آخرین خبرپایان فرار قاتل طلافروش در کمتر از ۷۲ ساعت
1بازدید
۱۲۹

قرار فیس بوکی دختر دبیرستانی برای قتل پدر

 ماجرای این جنایت به هفته گذشته بر می‌گردد؛ وقتی عقربه‌های ساعت ۲۳:۳۰ آخرین روز دی‌ماه را نشان می‌داد، مأموران پلیس در جریان قتل مرد ۵۵ ساله‌ای در منطقه جیحون قرار گرفتند و راهی محل جنایت که آپارتمانی در طبقه سوم یک ساختمان مسکونی بود شدند. بررسی‌ها نشان می‌داد که مرد میانسال با اصابت ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده است.

مردان نقابدار


به گزارش همشهری، جنایت در زمانی رخ داده بود که مرد 55ساله در خانه تنها بود. او همراه دختر و پسرش در طبقه سوم آپارتمان زندگی می‌کردند و این در حالی بود که پدر و مادر مقتول نیز در طبقه اول سکونت داشتند. بررسی‌ها نشان می‌داد که در ورودی خانه تخریب نشده و هیچ سرقتی از داخل خانه صورت نگرفته بود؛ این یعنی قتل از سوی فرد یا افرادی آشنا صورت گرفته و احتمالا انگیزه قاتل انتقام‌جویی بوده است. در ادامه مشخص شد دختر مقتول به نام مرجان نخستین کسی بوده که با جسد پدرش روبه‌رو شده بود. این دختر 18ساله تحت بازجویی قرار گرفت و گفت:

ظهر همراه برادرم برای خوردن ناهار به خانه مادربزرگم در طبقه اول رفتیم. 2 ساعت بعد وقتی به خانه خودمان در طبقه سوم برگشتیم، به محض اینکه در را باز کردیم با 2 مرد نقابدار روبه‌رو شدیم که با چاقو بالای سر پدرمان ایستاده بودند. آنها ما را تهدید کردند که اگر سر و صدا کنیم ما را نیز می‌کشند. من و برادرم از ترس سکوت کردیم و آنها به‌سرعت از خانه خارج شدند. بعد از رفتن آنها با پلیس تماس گرفتم و همزمان موضوع را به مادربزرگ و عمه‌ام که در طبقه اول حضور داشتند اطلاع دادم. اظهارات مرجان شک ماموران را برانگیخت؛ چرا که طبق گفته وی، زمانی که آنها متوجه جنایت شده‌اند بعد ازظهر بوده و زمانی که ماجرا را به پلیس خبر داده بودند، نیمه شب بود. به همین دلیل مرجان بازداشت و به اداره آگاهی منتقل شد.

دروغ پردازی


دختر دبیرستانی که می‌دید پلیس به او شک کرده، این بار ادعای تازه‌ای مطرح کرد. او مدعی شد که قتل توسط جوانی به نام فرید انجام شده است. وی گفت: من و فرید می‌خواستیم ازدواج کنیم اما پدرم مخالفت می‌کرد. سر همین مخالفت، فرید نقشه قتل پدرم را کشید و آن را عملی کرد. این اظهارات مرجان نیز بررسی شد اما فرید مدارک کافی داشت که در زمان جنایت در جای دیگری بوده و در قتل مرد 55ساله نقشی نداشته است.

قرار فیس‌بوکی برای جنایت

مرجان یک‌بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و وقتی دید پلیس پی به رازش برده حقیقت را فاش کرد. او گفت: قتل را جوانی به نام امیر انجام داده است. من و امیر حدود یک‌ماه پیش از طریق فیس بوک آشنا شدیم. به‌دلیل اختلافات و دعواهایی که با پدرم بر سر دوست قبلی‌ام داشتم اعصابم خیلی به‌هم ریخته بود. برای همین مخفیانه از طریق فیس بوک با امیر حرف می‌زدم. یک شب او گفت اگر پدرم بمیرد تمام اموالش به من می‌رسد. بعد هم پیشنهاد کرد که حاضر است او را به قتل برساند به شرط اینکه بعد از مرگ پدرم به عقد او در بیایم. من هم قبول کردم و قرار شد وی نقشه جنایت را عملی کند.

دختردبیرستانی ادامه داد: روز حادثه پس از تعطیل شدن مدرسه، با امیر تا جلوی در خانه آمدیم. من وارد ساختمان شدم و او نیز بیرون در، داخل کوچه منتظر ماند. همراه برادرم به خانه مادربزرگم رفتیم. ناهار را نیمه کاره رها کردم و به طبقه سوم رفتم تا ببینم پدرم خواب است یا بیدار که دیدم خوابیده است. بلافاصله امیر را باخبر کردم و در را برایش باز گذاشتم. او پس از دقایقی کوتاه برایم پیامک فرستاد که کار تمام شد؛ حالا برادرت را بفرست. من فکر کردم که دروغ می‌گوید.

به همین‌خاطر رفتم بالا و جسد پدرم را در آشپزخانه دیدم. همان لحظه برادرم به طبقه بالا آمد. امیر از من خواست در را باز کنم تا برادرم را هم بکشد اما من دلم نیامد و گفتم نه. امیر ترسیده بود و می‌گفت برادرم ما را لو می‌دهد اما از وی خواستم که با او کاری نداشته باشد. امیر قبول کرد و بعد با تهدید از برادرم قول گرفتیم که چیزی از ماجرا به کسی نگوید و هرچه من می‌گویم را تکرار کند.

دستگیری قاتل


بعد از اعترافات مرجان، مأموران سوم بهمن‌ماه امیر را در خانه‌اش در شرق تهران دستگیر کردند. او در بازجویی‌ها به قتل مرد میانسال اقرار کرد.سرهنگ آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران، با اعلام این خبر گفت: متهمان برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار مأموران اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران قرار گرفته‌اند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

سيدكاظم تقي نظري۱۳۹۲/۱۱/۲۲ ۱۰:۵۵

سلام
مرحوم ازبستگان و از رفيق هاي نزديك من بود.واقعا انسان شريف و خيري بود.
اين كه ميگن نون حروم بوده كم گذاشته واسه بچه هاش همه دروغه.من خودم شاهدم كه واسه بچه هاش از جون مايه گذاشت. ولي به نامردي به ناحق كشتنش.ما هنوز باور نكرديم كه رفته . چون واقعا حيف بود همچين آدم با معرفتي زود بره.
فقط بگم قضاوت بيجا نكنيد.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۷ ۲۲:۰۸

من آشنای مرحوم هستم. آن محوم مرد خیلی خوب و با استعداد بود تنها گناهش این بود که زیاد از حد به این بچه ها رو داده بود. اگر بچه ها اشتباهی می کردنند چیزی به آنها نمی گفت و از آنها زیاد حمایت می کرد حتی خانواده اش هم اینجور بودن. این شد نتیجه اش

نجمه۱۳۹۲/۱۱/۱۲ ۲۲:۱۹

واقعا بعضیا لیاقته داشتنه پدرو مادر رو ندارن
پدرو مادر فرشتن...حتی بده بده شم فرشتن
ایشالا خدا هیچ کس رو بی پدر و مادر نکنه
امین

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۲۲:۳۲

بعضی های چقدر احمق هستند

محسن۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۲۰:۳۵

فكر كنم خيلي وقت پيش اين مطلب را تو يه سايتي خوانده باشم. يادم نمياد و لي كاملا تكراري و زمانش خيلي قبلتر بود. نمي دونم شايد تابناك براك جلب بازديد كننده هر از چندگاهي اين موارد را دوباره مي گذاره

عاشق پدر۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۱۴:۴۳

اخ اخ اونم کی.... پدر..
تصور کن پدری که با چه بدبختی اینو به اینجا رسونده
چی ادم بگه
گاهی نگفتن ها سکوت نیست...
خود حرف است..

دختر ایرانی۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۱۳:۵۲

واقعا برای این دختر متاسفم ، من همیشه به پدر و مادرم میگم برای من دعای خیر بکنند چون بدون دعای اونها هیچ وقت توی زندگی موفق نخواهم شد.

امید۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۱۲:۲۳

عجب دختری که حاضره با یه قاتل ازدواج کنه!

uuuu۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۰۱:۳۱

گفتی کجا؟ جیهونننننننننننننن وای من چهاراه هاشمی جیهون زندگی میکنم نزنن بکشنم نمیخوامممممممممممممممممم بمیرممممممممممممم

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۹ ۱۱:۵۶

اگه با دقت موضوع رو بررسی کنیم متوجه میشیم که در این خانواده مادر وجود نداره.این بچه ها یا بچه های طلاق هستند و یا مادرشون به رحمت خدا رفته و با پدر و جد پدری دارن زندگی میکنن. قبل از هرگونه قضاوت عجولانه باید بررسی کرد که این پدر چگونه آدمی بوده و چه نقشی در زندگی بچه ها داشته بخصوص در زندگی دختر جوونش بدون حضور مادر.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۹ ۰۰:۱۳

خدا لعنتت کند دختر. من هم فامیل آن مرحوم هستم . خدایش بیامرزد. انسانی واقعی بود. هنوز هم باورم نمیشود که این اتفاق برایش افتاده. هیچ جوری نمیتوانم این مسئله را هضم کنم. خدا به اطرافیانش صبر و تحمل عطا کند.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۲۲:۵۰

سلام
سلام به همه اونایی که با خوندن یک خبر نصفه ونیمه سریع قضاوت کردند و حکم دادند و در انتظار اجرای حکم هستند. من هم فامیلش هستم. این دختر خوشی زده بود زیر دلش. باباش فهمیده بود با احسان دوست شده و برای همین این خانم شاکی بود وگرنه هیچ چیز تو دنیا کم نداشت به جز عدم حضور مادرش که اگر پنج سال پیش ول نمی کرد و نمی رفت شاید اوضاع بهتر از این بود. وگرنه پدرش یه کسی بود که هر کسی دوست داشت یک دوست مانند اون داشته باشه برای همه جور کاری پا به پای بچه ها بود این دختر هم عاشق باباش بود ولی ما هم هنوز نمیدونیم چرا این کار را کرده. حالا بر فرض که این پدر پدر نبود ولی بهترین دوست دنیا که بود. دختری که تو این سالها حتی پدر مجبورش نکرده بود که یه غذا درست کنه چون خودش این کار را میکرد یا در طبقه پایین پیش مادربزرگ و عمه اش بود که اونها محبت مادری را جبران میکردند. این دختر دختر نبود وگرنه پدرش پولدار نبود که این کار را بکند. تازه یکی دوهفته پیش برایش تولد گرفته بود. خلاصه که این دختر یک کار جیوانی انجام داده و شکی در ان نیست ولی پشت سر پدر کشته شده اش حرف نزنید که فقط خدمت خلق کرد چون همه فن حریف بود فوق العاده فنی و دست و پا به خیر

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۱ ۰۳:۲۲

چه فامیلای خوبی.همشون اومدن اینجا یه سر زدن.ممکنه خوشی زیاد زیر دلش زده.لوسی هم خودش یه جور دیوونگیه

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۰۱:۴۵

حق با شماست وابسته عزیز؛قضاوت کار مزخرف و بی جاییه.من یه حقوقدانم..این عوام حق دارن این فاجعه هولناک و البته ساده انگارانه رو راحت قضاوت کنند.چون حقیقتا مسخرست.شخصا تصور می کنم یه داستان نپخته است

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۲۱:۰۶

واقعاً متأسفم برای چنین شیطانی. خدا روح مرحوم را شاد کنه. حیف تمام زحماتی که این پدر برای این شیطان کشید. امیدوارم قرین رحمت الهی باشد. فقط اعدام برای هردوتاشون.

هلن۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۵:۰۱

منم ى دختر دبيرستانيم ولى تا بابام ميره ماموريت يا از اداره دير برميگرده،حالم بد ميشه و تب ميكنم.فقط ميگم برات متاسفم.نميخوام ب پسرا توهين كنم ولى هيچ پسرى ارزش اشك پدرم و نداره!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۰۱:۴۲

این آخرش دقیقا چه ارتباطی داشت..قبل از اتمام 2 سطر جمله قشنگی که می نویسید..فکر کنید

قلندر۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۳:۱۲

شاید از سر بی مادری شون بوده که از پدرشون متنفر بودن؟ مهر مادری بالا سرش نبوده، با پدرش هم ارتباط خوبی نداشته در جستجوی آرامش، آسایش را هم می دهد، خدا عاقبت همه رو بخیر کنه

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۵:۴۶

این مرد انقدر به بچه هاش محبت می کرده که بی مادری رو حس نمی کردن . قلندر جان دنبال آرامش و آسایش نبوده دنبال پول بابا بوده ...

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۲:۳۴

من دست بدر ومادر را مبوسم خدائا انئا جئ ادمائئستند

امین۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۲:۱۴

یکی از آشناها یک سگ ژرمن شپرد داشت بچه اش دستشون تا آرنج میکرد تو حلق این سگه ولی سگه آخ نمیگفت!بعد این.....!واقعا هر چیزی که روی دوپا راه میره و حرف میزنه رو نمیشه بهش گفت انسان!

علی۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۱:۵۱

چناه بر خدا از بی عقلی این دختر

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۱:۴۱

همه چیزراگفتیدامانقش مادررادرتربیت واحترام درخانواده نگفتید.این زن بی نمک وبی ادب(بعضی ها)است که نفرت ازپدررادرفرزندالقاء می کندوبابی ادبی نسبت به اودرحضورفرزندجسارت رابه فرزندفرامیدهد

یاسین۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۱:۳۰

باورکنیداینهاعلایم آخرزمان است وبرمیگرده به رفتارهای همه ماکی میتونه تصورکنه که دخترش بانی وعامل قتلش بشه که زمانی ازبه دنیاآمدنش همان پدردرپوست خودنمی گنجیدوشادترین روزش بودودرطول زندگیش فقط به آسایش آن فکرمیکرد!،!

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۰:۳۵

خيلي عجيب است اگر ذره اي هوش يا تعادل رواني داشتن به اين راحتي اس ام اس نمي زدن به هم! اينها مشكل جدي داشتن !

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۰:۳۲

چرا کسی دقت نکرد اون دختر خانواده نابسامانی داشته برای یه دختر مادر خیلی مهمه همتون از علاقتون به پدر و مادرتون گفتید ولی یه لحظه خودتون رو جای بچه ای بذارید که پدر و مادر از هم جداشدن این بچه ها با حس تنفر شدیدی رشد می کنن و از همه بالاخص پدر و مادرشون بیزارن حتی اگر دنیای محبت هم کنن باز می گن مگه من ادم نبودم مگه ایندم براشون مهم نبود چرا جدا شدن همیشه یه درگیری های ذهنی شدیدی دارن. یکی از اقوام به من گفت با نوم که پدر مادرش جدا شدن کمی صحبت کن حال روحیش خراب و به شدت عصبیه وقتی باهاش صحبت کردم یه دختر دوازده ساله می گفت چون هیچکس اونموقع به فکر من تبوده من هم نمی خوام به فکر کسی باشم میدونی می خوام بزرگ شدم ازدواج کنم و دقیقا همین بلا رو سر بچم بیارم یعنی به دنبال انتقام بود هرچی بگیم به این دلیل به اون دلیل اصلا نمی پذیره اخه حقم داره تو این سن به فکر انواع اقسام خودکشی بوده بالاخره صحبت با مشاور و الاان شبی یه قرص مصرف می کنه واقعا مساله طلاق جدی اونم اگه بچه یا بچه هایی وسط باشن. صدا سیما باید ابعاد تیره و خطرناک طلاق رو علی الخصوص نسبت به بچه ها رو برای خانواده ها روشن تر کنه و واقعا اگه بچه ای وسطه باید از خود گذشتگی کرد باید این کارو کرد. و اگر طلاق بهتره لااقل فرهنگ سازی شه تا بچه ها حداقل ضربه رو ببینن یعنی بچه ها رها نشن یا استفاده ابزاری برای انتقام از طرف مقابل نشن این بچه ها همیشه احساس گناه همراه با کینه دارن خیلی باید مواظبشون بود چون خیلی زود هم به تنها شنونده درددلاش اعتماد می کنه...

علی۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۰۹:۴۷

میگفتن دختر بابایی میشه حالا شده قاتل بابا....

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۰۹:۴۱

من فامیل مقتول هستم این پدر نمونه بود تو زندگی هیچ چیز کم بچه هاش نذاشت مردی بود فرشته و شاد و تو انجام کار خیر اول بود به هیچ کس تو هر کاری نه نمی گفت حتی اگر انجامش سخت بود مرگش برای همه فامیل غیر باور و سخت بود و هست از دوستان هم میخوام قضاوت الکی در مورد مرده نکنن این مرد فرشته بود . خدا رحمتش کنه امیدوارم قاتلینش به سزای عملشون برسن جواب کارشون رو از خدا بگیرن اینجور آدما بمیرن بهتره. خاک بر سره دختری که پدرشو به خاطر یک آدم غریبه و کودن بکشه و تحویل خاک بده آخه بدبخت چی برات کم گذاشته بود بیچاره اون واجب تر بود یا اون پسر الاف و عوضی. انگار اصلا عاطفه و احساس نداره این دختر . خانواده این مرد شریف اصلا نباید رضایت بدن چه در مورد این پسر و چه در مورد این دختر وقتی به پدر که از خون و وجودش بوده و عمری جون کنده تا بزرگ بشه و اینقدر بهش محبت میکرده و بچه اش رو تمام زندگیش می دونسته و همش وقتی میخواست صداش کنه دنبال اسم بچه اش جان عزیزم فدات بشم و .... میگفت رحم نکرده به برادر یا بقیه رحم میکنه ؟؟؟؟؟؟؟ بمیره بهتره اگر هم اعدام نشه باید حبس ابد بشه تا بپوسه

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۱ ۰۳:۱۶

مگه همچین چیزی میشه.محبت مار رو از سوراخش بیرون میکشه.محاله محبت و عشق جوابش نفرت باشه مگر اینکه دختر شیرین عقل باشه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۰۸:۳۵

بابای بیچاره حق داشته به دخترش میگفته نباید با این پسر دوست باشی

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۰۲:۱۶

پسر نوح با بدان بنشست
خاندان نبوتش گم شد

طبق نظر شما احتمالا حضرت نوح هم نون حروم می داده به پسرش.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۰۰:۴۳

دوستان همه نظر ها رو دادن من دیگه نظری ندارم با تشکر

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۰۰:۲۵

لعنت بر این همه پست فطرتی پس عاطفه ها کجا رفته؟ یعنی یه دختر این همه میتونه سنگ دل باشه

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۲۳:۳۵

دهنم از تعجب یه ساعته باز مونده!
یعنی تو کله این دوتا مغز یا ...

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۲۲:۰۸

راجع به دختره که همه حرف زدن.
راجع به اون پسره ام بگید که به دختره پیشنهاد داده بابابشو بکشه،بعدشم خودش پا شده اومده آدم کشته،تازه میخواسته برادره رو هم بکشه! انگار آدم کشی آب خوردنه!

علی۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۱:۵۰

مقصر اصلی دخترست اگه اون نمیخواست این پسر از کجا پیداش میشد.

محمد۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۱۶:۴۹

خیلی مسخرست ، من نمی فهمم برای چه حاضر شد پدرش رو بکشه،بخاطر پول یا دوست داشته با اون پسره ازدواج کنه ، از پدرش بدش میومده.ولی من باورم نمیشه یه دختره دبیرستانی این کار رو انجام بده

سما۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۱۵:۲۲

مگر امیر یک قاتل بود!؟
چگونه چنین افکاری میشود!؟
و چگونه به عمل تبدیل؟؟
آنهم از سوی یک فرد عادی!؟

محمد۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۱۴:۳۵

مثل اینکه اینجا خیلی ماهواره بین زیاده تا یه حرف از ماهواره میزنی سیل منفیهاست که مییاد.خودتونم نمیدونید با این ماهواره چه بلایی دارید سر خودتونو خانوادتون مییارید.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۱ ۰۳:۱۲

مگه ماهواره فقط واسه دیدن سریال ترکی یا برنامه سیاسیه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۱۴:۱۰

پدری که نفسش یه دنیا می ارزه .اخه گیریم کشتی و هیچ کس نفهمید به امید کی میخای زندگی کنی .

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۱۳:۰۷

به ياد پدرم وتمام پدرا گريستم همين...

سعید۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۱۲:۴۶

چه دختربدی بود ماهرچه داریم ازپدرومادراست خداهیچ خونه روبی پدرومادرنکنه.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۰۱:۱۲

کار فرهنگی از دبستان باید شروع شود

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۷:۵۰

فقط میتوان به جال این موجود دو پا گریست!!!!!!!!!!!

shari۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۷:۰۴

دوستان این قدر نگید نون حرام تو دهن بچش گذتشته که همچین بلایی سرش اومده این جامعه است که از ادم ها هیو لا می سازه

مریم۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۶:۰۸

خدایااااااا.......مگه ممکنه؟؟ به همین سادگی؟کشتن پدر؟خداوندا به فریادمون برس........

پارسا۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۵:۱۰

اوه اوه
دم جامعه ایران گرم
چه میکنه این لقمه حرام
به چه جاهای جالبی رسیده‌ایم ما
هان ای شهدا! آسوده بخوابید که ما در بیداری...

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۴:۳۲

به نظر میاد که قسمتهای مهمی از این ماجرا سانسور شده. روایتی که از زبون دختره گفته شده، زیادی ناقص و ابتر به نظر می رسه. از شخص قاتل هم که مطلقاً هیچ چیز گفته نشده، جز اسم کوچیکش که احتمالاً اونم واقعی نیست. نمیشه باور کرد که پسره همینجور از راه برسه و بدون هر گونه سابقه ی ذهنی از مقتول، طرفو توی خواب با قمه سلاخی کنه! آدمکشای حرفه ای هم اینجور عمل نمی کنن. به نظر میاد که این موضوع سوابقی و شاخ و برگی داشته که بنا به مصالحی از قلم افتاده

احمد۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۴:۰۹

سلام

چرا ما همیشه دچار افراط و تفریط می شویم حالا همه برنامه هامون این است که فیس بوک چنان و چنین است برادر من خیلی اتفا ق های خوب هم در فیس بو ک می افتد چرا از انها نمی نویسیم.....تو را خدا اینقدر یکه تازی نکنید

رحمان۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۳:۵۶

از هوس بگذر که ازخون کسى بگذر ندارد اين درخت سبز غيراز نا اميدى بر ندارد قضاوت در چنين موارد ى بى نهايت دشوار غير قابل قبول است ولى به نظر ميرسد ضعف قانون محدوديتهاى اجتماعى وضعف فرهنگى ووووووودست بدست هم داده انسانهاى ضعيف را بچالش ميکشاند خدايا هيچکس را به خودش وامگذار امين

محمد رضا۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۳:۰۱

داداش تو كه خواهر زادشي بگو بدونيم اين دختر تو زندگيش چه جور ادمي بوده؟ مشكل داشته؟ مريضي داشته. تو تنگنا بوده. با پدرش خيلي خصومت داشته فقط ميخوايم بدونيم چرا چرا دست به چنين اقدامي زده

aliblk۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۲:۵۴

چه جالب.
تو خبر قبلی پدره دخترشو کشته. تو این خبر دختره پدرشو کشته.
چه روحیه لطیفی داریم ما

رضا صالحی۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۲:۲۱

من خواهر زادشم
اونایی که میگن نون حرم حرف دهنشون بفهمن و صفات خودشونو به دیگران ندن
حضرت نوح هم پدر داشتت پس چرت نگیدئ

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۲۲:۴۳

خدایا

حسین صالحی۱۳۹۲/۱۱/۱۰ ۲۲:۴۱

واقعا که باید به جهل بعضیا خندید.امان از قضاوت الکی بعضیا.خوشحالم که اگر واسه ما اندوه داشت واسه بعضیا بساط سرگرمی رو جور کرد.نترسید ما هم فکر می کردیم این چیزا واسه همسایست.شماها هم بزودی میفهمین که ممکنه واسه شماها هم باشه.ما که تو بطن کاریم نمیدونیم چیکاره هستیم جالبه که شما که هیچ چیزی نمیدونین اینجوری قضاوت می کنین.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۸ ۱۵:۴۹

خدا صبر بده بهتون با این جور اتفاق ما که شوکه شدیم دختره سایه بالا سرش رو کشته آخه بدبخت اگر مادرت مادر بود که ولتون نمی کرد بابات بوده که بزرگت کرده و همه جوره پاتون وایساده اون وقت بچه ای که خودش بزرگ کرده و پاش وایساده شد قاتل جونش

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۲۰:۳۸

پسر نوح درست است .اقا رضای عزیز به دل نگیر.مردم چرت و پرت زیاد میگن.

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۴:۲۴

ناراحت نشو آقا رضای عزیز! این نوابغ وطنی همینجور بی منظور حرف می زنن! البته شایدم یه منظوری داشته باشن! مثلاً می ترسن اگه دهنشونو به این اظهار نظرات عمیق و عالمانه باز نکنن، خدای ناکرده بگن که لال هستن! چرند گفتنم که تو این مملکت، الحمدلله نه کنتور داره و نه مالیات!

محمد رضا۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۲:۲۱

من يه پسر 22 ساله ام باور كنيد با خوندن اين خبر يك ربع تو بهت و شك بودم هي فكر ميكردم دارم فيلم جنايي ميبينم.. ديديد دختره به خاطر پسر پدر را كشت و تا مرز قتل برادر پيش رفت.. هيهات كه باور نميكنم چنين جنايت هولناكي رو .. چرا من بايد تو اين دوره از زمان زندگي كنم كه وضع....

محمد۱۳۹۲/۱۱/۰۷ ۱۷:۰۰

دوست داری تو کدوم زمانه زندگی کنی،تو این عصری که زندگی میکونیم خشونت کمتر از هر زمانه دیگری هست ، برو بخون

قلقك۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۲:۰۶

اي كاش يكبار ديگر حتي به اندازه يك بوسه بر دستان پدر و مادرم ميشد كه تا آنها رو ببينم
هميشه ودر همه جا پيش روم هستيد تا به قيامت

javad۱۳۹۲/۱۱/۰۶ ۱۲:۰۰

حسین آقا خوب گفته به نظر من هم باید چنین موجود کثیفی سنگباران بشه تا عبرتی باشد برای اینگونه افراد
فقط سنگباران ...........

ناشناس۱۳۹۲/۱۱/۱۱ ۰۳:۰۷

شماها جوری حرف میزنین انگار ...لا الله الا الله.میدونی سنگسار چقدر خشونت رو ترویج میکنه و اگه بچه 18 ساله من ببینه چه حالی میشه.کما اینکه من دیدم و هنوز فراموش نمیکنم.بابا دست از این کوته فکری بردارین.قاضی خودش میدونه چی حکم کنه

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.