آخرین خبرسازماندهی نخستین تیپ جان‌فدای ایران
3بازدید

«بچه پولدار» به روایت یک «بچه پولدار»

یک «بچه پولدار» می‌گوید که ماهی حدوداً 30 - 40 میلیون تومان پول توجیبی می‌گیرد، هشت صبح می‌خوابد، چهار بعدازظهر بیدار می‌شود و هر روز با خودروی بی‌ام‌و خود «دور دور» می‌کند.

همشهری جوان نوشت: برای گپ زدن به شعبه ولی عصرِ یکی از کافه‌های زنجیره‌ای که پاتوق همیشگی خودش است، دعوتمان می‌کند. ظاهرش شیک و باکلاس است ولی نه آنقدر که چیز متفاوتی در پوشش و مدل مو‌هایش به چشم بیاید. اگر حرف‌هایش را نشنوی، باور نمی‌کنی که حقوق ماهیانه یک کارمند، پول توجیبی یک روزش است. در حرف‌هایش غیر از بی‌خیالی مایه‌دارانه، نشان خاصی از تجمل و بچه‌پولداری نیست. حتی پیج بچه پولدارهای تهران را هم ندیده و فقط از این‌ور و آن‌ور تعریف‌هایش را شنیده است.

مثل بیشتر پولدار‌ها، در مقابل سوال‌هایی مثل «این همه پول را از کجا آوردی؟» گارد دارد و از‌ همان اول شرط می‌کند که از این سوال‌ها نپرسیم. حتی با اینکه در رابطه با خانه و زندگی‌اش فکت‌های قابل پیگیری می‌دهد ولی اصرار دارد اسمی ازش برده نشود. در مقابل اصرار‌ها برای گفتن اسمش می‌خندد و می‌گوید: «حالا چه فرقی می‌کنه؟! اصلا بنویس علی علی‌زاده!»

پرسش- قبول داری بچه پولداری؟

اگر به معنای بدش در نظر نگیریم، آره، چرا قبول نداشته باشم؟

پرسش- درآمدت از چه راهی است؟ از خانواده پول می‌گیری؟

به طور ثابت که پول مشخصی بگیرم، نه؛ ولی هر وقت بخواهم از خانه بیرون بروم، پدر، مادربزرگ و پدربزرگم جدا جدا می‌گویند «این پول را بگیر دست خالی بیرون نروی».

پرسش- این پول توجیبی تقریبا چقدر است؟

چیز ثابتی نیست. هر کسی هر چقدر پول نقد دم دستش باشد، یک مقدارش را به من می‌دهد.

پرسش- حالا به طور میانگین چقدر می‌گیری؟

از هر نفر، سیصد - چهارصد هزار تومان.

پرسش- یعنی در ماه 30 - 40 میلیون تومان پول توجیبی می‌گیری؟!

آره. حالا نه با این غلظت، چون کم و زیاد می‌شود. بسته به خواسته‌های آن زمانم پول می‌گیرم.

پرسش- چه کار می‌کنی با این همه پول؟

این پول زیادی نیست برای خرج کردن. یعنی هر چقدر هم که پول داشته باشی، راه برای خرج کردنش وجود دارد. مثلا پیراهن آ ث میلان را - که خیلی خوشم می‌آید - از نمایندگی‌اش 500 هزار تومان می‌خرم یا یک کمربند می‌بینم مارک است، یک میلیون پولش را می‌دهم. اینطور نیست که برای خرج کردن مشکلی داشته باشی.

پرسش- به طور معمول صبح تا شبت را چطور می‌گذرانی؟

(می‌خندد) زندگی من صبح تا شب ندارد.

پرسش- چرا؟

من معمولاً 4 بعدازظهر از خواب بیدار می‌شوم و 8 صبح می‌خوابم.

پرسش- خب چهار عصر تا هشت صبح‌ات را چطور می‌گذرانی؟

بیدار که می‌شوم، غذایی که مادربزرگم آماده کرده است را می‌خورم. دوش می‌گیرم و با بی‌ام‌و از خانه می‌زنم بیرون برای دور دور. البته اسم دور دور بد در رفته. اصلا اهل این نیستم که توی خیابان کسی را سوار کنم. با دوستانم قرار می‌گذارم و با ماشین توی خیابان می‌چرخیم. بیرون شام می‌خورم و شب خانه یکی جمع می‌شویم و تا هفت - هشت صبح بیدار می‌مانیم.

پرسش- تا صبح چه کار می‌کنید؟

اگر پیش بچه‌ها باشم، دسته‌جمعی بازی می‌کنیم و اگر خانه تنها باشم معمولاً تا صبح با لپ‌تاپم فیلم و سریال‌های روز دنیا را پیگیری می‌کنم. صبح هم یک چیزی می‌خورم و می‌خوابم.

پرسش- یعنی هر روز همینطور بی‌هدف توی خیابان چرخ می‌زنی؟

آره خب. این گاز دادن بهم حال می‌دهد، مخصوصاً توی اتوبان.

پرسش- هیچ کاری جذاب‌تر از دور دور نیست؟

نه واقعاً. اینجا امکاناتی نداریم. مرکز تفریحی جذابی داریم؟ چه جایگزینی برای دور دور من هست؟

پرسش- حوصله‌ات سر نمی‌رود؟ از این همه یکنواختی خسته نمی‌شوی؟

چرا؛ یک بار اینقدر حوصله‌ام سر رفته بود که رفتم در یک صرافی و با حقوق ماهی 800 هزار تومان کار کردم. همه مسخره می‌کردند و می‌گفتند تو که اینقدر پول داری، چرا اینجا کار می‌کنی؟ ولی برای من پول مهم نبود. می‌خواستم یک کاری کنم که احساس مثبت بودن بهم دست بدهد. البته بعد از یک مدت که کار یاد گرفته بودم، به مشکل خوردم و بیرون آمدم.

پرسش- تمام دوستانت از نظر مالی در سطح خودتان هستند؟

نه. من چون منیریه هستم، دوست با درآمد پایین هم زیاد دارم. بعضی شب‌ها این دوستانم دعوتم می‌کنند خانه‌شان و تا صبح با ایکس باکس فوتبال بازی می‌کنیم. خیلی بهم حال می‌دهد. گاهی وقت‌ها هم فیلم و سریال می‌بینیم و کله سحر می‌رویم کله‌پزی.

پرسش- تا حالا شده است کسی از این دوستانت به این خرج کردن‌های بی‌رویه‌ات ایراد بگیرد؟

زیاد پیش می‌آید. یکی از دوستانم - که چهره شناخته شده‌ای هم هست - بهم می‌گوید می‌دانی با این شلوار مثلاً دو میلیون تومانی تو، چند نفر می‌توانند شلوارهای معمولی بخرند؟

پرسش- چه واکنشی نشان می‌دهی؟

خب منم آدمم. برایم مهم است که یک عده به نان شبشان هم محتاجند؛ این قضیه ذهنم را آزار می‌دهد و تا حدی کمک می‌کنم ولی مسئول بی‌پولی این آدم‌ها که من نیستم.

پرسش- مثلاً به این بچه‌های سر چهارراه‌ها، چقدر کمک می‌کنی؟

یک اشتباهی که در مورد من می‌کنید این است که انگار با این فضا‌ها غریبه‌ام و فقط از پشت شیشه ماشینم می‌بینمشان ولی گفتم، خانه ما منیریه است و من با خیلی از این آدم‌ها برخورد دارم.

پرسش- واقعا؟ حالا با این همه درآمد، چرا منیریه؟

ما خانوادگی در این محل بزرگ شدیم و با این فضا‌ها حال می‌کنیم. البته خانه‌مان خفن است. فکرتان سمت خانه کلنگی‌های محل نرود!

پرسش- راستش باورش برایم سخت است...

چرا؟ ما اینقدر آدم‌های عجیبی نیستیم.

پرسش- چرا فرق می‌کنید دیگر! مثلاً تا حالا شده برای پول لنگ بمانی؟

آره خب. من هم چیزهایی می‌خواستم که نتوانسته‌ام بخرم یا مثلاً اینکه پول زیاد دارم، دلیل نمی‌شود با فروشنده‌ها چانه نزنم و فروشنده هر چقدر گفت من هم بدهم. بحث کلاس و این حرف‌ها به کنار ولی هر وقت حس کنم که می‌خواهد سرم را کلاه بگذارد، سعی می‌کنم با بحث، از حقم دفاع کنم. بار‌ها شده است 200 - 300 هزار تومان از قیمت اولیه ارزان‌تر خریده‌ام.

پرسش- سخت‌ترین لحظات زندگی‌ات که حسابی کلافه‌ات کرده کی بوده؟

چند ماه پیش ماشینم را فروختم و گفتم یک مدت بدون ماشین زندگی می‌کنم. یک هفته نرسیده بود که اینقدر کلافه شدم که رفتم پیش بابا و گفتم «بابا، من دیگه خسته شدم، ماشین می‌خوام.» بابا هم گفت برو هر کدام را می‌خواهی بخر و همین بی‌ام‌و را برایم خرید.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

دخترخانم۱۳۹۵/۰۱/۲۱ ۰۰:۳۲

من دو ملیون وام گرفتم و دارم با پول تو جیبیهام قسطشو میدم که بتونم کلاس کنکور ثبت نام کنم.... پولت نوش جونت ایشالله پولدار تر میشی بیشترم تفریح میکنی... خدای ماهمبزرگه

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۱ ۰۹:۰۶

خوش بحالت، روزی تو نزد پرودگار اینطوری تعیین شده داشتن این مال و اموال فقط به خانواده پولدارت برنمی گرده خواست و اراده خداوند هم هست.روزی ما هم گنچشک روزی است و باز خواست خداوند است. بقول مولانا "خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی"

مجمود۱۳۹۳/۰۸/۱۱ ۰۷:۰۷

اگه من بچه پولدار بودم با ابن زندگی که این یارو داشت اونوقت از خودم بدم میومد

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۲۳:۲۳

کافیه یه ماه اینجوری زندگی کنم روحم می پوسه.
خدا به دادش برسه.
تکرار،نکرار،تکرار

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۲۳:۰۴

روز غریبی است برادر

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۲۱:۰۷

لال شم هیچی نکم راحتترم

reza۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۲۰:۴۹

تابنک جان از این مطلبی که نوشتید ،درس باید بگیریم ؟ عبرت باید بگریم ؟ سردرد باید بگیریم؟یا... به نظر شما وقتی حقوق اکثر کارگران کمتر از 800هزارتومانه با خوندن این مطلب چه حالی به آدم دست میده ؟

رضا۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۲۰:۳۴

انشا الله همه اونایی که از راه درست و سالم پولدار شدن هر روز پولشون صد برابر شه

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۲۰:۱۶

وقتی میخوندم مدام به این فکر میکردم چرا باید یکی اینجوری زندگی کنه بقیه ببینن هیچ اعتراضی هم نکنن و نپپرسن که چه جوری یکی این پولها رو بدست اورده؟ در شرایط عالی کسب این مقدار پول عادی نیست.

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۲۰:۱۱

اینم زندگی خودشو داره جالب بود واسم
پولدار نیستم اما بچه مایه دارا آدمای باحالین به جز تازه به دوران رسیده هاش که پز الکی میدن میرن روی اعصابت

AVA۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۹:۵۹

من از این باباها می خوام تو رو خدا

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۹:۵۸

خالی نبسته به نظر شما؟

es es۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۹:۳۸

خدایا شکرت
به بابابزرگ این بنده خدا هم بیشتر بده

صابر۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۹:۳۵

جالب بود. خب این هم یک مدل زندگی است دیگر.

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۹:۰۷

دمه بابات گرم

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۸:۵۴

به به دست گلشون درد نکنه اون وت خدمت و فایده ایشون برای مملکت و جامعه چیه ؟! کل کارکرد ایشون پول خرج کردنه، پول درآوردن هم بلده ؟؟؟؟

علی۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۸:۵۲

دست بابا درد نکند، منم میخوام برای پسرم یه سری لوازم ورزشی بخرم توش موندم. قدرشو بدون و سعی کن به خاطر پول نرنجونیشون.

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۸:۳۶

انشاءالله چگوارا با شما قرار می گذارد و می فهمد این همه پول را از کجا آورده ای.

الف۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۸:۳۴

به نظر شما توی همچین خانواده پولداری، مادر بزرگ غذا می پزد؟ یه کم ساختگی به نظر میرسه مصاحبه...

ناشناس۱۳۹۳/۰۸/۱۰ ۱۸:۳۳

بابا، من دیگه خسته شدم، ماشین می‌خوام.» بابا هم گفت برو هر کدام را می‌خواهی بخر و همین بی‌ام‌و را برایم خرید. .........ایول

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.