اسرار ۳ جنایت آتشین در چاه باغ متروکه
یک تبعه خارجی برای تصاحب اموال مادر و پسر ثروتمندایرانی ، آنها را به قتل رساند و اجسادشان را در چاه سوزاند.
به گزارش خراسان، او مدتی بعد جنایت هولناک دیگری رقم زد و وقتی از دختر مورد علاقهاش جواب رد شنید، زندگی او را نیز با روشی مشابه گرفت.نخستین برگ از این پرونده هولناک آذرماه سال گذشته ورق خورد. در آن زمان زنی به دادسرای جنایی تهران رفت و خبر از ناپدید شدن مادر و پسری ثروتمند داد.
وی گفت: پنجم آذرماه یکی از دوستان صمیمیام به نام رخساره (58ساله) به همراه پسر 19سالهاش به نام فرزان به نمکآبرود رفتند.

آنها حوالی میدان ونک زندگی میکنند و رخساره قبل از رفتن به من گفت که برای انجام کارهای ساختمانی به شمال کشور میروند. آنها در نمکآبرود املاک زیادی داشتند و وقتی به آنجا رسیدند رخساره با من تماس گرفت و خبر داد که رسیدهاند. من 2روز با او در تماس بودم اما از روز سوم دیگر جواب تماسهایم را نداد و تلفن همراه او و پسرش خاموش شد. برای همین نگران آنها هستم و چون به غیر از من کسی را ندارند تصمیم گرفتم ماجرا را به پلیس اطلاع دهم.
مرد مرموز
با اظهارات این زن مأموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران راهی محل سکونت مادر و پسر گمشده شدند. مدیر ساختمان مدعی شد که چند روز پس از رفتن مادر و پسر به شمال، پسرجوانی سوار بر یک بیامو به آنجا رفته و با داشتن کلید، قصد ورود به خانه مادر و پسر را داشته است. او وقتی با ممانعت نگهبانان ساختمان روبهرو شده بود، ادعا کرده بود که مادر و پسر راهی آمریکا شدهاند و وی یکی از اقوامشان است که برای سرکشی به خانهشان آمده است.با این حال باز هم نگهبانها به وی اجازه نداده بودند که وارد ساختمان شود و او به ناچار آنجا را ترک کرده بود.
دروغهای جوان افغانی
کارآگاهان با اطلاعاتی که از بررسی دوربینهای مداربسته بهدست آورده بودند صاحب خودروی بیامو را شناسایی کردند. وی مدعی شد که ماشینش چند روزی در اجاره جوان 22ساله افغانی به نام محمد بوده است. این جوان افغانی تحت تعقیب قرار گرفت و در نهایت در محمدشهر کرج دستگیر شد.
او در بازجوییها خود را بیگناه دانست و گفت: من از کودکی همراه خانوادهام از افغانستان به ایران آمدم و رخساره چون وضع مالی خوبی داشت خانوادهام را حمایت میکرد. وقتی بزرگتر شدم رخساره از من خواست تا کارهای ساختمانیاش را انجام دهم. در واقع من برای او و پسرش کار میکردم.

چند روز پیش هم برای سرکشی از املاک نمکآبرود، همراه آنها به شمال رفتم. 15روز بعد همگی به تهران برگشتیم و از آن زمان به بعد دیگر از آنها بیخبر هستم و احتمال میدهم که کشور را به مقصد آمریکا ترک کرده باشند. چراکه مدتها بود قصد رفتن به این کشور را داشتند.
جنایت آتشین
اظهارات جوان افغانی در حالی بیان میشد که بررسیها نشان میداد رخساره و پسرش از کشور خارج نشدهاند. دوست صمیمی رخساره نیز مدعی بود اگر مادر و پسر گمشده قصد خروج از کشور را داشتند بدون شک ماجرا را به او میگفتند و امکان ندارد که آنها بدون اطلاع وی به آمریکا بروند.
همه شواهد حکایت از این داشت که جوان افغانی راز ناپدید شدن مادر و پسر را میداند. بازجویی از او ادامه یافت و وی در نهایت پرده از جنایتی هولناک برداشت. او گفت: چند وقت پیش 1600سکه طلا برای رخساره خریدم و او در ازای پول سکهها چند فقره چک به من داد که همگی برگشت خوردند.
زمانی که برای سرکشی املاک به نمکآبرود رفته بودیم، مجددا درباره پول سکهها با یکدیگر صحبت کردیم که رخساره مدعی شد همه پولهایش را از کشور خارج کرده و در حال حاضر پولی ندارد. او گفت که هرزمان به آمریکا برسد پول سکهها را برایم میفرستد. من که دیگر به صحبتهای او اعتمادی نداشتم نقشه قتل مادر و پسر را کشیدم. میخواستم بعد از مرگ آنها اموالشان را تصاحب کنم. در مسیر بازگشت از نمکآبرود با آبمیوه مسموم، آنها را بیهوش کردم. سپس هر دو را به باغ متروکهای که حوالی ملارد داشتم بردم و به چاه انداختم. بعد هم با ریختن بنزین اجساد آنها را آتش زدم. پس از جنایت با اجاره یک خودروی مدل بالا برای سرقت به خانه مقتولان رفتم اما نگهبانها اجازه ندادند که وارد ساختمان شوم.
سومین قتل
با اعترافات هولناک مرد افغانی، مأموران برای پیدا کردن اجساد راهی باغ شدند اما پیش از آن مرد جنایتکار که میدید دستش روشده، راز سومین جسد داخل چاه موردنظر را نیز فاش کرد. او گفت: جسد یک نفر دیگر هم در چاه هست. او دختر مورد علاقهام بود که حدودا 20ساله بود. قصد داشتم با وی ازدواج کنم اما یک روز که با هم درگیر شدیم، از ازدواج با من منصرف شد. من هم برای انتقامجویی با آبمیوه مسموم او را بیهوش کرده و جسدش را داخل چاه انداختم و آن را هم آتش زدم.
ماموران در ادامه با هماهنگی پلیس آگاهی شهریار دریافتند که ادعای جوان افغانی درخصوص سومین جنایت صحت دارد و دختری 20ساله به نام زهرا از مدتی قبل در آنجا ناپدید شده بود.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران با اعلام این خبر گفت: متهم در ادامه اعترافاتش 2 نفر از بستگان خود را که افغانی بودند بهعنوان افرادی که در 3جنایت او را همراهی کرده بودند معرفی کرد.
در ادامه کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران همراه تیمی از پلیس آگاهی شهریار و قاضی ویژه دادسرای ملارد و بازپرس جنایی پایتخت راهی باغ مورد نظر در اطراف ملارد شدند و با کمک آتشنشانان بقایای اجساد قربانیان را از دل چاه بیرون کشیدند. وی افزود: 2 متهم دیگر پرونده نیز دستگیر شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
به گزارش خراسان، او مدتی بعد جنایت هولناک دیگری رقم زد و وقتی از دختر مورد علاقهاش جواب رد شنید، زندگی او را نیز با روشی مشابه گرفت.نخستین برگ از این پرونده هولناک آذرماه سال گذشته ورق خورد. در آن زمان زنی به دادسرای جنایی تهران رفت و خبر از ناپدید شدن مادر و پسری ثروتمند داد.
وی گفت: پنجم آذرماه یکی از دوستان صمیمیام به نام رخساره (58ساله) به همراه پسر 19سالهاش به نام فرزان به نمکآبرود رفتند.

آنها حوالی میدان ونک زندگی میکنند و رخساره قبل از رفتن به من گفت که برای انجام کارهای ساختمانی به شمال کشور میروند. آنها در نمکآبرود املاک زیادی داشتند و وقتی به آنجا رسیدند رخساره با من تماس گرفت و خبر داد که رسیدهاند. من 2روز با او در تماس بودم اما از روز سوم دیگر جواب تماسهایم را نداد و تلفن همراه او و پسرش خاموش شد. برای همین نگران آنها هستم و چون به غیر از من کسی را ندارند تصمیم گرفتم ماجرا را به پلیس اطلاع دهم.
مرد مرموز
با اظهارات این زن مأموران اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران راهی محل سکونت مادر و پسر گمشده شدند. مدیر ساختمان مدعی شد که چند روز پس از رفتن مادر و پسر به شمال، پسرجوانی سوار بر یک بیامو به آنجا رفته و با داشتن کلید، قصد ورود به خانه مادر و پسر را داشته است. او وقتی با ممانعت نگهبانان ساختمان روبهرو شده بود، ادعا کرده بود که مادر و پسر راهی آمریکا شدهاند و وی یکی از اقوامشان است که برای سرکشی به خانهشان آمده است.با این حال باز هم نگهبانها به وی اجازه نداده بودند که وارد ساختمان شود و او به ناچار آنجا را ترک کرده بود.
دروغهای جوان افغانی
کارآگاهان با اطلاعاتی که از بررسی دوربینهای مداربسته بهدست آورده بودند صاحب خودروی بیامو را شناسایی کردند. وی مدعی شد که ماشینش چند روزی در اجاره جوان 22ساله افغانی به نام محمد بوده است. این جوان افغانی تحت تعقیب قرار گرفت و در نهایت در محمدشهر کرج دستگیر شد.
او در بازجوییها خود را بیگناه دانست و گفت: من از کودکی همراه خانوادهام از افغانستان به ایران آمدم و رخساره چون وضع مالی خوبی داشت خانوادهام را حمایت میکرد. وقتی بزرگتر شدم رخساره از من خواست تا کارهای ساختمانیاش را انجام دهم. در واقع من برای او و پسرش کار میکردم.

چند روز پیش هم برای سرکشی از املاک نمکآبرود، همراه آنها به شمال رفتم. 15روز بعد همگی به تهران برگشتیم و از آن زمان به بعد دیگر از آنها بیخبر هستم و احتمال میدهم که کشور را به مقصد آمریکا ترک کرده باشند. چراکه مدتها بود قصد رفتن به این کشور را داشتند.
جنایت آتشین
اظهارات جوان افغانی در حالی بیان میشد که بررسیها نشان میداد رخساره و پسرش از کشور خارج نشدهاند. دوست صمیمی رخساره نیز مدعی بود اگر مادر و پسر گمشده قصد خروج از کشور را داشتند بدون شک ماجرا را به او میگفتند و امکان ندارد که آنها بدون اطلاع وی به آمریکا بروند.
همه شواهد حکایت از این داشت که جوان افغانی راز ناپدید شدن مادر و پسر را میداند. بازجویی از او ادامه یافت و وی در نهایت پرده از جنایتی هولناک برداشت. او گفت: چند وقت پیش 1600سکه طلا برای رخساره خریدم و او در ازای پول سکهها چند فقره چک به من داد که همگی برگشت خوردند.
زمانی که برای سرکشی املاک به نمکآبرود رفته بودیم، مجددا درباره پول سکهها با یکدیگر صحبت کردیم که رخساره مدعی شد همه پولهایش را از کشور خارج کرده و در حال حاضر پولی ندارد. او گفت که هرزمان به آمریکا برسد پول سکهها را برایم میفرستد. من که دیگر به صحبتهای او اعتمادی نداشتم نقشه قتل مادر و پسر را کشیدم. میخواستم بعد از مرگ آنها اموالشان را تصاحب کنم. در مسیر بازگشت از نمکآبرود با آبمیوه مسموم، آنها را بیهوش کردم. سپس هر دو را به باغ متروکهای که حوالی ملارد داشتم بردم و به چاه انداختم. بعد هم با ریختن بنزین اجساد آنها را آتش زدم. پس از جنایت با اجاره یک خودروی مدل بالا برای سرقت به خانه مقتولان رفتم اما نگهبانها اجازه ندادند که وارد ساختمان شوم.
سومین قتل
با اعترافات هولناک مرد افغانی، مأموران برای پیدا کردن اجساد راهی باغ شدند اما پیش از آن مرد جنایتکار که میدید دستش روشده، راز سومین جسد داخل چاه موردنظر را نیز فاش کرد. او گفت: جسد یک نفر دیگر هم در چاه هست. او دختر مورد علاقهام بود که حدودا 20ساله بود. قصد داشتم با وی ازدواج کنم اما یک روز که با هم درگیر شدیم، از ازدواج با من منصرف شد. من هم برای انتقامجویی با آبمیوه مسموم او را بیهوش کرده و جسدش را داخل چاه انداختم و آن را هم آتش زدم.
ماموران در ادامه با هماهنگی پلیس آگاهی شهریار دریافتند که ادعای جوان افغانی درخصوص سومین جنایت صحت دارد و دختری 20ساله به نام زهرا از مدتی قبل در آنجا ناپدید شده بود.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران با اعلام این خبر گفت: متهم در ادامه اعترافاتش 2 نفر از بستگان خود را که افغانی بودند بهعنوان افرادی که در 3جنایت او را همراهی کرده بودند معرفی کرد.
در ادامه کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران همراه تیمی از پلیس آگاهی شهریار و قاضی ویژه دادسرای ملارد و بازپرس جنایی پایتخت راهی باغ مورد نظر در اطراف ملارد شدند و با کمک آتشنشانان بقایای اجساد قربانیان را از دل چاه بیرون کشیدند. وی افزود: 2 متهم دیگر پرونده نیز دستگیر شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دمش گرم!!
اخه يه افغانيه ٢٢ساله پول ١٦٠٠سكه رو ازكجاآورده ؟
لطفاً توسط مسولان محترم مربوطه پيگيري شود و اين جنايتكارو به همراه همدستانش به سزاي اعمالشان برسانند.
افغانها معضلند باید اخراج شوند
یعنی فکرکنم برای این افغانیها کشتن آدم ازمرغ هم راحت تره...
فقط اعدام
افغانی ها چه می تازند و می کشند و تاراج می کنند.هیچکس هم نیست این مهمان های ناخوانده و نمک نشناس رو از ایران اخراج کنه.
1. 1600 سکه خریده این جوان،با کدام پول? از کجا?2. خودروی ب.ام.دیلیو. اجاره کرده? ایا اجازه ی اجاره ی خورو دارند?گواهینامه چه?3. باغی در ملارد خریده? ایا خرید زمین ،خانه،برای بیگانگان،قدغن نیست? نباید صاحب اژانس و معاملات ملکی، دادگاهی شوند? نامردی بوده این پسر. دروغ هم می گوید که پولش را نخواستند بدهند،از کجا اورده که هزار و ششسد سکه بخرد? بیچاره ان زن و پسر جوان که این گونه قربانی اعتماد خود شدند. بالاترین مجازات.
همه جا عزيزان خوب وبد دارد ،خدا هر سه تن كشته شده را رحمت كند ،و خدا وند از سر تقصير بندگان بد هرگز نمى گذرد
هموطنان عزیز.
خواهش میکنم این نصیحت را از من بپذیرید: هیچ وقت به یک افغانی اعتماد نکنید.
فکر نکیند نژادپرست هستم. ولی خداوکیلی یه بررسی سرانگشتی ثابت میکنه که متأسفانه برای اکثر افغانیها، قتل انسانها مثل آب خوردنه و بدون کوچکترین ابایی، دست به قتل می زنند.
من اگر بودم، دستور میدادم این جنایتکارها را در چاه قیر گداخته بیندازند.
این یک نمونه کوچک ازهزاران قتل برملا شده از سوی افغانیا درایران باشد همشون را باد از کشور اخراج کرد واینارا هم در ملا علم اعدام نمود...
کاملا موافقم
با سلام،
واقعا انسان تا چه حد ميتواند قسى القلب و نمك نشناس باشد كه پاسخ نيكى و محبت را با جنايت بدهد.
چقدر وحشتناک . باید سوزانده شود . این افغانها از جان ما چه می خواهند ؟ درسته که همه آنها "بد " نیستند ولی بین آنها آدمهای جنایتکار و تجاوزکار خیلی وجود دارد . ای کاش به کشور خودشان برگردند .
باید تمام افغانی هارو از کشور اخراج کرد این اولین جنایت اینها نیست ونخواهد بود
این وحشی دو نفر دیگه رو هم معرفی کرده که از اعدام فرار کنه
هر سه تاشون را بايد اعدام كنند، چون ان ٢ نفر ديگر هم حتما به دست داشتن در اين جنايات اقرار كردند كه دستگير شدند
باید خودش رو زنده زنده بسوزونن.
ما تا کی باید این افغانی ها رو تحمل کنیم؟!!
یا با مواد مخدر، یا القاعده، یا این وضعیت
عجیب نیست یک افغانی در ایران صاحب یک باغ در ملارد باشد؟؟
مسئولین ثبت و مشاورین اتحادیه املاک لطفا جواب قانع کننده بدهید!!!
بدون فوت وقت ، فقط اعام
اعدام دیگه
عجب آسایش و امنیتی
حالا اگه تماس اون خانم نبود معلوم نبود چند نفر دیگر به قتل می رسیدند؟؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.