عوارض حداقلی پروژه تازه سد کردن راه کارگردانهای جوان و فیلماولی؛
تولید غیرقانونی صدها فیلم سینمایی با مقصد جشنوارههای خارجی
اورسن ولز «همشهری کین» را در ۲۶ سالگی ساخت و زمانی که کریستوفور نولان «تعقیب / Following» را در حکم نخستین فیلم بلند سینماییاش کارگردانی کرد، ۲۷ سال داشت و در زمان تولید فیلمی شاهکار چون «ممنتو / Memento» تنها ۲۹ سال داشت؛ اما نه کانون کارگردانهای خانه سینمایی بود که به او پروانه کارگردانی ندهد و نه شورای پروانه ساختی بود که به او مجوز فیلمسازی ندهد و این فرق سینمای ایران و آمریکاست...

به گزارش «تابناک»، از مصادیق آزادی عمل هنرمندان در سراسر جهان، آزادی عمل در تولید اثر هنری است که طبیعتاً این رویکرد درباره سینماگران صادق است. در گذشتههای دور این آزادی عمل با ابزارهایی همچون عدم ارائه دوربینهای ۳۵ میلیمتری توسط بنیاد فارابی به کارگردانهای جوان محدود میشد؛ اما گذر زمان و ورود فنآوریهای دیجیتال و همچنین افزایش دوربینهای ۳۵ میلیمتری با امکان اجاره مقرون به صرفه، فضای انحصار تکنولوژیک را شکست و بخشی از فلسفه وجودی فارابی به چالش کشیده شد.
انجمن سینمای جوان به عنوان یکی از بخشهای بسیار پرهزینه سازمان سینمایی در کنار دیگر نهادهای آموزش عالی، اقدام به تربیت آکادمیک سینماگر در گرایشهایی از جمله کارگردان در سالهای اخیر کردند که این اتفاق نیز منجر به شکلگیری شمار چشمگیری از کارگردانهای جوان و بااستعداد شد که امکان ورود به فضای حرفهای سینما را نداشتند و در خوشبینانهترین حالت، دستیار یک کارگردان میشدند که چه بسا از آنها خلاقیت و نوآوری کمتری داشت، ولی چارهای جز این نداشتند.

اگر قانون تازه سینمای ایران در آمریکا حاکم بود، «همشهری کین» امکان ساخت نمییافت
در دوره جواد شمقدری اگر یک اتفاق مثبت رخ داده باشد، شکستن همین انحصار بود و برخی از این کارگردانها در اثر شکستن انحصار در دوره پیشین سازمان سینمایی، وارد فضای حرفهای سینما شدند و اتفاقاً آثارشان از بسیاری از فیلمهای چهرههای بسیار صاحب نام و خوش سابقه سینما نیز بهتر بود. با این حال سالنهای سینما، کشش اکران حجم بالای تولیدات سینمای ایران را ـ که بخشی از آن حاصل ورود جوانترها بود ـ نداشتند و برخی از این فیلمها هیچ گاه اکران عمومی نشدند و سرمایه این جوانها نیز آسیب دید.
در دوره مدیریت جدید برای جلوگیری از افزایش شدید حجم تولید، فیلترهای تازهای در نظر گرفته شد. نخستین فیلتر این بود که برای تولید یک اثر سینمایی، یا کارگردان و یا تهیه کننده باید سابقه داشته باشد و تنها یکی از آنها میتواند فیلم اولی باشد و ظاهراً علت اصلی نیز چنین تعبیر شده بوده که تهیه کننده باسابقه، درک بهتری از امکان اکران و کیفیت فیلم دارد و روی پروژه هر فیلمسازِ فیلماولی متمرکز نمیشود.
پس از این قانون، برخی کارگردانهای جوان سراغ چهرههای پرسابقه سینما رفتند و تجربه نخستشان را با عبور از این فیلتر آغاز کردند تا این بار یک فیلتر جدید افزوده شود و برای دریافت پروانه فیلمسازی به نام کارگردان جوان و فیلم اولی، باید امتیازاتی نیز به دست آورد!

ثقفی تنها در یک فیلم دستیار پدرش بود اما دو فیلمی که خودش کارگردانی کرد جزو معتبرهاست
آیا میتوان نسل ثقفی را پشت در اتاق صدور پروانه کارگردانی و پروانه ساخت نگه داشت؟
بنابراین، شورای پروانه ساخت به ۷۰ نفری که متقاضی دریافت پروانه ساخت بودند، نمره داده و پس از بررسی رزومه و معدلگیری در نهایت ۲۰ تن را که بالاترین امتیاز را داشتند، انتخاب کرده و به این ترتیب، ابتدا مجوز کارگردانی آنها تأیید شد و در مرحله بعد از آنها خواسته شده، فیلمنامههای خود را ارائه دهند که در این میان، تعدادی از فیلمنامهها مشکل داشت که خواستیم اشکالات آنها برطرف شود و البته گفته شده اگر فیلمنامهای خوبی باشد، در دادن امتیاز چشمپوشی هم خواهد شد!
این شیوه آن هم در دولتی که گمان میرفت، پروانه ساخت را حذف کند و تنها پروانه نمایش به عنوان فیلتر بماند، بسیار جالب است و ظاهراً از این پس برای کارگردانی هم باید اجازه گرفت که این اتفاق نسبت به هشت سال گذشته هم یک پسرفت است که به شدت یادآور سیاستهای سینمایی برخی کشورهای بلوک شرق در سالهای دور است و فقدان دوراندیشی و عدم تحلیل هزینههایش در طراحیاش نمایان است.

با قانون تازه، جایی برای دانش آموختگان جوان سینما از مدارس معتبر جهان در سینمای ایران نیست
با قانون تازه، فرزندان اکثر فیلمبردارها و کارگردانها که به واسطه ارتباط خانوادگی امکان حضور در صحنه تحت عنوان دستیار صحنه، دستیار کارگردان و... را داشته و در این میان چند فیلم تجربی را هم در همین حال و هوا ساختهاند، میتوانند پروانه فیلمسازی بگیرند و فضای محفلی و خانوادگی سینما بستهتر و مسنجمتر خواهد شد و از آن سو، یک دانش آموخته انستیتو فیلم آمریکا یا تحصیل کرده جوان مدرسه فیلم یو سی الای که به یقین دانش ـ و نه تجربه ـ به مراتب بالاتر از بسیاری از کارگردانهای برجسته کشورمان دارد، مجوز تولید فیلم بلند سینمایی در ایران را نمیتواند دریافت کند!
در این شرایط مشخص نیست فیلمسازان پرسابقه چه دستاوردی داشتهاند که باید این گونه برایشان حاشیه امن درست شود و فضای آزادی فیلمسازی با این ترفندها محدود شود و اقتصاد آزاد سینمای ایران بستهتر از بسته باشد؟ حقیقتاً مگر مهشید افشارزاده کارگردان فیلم اولی با «پنج ستاره» فیلمی بهتر از «اشباح» نساخته و در فروش نیز موفق نبوده است؟ آیا با قواعد تازه کارگردانی چون او توان ورود خواهد داشت یا باید به انتظار نشست، اساتید فیلمشان را بسازند و جوانهای مستعد تشنه فیلمسازی بمانند؟
در دنیای مدرن که سینمای قابل دفاعی به لحاظ ساختار و فروش دارد، چنین شیوههایی منقرض شده، چرا که مشخص گشته تجربه متضمن موفقیت نیست و اتفاقاً بسیاری از برترین کارگردانهای گذشته و امروز سینما، این تجربه اجباری را نداشتهاند و با این حال استودیوهای هالیوودی برای برخی فیلم اولیها بودجههای میلیون دلاری در نظر میگیرد و از ایشان سابقه دستیاری اسکورسیزی و اسپیلبرگ را نمیخواهد.

کریستوفر نولان با قانون تازه، در سینمای ایران حداکثر یک دستیار کارگردان میشد!
در سینمای آمریکا چهرههای چون اورسن ولز، شاهکاری چون «همشهری کین» که همچنان در صدر لیست بهترین فیلمهای تاریخ از منظر منتقدان جایگاهی قابل توجه دارد، در ۲۵ سالگی ساخت یا زمانی که کریستوفور نولان «تعقیب / Following» را به عنوان اولین فیلم بلند سینماییاش کارگردانی کرد، ۲۷ سال داشت و در زمان تولید فیلمی شاهکار چون «ممنتو / Memento» تنها ۲۹ سال داشت؛ اما نه کانون کارگردانهای خانه سینمایی بود که به او پروانه کارگردانی ندهد و نه شورای پروانه ساختی بود که به او مجوز فیلمسازی ندهد و این فرق سینمای ایران و آمریکاست. البته شاید سینمای آمریکا سالها زمان نیاز دارد تا به سینمای ایران برسد و استانداردهای سینمای ایران بالاتر از این کشور است!
این شیوهنامه سادهانگارانه برای صدور مجوز ورود کارگردانهای جوان به سینما، آن هم در این دوران که میتوان با یک ۵D MARK II و تجهیزات صوتی نسبتاً ارزان در فضایی همچون درون خودرو و آپارتمان فیلم سینمایی ساخت، در خوشبینانهترین برداشت به منزله دامن زدن به فضای گسترده کنونی تولید غیرقانونی و بدون مجوز فیلمهای سینمایی است که مقصد بخشی از آنها جشنوارههای خارجی است.
فراموش نکنیم که شمار چشمگیری از نسل دوم کارگردانهای سینما که پس از انقلاب پشت دوربین نشستند و برخیشان اکنون از بهترین کارگردانهای ایران هستند، یک روز سابقه دستیاری کارگردانی یا یک کار عملی را نداشتند. اندکی از تجربههای کشورهای بلوک شرق درس بگیریم و تلاش نکنیم حجم رو به رشد سینمای ایران را محدود کنیم، زیرا در آن صورت صدایش را در آن سوی آبها خواهیم شنید و این عوارض، کفِ هزینههایی است که بستن مسیر سینما خواهد داشت و مرور زمان مشخص خواهد کرد که رسمالخط اشتباهی نگاشته شده است.
کارگردان جوانی که بداند آیندهای در ایران ندارد و فیلمش نیز در ایران به نمایش درنخواهد آمد، از استفاده از تمامی پارامترهای ممنوع در سینمای ایران نظیر سکس، خشونت و سیاه نمایی در فیلمهایش ابایی نخواهد داشت و برخی جشنوارههای خارجی نیز ـ که طبیعتاً زیر نظر سازمان سینمایی نیستند ـ از برخی از این آثار و سازندگان چنین آثاری که ساختار روایی و فنی درستی داشته باشند استقبال میکنند و آن هنگام است که درک خواهیم کرد بستن فضای تولید در سینما، چه هزینهای به کشور تحمیل خواهد کرد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سپاس فراوان از این مطلب صحیح و به جای شما!
توی این کشور چیش رقابتیه که سینماش رقابتی باشه؟
فکر می کنی این گزارش چه تاثیری می تونه داشته باشه ؟ به جشنواره ها نگاه کنید ببینید کیا دارن به کیا جایزه می دن . یک عده سینما ملک خانوادگی شونه . خودشون مجوز می دن خودشون می سازن خودشون اکران می کنن خودشون هم به خودشون جایزه می دن . از این دولت واقعا بعید بود و توقع نداشتیم . واقعا این حرکت ها چهره ی این دولت که با پشتیبانی جوانان روی کار اومد را مخدوش می کنه . آقای روحانی یادتون باشه چه وعده هایی دادید.
من به عنوان یک فیلم ساز باید بگم که هیچ کس نمیتونه جلوی فیلمسازی منو بگیره. نه فارابی نه نبود مجوز. هدف هم فقط جشنواره های خارجی.
بودن يا نبودن، مسئله اين است. در اينجا اگر بودم انگار نبودم و اگر نبودم كه نيستم انگار هستم و در آنجا هستند كه بدانند هستم.
میری تقاضای نشر کنی 5 سال سابقه میخواد میری شرکت تبلیغاتی بزنی 5 سال سابقه میخواد میری فیلم بسازی اینجوری اونوقت میگن چرا جوانها میرن خارج از کشور
مقایسه اورسون ولز و ثقفی واقعاً خنده داره! ثقفی که فیلم هاش واقعاً مضخرفه و اصلا قابل دفاع نیست و نمی دونم از کجا پول ساخت فیلمهاش رو میاره که دو هزار هم نمی فروشه همون بختر که جلوش گرفته بشه. به نظرم یه عده خاص تهرانی که نفوذ بیشتری دارند کارگردان می شن و بقیه کشور هیچ!
سینمای انحصاری!!
ما رو به یجا مقایسه کنید که بگنجه!!! در امریکا یک فیلم در روز اول اکران در 3هزار سینما به نمایش در میاد ، شما بگید در کل ایران ما کلا چنتا سالن برای نمایش فیلم داریم که صحبت از اورسن ولز و کریس نولان می کنید، چی میگید بابا؟؟
به نظر شما امیدی به دولت امید هست ؟
نه نیست چی فکر کردین به قول پرستویی
می گفت همین که دولت قبل نیست الکی ما خوشحالیم
اميدوارم مسؤولان سينمايي اين مطلب بسيار مستدل و منطقي را بخوانند و دست از لجاجت بردارند. روندي كه آنها پيش گرفته اند به گسترش سينماي زيرزميني و افزايش نااميدي در جوانان مشتاق فيلمسازي منجر خواهد شد. اجازه بده جوان فيلمش را بسازد و اگر بد بسازد خودش اتوماتيك از دور خارج خواهد شد. شيوه فعلي قصاص قبل از جنايت است. چه كسي به صرف دستياري مي تواند نگاه زيباشناسانه براي خلق اثر هنري كسب كند؟ ممنون از تو تابناك براي اين مطلب كه درد دل بسياري از جوانهاي فيلمساز است.
بابا بی انصافی می فرماید در خصوص مقایسه سینمای ایران و امریکا....
تو سینما امریکا که سلحشور و ملحشور ندارند عمرا" به ایران برسند با نبودن این موجوات در فضای سینما امریکا بخدا...
ایرانی هستیم دیگه
توهین به آدمها و اقوام رفتار همیشگی ماست
باید عنوان کرد، هر جا اعمال محدودیت بوده باعث ایجاد رانت شده، حالا هم نوبت رانت هنریه، جلوی جوشش هنر رو نمیشه با بخش نامه گرفت، هنر تفسیر نفس نیست، که محدود کنن آدمو بگنن فیلم برای خودت بساز! فیلم ساخته خواهد شد، چه با محدودیت چه بی محدودیت، این وسط ما فقط خودمونو خراب می کنیم و باید جوابگوی این همه استعداد در حال تلف شدن باشیم، دوستانی که در این زمینه مطالعه کردن می دونن خیلی از فیلم های تلویزیونی ما ارزش دیدن ندارن اما به دلیل نامی بودن و ارتباط کارگردان و تهیه کننده داره ساخته می شه، در حالی که محل ورود به صدا و سیما برای جوانان با استعداد ما بسته است، چون سابقه ندارن فقط به جرم داشتن فکر و استعداد
اگر اوضاعی به مراتب بدتر از این رو میخواین سری به وادی تئاتر بزنین!! به نظر من این قوانین با نسل کشی هیچ فرقی نداره
سينما هم بايد رقابتي باشه
فيلم بهتر = فروش بيشتر
اينا فقط مي خوان نون خودشون آجر نشه با اين فيلماي آپارتماني و افتضاحشون
هنر بطور کل و سینما بطور خاص نباید جولانگاه مافیا شود که لاجرم فساد فرهنگی را به دنبال دارد . البته می دانیم کار در حوزه فرهنگی بسیار دشوار است و لی متولیانی که مسئولیت فرهنگی فبول می کنند باید مهارت این را داشته باشند که جلوی مقدمات فساد را بگیرند باید برای مبارزه با مفاسد و کج روی ها برنامه داست و از آحاد جامعه کمک گرفت.
ایرانه دیگه!
جناب ناشناس 09:44، همه اینارو گفتی، اما تا وقتی بخاطر حفظ حرمت کشور آبا و اجدادیمون، اشکالاتمون رو نپذیریم و سعی نکنیم اونارو برطرف کنیم، وضعمون از همینی که هست هم خرابتر میشه...
پس منم واسه اینکه زیاد حرص نخورم، مثل ناشناس عزیز 09:09 میگم:
"ایرانه دیگه!"
موافق با نظر ناشناس اول که جواب جالبی داده
همشهری کین 1941 ساخته شده یعنی 73 سال پیش . وشما می گید که با این قوانین فعلی امکان ظهور چنین فیلم یا فیلمسازانی در ایران نیست . پس نتیحه می گیریم که در چنین مسایلی بیش از 70 سال از غربیها عقب تریم . خوب آیا بهترنیست از تجربیات اونها در این گونه موارداستفاده کنیم ؟
يكي از بزرگترين دستاوردهاي دنيا در تخريب ايران عزيزمان همين بود كه در ميان قشر عظيمي از مردم باب شده كه خود تخريبي كنيم . به باعث و باني آن كاري ندارم دولت يا خود ما يا هرچيز ديگر ولي باب شدن عباراتي مثل اين كه هويت ملي و ميهني ما را زير سوال مي برد جاي تامل دارد.
اگر كس يا كساني در درون و بيرون مملكت قصد دارند هويت ديرين و شايسته ايراني را خراب كنند ، دست كم خود ما ايراني ها به آن دامن نزنيم و از اين عبارتهاي سخيف (البته با كسب اجازه از ناشناس عزيز ، خدانكرده قصد جسارت ندارم) در مورد كشور آبا و اجدادي خود استفاده نكنيم.
اگر خاك بر سر صنعت خودرو سازي ما شده ، اگر هواپيماي ما سقوط مي كند ، اگر برخي از جنسها بنجل است و غيره نبايد تماميت و حيثيت كشورمان را (آنهم خودمان) زير سوال ببريم . به اندازه كافي دنيا برعليه ما هست ديگر خودمان به آن دامن نزنيم.
مثل بورسيه ها شده :دي
قوانین بی نهایت مسخره و ضد حقوق بشری!
عجب اوضاهی شده ها!!!
اوضاهه ات را عشق است!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.