آخرین خبرهشدار روسیه درباره هرگونه حمله مجدد به ایران
0بازدید

مهمان های نوروز چه کردند

روزنامه اطلاعات روز شنبه در یادداشتی با عنوان « مهمان های نوروز چه کردند» به تعطیلات نوروزی و سفرهای آن اشاره کرد و نوشت:به همه خوش گذشته ولی کسی از حال میزبان اصلی مردم که 15 روز با گونه های سرخ، صورت سپید و رخت آبی، مهمانان را با هر آیین، جامه و گویشی در خانه اش پذیرفت و با وجود مشکلات بسیار دم برنیاورد، خبر ندارد.

در این مطلب به قلم « آزاده تاج علی » آمده است : نوروز به پایان رسید. مردمان کویر از دیدار دریا بازگشتند و مردمان دریا از سفر کویر. پس از15 روز ، چراغ خانه ها روشن شد و خیابان ها از صبح امروز به اصل آشفته خود بازگشت.

مسافران بازگشته، چمدان های خالی شان را در کمدها گذاشتند و به محض رسیدن ، با خاطرات و عکس های یادگاری در صفحه ها و سایت ها ی اجتماعی سرگرم شدند.

به همه خوش گذشته و مهمانی بزرگی از امروز به پایان رسیده است، ولی کسی از حال میزبان اصلی مردم خبر ندارد.

میزبانی که 15 روز با گونه های سرخ، صورت سپید و رخت آبی ، مهمانان را با هر آیین، جامه و گویشی در خانه اش پذیرفت و با وجود مشکلات بسیار دم برنیاورد.

میزبان مظلومی که درختان بلوط زاگرس ، گل های ابریشم مازندران و فاخته های کوهساران بینالود را به یاری گرفت و مهمانانش را خوشحال برگرداند.

میزبانی که نامش ˈطبیعتˈ و مرامش مهربانی وبخشش است؛ مادر مهربانی که از روزهای اسفند همه کارهای ریز و درشت اش را کرده بود و سرسفره هزاران سین اش از شمال تا جنوب ایران، انتظار مهمانان را می کشید.

امروز اما پس از هیاهوی بسیار، مهمان ها همه رفته اند و او یکه برجای مانده است.

نه به هیات 15 روز پیش اش ، که با خروارها آلودگی، پلشتی و مواد شیمیایی رها شده که انگار بر گل های دامنی که برای عید پوشیده بود ،چسبیده است و پاک نمی شود.

دامنی از حریر سپید بابونه های وحشی با نقش های برجسته شقایق های دشت.

انگار همه مهمان ها رفته باشند و صاحب خانه ای مانده باشد با انبوه ظرف های کثیف ، اتاق های به هم ریخته و یک دنیا خستگی.

انگار مادری سالخورده در خانه قدیمی اش زیر یک سقف ترک خورده تنها نشسته باشد و نداند با باقی مانده های کثیف و کاسه بشقاب های مانده از یک مراسم بزرگ آیینی، چه باید بکند. مادری که سال هاست هم پای تالاب های جنوبی اش درد می کرد و هم بازوهای جنگل های هیرکانی اش، اما مهمانی همیشگی اش را با همین دردهای کهنه با صبوری و نجابت برگزار کرد.

گر چه بیشتر مهمان ها با فرزندان، نوه ها و نتیجه هایشان از نخستین لحظه رسیدن، روی سپیدش را به یک باره چنگ انداختند و صدای ناله هایش را نشنیدند.

مردمانی که بی آزرم ، شاخه های درختان صاحب خانه را از زاگرس تا گلستان شکستند، آتش افروختند، جوباره ها را با مواد شیمیایی کف آلود و زشت کردند و دست آخر، سبزه های مرتع های طبیعی و دشت های انبوهش را برای آرزوهایشان به هم گره زدند، خندیدند و رفتند. مادر زمین از امروز تنها نشسته است و دارد به حال خودش با فرزندانی این چنین اندوه می خورد.

مادر طبیعت دوباره امروز، آخر مهمانی، خسته است و هزار و یک کار دارد.

دوباره از امروز باید تا 348 روز دیگر خانه بزرگش را تمیز کند.

باید هزار هزار دعای سبز بخواند تا درد دست و پای خشک اش خوب شود، تالاب هایش پرآب ، کویرهایش بی غبار و جنگل هایش سرپا باشند. سال دیگر دوباره مهمان می آید.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.