قتل برای پنهانکردن رابطه با دختر جوان
مردی که برای پنهانکردن رابطهاش با دختری جوان او را به قتل رسانده است بهزودی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه میشود.
به گزارش شرق، راز این رابطه با پیداشدن جسد دختری بهنام شیرین در منطقه رباط کریم برملا شد. ماموران ساعاتی بعد از کشتهشدن این دختر جسد او را حین گشتزنی در بیابانهای اطراف شهر پیدا کردند.
پس از انتقال جسد به پزشکیقانونی خانواده او باتوجه به مدارکی که همراهش بود شناسایی و به اداره آگاهی فراخوانده شدند. مادر شیرین در تحقیقات گفت دخترش دانشجو بود و سرکار هم میرفت او با کسی دشمنی نداشت و نمیداند چرا این اتفاق برای شیرین افتاده است.
وقتی پزشکیقانونی اعلام کرد زخمهای دفاعی روی بدن شیرین وجود دارد و او با فشاری که بر عناصر حیاتی گردنش وارد شده جان خود را از دست داده، پلیس احتمال داد این دختر توسط فردی آشنا کشته شده است. مادر شیرین در ادامه تحقیقات اطلاعاتی را از زندگی خصوصی دخترش برملا کرد.
او گفت: مدتی بود دخترم با مردی رابطه داشت، به من گفته بود قرار است با هم ازدواج کنند و همین روزهاست که او به خواستگاریاش بیاید، روز حادثه هم قبل از اینکه از خانه خارج شود تلفنی با کسی مشاجره کرد وقتی از او پرسیدم با چه کسی دعوا میکردی گفت با یکی از دوستانم. جزوههایم را گرفته و پس نمیدهد اما فکر میکنم دخترم با همان مرد دعوا میکرد.
فهرست مکالمات تلفن شیرین اولین سرنخی بود که ماموران از بهرام -مرد مورد علاقه این دختر- به دست آوردند. با بهدستآمدن شماره تلفن بهرام و بررسی آن شماره مشخص شد شیرین و بهرام از چند روز پیش از حادثه بارها و بارها با هم تماسهایی گرفته و مکالمههای طولانی داشتند.
آخرین گفتوگوی تلفنی آنها هم به زمان قتل نزدیک بود. به این ترتیب بهرام که مردی کارمند است، بازداشت شد. او که جوانی 35ساله است در تحقیقات به ماموران گفت چیزی درباره قتل شیرین نمیداند و مدتی قبل رابطهاش را با او قطع کرده بود اما وقتی پرینت تماسهای آنها مقابل بهرام قرار گرفت، او مجبور به اعتراف شد.
بهرام گفت: من همسر دارم و با او رابطه خوبی داشتم وقتی با شیرین آشنا شدم فکر میکردم از همسرم بهتر است. عاشقش شدم و هرروز همدیگر را میدیدیم با اینکه همسرم را دوست داشتم اما به شیرین هم علاقهمند شده بودم مدتی بعد شیرین پیشنهاد داد با هم ازدواج کنیم گفتم من همسر دارم و نمیشود این کار را بکنیم گفت اگر با من ازدواج نکنی تو را ترک میکنم.
برای اینکه او را نگه دارم گفتم همسرم را طلاق میدهم و با تو ازدواج میکنم مدتی به بهانههای مختلف جدایی از همسرم را به تعویق انداختم. اختلاف میان من و شیرین زیاد شد.
مدتی درباره این موضوع فکر کردم و بعد دیدم همسرم را بیشتر از شیرین دوست دارم بههمین خاطر هم به شیرین گفتم ترجیح میدهم به این رابطه پایان بدهم و نمیخواهم دیگر با او ارتباطی داشته باشم.
هرچه با من تماس میگرفت جوابش را نمیدادم اما شیرین دستبردار نبود و میگفت باید با من ازدواج کنی. گفتم رابطه ما تمام شده است وقتی با هم دوست شدیم به تو گفتم همسر دارم و از او جدا نمیشوم. شیرین مرتب مرا تهدید میکرد و میگفت همه چیز را به همسرت میگویم. او آدرس خانهام را پیدا کرده بود.
متهم ادامه داد: شیرین روز حادثه با من تماس گرفت و گفت حتما باید همدیگر را ببینیم، گفتم نمیشود و دیگر با من تماس نگیر گوشی را قطع کردم دوباره زنگ زد و گفت اگر سر قرار نیایی به خانهات میروم و همه چیز را به همسرت میگویم تو هم مجبور میشوی با من ازدواج کنی و همسرت از تو طلاق میگیرد.
از ترس اینکه همسرم متوجه شود سر قرار رفتم شیرین سوار ماشین شد گفت باید قول بدهی بهزودی با هم ازدواج کنیم وگرنه خودکشی میکنم گفتم نمیشود و تو هم باید این موضوع را قبول کنی. با هم بحث کردیم گفت باید هر طوری شده با من ازدواج کنی. او عصبانی شد و کیفش را بهسمتم پرت کرد و من را زد و بعد هم کیف را از پنجره ماشین به بیرون انداخت. چیزی شبیه آبمیوه دستش بود گفت این سم است اگر با من ازدواج نکنی آن را میخورم و خودکشی میکنم. وقتی شیرین فهمید واقعا قصد ندارم همسرم را طلاق بدهم و رابطهمان تمام شده آن مایع را سر کشید بیحال شده بود من هم که عصبی بودم و میخواستم خودم را از دست او نجات بدهم با شال سیاهرنگی که همیشه در ماشینم بود او را خفه کردم بعد هم جسدش را از ماشین بیرون انداختم.
با اعتراف بهرام به قتل و بهدستآوردن مدارک و شواهد دیگر و شکایت اولیایدم کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم بهزودی پای میز محاکمه میرود.
به گزارش شرق، راز این رابطه با پیداشدن جسد دختری بهنام شیرین در منطقه رباط کریم برملا شد. ماموران ساعاتی بعد از کشتهشدن این دختر جسد او را حین گشتزنی در بیابانهای اطراف شهر پیدا کردند.
پس از انتقال جسد به پزشکیقانونی خانواده او باتوجه به مدارکی که همراهش بود شناسایی و به اداره آگاهی فراخوانده شدند. مادر شیرین در تحقیقات گفت دخترش دانشجو بود و سرکار هم میرفت او با کسی دشمنی نداشت و نمیداند چرا این اتفاق برای شیرین افتاده است.
وقتی پزشکیقانونی اعلام کرد زخمهای دفاعی روی بدن شیرین وجود دارد و او با فشاری که بر عناصر حیاتی گردنش وارد شده جان خود را از دست داده، پلیس احتمال داد این دختر توسط فردی آشنا کشته شده است. مادر شیرین در ادامه تحقیقات اطلاعاتی را از زندگی خصوصی دخترش برملا کرد.
او گفت: مدتی بود دخترم با مردی رابطه داشت، به من گفته بود قرار است با هم ازدواج کنند و همین روزهاست که او به خواستگاریاش بیاید، روز حادثه هم قبل از اینکه از خانه خارج شود تلفنی با کسی مشاجره کرد وقتی از او پرسیدم با چه کسی دعوا میکردی گفت با یکی از دوستانم. جزوههایم را گرفته و پس نمیدهد اما فکر میکنم دخترم با همان مرد دعوا میکرد.
فهرست مکالمات تلفن شیرین اولین سرنخی بود که ماموران از بهرام -مرد مورد علاقه این دختر- به دست آوردند. با بهدستآمدن شماره تلفن بهرام و بررسی آن شماره مشخص شد شیرین و بهرام از چند روز پیش از حادثه بارها و بارها با هم تماسهایی گرفته و مکالمههای طولانی داشتند.
آخرین گفتوگوی تلفنی آنها هم به زمان قتل نزدیک بود. به این ترتیب بهرام که مردی کارمند است، بازداشت شد. او که جوانی 35ساله است در تحقیقات به ماموران گفت چیزی درباره قتل شیرین نمیداند و مدتی قبل رابطهاش را با او قطع کرده بود اما وقتی پرینت تماسهای آنها مقابل بهرام قرار گرفت، او مجبور به اعتراف شد.
بهرام گفت: من همسر دارم و با او رابطه خوبی داشتم وقتی با شیرین آشنا شدم فکر میکردم از همسرم بهتر است. عاشقش شدم و هرروز همدیگر را میدیدیم با اینکه همسرم را دوست داشتم اما به شیرین هم علاقهمند شده بودم مدتی بعد شیرین پیشنهاد داد با هم ازدواج کنیم گفتم من همسر دارم و نمیشود این کار را بکنیم گفت اگر با من ازدواج نکنی تو را ترک میکنم.
برای اینکه او را نگه دارم گفتم همسرم را طلاق میدهم و با تو ازدواج میکنم مدتی به بهانههای مختلف جدایی از همسرم را به تعویق انداختم. اختلاف میان من و شیرین زیاد شد.
مدتی درباره این موضوع فکر کردم و بعد دیدم همسرم را بیشتر از شیرین دوست دارم بههمین خاطر هم به شیرین گفتم ترجیح میدهم به این رابطه پایان بدهم و نمیخواهم دیگر با او ارتباطی داشته باشم.
هرچه با من تماس میگرفت جوابش را نمیدادم اما شیرین دستبردار نبود و میگفت باید با من ازدواج کنی. گفتم رابطه ما تمام شده است وقتی با هم دوست شدیم به تو گفتم همسر دارم و از او جدا نمیشوم. شیرین مرتب مرا تهدید میکرد و میگفت همه چیز را به همسرت میگویم. او آدرس خانهام را پیدا کرده بود.
متهم ادامه داد: شیرین روز حادثه با من تماس گرفت و گفت حتما باید همدیگر را ببینیم، گفتم نمیشود و دیگر با من تماس نگیر گوشی را قطع کردم دوباره زنگ زد و گفت اگر سر قرار نیایی به خانهات میروم و همه چیز را به همسرت میگویم تو هم مجبور میشوی با من ازدواج کنی و همسرت از تو طلاق میگیرد.
از ترس اینکه همسرم متوجه شود سر قرار رفتم شیرین سوار ماشین شد گفت باید قول بدهی بهزودی با هم ازدواج کنیم وگرنه خودکشی میکنم گفتم نمیشود و تو هم باید این موضوع را قبول کنی. با هم بحث کردیم گفت باید هر طوری شده با من ازدواج کنی. او عصبانی شد و کیفش را بهسمتم پرت کرد و من را زد و بعد هم کیف را از پنجره ماشین به بیرون انداخت. چیزی شبیه آبمیوه دستش بود گفت این سم است اگر با من ازدواج نکنی آن را میخورم و خودکشی میکنم. وقتی شیرین فهمید واقعا قصد ندارم همسرم را طلاق بدهم و رابطهمان تمام شده آن مایع را سر کشید بیحال شده بود من هم که عصبی بودم و میخواستم خودم را از دست او نجات بدهم با شال سیاهرنگی که همیشه در ماشینم بود او را خفه کردم بعد هم جسدش را از ماشین بیرون انداختم.
با اعتراف بهرام به قتل و بهدستآوردن مدارک و شواهد دیگر و شکایت اولیایدم کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. متهم بهزودی پای میز محاکمه میرود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تو که زن داری میکی دوسش داری دوست داشتنت اینه بهش خیانت کنی با یکی دیکه باشی عاقبت میشه این بیچاره زنت...
ای سوخته ی سوخته ی سوختنی/عشق آمدنی بود...نه آموختنی...عشق ناخودآگاه ایجاد میشه...و باید دوطرف دیوانه های عاقلی باشند و محدودیت ها را درک کنند...الان با این وضعیت بازنده ی دو دنیا این پسر بخت برگشته است و خانواده اش!!و رها شده از مصائب آن دختر مرحوم...به نظرم باید گذشت کرد...گذشت...
خيلى هم خوشحاله با اينجور شوهر بوالهوس بعداً تقاص اينطوريه نه تواس
بهترین کار را کرده این جور زنها باید بدانند با خراب کردن زندگی کسی نمیتوانند زنگی خود را اباد کنند افرین به این مرد تا عبرت بشه برای زنهای این شکلی اگر هم به دیه ختم شود در همین تابناک بنویسید من خودم کمک مالی میکنم
خاک بر سرش کنن خیانت کا
ر
بابا چرا کسی به فکر اون زن بدبختش نیست که هم باید بی شوهر بشه و هم تا آخر عمر به عنوان یه زن بیوه تو جامعه بگرده اون بدبخت چه گناهی کرده که باید تواس پس بده حداقل بگین اون الان در چه حالیه
لیلا میخواست هواسشو جمع کنه ببینه شوهرش چه غلطی میکنه
تواس؟ منظورت تقاصه؟
من موافقم نظر لیلا خانم هستم
ولی به نظر من فکر نکنم همسرش بخواهد دوباره با این مرد زندگی کند
البته این نظر شخصی من است ببخشیدا
فقط اعدام
آقای جهان- اگر این حادثه برای یکی از دختران بستگانت اتفاق می افتاد چه میکردی؟ ریشه یابی میکردی؟ چگونه؟؟!
این جوری .....................................
خاک بر سر دروغگوت کنم سم رو بهش دادای و بعد هم خفش کردی ؟
حالا هی اعدام کنید! بفرمایید اینم نمونه اش،یارو با اینکه می دونه مجازات مرگ در انتظارش هست این تصمیم رو میگیره، پس تاثیر اعدام در کاهش جرم کجاست؟ آیا بهتر نیست جرم ریشه یابی بشه و اون ریشه خشکانده بشه؟
نه ،بهتر نیست.
پسره چيه مرتيكه گنده بك بعضيها به سن اون بچه ١٥ ساله دارن
عاقبت ازدواج التماسی!
واقعا اگر سم خورده بود وداشت میمرد خوب میزاشتی خودش بمیره دیگه چه کاریه که خفش کنی و به غیر از خیانتی که کردی قاتل هم بشی اینکه بدتره !
گزارش پزشكي قانوني به سم اشاره نكرده.... كلك بوده از طرف دختر
مقصر خود خانم ها هستند اگه زمانی که فهمید این مرد زن داره از او فاصله گرفته بود همچنین اتفاق ناگواری رخ نمی داد خداوند به خانواده اش صبر دهد داغ جوان دیدن خیلی سخته اگه دختری قصد ازدواج دارد باید در چارچوب قانون باشد نه این که سرخودی بخواهد کاری انجام دهد خداوند از سر تقصیراتش بگذرد
مرهبا بر تووووووووووووووو
بهتر شد
هوسباز
بیچاره پسره. هر چند اصلا نباید میکشته و به خاطر این کارش باید مجازات بشه. ولی معلومه که دختره بهش گیر داده بوده.
خیانت؟ کی گفته با زن دیگه ای رابطه داشتن خیانته؟ خیانت معنیش اینه که تعهد داده باشی با هیچ زن دیگه ای رابطه یا ازدواج نداشته باشی. هیچ جا نداریم که از مرد همچین تعهدی گرفته بشه.
واقعا" بیچاره پسره
کدوم بی چاره !!میخواست به زنش خیانت نکنه بعدش بره دنباله این دختره!
بدتر کردی که
نتیجه دنبال یه زن بهتر گشتن برای این آقا چی شد؟یک قتل ...آقایان شما هم هوشیار باشید به همسر خود وفادار باشید اینکه فکر می کردم بهتر از همسر خودم باشه یعنی بالهوسی وزیاده خواهی وپذیرش ریسک از هم پاشیدن خانواده .بدونید خدای جای حق نشسته وشما به عنوان یک مرد حق ندارید با زنان دیگر حتی به قصد ازدواج در آینده تعامل داشته باشید.اگر چنین خواسته ای دارید اول تکلیف همسرتون رو روشن کنید
اما خانم ها ودختر خانم ها هم بدانند که خودداری وحفظ عفت آنها را از بلا نجات می دهد .مردی که چنین اشتباهی مرتکب شده و به حریم خانواده وفادار نبوده به هیچ کس دیگر وفادار نخواهد بود ..اونوقت اصرار برای ازدواج یک اشتباه مضاعف است
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.