سبقت زنان از مردان در تجردگرایی
تجردگرايي بدبختي جامعه است و افتخاري ندارد و ادامه اين ماجرا مسلما به اعتياد، جرم، مشكلات عديده اخلاقي و... منجر خواهد شد. بنابراين بايد با جديت هرچه تمامتر در مقابل اين معضل اجتماعي ايستاد و به شدت مبارزه كرد.
«تهران امروز» در مطلبی به قلم پريسا هاشمي آورده است: دوباره هشدار درمورد تجردگرايي جوانها نگراني كارشناسان را برانگيخته است. آنها ميگويند تغيير سبك زندگي، فشارهاي اقتصادي، اجتماعي و فقر مسائل فرهنگي در چند سال اخير بهويژه در كلانشهرها باعث فردگرايي جوانها شده است. با نگاه به خانههاي استيجاري ميتوان به راحتي به اين نتيجه رسيد كه جوانها به زندگي مجردي روي آورده و جمعگرايي ضعیف شده است که این مانعی برای تشکیل خانوادههای جدید است. براساس نتايج سرشماري سال 90، آستانه تجرد قطعي مردان كشور در سال 1390 در گروه سني 44-40 و در زنان 49-45 قرار دارد. در اغلب استانهاي كشور آستانه سن تجرد قطعي مردان در سن 39-35 و 44-40 و براي زنان در سن 44-40 و 49-45 سال است.
تجرد زنان بيشتر از مردان
دكتر حجيه بيبي رازقي نصرآباد درباره تجردگرايي جوانها ميگويد: تجرد داراي دو بخش تجرد فعلي و تجرد قطعي است. روندي كه ما الان در كشور داريم با توجه به ميزان ازدواج و بالا رفتن ميانگين سني ازدواج، تجرد هم در كل گروهها روند افزايشي داشته است.مثلا آمار زنان بين 15 تا 19 سال مجرد در سال 1345، حدود 53 درصد بوده كه اين آمار در سال 1390 به 87 درصد رسيده است. همچنين مجردهاي در سنين 20 تا 24 از 13درصد سال 1343 به 47 درصد در سال 90رسيده و در سنين 25 تا 29 سال اين آمار الان 26 درصد است. اما وقتي از تجرد قطعي حرف ميزنيم منظورمان كساني است كه بين 45 تا 49 و از سن 50 تا 54 ازدواج نكردهاند.
اين عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، در ادامه درباره سن قطعي تجرد توضيح ميدهد: وقتي آماري مبني بر سن قطعي تجرد اعلام ميشود، فرض جمعيتشناسان بر اين است كه اين فرد ازدواج نكرده و نخواهد كرد. دكتر رازقي در ادامه با اشاره به آماري كه در موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه وجود دارد ميگويد:متاسفانه بايد بگويم در سالهاي اخير تجرد قطعي در ايران روند افزايشي داشته كه اين آمار در زنان روند صعوديتري داشته است. اين كارشناس حوزه خانواده در ادامه ميگويد: آمار تجرد قطعي مردان از سال 1345 تا 1390 از 1.5 به 1.8 و براي زنان از 0.8 به 2.8 افزايش پيدا كرده است.
عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه با اشاره به اينكه هنوز درصد ازدواج در جامعه ما نسبت به خيلي از كشورها بالاست و درصد بيشتري از جمعيت ازدواج ميكنند، ميافزايد: هنوز ميزان تجرد بالايي نداريم و ميانگين ازدواج بهويژه در زنان باز در برابر ساير كشورها بهويژه آسياي شرقي آنقدر بالا نيست.
وقتي آمارها نگرانكننده ميشوند
دكتر حجيه بيبي رازقي نصرآباد همچنين با بيان اينكه روند افزايشي تجردگرايي جوانها نگرانكننده است، ادامه ميدهد: بين سال 1375 تا 1385 روند افزايش تجرد در بين زنان 0.6 تجرد قطعي داشتيم در حاليكه اين رقم الان به 1.8 افزايش پيدا كرده است. او ميافزايد:اين آمار در سال 1385 تا 1390 به 2.8 رسيده و همين آژير خطر براي جامعهاي با ويژگيهاي ايران است.
عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه در تحليل اينكه در اين شرايط چه بايد كرد، ميگويد: اگر اين روند به همين نسبت شدت داشته باشد واقعا هر كسي نگران ميشود. به همين دليل حتما بايد برنامهريزيهايي داشته باشيم كه جوانها بتوانند تشكيل خانواده بدهند آن هم در زمان مناسب خودش. اين زمان مناسب به عوامل مختلف بستگي دارد.
دكتر رازقي نصرآباد درمورد علت افزايش تجردگرايي جوانها ميگويد: مسلما عواملي كه در افزايش سن ازدواج تاثير دارند در تجردگرايي جوانها نيز موثر است. عوامل زيادي در اين بحث دخالت دارند. درواقع عوامل متعدد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... در اين مسئله دخيل است اما دليلي كه بسيار در ازدواج مهم به نظر ميرسد، بازار ازدواج است كه در يكي دو دهه اخير مطرح شده است؛ اينكه افراد چقدر دسترسي به ازدواج دارند. در مباحث نظري سن ازدواج و تجرد سه عامل مهم وجود دارد. اول دسترسي افراد به همسر، دومين مسئله امكانات (اقتصادي و اجتماعي)، سومين عامل، تمايل افراد (تغييرات ايدئولوژيكي و نگرش جوانها در مورد ازدواج) است.
به گفته عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، در جامعه ايران با توجه به شرايط اقتصادي و اجتماعي عامل عمده تجردگرايي جوانها، دو عامل عمده بحث امكان جوانان و دسترسي افراد بيشتر دخيل هستند. محدوديتهاي اقتصادي، شرايط نامطلوب اقتصادي، اشتغال، مسكن و... كه منجر به عدم تمايل يا تاخير ازدواج ميگردد. اما بحث ديگر مضيقه ازدواجي را هم داريم. مطالعات نشان ميدهد كه براي يك جنس همسر مناسب (سني، تحصيلي و...) وجود نداشته باشد و اين محدوديت همسر منجر به اين شود كه مضيقه ازدواجي و افزايش تجرد جوانها پيشآيد.
زندگي مجردي عدم كنترل خانوادهها بر جوانان است
دكتر مريم نجابتيان نيز در مورد آسيبهاي زندگي مجردي به تهران امروز ميگويد: كساني كه از شهرستانها به كلانشهرها مهاجرت ميكنند به تنها زندگي كردن عادت ميكنند و در طولانيمدت از نظر رواني هم احساس خلأ دروني و عاطفي كرده و دچار افسردگي ميشوند. اين خلأ عاطفي و افسرده شدن آنها در نهايت به سيستم بهداشتي جامعه هم ضربه خواهد زد. زيرا بار و هزينهاي ميشود بر دوش دستگاهها و نهادهايي كه در امر بهداشت و سلامت فعاليت ميكنند.
اين مشاور حوزه خانواده و مدير گروه روانشناسي وزارت ورزش و جوانان ميافزايد: اين افراد در سني هستند كه نيازهاي رواني دارند كه بايد آن را در جايي برآورده كنند. دوري از خانواده باعث ميشود كه كنترلي بر اين افراد نباشد. عدم كنترل خانواده و كساني كه بر سلامت رواني و ارتباطات يك جوان تاثيرگذار هستند و نيازهايي كه جوانان دارند ممكن است آنها را به سمت كارهاي خلاف سوق دهد. اگر از جواناني كه زندگي مجردي را انتخاب كردهاند آماري بگيريم خواهيم ديد كه اعتياد به موادمخدر، مشروبات الكلي، مواد روانگردان و حتي روابط نامشروع در زندگي آنها نقش مهمي را ايفا ميكند.
هشدار در مورد تفريحات بيرون از خانه
دكتر امانالله قراييمقدم نيز با اشاره به اينكه تجردگرايي بهويژه تجرد قطعي بهطور قطع نگرانكننده و آسيبزاست و بنيان خانواده را ضعيف ميكند و اساس جامعه را بههم ميزند، به تهران امروز ميگويد: تشكيل خانواده و تحكيم اين نهاد است كه در زندگي مجردي به خطر ميافتد و در نتيجه شخصيت افراد را تغيير خواهد داد. اين يك نوع نشاندهنده فروريختگي و تهاجم فرهنگي و بدآموزي از رسانههاي بيگانه است.
وي با اشاره به تلاش دنيا بعد از سال 1978 و كنفرانس مصر براي جلوگيري از سقط جنين ادامه ميدهد: چرا آمريكا هنوز هم با سقط جنين مخالفت ميكند؟ به دليل اينكه با آزادي سقط جنين، تجردگرايي بالا ميرود، نظام خانواده بههم ميريزد و جامعه متشنج ميشود. از سال 1978 هزاران فيلم در آمريكا ساخته شده كه نظام خانواده را تحكيم ببخشد و از رواج فرهنگ تجردگرايي جلوگيري كند. جامعهشناسان آمريكا خطر را احساس كردند كه نظام خانواده در حال متلاشي شدن است. به همين دليل قيامي در مقابل آن به پا كردند كه همه مسئولان، رئيسجمهور، بوش، كلينتون و... به آن پيوستند تا خانواده را نجات دهند. به گفته اين جامعهشناس، خانواده ستون جامعه است. تجردگرايي باعث ميشود آسيبهاي اجتماعي بالا برود. بهطور قطع نشاندهنده فروريختگي ارزشها و هنجارهاي فرهنگي است و بدآموزي فرهنگي براي نوجوانان و كودكان را در پي خواهد داشت.
وي با اشاره به اينكه بزرگترين آسيب تجردگرايي بيبند و باريهاي اخلاقي است، ميافزايد: مجرد بودن انواع آسيبها را در پي دارد اما مهمترين آن فسادي است كه با رابطه نامشروع در جامعه گسترده ميشود. باعث ميشوند تجردگرايي افزايش پيدا كند. علاوه بر آن زيان اينگونه رفتارهاي پرخطر به كل دختران جامعه ميرسد. اين رابطه آزادي كه دختران و پسران در پيش گرفتهاند از هنرپيشههاي مبتذل تركيهاي، آمريكاي جنوبي، آمريكا و كشورهاي غربي الگوبرداري شده است.
دكتر قراييمقدم با بيان اينكه 4 عامل ازدواج را عقب مياندازد، ادامه ميدهد: دانشگاه، سربازي و نداشتن شغل سه علت عمده در اين موضوع است اما عامل ديگري كه در جامعه جولان ميدهد تفريحات بيرون از خانه است كه در چند سال اخير اين موضوع روند صعودي داشته است.
اين جامعهشناس در پايان تاكيد ميكند:تجردگرايي بدبختي جامعه است و افتخاري ندارد و ادامه اين ماجرا مسلما به اعتياد، جرم، مشكلات عديده اخلاقي و... منجر خواهد شد. بنابراين بايد با جديت هرچه تمامتر در مقابل اين معضل اجتماعي ايستاد و به شدت مبارزه كرد.
تجرد زنان بيشتر از مردان
دكتر حجيه بيبي رازقي نصرآباد درباره تجردگرايي جوانها ميگويد: تجرد داراي دو بخش تجرد فعلي و تجرد قطعي است. روندي كه ما الان در كشور داريم با توجه به ميزان ازدواج و بالا رفتن ميانگين سني ازدواج، تجرد هم در كل گروهها روند افزايشي داشته است.مثلا آمار زنان بين 15 تا 19 سال مجرد در سال 1345، حدود 53 درصد بوده كه اين آمار در سال 1390 به 87 درصد رسيده است. همچنين مجردهاي در سنين 20 تا 24 از 13درصد سال 1343 به 47 درصد در سال 90رسيده و در سنين 25 تا 29 سال اين آمار الان 26 درصد است. اما وقتي از تجرد قطعي حرف ميزنيم منظورمان كساني است كه بين 45 تا 49 و از سن 50 تا 54 ازدواج نكردهاند.
اين عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، در ادامه درباره سن قطعي تجرد توضيح ميدهد: وقتي آماري مبني بر سن قطعي تجرد اعلام ميشود، فرض جمعيتشناسان بر اين است كه اين فرد ازدواج نكرده و نخواهد كرد. دكتر رازقي در ادامه با اشاره به آماري كه در موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه وجود دارد ميگويد:متاسفانه بايد بگويم در سالهاي اخير تجرد قطعي در ايران روند افزايشي داشته كه اين آمار در زنان روند صعوديتري داشته است. اين كارشناس حوزه خانواده در ادامه ميگويد: آمار تجرد قطعي مردان از سال 1345 تا 1390 از 1.5 به 1.8 و براي زنان از 0.8 به 2.8 افزايش پيدا كرده است.
عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه با اشاره به اينكه هنوز درصد ازدواج در جامعه ما نسبت به خيلي از كشورها بالاست و درصد بيشتري از جمعيت ازدواج ميكنند، ميافزايد: هنوز ميزان تجرد بالايي نداريم و ميانگين ازدواج بهويژه در زنان باز در برابر ساير كشورها بهويژه آسياي شرقي آنقدر بالا نيست.
وقتي آمارها نگرانكننده ميشوند
دكتر حجيه بيبي رازقي نصرآباد همچنين با بيان اينكه روند افزايشي تجردگرايي جوانها نگرانكننده است، ادامه ميدهد: بين سال 1375 تا 1385 روند افزايش تجرد در بين زنان 0.6 تجرد قطعي داشتيم در حاليكه اين رقم الان به 1.8 افزايش پيدا كرده است. او ميافزايد:اين آمار در سال 1385 تا 1390 به 2.8 رسيده و همين آژير خطر براي جامعهاي با ويژگيهاي ايران است.
عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه در تحليل اينكه در اين شرايط چه بايد كرد، ميگويد: اگر اين روند به همين نسبت شدت داشته باشد واقعا هر كسي نگران ميشود. به همين دليل حتما بايد برنامهريزيهايي داشته باشيم كه جوانها بتوانند تشكيل خانواده بدهند آن هم در زمان مناسب خودش. اين زمان مناسب به عوامل مختلف بستگي دارد.
دكتر رازقي نصرآباد درمورد علت افزايش تجردگرايي جوانها ميگويد: مسلما عواملي كه در افزايش سن ازدواج تاثير دارند در تجردگرايي جوانها نيز موثر است. عوامل زيادي در اين بحث دخالت دارند. درواقع عوامل متعدد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... در اين مسئله دخيل است اما دليلي كه بسيار در ازدواج مهم به نظر ميرسد، بازار ازدواج است كه در يكي دو دهه اخير مطرح شده است؛ اينكه افراد چقدر دسترسي به ازدواج دارند. در مباحث نظري سن ازدواج و تجرد سه عامل مهم وجود دارد. اول دسترسي افراد به همسر، دومين مسئله امكانات (اقتصادي و اجتماعي)، سومين عامل، تمايل افراد (تغييرات ايدئولوژيكي و نگرش جوانها در مورد ازدواج) است.
به گفته عضو هيات علمي موسسه مطالعات و پژوهشهاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، در جامعه ايران با توجه به شرايط اقتصادي و اجتماعي عامل عمده تجردگرايي جوانها، دو عامل عمده بحث امكان جوانان و دسترسي افراد بيشتر دخيل هستند. محدوديتهاي اقتصادي، شرايط نامطلوب اقتصادي، اشتغال، مسكن و... كه منجر به عدم تمايل يا تاخير ازدواج ميگردد. اما بحث ديگر مضيقه ازدواجي را هم داريم. مطالعات نشان ميدهد كه براي يك جنس همسر مناسب (سني، تحصيلي و...) وجود نداشته باشد و اين محدوديت همسر منجر به اين شود كه مضيقه ازدواجي و افزايش تجرد جوانها پيشآيد.
زندگي مجردي عدم كنترل خانوادهها بر جوانان است
دكتر مريم نجابتيان نيز در مورد آسيبهاي زندگي مجردي به تهران امروز ميگويد: كساني كه از شهرستانها به كلانشهرها مهاجرت ميكنند به تنها زندگي كردن عادت ميكنند و در طولانيمدت از نظر رواني هم احساس خلأ دروني و عاطفي كرده و دچار افسردگي ميشوند. اين خلأ عاطفي و افسرده شدن آنها در نهايت به سيستم بهداشتي جامعه هم ضربه خواهد زد. زيرا بار و هزينهاي ميشود بر دوش دستگاهها و نهادهايي كه در امر بهداشت و سلامت فعاليت ميكنند.
اين مشاور حوزه خانواده و مدير گروه روانشناسي وزارت ورزش و جوانان ميافزايد: اين افراد در سني هستند كه نيازهاي رواني دارند كه بايد آن را در جايي برآورده كنند. دوري از خانواده باعث ميشود كه كنترلي بر اين افراد نباشد. عدم كنترل خانواده و كساني كه بر سلامت رواني و ارتباطات يك جوان تاثيرگذار هستند و نيازهايي كه جوانان دارند ممكن است آنها را به سمت كارهاي خلاف سوق دهد. اگر از جواناني كه زندگي مجردي را انتخاب كردهاند آماري بگيريم خواهيم ديد كه اعتياد به موادمخدر، مشروبات الكلي، مواد روانگردان و حتي روابط نامشروع در زندگي آنها نقش مهمي را ايفا ميكند.
هشدار در مورد تفريحات بيرون از خانه
دكتر امانالله قراييمقدم نيز با اشاره به اينكه تجردگرايي بهويژه تجرد قطعي بهطور قطع نگرانكننده و آسيبزاست و بنيان خانواده را ضعيف ميكند و اساس جامعه را بههم ميزند، به تهران امروز ميگويد: تشكيل خانواده و تحكيم اين نهاد است كه در زندگي مجردي به خطر ميافتد و در نتيجه شخصيت افراد را تغيير خواهد داد. اين يك نوع نشاندهنده فروريختگي و تهاجم فرهنگي و بدآموزي از رسانههاي بيگانه است.
وي با اشاره به تلاش دنيا بعد از سال 1978 و كنفرانس مصر براي جلوگيري از سقط جنين ادامه ميدهد: چرا آمريكا هنوز هم با سقط جنين مخالفت ميكند؟ به دليل اينكه با آزادي سقط جنين، تجردگرايي بالا ميرود، نظام خانواده بههم ميريزد و جامعه متشنج ميشود. از سال 1978 هزاران فيلم در آمريكا ساخته شده كه نظام خانواده را تحكيم ببخشد و از رواج فرهنگ تجردگرايي جلوگيري كند. جامعهشناسان آمريكا خطر را احساس كردند كه نظام خانواده در حال متلاشي شدن است. به همين دليل قيامي در مقابل آن به پا كردند كه همه مسئولان، رئيسجمهور، بوش، كلينتون و... به آن پيوستند تا خانواده را نجات دهند. به گفته اين جامعهشناس، خانواده ستون جامعه است. تجردگرايي باعث ميشود آسيبهاي اجتماعي بالا برود. بهطور قطع نشاندهنده فروريختگي ارزشها و هنجارهاي فرهنگي است و بدآموزي فرهنگي براي نوجوانان و كودكان را در پي خواهد داشت.
وي با اشاره به اينكه بزرگترين آسيب تجردگرايي بيبند و باريهاي اخلاقي است، ميافزايد: مجرد بودن انواع آسيبها را در پي دارد اما مهمترين آن فسادي است كه با رابطه نامشروع در جامعه گسترده ميشود. باعث ميشوند تجردگرايي افزايش پيدا كند. علاوه بر آن زيان اينگونه رفتارهاي پرخطر به كل دختران جامعه ميرسد. اين رابطه آزادي كه دختران و پسران در پيش گرفتهاند از هنرپيشههاي مبتذل تركيهاي، آمريكاي جنوبي، آمريكا و كشورهاي غربي الگوبرداري شده است.
دكتر قراييمقدم با بيان اينكه 4 عامل ازدواج را عقب مياندازد، ادامه ميدهد: دانشگاه، سربازي و نداشتن شغل سه علت عمده در اين موضوع است اما عامل ديگري كه در جامعه جولان ميدهد تفريحات بيرون از خانه است كه در چند سال اخير اين موضوع روند صعودي داشته است.
اين جامعهشناس در پايان تاكيد ميكند:تجردگرايي بدبختي جامعه است و افتخاري ندارد و ادامه اين ماجرا مسلما به اعتياد، جرم، مشكلات عديده اخلاقي و... منجر خواهد شد. بنابراين بايد با جديت هرچه تمامتر در مقابل اين معضل اجتماعي ايستاد و به شدت مبارزه كرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بنظر من روابط زناشویی و حقوق زن ومرد در ایران شفاف و روشن نیست و این مسئله تداخل وظایف و مسئولیت را بوجود می اورد و در زندگی مشکلاتی را ایجاد می کند که باعث بگو مگو و تاثیر نامطلوب بر فرزندان ولاجرم جوانان می شود. جوانان وقتی نا هماهنگی و عدم تفاهم بین پدر و مادر خود را ملاحظه می کنند که دائم جنگ و دعوا بر سر مسائل مختلف دارند لذا از ازدواج کردن می ترسند و متنفر می شوند. بنظرم بایستی عدالت در روابط زناشویی نهادینه شود. در تعریف عدالت حضرت علی می فرمایند: العدل وضع الامور فی مواضعها" عدالت یعنی اینکه هر چیزی و هر کسی سر جای خودش قرار بگیرد. اگر زن و مرد جایگاه خود را بدانند و هر کس در جایگاه خود قرار بگیرد انوقت زندگیها متعادل و شیرین می شود و بالتبع فرزندان نیز از زندگی پدر و مادر خود الگو می گیرند و علاقمند به تشکیل خانواده می شوند. این رویه بایستی برای تحکیم خانواده در کشور مورد نظر قرار گیرد. راهکارهای مختلفی برای پیاده کردن این موضوع وجود دارد که بایستی در جلسات کارشناسی مورد توجه قرار گیرد. جوانان ما باید اموزشهای گوناگون زناشویی لازم را ببینند تا بتوانند ازدواج موفقی داشته باشند. چگونه است که یک جوان برای رانندگی بایستی گواهینامه بگیرد و امتحان ایین نامه بدهد ولی برای تشکیل خانواده هیچ ازمونی لازم نیست بدهد؟؟ نتیجه همین می شود که می بینیم. 25 درصد ازدواجها به طلاق منجر می شود.
ازدواج امنیت شغلی و درآمد مناسب میخواد. وقتی که با مدرک فوق لیسانس، امنیت شغلی ندارم و به بهانه های مدیر دم دمی مزاج در کسری از ثانیه بیکار میشم. انتظار داری زن بگیرم؟
کدوم قانون کار مدافع منه؟
دولت برای اشتغالزایی و امنیت شغلی چکار کرده؟ درآمدها در چه حدیه؟ و....
یارانه ها رو که میخواید حذف کنید
انرژی رو هم که میخوای 82 درصد گرون کنید
تورم هم 35 درصد( البته اسمی)
یه جوون با کدوم انگیزه بره ازدواج کنه؟
با حقوق عالیش؟ ماشین به روز و مرتبش؟ خونه و بقیه امکاناتش؟
نگید مگه ما این امکاناتو داشتیم عزیزان شرایط زمونه عوض شده
ارزشها چیزای دیگه شدن که این ناشی از تقابل سنت و مدرنیسم تو کشورهای جهان سومه که البته ما به بدترین وجه ممکن داریم ازش گذر میکنیم
من 36 سالمه. تا قبل از گرفتن لیسانسم خیلی خواستگار داشتم. زمان ما هدف اول داشتن مدرک و کار بود و بعد ازدواج. یهویی نمیدونم چی شد که تعداد پسرها کم شد. تو 3 سال بعدش دو تا خواستگار پیر داشتتم با اختلاف سنی های 12-15 سال. تو 10 سال گذشته دریغ از یک پیشنهاد.
اهل دوست پسر هم نبودم هیچوقت. من موندم و تنهایی. فکر کار میکنم و زنده ام. تا دلتون بخواهد دوست و همکار مجرد دارم هم سن و سال خودم. بخاطر محدودیت های خانواده ها، مسافرت مجردی هم نمیتونیم بریم. بنظرتون باید چکار کنم. میخواهم ی دختر به فرزند خواندگی بیارم. مامانم میگه نه ازدواج کن. میگم تا کی صبر کنم. 36 سالمه. مردم از تننهایی به خدا
شما پسرها همه اش میگید توقعات بالاست ولی من یادم نمیاد نه خودم، نه دوستام و نه دخترهای دیگه فامیل ما، با مهریه بالا یا خرید های سنگین و شرایط شاخ دار ازدواج کرده باشن. همه ما فقط ی همسر میخواهیم که انسان باشه و مرد (نه مذکر) نه این بچه قرتی های دنبال هوس
به نظر من 30% موضوع به خاطر مسائل اقتصادیه و 70% بقیه به خاطر 1- توقع بالای آقایان در انتخاب همسر 2-افزایش آمار اشتغال زنان و ادامه تحصیل آنان 3-تغییر معیار انتخاب همسر و الگو برداری از فیلمهای ماهواره ای و ... است
خوب چه کنیم.بخدا هم با خانواده زندگی میکنیم هم کار میکنیم هم الودگی نداریم هم میخواهیم ازدواج کنیم ولی دختر خانمها نمیخواهند خوب حقوق ها کمه دیگه چه کنم؟ چیزی که از دستم بر میومده همینقدره. الانم که میگن سنت رفته بالا. نمیخواستم بخدا ولی مجرد موندم.ایشلا اون دنیا.
با این شرایط اقتصادی به نظرتون میشه ازدواج کرد؟ ازدواج مسولیت سنگینی بر دوش جوون می زاره که حداقل 50 درصدش مسائل اقتصادیه. وقتی پسر مجرد زیاد باشه دختر مجرد هم بالاست دیگه، و بر عکس. این خیلی واضحه. یک نمودار بکشید که نشون دهنده ی رشد بیکاری باشه. یک نمودار هم یک نمودار هم بکشید که رشد مجردی باشه. می بینید که این دو نمودار روند یکسانی دارن!!!! امتحان کنید لطفا!!! کو گوش شنوا
علت این نیست که دختران تمایل به ازدواج ندارند بلکه رسم خواستگاری پسران از دختران و تک همسری است که برخی دختران ناچارند تا آخر عمر بدون همسر بمانند.
همه اینا از وقتی شروع شد که دخترها به شکل وحشتناک در دانشگاهها پذیرش شدند و به بازار کار راه پیدا کردند و پول دستشون افتاد.
پس چرا مردها متاهل اینقدر دچار فساد اخلاقی هستند.
من یه دخترم و تو 5-6 سال گذشته علیرغم اصرار خانوادم خواستگارامو رد میکنم، با این وضعیت اخلاقی که تو جامعه هست و این همه خیانت که بارها تو مردای همکار و اطرافیان خودم(حتی مردهای مذهبی)نسبت به زنشون، با چشم خودم دیدم،دیگه از ازدواج میترسم. میترسم شوهر منم مثلا چند سال دیگه بره یکیو صیغه کنه یا با زنهای دیگه در ارتباط باشه به هر نحوی ،منم دستم به جایی بند نباشه،قانونم که از خیانت مردها دفاع میکنه. یا مثلا خدای نکرده سازش نباشه به هردلیل و آدم بخواد طلاق بگیره،قانون بچه رو بی حرف و حدیث بده یه شوهر!
شاید به نظرتون شوخی بیاد ولی من خیلی میترسم از ازدواج،همشم به بهونه درس خوندن و دکترا خونوادمو میپیچونم، ولی اونا همچنان اصرار دارن یکیو انتخاب کنمو ازدواج کنم، خیلی فشار روحی رومه
خب وقتی دولت مشکلات مردم و جوانان را مربوط به خود آنها میداند بعدها این مشکل گریبان خود آنها را میگیرد
وقتی به مشکلات جوانان اهمیت داده نشد و .... الان اینجوری میشود
باید در قوانین پس از ازدواج یک تجدیدی بشه
توقع مالي خانمها از آقايان بسيار بيشترشده و دليل ديگر شاغل بودن خانمهاست
ضمن عرض ادب و احترام خدمت تمام هموطنان عزیز. سال 1376 در سن 23 سالگی باهدف داشتن یک زندگی خوب ازدواج کردم. بدلیل عشق به همسر و خوشبینی مفرط 800 سکه بهار آزادی مهر همسرم کردم و تمام شرایط ایشان را قبول کردم. نیتم این بود که همسر یار و یاور سفر زندگیست و مادیات در روابط عاشقانه و دوستانه اثری ندارد. با هزار بدبختی و مصیبت خانهای خریدم و بعد از چهار سال دوران عقد با قرض و برپایی یک مراسم آبرومند ایشان را به منزل آوردم. الان بعد از حدود 13 سال زندگی مشترک و داشتن دو فرزند فهمیدم که ایشان مهریه سنگین و سایر شرایط را قید و بند ادامه زندگی کرده و هرکاری صلاح بداند انجام میدهد و در صورت اعتراض بنده عنوان میکند اگر نمیخواهی طلاقم بده. خوب با این شرایط روزی هزار بار آرزوی مرگ کرده و افسوس میخورم چرا ازدواج کردم. قبول بفرمائید اکثریت دختران امروزی پایبند هیچکدام از اصول اولیه یک زندگی همانند مادران ما نیستند. البته حساب بانوان محترمی که با آبرو و گذشت زندگی میکنند جداست. خواستم بدانید اگر تجرد زیاد شده فقط و فقط بدلیل سوءاستفاده دختران و پسران امروزی از شرایط موجود است. فقط باید قدر عمرمان را بدانیم و آن را بیهوده پای هر خس و خاکی حرام نکنیم و بدانیم هر امری در صورت اجرای موفق آن خوب است حتی اگر ازدواج باشد. صرفا کلمه ازدواج ملاک موفقیت و خوشبختی نیست. از بابت اطاله کلام پوزش میخواهم. سلامت و سعادتمند باشید.
فقر، بیکاری، اعتیاد را فراموش نکنید
بهترين كار دادن معافيت سني براي افراد بالاي 30 سال به شرط ازدواج وداشتن فرزند
معافیت چی؟ سربازی؟
بدون سربازی رفتن هم میشه سند به نام زد. فقط نمیشه سفر خارج رفت. پسری که برای سربازی نرفتن و خارج رفتن ازدواج کنه، بنظرت چقدر ی دختر میتونه بهش تکیه کنه
وقتی یک درب سادن اطاق میشه هفتصد هزار تومان اونوقت چگونه میشه خانه دار شدوازدواج کرد
با این شرایط اخلاقی و اقتصادی که در جامعه وجود دارد. مجرد بودن بهتر از گرداب بلای طلاق نیست؟
آقا از همسر اولش جدا شده، به خواستگاری فرد دیگری رفته و میگوید هنوز همسر اولم را دوست دارم. خدا به همه عقل عنایت کند.
من همکاری داشتم که از بعد از سه سال زندگی، یک سال بود از شوهرش جدا شده بود. هنوز همدیگرو دوست داشتن و هراز گاهی هم صیغه میکردن. همزمان رو مخ ی همکار پسر مجرد از خودش کوچکتر هم کار میکرد. ماه ها این بساط ادامه داشت. پسره که راضی شد، همسر اولش رو رها کرد. باید شب عروسی حال و روز مادر و خواهر داماد رو میدیدین.
جالبه با همه دوستای مجرد و حتی همکارای قدیمش قطع رابطه کرد. میترسید گیر عین خودش بیفته
خب شما بفرماييد چيكار كنند؟
تا وقتی که از ازدواج یک غول ساخته شده است اوضاع بهبود نمی یابد. خصوصا با این مهریه های بالا و عندالمطالبه بودن آن.
مهریه های بالا را خود آقایون بوجود آوردند. وقتی آقایون موقع مهریه بستن بصورت هیجانی و احساسی و بدون هیج فکر و تعقلی عمل میکنند نتیجه همین میشه که مهریه بالا بره. وقتی پسری توانایی پرداخت مهریه بالا را نداره بدون توجه به امکانات خودش و خانوادش مهریه بالا را قبول میکنه. پس می بینید که خود آقایون مهریه بالا را باب کردن.
دلایلی دارد که از جمله آن عبارت است 1- ناتوانی مردان در تشکیل خانواده 2- سختگیری خانواده ها در امر ازدواج وتوقعات بی حد زنان 3- امکان در امد برای زنان بدون دردسر شوهرداری 4- امکان ارضای جنسی برای طرفین بدون تشکیل خانواده و و و
توقعات بی حد آقایون چی؟ چرا هیچ وقت از این حرف نمی زنید از هر 10 تا موردی که به یک پسر برای ازدواج پیشنهاد میشه یکیش را هم قبول نمی کنه! اینقدر از سر و شکل تیپ اندام دخترها ایراد می گیرند!!! یکم به فکر درست کردن خودتون هم باشید بد نیست!!
اکنون هم دختران و هم پسران از ازدواج ترس و واهمه دارند . دختران می ترسند چون اگر با همسرشان به مشکلات لاینحل برسند قوانین کشور مدافع آنها نیست . پسران هم بیشتر به دلایل مالی و اقتصادی از ازدواج می ترسند .
مهریه های سرسام اور و شرایط عجیب غریب واسه ازدواج چی پس
مثلا ما یک کشور اسلامی هستیم و اسلام تاکید زیادی به ازدواج کردن داره ولی متاسفانه.............................
ما یا از اینور بوم می افتیم یا از اونور بوم!!!
در گذشته زندگی زوجین همراه با ساده زیستی وسوختن وساختن بود
امروز جوانان از ترس سوختن وساختن مثل پدر ومادر خود اصلا حاضر نیستند قدم اول را بردارند
من با اینکه مدافع تجرد اصلا نیستم یک سوال دارم:
راستی چرا باید انسان وقتی می داند با ازدواج دچار مشکلات بیشتری می شود وممکن است آرامش دیگری را برهم بزند باز باید تن به ازدواج بدهد مگر از ویژیهای عقل سالم دوری از مشقات نیست؟؟؟
اونهایی که می فرمایند شروع کنید خدا بزرگه وبرکت می ده درست می فرمایند ولی اون برای این جامعه آشفته بازار نیست
ما شروع کردیم ساده وبی تجمل ولی بدجوری گرفتار شدیم ای کاش همونجور مجرد می موندیم الان دیگه نه اعصاب داریم نه آرامش ودر واقع داریم نقش زندگی کردن رو بازی می کنیم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.