اخراج شاعری پس از شعرخوانی در محضر رهبری
بیژن ارژن گفت که بعد از دیدار با مقام معظم رهبری وقتی به کارخانه برگشتند، به خاطر این که از مشکلات کارخانه حرفی نزده بودم اخراج شدم.
به گزارش میزان بیژن ارژن در خصوص ماجرای اخراجش بعد از جلسه شعر خوانی که هر ساله رهبر معظم انقلاب در ماه رمضان برگزار می کنند گفت: 15 یا 16 سال پیش وقتی به مجلس شعر خوانی مقام معظم رهبری رفتم ازمحل کارم که یک کارخانه بود اخراج شدم. این اخراج مصادف بود با ورشکستگی کارخانه که درآن زمان افراد بسیاری به خاطر دست مزدهای خود اعتراض کرده بودند و من هم یکی از آن افراد معترض و ناراضی بودم و زمانی که از دیدار مقام معظم رهبری برگشتم من را اخراج کردند.
وی افزود: باید خاطره ای دیگر بگویم که در سال های قبل از این اتفاق من را به کنگره بین المللی امام خمینی (ره) دعوت کرده بودند اما به من مرخصی ندادند که به این کنگره بروم و برای سفر سه روزه من نه تنها مرخصی ندادند بلکه غیبت هم رد کردند.
شاعر مجموعه «چهل کلید» گفت: متأسفانه مشکلی که ما داریم برای ورزش همه ادارات و کارخانه ها مرخصی به ورزشکاران می دهند اما هیچ مرخصی فرهنگی وجود ندارد و کارگران اگر در جایی دعوت بشوند هیچ مرخصی فرهنگی به آن ها نمی دهند البته باید بگویم اوضاع کارمندان کمی بهتر است و کارخانه ها کارگر می خواهند و به شاعر نیاز ندارند.
ارژن بیان کرد: حرف اصلی آنها برای اخراج من این بود که چرا وقتی به دیدار مقام معظم رهبری رفتی حرفی از مشکلات کارخانه نزدی؟ و من به آنها گفتم من نه نماینده کارگران هستم نه نماینده کارخانه بلکه یک شاعر هستم که به این مجلس دعوت شدم و از آنجایی که من جزو معترضان اصلی کارخانه بودم دلیل بیشتری برای اخراج من آوردند.
وی تصریح کرد: آن ها به من برگ چکی نزدیک به یک میلیون دادند و مرا بازخرید کردند و آنقدر هم آدم های خوبی بودند که چک را در تهران باید نقدی می کردم و من را به خاطر یک چک از کرمانشاه به تهران کشاندند.
شاعر کشورمان گفت: بعد از اخراجم از کارخانه چون هیچ شغلی نداشتم مجبور شدم تاکسی ای بگیرم و راننده تاکسی شدم و چون رانندگی بلد نبودم مجبور می شدم هم رانندگی کنم و هم بیشتر از رانندگی تصادف می کردم و هر چه در می آوردم خرج خود تاکسی می کردم تا بالاخره به تهران آمدم و به سازمان صدا و سیما راه یافتم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دو بار براي ااستخدام به صدا و سيما رفتم گفتند معرف تو كيست .معرف نداشتم گفتند استخدام نمي كنيم .
در شعر, من از مشکل خود می گویم
از عشق و دل غافل خود می گویم
خواهی بپذیر دوست, خواهی نپذیر
من شعر برای دل خود می گویم
باران آمد که تو اسیرم کردی
بید مجنون سربه زیرم کردی
ای عشق!مگر چه کرده بودم با تو؟
سالی دو هزار سال پیرم کردی
به خاطر شاعر بودنش بهتر همه مسایل از دید سیاسی نبینیم وبه ارزش ها هم احترام بگذاریم
نگفتي چطوري به صدا و سيما رسيدي ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
الخیر ما فی وقع
الحمدلله مثل اینکه برای شما بهتر شده
بالاخره عاقبت بخير شدي!
ولي چرا اينقدر دير اين ماجرا يادت افتاده؟؟؟؟
آدم قابلی بودی از همه نظر که به جاهای خوب راه یافتی
آخرش خیلی جالبه!!! چرا اینجاشو تیتر نکردین؟؟؟تا بالاخره به تهران آمدم و به سازمان صدا و سیما راه یافتم.
اقا شاعری کیلوچند ؟ وقتی کارگران دارند اخراج می شوند و از هستی می افتند، تو با یک اشاره می توانستی مشکل آنها نه که حل کنی بلکه مطرح کنی خوب کارگران به نان شب محتاج است نه شاعری تازه اگر مشکلی مسلمونی رو حل کردی مردی نه برایشان شاعری کنی
تا حالا چرا نگفته بودی
!!!!!!!!!!...!!!!!!!
چه تیتر بی ربطی!
عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد
پس عاقبت به خیر شدی
ديدي كه مسئولين كارخانه خوبي تورو ميخواستن و عاقبت بخير شدي .حالا هي بگو....
یعنی چی تو راننده نبودی رانندگی می کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میشه درباره راه یافتن به صدا و سیما بیشتر توضیح بفرمایید قربان.
ارژن جان انجاست که شاعر می فرماید : عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد..
دیگه نونت تو روغنه وارد صداوسیما شدی که اصلا ربطی به وضعیت کارگران نداره هرموقع خواستی میری نخواستی نمیری هرماه حقوق مکفی میگیری خونه و ماشین و امکانات هم ردیفه حالا باید ممنون کارفرمای قبلی باشی که با اخراجت باعث خوشبختیت شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.