شاعری که با یک «یاحسین» به قافله کربلاییان پیوست
در عملیات والفجر مقدماتی، نیاز به نوحهای بود که رمز عملیات آن «یا الله» بود. من در همان قرارگاه نشستم و بلافاصله شعر را سرودم. چند دقیقه بعد با حاج صادق آهنگران تمرین کردیم و او هم آن را در همانجا خواند و فیلمبرداری شد و با اعلام عملیات، بلافاصله آن نوحه هم پخش شد. تیتر آن این بود: عزم سفر دارند این گردان حزب الله ـ با رمز یا الله یا الله یا الله...

در سوم تیر ماه و در سالروز میلاد باسعادت حضرت بقیه الله الاعظم (عج) قلبی از کار افتاد که عمری به عشق قرآن و عترت به تپش بود؛ قلب شاعری دلسوخته و سرمست از جام عاشورا که همه شور و شوق بود. شور و شوق رسیدن به حق و اهل بیت عصمت و طهارت (ع).به گزارش «تابناک»، حاج حبیب الله معلمی، شاعر آشنای رزمندگان و ایثارگران دفاع مقدس، اهل خوزستان و از دیار بهبهان و رامهرمز، در حالی خاموش شد که نه تنها دوستان و شاگردان او که مردان و زنان هشت سال دفاع مقدس برای سلامتی و شفای او دعا میکردند؛ اما او خود میخواست برود، چرا که دیگر این دنیا برایش تنگ بود.
نوحهای از هویزه تا جماران
حکایت نخستین نوحهای که شادروان حاج حبیب الله معلمی به آقای صادق آهنگران داد، از زبان حاج صادق آهنگران شنیدنی است:
سال 1359 یعنی همان اوایل جنگ، من با سیف الله معلمی، فرزند حاج آقا معلمی در جهاد سازندگی آشنا شدم. او گفت: پدرم شعر میگوید. اگر تمایل داری برای شما هم که در مراسم نوحه میخوانید، شعر بگوید. من همان جا روی نوار کاست چند بیت ضبط کردم و نام چند شهید خوزستان را هم نوشتم و به سیف الله دادم.
نگاهی به کاغذ انداختم. اشعار خوب و محکمی سروده شده بود. مطلع یا سرنوحهاش این بود:
«ای شهیدان به خون غلتان خوزستان، درود لالههای سرخ پرپر گشته ایران، درود»
همان موقع شهید سید حسین علم الهدی سر رسید و گفت: در نظر داریم برای عشایر خوزستان در هویزه مراسمی برگزار کنیم. بیا و دعای توسل را در آنجا بخوان.
من آن شعر را با خودم بردم و آن را برای نخستین بار در آنجا خواندم. آن شب آنقدر جمع حاضر منقلب شدند که تا نزدیک بیست دقیقه پس از مراسم، همه گریه میکردند. الحق و الانصاف شعر زیبا و دلنشینی بود. آن شب حسین علم الهدی در جمع ما نبود، ولی وقتی پس از مراسم به جمع ما پیوست، شهید محمد علی حکیم، ماجرای دعای توسل و نوحه را برایش تعریف کرد. صبح که بیدار شدم، حسین به من گفت: حاضری این نوحه را در حضور امام خمینی (ره) هم بخوانی؟ گفتم: ای بابا، مگر مرا در جماران راه میدهند که بخواهم در آنجا نوحه بخوانم؟! حسین گفت: تو کاری نداشته باش و خودت را برای رفتن به تهران و دیدار با حضرت امام آماده کن. چند روز بعد با سید حسین و گروهی از عشایر خوزستان برای تجدید بیعت با امام خمینی به جماران رفتیم و آن نوحه را در آنجا خواندم و بسیار جا افتاد. در همین روز، چندین بار از صدا و سیما پخش شد و این نبود جز اشعار خوب و برجسته حاج آقا معلمی.
نواهای ماندگار
از آن مرحوم، نوحههای جاودانهای در دفاع مقدس از جمله؛ «با نوای کاروان/ بار بندید همرهان/ این قافله عزم کرببلا دارد»، «شور حسین است چهها میکند»، «این لشکر حق عازم کربلاست امشب»، «سوی دیار عاشقان رو به خدا میرویم»، «بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت»، «ای لشکر حسینی تا کربلا رسیدن یک یا حسین دیگر»، «ای لشکر صاحب زمان/ آماده باش/ آماده باش» به جا مانده است.

حاج حبیبالله خود درباره سرودن اشعارش تعریف میکرد:
در شبهای عملیات نوحهها تهیه و رمز عملیات در آنها گنجانیده میشد که بسیار هم مورد توجه قرار میگرفت؛ مثلا در عملیات والفجر مقدماتی نیاز به نوحهای بود که رمز عملیات آن «یا الله» بود. من در همان قرارگاه نشستم و بلافاصله شعر سرودم. چند دقیقه بعد با حاج صادق تمرین کردیم و او هم آن را در همانجا خواند و فیلمبرداری شد و با اعلام عملیات، بلافاصله آن نوحه هم پخش شد.
تیتر آن این بود:
«عزم سفر دارند این گردان حزب الله ـ با رمز یا الله یا الله یا الله»
مرحوم حاج حبیب الله معلمی که صدها نوحه و شعر شنیدنی و خاطرهانگیز را در کارنامه درخشان ادبی خود داشت، درباره ریتم نوحهها یادآوری میکرد:
در آن موقعیت که بچههای رزمنده در اوج شور و احساسات بودند، نمیشد نوحهای سنگین و کشدار خواند. نوحهها باید رزمی و حماسهای و تقریبا به صورت سرود و ساده و از نظر وزن دارای ریتمی میبودند که شنونده را منقلب کنند؛ مثلا یک سبک خیلی قدیمی از بهبهان در ذهنم بود که دیدم برای تهییج جوانان به جنگ بسیار خوب است و انسان را منقلب میکند. آن را نوشتم و به حاج صادق دادم و او آن را در پادگان شهید بهشتی خواند.
تیتر آن این بود:
«این لشکر حق عازم کرببلاست امشب / رو سوی میدان ارتش روح خداست امشب»
پادگان بسیار شلوغ بود. بسیجیها با شور و حرارت نوحه را پاسخ میدادند و سینه میزدند. آن مراسم با شکوه فیلمبرداری و از تلویزیون پخش شد. چند روز بعد، آقای محمدعلی مردانی را ـ که خود از شاعران مطرح و بنام کشور بود ـ در اهواز دیدم.
شعرهایش همچون جویباری مصفا بود
مقام معظم رهبری در تقدیرنامهای از این شاعر عاشورایی مرقوم داشتند:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز آقای معلمی
هنگامی که شعر روشن شما که چون جویبار مصفایی با نغمه برادر خواننده عزیز، آقای آهنگران به کلام جان مشتاقان میریزد و روحی تازه و سرشار از انگیزه و احساس انقلابی به شنونده میبخشد، شأن شعر و سرود انقلابی و اسلامی و مردمی و اوج شاعر مومن و صالح، آشکار و ملموس میگردد. سرود دلنواز شما و سرایش صمیمی و شیرین آن برادر، بی شک یکی از پایههای جهاد مقدس ما در برابر دشمن جهانی و جنگ تحمیلی است. این پایگاه شایسته را به شما تبریک میگویم و نیز طلوع فجر مقدس انقلاب را وصله ناقابلی تقدیم میدارم و شما را دعا میکنم.
برادر شما سید علی خامنهای
کلام پایانی آنکه نام حاج حبیب الله معلمی در کنار نام شهدا و ایثارگران، بر تارک تاریخ دفاع مقدس میدرخشد و همواره ما را به یاد اشعار مخلصانه و زیبای مردی میاندازد که اینک مهمان اولیای الهی شده است.
بهشت ارزانیاش باد
به آگاهی میرساند، مراسم تشییع پیکر این شاعر عاشورایی و یادگار هشت سال دفاع مقدس در روز پنجشنبه ششم تیر ماه، رأس ساعت 8 صبح از حسینیه عاشقان ثارالله اهواز به سمت بارگاه متبرکه علی بن مهزیار اهوازی برگزار میشود
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
روحش دربهشت برین مسرورباد
حیف است خوبانی چون این عزیز از دست بروند
خداوند بیامرزد
انساني متواضع و خاكي يادش بخير گاها كه در مجمع مداحان عاشقان ثارالله در محضر اساتيدي همچون حاج صادق آهنگري و حاج سيد محمد امام بوديم اين بزرگ مرد هم آنجا بود يادم هست وقت نماز ظهر كه ميشد به ايشون اقتدا ميكرديم.روحش شاد و يادش گرامي باد.
روحش شاد ، باعث افتخار رامهرمز و بهبهان میباشد
حاج حبيب رفت و اين افتخار نصيب "نشان درجه يك هنر" نشد تا بر سينة او بدرخشد. چه بسا اكنون شهدا در استقبال، او را روي دستانشان تا بهشت مي برند.
ان شائ لله- روحش شاد
خدائیش این خاک بهش مدیونه...
روحش شاد حدود 17سال پیش باایشان در خصوص چگونگی سرودن اشعار دفاع مقدس گزارشی تهیه کردم الحق که ایشان با شعر های حماسی سهم بسزایی در پیروزیهای رزمندگان اسلام داشت
در ان ايام اقاي اهنگران باا اين اشعار غوغا ميكرد و به جرات ميتوان گفت كه مهمترين منعكس كننده فضاي معنوي جبهه ها همين نوحه هاي اهنگران بود .وبيشترين جذابيت در بين رزمندگان را داشت خدا او را رحمت و اهنگران را عمر طولاني عنايت فرمايد .ياد باد ان روزگاران ياد باد
روح مصفايشان شاد و قرين با معصومين (ع)
درگذشت این گنجینه معنوی دفاع مقدس را به خدمت اقا امام زمان عج و تمامی رزمندگان دفاع مقدس با الاخص حاج صادق اهنگران (اهنگری)تبریک وتسلیت عرض می کنم و از خداوند متعال علو درجه ومغفرت الهی را در خواست دارم..
خداوند او را با شهدا محشور کند
ایشان (شادروان معلمی)وقتی نوحه در زوال ظهر عاشورا مادری دیدم خون می گرید را به بنده دادند گفت از جبهه بر می گشتم در ماشین خوابم برد که خواب دیدم مادر امام حسین(ع) را که گفت برای فرزندم بخوان در زوال ظهر عاشورا مادری دیدم خون می گرید
ایشان اشک در چشمانش حلقه زده بود و گفت بیدار شدم و به راننده گفتم قلم و کاغذ
بر کف شمر ستم پیشه خنجری دیدم خون می گرید
اندر آن صحرای تفتیده در هیاهو لشکر اعدا
........
بر لب گودال خون آلود
سینه میزد حضرت زهرا
....
در کنار علقمه بی دست
جسم سقا و علمداری
نی ز اب و نی ز ان پرچم
مانده بود بر جای آثاری
دیده از کین ستم بسته
پیکری از خون گلناری
سر گرفته بین زانوها
افسری دیدم خون می گرید
... زد معلم بر قلم فریاد
دفتری دیدم خون می گرید
یادش گرامی
روحش شاد.الحق والاانصاف.شاهکارکردند که درقلب تاریخ ایران ماندگار خواهد بود
خیلی ها از شعر مرحوم معلّمی و با سدای دلنشین حاج صادق آمنگران روحیه میگرفتند.
روحش شاد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.