یکبار اعدام و 3 بار قصاص برای مهمان جنایتکار
عامل قتلعام خانوادگی که مهمان آشنایی بود به یکبار اعدام و سه بار قصاص نفس محکوم شد.در این جنایت زوج جوان به همراه پسر خردسالشان قربانی حمله شبانه مهمانشان شدند.
به گزارش ایران، روز ششم دیماه سال گذشته مرد نگرانی خود را به دادسرای امور جنایی تهران رساند و از ناپدید شدن برادرش و خانواده وی خبر داد.
این مرد در ادعاهایش گفت: آخرین بار مادرم یکشنبه شب – 3 دیماه- با برادرم حسین صحبت کرد و از آن شب به بعد دیگر خبری از وی نداریم.
وی افزود: بهدرخانهشان رفتم اما کسی پاسخگو نبود و به خاطر نگرانیام به کلانتری 161 ابوذر رفتم و همراه مأموران کلانتری و آتش نشانی وارد خانه شدیم اما خبری از آنان نبود.با ادعاهای این برادر جوان تیم ویژهای برای افشای راز ناپدید شدن «حسین» و خانوادهاش وارد عمل شدند.
مأموران در گام نخست از برادر حسین خواستند مدرک شناسایی یا عکس برادر گمشده را در اختیارشان قرار دهند. برادر نگران بار دیگر به خانه برگشت و زمانیکه در خانه به دنبال مدرک یا عکس «حسین» میگشت لکههای خون روی دیوار را دید و با ترس وارد حمام شد و در آنجا با چند پارچه خونآلود روبهرو شد.
دقایقی بعد تیمی از مأموران کلانتری 161 ابوذر نیز وارد خانه شدند و زمانی که پای در اتاق خواب گذاشتند به سراغ کمد دیواری رفته و متوجه بوی تعفن شدیدی از داخل کمد رختخوابها شدند و زمانی که در کمد را باز کردند با اجسادی روبهرو شدند که در لابهلای رختخوابها جاسازی شده بود.اجساد پتوپیچ شده «حسین»، «شکوفه» 35 ساله و پسرشان مهدی 10 ساله از سوی برادر نگران شناسایی شد و بازپرس ســــــپیدنامه از شعبه 10 دادسرای پایتخت وقتی در جریان این جنایت خونین قرار گرفت دستور ویژهای صادر کرد تا عامل قتلعام خانوادگی ردیابی شود.
مأموران در حال بررسی صحنه جنایت بودند که یکی از همسایهها با مراجعه به بازپرس سپیدنامه ادعا کرد آخرین کسی که وارد خانه شده است را میشناسد و وی در میان جمعیت بیرون آپارتمان که نظارهگر صحنه هستند، ایستاده است.با دستور بازپرس سپیدنامه تیمی از مأموران در عملیاتی غافلگیرانه مرد مرموز را دستگیر کردند.
«محمدرضا» در حالی که روی دستش آثار چاقو خوردگی وجود داشت ادعا کرد با خانواده «حسین» رفتوآمد داشته و مدتی بود از آنها بیخبر بود تا اینکه امروز متوجه مرگ آنها شده است.
«محمدرضا» درباره آثار زخم دستش به مأموران گفت: چند شب پیش باری به آمل بردم و همان جا چند جوان با چاقو به من حمله کردند و بازورگیریشان پولهایم را به سرقت بردند و این آثار کار زورگیران خشن است.این ادعاها از سوی پلیس آمل تأیید نشد و همزمان یکی از همسایهها به مأموران گفت ساعت 11 و 30 دقیقه شب از آپارتمان «حسین» سرو صدایی شنیده که زود پایان گرفته است و بعد از آن ساعت سه صبح «محمدرضا» را زمانیکه از ساختمان خارج میشد دیده است
.«محمدرضا» وقتی دید دروغ پردازیهایش نتیجهای ندارد راهی جز اعتراف پیش روی خود ندید و گفت: شب حادثه همراه «حسین» وارد خانه شدیم و در یکی از اتاقها مشغول بازی شطرنج بودیم که بهخاطر اختلاف قدیمی با «حسین» حرفمان شد و وی به سمت آشپزخانه رفت و با برداشتن چاقو چند ضربه به دستم زد که توانستم چاقو را از دستش بگیرم، بعد چند ضربه به سر و صورتش زدم که در آن لحظه شکوفه شروع به داد و فریاد کرد و با ضربات چاقو وی را نیز ساکت کردم، وقتی خواستم از خانه خارج شوم متوجه بیدار شدن «مهدی» پسرشان شدم که وی را نیز بهقتل رساندم.
در دادگاه
روز 20 مرداد ماه سال جاری «محمدرضا» در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پیش روی قاضی عزیز محمدی و چهار قاضی مستشار قرار گرفت و گفت: رفت و آمد زیادی به خانه حسین داشتم و شب حادثه به خاطر یک اتفاق ناگهانی حسین عصبانی شد و با چاقو به سمت من حمله کرد و بعد از گرفتن چاقو از دستش دست به این سه قتل زدم و بعد از آن جسدها را داخل کمد دیواری و در لابهلای رختخوابها پنهان کردم و سپس فرشها را لوله کرده و محلهایی که خون ریخته بود را پاک کردم.
محمدرضا 40 ساله افزود: گاز خانه را بستم و پنجــــرهها را باز کردم تا سردی خانه باعث شود بوی تعفن در ساختمان پخش نشود و فکر نمــیکردم دستگیر شوم.بنابر این گزارش، پنج قاضی عالیرتبه جنایی پس از اعتراف تکاندهنده «محمدرضا»، وی را به یکبار اعدام و سه بار قصاص، 30 سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کردند که این حکم مورد اعتراض عامل جنایت قرار گرفت و قضات شعبه 24 دیوان عالی کشور آن را مورد تأیید قرار دادند و قابل اجرا دانستند.

به گزارش ایران، روز ششم دیماه سال گذشته مرد نگرانی خود را به دادسرای امور جنایی تهران رساند و از ناپدید شدن برادرش و خانواده وی خبر داد.
این مرد در ادعاهایش گفت: آخرین بار مادرم یکشنبه شب – 3 دیماه- با برادرم حسین صحبت کرد و از آن شب به بعد دیگر خبری از وی نداریم.
وی افزود: بهدرخانهشان رفتم اما کسی پاسخگو نبود و به خاطر نگرانیام به کلانتری 161 ابوذر رفتم و همراه مأموران کلانتری و آتش نشانی وارد خانه شدیم اما خبری از آنان نبود.با ادعاهای این برادر جوان تیم ویژهای برای افشای راز ناپدید شدن «حسین» و خانوادهاش وارد عمل شدند.
مأموران در گام نخست از برادر حسین خواستند مدرک شناسایی یا عکس برادر گمشده را در اختیارشان قرار دهند. برادر نگران بار دیگر به خانه برگشت و زمانیکه در خانه به دنبال مدرک یا عکس «حسین» میگشت لکههای خون روی دیوار را دید و با ترس وارد حمام شد و در آنجا با چند پارچه خونآلود روبهرو شد.
دقایقی بعد تیمی از مأموران کلانتری 161 ابوذر نیز وارد خانه شدند و زمانی که پای در اتاق خواب گذاشتند به سراغ کمد دیواری رفته و متوجه بوی تعفن شدیدی از داخل کمد رختخوابها شدند و زمانی که در کمد را باز کردند با اجسادی روبهرو شدند که در لابهلای رختخوابها جاسازی شده بود.اجساد پتوپیچ شده «حسین»، «شکوفه» 35 ساله و پسرشان مهدی 10 ساله از سوی برادر نگران شناسایی شد و بازپرس ســــــپیدنامه از شعبه 10 دادسرای پایتخت وقتی در جریان این جنایت خونین قرار گرفت دستور ویژهای صادر کرد تا عامل قتلعام خانوادگی ردیابی شود.
مأموران در حال بررسی صحنه جنایت بودند که یکی از همسایهها با مراجعه به بازپرس سپیدنامه ادعا کرد آخرین کسی که وارد خانه شده است را میشناسد و وی در میان جمعیت بیرون آپارتمان که نظارهگر صحنه هستند، ایستاده است.با دستور بازپرس سپیدنامه تیمی از مأموران در عملیاتی غافلگیرانه مرد مرموز را دستگیر کردند.
«محمدرضا» در حالی که روی دستش آثار چاقو خوردگی وجود داشت ادعا کرد با خانواده «حسین» رفتوآمد داشته و مدتی بود از آنها بیخبر بود تا اینکه امروز متوجه مرگ آنها شده است.
«محمدرضا» درباره آثار زخم دستش به مأموران گفت: چند شب پیش باری به آمل بردم و همان جا چند جوان با چاقو به من حمله کردند و بازورگیریشان پولهایم را به سرقت بردند و این آثار کار زورگیران خشن است.این ادعاها از سوی پلیس آمل تأیید نشد و همزمان یکی از همسایهها به مأموران گفت ساعت 11 و 30 دقیقه شب از آپارتمان «حسین» سرو صدایی شنیده که زود پایان گرفته است و بعد از آن ساعت سه صبح «محمدرضا» را زمانیکه از ساختمان خارج میشد دیده است
.«محمدرضا» وقتی دید دروغ پردازیهایش نتیجهای ندارد راهی جز اعتراف پیش روی خود ندید و گفت: شب حادثه همراه «حسین» وارد خانه شدیم و در یکی از اتاقها مشغول بازی شطرنج بودیم که بهخاطر اختلاف قدیمی با «حسین» حرفمان شد و وی به سمت آشپزخانه رفت و با برداشتن چاقو چند ضربه به دستم زد که توانستم چاقو را از دستش بگیرم، بعد چند ضربه به سر و صورتش زدم که در آن لحظه شکوفه شروع به داد و فریاد کرد و با ضربات چاقو وی را نیز ساکت کردم، وقتی خواستم از خانه خارج شوم متوجه بیدار شدن «مهدی» پسرشان شدم که وی را نیز بهقتل رساندم.
در دادگاه
روز 20 مرداد ماه سال جاری «محمدرضا» در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران پیش روی قاضی عزیز محمدی و چهار قاضی مستشار قرار گرفت و گفت: رفت و آمد زیادی به خانه حسین داشتم و شب حادثه به خاطر یک اتفاق ناگهانی حسین عصبانی شد و با چاقو به سمت من حمله کرد و بعد از گرفتن چاقو از دستش دست به این سه قتل زدم و بعد از آن جسدها را داخل کمد دیواری و در لابهلای رختخوابها پنهان کردم و سپس فرشها را لوله کرده و محلهایی که خون ریخته بود را پاک کردم.
محمدرضا 40 ساله افزود: گاز خانه را بستم و پنجــــرهها را باز کردم تا سردی خانه باعث شود بوی تعفن در ساختمان پخش نشود و فکر نمــیکردم دستگیر شوم.بنابر این گزارش، پنج قاضی عالیرتبه جنایی پس از اعتراف تکاندهنده «محمدرضا»، وی را به یکبار اعدام و سه بار قصاص، 30 سال زندان و 74 ضربه شلاق محکوم کردند که این حکم مورد اعتراض عامل جنایت قرار گرفت و قضات شعبه 24 دیوان عالی کشور آن را مورد تأیید قرار دادند و قابل اجرا دانستند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ایشون همکار صمیمی بنده بودن،حسین واقعا بچه خیلی خوبی بود خدا بیامرزتش،و خیلی دلم به حال اون پسر طفل معصوم سوخت،خدا لعنتت کنه نامرد چرا بچشو کشتی....
دایی عزیزم دلم برات تنگ شده دایی حسینم
بدور از قضاوت؛ خدا برای هیچ انسانی این اتفاقاتو پبش نیاره.
دلایل بروز این فاجعه بی ربط با مشکلات جامعه ما از قبیل بیکاری ، فقر، بیسوادی، فساد و فاصله های بسیار زیاد طبقاتی نمی باشد که باعث بروز مشکلات روانی زیادی برای بسیاری از افراد جامعه شده است که بعضاً بصورت ناخواسته جنایتهای بسیار فجیع ای توسط افرادی انجام می شود که ذاتاً آدم های مجرم و تبهکاری نیستند. خدا آخر و عاقبت ما را ختم به بخیر بکند - امین
کسانی که به زجر بدنی دیگران راضی میشوند میزانی از بیماری سادیسم را در خود دارند. مسئله خطایی که آن فرد مرتکب شده انتخاب موضوع برای پیاده کردن آن امیال را یرای این افراد حل میکند. برای رفع خشونت از جامعه مان باید تمرین کنیم که بدترین جنایتکاران را هم با کمترین خشونت مجازات کنیم. شکی نیست که این جانی مستحق مرگ است ولی این امر با روشهایی مثل دارو در بیهوشی مناسبتر است.
در ارتباطات با دیگران ،علی الخصوص رفت و امدهای خانوادگی با افراد قریبه و نا مطمئن بایستی نهایت دقت را داشته باشیم تا منجر به وقوع این حوادث فجیع نشود.
اگر از خدا غافل بشویم چه بسا ماهم مثل این شخص دست به جنایت بزنیم لذا همشیه باید به یاد خدا باشیم
آخر عاقبتمان بخیر شود
اگر پسر و همسرش رو هم بكشند كسي ديگر به فكر اين جرمها نمي افتد
اهدناالصراط المستقىم
چقدر جالب است که مقتول به خاطر اختلاف قدیمی چاقو کشی کرده .....
خدایش بیامرزد ولی اندکی فکر ....
میشه به اینم گفت انسان
چه قدر ساده یک خانواده کامل از بین رفت !!!
حالا چی گفته تا رفته آشپرحونه چاقو برداشته
خدا لعنتت کنه بی رحم اون چقدرم این بچه نازه بمیرم الهی خدایا من ندیده و نشناخته دلم شکست به بازمانده هاش صبر عطا کن تا این غم رو تحمل کنن
خدا رحمتشون کنه.
و این نامرد رو نیامرزه...
اوه اوه! چقدر احساسات!
باورم نمیشه !!!یه بچه 10 ساله رو چطوری تو چشاش نیگا کرده و با چاقو زدتش!!!!اونم یه آشنا؟
حالم خراب شد خداااااااااااااااااااااااااااااا
هیچ حیوانی به حیوان دیگر نمی دارد روا /آن چه این نامردمان با جان انسان می کنند/اعدام وقصاص کار درست نمی شود و شیطان هم نقشی ندارد این کثافت خودش استاد شیطان است چرا این کثافت کاری ها را با شیطان توجیه کنیم بلکه از امروز بچه های مدرسه را آموزش صحیح بدهیم برای کنترل و چگونگی ابراز خشم /بسیار متاسفم به عنوان یک ایرانی مسلمان
من کاملا با نظر شما موافقم من هم اگر به جای مسولان بودم همه زندانیان را به جای زندان در کار های عمرانی بکار میگرفتم حتی شده اب خلیج فارس را از طریق حفر کانال به دریای خزر متصل میکردم که قابل کشتیرانی باشد!!!
فکر کردی زندانان در زندان میخورند و میخوابند؟؟
نه جانم خیلی از اونا افراد زحمتکشی در جامعه بودند. شما هم با اینگونه نظرات بکر خودتو خسته نکن یه وقت میدزدنت!
این جریان خیلی تاسف بار است ولی داشتم فکر میکردم تا قبل از این جریان این قاتل بین مردم زندگی میکرد ، شاید اگر بدترین گناهش رو هم به ما میگفتند میگفیم این که چیزی نیست همه ما این چیزها رو داریم .. حالا در یک شب این فرد تبدیل به یک جانی شد ، این رو نمیگویم برای طبیعی دادن جنایت ، این رو میگویم که بدانیم همه ما ممکن است در شرایطی قرار بگیریم و کمی کم عقلی و جهالت ما رو دچار جنایت کنه .. این آقا اول با صاحب خانه درگیر شده و زیاده روی هم کرده و مرتکب جنایت شده در همون حال از ترس جنایت دوم رو کرده زن رو کشته و در نهایت بچه رو .. اون دوستی که گفته " پناه بر خدا" حرف خوبی زده باید همه پناه ببریم به خدا اون هم اول از شر خودمان ..
پناه بر خدا
واقعیت داستان چیز دیگری باید باشد تنها جنون آنی میتواند موجب این عمل پست شود و آن هم ناشی از مصرف مواد است .
آخر شکل این آقا به شطرنج میخوره . کسی که با شطرنج آشنا باشه حداقل عقلانیت و درایت و صبوری از صفات نهادینه شده وی باید باشد .
الله اكبر از همه قساوت قلب
اعدام فوری در محل جنایت بهترین گزینه.
ثم رددناه اسفل سفالین
اگر جهنم را خدا براى چنین جنایت کارانی خلق نمی کرد هیچ مجازات دیگری براى آنگونه جانیان برابری نمی کرد
مجازات به قتل رساندن سه نفر : سه بار قصاص نفس
مجازات ؟؟؟ : اعدام
مجازات ؟؟؟ : 74 ضربه شلاق
مجازات ؟؟؟ : 30 سال زندان
دورغ می گه که دعوا رو صاحب خونه آغاز کرده و دروغ هم میگه که دعوا سر یک اختلاف قدیمی بوده. اگر اختلاف قدیمی اینقدر عمیق بوده که کار به چاقو کشی برسه اونا نمیتونستن بازهم با هم اونقدر صمیمی باشن که بشینن شطرنج بازی کنن. از اونجا که زنه هم کشته شده احتمالا بحث ناموسی بوده.
چه قدر مغز متفكر داريم!
از كجا معلوم واسه هيچ دست به اين جنايت نابخشودني زده؟ شايد هيچ وقت حقيقت معلوم نشود
عاقبت رفیق بازی همینه به همه برادارن توصیه میکنم از رفت وامدخانواده گی با هردوستی قطع کننددوره دوره نامردیه.
چی بگمممممممممممممممممممممم!!!!!!!!!!!!!!!!
مگه حتما بايد يه چيزي حالا بگي؟؟؟
کسانی که کودکان را می کشند، خودشان فرزند ندارند? دلشان با دیدن چهره ی بی گناه او،نمی لرزد? خدایا،درک این همه سنگدلی برایمان سخت است. استانه ی برباری،خیلی پایین امده، فشار بر روی مردم زیاد شده. ارزش های اخلاقی دیگر ارزشی ندارد. کسی که شطرنج بازی می کند،که یک بازی فکری است،چه گونه می تواند این همه خشن و هیجانی باشد? اختلاف کهنه? داشتیم،این جنایتکار می گوید. ما برداشتمان این است که او برای هدفی امده بود و این که او مورد ضربه ی چاقو قرار گرفته،دروغ است. ای کاش در این گونه سر و صدا ها،همسایگان مامور خبر کنند و یا در خانه بروند،شاید،دست کم زن و یا کودکش،کشته نمی شدند.
یزید و انصارش هم مسلمان بودند. اسلام کسی را تضمین نمی کند اسلام می گوید انسان ها را اموزش بدهید تا مشمول رحمت خدا و در دایره شمول و کرمنا الانسان قرار بگیرند.
چرا دستپاچه میشی؟
میخوای یه حرف درست بزنی چرا مقدمه ایی این طوری می نویسی؟
یزید و انصارش مسلمان بودند؟!
میشه یه تعریفی از اسلام کنی؟
یه نکته جالب اینجاست که بار اول.مامورین محترم.متوجه اجساد نشدن.باید خونه رو بازرسی میکردن
عجب جنایت کاری فرزند 10ساله آنها چه گناهی داشت
خدا رحمت کنه حسین رستگار و خونوادش رو. نصاب اسانسور بود و مشتری مغازه های پاساژ ما بود. همه مغازه دارها شوکه شدن وقتی خبر قتلش رو شنیدیم. آدم خیلی خوبی بود و خونواده دوست. عکس پسرش رو که میبینم و تصور وحشیگری قاتل رو تصور میکنم حالم بد میشه. روحشون شاد
آی زندانبان کجایی؟
فقط اعدام
مرگ برای این حیوان کم است باید اول ناخن هایش را بکشند بعد از چند روز چشم هایش را در بیاورند بعد هم شلاق هایشرا بزنند و بعد بگذارند بماند و زجر بکشد و بمیرد .
برو دكتر
هرجا که تقوا نباشد آخرش همین است و بس.
خدا يا چه كسي بايد جواب اين كودك بي تقصير را بده اين چه دنيايست كه ما در آ ن زندگي ميكنيم
تقصير خود مرد و زنش چي بوده؟
به گفته رسول الله (ص)نباید کسی رو شماتت کرد.حتی این فرد که دست به قتل زده-اون هر چند مرتکب قتل شده و زندگی چند نفر رو نابود کرده اما مسلما خودش هم شرمسار هست هم پشیمان .و نهایتا خودش هم به سزای عملش خواهد رسید-خدا رو سپاس بگیم.که اگر لطف خدا شامل حال ما نمیشد چه بسا ما هم در زندگی اثر خشم و عصبانیت مرتکب چنین اعمالی میشدیم.
آخرزمان شده!! خدا آخر عاقبت همه رو بخیر کنه!
آخرزمان شده!! خدا آخر عاقبت همه رو بخیر کنه!
فيلم آخر الزمان رو ديدي؟
حرفی برای گفتن ندارم...
پس برای چی حرف می زنی
توصیه من به خانواده ها و جوانان این است.که پس از تشکیل خانواده از دعوت دوستان دوران جوانی به کانون خانواده خود (خصوصا" مجردین) جدا" پرهیز نمایند.!
دقیقا
دوست مجردی رو نباید به زندگی کتاهلی وارد کرد
کلا رفت و آمدهای افراد متاهل باید خانوادگی باشه
اگرم کسی مشکل داره خب تشکیل خانواده نده
دختر مردم رو هم خونه خراب نکنه
تابناک جان چرت و پرتهارو می زنی ولی وقتی من می گم خیلی از آدمها دچار بیماریهای روانی هستند و باید به مردم آگاهی داد و علائم آن را به مردم فهماند تا شاهد کمتری از این جنایات باشیم را نمی زنی و دلت رو خوش کردی که داری خدمت به مردم می کنی . آدم غیر روانی در اوج عصبانیت هم دست به جنایت نمی زنه . صحبت از مدینه فاضله می کنم به قیافه ما نمیاد؟؟؟؟؟؟
باید اوّل فرزندمحمد رضا را جلو چشمش شکنجه دادبعد خودش را گرسنه نکه داشت تابمیرد
فرق تو با محمدرضا چیه اونوخ؟ آهان فک کنم اسمتون فقط فرق میکنه.
تابناک جان این چرت وپرت ها رو نزار.آقای احمد فکر کنم تو خودت کمتر از اون جانی نباشی
تو که از محمدرضا وضعیتت بدتره!!!خوبه تو قاضی نشدی.
تو را هم باید در بیمارستان روانی بستری کرد.
ایجوری که فرقی بین شما و ایشان نیست .
فرزند محمدرضا چه گناهی کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوبه قاضی نشدی شما .بچه رو به گناه پدر شکنجه کنند؟
بی منطق! می فهمی چی می گی؟! چه ربطی به فرزندش داره آخه؟
گرسنه نه. باید دست و پایش را قطع کرد و روی محل زخمها عسل ریخت و وی را در محل لانه مورچه ها قرار داد تا مورچه ها حتی مغز استخوان وی را بخورند.
شما مادر عروسی یا نقش دیگه ای داری مهندس!
ببخشید. شما حالتون خوبه؟؟
ای بابا
اون بچه بی گناه دیگه چه گناهی کرده ؟
عجب احکامی صادر می کنید
كم كم دارم به ايننتيجه ميرسم كه ديگه نبايد خونه ي كسي خوابيد ونبايد اجاز داد كسي خونت بخوابه حتي دوست قديمي و مهربانت
این چه کاریه اصلا! وای تو اجازه میدی کسی شب توی خونت بخوابه؟ سعی کن خیلی این کار رو نکنی... به یک عادت برات تبدیل نشه.
عزیزان اکثر ما بی رحم هستیم ولی در درجات مختلف، یکی جان می گیرد، یکی حق و حقوق می خورد، یکی سیلی می زندو....ودر درجه نازل تر به حیوانات و محیط زیست ستم می کند. این فرد باید مجازات شود ولی همه ما ها نیز باید خود را مجازات کنیم بواسطه ظلم هایی که کردیم و خیلی راحت فراموش نمودیم.
زدی توخال! چقدر به خودمون ظلم کردیم، از همه اینا گذشته!
واقعا چی باید گفت به یک آدم؟چطور 3نفرو کشت و حالا رو حکمم اعتراضض داره؟!من واقعا نمیدونم ادم ها چطوری انقدر بی رحم شدن!!!
30 سال زندان بعد از اعدامه یا قبل از اعدام
یعنی چی؟ اول اعدام می کنن بعد جنازشو حبس می کنن؟ 3 بار قصاص یعنی چی؟
بااجازتون من بعنوان یک حقوقخوان باید عرض کنم ترتیب اجرای احکام از اشد ب اخف هست
اعدام، حبس، شلاق و…
این قضیه برای عامل جنایت هم مورد سواله.برای همین هم به حکم اعتراض کرده
قطعا قبل ازاعدام است این بمعنی اینستکه جرایم وکیفراین مجرم اینقدراست اعدام شلاغ حبس . حال بااعدامش بقیه جرائم هم فوت میشود
واقعا ادمها چقدر میتونن بی رحم باشن
وای ازین موجو دوپا که هرچی بگی ازش بر میاد.
ولی جالبنه این موجود، اشرف مخلوقات هم هست.
وای خدا چقدر میتونم کوچک باشم، یا بزرگ!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.