نکاتی درباره یک انصراف سازنده
سردبیر

این روزها، البته منظورم این چند روز اخیر نیست، بلکه مدت مدیدی است که واکنشها به پدیده های سیاسی، در میان نخبگان و حتی عموم مردم با نوعی عصبانیت و حتی بی انصافی همراه شده است.
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را شاید بتوان اوج این نوع برخورد با پدیدههای سیاسی دانست. با نگاهی به رفتارهای انتخاباتی ـ چه در میان فعالان سیاسی و چه طرفداران آنها ـ به خوبی میتوان این مسأله را دریافت.
نگاهی به نوع واکنشها به نتیجه انتخابات اخیر هم شاهد محکم دیگری بر این مدعاست؛ برخورد احساسی، توجه به حاشیهها به جای اصل موضوع محل بحث و نگاه آنی و کوتاه مدت به پدیدههایی از این جنس، شاخصهای مشترک رفتار بسیاری از ایرانیان ـ چه فعالان سیاسی و چه عموم مردم ـ را تشکیل میدهد.
یکی از پدیدههای سیاسی که این روزها بر پایه همین رویکرد با ارزیابی غیر منصفانهای روبهرو شده است، انصراف محسن رضایی نامزد معترض به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از شکایات خود است. شاید ساعتی از این اعلام انصراف نگذشته بود که سیل برخوردهای تهاجمی و یا تخطئهآمیز را از سوی گروهها و جریانهای سیاسی مختلف شاهد بودیم.
نکته جالب در این میان این بود که هر کدام از این جریانها با «مصادره به مطلوب کردن» این انصراف، تلاش میکردند برداشت و نتیجه خود را از آن بگیرند.
با گذشت بیش از چهار روز از این اعلام انصراف و البته توضیحات و شرحی که پس از آن توسط وی و یا نزدیکان سیاسیاش بر این رویداد داده شد، اما تا به امروز متأسفانه یک نقد و تحلیل همه جانبهنگر در این باره دیده نشده و عموم نقدها و تحلیلها، برآمده از عصبانیت جریانهای معترض به انتخابات و در نتیجه تقبیح و تخطئه این حرکت بوده یا برگرفته از برخوردهای احساسی علاقهمندان به وی بوده است که گویی بغضشان را در نوشتههایشان خالی کردهاند و البته موافقان نتیجه انتخابات اخیر هم همچون همیشه با ادبیات خاص خویش این حرکت را نشان از تسلیم وی دانستند.
در این میان، برخی با القائات خاص، در تلاشند با استفاده از قرینه ذهنی انصراف رضایی از شرکت در رقابتهای دوره گذشته، آن را به این انصراف وی از پیگیری شکایتهایش از شورای نگهبان پیوند زده تا چهره سیاسی بیثباتی را از وی در اذهان عمومی به نمایش بگذارند.
اما به راستی، انصراف محسن رضایی بر چه مبنایی بود و چه آثاری داشت؟ شاید پاسخ به این پرسش، بتواند به ما کمک کند تا ارزیابی بهتری از این مسئله سیاسی داشته باشیم.
نکته نخست: پس از اعلام انصراف رضایی از پیگیری شکایتها بود که شورای نگهبان اعلام کرد که از رهبر انقلاب درخواست 5 روز مهلت بیشتر برای رسیدگی به شکایات و تأیید صحت انتخابات کرده است.
تحلیلها آنگاه شفافتر شد که نماینده رضایی برای پیگیری شکایات وی از شورای نگهبان، پس از موضع گیری خاص عوامل ستاد انتخاباتی وزارت کشور و شورای نگهبان آشکارا اعلام کرد، یکی از دلایل اصلی انصراف دکتر رضایی از پیگیری شکایتهایش، همکاری نکردن عوامل اجرایی و نظارتی در این زمینه و بینتیجه دانستن این تلاشها با رویه موجود بوده است.
شاید همین چالشها بود که شورای نگهبان را متوجه این موضوع ساخت که اگر رویه به اینگونه باشد و تنها معترض انتخابات که تام و تمام، اعتراضاتش را بر پایه قانون و از مجاری قانونی پیگیری کرده است نیز از این فرایند اعلام انصراف کند، سنگینی اعتراضات به شورای نگهبان و تصور بسته به نظر رسیدن راههای قانونی اعتراض به نتیجه انتخابات در جامعه، شکل پررنگتری را به خود خواهد گرفت.
نکته دوم: به حق باید رضایی را در فرآیند ظرفیتسازی برای برگزاری بهتر انتخابات و همچنین مدیریت بحرانهای حاصل شده پیشگام دانست. ارایه پیشنهاد برگزاری مناظرههای مستقیم میان نامزدهای انتخاباتی ـ جدای از چگونگی برخورد برخی نامزدها با این فرصت ـ تجربه تاریخی در عرصه انتخابات به شمار میرود.
اما رضایی پس از شکلگیری فضای ناآرام پس از انتخابات، همه تلاشش را برای پیشبرد توأمان دو موضوع به کار گرفت؛ یکی آرام کردن فضا و تلاش برای جلوگیری از برخوردهای خشونتآمیز میان معترضان به نتیجه انتخابات و نیروهای نظامی و انتظامی و دیگری پیگیری مجدانه و مستدل شکایات از راه قانونی.
اما آنگاه که این تلاشها با برخی کارشکنیها به نتیجه مطلوب نرسید، وی بارها به تشکیل گروه یا هیأتی که مرضیالطرفین باشد، تأکید کرد. بنابراین، دیدیم که اندکی پس از این انصراف بود که شورای نگهبان از تشکیل هیأت ویژه رسیدگی به شکایات خبر داد و او بلافاصله اعلام آمادگی کرد که مشروط به شرایطی مجدداً به فرآیند ادامه شکایات برگردد، که این شرایط عبارت بودند از:
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را شاید بتوان اوج این نوع برخورد با پدیدههای سیاسی دانست. با نگاهی به رفتارهای انتخاباتی ـ چه در میان فعالان سیاسی و چه طرفداران آنها ـ به خوبی میتوان این مسأله را دریافت.
نگاهی به نوع واکنشها به نتیجه انتخابات اخیر هم شاهد محکم دیگری بر این مدعاست؛ برخورد احساسی، توجه به حاشیهها به جای اصل موضوع محل بحث و نگاه آنی و کوتاه مدت به پدیدههایی از این جنس، شاخصهای مشترک رفتار بسیاری از ایرانیان ـ چه فعالان سیاسی و چه عموم مردم ـ را تشکیل میدهد.
یکی از پدیدههای سیاسی که این روزها بر پایه همین رویکرد با ارزیابی غیر منصفانهای روبهرو شده است، انصراف محسن رضایی نامزد معترض به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از شکایات خود است. شاید ساعتی از این اعلام انصراف نگذشته بود که سیل برخوردهای تهاجمی و یا تخطئهآمیز را از سوی گروهها و جریانهای سیاسی مختلف شاهد بودیم.
نکته جالب در این میان این بود که هر کدام از این جریانها با «مصادره به مطلوب کردن» این انصراف، تلاش میکردند برداشت و نتیجه خود را از آن بگیرند.
با گذشت بیش از چهار روز از این اعلام انصراف و البته توضیحات و شرحی که پس از آن توسط وی و یا نزدیکان سیاسیاش بر این رویداد داده شد، اما تا به امروز متأسفانه یک نقد و تحلیل همه جانبهنگر در این باره دیده نشده و عموم نقدها و تحلیلها، برآمده از عصبانیت جریانهای معترض به انتخابات و در نتیجه تقبیح و تخطئه این حرکت بوده یا برگرفته از برخوردهای احساسی علاقهمندان به وی بوده است که گویی بغضشان را در نوشتههایشان خالی کردهاند و البته موافقان نتیجه انتخابات اخیر هم همچون همیشه با ادبیات خاص خویش این حرکت را نشان از تسلیم وی دانستند.
در این میان، برخی با القائات خاص، در تلاشند با استفاده از قرینه ذهنی انصراف رضایی از شرکت در رقابتهای دوره گذشته، آن را به این انصراف وی از پیگیری شکایتهایش از شورای نگهبان پیوند زده تا چهره سیاسی بیثباتی را از وی در اذهان عمومی به نمایش بگذارند.
اما به راستی، انصراف محسن رضایی بر چه مبنایی بود و چه آثاری داشت؟ شاید پاسخ به این پرسش، بتواند به ما کمک کند تا ارزیابی بهتری از این مسئله سیاسی داشته باشیم.
نکته نخست: پس از اعلام انصراف رضایی از پیگیری شکایتها بود که شورای نگهبان اعلام کرد که از رهبر انقلاب درخواست 5 روز مهلت بیشتر برای رسیدگی به شکایات و تأیید صحت انتخابات کرده است.
تحلیلها آنگاه شفافتر شد که نماینده رضایی برای پیگیری شکایات وی از شورای نگهبان، پس از موضع گیری خاص عوامل ستاد انتخاباتی وزارت کشور و شورای نگهبان آشکارا اعلام کرد، یکی از دلایل اصلی انصراف دکتر رضایی از پیگیری شکایتهایش، همکاری نکردن عوامل اجرایی و نظارتی در این زمینه و بینتیجه دانستن این تلاشها با رویه موجود بوده است.
شاید همین چالشها بود که شورای نگهبان را متوجه این موضوع ساخت که اگر رویه به اینگونه باشد و تنها معترض انتخابات که تام و تمام، اعتراضاتش را بر پایه قانون و از مجاری قانونی پیگیری کرده است نیز از این فرایند اعلام انصراف کند، سنگینی اعتراضات به شورای نگهبان و تصور بسته به نظر رسیدن راههای قانونی اعتراض به نتیجه انتخابات در جامعه، شکل پررنگتری را به خود خواهد گرفت.
نکته دوم: به حق باید رضایی را در فرآیند ظرفیتسازی برای برگزاری بهتر انتخابات و همچنین مدیریت بحرانهای حاصل شده پیشگام دانست. ارایه پیشنهاد برگزاری مناظرههای مستقیم میان نامزدهای انتخاباتی ـ جدای از چگونگی برخورد برخی نامزدها با این فرصت ـ تجربه تاریخی در عرصه انتخابات به شمار میرود.
اما رضایی پس از شکلگیری فضای ناآرام پس از انتخابات، همه تلاشش را برای پیشبرد توأمان دو موضوع به کار گرفت؛ یکی آرام کردن فضا و تلاش برای جلوگیری از برخوردهای خشونتآمیز میان معترضان به نتیجه انتخابات و نیروهای نظامی و انتظامی و دیگری پیگیری مجدانه و مستدل شکایات از راه قانونی.
اما آنگاه که این تلاشها با برخی کارشکنیها به نتیجه مطلوب نرسید، وی بارها به تشکیل گروه یا هیأتی که مرضیالطرفین باشد، تأکید کرد. بنابراین، دیدیم که اندکی پس از این انصراف بود که شورای نگهبان از تشکیل هیأت ویژه رسیدگی به شکایات خبر داد و او بلافاصله اعلام آمادگی کرد که مشروط به شرایطی مجدداً به فرآیند ادامه شکایات برگردد، که این شرایط عبارت بودند از:
الف) هیئت ویژه به همه شکایات رسیدگی کند.
ب) سایر نامزدها نیز نماینده خود را به هیئت معرفی کنند.
براین مبنا کسانی که انصراف رضایی را انصراف از شکایات می دانند، تحلیل درستی نکرده اند چراکه وی به دنبال نتیجه بخشی شکایات بوده است.
سوم؛ مسأله فصلالخطاب بودن نظر رهبر انقلاب نیز از آن سری مسائلی بود که محسن رضایی همواره بر آن تأکید داشت.
اما متأسفانه، از سوی گروههای مخالف و موافق نتیجه انتخابات، با این موضوع نیز عمیق برخورد نشد. به گونه ای که شاید خیلیها تلاش میکنند شخص رهبری را در مسائل گوناگون هزینه کرده و با استناد به فرمایشات و بعضا نقل قولهای غیررسمی از ایشان، باب بحث و بررسی را در موضوعات گوناگون ببندند، اما رضایی با ظرافت این ادبیات جدید را وارد مباحث سیاسی کرد که توجه به فحوای کلام رهبری، بسیار مهمتر از وجه شکلی آن است.
سوم؛ مسأله فصلالخطاب بودن نظر رهبر انقلاب نیز از آن سری مسائلی بود که محسن رضایی همواره بر آن تأکید داشت.
اما متأسفانه، از سوی گروههای مخالف و موافق نتیجه انتخابات، با این موضوع نیز عمیق برخورد نشد. به گونه ای که شاید خیلیها تلاش میکنند شخص رهبری را در مسائل گوناگون هزینه کرده و با استناد به فرمایشات و بعضا نقل قولهای غیررسمی از ایشان، باب بحث و بررسی را در موضوعات گوناگون ببندند، اما رضایی با ظرافت این ادبیات جدید را وارد مباحث سیاسی کرد که توجه به فحوای کلام رهبری، بسیار مهمتر از وجه شکلی آن است.
به همبن دلیل وی معتقد بود که رهبری فصل الخطاب انتخابات را قانون تعیین کردند و بر این اساس کسانی که پیگیری قانونی را برخلاف نظر رهبری می دانند، به رهبری ظلم می کنند.
با دقت به سخنان رهبر عزیز انقلاب درمییابیم که ایشان فرمودند حرفشان این است که مسائل از مجاری قانونی پیگیری شود؛ بنابراین، عمل محسن رضایی به این گفته، نشان داد که وی بیش از آنکه برای شکل اصالت قایل باشد، برای محتوا اصالت قایل است.
با توجه به آنچه آمد، به خوبی میتوان دریافت که این انصراف، هر چند هزینههای شخصی بسیاری برای رضایی داشته است، اما باید آن را «انصرافی سازنده» برای جامعه ایران نامید.
با دقت به سخنان رهبر عزیز انقلاب درمییابیم که ایشان فرمودند حرفشان این است که مسائل از مجاری قانونی پیگیری شود؛ بنابراین، عمل محسن رضایی به این گفته، نشان داد که وی بیش از آنکه برای شکل اصالت قایل باشد، برای محتوا اصالت قایل است.
با توجه به آنچه آمد، به خوبی میتوان دریافت که این انصراف، هر چند هزینههای شخصی بسیاری برای رضایی داشته است، اما باید آن را «انصرافی سازنده» برای جامعه ایران نامید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من به عنوان يك رزمنده زمان جنگ و يك قطره از درياي دوستداران سردار دلسوخته جنگ ، اعتقاد دارم با اين عمل نه تنها نشان دادند كه ضمن اينكه سردار جنگ بودن در خور شأن ايشان هست بلكه يك مرد فكور روشن وسياستمدار صبور وزيرك بسيار جسوري هستند. براي ايشان آرزوي سلامتي و در اموراتشان موفقيت روز افزوني را از خداوند منان مسئلت دارم.
آقاي رضايي در آخرين مناظره شون مطلب بسيار مهمي را گفتند: اينكه ما در دهه چهارم انقلاب بايد به توسعه اقتصادي و عدالت اجتماعي بينديشيم و فرمودند اگر فضا دوباره امنيتي شود ما ده سال عقب ميافتيم كه اينچنين نيز شد... حال راه چاره چيست آقاي دكتر ..مردم چهار سال ديگر به رياست اين آقا تن بدهند؟... فكر ميكنيد مشروعيت جمهوري اسلامي پس از اين ماجرا و موضع گيري هاي بچه گانه اي كه انجام شد نزد بخش عظيمي از مردم دوباره احيا ميشود؟..... شايد با دخالت بخشي از قانون به نام مجلس خبرگان و يا مجمع تشخيص مصلحت نظام بتوان تا حد زيادي اين زخم ناسور شده را التيام بخشيد.
راستش من که نفهمیدم ماجرا از چه قراره
ایشون تنها امید پی گیری از مجاری به اصطلاح قانونی بود و معنی این انصراف فقط می تونه این باشه که راه قانونی به نتیجه نمی رسه
شنونده بايد خودش عاقل باشه.آقاي رضايي انصراف داد كه اعتراض و ... در رسيدگي به تخلفات رو نشون بده.
آقاي رضايي بايد اين مساله را در نظر ميگرفتند كه اعلام انصراف ايشان باعث دلسرد شدن تعداد بسياري از حاميان ايشان و زير سوال رفتن حقانيت شكايات اوليه ايشان به خصوص از ديدگاه رسانههاي حكومتي خواهد شد. به نظرم ايشان كمي عجولانه تصميم گرفتند كه اين مساله بر ميزان صلابت سياسي ايشان در مقابله با حوادث لااقل از ديدگاه انتخاب كنندگان در انتخابهاي بعدي تاثير خواهد گذاشت
اگر آقای رضاییفکر میکند که واقعا حدود یک درصد رای آورده است که دیگر شکایت کردن و یا نکردن وی چه اهمیتی دارد زیرا اصلا این تعداد رای به حساب نمیاید و ایشان بهتر است دیگر هیچوقت نامزد انتخابات ریاست جمهوری نشود و اگر ایشان اعتقاد دارد که رای ایشان غیر از این است باید تا آخر ایستادگی کند تا رای واقعی ایشان مشخص شود.
با سلام
سياسي کاري کار پسنديده اي نمي باشد . مخصوص با همنشين شهدا
فکر میکنم آقای رضایی همان بهتر که سرباز میهن بمانند چون امور سیاسی پایداری می خواهد.
دوست عزیز اگر این انتخابات با این روش که پیش رفت ادامه پیدا کند زیاد مطمئن نباش که انتخابات دیگری وجود داشته باشد. مردم هم بی خیال می شوند.
سلام، من به نوبه خود از آقاي رضايي ممنونم كه گذشت داشتند چه حق با ايشان بوده و يا نبوده گذشتشون باعث شد كمي آرامش به كشور برگردد.
برد و باخت مهم نيست ، حسن نيت و اخلاق مهم است. جناب آقاي موسوي هم بهتره از ايشون تبعيت كنند و كمي به كشور و مردم كشورش بينديشند كه آرامششون به هم نخوره . بهتره عراق و افغانستان را درس عبرت قرار دهيم.
جناب آقاي احمي نژاد هم بهتره به وعده هاشون عمل كنند و در صحبتهاشون بيشتر دقت كنند.
از همه هموطنان عزيز هم ممنونم كه سعي دارند آرامش را به جامعه برگردانند و دشمنان را نا اميد كنند.
متشكرم
متشكرم.
با تمام ارادتی که به حاج محسن دارم و لازم است بگویم که رای من در روز انتخابات ایشان بودند، با عرض تاسف می گویم از اینکه به ایشان رای دادم پشیمان هستم و ضمن اینکه دیگر به ایشان رای نمی دهم، نزدیکانم را نیز به رای دادن به ایشان تشویق نخواهم کرد. شجاعت شجاعت شجاعت
باید به خاطر این سخن امام ( میران رای ملت است )می ایستادند.
رضایی همیشه معرکه بوده و هست این مقاله رو هم اگه نمی نوشتین همه می دونستن!
حرف شما درست بود اگر ایشان در بیانیه اعلام انصراف خود قید میکردند در اعتراض به عدم رسیدگی و همکاری .... انصراف داده اند.
بیانیه ایشان تسلیم طلبانه بود
واقعا که اقای رضایی با انصرافشان نشان دادند که حافظ رای مردم نیستند.مگر رای مردم یه مورد شخصی است که ایشان به این راحتی از ارای مردم گذشتند
میدونم که پیام منو نمیذارین ولی از طرف من و خیلی دیگر از این مردم به اقای رضایی بگویید مردم رئیس جمهوری می خواهند که موقعیت خودش را به مردم ترجیح ندهد در غیر اینصورت لطفا دیگر کاندید نشوند
فقط می تونم بگم رضایی رضایی تو نوری از خدایی
پس از منازره های قبل از انتخابات و اعلام شکایت آقای رضایی من شخصا تصمیم در انتخابات بعدی اگر ایشان متشکل تر شرکت کنند به ایشان رای بدهم و نحوه پیگیری شکایت ایشان مرا امیدوار تر کرد. ولی متاسفانه انصراف ایشان نه تنها قلب مراشکست بلکه قلب بسیار دیگری از افرادی که به پیگیری منطقانه آقای رضایی امیدوار بودند را نیز شکست.آقای رضایی خواهش میکنم کوتاه نیایید.
بنظرم اين فقط توجيه عملکرد آقاي رضايي بود. اتفاقا عقب نشيني آقاي رضايي که تنها از طرق مدني اعتراض کرده بود کاملا بيجا و غير موجه بود و بنظر ميرسد يک نوع معامله ي سياسي بود که حق مردم در آن پايمال شد.
باید به خاطر نظام جمهوری اسلامی می ایستاد ، مگر نمی بیند صدا وسیما یکطرفه را ! مگر نمی بیند که با چه بی اخلاقی ها آمدند و با چه بی اخلاقی ها قصد برجا ماندن را دارند !
سر خمی می سلامت
"یکی از دلایل اصلی انصراف دکتر رضایی از پیگیری شکایتهایش، همکاری نکردن عوامل اجرایی و نظارتی در این زمینه و بینتیجه دانستن این تلاشها با رویه موجود بوده است." اگر اینگونه باشد چرا در نامه انصراف اشاره ای نشد. آیا شما این را مستقیم از دکتر رضایی شنیدید؟
سلام : آقاي رضايي خطاب به شما مي گويم . اين تذهبون !!!
مثلا صادقانه بگوييد رضايي دنبال چه مي باشد آيا احتمال مي دهد اگر كليه ي صندوق ها باز شماري شوند ايشان برنده است آيا فكر مي كنند اعضاي شعب اخذ رأي كه از اقشار مختلف مردمند وبسياري از آنها تا روز انتخابات همديگر را نشناخته اند همه در آن روز هم فكر و هم رأي شدند وتصميم گرفتند راي ها را به نام احمدي نژاد بشمارند در حالي كه رأي پدر با پسر مرد با زن وبرادر با برادر فرق دارد و در هر صندوق حداقل يك فرهنگي وساير اقشار مورد اعتماد هم وجود دارند اين همه مردم براي آقايان قابل اعتماد نيستند ويا اگر انتخابات باطل شود ايشان به عنوان رييس دولت معرفي مي شوند خيلي خوب است ايشان صادقانه به مردم بگويند دنبال چه مي باشند
اگر آقای رضایی در مورد روابط خود با جناب هاشمی رفسنجانی موضع شفاف تری می گرفت موفق تر بود .خواه از این سخن پند گیرد وخواه ملال .
معیار برداشت مردم است و یافته های وجدان عمومی جامعه، نه بافته های متحدان رسانه ای!
امیدواریم اینطوری باشه...البته به نظر من تحلیل شما دور از واقعیته
بنظرم آقای رضایی بایستی بدون درنظر گرفتن تعارفات معمول اگر واقعا" کارشکنی در مقابل درخواستهای قانونی شان بوده به مردم اعلام کنند بنظر من هم ایشان حق ندارد از طرف مردم تصمیم به حراج کردن رایشان بگیرد از ایشان بعید بود کوتاه بیاید
جواب به نظر دوم: يعني مي خواهي بفرمايي اين قسمت مهم جامعه فقط وقتي از نظام جدا نميشه كه بگن انتخابات غير سالم بوده.شما به نظر ميرسه بيشتر از آنكه دنبال روشن شدن واقعيت باشين دنبال اثبات يه ادعا به هر قيمتي هستين. اين هم از اون ور بوم افتادن است عزيز.
اگر ایشان اطمینان ( یا ظن قوی ) به تقلب دارند , از آنجایی که آرا امانت مردم به ایشان بود , شرعا به هیچ دلیلی نمی توانستند از رد این امانت شانه خالی کنند.
امام باقر (ع): سه چیز است که خداوند عز و جل به هیچ کس در آنها اجازه ای نداده است: برگرداندن امانت به نیک و بد , وفا کردن به عهد و پیمان با نیک و بد و نیکی به پدر و مادر خوب باشند یا بد.
تنبیه الخواطر(1/12)
میزان الحکمه(1/473)
رای مردم فهیم و فرهیخته و نخبگان علمی و فرهنگی و نیروهای انقلاب اسلامی و ایثارگران که آمار بالائی از آراء انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری را شامل است % متعلق به آقای دکتر محسن رضائی است.
من به صبر و حوصله ايشان ايمان دارم و استخوان در گلو بودنشان و سكوت معني دارشان حتي احمدي نزاد نتو انست او را عصباني كند
ولي ما صبرمان كم شده خدا عاملان اين وضع را لعنت كند ما همان صبوراني هستيم كه در 8 سال جنگ تحميلي به فرمان رضايي جنگيديم ، شهيد داديم و صبوري پيشه كرديم
با اينكه اقاي دكتر را دوست ذاريم وسرباز ايشان هستيم ولي همين سخنان و تحليل ها چرا نبايد توسط ايشان بيان شود اين كه ديگر تبريك پيروزي انتخابات نبود كه به مسابقه گذاشته شود بعد هم صدا وسيما سو استفاده كنند انها كه استعفاي ايشان رادر 4 سال پيش با پسگيري شكايت دهمين دوره گره ميزنند بيشك جز عوامند و فرصت حتي خواندن مقالات توجيهي من و شما را ندارند واينها هستند كه راي به رفتار سياسي ميدهند انشا الله حركت سوم را خودشان براي مردم تشريح خواهند كرد
واقعا متاسفم که اینطور رفتار می کنید.آقای رضایی توی اون بحبوحه ی اغتشاشات جفت پاشو کرده بود توی یه کفش می گفت من از "حق ملت"! نمی گذرم.حالا که اغتشاشات خوابیده و نتایج بازشماری هم مشخص شده که اعتراضش بجا نبوده، اومده داره فداکاری می کنه و از "حق خودش"! می گذره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه کم فکرتونو به کار بندازین ببینین چی می گین!
اگه جرئت دارید این کامنتو بذارید.می دونم که جرئت ندارین!!!چون تا حالا بقیه ی کامنت های من و سایر مخالفین خودتونم نذاشتین ترسوها!
نقد شما درست است انصراف اقاي رضايي درسترين راه بود ولي خواهش ميكنم واقعيتها را از مردم پنهان نكنيد چون فكر مردم به بدترين نوع ممكن منحرف ميشود اگر به مردم گفته شود كه انتخابات سالم بوده قسمت مهمي از جامعه از نظام جدا ميشوند و اين بزرگترين خطر است
خداوكيلي خود شما به اين تحليل واقعا اعتقاد داريد؟ يعني معتقديد كه واقعا حق با ايشان بوده و علي رغم اينكه راي ايشان دچار دخل و تصرف شده بوده است نامبرده پيگيري شكايت را به مصلحت نديده اند؟
اگر واقعا اين طور باشد اصلا كي چنين حقي به ايشان داده است؟ اگر آراي واقعي ايشان مثلا n عدد بوده و در آمار n-1 اعلام شده باشد ايشان به چه حقي از يك راي خود چشم پوشي كرده اند؟ ان يك راي متعلق به كانديدا نيست متعلق به من نوعي است. و نبايد تحت هيچ شرايطي از آن چشم پوشي شود. انصراف سازنده يعني چه؟؟؟؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.