شهدای گمنام واقعی که حتی محل دفن آنها تابلو ندارد
هر چند غبار غفلت بین ما و شهدا فرسنگها فاصله انداخته، پر واضح است که شهدای گمنام همچنان که در بین دیگر شهدا از جایگاه ویژهای برخوردارند، نیازی به سقف و فرش ما ندارند و اگر امروز ما نگران این زرق و برقهاییم، از آن جهت است که خویش را بازیابیم، زیرا این شهدا سقفی به وسعت تمام آسمان و زمینی به پهنای دهر دارند.

عجب نیست که جنازه سربازان کشورهای غاصب و مستکبر عالم در بالاترین درجات و شئون تدفین و تکریم میشوند. عجب از ماست که کلمه «شهید» را میشنویم و در رهگذر کوچهها به فراموشی میسپاریمشان. اگر زنده نگه داشتن یاد شهدا، کمتر از شهادت نیست، چرا ما یادی از آنان که نمیکنیم هیچ، آنان را از سرزمینهای پاک فکه و طلائیه و مجنون و شلمچه به زور بیرون میآوریم و در شهرهای شلوغمان گمشان میکنیم. اگر قرار است تشییع و تدفین شهید گمنام فقط برای چند روزی ما را درگیر و خوشنام سازد و بعد از آن در گوشهای از شهر فراموش شوند، همان به که همچون گنجی در کربلای ایران بمانند تا شاید روزی مردمانی دیگر آنان را بازشناسند و خاکشان را از برای شفا به توبره بکشند.به گزارش «تابناک»، وقتی چند ماه پیش همزمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) دو شهید گمنام بر فراز دستهای مردم متدین و انقلابی شهرک قیامدشت تشییع شد و در بوستان آزادی جای گرفتند، فکر میکردیم این محل و این بوستان محل زیارت عاشقان و دلسوختگان خواهد شد و قرار است طی قول و وعدهای که مسئولان امر دادهاند، مقبره و یادمانی در شأن این شهدا ساخته و امکانات لازم جهت زائران این ستارگان آسمانی فراهم شود.
اما امروز که برای پیدا کردن این شهدا شهر را جستجو میکردیم، حتی یک تابلو کوچک و رنگ و رو رفته نیافتیم که نشانهای از این بینشانها برایمان داشته باشد!
شاید اگر اندکی فکر میکردیم که زنده بودنمان را مدیون این زندگان حقیقی هستیم، آنان را در میانه بوستانی اینچنین و بدون هیچ امکانات و نشانهای رها نمیکردیم و حداقل سقفی یا فرشی و یا تابلویی که نشانهای از آنان داشته باشد، فراهم میآوردیم.

آنچه در ادامه میخوانید، آییننامه اجرایی ماده (۱۱) قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران است که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیسجمهور، این مصوبه را در ۱۴ /۱۰/ ۱۳۹۳ برای اجرا به وزارت کشور، وزارت نیرو، وزارت نفت، وزارت راه و شهرسازی، سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و بنیاد شهید و امور ایثارگران ابلاغ کرده و بر اساس آن دستگاههای مشمول موظفند، خدمات لازم را جهت گلزارها و یادمانهای شهدا تأمین کنند؛ باشد که مسئولین و رهروان واقعی این شهدا، رسم مهماننوازی به جای آرند و خودشان را از غفلت بیرون بکشند.
در این آییننامه آمده است: وزارتخانههای نفت و نیـرو موظفند حسب مـورد هزینـه خدمات مربوط به آبرسانی، برقرسانی و گازرسانی از جمله انشعاب موارد یاد شده در کلیه گلزارها و یادمان شهدا را تأمین کنند.
تبصره ـ هزینههای آب، برق و گاز مصرفی گلزارها و یادمان شهدا در مکانهایی که تحت پوشش شهرداریها و سازمانهای اوقاف و امور خیریه و میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیستند، رایگان است.

ـ وزارت کشور موظف است، نسبت به تأمین هزینه و اجرای خدمات مربوط به نگهداری گلزارها و یادمان شهدا از طریق شهرداریها و دهیاریهای مربوط اقدام نماید.
ـ هرگونه جابجایی قبور و دفن افراد غیرشهید یا تغییر کاربری و اجرای هرگونه طرح ساماندهی در قطعات و حریم گلزار شهدا با موافقت بنیاد امکانپذیر است.
ـ بنیاد موظف است نسبت به ساخت و ساماندهی گلزارها و یادمان شهدا اقدام نماید.
ـ دستگاههای مشمول مکلفند، اعتبارات مورد نیاز برای اجرای این آییننامه را با هماهنگی بنیاد جهت پیشبینی در لوایح بودجه سالانه به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور اعلام نمایند و سازمان یاد شده مکلف است، اعتبار مربوطه را در ردیف اعتباری دستگاههای مشمول منظور و پرداخت نماید.
ـ به منظور پیگیری و ایجاد هماهنگیهای لازم بین دستگاههای ذیربط جهت اجرای مناسب این آییننامه، کارگروه ساماندهی گلزار شهدا در مراکز استانها با ترکیب زیر تشکیل میشود؛
الف ـ معاون امور عمرانی استاندار (رئیس)
ب ـ مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان (دبیر)
پ ـ رئیس واحد استانی وزارت نیرو
ت ـ رئیس واحد استانی وزارت نفت
ث ـ رئیس واحد استانی وزارت راه و شهرسازی
ج ـ رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان
چ ـ نماینده ستاد کل نیروهای مسلح در استان
ح ـ مدیرکل بنیاد حفظ و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کوچه هایمان را بنام شهدا مزین کردیم تا هروقت نشانی منزلمان را میدهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه میرسیم
این شهدا کمنام نیستند کمنام مائیم که در این دنیا مانده ایم ودلخوش مادیاتش شده ایم خوش به حالشان که رفتند و ماندگار شدند چه ما به یادشان باشیم چه نباشیم-خیلی از مسئولین فقط به فکر صندلی ریاستشانند وبس
جون من درجش کن... بنیاد حفظ و نشر ارزشها راحت روی یک طرح عالی و باکیفیت که تمامی ارگان ها روش اتفاق نظر دارن خط میکشه و طرح های مزخرف و خام خودشو غالب میکنه...دیروز تو شهرداری بودم .....خداازشون نگذره...خود شهردارم ناراحت بود
آخر خجالت ذارد چرا اینجا دفن کرده اند اگر کاری را بلد نیستیم نباید گردن بگیریم ای کاش در همان گلستانهای شهدا در همان شهر دفن می کردند نه در وسط پیاده رو ...
کدام فاصله ؟ ممکن است که کسی تریبونی پیدا کند و مدعی خون شهدا نباشد ؟
گاهی خیلی دلم براشون تنگ میشه، خیلی ازین شهدا همکلاسیها و هم رزمانم بودند. با یک لقمه نون و پنیر بعضی وقتها یه تیکه کوچیک گردو تازه اگه گیرمون میامد، با چه عشق و شوری همون رو هم بهم تعارف می کردیم و می خوردیم و خدارو شکر می کردیم، خدا میدونه جنس اونا اینجوری نبود که خودشون رو مطرح کنند. با اینکه بینشون بودم، الان که فکرشو می کنم، اصلا نمیشه با این روزگار، درکشون کرد. یکیشون تک فرزند بود، یکیشون بچه پرورشگاهی بود، یکیشون همیشه کار می کرد و همیشه ناراحت پدر کارگر و زحمتکشش بود، یکیشون . . . وقتی یادشون میافتم دلم براشون خون میشه. . اصلا نگران کمبودها، نداشتن خونه، موبایل، ماشین آخرین مدل و . . نبودن فقط به حکم انسانیت و بخاطر خدا احساس تکلیف همیشگی داشتن، گاهی چنان آروم و مظلوم شهید میشدن که اصلا نمی فهمیدی. . تورو خدا اینارو بازیچه هر کاری نکنیم، دل آدم بدجوری درد میگیره. .
اگر این عزیزان سفر کرده و همیشه زنده با آزمایش DNA شناسایی و تحویل خانواده های محترم آنها می شد و در هر شهری مزار شهدا میعادگاه عاشقان می گردید امروز این بحث ها نبود. ما مزار شهدا که مثل مسجد است را رها کردیم و داریم حسینیه می سازیم. گناه گمنام بودن شهداء متوجه مسئولین امر است که دانسته آنها را فقط از دیاری غربت به غربت دیگری می برند.
با سلام
به نظر این حقیر عنوان واقعی در سر مقاله شبه ایجاد مینماید زیرا همانطور که نگارنده در مقاله ذکر نموده این ماییم که با ایجاد مزار و مقام جهت این عزیزان برای دل خود تسلی ایجاد مینماییم
وگرنه شهدا را ما از لحاظ مقام و منزلت جایگاه نمیدهیم
مامور سرشماری : سلام . مادر جان ميشه لطفا بیای دم در ؟ سلام پسرم .. بفرما ؟ از سر شماری مزاحمت میشم .
مادر تو این خونه چند نفرید ؟ اگه ميشه برو شناسنامه هاتونو بیار بنویسمشون .. .
مادر لای در رو بیشتر باز کرد و با سر گردنش سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت ... چشماش پر شد اشک و گفت : پسرم قربونت برم ميشه ما رو فردا بنویسی ؟ مادر چرا ؟ مگه فردا میخواید بیشتر بشید ؟!! برو لطفا شناسنامتو بیار وقت ندارم .
آخه پسرم 31 سال پیش رفته جبهه هنوز برنگشته شاید فردا برگرده ... بشیم دو نفر .
سر شمار سری انداخت پایین و رفت .
مغازه دار ميگفت الان 29 ساله هر وقت از خونه میره بیرون کلید خونش رو میده به من و میگه : آقا مرتضی اگه پسرم اومد کلید رو بده بهش بره تو ... چایی هم تو سماور حاضره ... آخه خستس باید استراحت کنه ...
رفتند یاران. چابک سواران
شهدا غريبانه رفتند و غريب ماندند
هشت سال دفاع مقدس انساني ترين لحظه ها بشري رقم خورد ولي بعد از ان ديگر هيچ وقت اين صحنه ها تكرار نشد
خوشبحالشان كه پاك رفتند
دیگه تو این مملکت کلا عبارتی با عنوان "حفظ شأن و جایگاه" خیلی وقته که از بین رفته.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.