آزادی مدیر مدرسه با دیه یک میلیاردی
حکم آزادی مدیر مدرسهای که از شش سال پیش به اتهام قتل بازداشت شده است دیروز در دادگاه کیفری استان تهران صادر شد. این مرد با پرداخت دیه یک میلیاردی توانست رضایت اولیایدم را جلب کند.
حکم آزادی مدیر مدرسهای که از شش سال پیش به اتهام قتل بازداشت شده است دیروز در دادگاه کیفری استان تهران صادر شد. این مرد با پرداخت دیه یک میلیاردی توانست رضایت اولیایدم را جلب کند.
به گزارش فرهیختگان، رسیدگی به این پرونده از سوم آذر 87 به دنبال شکایت یک زن در دستور کار افسران کلانتری 106سنایی قرار گرفت. این زن گفت: «شوهرم «محرمعلی» تحصیلدار یک مدرسه غیرانتفاعی است. او ساعت 3 بعد از ظهر برای گرفتن طلبش از مدیر مدرسه به نام «محمد» از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. همه جا را دنبال او گشتهام و هر چه با موبایلش تماس میگیرم پاسخگو نیست. میترسم بلایی سرش آمده باشد.»
پلیس در نخستین گام از تحقیقها مدیر مدرسه را تحت بازجویی قرار داد اما این مرد ادعا کرد از سرگذشت محرمعلی بیخبر است.
ماموران در ادامه تجسسها به مدرسه مورد نظر رفتند و در بازرسی آنجا کاپشن محرمعلی را در انباری مدرسه یافتند. پلیس همچنین آثار خون در انباری مدرسه را کشف کرد و به این ترتیب مدیر مدرسه بازداشت شد. این مرد به ناچار لب به اعتراف گشود و به کشتن «محرمعلی» اعتراف کرد. وی گفت: «با محرمعلی اختلاف حساب داشتم. بارها از او خواسته بودم تا با هم صحبت کنیم و مشکل را حل کنیم اما قبول نمیکرد. از رفتارهای او خسته شده بودم به همین خاطر تصمیم گرفتم او را از سر راهم بردارم. دوم آذر 87 به بیابانهای اطراف قزوین رفتم و در آنجا گودالی حفر کردم. صبح روز بعد با محرمعلی تماس گرفتم و او را به بهانهای به مدرسه کشاندم. مدرسه تعطیل بود به همین خاطر در انباری با او درگیر شدم. او را با شلیک گلوله کشتم و جنازهاش را پتوپیچ کردم و در صندوقعقب ماشینم گذاشتم. جسد را به جاده قزوین بردم و در گودالی که حفر کرده بودم انداختم و برای از بین بردن آثار جرم روی آن اسید ریختم.»
به دنبال بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه 113دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که یازدهم مهر 88 برگزار شد اولیایدم برای محمد حکم قصاص خواستند. سپس متهم در جایگاه دفاع ایستاد و در تشریح جزئیات ماجرا گفت: «برادر محرمعلی بیمار بود. او مدام دیالیز میشد. به همین خاطر کار نمیکرد. محرمعلی 10 میلیون تومان پول برادرش را به من داده بود تا ماهانه سود آن را بپردازم تا خرج درمانش کند. مدتی بعد محرمعلی خودش هم پولی به من داد و من در عوض به او چک دادم. مدتی نگذشته بود که «محرمعلی» از من خواست تا پول خودش و برادرش را برگردانم اما چون پولی در بساط نداشتم از او مهلت خواستم که او قبول نکرد. محرمعلی چون میدانست مدیر یک مدرسه غیرانتفاعی هستم مدام تهدیدم میکرد و میگفت آبرویم را میبرد. به همین خاطر به فکر انتقام افتادم و یک اسلحه تهیه کردم.»
در پایان آن نشست هیات قضایی وارد شور شد و محمد را به قصاص محکوم کرد. رای در شعبه 15 دیوان عالی کشور تایید شد و همه چیز برای بسته شدن پرونده زندگی مدیر خطاکار آماده بود که او توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند. به این ترتیب از مجازات مرگ رهایی یافت و دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که به ریاست قاضی «اصغرزاده» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد محمد پشت تریبون دفاع ایستاد و ابراز پشیمانی کرد. این مرد درباره علت اختلافش با قربانی ادعای تازهای مطرح کرد و گفت: «اختلافهای من و محرمعلی مالی بود. او یک فقره چک مرا به مبلغ 93 میلیون تومان دزدیده بود. صحبت کردن با او هم بیفایده بود به همین خاطر به فکر انتقام افتادم. اما حالا خیلی پشیمانم.»
وی ادامه داد: «من با پرداخت دیه یک میلیارد تومانی توانستم رضایت اولیای دم را جلب کنم. این پول را هم با تلاش خانوادهام و همه دوستان و آشنایان توانستم تهیه کنم. من در مدتی که در زندان هستم به اندازه کافی تنبیه شدهام و حالا از هیات قضایی تقاضا دارم تا در مجازاتم تخفیف قائل شود.»
در پایان این نشست هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد و «محمد» را به 39 ماه زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد. به این ترتیب حکم آزادی این مرد دیروز صادر شد.
تعداد پروندههایی که اولیای دم تنها درقبال دریافت دیه میلیونی و میلیاردی از قصاص میگذرند رو به افزایش است.
پولهایی که با مبلغ تعیین شده دیه، میلیونها تومان فاصله دارد و متهم و خانوادهاش برای جور کردن آن با مشکلات فراوانی روبهرو هستند.
در همین رابطه عبدالصمد خرمشاهی، وکیل پایه یک دادگستری، در گفتوگو با فرهیختگان گفت: «قصاص حقالناس است. اولیای دم که صاحبان خون مقتول هستند میتوانند با اذن مقام معظم رهبری که به رئیس قوه قضائیه تفویض شده برای قاتل قصاص بخواهند، از او گذشت کنند یا با دریافت دیه او را ببخشند. اما اینکه اولیای دم بخواهند با دریافت دیه از خونخواهی بگذرند امری کاملا توافقی است. در اینجا منظور از دیه مبلغ تعیین شده دیه در عرف جامعه نیست. یک نفر میتواند قاتل فرزندش را با یک میلیون تومان و دیگری با دریافت یک میلیارد تومان یا بیشتر ببخشد. در اینجا قانون نمیتواند حدی را برای اولیای دم تعیین کند.»
خرمشاهی ادامه داد: «مثلا اگر سقف دیهای که به مصالحه منتهی میشود 150 میلیون تومان باشد ممکن است اولیایدم راضی به گذشت نشوند. به همینخاطر قانون نمیتواند برای اولیایدم حد و مرزی در این زمینه قائل شود. ممکن است صاحب خون با کمترین پول یا با دریافت بیشترین پول از حق قصاص که حق اوست گذشت کند. چون در این بحث قانون نمیتواند وارد عمل شود و این توافق کاملا به خواسته اولیایدم بستگی دارد متاسفانه چند سالی است که شاهد هستیم به جای گسترش فرهنگ عفو و بخشش بعضی صاحبان خون با پیشنهاد دریافت پولهای هنگفت معامله میکنند.
برای فراهم شدن چنین مبلغهایی نیز بیشک متهم و خانوادهاش با مشکلات فراوانی روبهرو خواهند شد. به نظر میرسد بهتر است بیش از پیش فرهنگ عفو و بخشش در جامعه ما رواج یابد و صاحبان خون با دریافت مبلغی متعارف که با فرهنگ سنتی ما همخوانی دارد از خونخواهی بگذرند.»
به گزارش فرهیختگان، رسیدگی به این پرونده از سوم آذر 87 به دنبال شکایت یک زن در دستور کار افسران کلانتری 106سنایی قرار گرفت. این زن گفت: «شوهرم «محرمعلی» تحصیلدار یک مدرسه غیرانتفاعی است. او ساعت 3 بعد از ظهر برای گرفتن طلبش از مدیر مدرسه به نام «محمد» از خانه خارج شد و دیگر برنگشت. همه جا را دنبال او گشتهام و هر چه با موبایلش تماس میگیرم پاسخگو نیست. میترسم بلایی سرش آمده باشد.»
پلیس در نخستین گام از تحقیقها مدیر مدرسه را تحت بازجویی قرار داد اما این مرد ادعا کرد از سرگذشت محرمعلی بیخبر است.
ماموران در ادامه تجسسها به مدرسه مورد نظر رفتند و در بازرسی آنجا کاپشن محرمعلی را در انباری مدرسه یافتند. پلیس همچنین آثار خون در انباری مدرسه را کشف کرد و به این ترتیب مدیر مدرسه بازداشت شد. این مرد به ناچار لب به اعتراف گشود و به کشتن «محرمعلی» اعتراف کرد. وی گفت: «با محرمعلی اختلاف حساب داشتم. بارها از او خواسته بودم تا با هم صحبت کنیم و مشکل را حل کنیم اما قبول نمیکرد. از رفتارهای او خسته شده بودم به همین خاطر تصمیم گرفتم او را از سر راهم بردارم. دوم آذر 87 به بیابانهای اطراف قزوین رفتم و در آنجا گودالی حفر کردم. صبح روز بعد با محرمعلی تماس گرفتم و او را به بهانهای به مدرسه کشاندم. مدرسه تعطیل بود به همین خاطر در انباری با او درگیر شدم. او را با شلیک گلوله کشتم و جنازهاش را پتوپیچ کردم و در صندوقعقب ماشینم گذاشتم. جسد را به جاده قزوین بردم و در گودالی که حفر کرده بودم انداختم و برای از بین بردن آثار جرم روی آن اسید ریختم.»
به دنبال بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه 113دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که یازدهم مهر 88 برگزار شد اولیایدم برای محمد حکم قصاص خواستند. سپس متهم در جایگاه دفاع ایستاد و در تشریح جزئیات ماجرا گفت: «برادر محرمعلی بیمار بود. او مدام دیالیز میشد. به همین خاطر کار نمیکرد. محرمعلی 10 میلیون تومان پول برادرش را به من داده بود تا ماهانه سود آن را بپردازم تا خرج درمانش کند. مدتی بعد محرمعلی خودش هم پولی به من داد و من در عوض به او چک دادم. مدتی نگذشته بود که «محرمعلی» از من خواست تا پول خودش و برادرش را برگردانم اما چون پولی در بساط نداشتم از او مهلت خواستم که او قبول نکرد. محرمعلی چون میدانست مدیر یک مدرسه غیرانتفاعی هستم مدام تهدیدم میکرد و میگفت آبرویم را میبرد. به همین خاطر به فکر انتقام افتادم و یک اسلحه تهیه کردم.»
در پایان آن نشست هیات قضایی وارد شور شد و محمد را به قصاص محکوم کرد. رای در شعبه 15 دیوان عالی کشور تایید شد و همه چیز برای بسته شدن پرونده زندگی مدیر خطاکار آماده بود که او توانست با پرداخت دیه رضایت اولیای دم را جلب کند. به این ترتیب از مجازات مرگ رهایی یافت و دیروز از جنبه عمومی جرم محاکمه شد.
در نشست رسیدگی به این پرونده که به ریاست قاضی «اصغرزاده» و با حضور چهار مستشار تشکیل شد محمد پشت تریبون دفاع ایستاد و ابراز پشیمانی کرد. این مرد درباره علت اختلافش با قربانی ادعای تازهای مطرح کرد و گفت: «اختلافهای من و محرمعلی مالی بود. او یک فقره چک مرا به مبلغ 93 میلیون تومان دزدیده بود. صحبت کردن با او هم بیفایده بود به همین خاطر به فکر انتقام افتادم. اما حالا خیلی پشیمانم.»
وی ادامه داد: «من با پرداخت دیه یک میلیارد تومانی توانستم رضایت اولیای دم را جلب کنم. این پول را هم با تلاش خانوادهام و همه دوستان و آشنایان توانستم تهیه کنم. من در مدتی که در زندان هستم به اندازه کافی تنبیه شدهام و حالا از هیات قضایی تقاضا دارم تا در مجازاتم تخفیف قائل شود.»
در پایان این نشست هیات قضایی با اعلام تنفس وارد شور شد و «محمد» را به 39 ماه زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد. به این ترتیب حکم آزادی این مرد دیروز صادر شد.
تعداد پروندههایی که اولیای دم تنها درقبال دریافت دیه میلیونی و میلیاردی از قصاص میگذرند رو به افزایش است.
پولهایی که با مبلغ تعیین شده دیه، میلیونها تومان فاصله دارد و متهم و خانوادهاش برای جور کردن آن با مشکلات فراوانی روبهرو هستند.
در همین رابطه عبدالصمد خرمشاهی، وکیل پایه یک دادگستری، در گفتوگو با فرهیختگان گفت: «قصاص حقالناس است. اولیای دم که صاحبان خون مقتول هستند میتوانند با اذن مقام معظم رهبری که به رئیس قوه قضائیه تفویض شده برای قاتل قصاص بخواهند، از او گذشت کنند یا با دریافت دیه او را ببخشند. اما اینکه اولیای دم بخواهند با دریافت دیه از خونخواهی بگذرند امری کاملا توافقی است. در اینجا منظور از دیه مبلغ تعیین شده دیه در عرف جامعه نیست. یک نفر میتواند قاتل فرزندش را با یک میلیون تومان و دیگری با دریافت یک میلیارد تومان یا بیشتر ببخشد. در اینجا قانون نمیتواند حدی را برای اولیای دم تعیین کند.»
خرمشاهی ادامه داد: «مثلا اگر سقف دیهای که به مصالحه منتهی میشود 150 میلیون تومان باشد ممکن است اولیایدم راضی به گذشت نشوند. به همینخاطر قانون نمیتواند برای اولیایدم حد و مرزی در این زمینه قائل شود. ممکن است صاحب خون با کمترین پول یا با دریافت بیشترین پول از حق قصاص که حق اوست گذشت کند. چون در این بحث قانون نمیتواند وارد عمل شود و این توافق کاملا به خواسته اولیایدم بستگی دارد متاسفانه چند سالی است که شاهد هستیم به جای گسترش فرهنگ عفو و بخشش بعضی صاحبان خون با پیشنهاد دریافت پولهای هنگفت معامله میکنند.
برای فراهم شدن چنین مبلغهایی نیز بیشک متهم و خانوادهاش با مشکلات فراوانی روبهرو خواهند شد. به نظر میرسد بهتر است بیش از پیش فرهنگ عفو و بخشش در جامعه ما رواج یابد و صاحبان خون با دریافت مبلغی متعارف که با فرهنگ سنتی ما همخوانی دارد از خونخواهی بگذرند.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
پس با این حساب قتل رواج پیدا می کند
واقعا متاسفم. يك ميليارد تومان؟
باسلام
ولکم فی الحیوة قصاص یا اولی الالباب
کسی که با نقشه قبلی اقدام به قتل نفس می کند چه جای مدارا دارد ؟ مدارا در مواردی است که اتفاقی افتاده دعوا و نزاعی بوده طرف عصبانی شده از کوره در رفته و جنایتی مرتکب شده و حالا پشیمان ونادم است نه کسی که در حالت عادی نقشه قتل ریخته و در کمال خونسردی اقدام به جنایت کرده و خوی ... خود را به نمایش گذاشته است
آقای خرمشاهی، فرهنگ عفو بخشش چه صیغه ای هست دیگر. پرونده را مرتب و با دقت بخوان آقای وکیل... مدیر مدرسه نقشه می کشد طلبکار خود را با تیر می کشد خاکش می کند اسید رویش می ریزد آیا این شایسته گذشته است ... بد نیست یه ذره با دقت حرف بزنیم و فرهنگ گذشت را زیر سوال نبریم آقای وکیل... این شخص حتی با پرداخت دیه نباید از اعدام بگریزد مفسد فی الارض یعنی این آقای مدیر ... این مدیر به بچه های من و شما چه می خواهد بیاموزد ...برای قوه قضاییه در این یک مورد متاسفم
کسیکه قتل میکنه باید پاش وایسته
از عمد اسلحه گرم تهیه کرده
باید فکر امروزش می بود
حتی تا یکی دوسال پیش هم مشکلات اینچنینی جامعه فرهنگیان رسانه ای نمی شد تا قداست این صنف حفظ شود .
ولی هرچه می گذرد می بینیم مثل اینکه به این طبقه هم نمی شود اعتماد 100ذرصد داشت!
مشکلات معیشتی را نسل قبل می توانستند تحمل کنند ولی با معلمین نسل جدید دچار مشکل می شوید!!!!!
یه جانی خطرناک به همین راحتی آزاد شد؟ خانواده خودش ازش نمی ترسند؟!
حق دارند چون سرپرست خودشونو از دست دادن باید گذران زندگی بکنن
باید سقفی معین شود تا هر کسی هر قیمتی که خواست برای دیه درخواست نکند. خوب دیه 150 تا 200 میلیون بیشتر نیست. یک میلیارد واقعا زیاد است. باید بیشتر از 200 میلیون را نصف آن را مالیات بگیرند.
فرهنگ بخشش که نباید برای این جانی خطر ناک اجرا شود قتل عمد با طرح و نقشه نزول دادن و یا گرفتن و در نهایت فقط سی نه ماه زندان و آمدن بیرون و دو باره فساد کردن البته با طی دروه کارآموزی در زندان
یعنی اگه پول دادی، جنایتکار هم که باشی سیستم قضایی ما کاری باهات نداره! نهایت 39 ماه زندان می شی.
فعلا در جامعه امروزی پول جای همه چیز را گرفته است و پول را با هیچ چیز دیگر معامله نمی کنند
خوب دانشمند! پول خود محرمعلی که حداکثر می شد چند میلیون تومن را میدادی و حداکثر چند تا بدوبیراه بینتان رد و بدل می شد و تمام میشد. دستت هم به خون کسی آغشته نمی شد و آخرتت هم بهتر از حالا بود. خالی کردن خشم و دق دلیات این همه ارزش داشت؟؟!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.