آزادی مشروط جوانی که پدرش را کشت
حکم آزادی مشروط جوانی که متهم است پدرش را به قتل رسانده و سپس آتش زده است با توجه به اصلاح این زندانی توسط قضات دادگاه کیفری استان تهران صادر شد.
به گزارش شرق، خبر آتشسوزی و انفجار در خانهای هشتم بهمن سال83 به ماموران آتشنشانی تهران داده شد، زمانی که ماموران موفق به مهار آتش شدند جسد مردی را پیدا کردند که در اتاق افتاده بود. جسد بهدلیل آتشسوزی و انفجار بهشدت آسیب دیده بود اما وضعیت موجود نشان میداد احتمالا این مرد به قتل رسیده است.
به همین دلیل هم ماموران آتشنشانی، پلیس و بازپرس ویژه قتل تهران را در جریان قرار دادند. با انتقال جسد به پزشکیقانونی تحقیقات برای مشخصشدن علت حادثه آغاز شد. همسایهها به ماموران گفتند این مرد که رحمان نام داشت تنها زندگی میکرد و چند روزی بود که پسری جوان نیز به خانهاش رفتوآمد داشت.این گفتهها وقتی کنار گزارش آتشنشانی قرار گرفت فرضیه قتل رحمان را برای ماموران قطعی کرد.
در این گزارش آمده بود حریق بهصورت عمدی اتفاق افتاده و فردی که خانه را آتش زده با بازکردن شیر گاز باعث انفجار شده است.
گزارش پزشکیقانونی نیز قتل رحمان را تایید کرد. در این گزارش تاکید شده بود رحمان قبل از آتشسوزی به قتل رسیده و علت مرگ او نیز خفگی بوده ضمن اینکه ضربات چاقو نیز بر بدن او وارد شده است.
تحقیقاتی که درباره زندگی شخصی این مرد انجام گرفت نشان داد او از چند سال قبل با همسرش سوسن اختلافاتی داشت و او را ترک کرده بود.
همچنین مشخص شد سوسن و پسرش مهرداد با هم زندگی میکردند. با توجه به مشخصاتی که همسایهها دادند مشخص شد پسرجوانی که همسایهها در مورد رفتوآمد او به خانه مقتول صحبت میکردند مهرداد است.
پسرجوان در شمال کشور شناسایی و بازداشت شد او اتهام قتل و آتشزدن را قبول کرد و گفت: سالهاست که با مادرم در شمال کشور زندگی میکنیم. پدرم در این سالها خیلی به ما بدی کرد. مادرم را رها کرد حتی مادرم را طلاق هم نمیداد. او خرجی ما را نمیداد و وضعیت بدی داشتیم. به سراغ پدرم آمدم و از او خواستم مادرم را طلاق بدهد و حقوحقوق او را بپردازد تا بتوانیم زندگی خودمان را درست کنیم اما قبول نکرد، گفت: نه طلاقش میدهم و نه اینکه دوباره او را برمیگردانم. خستهام کرده بود از اینکه اینطور ما را اذیت میکرد عصبانی بودم در سالهایی که مادرم با او زندگی میکرد او را خیلی کتک میزد.روز حادثه وقتی به دیدن پدرم رفتم با هم صحبت کردیم پدرم باز هم قانع نشد من هم او را خفه و بعد هم خانه را منفجر کردم تا جسد از بین برود و خودم هم به شمال رفتم.
پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست علیه متهم به شعبه74 دادگاه کیفریاستان تهران فرستاده شد. همه اولیایدم در جلسه محاکمه اعلام گذشت کردند. متهم نیز قتل را قبول و اعلام پشیمانی کرد.
وقتی قضات وارد شور شدند مهرداد را به 10سال حبس بهلحاظ جنبه عمومی جرم محکوم کردند و رای صادره مورد تایید دیوانعالی کشور نیز قرار گرفت. پسر جوان از آن زمان در زندان بود تا اینکه چندی پیش با ارسال لایحهای به شعبه 74 درخواست آزادی مشروط کرد.
این متهم در لایحه خود نوشت: از سال 84 در زندان هستم و حدود هشتسال از دوران محکومیتم را گذراندهام، در این مدت سعی کردم گذشته خودم را جبران کنم و از زندانیان آرام و بدون حاشیه در زندان هستم و با توجه به اینکه بیش از دوسوم دوران محکومیت را گذرانده و توبه هم کردهام درخواست صدور آزادی مشروط دارم.
گفتههای مهرداد مورد تایید رییس زندان قرار گرفت. او نیز در گزارشی که از این جوان به قضات داد تایید کرد او در مدتی که زندان بوده در کلاسهای آموزشی شرکت کرده و مسوولان زندان از او راضی هستند.
به این ترتیب پنج قاضی این شعبه وارد شور شدند و متهم را با توجه به مدارک ارایهشده بهصورت مشروط آزاد کردند.
در صورتی که متهم تا مدت تعیینشده توسط قضات مرتکب هرگونه جرمی شود دوباره باید به زندان برگردد و دوران محکومیت خود را سپری کند.
به گزارش شرق، خبر آتشسوزی و انفجار در خانهای هشتم بهمن سال83 به ماموران آتشنشانی تهران داده شد، زمانی که ماموران موفق به مهار آتش شدند جسد مردی را پیدا کردند که در اتاق افتاده بود. جسد بهدلیل آتشسوزی و انفجار بهشدت آسیب دیده بود اما وضعیت موجود نشان میداد احتمالا این مرد به قتل رسیده است.
به همین دلیل هم ماموران آتشنشانی، پلیس و بازپرس ویژه قتل تهران را در جریان قرار دادند. با انتقال جسد به پزشکیقانونی تحقیقات برای مشخصشدن علت حادثه آغاز شد. همسایهها به ماموران گفتند این مرد که رحمان نام داشت تنها زندگی میکرد و چند روزی بود که پسری جوان نیز به خانهاش رفتوآمد داشت.این گفتهها وقتی کنار گزارش آتشنشانی قرار گرفت فرضیه قتل رحمان را برای ماموران قطعی کرد.
در این گزارش آمده بود حریق بهصورت عمدی اتفاق افتاده و فردی که خانه را آتش زده با بازکردن شیر گاز باعث انفجار شده است.
گزارش پزشکیقانونی نیز قتل رحمان را تایید کرد. در این گزارش تاکید شده بود رحمان قبل از آتشسوزی به قتل رسیده و علت مرگ او نیز خفگی بوده ضمن اینکه ضربات چاقو نیز بر بدن او وارد شده است.
تحقیقاتی که درباره زندگی شخصی این مرد انجام گرفت نشان داد او از چند سال قبل با همسرش سوسن اختلافاتی داشت و او را ترک کرده بود.
همچنین مشخص شد سوسن و پسرش مهرداد با هم زندگی میکردند. با توجه به مشخصاتی که همسایهها دادند مشخص شد پسرجوانی که همسایهها در مورد رفتوآمد او به خانه مقتول صحبت میکردند مهرداد است.
پسرجوان در شمال کشور شناسایی و بازداشت شد او اتهام قتل و آتشزدن را قبول کرد و گفت: سالهاست که با مادرم در شمال کشور زندگی میکنیم. پدرم در این سالها خیلی به ما بدی کرد. مادرم را رها کرد حتی مادرم را طلاق هم نمیداد. او خرجی ما را نمیداد و وضعیت بدی داشتیم. به سراغ پدرم آمدم و از او خواستم مادرم را طلاق بدهد و حقوحقوق او را بپردازد تا بتوانیم زندگی خودمان را درست کنیم اما قبول نکرد، گفت: نه طلاقش میدهم و نه اینکه دوباره او را برمیگردانم. خستهام کرده بود از اینکه اینطور ما را اذیت میکرد عصبانی بودم در سالهایی که مادرم با او زندگی میکرد او را خیلی کتک میزد.روز حادثه وقتی به دیدن پدرم رفتم با هم صحبت کردیم پدرم باز هم قانع نشد من هم او را خفه و بعد هم خانه را منفجر کردم تا جسد از بین برود و خودم هم به شمال رفتم.
پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست علیه متهم به شعبه74 دادگاه کیفریاستان تهران فرستاده شد. همه اولیایدم در جلسه محاکمه اعلام گذشت کردند. متهم نیز قتل را قبول و اعلام پشیمانی کرد.
وقتی قضات وارد شور شدند مهرداد را به 10سال حبس بهلحاظ جنبه عمومی جرم محکوم کردند و رای صادره مورد تایید دیوانعالی کشور نیز قرار گرفت. پسر جوان از آن زمان در زندان بود تا اینکه چندی پیش با ارسال لایحهای به شعبه 74 درخواست آزادی مشروط کرد.
این متهم در لایحه خود نوشت: از سال 84 در زندان هستم و حدود هشتسال از دوران محکومیتم را گذراندهام، در این مدت سعی کردم گذشته خودم را جبران کنم و از زندانیان آرام و بدون حاشیه در زندان هستم و با توجه به اینکه بیش از دوسوم دوران محکومیت را گذرانده و توبه هم کردهام درخواست صدور آزادی مشروط دارم.
گفتههای مهرداد مورد تایید رییس زندان قرار گرفت. او نیز در گزارشی که از این جوان به قضات داد تایید کرد او در مدتی که زندان بوده در کلاسهای آموزشی شرکت کرده و مسوولان زندان از او راضی هستند.
به این ترتیب پنج قاضی این شعبه وارد شور شدند و متهم را با توجه به مدارک ارایهشده بهصورت مشروط آزاد کردند.
در صورتی که متهم تا مدت تعیینشده توسط قضات مرتکب هرگونه جرمی شود دوباره باید به زندان برگردد و دوران محکومیت خود را سپری کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
كسي كه پدر خودش رو بكشه و خفه كنه
اصلا" به تو چه به پسر چه مربوطه ميبرفت كار ميكرد خرج مادرش رو ميداد بايد پدرش رو ميكشت
اوني كه پدر خودش رو ميشكه آيا خطرناك نيست
بايد اعدام ميشد .
درست است که اسلام حق طلاق را به مرد داده ولی به مردان حق نداده که خانواده را به زندان تبدیل کنند و خودشان نقش زندانبان و شکنجه گر را داشته باشند . در ضمن مسئولیت مهمتری به مردان داده است
با این قانون کار راحت شده چون ولی دم مادرشه
حق با پسر بوده مقتول حق زندگی رو به راحتی از دو تا آدم گرفته وراحت زندگی میکرده. تازه اونم با حمایت قانون. حقش بوده که بمیره
اینجا اشکال از قانون ماست که اینهمه جنایت صورت میگیره
اقا حمید به قول این دوست ناشناس تو پدر خوبی داری.منم مشکلم دقیقا عین مهرداد من درکت میکنم که چی کشیدی ولی با این اوصاف که من بابا نکشتم...ولی روز شماری میکنم عمرش تموم بشه..ای کاش تو حداقل به جوونی خودت رحم میکردی....
اگر اسم یک تکه چوب خشک را اسمش را پدر بذارند و آنرا در خانه نگه دارند بخدا بودنش بهتر از نبودنش هست. خدا سایه همه پدرها را بالای سر بچه هاشان نگه دارد.
آره ناشناس عزيز پدرم مرد خوبي بود و هنوز هم چهلمش نشده كه من از دستش دادم. ميدوني آخرين سنگ قبر را كه ميذاري و ميبيني كه ديدار به قيامت شد انگار تنها ترين فرد زمين شدي و هيچگونه ستوني در خانه وجود ندارد. پدرم نزديك حدود چهارسال زمينگير كامل بود و تمامي زحمتهاش با مادرم بود. حالا كه رفته ميبينم كه پدر چه نعمت بزرگي هست. تحت هيچ شرايطي به والدين نبايد بي اعتنايي كرد چه برسد به اينكه آدم بياد با دستاش بكشه.
حميد جان شما پدر خوبي داري، شايد درك نكني بعضي پدرها و حتي مادرها واقعا كار را به جايي ميرسانند كه نبودشان هزار بار بهتر از بودنشان است. پس اينطور قضاوت نكن. ضمناً بعضي اوقات انسان از چوب خشك خيلي بدتر است، چون چوب خشك آزاري ندارد ولي اين موجود دو پا كارهايي ميتواند بكند كه صبر و تحملش بر حضرت ايوب هم دشوار است.
شاکی خصوصی نداشته؟
نوشته كه همه اولياي دم اعلام گذشت كردند.
منم بودم اون بابارو میکشتم مهرداد جان هر کمکی میخوای تعارف نکن من پشتتم....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.