روایتی جالب از یک دادگاه؛
چک یک میلیونی گوگوش و سیستم قضایی مستقل پهلوی!
یک میلیون تومان که برای سال ۵۲ ثروت کلانی به شمار میآمد... طی کردن مراحل قانونی برای دادگاهی شدن صاحب چک بیمحل، خیلی طول نکشید. خوب میدانستم رای دادگاه دو حالت بیشتر ندارد؛ یا صاحب چک باید پول را میداد یا راهی زندان میشد...

به گزارش «تابناک»، یکی از دروغهای بزرگی که در دهههای اخیر تکرار شده و متأسفانه بخشی از طبقه تحصیل کرده ایرانی نیز بدون تکیه بر مستندات مشخص به تکرارش پرداخته و می پردازند، سیستم قضایی مستقل رژیم پهلوی است و حتی تأکید بر سلامت این سیستم قضایی است؛ ادعایی که به سادگی قابل نقض است. کافی است به دادگاه مصدق و دکتر فاطمی توجه کرد و مستنداتی که نشان میدهد محمدرضا پهلوی نتیجه دادگاه این دو چهره تاریخی را پیش از برگزاری هر دادگاهی اعلام کرده بود.
مطابق با کتاب «ضد کودتا»ی کرمیت روزولت، روزولت در یکم شهریور پس از کودتا به ایران می رود و سرنوشت مصدق و دیگر رهبران جبهه ملی را جویا شده و از محمدرضا شاه می پرسد: «میل دارم بدانم در مورد مصدق، ریاحی و دیگران، که علیه شما توطئه کردهاند، چه فکری کردهاید؟» شاه می گوید: «در این مورد زیاد فکر کردهام. مصدق محاکمه می شود. (در این موقع لبهای شاه میلرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا میکنند. فاطمی، بیش از همه ناسزاگویی کرد. هم او بود که تودهایها را واداشت مجسمههای من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.» (صفحات 200 و 201)
طبیعتاً بر هیچ کس پوشیده نیست که سرنوشت مصدق و فاطمی چه شد و این دو چهره آزادی خواه و پرچمداران استقلال صنعت نفت، چه بر سرشان آمد. با این حال روایات دیگری نیز درباره سستی، عدم استقلال و فساد عیان سیستم قضایی در دوران پهلوی وجود دارد که نشان میدهد هرگونه تعبیر به استقلال یا سلامت مجموعه قضاییِ پهلوی دوم، حکم یک افسانه را داشته که با تاریخ سر ناسازگاری دارد.
جهانگیر مستوفی، رئیس شعبه چهارم وکلای دادگستری که از قضا در آن دوران وکیل بوده، روایت جالبی درباره قائقه آتشین، ملقب به گوگوش، یکی از بازیگران و خوانندگان صاحب نفوذ در آن دوران مطرح کرده که این عدم استقلال را به خوبی به تصویر میکشد و نشان میدهد تا چه میزان عمل به مر قانون در آن دوران بازیچه و از آرمانهای دست نیافتنی بوده است!
مستوفی در این باره در نسیم بیداری نوشته است: طبیعتاً بر هیچ کس پوشیده نیست که سرنوشت مصدق و فاطمی چه شد و این دو چهره آزادی خواه و پرچم داران استقلال صنعت نفت، چه بر سرشان آمد. با این حال روایتهای دیگری نیز درباره سستی، عدم استقلال و فساد عیان سیستم قضایی در دوران پهلوی وجود دارد که نشان میدهد هرگونه تعبیر به استقلال یا سلامت مجموعه قضاییِ پهلوی دوم، حکم یک افسانه را داشته که با تاریخ سر ناسازگاری دارد.
جهانگیر مستوفی رئیس شعبه چهارم وکلای دادگستری که از قضا در آن دوران وکیل بوده، روایت جالبی را در خصوص قائقه آتشین ملقب به گوگوشش یکی از بازیگران و خوانندگان صاحب نفوذ در آن دوران مطرح کرده که این عدم استقلال را به خوبی به تصویر میکشد و نشان میدهد که تا چه میزان عمل به مر قانون در آن دوران بازیچه و جزو آرمانهای دست نیافتنی بود «سالهای تحصیل من در دانشگاه تهران مصادف بود با کودتای ۲۸ مرداد که در دانشگاه، خفقان شدید حکمفرما بود و معمولاً کلاس درس، سربازی با تفنگ میایستاد و از تجمع بیش از دو نفر در محوطه دانشگاه و دورن کلاسها جلوگیری میکرد. آن روزها دلم میخواست زودتر وکیل شوم و باری از این مشکلات و بیعدالتیها بردارم؛ خامی و آزاداندیشی دوران جوانی بود. وقتی وکیل شدم، دیدم تفاوت میان چیزی که من میخواستم با آنچه عملاً انجام میشود، از زمین تا آسمان است.
خاطره جالبی که دارم از سالهای اول وکالتم بود. آن سالها افراد زیادی برای وکالت داوطلب نمیشدند و بنابر این پروندههای خاص ممکن بود سهم هر فردی شود. تابستان سال ۵۲ بود. از آن تابستانهای گرم که فعالیت جریانهای مختلف سیاسی هم بر گرمای آن میافزود تا جایی که زندگی را سخت میکرد! بازار موسیقی هم داغ بود و هر خوانندهای برای خود هوادارانی داشت. اگر کسی از این جماعت میتوانست با دربار هم ارتباط پیدا کند، برای خودش قدرتی دست و پا میکرد و به قول معروف «نانش در روغن» بود.
تیرماه بود که یکی از دوستان دوران دانشگاه با من تماس گرفت و پیگیری پروندهای را به من سپرد. آن روز درباره مشکل توضیحی نداد و فقط گفت مشکل دعوای مالی است. برای روز پنجشنبه وقت دادم و روز موعود مردی میانه سال به سراغم آمد که فرد موجهی به نظر میرسید. او از کیفش یک فقره چک درآورد و از من پرسید که میتوانم آن را برایش نقد کنم یا نه؟
معلوم بود که این چک برگشتی، متعلق به فرد مهمی است که برای نقد کردن آن نیازمند وکیل شده است. رقم چک بسیار بالا بود؛ یک میلیون تومان که برای سال ۵۲ ثروت کلانی به حساب میآمد. پای چک را هم فردی امضاء کرده بود که در آن زمان همه او را میشناختند و خواننده معروفی بود. چک متعلق به گوگوش بود.
طی کردن مراحل قانونی برای دادگاهی شدن صاحب چک بیمحل، خیلی طول نکشید. خوب میدانستم رای دادگاه دو حالت بیشتر ندارد؛ یا صاحب چک باید پول را میداد یا راهی زندان میشد. روز دادگاه فرارسید. من و موکلم در کمال خوش باوری در دادگاه حاضر شدیم. گوگوش هم آمد. کسی هم همرانش نبود. فکر میکردم برای خودش وکیل بیاورد تا در صورت ناتوانی مالی، راهی زندان نشود اما او فقط وارد دادگاه شد، به قاضی اعلام کرد مبلغ چک را ندارد که پردازد و از در دیگر خارج شد، بدون اینکه مشکلی برایش ایجاد شود. قاضی حتی از او یک تعهد ساده هم نگرفت تا دل ما خنک شود. این موضوع تا مدتها نقل رسانهها و محافل حقوقی آن زمان بود که البته فایدهای هم نداشت. اینجا بود که فاصله آرمان و آرزو با واقعیتهای جاری جامعه را متوجه شدم!».
گوگوش از خوانندگان معتمد دربار بود و خوانندگی او در جشنهای دربار از جمله جشن تولد رضا پهلوی، پسر محمدرضا شاه مشهور است و ظاهراً به همین دلیل، سیستم قضایی وقت جرأت نقد چکهای او و همسر اولش محمد قربانی را نداشته است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
البته اگه امروز بود لازم نبود یکی مثل گوگوش خودش بلند شه بره دادگاه!
مصدق بزرگ مرد تاريخ بختياري و ايران است.
يادش گرامي باد
Googoosh kie?
بسیار ممنون از مطلب نوشته شده
ذکر اینگونه مطالب باعث روشن شدن مردم و تفاوت های ان زمان با الان می شود
قضاوت با مردم
خجالت بابا اینهم شد وضع ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
طبق معمول پیام من راچاپ نکردید!!!
پس چرا اسباب آلات جناب گوگوش را تا حالا تو اون زیر زمین هتلش نگه داشته !! هونا را میفروخت صد برابر پولش را در میاورد البته با اجازه دستگاه قضای اون روز. حالا دیگه حق نداره بفروشه چون موزه مانند شده
دمش گرم این ناشناس
سلام نظریه ها نمی نویسیدازقرارمعلوم یک طرفه هستید
نظر آقای مستوفی را به اظهار نظر ۱۴:20معطوف می دارم چون ظاهرا ایشان بعد از گذشت پنجاه سال نمی دانند چکی که به صورت سفید امضا و وعده دارص ادر شده باشد ضمانت اجرای کیفری ندارد
تابناک ممنون که همه نظراتو تقریبا نشون دادی مثبتها و منفی ها همه چیزو ثابت می کنه...
مردم خوب مي فهمند واقعا جاي خوشحالي است
تمایل دارم راجع به شرایط فعلی مطالب شما رو بخونم....
رژیم قبل هر چه بود تمام شد. ذکر این صحبتها هم دردی را دوا نمی کند.
بوی سیر و پیاز به مشام میرسد.
سلام
اگه نظر فائقه آتشین(گوگوش) را هم جویا می شدید ما بهتر قضاوت می کردیم.!!!!!
رزيم بهلوى براى بروندههاى خاص شعب ويزه اى دردادكسترى ان زمان ايجاد كرده بود كه تعداد انها جهار الى شش شعبه بود بقيه شعب مستقل بودند وزير بار زور نميرفتند
من شنیدم شاه نتونست دادگاهی پیدا کنه که مصدق رو محاکمه کنه برای همین دادگاه نظامی مجبور شد تشکیل بده و اینکه قضات اون موقع خیلی مستقل بودند کاش افرادی که اطلاعات دقیق تری دارند اطلاعات بیشتری بدهند
خدا را شکر که دوران بی عدالتی ها تمام شد و در عدالت کامل زندگی می کنیم
خانوم گوگوش بابت دخترش که ایشون رو سپر بلا و پل عبور کرده هیچ ترسی نداشته. این زن هیچ انسانیتی نداره و دختر خودش که از شاه بوده رو زیر پاش له کرده. آخه برای چی! کو انسانیت!
اون گفته و فلانی چنان اظهار کرده
خیلی دلایل قاطعی برای یک چنین تیتریه؟...
مقایسه به اینصورت اشتباه است.هرچیزی رو باید با زمان خودش سنجید.
چقدر غیر قابل انتشار؟؟؟؟؟؟؟؟/؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مردم آگاه شده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لطفا قبل از نوشتن کمی تاریخ مطالعه کنید دادگاه مصدق دادگاه نظامی بود ، اما چرا مصدق که نظامی نبود و دقیقا به علت اینکه رژیم از استقلال قضات اطلاع داشت محاکمات سیاسی را در دادگاههای نظامی انجام میداد
نخست این که استدلال دوست ناشناس درست است اگر هم می خواستند به کسی کمک کنند چک را مشمول یکی از عناوین: « وعده دار، سفید امضا، تضمینی و . . . » می کردند.
دوم من به شخصه قضاتی را می شناختم که اهل کاباره و . . . بودند اما هیچگاه کسی ندید که در قضاوتشان حقی را ناحق کنند و خیلی هم بر این که احکامکشان مطابق با واقع باشد اصرار داشتند.
خوشحالم که اکنون عدالت برای همه اجرا میشه و سیستم قضاییمان پاک است و با اقتدار حق مظلومان را به آنها برمیگرداند.
همه چیز معلومه شما اخبار الان ببینید ان وقت میفهمید چه خبره
تابناک از تو بعید بود
تابناک از تو توقع نداشتیم
تابستان سال ۵۲ بود ...
" چهل سال بعد در چنین روزی ..." ؟
تابي جون عيدت مبارك
يه چايي نبات بزن سرديتون كرده
دلبندم جامه وكالت برتن كرده بود نه جامعه وكالت.....
3000 میلیارد بیشتره یا 1 میلیون 30 سال پیش
اگه جرات داری نمایش بده
گیرم که دادگاه نبود ،مگر اکنون هست؟!دادگاه گل سرخی را بارها سیمای کنونی پخش کرد و...
از سايت تابناك بعيده اين خبر را با اين اوصاف درج كند؟؟؟حتما يه خبر هايي است كه بعدآ صداش در مياد
براتون متاسفم. امیدوارم دست کم این رو چاپ کنید!!!!
شعبه 4 وکلای دادگستری اصلا نداریم...
یکم غیر منطقیه ! کسی که چک یک میلیونی گرفته مطمئن باشید به اندازه خود گوگوش قدرت و اعتبار داشته اینقدر راحت تو دادگاه سرش بی کلاه میمونه؟ ...
الان اوضاع خوبه يعني؟!!!
خندیدیدم قابل توجه بابک زنجانی
این حقیقت دارد که سیتم قضایی آن دوران خیلی خوب نبود وقدرتمندان اعمال نفوذ میکردند.ولی ...
پول زور چیه؟!! چک داده پاسش نکرده.
این یعنی کلاهبرداری
(البته نمی دانم اصل قضیه درست هست یا نه؟! چون یک میلیون تومان آن زمان مبلغ بسیار زیادی است!)
آمار انتشار یافته و غیر قابل انتشار جالبه...
مرده رو نبش قبر نکنید...
پس این ناشناس 13:20 خودش بیننده ی پر و پا قرص شبکه ی من و تو هست که این قدر اطلاعات داره
مرگ بر حكومت شاهنشاهي،، لعنت بر اين خواننده فاسد
شعبه چهارم وکالت نداریم آقاجون ... وکالت که دادگاه و قاضی نداره تنها یه ددگاه انتظامی وکلا هست که اونم رسیدگی کننده ها قاضی محسوب نمیشن
گوگوش العان هم ادم مرموزی هست معلوم نیست این پولها را از کجا میاورد که توی لندن اکادمیک اجرا میکند
این خانم ادم بیخودیه ودارای خود کم بینی
محمود قربانی نه محمد
لااقل نویسنده یا راوی مطلب فواصل تاریخی را رعایت می کردند تا شبهه ای در خواننده ایجاد نمی شد. راوی مطلب می فرمایند در 28 مرداد 32 دانشجو بودند و در جای دیگر می فرمایند که سال 52 اول کار وکالتشان بوده یعنی ایشان 20سال مشغول کسب تحصیل بودند!!!!!! البته شکی در فساد رژیم پهلوی و دستگاه قضایی آن نیست .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.