شریعتمداری خطاب به خاتمی: فحش نده!
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت:
شخصي به گلايه ميگفت؛ هر وقت در محله ما چيزي مفقود ميشود، همسايه ها مرا به سرقت متهم ميكنند و آنچه را كه مفقود شده از من ميخواهند. به او گفتند؛ اين كه نگراني ندارد، چاره كار آسان است، براي رفع سوء ظن اجازه بده يك بار خانهات را جستجو كنند تا از پاكدست بودنت مطمئن شوند و ديگر تو را به دزدي متهم نكنند. شخص گلهمند با قيافهاي حق به جانب گفت؛ حق با شماست، اما بخت و اقبال با من نيست، زيرا هر وقت خانهام را جستجو كرده اند، اشياء مفقود شده را يافتهاند!
برخي از مدعيان اصلاحات در حالي ارتباط خويش با محافل بيگانه و پيروي از دستورالعمل دشمنان بيروني را انكار ميكنند كه طي چند سال اخير و مخصوصاً طي شش ماه گذشته تقريباً هيچ يك از اقدامات و مواضع آنها را نميتوان يافت كه دقيقاً برگرفته از دستورالعملهاي پيشاپيش اعلام شده و پيشنهاد شده رسانهها و مقامات آمريكايي نباشد. در اين باره طي چند ماه اخير ـ و در سالهاي گذشته نيز ـ گزارشها و يادداشتهاي فراواني همراه با اسناد و مدارك غير قابل انكار داشتهايم. و اما تازهترين اقدام اين جريان سياسي، درخواست رفراندوم براي مقبوليت دولت ـ بخوانيد نظام ـ است كه طي بيانيهاي از سوي سيدمحمد خاتمي مطرح شد و بلافاصله با استقبال گسترده مقامات و رسانههاي آمريكايي، اروپايي و اسرائيلي روبرو شد. قبل از پرداختن به موضوع يادشده، در اين خبر دقت كنيد؛ چندي قبل، مايكل لدين -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه «آمريكن اينترپرايز» و دستيار ويژه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع اسبق آمريكا و «ديك چني» معاون جرج بوش، از «رفراندوم درباره مشروعيت جمهوري اسلامي ايران» با عنوان يكي از راهكارهاي مؤثر براي مقابله با اقتدار ايران اسلامي ياد كرده بود. لدين در پيشنهاد خود اشاره ميكند كه آنچه مهم است، «انجام رفراندوم» نيست؛ زيرا رفراندوم در قوانين ايران گردش كار شناخته شدهاي دارد و حتي در صورت انجام، نتيجه آن نيز مورد نظر نيست، چرا كه مردم ايران به نظام حكومتي خود وفادارند. مايكل لدين معتقد است؛ پيشنهاد رفراندوم از يكسو و حمايت رسانهاي غرب از سوي ديگر ميتواند مخالفان جمهوري اسلامي ايران را اميدوار كرده و در صحنه نگاه دارد!
اكنون به پيشنهاد خاتمي كه با بيانيه مشابهي از سوي مجمع روحانيون همراه بود باز ميگرديم.
1- خاتمي ميداند كه انجام رفراندوم در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران گردش كار و راه قانوني تعريف شدهاي دارد؟ و مطابق اصل 110 قانون اساسي فرمان آن بايستي از جانب رهبري صادر شود و نظارت بر آن مطابق اصل 99 قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است. بنابراين وقتي آقاي خاتمي در بيانيه خود از انجام رفراندوم ـ با همان موضوع «مقبوليت»! كه پيش از او مايكل لدين پيشنهاد كرده است ـ سخن ميگويد و خواستار برگزاري آن از سوي نهادي غير از شوراي نگهبان ميشود، در عمل و آشكارا قانون اساسي را نقض ميكند و بايد از او پرسيد؛ جنابعالي كه در اولين گام قانون اساسي را زير پا ميگذاريد، اولاً؛ چگونه ادعاي قانونگرايي داريد؟! ثانياً؛ وقتي قانون اساسي را نفي ميكنيد، چگونه ميتوان شما را در چارچوب نظام تلقي كرد؟! و ثالثاً؛ با توجه به آن كه ميدانيد پيشنهادتان قانوني و عملي نيست، آيا غير از اين است كه دقيقاً همان دستورالعمل «مايكل لدين» ـ بخوانيد سازمان سيا ـ را به دست گرفتهايد؟! لطفاً مثل هميشه فحش ندهيد، دليل بياوريد!
2- خاتمي در بيانيه خود ـ بخوانيد بيانيه مايكل لدين ـ پيشنهاد كرده است كه رفراندوم مورد نظر وي به جاي شوراي نگهبان از سوي «يك نهاد بيطرف مثل مجمع تشخيص مصلحت نظام»! صورت پذيرد. كه در اين باره بايد گفت، اگر مقصود خاتمي از مجمع تشخيص مصلحت، رياست آن يعني آقاي هاشمي رفسنجاني است كه ايشان به وضوح نشان دادهاند نه فقط بيطرف نيستند، بلكه به شدت از خاتمي و موسوي و دار و دسته آنها حمايت ميكنند. به عنوان نمونه، آيا پيشنهادهاي ايشان در نماز جمعه اخير تهران، حتي يك كلمه ـ تأكيد ميشود حتي يك كلمه ـ با بيانيههاي فتنه انگيزانه موسوي و خاتمي تفاوت داشت؟! و چنانچه منظور خاتمي شخصيت حقوقي نهاد مجمع تشخيص مصلحت است و نه شخص آقاي هاشمي رفسنجاني كه بايد گفت وظيفه مجمع، برگزاري رفراندوم نيست و اين نيز نشانه ديگري از بياعتنايي ـ يا بياعتقادي ـ آقاي خاتمي به قانون اساسي است.
از سوي ديگر اگر آقايان اساساً به قانون اساسي اعتقادي نداشته باشند كه در اين صورت نميتوانند خواستار رياست قوه مجريه در كشوري شوند كه قانون اساسي يعني ميثاق ملي آن را قبول ندارند! اين تناقض را چگونه توجيه ميكنند؟!
3- خاتمي و يارانش در حالي از انجام رفراندوم سخن ميگويند كه نشان دادهاند به هيچ يك از فرايندهاي قانوني اعتقادي ندارند و انتخابات اخير را بدون آن كه كمترين دليل و سندي براي مخدوش بودن آن ارائه كنند، غير قانوني! دانسته و خواستار ابطال آن شده بودند. بنابراين بر فرض كه رفراندومي برگزار شود، به يقين نتيجه آن را نميپذيرند. چرا؟! نكته اصلي دقيقاً در همين نقطه نهفته است.
دار و دسته خاتمي كمترين ترديدي ندارند كه پيشنهاد آنها اولاً؛ قانوني نيست، ثانياً؛ عملي نيست و ثالثاً؛ بر فرض انجام رفراندوم، نتيجه آن براي مدعيان اصلاحات به مراتب از انتخابات دهم شكنندهتر خواهد بود. آنها با پيشنهاد رفراندوم بخش ديگري از سناريوي از پيش طراحي شده غرب را براي فتنه انگيزي به صحنه آوردهاند و در دورترين افق ذهن خود نيز نه فقط انجام آن را قانوني و عملي نميدانند، بلكه عدم تحقق آن بخش اصلي اين پروژه است چرا كه طراحان بيروني و دنبالههاي داخلي آنها به وضوح ميدانند تحقق رفراندوم نتيجهاي كاملاً معكوس و متضاد با خواست آنها دارد. به بيان ديگر كاربرد اصلي اين سناريو داغ كردن تنور تنش است. آرزويي كه دار و دسته خاتمي به آن نخواهند رسيد و به يقين از بادي كه به دستور دشمنان مي كارند طوفاني سهمگين به پا خواهد شد كه طومار خط جديد نفاق را نيز مانند خط نفاق دهه 60 درهم ميپيچد.
حسين شريعتمداري
شخصي به گلايه ميگفت؛ هر وقت در محله ما چيزي مفقود ميشود، همسايه ها مرا به سرقت متهم ميكنند و آنچه را كه مفقود شده از من ميخواهند. به او گفتند؛ اين كه نگراني ندارد، چاره كار آسان است، براي رفع سوء ظن اجازه بده يك بار خانهات را جستجو كنند تا از پاكدست بودنت مطمئن شوند و ديگر تو را به دزدي متهم نكنند. شخص گلهمند با قيافهاي حق به جانب گفت؛ حق با شماست، اما بخت و اقبال با من نيست، زيرا هر وقت خانهام را جستجو كرده اند، اشياء مفقود شده را يافتهاند!
برخي از مدعيان اصلاحات در حالي ارتباط خويش با محافل بيگانه و پيروي از دستورالعمل دشمنان بيروني را انكار ميكنند كه طي چند سال اخير و مخصوصاً طي شش ماه گذشته تقريباً هيچ يك از اقدامات و مواضع آنها را نميتوان يافت كه دقيقاً برگرفته از دستورالعملهاي پيشاپيش اعلام شده و پيشنهاد شده رسانهها و مقامات آمريكايي نباشد. در اين باره طي چند ماه اخير ـ و در سالهاي گذشته نيز ـ گزارشها و يادداشتهاي فراواني همراه با اسناد و مدارك غير قابل انكار داشتهايم. و اما تازهترين اقدام اين جريان سياسي، درخواست رفراندوم براي مقبوليت دولت ـ بخوانيد نظام ـ است كه طي بيانيهاي از سوي سيدمحمد خاتمي مطرح شد و بلافاصله با استقبال گسترده مقامات و رسانههاي آمريكايي، اروپايي و اسرائيلي روبرو شد. قبل از پرداختن به موضوع يادشده، در اين خبر دقت كنيد؛ چندي قبل، مايكل لدين -MICHAEL LEDEEN- عضو برجسته مؤسسه «آمريكن اينترپرايز» و دستيار ويژه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع اسبق آمريكا و «ديك چني» معاون جرج بوش، از «رفراندوم درباره مشروعيت جمهوري اسلامي ايران» با عنوان يكي از راهكارهاي مؤثر براي مقابله با اقتدار ايران اسلامي ياد كرده بود. لدين در پيشنهاد خود اشاره ميكند كه آنچه مهم است، «انجام رفراندوم» نيست؛ زيرا رفراندوم در قوانين ايران گردش كار شناخته شدهاي دارد و حتي در صورت انجام، نتيجه آن نيز مورد نظر نيست، چرا كه مردم ايران به نظام حكومتي خود وفادارند. مايكل لدين معتقد است؛ پيشنهاد رفراندوم از يكسو و حمايت رسانهاي غرب از سوي ديگر ميتواند مخالفان جمهوري اسلامي ايران را اميدوار كرده و در صحنه نگاه دارد!
اكنون به پيشنهاد خاتمي كه با بيانيه مشابهي از سوي مجمع روحانيون همراه بود باز ميگرديم.
1- خاتمي ميداند كه انجام رفراندوم در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران گردش كار و راه قانوني تعريف شدهاي دارد؟ و مطابق اصل 110 قانون اساسي فرمان آن بايستي از جانب رهبري صادر شود و نظارت بر آن مطابق اصل 99 قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است. بنابراين وقتي آقاي خاتمي در بيانيه خود از انجام رفراندوم ـ با همان موضوع «مقبوليت»! كه پيش از او مايكل لدين پيشنهاد كرده است ـ سخن ميگويد و خواستار برگزاري آن از سوي نهادي غير از شوراي نگهبان ميشود، در عمل و آشكارا قانون اساسي را نقض ميكند و بايد از او پرسيد؛ جنابعالي كه در اولين گام قانون اساسي را زير پا ميگذاريد، اولاً؛ چگونه ادعاي قانونگرايي داريد؟! ثانياً؛ وقتي قانون اساسي را نفي ميكنيد، چگونه ميتوان شما را در چارچوب نظام تلقي كرد؟! و ثالثاً؛ با توجه به آن كه ميدانيد پيشنهادتان قانوني و عملي نيست، آيا غير از اين است كه دقيقاً همان دستورالعمل «مايكل لدين» ـ بخوانيد سازمان سيا ـ را به دست گرفتهايد؟! لطفاً مثل هميشه فحش ندهيد، دليل بياوريد!
2- خاتمي در بيانيه خود ـ بخوانيد بيانيه مايكل لدين ـ پيشنهاد كرده است كه رفراندوم مورد نظر وي به جاي شوراي نگهبان از سوي «يك نهاد بيطرف مثل مجمع تشخيص مصلحت نظام»! صورت پذيرد. كه در اين باره بايد گفت، اگر مقصود خاتمي از مجمع تشخيص مصلحت، رياست آن يعني آقاي هاشمي رفسنجاني است كه ايشان به وضوح نشان دادهاند نه فقط بيطرف نيستند، بلكه به شدت از خاتمي و موسوي و دار و دسته آنها حمايت ميكنند. به عنوان نمونه، آيا پيشنهادهاي ايشان در نماز جمعه اخير تهران، حتي يك كلمه ـ تأكيد ميشود حتي يك كلمه ـ با بيانيههاي فتنه انگيزانه موسوي و خاتمي تفاوت داشت؟! و چنانچه منظور خاتمي شخصيت حقوقي نهاد مجمع تشخيص مصلحت است و نه شخص آقاي هاشمي رفسنجاني كه بايد گفت وظيفه مجمع، برگزاري رفراندوم نيست و اين نيز نشانه ديگري از بياعتنايي ـ يا بياعتقادي ـ آقاي خاتمي به قانون اساسي است.
از سوي ديگر اگر آقايان اساساً به قانون اساسي اعتقادي نداشته باشند كه در اين صورت نميتوانند خواستار رياست قوه مجريه در كشوري شوند كه قانون اساسي يعني ميثاق ملي آن را قبول ندارند! اين تناقض را چگونه توجيه ميكنند؟!
3- خاتمي و يارانش در حالي از انجام رفراندوم سخن ميگويند كه نشان دادهاند به هيچ يك از فرايندهاي قانوني اعتقادي ندارند و انتخابات اخير را بدون آن كه كمترين دليل و سندي براي مخدوش بودن آن ارائه كنند، غير قانوني! دانسته و خواستار ابطال آن شده بودند. بنابراين بر فرض كه رفراندومي برگزار شود، به يقين نتيجه آن را نميپذيرند. چرا؟! نكته اصلي دقيقاً در همين نقطه نهفته است.
دار و دسته خاتمي كمترين ترديدي ندارند كه پيشنهاد آنها اولاً؛ قانوني نيست، ثانياً؛ عملي نيست و ثالثاً؛ بر فرض انجام رفراندوم، نتيجه آن براي مدعيان اصلاحات به مراتب از انتخابات دهم شكنندهتر خواهد بود. آنها با پيشنهاد رفراندوم بخش ديگري از سناريوي از پيش طراحي شده غرب را براي فتنه انگيزي به صحنه آوردهاند و در دورترين افق ذهن خود نيز نه فقط انجام آن را قانوني و عملي نميدانند، بلكه عدم تحقق آن بخش اصلي اين پروژه است چرا كه طراحان بيروني و دنبالههاي داخلي آنها به وضوح ميدانند تحقق رفراندوم نتيجهاي كاملاً معكوس و متضاد با خواست آنها دارد. به بيان ديگر كاربرد اصلي اين سناريو داغ كردن تنور تنش است. آرزويي كه دار و دسته خاتمي به آن نخواهند رسيد و به يقين از بادي كه به دستور دشمنان مي كارند طوفاني سهمگين به پا خواهد شد كه طومار خط جديد نفاق را نيز مانند خط نفاق دهه 60 درهم ميپيچد.
حسين شريعتمداري
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقای شریعتمدار لطفا یک نگاه به این قسمت از نوشته ات بنداز....
رفراندوم در قوانين ايران گردش كار شناخته شدهاي دارد و حتي در صورت انجام، نتيجه آن نيز مورد نظر نيست، چرا كه مردم ايران به نظام حكومتي خود وفادارند.
آقای شریعتمداری چقدر خوب است که بدون اتکا به بیگانه سخن بگوید و خود را در گودی قرار دهد که درست کنده شده باشد نه این که هرچه دلش می خواهد از زبان بیگانه بگوید و به دیگران دیگرانی که ایشان ازشان خوشش نمی آید نسبت دهد چقدر خوب است کمی منصف باشیم و عمل کرد را به نفع جامعه تحلیل کنیم نه به نفع حزب و گروه خودمان
جناب آقای شريعتمداری:
جنابعالی و همفکرانتان می گوئيد بحرانی وجود ندارد و همه چيز بر وفق مراد است. اگر چنين است که ديگر نيازی به نگرانی از اين اظهار نظرها وجود ندارد. اگر بحران وجود دارد، آنگاه بايد راهی برای خروج از بحران پيدا نمود. يک راه اين است که تمام مدعيان وجود بحران را از بالا تا پايين ساکت نمائيد(با روش شاه معدوم). راه ديگر اين است اثبات نمائيد نتيجه حاصل شده قابل تکرار است و اين با رفراندم قابل تحقيق و اثبات است. قطعا بدانيد اکثريت مردم نظام جمهوری اسلامی(جمهوريت+اسلاميت) را تائيد می نمايند و نياز نيست جنابعالی نگران آن باشيد. آنچه که شما را نگران می نمايد و بجا هم می باشد، عدم تائيد دولت فعلی و افرادی مانند شما از طرف مردم می باشد.
پس بايد متوجه شد كه در اين كشور هيچ كاري را مردم به خودي خود نمي توانند انجام دهند
مانعی نداره شما که می دونید اونها بازنده هستن، بذارید برای اینکه روشون کم شه رفراندوم اونجوری که می خوان برگزار بشه. تا سیه شود هر آنکه در او غش باشد
نکنه انتظار دارن که مردم طرفداری شورای نگهبان از یک کاندیدا رو ندید بگیرن
واقعیت این است که خود نیز به عدم مشروعیت خود واقفید و الا تا این حد از رفراندوم وحشت نداشتید.
با توجه به مطلبی که در ابتدای این نوشته آمده، پیشنهاد رفراندوم مثل پیشنهاد جستجوی خانه فرد مظنون برای رفع سوء ظن است و عصبانیت از این پیشنهاد بخاطر ترس از یافتن اشياء مفقود شده در آن خانه!
من نميفهمم اگر اينقدر مطمئن هستيد كه نتيجه رفراندوم براي مدعيان اصلاحات به مراتب از انتخابات دهم شكنندهتر است، چرا براي رفع فتنه هم كه شده، پيشنهاد را قبول نميكنيد؟
تيترتون بسيار احمقانه بود من ازخاتمي خوشم نمياد ولي هميشه انساني با ادب بوده برخلاف رئيس دولت
انرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟؟خوب رفراندوم برگزار بشه مگه به نظر مردم شک دارید که باآن مخالفید؟؟حالا هرکی میخواد دستورشو صادر کنه مگه امام نظر مردم نخواست که شما واهمه دارید از برگزاریش!!
البته که رفراندوم در دست متقلبین 100% می شود نظام طالبانی !!!
آین حرف مایکل لدین که مال 5 سال پیش است . ضمنا ایشون معتقدند اساس تفکر اسلام سیاسی دهه 80 و 90 طرح ایشون برای مقابله با کمونیسم بوده!!!!
این حکایتی که آقای شریعتمداری نقل کرده اند در واقع داستان واقعی عملکرد ایشان و جناح و همفکرانشان است که به نام حکایت برای تخریب دیگران نقل کرده اند !!!
خب اگه نتیجه اینقدر معلومه پس دیگه چرا اینقدر قیل و قال میکنیم؟ ما که این همه از پولمون رو شماها خرج کیهان و ایران و ... میکنید (که راضی هم نیستیم)، هزینه یک همه پرسی هم روش. اینجوری تکلیف ما هم روشن میشه.
آخی ، طفلی حسین شریعتمداری اصلا نمیدونه فحش چی هست !!!!
آقای شریعتمداری تمام حرفهای شما بمانند حرفهای همان پسری می ماند که تا می خواهد جواب یک بزرگتر را با بی ادبی بدهد می دود و پشت پدرش قایم می گردد و بعد زبان دارازی می کند...
شما عادت کردید حرف کسانی را که از نظر عقاید سیاسی با آنها اختلاف نظر دارید با حرفهای مخالفین نظام و کشور یکی دانسته و افکار عمومی را مورد حمله بی منطق قرار دهید تا خودتان را موجه و پاک نشان دهید...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.