«خلاقیت» عنصر نایاب در تولیدات فرهنگی ایران؛
سینماگران و برنامهسازان تلویزیون فقط در حال کپی از ماهواره هستند!
برخی مدیران فرهنگی نیز نه تنها با چنین مدل تولید محتوا مشکل ندارند، به کپی از ایدههای شبکههای ماهوارهای و محصولات فرهنگی غربی اعتقاد دارند... بهترین محصول چنین نگاهی «دورهمی» و «سه شو» میشود و طبیعتاً وقتی بهترین محصول کپی اینها باشد، «شب کوک»، «اتاق خبر» در حوزه تلویزیون و «شام ایرانی» و «عشق تعطیل نیست» در حوزه شبکه خانگی میشود.


هرچند برداشت از یک اثر هنری برای خلق اثری تازه در ساحت هنر امری پذیرفته است، اینکه اثری را مشابه اثر دیگری خلق کرد، بدون شک سرقت محسوب و ایران هر روز با طیف گستردهتری از این سارقان روبه رو میشود که بخش قابل توجهی از ظرفیت سینما و تلویزیون را به خود اختصاص دادهاند. چالش اصلی اما دفاع گروهی از این سرقتهای آشکار است!
به گزارش «تابناک»، هرچند با رشد شمار چهرههای فعال در ایران و تبدیل شدن هر رفیق یا قوم و خویش هنرمندان به هنرمند تازه و شکل گیری حلقههای بیپایان هنرمندان با این فرمول، حجم تولیدات فرهنگی هر روز بیشتر میشود و اکنون میتوان ارتشی از هنرمندان را در ایران تشکیل داد، از سوی دیگر، اساساً اثر تازه و خلاقانهای دیده نمیشود.
در این فضا گاهی آثاری خلق میشود که با تولیدات معمول تفاوتهایی دارد؛ اما اندکی صبر و جستجو کافی است تا نمونه اصل که این اثر خلاقانه داخلی از آن کپی شده را کشف کرد؛ سرقتی که در هنرهای تجسمی آثار حیثیتی جدیتری دارد، ولی وقتی قاب تصویر متحرک میشود و دوربین جای قلمو را میگیرد، کپی کردن بدون کوچکترین دغدغهای از مخدوش شدن اعتبار در دستور کار قرار میگیرد.

البته کپی کردن نیز قواعدی دارد و رعایت این قواعد نزد جامعه هنری پذیرفته شده، از جمله اینکه اثر عیناً تکرار نشود، بلکه ایده و یا نگاه یک اثر از اثری دیگر وام گرفته شده باشد. توضیح سادهتر اینکه، اگر اصل تنها در حد ایده و برخی جزئیات از اثری دیگری برداشته شده باشد و مو به مو یک فتوکپی از اصل اثر نباشد و همچنین اگر منبع اصلی ایده ذکر شود، یک کپی مشروع و ارزشمند رخ داده که ممکن است از اصل ایده نیز تأثیرگذارتر بوده و حتی ایده اثر اولیه در اثر کپی به اوج رسیده باشد.
به عنوان نمونه جان استرجز، «هفت دلاور» را با ایده برداری از «هفت سامورایی» آکیرا کوروساوا خلق کرده اما میتوان به خوبی تفاوت آشکار «هفت دلاور» و «هفت سامورایی» را دید. در عین حال جان استرجز قصد فریب تماشاگر فیلمش را نیز نداشته و به صراحت گفته که منبع اصلی اثرش چه فیلمی بوده است. به همین دلیل «هفت دلاور» همواره تحسین شده و هیچگاه جان استرجز به واسطه آنکه منبع الهامش را نیز گفته، از اعتبارش کاسته نشده است.
در مقابل، کپی در ایران به شدت غیرحرفهای، مو به مو و بدون ذکر منبع اصلی است که دقیقاً مصداق سرقت محسوب میشود و متأسفانه از آنجا که بیشتر مدیران و سفارشدهندگان محصولات فرهنگی، پیگیر تولیدات روز بینالمللی نیستند، اساساً متوجه کلاه گشادی که بر سر آنها گذاشته شده، نخواهند شد و وقتی ماجرا علنی میشود، کار از کار گذشته است.
این گونه است که تقریباً بیشتر برنامههای تلویزیون و طیف وسیعی از فیلمهای سینمایی و تولیدات شبکه خانگی در حال تبدیل شدن به یک کپی نازلتر از فیلمهای غربی و شرقی و برنامههای شبکههای ماهوارهای فارسی زبان، انگلیسی زبان و ـ به تازگی ـ هندی زبان است. البته برخی مدیران فرهنگی نیز نه تنها با چنین مدل تولید محتوا مشکل ندارند، به کپی از ایدههای شبکههای ماهوارهای و محصولات فرهنگی غربی اعتقاد دارند و تصور میکنند از این طریق میتوانند از کشورمان دفاع کنند!
بهترین محصول چنین نگاهی «دورهمی» و «سه شو» میشود و طبیعتاً وقتی بهترین محصول کپی اینها باشد، «شب کوک»، «اتاق خبر» در حوزه تلویزیون و «شام ایرانی» و «عشق تعطیل نیست» در حوزه شبکه خانگی میشود. برخی از این برنامهها آنچنان با اصل جنس تطابق دارد که این پرسش برای برخی مخاطبان مطرح میشود: «اگر این مدل برنامه مشکل ندارد، چرا نسخه کپی را تماشا کنیم و اصل را نبینیم؟!»
به گزارش «تابناک»، هرچند با رشد شمار چهرههای فعال در ایران و تبدیل شدن هر رفیق یا قوم و خویش هنرمندان به هنرمند تازه و شکل گیری حلقههای بیپایان هنرمندان با این فرمول، حجم تولیدات فرهنگی هر روز بیشتر میشود و اکنون میتوان ارتشی از هنرمندان را در ایران تشکیل داد، از سوی دیگر، اساساً اثر تازه و خلاقانهای دیده نمیشود.
در این فضا گاهی آثاری خلق میشود که با تولیدات معمول تفاوتهایی دارد؛ اما اندکی صبر و جستجو کافی است تا نمونه اصل که این اثر خلاقانه داخلی از آن کپی شده را کشف کرد؛ سرقتی که در هنرهای تجسمی آثار حیثیتی جدیتری دارد، ولی وقتی قاب تصویر متحرک میشود و دوربین جای قلمو را میگیرد، کپی کردن بدون کوچکترین دغدغهای از مخدوش شدن اعتبار در دستور کار قرار میگیرد.

البته کپی کردن نیز قواعدی دارد و رعایت این قواعد نزد جامعه هنری پذیرفته شده، از جمله اینکه اثر عیناً تکرار نشود، بلکه ایده و یا نگاه یک اثر از اثری دیگر وام گرفته شده باشد. توضیح سادهتر اینکه، اگر اصل تنها در حد ایده و برخی جزئیات از اثری دیگری برداشته شده باشد و مو به مو یک فتوکپی از اصل اثر نباشد و همچنین اگر منبع اصلی ایده ذکر شود، یک کپی مشروع و ارزشمند رخ داده که ممکن است از اصل ایده نیز تأثیرگذارتر بوده و حتی ایده اثر اولیه در اثر کپی به اوج رسیده باشد.
به عنوان نمونه جان استرجز، «هفت دلاور» را با ایده برداری از «هفت سامورایی» آکیرا کوروساوا خلق کرده اما میتوان به خوبی تفاوت آشکار «هفت دلاور» و «هفت سامورایی» را دید. در عین حال جان استرجز قصد فریب تماشاگر فیلمش را نیز نداشته و به صراحت گفته که منبع اصلی اثرش چه فیلمی بوده است. به همین دلیل «هفت دلاور» همواره تحسین شده و هیچگاه جان استرجز به واسطه آنکه منبع الهامش را نیز گفته، از اعتبارش کاسته نشده است.
در مقابل، کپی در ایران به شدت غیرحرفهای، مو به مو و بدون ذکر منبع اصلی است که دقیقاً مصداق سرقت محسوب میشود و متأسفانه از آنجا که بیشتر مدیران و سفارشدهندگان محصولات فرهنگی، پیگیر تولیدات روز بینالمللی نیستند، اساساً متوجه کلاه گشادی که بر سر آنها گذاشته شده، نخواهند شد و وقتی ماجرا علنی میشود، کار از کار گذشته است.
این گونه است که تقریباً بیشتر برنامههای تلویزیون و طیف وسیعی از فیلمهای سینمایی و تولیدات شبکه خانگی در حال تبدیل شدن به یک کپی نازلتر از فیلمهای غربی و شرقی و برنامههای شبکههای ماهوارهای فارسی زبان، انگلیسی زبان و ـ به تازگی ـ هندی زبان است. البته برخی مدیران فرهنگی نیز نه تنها با چنین مدل تولید محتوا مشکل ندارند، به کپی از ایدههای شبکههای ماهوارهای و محصولات فرهنگی غربی اعتقاد دارند و تصور میکنند از این طریق میتوانند از کشورمان دفاع کنند!
بهترین محصول چنین نگاهی «دورهمی» و «سه شو» میشود و طبیعتاً وقتی بهترین محصول کپی اینها باشد، «شب کوک»، «اتاق خبر» در حوزه تلویزیون و «شام ایرانی» و «عشق تعطیل نیست» در حوزه شبکه خانگی میشود. برخی از این برنامهها آنچنان با اصل جنس تطابق دارد که این پرسش برای برخی مخاطبان مطرح میشود: «اگر این مدل برنامه مشکل ندارد، چرا نسخه کپی را تماشا کنیم و اصل را نبینیم؟!»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ما ماهواره نداریم
خندوانه و جناب خان اصله اصله....
در سینما هم مدتیه این اتفاق می افته. جالب هم اینه که از روی به اصطلاح فیلمفارسی کپی می کنند. دقیقاً . گاهی آدم متعجب میشه که اگر اون فیلم ها و داستان ها بد بوده چرا حالا اجازه ساخت و انتشار می گیرند. چند وقت پیش یه فیلم ایرانی دیدم که دقیقاً کپی فیلم امروز و فردا با بازی بهروز وثوقی و کتایون و تقی ظهوری و همایون و آرمان بود . باور بفرمایید وقتی میگم دقیقاً گاهی جاها حتی دیالوگ ها هم مشابه بود! کپی فیلم عروس فرنگی نصرت اله وحدت رو هم دیدم و چند فیلم دیگه. به هر حال وقتی سینمای مملکت اینجوری باشه تلوزیون هم کپی کنه عجیب نیست. دلیلش فقط یه چیزه. عدم وجود انگیزه برای کسی که کار هنری میکنه !!! پول و اینا رو بگذارید کنار ها. پول برای یک هنرمند واقعی هرگز انگیزه حقیقی نمیشه. اون انگیزه اصلیه وجود نداره.مثل اینکه این انگیزه در هیچ موردی برای هیچ متخصصی وجود نداره در این مملکت. نه برای هنرمند نه برای بازاری نه برای صنعتگر نه برای کشاورز و نه برای هیچ گروهی . همه شده روزمرگی . شما چه انتظاری دارید؟
شما کپی نکن ولی بهترشو بساز
اگه می تونی!!!!!
متاسفانه هر جا که پای رانت دولتی در میان باشه همینه
هزینه زیاد و عدم خروجی قابل توجه
نمونه هاش صدا و سیما و فوتبال هست که میلیاردی بودجه میگیرن و ابدا محصول مفیدی تولید نمیکنن
بذ مسولین نظام میگن جوونهای ما سمته ماهواره نرن برای این میگن که مردم برنامه ها رو نذیذه باشن تا بتونن ار روشون کپی کنن .خخخخخخخخخخخخ
هی آیه یأس بخون، مگه بده؟
وا ایرانی کپی محاله...........
ممنون بابت این مقاله.
حرف دل خیلیا رو زدید.
با سلام،شخصا مواردى ديدم كه متعجب شدم كه چرا اين همه توليد كنندگان ما از نمونه هاى خارجى كپى برميدارند يه نمونه كه منو خيلى ناراحت و سرخورده كرد فيلم مارمولك بود كه اقاي كيارستمي قدم به قدم و صحنه به صحنه از يك فيلم خارجي كپي برداشته بودن و موارد اين چنين متاسفانه كم نداريم
فقط دورهمی کپی ه خنداونه ایده اصل و غیر کپی بوده
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.