مصیبتی به نام جای پارک، در تهران
عدهای زورگیران را با پارکبانها اشتباه بگیرند که چندان هم بیدلیل نیست چراکه بسیاری از پارکبانها مبلغی که برای یک ساعت توقف دریافت میکنند خیلی بالاتر از چیزی است که در قبضها نوشته شده و در واقع قیمت هایشان چندان هم با دلالها فرقی ندارد. اعتراضی هم وارد نیست و اگر معترض شوی باید دعوا کنی، اگر وقت و حوصلهاش را داری بسم ا... و اگر نداری باید تسلیم حرف زور شوی.

به گزارش ایران، خیابان عریض و طویل و بیقواره هر روز رانندههای سردرگم را به بازی میگیرد و به ستیز میطلبدشان. شاید هم زیر لب به آنها ریشخند میزند یا شاید خودش هم از این پیکار هر روزه و بیپایان خسته شده وحسرت کوچهای باریک و آرام را به دل دارد که نسیم زیر گوش چنارهای بلندش آواز میخواند و هیچ ماشینی را هم به خود راه نمیدهد.
اما خیابان خسته تنها دوطرفش را به ماشینها کرایه نمیدهد بلکه اگر جایی پیدا شود، رانندهها به ردیف دوم و ردیف سوم هم اکتفا میکنند و ماشینها را دوبله و سوبله در جای یافته شده میاندازند و میروند پی کارشان. اما به قول یکی از همین رانندههای بیاعصاب و سرگردان، بدبختی اینجاست که حتی دوبله و سوبله هم نمیشود جای پارک پیدا کرد. همینطور که راننده مشغول غر زدن به زمین و زمان است ناگهان بخت با او یار میشود و یکی از ماشینهایی که دوبله پارک کرده بود آهنگ رفتن سر میدهد. ماشینهای منتظر اما هر کدام به سوی جای پارک خالی روانه میشوند.
یکی از پشت سر، آن یکی از چند قم جلوتر دنده عقب میگیرد و راهنمایش را میزند که یعنی اینجا را من رزرو کردهام، یکی هم از آن طرف خیابان فریاد میزند و ادعا میکند که من زودتر از شما اینجا ایستاده بودم. خلاصه یک جای پارک و سه مدعی بیاعصاب که هر کدام کلی کار دارند و میخواهند هر چه زودتر از این برزخ خلاص شوند و یک جا برای ماشینشان پیدا کنند. پیدا کردن جایی که سرش دعواها میشود و حتی کار به قتل و جنایت هم میکشد مانند پسر جوانی که مرد سالخوردهای را در دعوا بر سر جای پارک با ضربات چاقو به قتل رساند.
رانندگان مستأصل مانند ببرهایی که پشت بیشه کمین کردهاند یا عقابی که رد طعمه را با چشمهایی تیزبین میزند خوب حواسشان را جمع کردهاند و دوطرف خیابان را میپایند. چارهای هم جز این ندارند و تمام وقت و زمان و کارشان در گرو همین کنج سه متری است چون به قول آقای راننده بیاعصاب: « اگر میشد ماشین را در جیبم بگذارم و بروم دنبال کارم حتماً این کار را میکردم اما انگار هیچکس به فکر اعصاب و روان ما نیست» آقای راننده راست میگوید، هیچکس به فکر اعصاب و روان آن یکی نیست و همه به فکر خودشان هستند. حتماً آقای راننده وقتی از راه برسد و برگه جریمه را روی شیشه ماشین ببیند باز هم کلی بد و بیراه به زمین و زمان حواله میکند.
مأمور پلیس آنسوی خیابان در کنار ماشینهایی که دوبله پارک کردهاند قدم به قدم حرکت میکند، جلوی هر ماشین مکثی کوتاه و بعد برگه جریمه صاف میرود زیر برف پاک کن جا خوش میکند.
تمام ماشینهایی که راننده هایشان برای پیدا کردن همین جای پارک پیزوری کلی وقت صرف کردهاند و اعصاب گذاشتهاند، حالا یکی یکی جریمه میشوند.
خیابان حالا میشود محل جدالی بیرحمانه و نابرابر میان ماشینهایی که از سر ناچاری و بیتدبیری به این وضع پارک شدهاند و مأمور پلیسیکه مجری قانون است در خیابان بیقانون. هیچ مسئولی هم نیست که پاسخ دهد پس این همه ماشین باید کجا پارک کنند که هم خدا را خوش بیاید و هم دل قانون به درد نیاید. مسئولی نیست که به سؤال آقای راننده پاسخ دهد و بگوید آیا میتوان ماشینها را در جیب گذاشت و از پارک کردن در گوشه خیابان که گوشه و کنارش پر از تابلوهای ممنوعه است خلاص شد؟
این مشکل نه به این یکی خیابان این شهر درندشت ختم میشود و نه به آن یکی خیابان، مشکلی است که همه رانندگان را در خود غرق میکند، رانندگانی که دار و ندارشان را روی خرید یک ماشین میگذارند و اعصاب و روانشان را هم روی همان ماشینی که هر روز در ترافیک بیسر و ته این شهر گرفتار میشود و بعد هم همان چالش همیشگی... چالشی که تمام خیابانهای پهن و باریک کلانشهر تهران را درگیر خود کرده و اگر این را بدانیم که تهران بزرگ با همه وسعتش 120 هزار تا 600 هزار جای پارک کم دارد و هر خودرو برای پارک کردن به طور میانگین 15 تا 30 دقیقه وقت صرف میکند، بیشتر به بیقواره بودن این کلانشهر پی میبریم.
زورگیران جاپارک فروش
این معرکه فقط دلالهایی را کم دارد که جا پارک میفروشند که البته به لطف نبود حتی یک پارکینگ طبقاتی در این محله و چند محله آنطرف تر، این شغل برای عدهای مهیا شده و در واقع اگر معضل پارکینگ برای رانندهها دردسر است اما برای عدهای دیگر کارآفرینی کرده و نان و آب شده. هر که مستاصلتر است و بیشتر به جای پارک نیاز دارد جاپارک فروشان هم زودتر دورهاش میکنند.
اما این موضوع دیگر عادی شده و هیچکس به دلالی که جلو میدود تا یک جای پارک را برای نیم ساعت 2هزار تومان یا بیشتر میفروشد، خرده نمیگیرد. خیلیها با کمال میل اسکناس را از جیبشان در میآورند و به آقای زورگیر میدهند تا از این در به دری خلاص شوند، بیآنکه حتی لحظهای به این موضوع فکر کنند که در روز روشن و بیهیچ چک و چانهای مورد زورگیری قرارگرفتهاند. اگر فکر کنند هم چارهای جز تسلیم شدن و به چنگ آوردن جای پارک به هر قیمتی که هست، ندارند.
البته شاید عدهای هم این زورگیران را با پارکبانها اشتباه بگیرند که چندان هم بیدلیل نیست چراکه بسیاری از پارکبانها مبلغی که برای یک ساعت توقف دریافت میکنند خیلی بالاتر از چیزی است که در قبضها نوشته شده و در واقع قیمت هایشان چندان هم با دلالها فرقی ندارد.
اعتراضی هم وارد نیست و اگر معترض شوی باید دعوا کنی، اگر وقت و حوصلهاش را داری بسم ا... و اگر نداری باید تسلیم حرف زور شوی. حرف زوری که باز هم بیتدبیری و بیفکری کسانی که مسئول این وضعیت هستند به دامن مردم انداخته و دردسری است که به گرفتاریهای هر روزه آنها اضافه شده است.
با آقایی که اسکناس 2 هزار تومانی را از جیبش درآورده و به پارکبان داده همراه میشوم. در حالی که با عجله حرکت میکند میگوید که محل کارش در این خیابان است و اگر روزها قبل از ساعت 7 به محل کارش برسد که شانس پیدا کردن جا پارک مناسب بالاست، اما امان از روزی که دیر برسد.
از او میپرسم چرا اتوبوس یا تاکسی را برای آمدن به محل کار انتخاب نمیکند تا از این دردسرها خلاص شود؟ آقای راننده هم پاسخ قانعکنندهای میدهد: « خانم، اول اینکه من کلی پول ندادهام که ماشین بگذارم در پارکینگ خانه خاک بخورد و خودم بروم 4 ساعت معطل اتوبوس شوم. پس اگر وضع اینطور است مقصر من نیستم، دوم اینکه مگر با تاکسی و اتوبوس اینطرفو آنطرف رفتن کم دردسر و اعصاب خردی دارد؟ این سؤال را باید زمانی پرسید که سیستم حمل و نقل ما اصولی و درست و درمان باشد تا ارزش داشته باشد که ماشین را در خانه بگذاری و با حمل و نقل عمومی این طرف و آنطرف شوی.
همین حالا اینهمه ماشین شخصی در خیابان است باز هم ناوگان حملو نقل نمیتواند پاسخگوی نیاز همان تعدادی که جابه جا میکند باشد، وای به روزی که همه بخواهند از این راه جابهجا شوند. ترافیک کم میشود اما تا دلتان بخواهد صفهای منتظران اتوبوس و تاکسی کیلومتری میشود. یک مشکل حل شود ده تای دیگر اضافه میشود» آقای راننده همانطور که موضوع را موشکافی میکند به محل کارش میرسد و...
آنطرف خیابان خانمی با ماشین شاسی بلندش توقف میکند و منتظر میماند تا بخت با او یاری کند و یک جای پارک خالی شود. جلو میروم و از او میپرسم که چقدر دنبال جا پارک گشته؟ آنطور که خانم راننده میگوید ماشینهای بزرگ دردسرشان هم بزرگتر است: «45 دقیقه است که دنبال یک جای پارک میگردم اما نیست که نیست. چند تا جای پارک خالی شد اما برای من مناسب نبود.»
می پرسم همیشه برای جا پارک همینقدر معطل میشوید؟ و خانم راننده میگوید: «بستگی به جایش دارد، اگر همینقدر شلوغ باشد، بله، شاید هم بیشتر، برای همین سعی میکنم برای رفتن به جاهای شلوغ از وسیله نقلیه عمومی استفاده کنم که آن هم چندان بیدردسر نیست اما گاهی وقتها نمیشود مثلاً میخواهی چند جا بروی، عجله داری، بار سنگین همراهتداری یا به هر دلیلی باید از ماشینت استفاده کنی. فکر میکنم این حقی است که هیچکس نمیتواند از آدم سلب کند.
در واقع این مشکل را ما مردم درست نکردهایم که بخواهیم خودمان حلش کنیم و اصلاً از قدرت و توان ما خارج است، خیلی غیرمسئولانه است که مسئولان مردم را مقصر بدانند و این انتظار را داشته باشند که این مشکلات به دست ما حل شود، نمیشود آنها پول بگیرند و ماشین بفروشند بعد از ما که پول دادهایم بخواهند ماشین را در خانه بخوابانیم. حل این مشکلات راه و روشهای اصولی خودش را میطلبد» فکر میکنید راه حل چیست؟ خانم راننده در پاسخ میگوید: «خیلی راحت است، پارکینگ عمومی و طبقانی در هر محلی میتواند این مشکلات را تا حد زیادی کاهش دهد اما معلوم نیست که چرا هیچ اقدامی در اینباره صورت نمیگیرد... »
جای پارک و نزاعهای دسته جمعی
به گفته صابری یکی از اعضای شورای شهر تهران، تأمین نکردن پارکینگ و نفروختن آن در سالهای گذشته سبب افزایش ترافیک و نیز افزایش وقوع جرم بوده است.
نمونه این موضوع نه تنها در تهران بلکه خیلی از شهرهای کوچک و بزرگ را درگیر خود کرده و بارها مسئولان ایلام، بوشهر، تبریز و شهرهای دیگر از معضل نداشتن پارکینگ عمومی در این شهرها گلایه کردهاند. مسألهای که به قول صابری میتواند سبب وقوع جرم شود، نمونه این موارد هم کم نیست، هم در تهران و هم در شهرهای دیگر. «طی یک نزاع دسته جمعی که به خاطر پارک خودرو در مشهد رخ داد، ۴ نفر مجروح شدند.»
ماجرا برمیگردد به یکی دو ماه پیش، درگیری خونینی که هنگام پخش مسابقه فوتبال جام جهانی رخ داد و رانندهای خودرویش را به دلیل کمبود جا در کوچهای باریک و مقابل منزل یکی ازساکنان آن کوچه پارک کرد تا زودتر خود را به مسابقه برساند.
همین موضوع کافی بود تا درگیری لفظی آغاز شود و دقایقی بعد با ورود افراد دیگری به محل، کار به درگیری فیزیکی کشید و پای سلاح سرد به معرکه باز شد و در این درگیری خونین ۴ نفر مجروح شدند. درگیری به حدی بود که با ورود پلیس به ماجرا یکی از مأموران نیز چاقو خورد و مجروح شد.
این موضوع هم باعث شد سرکلانتر شمال مشهد، سرهنگ اکبر حسینپور زبان به گلایه باز کند و کمبود پارکینگهای عمومی در مناطق مختلف شهر را مورد انتقاد قرار دهد: « بسیاری از نزاعها در کوچههای تنگ و باریک بویژه درمناطق کم برخوردار شهر به خاطر جای پارک خودرو رخ میدهد که امید است مسئولان امر در این باره چاره اندیشی کنند. درباره حل این معضل مکاتباتی نیز با مسئولان شهرداریهای مناطق انجام شده است اما تاکنون اقدامی برای رفع این معضل مهم صورت نگرفته است. »
راهکارهایی که راه به جایی نمیبرند
با تمام این تفاصیل گویا برخی از مسئولان و اعضای شورای شهر تهران، تنها راهکار را در مضیقه گذاشتن مردم برای کمتر استفاده کردن از خودروها میدانند. افزایش 30 درصدی نرخ پارکینگهای عمومی و لغو قانون پارک رایگان درحاشیه خیابانها، این روزها به عنوان راهکاری برای کاهش ترافیک و آمد و شد خودروها از سوی اعضای شورای اسلامی شهر تهران دنبال میشود.
خودروهایی که بیسرو سامان تولید شده به خیابانها ریخته میشوند و معلوم نیست چرا مسئولان برای این موضوع چارهای نمیاندیشند و طرحهایی در جهت فشار بیشتر بر مردم ارائه میکنند. مانند طرحی که اقبال شاکری، عضو کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای اسلامی در توضیح آن میگوید: «شورای شهر تهران با رایگان بودن نیم ساعت نخست پارک حاشیهای مخالف است و در حال رایزنی با مجلس برای لغو این قانون است. وی هدف از اجرای این طرح را توقف یا کاهش پارکهای حاشیهای دانسته و گفته با اجرای این طرح پارک خودروها به سمت مکانیزه شدن سوق داده میشود و دیگر نیازی به پارکبانها نیست.>
شاکری درباره توسعه پارکینگهای عمومی در شهر تهران نیز اذعان داشته است که قصد توسعه پارکینگ در محدوده طرح ترافیک را نداریم و تلاش میکنیم با افزایش هزینههای پارک در این محدودهها، استفاده خودرو شخصی در این منطقه را کاهش دهیم. اما در مجموع معاونت حمل و نقل و ترافیک موظف است پارکینگها را به حدی برساند که نیاز شهر تهران را برطرف کند.
جعفر تشکری هاشمی معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران نیزمیگوید: «نرخ پارکینگ در تهران بسیار ناچیز است. همین دلیل موجب شده تا ساخت پارکینگ درکلانشهری مانند پایتخت توجیه اقتصادی نداشته باشد. در حال حاضر وضعیت نرخ پارک خودرو در تهران به گونهای است که شهروندان خودروهای خود را براحتی از پارک خارج کرده و با گردش آزادانه در شهر هیچ دغدغهای برای پارک خودرو خود ندارند. به هر روی در حال حاضر پایتخت با کمبود یک میلیون پارکینگ خصوصی مواجه است. معضلی که رفع آن به تنهایی از عهده شهرداری تهران ساخته نیست و رفع آن توجه همه نهادها و سازمانها را میطلبد.»
خیابان جای نفس کشیدن ندارد. هر گوشه را که نگاه کنی کیپ تا کیپ خودروهایی را میبینی که در جای خود لمیدهاند و معلوم نیست راننده هایشان برای پیدا کردن همین چند متر جا چه قدر اعصاب و زمان صرف کردهاند. خودروهایی که دوبله و سوبله پارک شدهاند و راننده هایشان شماره تلفن همراهشان را در کاغذی که پشت شیشه گذاشتهاند با خط خوانا نوشتهاند که اگر لازم شد برای جابه جایی ماشین با آنها تماس بگیرند. طولی نمیکشد که کاغذهای پشت شیشه میشوند دوتا. مبلغ جریمه: 40 هزار تومان. تخلف: پارک در محل ممنوع...
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مشكل بزرگ اين است كه با رشد سريع جميعت در چند دهه گذشته زيربناها به نسبت رشد نداشتهاند. حالا فرض كنيد كه اين جمعيت دو برابر بشود چه خواهد شد.
شهرداري وظيفه دارد كه ياركينك بسازد طبقه اول و دوم مغازه بعد 10 طبق ياركينك اينكه كاري به تحريم ندارد متل باقي شهرهاي بزرك دنيا هم سود وهم تخفيف بار ترافيك .
وقتي عوارض خودرو ميگيرند بايستي جاي پارک هم درست کنند نه جريمه کنند يا پارکبان براي پول گرفتن.
با همه ترافیکی که هست من از خونه تا محل کارم با پرایدم خدود 20 تا 25 دقیقه طول می کشه . روزایی که با مترو وبی آر تی میام یک ساعت وچهل دقیقه طول میکشه . حالا هی بگید وسایل حمل ونقل عمومی .
وقتی هرکس از شهر خودش کوچ میکنه میره تهران تمام امکاناتم بردید تو این شهر همین میشه دیگه از بدتر هم میشه یک رابطه عرضه و تقاضاست
چرا ماشین میبرید که این همه دردسر هم بکشید ، هفته پیش از خیابان مولوی ساعت 8:30 با ماشین شخصی به سمت تهرانپارس حرکت کردم و ساعت 10:45 دقیقه به منزل رسیدم . دیشب بدون ماشین و با مترو همین مسیر رو اومدم کلا یکساعت زمان برد تا منزل . شاید مترو و اتوبوس شلوغ باشه ولی هم هزینه کمتری داره ، هم سرعت بیشتر ، زمان کمتر ، فرصت مطالعه ، و خندیدن به مردم بی فرهنگی که تو ترافیک ایستادن و ترمز و کلاج گرفتن براشون از عمرشون ارزشمند تره ، اضافه کنید که یکسری از مسیها رو میشه پیاده هم رفت و ورزش هم کرد
ناشناس محترم آنهایی که در ترافیک گیر افتاده اند بی فرهنگ نیستند ناچارند . در بسیار ی از مسیر ها مترو وجود ندارد یا ایستگاه متر بسیار دور است در بعضی از مسیر ها هم اگر بخواهی با تاکسی یا اتوبوس بروی باید مدتها داخل صف منتظر باشی و آخر سر هم دیر می رسی . متا سفانه سیستم حمل و نقل عمومی ما هنوز کارآمد و کامل نیست و مردم برای استفاده از آن متحمل سختی و اتلاف وقت می شوند
مطلب رو نخوندم ولی اگر ادارات دولتی پارکینگ مخصوص داشته باشند،کلا این موضوع حل خواهد شد
نگاهی نیز به پارکبان ها بیاندازید. در خیابان شیخ بهایی کنار بیمارستان مبالغ زیادی را از ماشینهای پارک شده دریافت میکنند و در پاسخ اعتراض راننده میگویند هر وقت بازگشتی بیا باقی پولت را دریافت کن
اول بايستي تمام فروشگاهها در ٥ روز هفته از ساعت تاريكي تعطيل شوند هم براي مصرف انرژي هم تنفس شهر امري ضروريست
دوم خودرويي كه از خانه بيرون ميايد يا بايد جاي پارك داشته باشد ويا هزينه بالايي براي اشغال معبر وفضاي زندگي ديگران بپردازد
خوب فکر کنید که در عصر و زمانی که ما زندگی می کنیم با وجود داشتن فنون آمار گیری و وجود ابزار های پر قدرتی مثل کامپیوتر که قدرت شبیه سازی و برنامه ریزی بی انتهایی به ما می دهد چرا باید وصع ما این طور اسفناک باشد ؟ اگر درست عمل می کردیم باید بلافاصله از تولید حتی یک اتومبیل برای فروش داخلی جلوگیری می کردیم و اتومبیل شخصی را فقط برای صادرات تولید می کردیم و به اتومبیل های فعلی نیز به شرطی بنزین می دادیم که مدتی از شبانه روز در اختیار سازمان های حمل و نقل شهری باشند. منطق من این است که اگر شهروندان بدون اتومبیل از گاز های آلاینده و شلوغی و صدا و خطر تصادف دائماً در آسیب هستند لااقل باید حمل و نقل راحت آنها تضمین شود.
احتمالا هنوز شیراز رو ندیدید.
بجای اینکه پول مالیات های شهری دریافتی رو پارکینگ بسازند ، جرثقیل وارد می کنند تا خودرو ها رو از پارک ممنوع منتقل کنند....
مسئولان و اعضای شورای شهر خودشان ماشین هایشان را کجا پارک می کنند؟ ولی حقاً از قصور برخی هم شهری های بی ملاحظه یمان هم نباید گذشت که یا به هر دلیل در جلوی درب پارکینگ منزلی توقف می کنند و یا جای پارک دو ماشین را با خودخواهی به خود اختصاص می دهند.
لطفاً علاوه بر کامنت های "محمد جعفر"، "پیام از اراک" و ... این مورد یا موارد مشابه نظرم را چاپ کنید.
در شهری که بقول خودتان پیدا کردن جای پارک یک مصیبت است، متاسفانه اداره راهنمائی و رانندگی هم بصورت افراط گونه ای اقدام به نصب تابلوهای توقف ممنوع در اکثریت نقاط خیابانها نموده. این موضوع باعث میشود رانندگان مدت زیادی سرگردان شده و در خیابانها بچرخند تا بلکه جائی پیدا کنند و این باعث اتلاف وقت، سوخت، ایجاد ترافیک غیر ضروری، آلودگی بیشتر هوا و... میشود. لازم است اداره محترم راهنمائی و رانندگی یک تجدید نظر کلی در مورد تعداد این تابلوها در تهران بنماید و با جمع کردن درصدی از آنها، قدمی در راه کم کردن گرفتاریهای مردم بردارد.
شماها که راحتید سر تقاطع و پارک ممنوع و پیاده رو و کلن هرجا که بشه ماشین رو پارک کرد پارک می کنید که
بنده گواهینامه بین المللی و گواهینامه حوزه خلیج فارس دارم در کشورهای اطراف ما در دو مورد با مرد م همکاری خوبی دارند یکی وقتی برا لحظاتی با روشن کردن فلشر جلوی داروخانه دوبل نکه داری ودوم وقت نماز جلوی مسجد متاسفانه بنده تو ایران درهر دو مورد هرکدام 40 هزارتومان جریمه شدم .
اگر شهرداری جای پارک را مکانیزه و ساعتی 10 هزار تومان قیمت بگذارد مشکل جای پارک حل شده و مردم بیشتر از وسایل نقلیه عمومی استفاده خواهند کرد. مثل خارج از کشور که جای پارک ساعتی 5 یورو است.
پرفسور عزیز
جای پارک در خارج ساعتی 5 یورو هست و این درست اما میدونی حقوق یک خارجی چقدر هست ؟ حدود 6000 تا 8000 هزار یورو که یعنی طرف حداکثر 1/1200 حقوقش رو میده برا جا پارک.اگر در ایران حساب کنیم حقوق 800000 تومنی یک نفر یعنی حدود 660 تومن باید برا جا پارک بده نه 10000 تومن.
تو که راست میگی
بنده یک بار 8 ساعت کارت پارک شارژ کردم ساعت 8 بامداد و وقتی برگشتم دیدم ماشینم را جریمه 20 هزار تومانی کرده اند مطمئن بودم اشتباهی شده است ساعت را چک کردم دیدم پلیس 8.30 دقیقه ماشینم را جریمه کرده است . شماره علمک را ثبت کردم و یک روز وقت گذاشتم رفتم راهنمائی گفتند اینجان نیست مقر پارکبانی در شریعتی است رفتم انجا ولی قبول نمی کردند و می گفتند کاری نمی شود کرد . البته من هیچ سندی نداشتم ولی کارم به جائی نرسید یک روز هم از وقتم گرفته شد . مسلما پلیس اشتباه کرده بود ولی سئوال اینجا است که اینطور اشتباهات را چه کسی جوابگو است .
دیروز به جای خودرو از اتوبوس و مترو برای رفتن به سرکار استفاده کردم.
من با خودرو خود 25 دقیقه ای به محل کارم می رسم. دیروز یک ساعت و نیم طول کشید با این که در مسیر من خیلی پیاده روی نداشتم.
ساختن پارکینگ جزو وظایف شهرداری است که از آن شانه خالی میکند. در صورتی که پارکینگ به تعداد کافی و در محلهای مناسب وجود داشته باشد، در کاهش ترافیک و آلودگی بسیار موثر خواهد بود. اگر در ایستگاههای مترو یا ایستگاههای مرکزی اتوبوس پارکینگ وجود داشته باشد خیلی از افراد ترجیح میدهند که خودروی خود را پارک کنند و با خیال راحت با اتوبوس یا مترو به محل مورد نظرشان بروند.
می خواستم از مترو استفاده کنم ماشینم را پارکینگ شهید حقانی گذاشتم پس از سه ساعت برگشتم فردی با لباسی آبی رنگ جلو آمد وگفت باید دو هزارتومان برای پارکینگ بدهی !گفتم مطابق چه دستور العمل !ساعتی چند!گفت همینه دیگه پس چندی بحث هزار پانصد تومان گرفت گفتم رسید بده خنده ای از روی تمسخر زد رفت سراغ ماشین بعدی !! چه کسی پاسخگوی این خودسری هاست؟؟
شما که میخواستی از مترو استفاده کنی تا ایستگاه هم نباید ماشین می بردی. مطمئن هستم جایی که میخواستی بری توی طرح ترافیک یا زوج و فرد بوده وگرنه تا همونجا هم با ماشین میرفتی!
مقصر خود مردم هستند که حتی برای خرید از بقالی سر کوچه هم دوست دارند ماشین ببرند. اینی که میگم خودم بارها شاهدش بودم!
کاش اقلا برنامه ای برای این ترافیک بود که بهش امید داشته باشیم ولی متاسفانه کاملا به حال خود رها شده
به مطلب خوب و فراموش شده اي اشاره كرديد اين مشكل روزانه چندين ميليون تهراني است.البته سر مشآ اين مشكل عدم مديريت صحيح و جامع در موضوع حمل و نقل عمومي بويژه مترو است.طراحي خطوط مترو اصلا با جاذبه هاي ترافيكي همخواني ندارد.روزانه ميليونها خودرو در مسير هاي همت حكيم رسالت و وليعصر ونك صدر سيد خندان تردد دارند ولي كل ايستگاههاي مترو دراين مسير ها با ندازه تعداد ايستگاههاي خيابان نظام آباد (4 ايستگاه)نيست. البته طراحي غلط مسير هاي خطوط مترو خود عامل شلوغي واگن ها نيز شده است چرا كه مسافران بايستي كيلومتر ها بخاطر تغيير مسير واگن ها را بي خودي اشغال كنند.و همين عامل باعث ميشود تا از وسيله شخصي استفاده كنند
تنها راه حل مشکلات تهران اینه که اونایی که اینجا کاری ندارن برگردن ولایت. از اینهمه دود و ترافیکو گرونی و... خلاص بشن. جمعیت تهران باید حداکثر 6 میلیون باشه نه 12 میلیون. اگر جمعیت غیرفعال و غیرشاغل برگردن به شهرهای خودشون یا اصلاً از تهران مهاجرت کنن کلی از مشکلات حل میشه. ولی متاسفانه ایرانیا اینقدر خودخواه و مغرور هستن که حاضر نیستن یه قدم مثبت برای هموطنای خودشون بردارن.
کاملا موافقم. تهران متاسفانه پر شده از مشاغل کاذب و افرادی که اساسا نفع خاصی برای شهر ندارند و پدیده دیگه ای هم که بهش اضافه شده سیل وحشتناک حومه نشینی در شهرک های جورواجور اطراف تهران هست که باعث بالا رفتن فوق العاده مصرف منابع آب و برق و گاز و... شده و به دنبال خودش ترافیک زیاد و سنگین و شلوغی بیشتر تهران رو به دنبال داره. آدم های ناجور خیلی بیشتر از قبل شدند و آمار خلاف و... بالا رفته.
آقا نباید خودرو استفاده کرد تو تهران! جئاب نمیده. تو رو خدا نگید اول حمل ونقل عمومیتونو درست کنین بعد چون با این وضعیت اگه 20000 تا اتوبوس هم بریزن تو شهر نمی تونه تکون بخوره. سرعت حرکت اتوبوسها تو شهر نسبت به 10 سال پیش خیلی کمتر شده (خیلی بیشتر از سرعت سایر وسایل) و این یعنی سرویس کمتر با همون تعداد اتوبوس. مترو هم که حالاحالاها کار داره تا تکمیل شه!
مردم ایران اگر می توانستد تا اتاق خوابشان هم با ماشین می رفتند به تازگی در کنار ساحل دریا هم باید مواظب باشی ماشین بهت نزنه!
این معضل قبلا در کشورهایی که منطق و عقل گرایی را سرلوحه کار خود قرار داده اند براحتی حل شده .
ارائه سند 6 دانگ حداقل 2 پارکینگ به شرکت های فروش خودرو جهت انتقال سند مالکیت خودرو .
بهمین سادگی
شهرداري چگونه اين مشگل بزرگ شهر را حل ميكند ، واقعا در شهر براي پارك چكار بايد كرد ، راهنمايي فرماييد
البته این مشکل در محل هایی هست که مراجعه کننده داره.مثل رستوران و مجتمع تجاری و ...
همه هم انتظار دارند جلوی درب محل مورد نظر پارک کنند و حاضر نیستند کمی پیاده روی کنند و مشکل دوبله و سوبله و ناراحتی ایجاد میشه.
یکی از قسمت هاییش که خیلی زور داره همین پول دادن به پارکبان ها هستش. خیلی هاشون ته قبض میدن تا مبالغ اصلی پارک مشخص نشه. چند بار امتحان کردم و بهشون گفتم مبلغش انقدر نیست و برای نیم ساعت 300 تومن میشه. طرف به من و من افتاد گفت که نمیخواید عیدی بدید؟! یک بار دیگه هم یکیشون گفت الآن هزار تومن بدید و برگردید باقیش رو بهتون بر میگردونم! که اتفاقا وقتی برگشتم رفتم سراغش طرف برای اینکه حوصله نکنم برم سمتش رفت اون طرف خیابون پشت درخت. منم انقدر صبر کردم و نگاهش کردم و اشاره کردم که بالاخره کشوندمش سمت ماشین و بقیه پولمو ازش گرفتم. یکی بود دم اداره گذرنامه ته برگ قبض میداد و بلا استثنا از همه بالای 1000 تومن میگرفت. گفتم مبلغش این نیست و سراغ رییسش رو گرفتم ترسید گفت نه فقط عیدیه!
در تبریز خیابان ارتش جنوبی ( میدان ساعت به سه راهی ارتش ) .
17 شهریور قدیم .
دارای ده ها بیمارستان و آزمایشگاه و درمانگاه . فرصت نمی دهند بیمار پیاده شود . فقط جریمه
انصاف نیست این مراکز را در این گونه محل مستقر کنند
چاره کار: استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی
این بسیار راه حل خوبیه به شرطی که اونقدر این وسیله عمومی جذاب و بدون مشکل و فراوان و منظم و سیستماتیک و قانونمند در تمام اوقات در دسترس باشه و بعد به شرط چنین شرایط ممنوعیت کامل تردد خودرو های شخصی ، خودبخود رقبت در همه ایجاد میشه .
اما با این وضعیت که تقریبا همه طرح ترافیک میگیرند و یه تعداد هم که میخواهند پز ماشینشون رو به من و امثال من بدهند که با وجود ماشین تو پارکینگ خونه هر روز دارم با اتوبوس میام سر کار و معضلات دیگه و مسئولینی که هنوز دارند را ه حل های موقتی و معمولا دردسرساز میدهند و سرمایه های این کشور رو به باد میدهند چه باید کرد.
جالبش اينجاست كه قبض هم بهت نميدن ... يعني اگه ماشين رفت........سند و مدركي نداري بري شكايت كني!!
اون موقعی که بی حساب کتاب مجوز آپارتمان صادر می شد
باید فکر الانشو هم بکنند
جای پارک
مدرسه
اب
برق
فضای ورزشی
بابا بخدا هر چیزی حساب کتاب داره
بخدا بحران های زیادی در پیش داریم
نمی خواهید یک کلان شهر درست و درمون در یک جا درست کنید
800 میلیارد دلار درآمد نفت را یک قسمتیوش اختصاص به این کار می دادید
می گید نه سرمایه گزارها را دعوت کنید
بحران ها در پیشند
همه چیمون به همه چیمون میاد
تهران
1.شهر آلودگی های صوتی. صدای بوق بی فرهنگ ها. بلندگوی وانتی ها ، صدای موتورهای 125cc که با 100 کیلو وزن به اندازه یک تانک 50 تنی صدا دارد و هنوز در غفلت وزارت صنایع و سازمان استاندارد بعد از 30 سال تولید میشود.
2.ششمین شهر آلوده دنیا که فاقد یک متروی سریع و گسترده است. شهری بدون وسایل مدرن و کافی حمل و نقل عمومی.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.