واقعيتهايي که بر کلينتون آشکار شد:
ترس اعراب از ايران و اختلاف شديد در اسرائيل
در اين سفر، کلينتون دريافت که اختلاف دروني صهيونيستها بسيار بيش از چيزي است که گمان ميکرد و البته شايد موضعگيري متضاد و تقابلي کساني مانند ليوني و نتانياهو بود که سبب شد هيلاري در کنفرانس خبرياش با ليوني، همتاي صهيونيستش بگويد که براي تحکيم روابط «بسياري از موارد اختلاف بايد حل شود.»

سرويس بينالملل «تابناک» ـ اعراب نگران نباشند؛ چرا که پيش از گفتوگو با تهران و يا ايجاد تحول درباره روابط ما با ايران، آنها را در جريان قرار خواهيم داد.
هيلاري کلينتون در ديدار با شيخ عبدالله بن زايد آل نهيان، همتاي اماراتي خود، با بيان اين موضع، تلاش کرد به متحدان منطقهاي خود در برابر ديپلماسي تغيير اوباما در منطقه و به ويژه موضوع عاديسازي روابط با ايران، اطمينان دهد که سر اعراب بيکلاه نخواهد ماند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، کلينتون که نخستين سفر خود به منطقه حساس خاورميانه را تجربه ميکرد، در ديدار با سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان و عمروموسي، دبير کل اتحاديه عرب و اظهارات اين دو مسئول عرب، به عمق نگراني اعراب نسبت به برقراري رابطه احتمالي آمريکا با ايران پي برد.
فيصل در ديدار با وزير امور خارجه آمريکا نسبت به برنامه هستهاي ايران به شدت ابراز نگراني کرده و عمروموسي نيز با جسارت تمام گفته است: «من تقاضا دارم که هيچ قدرت بينالمللي بدون آگاهي اعراب، با ايران مذاکره نکند».
اين ابراز نگراني کردنها و بر حذر داشتنها، به يقين بيانگر ترس عميقي است که برخي کشورهاي عربي منطقه از تغيير رابطه ايران با آمريکا دارند. اعراب به خوبي ميدانند که يکي از دلايل پيمان محکم کنوني آمريکا با آنها، موضوع ايران است. به عبارت ديگر، ايالات متحده آمريکا براي مقابله با ايران در سي سال اخير، تلاش داشته است کشورهاي عربي پيرامون ايران را در جبهه خود نگه دارد و همين موضوع، ساليان متمادي اين توهم را براي اعراب پديد آورده است که نزديکي روابط فيمابين آنها با آمريکا گسست ناپذير خواهد بود.
اما هماکنون که زمزمه عادي شدن رابطه ايران با ايالات متحده آمريکا به گوش ميرسد، ترس از اين رابطه و تغيير معادلات در منطقه به گونه عجيبي، برخي کشورهاي عربي را فرا گرفته است.
موضوع ديگر که واقعيتهاي منطقه را براي هيلاري مشخص ساخت، گفتوگو با سران رژيم صهيونيستي و تشکيلات خودگردان و همچنين موضعگيري ديگر جريانهاي فلسطيني پس از سفر کلينتون به فلسطين بود. هرچند وزير امور خارجه آمريکا تلاش کرد تا به سران صهيونيستي درباره تضمين امنيت آنها از سوي دولت متبوعش اطمينان دهد، اما نگراني اسرائيليهااز اين مسئله ، بارها در ديدار کلينتون با پرز، ليوني و نتانياهو خودنمايي کرد.
نکته مهم ديگر آن که در اين سفر، کلينتون دريافت که اختلاف دروني صهيونيستها بسيار بيش از چيزي است که گمان ميکرد و البته شايد موضعگيري متضاد و تقابلي کساني مانند ليوني و نتانياهو بود که سبب شد هيلاري در کنفرانس خبرياش با ليوني، همتاي صهيونيستش بگويد که براي تحکيم روابط «بسياري از موارد اختلاف بايد حل شود.» البته نبود اطمينان کامل از رويه دولت نتانياهو نيز در سخنان کلينتون نمود جدي داشت. او در ديدار با نخستوزير آينده اسرائيل گفت: ما اميدواريم، در آينده با دولتي که قرار است در اسرائيل تشکيل شود همکاري کنيم، اما بايد تبادل نظر درباره مسايل منطقه را به زمان آينده موکول کرد.
آنچه برداشت ميشود اين است که هيلاري در اين سفر توانست با واقعيتهاي منطقه بيش از پيش آشنايي پيدا کند، ضمن آن که سخنان رهبر انقلاب درباره مسأله فلسطين و جعلي بودن بقاي اسرائيل که همزمان با ديدار کلينتون از منطقه همراه بود، به وزير خارجه تازهکار آمريکا تفهيم کرد که مسائل خاورميانه، بسيار پيچيدهتر از تصورات اوست و براي رسيدن به موفقيت در اين منطقه، نيازمند تلاش و رايزني هاي بسياري است.به عبارتي شايد بتوان گفت هيلاري در اين سفر دچار نوعي گيجي و استيصال در برابر مشکلات موجود در خاورميانه شده است.
هيلاري کلينتون در ديدار با شيخ عبدالله بن زايد آل نهيان، همتاي اماراتي خود، با بيان اين موضع، تلاش کرد به متحدان منطقهاي خود در برابر ديپلماسي تغيير اوباما در منطقه و به ويژه موضوع عاديسازي روابط با ايران، اطمينان دهد که سر اعراب بيکلاه نخواهد ماند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، کلينتون که نخستين سفر خود به منطقه حساس خاورميانه را تجربه ميکرد، در ديدار با سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان و عمروموسي، دبير کل اتحاديه عرب و اظهارات اين دو مسئول عرب، به عمق نگراني اعراب نسبت به برقراري رابطه احتمالي آمريکا با ايران پي برد.
فيصل در ديدار با وزير امور خارجه آمريکا نسبت به برنامه هستهاي ايران به شدت ابراز نگراني کرده و عمروموسي نيز با جسارت تمام گفته است: «من تقاضا دارم که هيچ قدرت بينالمللي بدون آگاهي اعراب، با ايران مذاکره نکند».
اين ابراز نگراني کردنها و بر حذر داشتنها، به يقين بيانگر ترس عميقي است که برخي کشورهاي عربي منطقه از تغيير رابطه ايران با آمريکا دارند. اعراب به خوبي ميدانند که يکي از دلايل پيمان محکم کنوني آمريکا با آنها، موضوع ايران است. به عبارت ديگر، ايالات متحده آمريکا براي مقابله با ايران در سي سال اخير، تلاش داشته است کشورهاي عربي پيرامون ايران را در جبهه خود نگه دارد و همين موضوع، ساليان متمادي اين توهم را براي اعراب پديد آورده است که نزديکي روابط فيمابين آنها با آمريکا گسست ناپذير خواهد بود.
اما هماکنون که زمزمه عادي شدن رابطه ايران با ايالات متحده آمريکا به گوش ميرسد، ترس از اين رابطه و تغيير معادلات در منطقه به گونه عجيبي، برخي کشورهاي عربي را فرا گرفته است.
موضوع ديگر که واقعيتهاي منطقه را براي هيلاري مشخص ساخت، گفتوگو با سران رژيم صهيونيستي و تشکيلات خودگردان و همچنين موضعگيري ديگر جريانهاي فلسطيني پس از سفر کلينتون به فلسطين بود. هرچند وزير امور خارجه آمريکا تلاش کرد تا به سران صهيونيستي درباره تضمين امنيت آنها از سوي دولت متبوعش اطمينان دهد، اما نگراني اسرائيليهااز اين مسئله ، بارها در ديدار کلينتون با پرز، ليوني و نتانياهو خودنمايي کرد.
نکته مهم ديگر آن که در اين سفر، کلينتون دريافت که اختلاف دروني صهيونيستها بسيار بيش از چيزي است که گمان ميکرد و البته شايد موضعگيري متضاد و تقابلي کساني مانند ليوني و نتانياهو بود که سبب شد هيلاري در کنفرانس خبرياش با ليوني، همتاي صهيونيستش بگويد که براي تحکيم روابط «بسياري از موارد اختلاف بايد حل شود.» البته نبود اطمينان کامل از رويه دولت نتانياهو نيز در سخنان کلينتون نمود جدي داشت. او در ديدار با نخستوزير آينده اسرائيل گفت: ما اميدواريم، در آينده با دولتي که قرار است در اسرائيل تشکيل شود همکاري کنيم، اما بايد تبادل نظر درباره مسايل منطقه را به زمان آينده موکول کرد.
آنچه برداشت ميشود اين است که هيلاري در اين سفر توانست با واقعيتهاي منطقه بيش از پيش آشنايي پيدا کند، ضمن آن که سخنان رهبر انقلاب درباره مسأله فلسطين و جعلي بودن بقاي اسرائيل که همزمان با ديدار کلينتون از منطقه همراه بود، به وزير خارجه تازهکار آمريکا تفهيم کرد که مسائل خاورميانه، بسيار پيچيدهتر از تصورات اوست و براي رسيدن به موفقيت در اين منطقه، نيازمند تلاش و رايزني هاي بسياري است.به عبارتي شايد بتوان گفت هيلاري در اين سفر دچار نوعي گيجي و استيصال در برابر مشکلات موجود در خاورميانه شده است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
به نظر ميرسد اين (تغيير رابطه آمريكا با ايران) نيز نقشه اي ديگر براي ترساندن و سوء استفاده هرچه بيشتر آمريكاي جنايتكار از سران كوته بين عرب براي حمايت از رژيم جعلي اسرائيل باشد. گرچه با اين سمت و سوي اعراب بعيد است اما ما اميدواريم روزي برسد كه اين اعراب نيز از خودخواهي دست برداشته و به ريسمان اسلام (نه ظاهر سازي) چنگ بياندازند.
نظرتون ترکیب "وزیر خارجه تازه کار" برای هیلاری کلینتون که چنین دوره تو سنا بوده یه کم خنده دار نیست؟
با عرض تشکر از مطلب فوق، بنده از این خبر و تحلیل شما دو نتیجۀ مهم می گیرم.
1- وقتی یک ملت عزتمند باشد هرچه بیشتر تحت فشار قرار بگیرد سخت تر و با حمیت تر از عزت وشرف خود دفاع می کند و سر تسلیم در مقابل دشمن فرود نمی آورد، تا جاییکه تحسین دوست و رشک دشمن را بر می انگیزد. و این جای سجدۀ شکر دارد.
2- وقتی ما با یک جنایتکار دیوانه ای مثل صدام مذاکره کردیم، در حالی که مطمئن بودیم دشمن خونی ما و بشریت است و به قول معروف توبۀ گرگ مرگ است؛ و با این مذاکرات امتیازات غیر قابل انکاری گرفتیم، به همین دلیل می توانیم با هر دشمن دیگری مذاکره، از موضع عزت و قدرت، داشته باشیم و منطق خود را حاکم گردانیم. الآن وقت آن رسیده است که دیگر به همسایگان جنوبی، غربی، و حتی شمالی باج بیجا ندهیم.
اعراب در طی این سی سال گدشته از عقب افتادن ایران از صحنه اقتصاذی و سیاسی ایران سود سرشاری را بردند امارات عربی که اینک در بسیاری از پروزه های مهم اقتصادی شریک مهم کشورهای اروپایی و امریکائی شده است در واقع در یک غفلت سه ده گذشته و همچنین درگیری ایران با بسیاری از مسائل مهم از جمله جنگ تحمیلی جایگاه مهمی را بدست اورذه است امروز برایشان بایستی نگران کننده باشد که ایران در جهان جایگاه خود را بذست اورد برای بسیاری از کشورهای عربی نیز این مهم است که ایران همچنان سرگرم مناقشات بین المللی باشد و باید اعتراف نمود در طی این سه دهه گدشته همانقدر که اسرائیل از این وضعیت سود برد کشورهای عربی از این وضعیت سود بردند لذا بر مسئولین کشور است که مطالبات ایران عزیز را در صحنه بین اللمللی باز ستانند و بی شک این مهم پیش نمی اید مگر با نگرش عمیق به فرصتهای که برای حفظ منافع ملی بدست امده است چه بسا که وضعیت اینده اینچنین وضعیتی را دو باره برای ما ترسیم نکند و در یک اصطلاح عامیانه امید است که با غفلت و تصور های بی جا که همیشه اینچنین خواهد بود زور مان را به التماس ندهیم
ملت عراب هیچ ترسی از ایران ندارند بلکه سران عرب هستند که برای خوش نوکری به آمریکا و انگلیس خودرا به موش مرده گی و عجز میزنند.
اعراب ذره ای هم از ایران نمی ترسند. سیاست های تنش زا ما را امروز به جایی رسانده که حتی اعراب هم احساس می کنند که اجازه دارند برای ما تصمیم بگیرند.
آری آن صهیونیستهای ملعون اختلافات زیادی دارند و خود کلک خود را خواهند کند...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.