آخرین خبرخلاصه بازی تراکتور 2 - نفتچی ازبکستان 2
2بازدید

آیا هيولايي جانكاه كنكور رام‌شدني است؟

باورش مشكل است كه معضلي اضطراب‌زا و استعدادكش و هيولايي جانكاه براي فرزندانمان در سن رشد و نشاط، به نام كنكور اينقدر رام‌نشدني و به دام‌نيفتادني و بلكه فربه‌كردني باشد. آخر چرا؟ چند سال است كه چندين و چندباره، خوبان(!) وعده‌ي حلّ و فصل و رفع و دفع كنكور، به اين شكل هيولائي و اضطراب‌زايي را داده‌اند و از هزار وعده‌شان يكي وفا نشده است؟ حرف هست و عزمي در كار نيست.

روزنامه اطلاعات نوشت:

آيا تاكنون شادي‌هايي را ديده‌ايد كه نشان از پس‌زمينه‌اي شديداً ناشاد و مضطربانه دارد؟ خنده‌هاي زوركي، حتي دست‌افشاني و پاي‌كوبي‌هاي اضطرارآميز كه در وراي مكنون آن، دنيايي تنش و اضطراب و بعضاً استيصال خانه كرده باشد؟ صورت‌هايي ظاهري از شور و نشاط، امّا برخاسته از سرير و دروني شديداً ملتهب و بي‌قرار. من همه‌ي اين توصيفات را روز جمعه‌ي كنكور فرزندانمان ديدم و نيمه‌هاي درهم شده‌ي آب و آتش، برخاسته از درون‌هايي سوزناك و چشماني تر را مشاهده كردم و سعي كردم خود را فراتر از شورآفريني‌هاي دوربيني و فيلمبرداري و مصاحبه‌سازي و تصنّع‌پردازي، جوهر ماجرا را يك‌بار ديگر بنگرم...

صحرايي كه مي‌شد نامش را برزخ صبر و انتظار و اميد و يأس و بي‌قراري و دل‌شورگي نام نهاد. تازه محشر كبرايش در راه است؛ آن روز كه اين محشورشدگان و سر از خواب برزخ‌ بركشيدگان، بنگرند و بشنوند كه نامه‌ي اعمال، آيا از يمين ارزاني‌شان خواهد شد، يا از يسار! عجالتاً سخن در مصيبت همين دنياي برزخ است كه عجب صحراي محشري بود بي بوق و كرناي اسرافيل!

كرور كرور نوجوان به همراه گروه گروه والدين، بلاتشبيه و پناه بر خدا، مي‌شد ديد كه يوم يفرالمرء من اَخيه، كارت كنكور در چنگ و دو مداد بر كف و يك دنيا دلهره در قلب و ديگر هيچ! امّا گروه برزخيان والد و والده، ديگر نه آن گونه بود كه مصحف شريف در وصف حال حشرشان مي‌گويد: مادر، شيرخواره‌اش را رها مي‌كند و پدر هكذا، نه؛ در اين محشري كه زودهنگام ما به پا كرده بوديم، مادرهايي بودند و پدرهايي، كه دست فرزندان هفده و هجده و بيست ساله‌ي خود را گرفته بودند و به نوبه‌ي خود شير اضطراب در كام جانشان مي‌چكاندند و گام اضطرار به همراهشان بر زمين مي‌زدند و زير لب لاحول گويان و چارقل خوانان به اولين منزلگاه حساب و كتاب، مثلاً سرسراي فلان دانشكده و يا غم‌سراي بهمان فرهنگ‌كده‌شان مي‌كشاندند و از زير قرآن ردشان مي‌كردند و جايي ديدم كه به حركتي نوظهور ـ كه لابد تا چند سال آينده، خود به يكي از شعائر ملّي و علمي و يا آييني ما درخواهد آمد ـ از زير تاج گل‌هايي كه ذكر و ورد و شايد هم طلسماتي بر آن نقش بسته بود ـ بچه‌ها را رد مي‌كردند، كه چه بشود؟ آري كه اين بشود: مجموعه و عصاره و جمع‌آمده‌ي چند سال تست‌زني و علم‌خواني ساندويچي و دانش‌اندوزي حلّ‌المسائلي و هزينه‌پردازي آموزشگاهي، طيّ چهار ساعت، چارگل آفرينش را بر سر نازنين فرزندانشان بروياند و بالأخره، بر اين چهره‌هاي مضطرب و نگران و لب‌هاي خشك و كليدشده از صبر و انتظار، غنچه‌ي خنده‌اي را بشكفاند و چه‌ها و چه‌ها كه بعدش نشود! جلّ‌الخالق از اينهمه ابتكارات منحصر به فرد در راه و رسم و روش‌هاي آموزشي و آكادميك ما! مرحبا!

در باورم نمي‌نشيند كه حلّ اين مسأله خارج از توان مجموعه‌ي مديريتي آموزش و پرورش و آموزش عالي ما باشد. نمي‌توانم خود را راضي كنم كه اين موضوع دشوارتر از بسياري موضوعاتي است كه در موارد عسر و حرج و يا تشخيص انواع مصلحت، با قيد چند فوريّت به بحث و فحص و نهايتاً تصميم‌گيري گذاشته مي‌شود و گره‌اي غامض، بالأخره با عزم و توان و تدبير گشوده مي‌شود. آري، باورش مشكل است كه معضلي اضطراب‌زا و استعدادكش و هيولايي جانكاه براي فرزندانمان در سن رشد و نشاط، به نام كنكور اينقدر رام‌نشدني و به دام‌نيفتادني و بلكه فربه‌كردني باشد. آخر چرا؟ چند سال است كه چندين و چندباره، خوبان(!) وعده‌ي حلّ و فصل و رفع و دفع كنكور، به اين شكل هيولائي و اضطراب‌زايي را داده‌اند و از هزار وعده‌شان يكي وفا نشده است؟ حرف هست و عزمي در كار نيست. چرا؟ شايد شبه امپراطوري‌هايي بنام كنكورفروشي (منظورم سئوالات نيست، پناه بر خدا!، منظورم آموزشگاه‌هاي ريز و درشت است) موانع پنهان براي حلّ اين معضل هستند: شايد برخي انتشارات عريض و طويل، چوب لاي چرخ اين حلّ و فصل باشند. خدا مي‌داند! آخر مگر مي‌شود از تيراژهاي ميليوني در رونويسي كتاب‌هاي درسي و طبقه‌بندي‌كردن سؤال‌ها و تست‌ها به راحتي گذشت و مثلاً به جاي آن كتاب علمي و پژوهشي و يا سوژه‌هايي در حدّ مخاطب پنج هزار نفري را به چاپ رساند؟ اصلاً اين كار عقلايي است!؟ پس چه بهتر كه كنكور با همه‌ي حواشي رواني ـ اجتماعي‌اش بماند تا برخي بنگاه‌ها همچنان بپايند و البته اين همه، به قيمت چند سال اضطراب و تنش بچه‌هاي ما در گل‌ترين دوران بالندگي‌شان تمام شود!

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.