آخرین خبرپایان ۱۸ روز کابوس مرد ربوده‌شده در تهران
5بازدید
۲۷

توضیح آموزش‌وپرورش درباره چاقوکشی یک دانش‌آموز

فهیمه‌سادات طباطبایی در روزنامه «شرق» نوشت: «چاقوکشی‌ای که بین  دو دانش‌آموز ابتدایی رخ داده در حیاط مدرسه نبوده، چند کوچه آنطرف‌تر مدرسه بوده؛ در ساعت مدرسه نبوده، بعد از نواخته‌شدن زنگ آخر رخ داده؛ دانش‌آموز به کما نرفته، رهسپار بیمارستان شده است.» اینها توضیحاتی است که «مسعود ثقفی» رییس اداره روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی آموزش‌وپرورش شهر تهران از روی برگه پشت تلفن برایم می‌خواند.

ثقفی می‌گوید: «دانش‌آموزان این صحنه را دیده‌اند و چون موضوع حاد بوده، به مدرسه برگشته‌اند و به مسوولان خبر داده‌اند. آنها هم تا برسند گویا کار تمام شده و دانش‌آموز کلاس چهارمی بالاخره، ضربه چاقوی خود را روانه پهلوی دانش‌آموز کلاس ششم کرده و تمام. البته مسوولان مدرسه هر دو دانش‌آموز را به مدرسه می‌برند، با پلیس 110، اورژانس و خانواده هر دو هم تماس می‌گیرند. دانش‌آموز مضروب رهسپار بیمارستان می‌شود اما پلیس دانش‌آموز ضارب را نمی‌برد و حالا والدین دانش‌آموز مجروح از طریق مراجع قضایی از او شکایت کرده‌اند و پیگیر اتفاقی که برای فرزندشان افتاده، هستند.»

طبق آخرین اطلاعات مدیر روابط‌عمومی و اطلاع‌رسانی آموزش‌وپرورش، دانش‌آموز مضروب از بیمارستان مرخص شده و قرار بوده از روز سه‌شنبه به مدرسه برود که خب مدرسه تعطیل بود. دانش‌آموز ضارب هم پس از آن روز خودش به مدرسه نیامده است.

این تمام اتفاقی است که 16آذر یعنی نزدیک به دوهفته گذشته، بین دو دانش‌آموز مدرسه ابتدایی شهید چنگیزی منطقه16 تهران رخ داده و روزنامه «شرق» نیز روز یکشنبه خبر آن را منتشر کرد.
آقای ثقفی می‌گوید که بروز این حادثه ربطی به مدرسه و مسوولان آن ندارد و حتی باید از مسوولان مدرسه بابت رسیدگی به این اتفاق تشکر کرد. بروز این اتفاق در منطقه‌ای مانند منطقه16 خیلی عجیب نیست و به بافت آنجا برمی‌گردد.

دانش‌آموزی که در 9سالگی چاقو می‌کشد، 20سالگی چه می‌کند؟

اما آیا این اتفاق به همین نقطه ختم می‌شود؟ کامنت‌های بی‌شماری که از سوی کاربران اینترنتی زیر این خبر «شرق» که در سایت‌های خبری در روز یکشنبه نقل شده بود، منتشر شده، بیانگر ده‌ها پرسش است. «چطور یک کودک 10-9 با خودش چاقو حمل کرده؟ چگونه توانسته وسط یک دعوای کودکانه، چاقو را در بیاورد و دوستش را تهدید کند؟ اصلا با چه دل و جراتی توانسته چاقو را در پهلوی دیگری فرو کند؟ کسی که در این سن چاقو می‌کشد 10سال دیگر چه خلافی می‌کند و...؟»

البته اینها پرسش‌های معمولی‌ای است که در ذهن همه ایجاد می‌شود که در کنار آن ده‌ها پرسش عمیق‌تر هم شکل می‌گیرد که چه فرآیندی طی شده که یک دانش‌آموز، یک کودک 10ساله چاقوکشی ‌کند؟ چه علل یا عواملی در او این منطق خشونت‌بار را نهادینه کرده‌اند؟ والدین این کودک و خانواده‌اش در این فرآیند چقدر موثرند؟ نقش آموزش‌وپرورش به‌عنوان مهم‌ترین نهاد تربیتی و آموزشی چقدر است؟ نقش جامعه مدنی در شکل‌گیری چنین شخصیتی به چه میزان است و ده‌ها پرسش دیگر. داخل حیاط مدرسه یا پشت دیوارهای آن، چقدر توفیر می‌کند؟ آنچه که مهم است نفس اتفاقی است که رخ داده؛ اینکه دانش‌آموز پایه چهارم توانسته با ضربات چاقو، دانش‌آموز دوسال بزرگ‌تر از خود را دوقدم پایین‌تر از مدرسه از پای دربیاورد. همین و بس.

دانش‌آموز از والدین، معلم و... الگوبرداری کرده است

لیلا بهنام، آسیب‌شناس خانواده در گفت‌وگو با «شرق» با بیان اینکه در واکاوی این اتفاق باید دو الگوی یادگیری اجتماعی و کنترل خشم را مورد توجه قرار داد، گفت: پایه الگوی یادگیری اجتماعی سه‌کلیدواژه مشاهده، سرمشق‌گیری و مشاهده، پیامدهای رفتاری است. بهنام توضیح داد که مهم‌ترین پایه الگوی یادگیری اجتماعی خانواده، همسالان و مربیان آموزشی هستند که خیلی سریع رفتارهای آنها را مشاهده می‌کنند و در مرحله بعد، از روی آن، الگو یا سرمشق برمی‌دارند. در بسیاری از موارد نیاز نیست به کودک بگوییم چه رفتاری داشته باش یا نداشته باش. او طبق رفتارهای ما، الگو را خودش پیدا می‌کند.

این آسیب‌شناس خانواده ادامه داد: پس از الگوبرداری، کودک به پیامدهای رفتار نیز توجه می‌کند. او می‌بیند که والدین، دوستان یا مربیانش رفتاری داشته‌اند و به‌دنبال آن پیامد خاصی برای آنها رخ نداده است. یک بزرگتر در خانه وسیله‌ای پرتاب کرده، به روی دیگری چاقو کشیده، پرخاش و دادوبیداد کرده و اتفاقا همه از او حساب برده‌اند و کارش هم پیش رفته است. کودک توانایی این تحلیل را ندارد که این حساب‌بردن ناشی از ترس است و به عوامل دیگری مثل احترام برنمی‌گردد. او فقط پیامد ظاهری را می‌بیند.

بهنام گفت: حالا طبق این الگو، باید رفتار کودک ضارب را تحلیل کرد. اگر منطقه‌ای که کودک در آن زندگی می‌کند را در نظر بگیریم، قطعا می‌توانیم بگوییم که او قبلا این رفتار را مشاهده کرده و از آن سرمشق برداشته است و یک‌قدم جلوتر، مشاهده کرده که این رفتار پیامد بدی برای فرد موردنظر نداشته و تازه به او قدرت هم داده و حرفش هم به کرسی نشسته یا شاید نیازش برآورده شده است؛ پس آن را عینا اجرا کرده است.

کودکان ما مدیریت هیجان نیاموخته‌اند

وی به مدیریت هیجان به‌عنوان دومین عامل نیز اشاره کرد و افزود: این موضوع از بزرگ‌ترین مشکلات شهروندان ماست که تنها مربوط به خشم نیست و شامل شادی، لذت، غم و... هم می‌شود. ما به فرزندان خود نیاموخته‌ایم هیجان‌هایشان را بشناسند چه برسد که به آنها یاد دهیم در موقع بروز هیجان‌شان باید چه رفتاری داشته باشند. این می‌شود که در عادی‌ترین مرحله، دادوفریاد می‌کنیم، در مرحله بعد وسیله‌ای را پرتاب می‌کنیم و در یک قدم جلوتر زدوخورد به وجود می‌آوریم و این مخصوص والدین نیست، در محیط مدرسه مربی این کار را می‌کند، در گروه همسال، دوست همکلاسی آن را تکرار می‌کند و همین‌طور در همه‌جا مشاهده می‌شود.

او درباره نقش آموزش‌وپرورش به عنوان نهاد تعلیم و تربیت هم افزود: متاسفانه در آموزش‌وپرورش این نکته جاافتاده که در مدارس جنوب‌شهر، می‌توان با دانش‌آموز بدترین برخورد را داشت، به او فحاشی کرد، او را تنبیه کرد و... با این تفاوت که آنها کمی شیک‌تر چاقو به‌دست نمی‌گیرند. به همین دلیل می‌بینیم معلم برای برخورد با دانش‌آموز، محکم به روی میز می‌کوبد، ناظم داد و فریاد می‌کند، مدیر به‌گونه‌ای دیگر و دانش‌آموز در نتیجه همه این موارد، کنترل هیجان‌های خود را به این شکل از خانه و مدرسه می‌آموزد. این آسیب‌شناس خانواده اضافه کرد: واقعا چقدر مسوولان مدارس و معلمان آموزش‌های روانشناسی طرز برخورد با کودک را فراگرفته‌اند؟ اصلا چقدر درباره تنبیه بدنی دانش‌آموزان می‌دانند؟ در واقع باید بگویم که رفتار این دانش‌آموز مصداق این ضرب‌المثل است: «از ماست که برماست.»

بهنام گفت که در بروز این اتفاق و موارد مشابه آن، باید بوم‌شناختی کرد، قطعا خانواده، مدرسه و نهادهای اجتماعی دیگر موثر هستند. این سیکل معیوب باید در مناطق محروم مثل جنوب‌ تهران یک جایی قطع شود، نباید بعد از این‌همه سال همچنان یک محله خطرناک باشد، به نظر من باید به آموزش‌های پیش از ازدواج برگردیم، آنجا که یک خانواده قرار است شکل بگیرد و قرار است مأمنی باشد برای فرزندپروری و در این راه تمام نهادهای آموزشی به‌ویژه مدرسه دخیل است.

آموزش‌وپرورشی‌ها عنوان می‌کنند ما مقصر نیستیم و از این ماجرا تبری می‌جویند، آنها معتقدند که مسایل خارج از ساعت آموزشی و مدرسه به آنها ربطی ندارد. یعنی اگر دفعات بعد، کودکی در این مرزوبوم روی دیگری «تیزی» بکشد، کسی جز خانواده که خود نقیصه‌های بزرگ تربیتی دارند، مقصر نیست و نهادهای آموزشی در آن نقشی ندارند.

احمدرضا ایزددوست، کارشناس‌ارشد علوم‌تربیتی و مدرس آموزش‌وپرورش گفت: واقعا آموزش‌وپرورش نمی‌تواند بگوید مقصر نیست. اگر اینطور است نام پرورش را از سردر این وزارتخانه بردارد.
او ادامه داد: اینکه دانش‌آموز در خانه درست تربیت نشده درست است، اما معلم به‌عنوان مهم‌ترین رکن تربیتی نتوانسته روی رفتار این دانش‌آموز تاثیر بگذارد و این تربیت غلط را از ذهن او پاک کند. این دانش‌آموز بیشتر از پنج‌ساعت در روز در مدرسه است و تربیتش بین خانه و مدرسه تقسیم شده، پس چطور می‌توان گفت به آموزش‌وپرورش ربطی ندارد.

این کارشناس علوم تربیتی افزود: بهتر است آموزش‌وپرورش به زیرساخت‌های پرورشی و تربیتی خود توجه بیشتری داشته باشد و به جای پاک‌کردن صورت مساله، به فکر حل آن باشد.
دانش‌آموز ضارب به مدرسه نرفته و اولین پرونده اتهامش در مراجع قضایی در حال پیگیری است، دانش‌آموز مضروب از شنبه به مدرسه می‌رود و این خاطره تلخ را برای دوستانش تعریف می‌کند و در این ماجرا، هیچ نهادی خود را مقصر این ماجرا و ماجراهای تلخ دیگر نمی‌داند.

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ابراهیم۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۳:۳۶

خدا رحمت کند مدیران و معلمهای قدیمی را. حتی توی خانه هم از آنها حساب می بردیم و به نحوی نقششان در تربیت ما خیلی بیشتر از پدر و مادر بود. خدا روحشان را شاد کند.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۲:۵۵

10 سال بعد :
جوانی به علت ارکاب جرائم مختلف بخ جان و ناموس و مال مردم و تجاوز به عنف و سرقتهای مکرر و قاچاق مواد مخدر دستگیر شد.
12 سال بعد :
جوانی به علت جرائم فوق مجددا دستگیر شد
20 و 30 سال سال بعد :
سریال همچنان ادامه دارد ...............

برای بزهکاران و مجرمان خطرناک ( منظور این بچه نیست) باید اردوگاههای کار اجبری در مناطق کویری با حبسهای بلند مدت 20-10 ساله ایجاد گردد.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۲:۱۸

وقتی آدم بزرگا راه و روش زندگی کردن رو بلد نیستن دیگه از بچه ها چه توقعی داریم.....
خانواده ، جامعه و آموزش و پرورش مقصرند و انتظار نمیرود حالا حالاها درست بشوند......

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۲:۱۷

وقتي اين همه به دانش اموز توسط اموزش برورش بها داده ميشه وضع ميشه همين.بدتر از اين هم خواهد شد.

صیاد۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۲:۱۲

در این کشور آموزش و پرورش کار کرد آموزشی و تربیتی خود را از دست داده و بسیار ناکارآمد است. چه شده که کودکان ایرانی در این سنین چاقو می کشند؟!

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۱:۴۴

در عنوان وزارت آموزش و پرورش آمده است "پرورش". متاسفانه ما انواع کارهای ظاهری را انجام می دهیم. انواع و اقسام برنامه هایی که اسم دینی یدک می کشند. ولی آیا دین بدون اخلاق می شود؟

چرا هیچگاه برنامه اخلاق در مدرسه پیگیری نمی شود ولی انواع برنامه های حجاب نماز قرآن و غیره داریم. نگوییم آن برنامه ها جواب مناسب داده است که اگر داده بود کار اخلاق به اینجا نمی کشید.

محمد۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۱:۱۴

من دو سال پیش،مقاله ای تحت عنوان روش های کم هزینه و زود بازده درخدمت شکوفایی آموزش و پرورش در یک کنفرانس معتبر داخلی مطرح کردم،نمیخوام از خودم تعریف کنم،ولی باید همه بدانند چه اتفاقی بعد از ارائه افتاد!توی مقاله کلی روش کم هزینه از چیدمان میز و صندلی متناسب با نوع درس بگیر تا تغییرات مراسم صبحگاه و زنگ تفریح و خیلی روش هارو توضیح دادم و تاثیرشو بررسی کردم،بعد از پایان کلی استقبال کردن حتی مشاور وزیر بهم قول داد استفاده میکنند از این روش ها و چندتا پیشنهاد شغلی هم داشتم و خلاصه کلی راضی بودم،ولی واقعا هیچ کاری صورت نگرفت،هیچی،بجاش رفتن به سمت کارهای پر هزینه با بازده نامشخص مثل تجهیز مدارس به تخته هوشمند و مدارس الکتریکی،خیلی ها تو اون کنفرانس حتی معایب این طرحو میگفتن ولی باور کنید،مدارس به راحتی میتوانند شکوفا شوند،فقط باید از منافع خود دل برید و به فکر بچه ها بود!وضع تربیتی مدارس ما بسیار اسفبار است،کافی است از یک نوجوان دبیرستانی یا راهنمایی بپرسید شما در مدرسه چه نکات تربیتی آموختید،تا بفهمید ریشه این جور مسائل در کجاست

رسول۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۰:۵۹

از يه اتفاق نميشه قضاوت كلي كرد بلكه شايد سرمنشاء يك بررسى جامع بايد قرار بگيره و موضوعى بايد بشه براى يه تحقيق علمى و ريشه اى و حتى ميتواند باعث بوجود آمدن سر فصلي از مباحث تربيتى درسي بشود بايد علل ووانگيزه دانش آموزان براى حمل اين قبيل وسايل بررسي شود و از اقدامات تند و مقطعى جلو گيري بشه كه نتيجه عكس را در دراز مدت خواهد داشت
با دانش آموز خاطى نيز در چهارچوب مقررات نه همچون يك مجرم بلكه مانند كودك جاهل برخورد كرد چون سن و سال وى به حد جرم نميرسد وجرمش اگاهانه نبوده

زاهد۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۰:۵۲

والا والدین فقط میرسن و به این فکرن که دم به دم برای هر مسئله ای برای مدارس پول بفرستند و به همین دلیل از بقیه مسائل تربیتی باز میمونند
این حقیقتی است غیر قابل انکار

معلم۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۰:۴۸

وقتی در مدرسه نتونی به دانش آموز بگی چشمت بالای ابرو این که اولش بدتر از این هم اتفاق می افتاد

چوپان۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۰:۰۵

سال 73 که من سوم ابتدایی بودم یه همکلاسی داشتیم چاقو آورده بود مدرسه برا دعوا . این چیزا که چیز جدیدی نیست

ابو بشرا۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۹:۵۳

سالها پیش در تاکسی تعریف میکردم وقتی ما
بچه بودیم ..... پیرمرد خوش لباسی با لبخند
گفت حالا بزرگ هستید؟!
متاسفانه اکثر ما تصور می کنیم هر کس سن
بیشتری داشت بزرگتر است . در حالیکه :
خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۹:۴۹

درطی دوسال پولی به حساب مدارس واریز نمیشه خانواده ازترس دریافت پول سالی یک بار هم واردمدرسه نمیشه انتظاردارید معلم معجزه کنه

علی۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۹:۴۶

آیا تربیت خانوادگی در ماجرا نقشی ندارد ؟
آیا این کودک در خانواده ای سالم زندگی می کند ؟

نناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۹:۴۳

اززمانی که تنبیه ها حتی بسیار مختصر ازبین رفته نتیجه بهترازاین نمیشه

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۹:۳۵

وقتی موبایلوازش بگیری خودشومیکشه پس این معلمان بدبخت چیکارکنند؟

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۹:۱۵

همه چیز دخالت به خاطر این اتفاق دخالت داره.برنامه های ماهواره.خانواده.محیط رشد کودک.پناه به خدا از اراذل اوباش بیست سال اینده.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۸:۵۶

بابا الآن دانش آموزان خيلي با كلاس شدند، ما كه سر راه مدرسه راهنمايي بوديم هر روز دعوا و بزن بزن بود سرگرمي نبود الآن خدا پدر اينترنت و ماهواره وتبلت و... رو بيامرزه بچه ها سرگرم ميشن هرچند عوارضي هم دارد ولي بهتر از زمان ماست. زمان ما هم يه همكلاسي يه دانش آموز بزرگتر از خودش و هيكلي تر از خودش و با چاقو زد و كشت و به عنوان قاتل زندان افتاد و بعد 5 سال آزاد شد و....

مهران۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۸:۵۲

این نوع موارد باید بروند دارالتأدیب تا ادب شوند. البته دارالتأدیب خوب و شاید نه اینی که ما داریم چون بدتر میشوند. من از وضعیت دارالتأدیب فعلی خبری ندارم ولی قدیما خیلی بد بود.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۸:۴۹

الان کاریه که شده. نحوه برخورد با دانش آموز خاطی مهمه که زیاده روی در برخوردهای قهرآمیز اون رو از اجتماع نرونه و زمینه کارهای بعدیش رو در سالهای آینده ایجاد نکنه

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۸:۰۸

خداعاقبت بزرگی رابخیرکند

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۸:۰۵

به این علت که توی این دورو زمونه والدین و در مدارس دیگه به تربیت اهمیتی داده نمی شه،شده یک حرف خنده دار!
به کجا چنین شتابان؟

فرهنگي۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۱:۲۸

به نظرم تنها جايي كه هنوز به تربيت اهميت مي دهند آموزش و پرورش است كه با مشكلات عديده اي هم روبروست

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۷:۵۶

از وقتی به معلما گفتن حق تنبیه شاگرادان را نداری این وضعیت بدتر شد.
دیگه دانش آموز از معلمش حرف شنوی نداره همین میشه

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۰:۴۶

والا ما شاگرد اولی کلاس بودیم هم چوب معلم رو خورده بودیم.خداییش بچه ها باید از معلمشون حساب ببرن

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۰۷:۴۹

اگر تو آمریکا شده بود روزی 500 دفعه تلویزیون خبرش رو پخش می کرد.

ناشناس۱۳۹۲/۱۰/۰۷ ۱۱:۵۳

همه با خبر بشن که چی بشه الگوی دانش اموزان دیگر شود!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.