نقش اساطير ايراني در افسانه «جومونگ»
سريال کرهاي «افسانه جومونگ» (Jumong)که در زبان کرهاي به آن (پسر آسمان) نيز ميگويند، اين روزها به عنوان يکي از پربينندهترين سريالهاي آسياي شرقي در ايران محسوب ميشود.
به گزارش ایرنا، در اين سريال که محصول 2006 شبکه «MBC» است و در 81 قسمت ساخته شده، بازيگراني همچون «سونگ ايل گوک» درنقش جومونگ، «هانهاي جين» در نقش سوسانو ، «کيم سونگ سو» در نقش شاهزاده تسو، «جوون کوانگ يول» در نقش امپراتور گوموا و «اُه يون سو» در نقش بانو يوها ايفاي نقش کردهاند.
پسر آسمان، افسانهاي کرهاي است که داستان آن به 37 سال پيش از ميلاد مسيح باز ميگردد که در آن اسطوره ي پادشاهي سرزمين افسانهاي به نام «گوگوريو» رقم ميخورد.
در متون کهن اين افسانه اختلافاتي درباره اينکه پدر واقعي جومونگ چه کسي بوده، وجود دارد، اما در برخي از متون کهن کرهاي از جومونگ پسر «هه موسو» به عنوان (پسر آسمان) و يوهوا (دختر خداي رودخانه) نام برده شده است.
در اين متون آمده است که «هه موسو» دختر رودخانهها يعني يوهوا را در کنار رودخانه ملاقات کرد؛ جايي که او به حمام کردن مشغول بود. اما خداي رودخانه هه موسو را که به آسمان بازگشت نميپذيرد و پس از آن خداي رودخانه Ubalsu معشوقه «گوموا دانگ بويو» پادشاه شد.
در اين متون بيان ميشود که يوهوا توسط نور خورشيد آغشته يا باردار شد و اين زن که به عنوان خداي رودخانه است، تخم مرغي را زايش ميکند که گوموا سعي در نابود کردن آن دارد و ميکوشد با مشارکت حيوانات به تخم مرغ آسيب برساند. اما حيوانات از تخم مرغ محافظت ميکنند تا آسيبي به آن نرساند و بعد گوموا تخم مرغ را به يوهوا برگردانده و از تخم مرغ پسربچهاي به دنيا ميآيد که جومونگ نامگذاري شده که به معني «کماندار ماهر» در زبان باستاني Buyeoاست.(1)
جومونگ در سن 40 سالگي درگذشت و شاهزاده «يوري» (پسر جومونگ) که در سن 20 سالگي يکي از راهزنان معروف بويو بود، جانشين او ميشود و پس از مرگ جومونگ، او را در يک قبر هرمي شکلي دفن ميکند و پس از مرگ به او «چومو سئونگ وانگ» لقب ميدهد.
قلمرو پادشاهي گوگوريو جومونگ، سرانجام توسعه يافت و به يک قدرت بزرگ تبديل شد.
گوگوريو به مدت 705 سال باقي ماند و در اين مدت 28 پادشاه از خانواده سلطنتي «گو» بر آن حکمراني کردند تا اينکه توسط نيروهاي متحد تانگ سيلا مورد هجوم قرار گرفت و امروزه فرزندان جومونگ از لقب «گو» در نام خانوادگي خود استفاده ميکنند.
تمام قصه جومونگ که بخشي از تمدن کره به حساب ميآيد، همين چند نکته است که دو کارگردان اين سريال، خواسته يا نخواسته، با بهرهگيري از فرهنگ و تمدن سرزمين ارتش آهنين يعني«ايران باستان»، اين سريال را رونق بخشيدهاند.
بهرهگيري از افسانه آرش کمانگير ايران که در پرتاب کمان و زه کشي سرآمد افسانههاي تاريخي جهان باستان است، بهرهگيري از فاصلهگذاريهاي هنر تعزيه ايراني، کاربرد رنگها براي عياري و پهلوان منشي ايراني حاصل تحقيقات پيش از سريال جومونگ از سوي کارگردانان و نويسندگان اين مجموعه است.(3)
در افسانه جومونگ، در نهايت سوسانو از جومونگ جدا شد و فرزندانش را نزد جومونگ باقي گذاشت تا جومونگ با زن نخستش به حکومت بر گوگوريو بپردازد.
همه قصه اين افسانه که کرهايها به آن ميبالند، از نظر درام سينمايي در عشق دوگانه جومونگ نسبت به بانو سويا و سوسانو و گمشدگي يوري فرزندش ميگذرد که همه پيش فرضهاي تاريخي اين سريال را پيش ميبرد؛ اما واقعيت اين است که اين درام در مقايسه با تاريخ اسطورهاي ايراني بسيارمعمولي و پيش پا افتاده محسوب ميشود.
اين سريال در ايران در حالي مورد استفاده مخاطبان قرار ميگيرد که ادبيات اين کشور سرشار از اسطورههاي بزرگ تاريخي است که شاهنامه فردوسي تنها بخشي از آن را پوشش ميدهد.
اسطورههاي ايراني با ديوهاي غيرقابل تصور بشر در ميافتند و براي سربلندي ايران حتي از خون فرزندانشان ميگذرند؛ کما اينکه عقده پسرکشي سهراب نيز به عنوان بزرگترين تراژدي اسطورهاي دنيا، در ذهن تاريخي ميراث جهان ثبت ميشود.
از سوي ديگر «گردآفريد»، شيرزني اسطورهاي براي دفاع از مام مهين در نبردي عظيم به جنگ دشمنان ايران ميرود و قهرمانانه در راه ايران با پيل تنان مرد، به ستيز و نبرد رودررو برمي خيزد.
«آرش» معروفترين کمانگير اسطورهاي تاريخ جهان است که در روايت بينالنهرين و عيلامي از او به عنوان «خورشيد» ياد ميکنند و او را تعيين کننده مرز امپراتوري باستاني ايران ميدانند.
«سيمرغ» پرنده اسطورهاي ايرانيان باستان بوده که در آن جنگاوران با نصب يک پر سيمرغ بر کلاهخود خويش و يا نصب آن بر پرچم لشگر، بر تمام دشمنان پيروز ميشدند و آتش زدن پر سيمرغ روايت شاهنامه تراژيک ميکند؛ در حالي که پرنده ارتش »دامول» سريال جومونگ همان سيمرغي است که در متون باستاني ادبيات ايران نشانه جنگاوري بوده است.
«اسفنديار» رويين تن نيز اسطوره بزرگ پهلوانانه ايراني است که هيچ تيري سنگي و آهنيني حتي بدون پوشين زره آهنين بر بدن وي کارساز نبوده و تنها نقطه ضعف اسفنديار چشمهاي او بوده که به دليل داشتن چشمهاي مغموم، هميشه سر به زير مبارزه ميکرده است.
«کاوه» اسطوره آهنگري که موفق به ساخت زهي نفوذناپذير ميشود و با برافراشتن بيرق آهنگري خويش به همراه «فريدون» ديگر اسطوره ايراني بر ضحاک ستمگر فايق ميآيد درحالي که در سريال جومونگ هيچ اشارهاي به دانش زره آهنين که در عصر باستان تنها در اختيار ايرانيان بوده است، نميشود.
«ابومنصور ثعالي» مورخ قرن پنجم درباره اين درفش آورده است: «فريدون پس از آسودگي از کار ضحاک، چرم کاوه را به جواهر بياراست و درفش کاويان ناميد» و حال، اين همان درفش نفوذ ناپذيري است که در روايت کشورهاي ديگر نيز با نام ايران شناخته شده است.
در پديدارشناسي اسطورههاي ايران، زنان هميشه نقش آفرين بودهاند، چه اين که رستم به عنوان «تهمتن» و پهلواني که پشتش در کشتي هرگز به خاک نميرسد، به تهمينه در سمنگان دل ميبندد تا به واسطه او «سهراب» به دنيا آيد و تراژدي پسرکشي رقم بخورد.
در اين داستان رستم بي آنکه فرزندش را بازشناسد، در برابر او به ميدان ميرود و هنگام فرود آمدن خنجر بر پشت سهراب، نشانهاي از فرزند خود باز مييابد که اين تراژدي به صورت حرفهاي از داستانهاي ايراني، گرته برداري و در افسانه کرهاي روايت ميشود بي آنکه درذات افسانه کرهاي چنين روايتي از ابتدا وجود داشته باشد.
فناناپذيري «گيل گمش»، «آناهيتا» بانوي آب، «جمشيد» پديدآورنده آتش، «بهرام گور» اسطوره رقابت، «سياووش» اسطوره عبور از آتش، «چيستا» اسطوره دانايي و اسطورههاي ديگر همه در تاريخ ايران، زيست تاريخي دارند.
در ايران باستان اسطورهها نمادي از مروت و پهلواني بوده و نبردهاي اسطورههاي ايراني با دشمنان نبردي تن به تن بوده و هر اسطوره در نبرد داراي يک تخصص نظير تيراندازي بر روي اسب (قيقاج)، شمشيرزني، نيزه افکني، کشتي گرفتن و شال اندازي بودهاند.
اما سريال جومونگ در حالي از نظر اسطورهاي روايت داستاني ميشود که همه اين اسطورههاي ايراني، پيش از افسانه جومونگ در ايران نسل به نسل و زبان به زبان بيان شده است.
آنچه مسلم است، انبوه گرايش مخاطب ايراني به اين سريال کرهاي، به دليل وجود اسطوره پذيري ايرانيان در تاريخ ادبيات اين کشور است؛ به گونهاي که به راحتي باورپذيري سريال تاريخي را براي مخاطب ايراني رقم ميزند.
امپراتوري «هان» در اين سريال که به تعبيري از آن به امپراتوري چين نيز ياد ميشود، در تاريخ باستان يکي از ضعيفترين امپراتوريها بوده که خراج سنگيني در ابتدا به امپراتوري يونان، سپس امپراتوري ايران و امپراتوري افسران مقدوني ميپرداخته و ايران در عصر امپراتوري «هان» داراي مجهزترين ارتش تاريخي بوده و با داشتن ارتش آهنين داراي زرهپوشهاي نفوذ ناپذيري، مرزهايش تا امپراتوري مصر گسترش داشته و امپراتوري هان با تاييد نظر ايران باستان تعيين ميشده است.
اينک سريال جومونگ در حالي در ايران مورد استقبال قرار ميگيرد که در خود کشور کره جنوبي چندان با اقبال مخاطبان خاص روبرو نميشود.(4)
گرچه کشش بيش از اندازه قصه و روايت داستاني سريال و بهرهگيري از تاريخ اسطورهاي باعث موفقيت اين سريال شده، اما بي آنکه کسي بداند برداشت آزاد از اسطورههاي ايراني در اين کار، برخي از مخاطبان ايراني حس همذات پنداري با اين سريال پيدا کردهاند.
مشترکات اسطورهاي در اين سريال باعث شده است تا در برخي از موارد حتي مخاطب از جومونگ زدگي به جومونگ شدگي سوق يابد و اين نوع پردازش داستاني از صحفه جادويي تلويزيون مخاطب را «سحر» ميکند و او را تا آستانه باورپذيري قصه پيش ميبرد.
در اين راستا، برخي از رسانههاي بازارگرا (زرد) در ايران با دامن زدن به حواشي اين سريال آنقدر درباره آن مطلب نوشتهاند تا به حس باورپذيري و «اين هماني» سريال کمک کنند به گونهاي که مخاطب حس کند که انگار در سرزميني دور در حال زندگي با اسطورههاي کرهاي است.
به گزارش ايرنا، بيتوجهي به اسطورههاي ايراني در ساخت سريالهاي داخلي و وطني باعث ميشود شکل جومونگ روي پيراهن، بشقاب، کاسه و ليوان مردم ايران نقش بگيرد و اينگونه سفر «ايل گوک» (هنرپيشه کرهاي) به ايران با استقبال زايدالوصف همراه شود.
----------------------------------------
ارجاعات درون متن:
(1) ـ دانشنامه آزاد ويکيپديا ـ صفحه انگليسي ـ افسانههاي شرق
(2) ـ تاريخ اسطورههاي جهان ـ اميل شيلون
(3) ـ مجله کرهاي سينماي وانگ
(4) ـ همان
به گزارش ایرنا، در اين سريال که محصول 2006 شبکه «MBC» است و در 81 قسمت ساخته شده، بازيگراني همچون «سونگ ايل گوک» درنقش جومونگ، «هانهاي جين» در نقش سوسانو ، «کيم سونگ سو» در نقش شاهزاده تسو، «جوون کوانگ يول» در نقش امپراتور گوموا و «اُه يون سو» در نقش بانو يوها ايفاي نقش کردهاند.
پسر آسمان، افسانهاي کرهاي است که داستان آن به 37 سال پيش از ميلاد مسيح باز ميگردد که در آن اسطوره ي پادشاهي سرزمين افسانهاي به نام «گوگوريو» رقم ميخورد.
در متون کهن اين افسانه اختلافاتي درباره اينکه پدر واقعي جومونگ چه کسي بوده، وجود دارد، اما در برخي از متون کهن کرهاي از جومونگ پسر «هه موسو» به عنوان (پسر آسمان) و يوهوا (دختر خداي رودخانه) نام برده شده است.
در اين متون آمده است که «هه موسو» دختر رودخانهها يعني يوهوا را در کنار رودخانه ملاقات کرد؛ جايي که او به حمام کردن مشغول بود. اما خداي رودخانه هه موسو را که به آسمان بازگشت نميپذيرد و پس از آن خداي رودخانه Ubalsu معشوقه «گوموا دانگ بويو» پادشاه شد.
در اين متون بيان ميشود که يوهوا توسط نور خورشيد آغشته يا باردار شد و اين زن که به عنوان خداي رودخانه است، تخم مرغي را زايش ميکند که گوموا سعي در نابود کردن آن دارد و ميکوشد با مشارکت حيوانات به تخم مرغ آسيب برساند. اما حيوانات از تخم مرغ محافظت ميکنند تا آسيبي به آن نرساند و بعد گوموا تخم مرغ را به يوهوا برگردانده و از تخم مرغ پسربچهاي به دنيا ميآيد که جومونگ نامگذاري شده که به معني «کماندار ماهر» در زبان باستاني Buyeoاست.(1)
جومونگ در سن 40 سالگي درگذشت و شاهزاده «يوري» (پسر جومونگ) که در سن 20 سالگي يکي از راهزنان معروف بويو بود، جانشين او ميشود و پس از مرگ جومونگ، او را در يک قبر هرمي شکلي دفن ميکند و پس از مرگ به او «چومو سئونگ وانگ» لقب ميدهد.
قلمرو پادشاهي گوگوريو جومونگ، سرانجام توسعه يافت و به يک قدرت بزرگ تبديل شد.
گوگوريو به مدت 705 سال باقي ماند و در اين مدت 28 پادشاه از خانواده سلطنتي «گو» بر آن حکمراني کردند تا اينکه توسط نيروهاي متحد تانگ سيلا مورد هجوم قرار گرفت و امروزه فرزندان جومونگ از لقب «گو» در نام خانوادگي خود استفاده ميکنند.
تمام قصه جومونگ که بخشي از تمدن کره به حساب ميآيد، همين چند نکته است که دو کارگردان اين سريال، خواسته يا نخواسته، با بهرهگيري از فرهنگ و تمدن سرزمين ارتش آهنين يعني«ايران باستان»، اين سريال را رونق بخشيدهاند.
بهرهگيري از افسانه آرش کمانگير ايران که در پرتاب کمان و زه کشي سرآمد افسانههاي تاريخي جهان باستان است، بهرهگيري از فاصلهگذاريهاي هنر تعزيه ايراني، کاربرد رنگها براي عياري و پهلوان منشي ايراني حاصل تحقيقات پيش از سريال جومونگ از سوي کارگردانان و نويسندگان اين مجموعه است.(3)
در افسانه جومونگ، در نهايت سوسانو از جومونگ جدا شد و فرزندانش را نزد جومونگ باقي گذاشت تا جومونگ با زن نخستش به حکومت بر گوگوريو بپردازد.
همه قصه اين افسانه که کرهايها به آن ميبالند، از نظر درام سينمايي در عشق دوگانه جومونگ نسبت به بانو سويا و سوسانو و گمشدگي يوري فرزندش ميگذرد که همه پيش فرضهاي تاريخي اين سريال را پيش ميبرد؛ اما واقعيت اين است که اين درام در مقايسه با تاريخ اسطورهاي ايراني بسيارمعمولي و پيش پا افتاده محسوب ميشود.
اين سريال در ايران در حالي مورد استفاده مخاطبان قرار ميگيرد که ادبيات اين کشور سرشار از اسطورههاي بزرگ تاريخي است که شاهنامه فردوسي تنها بخشي از آن را پوشش ميدهد.
اسطورههاي ايراني با ديوهاي غيرقابل تصور بشر در ميافتند و براي سربلندي ايران حتي از خون فرزندانشان ميگذرند؛ کما اينکه عقده پسرکشي سهراب نيز به عنوان بزرگترين تراژدي اسطورهاي دنيا، در ذهن تاريخي ميراث جهان ثبت ميشود.
از سوي ديگر «گردآفريد»، شيرزني اسطورهاي براي دفاع از مام مهين در نبردي عظيم به جنگ دشمنان ايران ميرود و قهرمانانه در راه ايران با پيل تنان مرد، به ستيز و نبرد رودررو برمي خيزد.
«آرش» معروفترين کمانگير اسطورهاي تاريخ جهان است که در روايت بينالنهرين و عيلامي از او به عنوان «خورشيد» ياد ميکنند و او را تعيين کننده مرز امپراتوري باستاني ايران ميدانند.
«سيمرغ» پرنده اسطورهاي ايرانيان باستان بوده که در آن جنگاوران با نصب يک پر سيمرغ بر کلاهخود خويش و يا نصب آن بر پرچم لشگر، بر تمام دشمنان پيروز ميشدند و آتش زدن پر سيمرغ روايت شاهنامه تراژيک ميکند؛ در حالي که پرنده ارتش »دامول» سريال جومونگ همان سيمرغي است که در متون باستاني ادبيات ايران نشانه جنگاوري بوده است.
«اسفنديار» رويين تن نيز اسطوره بزرگ پهلوانانه ايراني است که هيچ تيري سنگي و آهنيني حتي بدون پوشين زره آهنين بر بدن وي کارساز نبوده و تنها نقطه ضعف اسفنديار چشمهاي او بوده که به دليل داشتن چشمهاي مغموم، هميشه سر به زير مبارزه ميکرده است.
«کاوه» اسطوره آهنگري که موفق به ساخت زهي نفوذناپذير ميشود و با برافراشتن بيرق آهنگري خويش به همراه «فريدون» ديگر اسطوره ايراني بر ضحاک ستمگر فايق ميآيد درحالي که در سريال جومونگ هيچ اشارهاي به دانش زره آهنين که در عصر باستان تنها در اختيار ايرانيان بوده است، نميشود.
«ابومنصور ثعالي» مورخ قرن پنجم درباره اين درفش آورده است: «فريدون پس از آسودگي از کار ضحاک، چرم کاوه را به جواهر بياراست و درفش کاويان ناميد» و حال، اين همان درفش نفوذ ناپذيري است که در روايت کشورهاي ديگر نيز با نام ايران شناخته شده است.
در پديدارشناسي اسطورههاي ايران، زنان هميشه نقش آفرين بودهاند، چه اين که رستم به عنوان «تهمتن» و پهلواني که پشتش در کشتي هرگز به خاک نميرسد، به تهمينه در سمنگان دل ميبندد تا به واسطه او «سهراب» به دنيا آيد و تراژدي پسرکشي رقم بخورد.
در اين داستان رستم بي آنکه فرزندش را بازشناسد، در برابر او به ميدان ميرود و هنگام فرود آمدن خنجر بر پشت سهراب، نشانهاي از فرزند خود باز مييابد که اين تراژدي به صورت حرفهاي از داستانهاي ايراني، گرته برداري و در افسانه کرهاي روايت ميشود بي آنکه درذات افسانه کرهاي چنين روايتي از ابتدا وجود داشته باشد.
فناناپذيري «گيل گمش»، «آناهيتا» بانوي آب، «جمشيد» پديدآورنده آتش، «بهرام گور» اسطوره رقابت، «سياووش» اسطوره عبور از آتش، «چيستا» اسطوره دانايي و اسطورههاي ديگر همه در تاريخ ايران، زيست تاريخي دارند.
در ايران باستان اسطورهها نمادي از مروت و پهلواني بوده و نبردهاي اسطورههاي ايراني با دشمنان نبردي تن به تن بوده و هر اسطوره در نبرد داراي يک تخصص نظير تيراندازي بر روي اسب (قيقاج)، شمشيرزني، نيزه افکني، کشتي گرفتن و شال اندازي بودهاند.
اما سريال جومونگ در حالي از نظر اسطورهاي روايت داستاني ميشود که همه اين اسطورههاي ايراني، پيش از افسانه جومونگ در ايران نسل به نسل و زبان به زبان بيان شده است.
آنچه مسلم است، انبوه گرايش مخاطب ايراني به اين سريال کرهاي، به دليل وجود اسطوره پذيري ايرانيان در تاريخ ادبيات اين کشور است؛ به گونهاي که به راحتي باورپذيري سريال تاريخي را براي مخاطب ايراني رقم ميزند.
امپراتوري «هان» در اين سريال که به تعبيري از آن به امپراتوري چين نيز ياد ميشود، در تاريخ باستان يکي از ضعيفترين امپراتوريها بوده که خراج سنگيني در ابتدا به امپراتوري يونان، سپس امپراتوري ايران و امپراتوري افسران مقدوني ميپرداخته و ايران در عصر امپراتوري «هان» داراي مجهزترين ارتش تاريخي بوده و با داشتن ارتش آهنين داراي زرهپوشهاي نفوذ ناپذيري، مرزهايش تا امپراتوري مصر گسترش داشته و امپراتوري هان با تاييد نظر ايران باستان تعيين ميشده است.
اينک سريال جومونگ در حالي در ايران مورد استقبال قرار ميگيرد که در خود کشور کره جنوبي چندان با اقبال مخاطبان خاص روبرو نميشود.(4)
گرچه کشش بيش از اندازه قصه و روايت داستاني سريال و بهرهگيري از تاريخ اسطورهاي باعث موفقيت اين سريال شده، اما بي آنکه کسي بداند برداشت آزاد از اسطورههاي ايراني در اين کار، برخي از مخاطبان ايراني حس همذات پنداري با اين سريال پيدا کردهاند.
مشترکات اسطورهاي در اين سريال باعث شده است تا در برخي از موارد حتي مخاطب از جومونگ زدگي به جومونگ شدگي سوق يابد و اين نوع پردازش داستاني از صحفه جادويي تلويزيون مخاطب را «سحر» ميکند و او را تا آستانه باورپذيري قصه پيش ميبرد.
در اين راستا، برخي از رسانههاي بازارگرا (زرد) در ايران با دامن زدن به حواشي اين سريال آنقدر درباره آن مطلب نوشتهاند تا به حس باورپذيري و «اين هماني» سريال کمک کنند به گونهاي که مخاطب حس کند که انگار در سرزميني دور در حال زندگي با اسطورههاي کرهاي است.
به گزارش ايرنا، بيتوجهي به اسطورههاي ايراني در ساخت سريالهاي داخلي و وطني باعث ميشود شکل جومونگ روي پيراهن، بشقاب، کاسه و ليوان مردم ايران نقش بگيرد و اينگونه سفر «ايل گوک» (هنرپيشه کرهاي) به ايران با استقبال زايدالوصف همراه شود.
----------------------------------------
ارجاعات درون متن:
(1) ـ دانشنامه آزاد ويکيپديا ـ صفحه انگليسي ـ افسانههاي شرق
(2) ـ تاريخ اسطورههاي جهان ـ اميل شيلون
(3) ـ مجله کرهاي سينماي وانگ
(4) ـ همان
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چه عجب درمورد ايرانيان نوشتيد. راستي چرا ما 2 تا فرهنگ داريم . يكي فرهنگ 10000ساله و... ما ايراني هستيم
واقعاجای تاسف میباشدکه ماایرانیان هرجااثری موفق مبینیم فورا آن رابه نوعی به خودمان منتسب میکنیم انگارکه هیچ ملتی تاریخی ندارندوهمه چیزرا ازمایادگرفته اند.معلوم نیست نویسنده چگونه افسانه جومونگ رابااساطیرایرانی تطبیق داده است .این موضوع چیزی غیرازخودشیفتگی نیست.
لااقل انيميشن اسطوره هارا بسازيد
با سلام
متن بسیار عالی بود چرا که در این زمینه به طور مسلم تحقیقات بسیار زیادی از سوی نویسنده صورت گرفته و مورد تایید اهالی سینما و تاریخ ادبیات قرار گرفته است.
آقایون همگی سلام
جان کلام اکثر آقایون کامنت گذار اینه که چرا با این همه اسطوره ما از این سریالها و فیلمها نداریم ؟
علتهاش خیلی ساده و روشنه به دو دلیل:
اولا که جوون ایرانی یادش بره که چه قدرت و عظمت و سروری در خون و ژن خود دارد.
ثانیا وقتی میخوان زورچپون اسطوره جدید درست کنند وقتی برای رسیدگی به اسطوره های مدل پائین قبل از میلادی نیست.
اينک سريال جومونگ در حالي در ايران مورد استقبال قرار ميگيرد که در خود کشور کره جنوبي چندان با اقبال مخاطبان خاص روبرو نميشود.(4)
نویسنده محترم: کاش به جای اون مجله یه گشتی توی اینترنت می زدی تا از تاثیر این سریال توی دیگر کشورها از جمله کره با خبر بشید
طبيعي است كه هنر غالب فرهنگش را غالب مي كند به اين هنر بي قالب و تهي مملكت ما
اگر پايه گزاري امپراطوري گوگوريو توسط جومونگ اسطوره و افسانه است و اگر رستم و سهراب و آرش و فريدون و كاوه آهنگر اسطوره و فسانه است ، كورش كه بنا به اعتقادي همان ذواليمينين نام برده در قرآن كريم است ، پايه گزار يك امپراطوري واقعي از شرق تا غرب است . كاش روزي مي شد كه ماهم قهرمانان واقعي تاريخي ايران را چه در قبل از اسلام و چه بعد از اسلام بر پرده هاي سينما و يا تلويزيون و كتابها براي فرزندان اين آب و خاك و ديگر مردمان زمين روايت كنيم تا هاليوود براي ما اسطوره هاي كذب روايت نكند .
به اين افتخارات اسطوره اي مي باليم ولي جامعه هنري ما عاجز از ساخت فيلم هاي تأثير گذار هنري است .فيلم هاي سينمائي و تلويزيوني ما شاهد اين ادعاست . حتي از كاربرد ساده ترين تكنولوژي جلوه هاي ويژه نيز عاجز هستيم پس به ديگران ايراد نگيريم
با سلام
از درج این مطلب سپاسگزاری می کنم. مسلما" آنچه پخش این قبیل سریالها را پر رونق کرده کم توجهی بیش از اندازه مسولان فرهنگی کشور به تاریخ اساطیری و ملی ماست. وقتی در صدا و سیما تمام مجرمین اسامی ملی داشته باشند انتظار معجزه در باور پذیری نسل جوان نمی توان داشت.
خوب فقط كلي نوشتي چرا نمي گي دليل نساختن سريال هاي ايراني چيست ؟؟؟چرا كارگردانان ايراني سريالهاي ديگر ساختن اما ايراني نساختن ؟؟ نويسنده خبر اينو نمي دونم يا ...!!!
هرچه در عالم گل کرد حتما ايراني ميشود و هرچه بد بود مال ديگران است: افغانستان، بخصوص...
ای کاش مسئولین سیما هم کمی به تاریخ اساطیری خودمان بپردازند و حد اقل یک بار تاریخ بزرگ ایران بزرگ را مطالعه کنند
جالب است که با این فرهنگ غنی که داریم مرتب در تلویزیون زیر نویس می شود که ایده های خود را برای فیلنامه به ما ارائه کنید
با سلام،
یکی از علل استقبال سریال فوق، نزدیکی داستان فیلم به اسطوره های ایرانی می باشد. همچنین خالی بودن سرمایه گذاری دولت و صدا و سیما در جهت ساخت داستانهای اساطیر ایرانی نیز تاثیر بسیار زیادی در افزایش تعداد بینندگان فیلم دارد. بایستی توجه کرد که عمده ترین سرمایه گذاری ها در ایران پیرامون معرفی فرهنگ های دیگران در دستور کار مسئولان قرار گرفته است. به امید آنکه ایرانی باشیم و ایرانی فکر کنیم.
همیشه انتقادات ما به صورت شعاری و نمادین می باشد کاش صداو سیما ی ما هم مانند کشور کره اسطوره های کشورمان را مطرح می نمود.
وافعا چرا ما یک فیلم ویا سریال اسطورهای موفق ایرانی نباید بسایم واقعا چرا ؟
فعلا اگه کارگردان های ایرانی دست از ساختن افسانه های کهن ایرانی بکشن بهتره چون یه چیزه ناجوری درست می کنند و ارزش کارو خیلی پایین میارن.
نمونش سریال یوسف که اصلا با تاریخ جور نست و هر کی چند تا کتاب تاریخی بخونه می فهمه که چقدر تو این سریال دروغ گویی شده.
وقتي ما از تمامي كتابهاي درسي و غير درسي تاريخمان را زدوديم آيا بيشتر از اين انتظار داريم بچه هاي اين مرز و بوم از كوروش(ذوالقرنين) و داريوش بزرگ و انوشيروان عادل و بقيه كه تاريخ و تمدن زيباي ما را ساخته اند چه ميداند ما در كتابهاي درسي به آنها آموختيم كه آنها طاغوت بودند و بس .
علت اینه که صدا وسیما واسه اسطوره های ایرانی ارزشی قایل نیست
با سلام
نوش جونشون ما اجازه استفاده از حتي نام اسوره هايمان نداريم و معمولا آدمهاي بد داستانمان داريوش كوروش رستم وخسرو و.. هستند و تاريخمان هم از 1000 سال قبل است . اعتراض براي چي
شور بختانه از پول این ملت برای ساخت اسطوره های یهودی و عربی استفاده میشود و مردم ایران هم که علاقه خاصی به پهلوانی و جوانمردی دارند با دیدن اندک ریشه های از آنها در این سریال کره ای شیفته آن شده اند.
بابا دست برداريد از تاريخ پرستي و تعصب چرا ماايراني ها منتظريم تا ثابت كنيم انيستين شيعه و جومونگ همان اسطورههاي ايراني است كي ازاين انفعال و توهم م ياييم بيرون
بله ما اسطوره بسیار داریم اما چرا فیلمی در این رابطه ساخته نمیشه؟ علتش رو همه می دونیم.
وقتی در تمامی فیلم ها و سریال هایی که از سیما پخش میشه نام خلافکاران همیشه اسفندیار و کوروش و داریوش و سایر اسامی اصیل ایرانی است به خیلی چیزها میتوان پی برد.
اگر در ايران هم داستان فردوسي ساخته شود چون ماهيتش توهين به قوم بزرگ ومتمتدن ترك است استقبال نخواهد شد. البته ساخته شده بود كه آخرش به كجا انجاميد
شما راست می گید دمتون گرم ولی آخه چرا به فیلم سازان اجازه ساخت این فیلمها رو نمی دن چون اصلا پادشاه بده ما تاکی داستان های مذهبی بسازیم کمی هم به فرهنگ ایران باستان برسیم مذهب خوب است ولی تا اندازه
هرچي كه هست كارگردانان ما تاحالا نتونستن چنين سريالي با اين همه مخاطب بسازن ولي كره اي ها تونستن حقشون هم اينه كه تشويق بشن حالا با استفاده از فرهنگ ايران يا بدون استفاده از فرهنگ ايران فرقي نميكنه چون كساني كه اين سريال رو ساختن كارگردان هاي درجه يكي هستند
فعلا بهترین سریال پخش اعترافات است.
وقتي بعضي ها سرشونو مثل كبك زير برف ميكنن و در آرامش و سپيدي به سر ميبرن بايد هم امثال جومونگ بياد و جاي اسطوره ها ي مارو تو افكار مردم بگيره. از اون طرف هم اقتصاد ما رو به نابودي بره.
ما ايرانيها هم اگه مي تونيم بياييم همچين سريالهايي بسازيم كه هم تاريخمون زنده بمونه و هم مردم بهتر با تاريخ ايران آشنا بشوند. و تمام كنيم ساختن اين سريالها رو. ما ايراني هستيم و مي خواهيم از تاريخ خودمون از برزگان خودمون و از كوروش سريال ببينيم به جاي جومونگ!
چقدر منفعل، خوب سریال رستم را هم دیدیم
صدا سیما سریال نسازه خیلی بهتره . اسطوره های مارو با کارگردانی ضعیف و جلوه های ویژه ضعیف تر به لجن میکشه .
با سلام
مهم نیست که داستان مشابه است مهم اینه که آنها میتوانند فیلمی بسازند که همه وقتشان را تنظیم کنند که حتما آن فیلم را ببینند و ما نیونتیم این کار را انجام بدیم
خوشحالی که داستان سریال رو لو دادی و جذابیتشو از بین بردی؟
عالي نوشتنيد.
تفاوت ساخت اين مدل برنامه ها در ايران و در کره در اينه که ما اين افسانه هاي عظيم رو با خمير و گل چيني و انيميشن هاي ضعيف مي سازيم و اونا با آدميزاد!!! خوب به نظرتون کدوم ملموس تره. ميشه اين تجربه رو تو ساخت سريال يوسف پيامبر ديد که با چه استقبال عمومي در ايران و حتي در منطقه روبرو شد.
راستش اينکه اينا افسانههاي قديمي ما رو فيلم کردن و به خورد خودمون ميدن رو خيلي وقت بود که ميخواستم فرياد بزنم ولي وقت نکرده بودم. خوب شد که نوشتيد.
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزف میشکند بازارش
با سلام
خوب معلوم است كه ايرانيان به سريال جومونگ اهميت مي دهند چون از اسطوره هاي ايران سريالي ساخته و تهيه نمي شود
بسیار سپاسگزارم از مطلبی که گفتین وقتی صدا و سیمای ما اینجوری عمل میکند که در فیلمها همه ی ادمهای بد با اسامی باستانی هستند و همهی ادمهای خوب اسلامی اخرشو باید بخونی کجای کورش، داریوش، آرش، سیاوش....ادمهای پیامبر گونه ای نبودن در راستی و درستی مگه اسلام چه میگوید که فرهنگ باستانی ما با آن مشکل داشته باشد مگر در اسلام دروغ ، غیبت ،..... مذموم نیستند در فرهنگ باستانی هم همین طور است
کافیه فقط یک بار کتیبه ی حقوق بشر کورشو بخونید تا ببینید ما کجای کاریم
متاسفانه ما اصرار داریم که تاریخ گذشته مان را فراموش کنیم.زمانی امپراتوری ایرانی قدرتمند ترین امپراتورهای دنیا بودند و منشور حقوق بشر کوروش هنوز هم زبانزد کل مردم دنیا بجز ایران است!
منکر خدمات اسلام به ایرانیان نیستم ولی ایا تاریخ گذشته ما انقدر ارزش ندارد که یک فیلم یا سریال درباره ان ساخته شود؟
معلوم نیست نویسنده محترم درد فراموش شدن اساطیر ایرانی دارد یا مغرضانه موضوع را دستمایه بیان خود قرار داده و یا به دنبال کاری علمی است. اینکه این سریال در ایران مخاطب دارد ناشی از موفقیت پرداخت داستان است نه تکنیک بالای سینمایی آن. اما اینکه اسطوره های ما به بیننده ارایه نمی شوند گناه اسطوره های کره و دیگر ملل نیست.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.