک دلیل محکمه پسند داشته باشد خبر نداری نظر نده
زن بعد از درخواست طلاق در دادگاه حدود هشت ماه تا یک سال حداکثر بدون هیچ دلیل محکمه پسندی حتی به دلیل کراهت از همسر می تواند طلاق را بگیرد و قضات طلاق می دهند.
شما خبر نداری.
چقدر بچه گونه تو زندگی تا هست مشکلات برای هر کدومشون بخوان طلاق بگیرن که نشد زندگی ......یوقتم مرد اشتباهی میکنه و زن میبخشه یا بالعکس ....متاسفم برای این مرد بی گذشت
نگار مقصر صد در صد است،از هر دستی بدی از همون دست هم میگیری،اما جعفر خان گذشت کار بزرگان هستش،بزرگیتو نشون بده و از گناهش بگذر
از کی تا حالا کتک زدن زن خوب شده بگو ما هم بدونیم
بايك اشتباه نبايدزندگي راتمام شده دانست ازطرفي باعرض پوزش خدمت هموطن عزيز ازدوطرف دعواهيچكس مقصرصددرصدنيست
همه نظر هارو خوندم هیچکس به مقصر اصلی اشاره نکرده اکثر زن وشوهرها دعوا میکنند بعد هم اشتی میکنند این همسایه ها بی جهت به پلیس زنگ زدن و مقصر اصلی هستند با توجه به شناختی که از این زوج داشتن خطر جانی هم کسی رو تهدید نمیکرد
بنظرم در اين داستان هر دو مقصر هستند ولي سهم تقصير خانم به مراتب بيشتر است. در هر حال كانون يك زندگي چيزي نيست كه به اين سادگي و با يك تصميم از روي خشم بتوان آنرا بر هم زد-توصيه ميكنم كه جعفر آقاي گل ما اندكي صبوري به خرج دهند و به خوبيهاي ديگر نگار خانم و اشكهاي ناشي از پشيماني ايشان كوتاه بيايند.
شوهر به خودش اجازه داده بزنه تو دهن زنش اشكال نداره ولي مرده يه شب تو بازداشت باشه اشكال داره؟؟؟؟
جل الخالق
با با كار درستي نكرده بيچاره زنه نميدونسته شوهرشو ميبرن بازداشتگاه كه
با دوستی که پاسخ داده کاملا موافقم
زنی که آدمو یه شب تو بازداشتگاه نگه داره نبودنش بهتره
با دوستی که پاسخ داده کاملا موافقم
احسنت
اتفاقا کار درستی کرده، متاسفانه انقدر رسانه ها به زنان بها داده اند که به خود اجازه میدهند هر کاری میخواهند بکنند و در آخر هم انتظار گذشت دارند! اگر عشقی وجود داشت هیچ موقع حاضر به بازداشت همسرش نمیشد و اگر عشقی وجود داشت در زندگی لجبازی نمیکرد! دست این مرد درد نکنه
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.