آیا اصولگرایان برای حفظ ریاست جمهوری تدبیری می اندیشند ؟!
امیرعلی امیری

مدتها قبل از ورود به فضای انتخاباتی ریاست جمهوری و در اوج استقبالهای مردمی از سفرهای دور دوم استانی هیات دولت و در فضایی خالی از هرگونه رقابت، برخی احزاب اصولگرا، در تحلیلی نه چندان واقع گرایانه، با وجود عدم رضایت از عملکرد، رفتار، تیم، نگرشها، برنامهها و توانایی دولت نهم جهت پیشبرد اهداف کشور و به منظور جلوگیری از تجزیه آرای اصولگرایان، آن هم در شرایطی که از جانب اصلاحطلبان خاتمی اعلام کاندیداتوری کرده بود و با توجه به اینکه میدانستند احمدینژاد هم به هیچ قیمتی از کاندیدا شدن صرف نظر نمیکند، به این جمعبندی رسیدند که از کاندیداتوری احمدینژاد به عنوان گزینه واحد اصولگرایان، حمایت نمایند.
هرچند در اصلیترین تشکلهای اصولگرا، یعنی جامعه مدرسین حوزه علیمه قم و روحانیت مبارز تهران، اکثریت آرای لازم جهت حمایت از احمدینژاد به دست نیامد و بعضی از تشکلهای دیگر نیز با این تصمیم همراهی نکردند اما تلاش برای جلوگیری از ثبت نام کاندیدای اصولگرای دیگر نیز مکمل این تصمیم گردید و در نهایت به جز محسن رضایی که با تحلیلی متفاوت به آینده آرایش انتخاباتی مینگریست، از طیف اصولگرا، فرد دیگری برای کاندیداتوری ثبت نام نکرد. ضمن اینکه در اردوگاه اصلاحطلبان نیز خاتمی کناره گیری کرد و میرحسین موسوی به همراه مهدی کروبی نفرات نهایی ثبت نام کننده گردیدند.
با ورود رقبای انتخاباتی در میدان رقابت و اتفاقاتی که از ابتدای سال 88 به وقوع پیوست، به خصوص موضع گیری مقام معظم رهبری و برطرف کردن شبهه ناشی از تفسیر جعلی بیانات رهبری در حمایت از دولت که در سخنرانی مهم ابتدای سال مشهد مقدس ایشان مطرح گردید که فرمودند: "بنده یک رای دارم، آن را در صندوق میاندازم، به یک نفر رای خواهم داد، به هیچکس دیگر هم نخواهم گفت که به کی رای بدهد و به کی رای ندهد. این تشخیص خود مردم است. بنده گاهی از دولت حمایت میکنم، دفاع میکنم ولی بعضی سعی میکنند برای این کار معنای نادرستی جعل و ابداع کنند، در حالی که من همیشه از دولتها دفاع میکنم."، محدود شدن فضای تبلیغاتی رسانه ملی در تبلیغ دولت و توسعه یافتن انتقادات از عملکرد دولت نهم و شاید هم تاثیر سوء ناشی از بستن فضای انتخاباتی به روی سلیقههای متفاوت اصولگرایی و عدم اعتقاد قلبی حامیان صوری از احمدینژاد، به تدریج، موجبات سیر نزولی آرای احمدینژاد را در افکار عمومی فراهم آورده است، تا امروز که حدود دو هفته به برگزاری انتخابات باقی مانده و برنامههای تبلیغاتی صدا و سیما نیز آغاز شده است و برای اولین بار رئیس دولت نهم، که تاکنون بدون هیچ حریفی در صدا و سیما ظاهر میشد و تقریباًٌ هرگونه نقدی نسبت به وی، در رسانه ملی طرح نمی گردید در برابر رقبایی در قامت کاندیدای ریاست جمهوری قرار گرفته است و مورد نقد قرار می گیرد.
تاثیر این حوادث آن چنان زنگ هشداری را برای اصولگرایان به صدا درآورده که نشنیدن و تدبیر نکردن برای مقابله با آن، میتواند خطر از دست دادن کرسی ریاست قوه مجریه برای اصولگرایان را به ارمغان آورد.
شتاب زده عمل کردن برخی اصولگرایان و برخورد تسلیمی در برابر تصمیم احمدینژاد مبنی بر کاندیداتوری مجدد، نشان از سیر نزولی کیفیت تصمیم گیری در اردوگاه اصولگرایان از انتخابات شورای شهر دوم به بعد داشته که تنگ نظریها و تک رویها مرتباً بر این فرآیند تاثیرگذار بوده است و میتوان گفت در این انتخابات، تنها یک نفر تصمیم گیر و مابقی منفعل در برابرش قرار گرفتهاند.
برآوردها نشان میدهد که در روزهای آینده ممکن است اصولگرایان با همان مشکل دوره نهم انتخابات مواجه شوند که هر سه کاندیدای اصولگرا، در معرض تهدید جدی کمبود آراء قرار گرفتند و موجب شد در 48 ساعت آخر فرصت تبلیغاتی شبکه تبلیغی قالیباف که مورد حمایت بخش اصلی اصولگرایان بود، به سمت احمدینژاد که اقبال مردمی بیشتری را جذب کرده بود، گردش کنند و در نتیجه احمدینژاد در دور اول توانست با اختلاف کمی نسبت به کروبی نفر دوم شود.
این اقدام دقیقه 90 در اردوگاه اصولگرایان، موجب حضور احمدینژاد در دور دوم گردید و سرنوشت محتوم دور دوم این بود که هرکس در مقابل هاشمی رفسنجانی، امید پیروزی نهایی را داشت که همین اتفاق هم افتاد اما در این دوره شرایط به سمتی در حال شکلگیری است که برخلاف تصور اولیه، احمدینژاد به هیچ وجه کاندیدای پیروز دور اول انتخابات نخواهد بود و با فرض اینکه بتواند به دور دوم راه یابد، سرنوشتی مشابه هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات دور نهم را خواهد داشت.
لذا چنانچه اصولگرایان تدبیری اتخاذ نکنند و راه حلی برای برون رفت از این بن بست نیابند، باید منتظر استقرار کاندیدای اصلاح طلبان در کرسی ریاست جمهوری باشند که نه تنها برای کشور دستاوردی نخواهد داشت، بلکه یک دوره حداقل 4 ساله عقبگرد و تشدید منازعات داخلی را پیش رو خواهیم داشت و این میدان آزمایشی برای نشان دادن قدرت تصمیم گیری شجاعانه، واقعگرایانه و مدبرانه برای بزرگان اردوگاه اصولگرا خواهد بود که باید شاهد باشیم در روزهای باقیمانده چه خواهد شد.
هرچند در اصلیترین تشکلهای اصولگرا، یعنی جامعه مدرسین حوزه علیمه قم و روحانیت مبارز تهران، اکثریت آرای لازم جهت حمایت از احمدینژاد به دست نیامد و بعضی از تشکلهای دیگر نیز با این تصمیم همراهی نکردند اما تلاش برای جلوگیری از ثبت نام کاندیدای اصولگرای دیگر نیز مکمل این تصمیم گردید و در نهایت به جز محسن رضایی که با تحلیلی متفاوت به آینده آرایش انتخاباتی مینگریست، از طیف اصولگرا، فرد دیگری برای کاندیداتوری ثبت نام نکرد. ضمن اینکه در اردوگاه اصلاحطلبان نیز خاتمی کناره گیری کرد و میرحسین موسوی به همراه مهدی کروبی نفرات نهایی ثبت نام کننده گردیدند.
با ورود رقبای انتخاباتی در میدان رقابت و اتفاقاتی که از ابتدای سال 88 به وقوع پیوست، به خصوص موضع گیری مقام معظم رهبری و برطرف کردن شبهه ناشی از تفسیر جعلی بیانات رهبری در حمایت از دولت که در سخنرانی مهم ابتدای سال مشهد مقدس ایشان مطرح گردید که فرمودند: "بنده یک رای دارم، آن را در صندوق میاندازم، به یک نفر رای خواهم داد، به هیچکس دیگر هم نخواهم گفت که به کی رای بدهد و به کی رای ندهد. این تشخیص خود مردم است. بنده گاهی از دولت حمایت میکنم، دفاع میکنم ولی بعضی سعی میکنند برای این کار معنای نادرستی جعل و ابداع کنند، در حالی که من همیشه از دولتها دفاع میکنم."، محدود شدن فضای تبلیغاتی رسانه ملی در تبلیغ دولت و توسعه یافتن انتقادات از عملکرد دولت نهم و شاید هم تاثیر سوء ناشی از بستن فضای انتخاباتی به روی سلیقههای متفاوت اصولگرایی و عدم اعتقاد قلبی حامیان صوری از احمدینژاد، به تدریج، موجبات سیر نزولی آرای احمدینژاد را در افکار عمومی فراهم آورده است، تا امروز که حدود دو هفته به برگزاری انتخابات باقی مانده و برنامههای تبلیغاتی صدا و سیما نیز آغاز شده است و برای اولین بار رئیس دولت نهم، که تاکنون بدون هیچ حریفی در صدا و سیما ظاهر میشد و تقریباًٌ هرگونه نقدی نسبت به وی، در رسانه ملی طرح نمی گردید در برابر رقبایی در قامت کاندیدای ریاست جمهوری قرار گرفته است و مورد نقد قرار می گیرد.
تاثیر این حوادث آن چنان زنگ هشداری را برای اصولگرایان به صدا درآورده که نشنیدن و تدبیر نکردن برای مقابله با آن، میتواند خطر از دست دادن کرسی ریاست قوه مجریه برای اصولگرایان را به ارمغان آورد.
شتاب زده عمل کردن برخی اصولگرایان و برخورد تسلیمی در برابر تصمیم احمدینژاد مبنی بر کاندیداتوری مجدد، نشان از سیر نزولی کیفیت تصمیم گیری در اردوگاه اصولگرایان از انتخابات شورای شهر دوم به بعد داشته که تنگ نظریها و تک رویها مرتباً بر این فرآیند تاثیرگذار بوده است و میتوان گفت در این انتخابات، تنها یک نفر تصمیم گیر و مابقی منفعل در برابرش قرار گرفتهاند.
برآوردها نشان میدهد که در روزهای آینده ممکن است اصولگرایان با همان مشکل دوره نهم انتخابات مواجه شوند که هر سه کاندیدای اصولگرا، در معرض تهدید جدی کمبود آراء قرار گرفتند و موجب شد در 48 ساعت آخر فرصت تبلیغاتی شبکه تبلیغی قالیباف که مورد حمایت بخش اصلی اصولگرایان بود، به سمت احمدینژاد که اقبال مردمی بیشتری را جذب کرده بود، گردش کنند و در نتیجه احمدینژاد در دور اول توانست با اختلاف کمی نسبت به کروبی نفر دوم شود.
این اقدام دقیقه 90 در اردوگاه اصولگرایان، موجب حضور احمدینژاد در دور دوم گردید و سرنوشت محتوم دور دوم این بود که هرکس در مقابل هاشمی رفسنجانی، امید پیروزی نهایی را داشت که همین اتفاق هم افتاد اما در این دوره شرایط به سمتی در حال شکلگیری است که برخلاف تصور اولیه، احمدینژاد به هیچ وجه کاندیدای پیروز دور اول انتخابات نخواهد بود و با فرض اینکه بتواند به دور دوم راه یابد، سرنوشتی مشابه هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات دور نهم را خواهد داشت.
لذا چنانچه اصولگرایان تدبیری اتخاذ نکنند و راه حلی برای برون رفت از این بن بست نیابند، باید منتظر استقرار کاندیدای اصلاح طلبان در کرسی ریاست جمهوری باشند که نه تنها برای کشور دستاوردی نخواهد داشت، بلکه یک دوره حداقل 4 ساله عقبگرد و تشدید منازعات داخلی را پیش رو خواهیم داشت و این میدان آزمایشی برای نشان دادن قدرت تصمیم گیری شجاعانه، واقعگرایانه و مدبرانه برای بزرگان اردوگاه اصولگرا خواهد بود که باید شاهد باشیم در روزهای باقیمانده چه خواهد شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
شما که همیشه درگیر تصمیمگیری هستید و تا به حال در انتخاباتها و در 4 سال دولت داریتان یک کار درست نتوانستید انجام بدهید به چه دلیل به خودتان حق میدهید که بگویید استقرار اصلاحطلبان برای کشور دستاوردی نخواهد داشت! حق این است که این چهار سال کشور را به قرون وسطی برد و برای پاک کردن لکه این چهار سال، میرحسین و دیگر اصلاح طلبان باید 20 سال پشت سر هم برنده شوند و به شدت کار کنند.
رای ما فقط و فقط و فقط به میرحسین!
زنده باد دکتر احمدی نژاد
جناب آقای امیری!
چه کسی گفته که استقرار رییس جمهور اصلاح طلب هیچ دست آوردی برای کشور ندارد و عقبگرد محسوب می شود؟!
اصولا انتخابات با این فلسفه برگزار
می شود که مردم بعنوان "تنها قضاوت کنندگان واجد صلاحیت"برای تععین رییس جمهور، در مورد عملگرد جناح های سیاسی و کاندیداهای ریاست جمهوری و البته رییس جمهوری که چهارسال با برخورداری از حمایت
بی سابقه زمین و زمان! به هدایت کشور در مسیر دلخواهش پرداخته بنشینند و با انتخاب خود تعیین کنند که نشستن چه کسی بر صندلی ریاست کشور مطلوب است و برای کشور دست آورد خواهد داشت.
بنابر این نه شما و بنده و نه هیچ دیارالبشری در کشور ایران حق تعیین تکلیف برای مردم را ندارد که میزان فقط و فقط رای ملت است.
الحمدالله که طی چند سال گذسته نتیجه دخالت حکومت در رای مردم با عملکرد مضحک مجالس هفتم و هشتم بر همگان روشن شد، اما مگر این شیفتگی خدمت من و شما می گذارد که به اراده راستین و به حق ملت ایران تمکین کنیم برادر؟!!
احمدی نژاد اصولگرایی را کشت.
شناخت كانديداي برتر از همراهان ايشان به راحتي ميسر است ، واقعا همراهان موسوي چه كساني هستند ؟ آيا بسياري از اينها همانهايي نيستند كه كمر به براندازي اين نظام بسته بودند ؟ آيا اقدامات مشاركتي ها و مجاهدين انقلابي ها را در 8 سال تسلطشان فراموش كرده ايم ؟ چگونه گروهي خود را اصولگرا مي نامند و تنها به صرف كينه هاي شخصي عليه احمدي نژاد مي خواهند دوباره دشمنان امام و رهبري و اصولگرايي را بر اين مردم مسلط نمايند ؟ مردم آگاه ایران ، فريب عقده گشايي هاي طلحه و زبيري را نخوريد و نگذاريد كشور به دست نااهلان بيفتد .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.