ولايت مطلقه فقيه و حكومت مطلقه
آیت الله هادوی تهرانی

در پی انتشار متن دیدگاه ولایت علیه ولایت اثر آیت الله دکتر مهدی هادوی تهرانی که در آن بر ولایت فقیه تأکید شده بود، پرسش های متعددی از سوی کاربران محترم در ذیل بحث مذکور در سایت های متعددی همچون "تابناک" مطرح شد، که بخش زیادی از این پرسش ها ناظر به بحث ولایت مطلقه فقیه بود.
لذا در پاسخ به پرسش های مطروحه، متن دیدگاه ایشان تحت عنوان ولايت مطلقه فقيه و حكومت مطلقه که برگرفته شده از کتاب ولایت و دیانت ـ اثر استاد مهدی هادوی تهرانی، صص 126 – 125 ـ است، ارائه می گردد.
پس «ولايت مطلقه فقيه» يك اصطلاح خاصّ فقهى است كه به حوزه اعمال ولايت و كسانى كه تحت ولايت قرار دارند (مولّى عليهم) نظر دارد و محدوديت در اين زمينه ها را انكار مى كند، ولى اين مصطلح هرگز به معناى نفى هرگونه محدوديت و ضابطه اى در اعمال ولايت از سوى فقيه نيست و هيچ فقيهى از آن، اين معنا را اراده نكرده است، بلكه اعتقادات ما چنين چيزى را نسبت به امامان معصوم (عليهم السلام) نيز نمى پذيرد كه آن بزرگواران بدون هيچ ضابطه و ميزان و ملاكى مى توانستند حكم كنند.
از اين بالاتر عدليه اعتقاد دارند: خداوند نيز به گزاف و بدون ضابطه، حكم نمى كند. پس چگونه ممكن است فقيه بتواند بدون هيچ معيارى تنها به ميل و اراده خويش در هر زمينه نسبت به هر كسى حكم كند؟!!
متأسفانه، جهل يا تجاهل نسبت به اين مطلب باعث شده، گروهى «ولايت مطلقه فقيه» را با «حكومت مطلقه» كه در مباحث سياسى مطرح است، يكسان گمان كنند و آنچه در آن زمينه گفته شده، به مبحث ولايت فقيه سرايت دهند. در حالى كه «حكومت مطلقه» حكومتى است كه حاكم در آن هيچگونه محدوديتى در اعمال حكومت ندارد و ملزم نيست هيچ ملاك و ميزان و ضابطه اى را رعايت كند. اما فقيه، چنان كه گذشت، ملزم به رعايت موازين خاصى در اعمال ولايت است (1). (2)
پی نوشت:
1. از اين رو، «ادوارد جنكس» در «كتاب حقوق انگليس» معتقد است كه مبدء الزام (Compulsion) هنگامى به استبداد و اقتدار لجام گسيخته منتهى نمى شود كه همراه با نظم و انتظام (Order) باشد. و هنگامى اين نظم تحقق مى يابد كه ضابطه اى براى قانون گذارى وجود داشته باشد.
( Edward Jenks The Book Of English law, John Murray, London, 1949, P.4 :ر.ك)
2. برگرفته شده از کتاب ولایت و دیانت، استاد مهدی هادوی تهرانی، صص 126 – 125.
لذا در پاسخ به پرسش های مطروحه، متن دیدگاه ایشان تحت عنوان ولايت مطلقه فقيه و حكومت مطلقه که برگرفته شده از کتاب ولایت و دیانت ـ اثر استاد مهدی هادوی تهرانی، صص 126 – 125 ـ است، ارائه می گردد.
*******************
از آنچه در بحث گذشته آمد، آشكار شد كه «فقيه» در اعمال ولايت محدود به حدودى است و هر چند مى تواند در هر زمينه و نسبت به هر كس حكم صادر كند، ولى در صدور اين حكم مى بايد مصلحت، تزاحم و نظام هاى اسلامى را در نظر گيرد.پس «ولايت مطلقه فقيه» يك اصطلاح خاصّ فقهى است كه به حوزه اعمال ولايت و كسانى كه تحت ولايت قرار دارند (مولّى عليهم) نظر دارد و محدوديت در اين زمينه ها را انكار مى كند، ولى اين مصطلح هرگز به معناى نفى هرگونه محدوديت و ضابطه اى در اعمال ولايت از سوى فقيه نيست و هيچ فقيهى از آن، اين معنا را اراده نكرده است، بلكه اعتقادات ما چنين چيزى را نسبت به امامان معصوم (عليهم السلام) نيز نمى پذيرد كه آن بزرگواران بدون هيچ ضابطه و ميزان و ملاكى مى توانستند حكم كنند.
از اين بالاتر عدليه اعتقاد دارند: خداوند نيز به گزاف و بدون ضابطه، حكم نمى كند. پس چگونه ممكن است فقيه بتواند بدون هيچ معيارى تنها به ميل و اراده خويش در هر زمينه نسبت به هر كسى حكم كند؟!!
متأسفانه، جهل يا تجاهل نسبت به اين مطلب باعث شده، گروهى «ولايت مطلقه فقيه» را با «حكومت مطلقه» كه در مباحث سياسى مطرح است، يكسان گمان كنند و آنچه در آن زمينه گفته شده، به مبحث ولايت فقيه سرايت دهند. در حالى كه «حكومت مطلقه» حكومتى است كه حاكم در آن هيچگونه محدوديتى در اعمال حكومت ندارد و ملزم نيست هيچ ملاك و ميزان و ضابطه اى را رعايت كند. اما فقيه، چنان كه گذشت، ملزم به رعايت موازين خاصى در اعمال ولايت است (1). (2)
پی نوشت:
1. از اين رو، «ادوارد جنكس» در «كتاب حقوق انگليس» معتقد است كه مبدء الزام (Compulsion) هنگامى به استبداد و اقتدار لجام گسيخته منتهى نمى شود كه همراه با نظم و انتظام (Order) باشد. و هنگامى اين نظم تحقق مى يابد كه ضابطه اى براى قانون گذارى وجود داشته باشد.
( Edward Jenks The Book Of English law, John Murray, London, 1949, P.4 :ر.ك)
2. برگرفته شده از کتاب ولایت و دیانت، استاد مهدی هادوی تهرانی، صص 126 – 125.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
از اینکه این سوالات را که در ذهنن همه مردم میباشدو تا کنون بی جواب مانده است درسایتتون گذاشتید متشکرم موفق باشد
آقا من قایل به ولایت فقیه نیستم، اما اگر کسی پیدا شد که در این مقام به تاسی از پیغمبر سالی یک نوبت نشست در مسجدی، و نه به مردم عادی، نه به نمایندگان مجلس شورا، نه به وزرا، نه به سران سه قوه، فقط و فقط به اعضای مجلس خبرگان گفت بیایید و بی هراس هر چه دلتان میخواهد از من در حضور من صراحتا انتقاد کنید، و ظرفیت پذیرش آنرا داشت، این آقا را من به ولایت خودم قبول دارم. این گوی و این میدان.
در اجرایی کردن این نظریه و مثلا در جامعه خود ما وظیفه نظارت بر ولایت فقیه چگونه و با چه کیفیتی انجام می شود ما که می شنویم آقایان ناظر در دیدارهای سالانه تلمذ می کنند. آیا این خود حکومت مطلقه نیست.
در صورتی که حکومت مطلقه نیست بفرمایند ولی فقیه محدود به قانون اساسی هست یا نه؟
"ولایت مطلقه همان ولایت رسول خداست" ????????!!!!!!! یعنی ولایت معصوم و غیر معصوم یکسان است؟! اطاعت (در همه موارد) از پیامبر و ائمه علیهم السلام به دلیل عصمت، واجب است زیرا خطا و اشتباه در گفتار و کردارشان نیست. در مورد غیر معصوم چنین چیزی به حکم عقل وجود ندارد.
در جواب آن دوستی که گفته "مرز قدرت ولی فقیه مشخص و مکتوبه" سوالی دارم:
1-بالاخره آیا "مطلقه" است، یا محدود به مرزهای مشخص و مکتوب؟
2-اصلا مرز "ولی" (کسی که ولایت دارد) را کدام مرز منطقا می تواند تحدید کند؟
لطفا اینطور نباشد که علایق شخصی ما و کشش درونی ما به اشخاص باعث جانبداری در بحث علمی شود.
جناب آقای هادوی تهرانی باید به نظر امام که اعتقاد داشتند حکومت اسلامی شعبه ای از ولایت مطلقه است توجه داشته باشند یعنی وقتی اطلاق ولایت مطلقه مطرح می شود حکومت زیر مجموعه آن و شعبه ای از آن به حساب می آیدو دایره اختیارات ولی فقیه حتی فراتر از اختیارات او در محدوده حکومت می شود
الله اعلم
برای کسانی که می خواهند دید درستی از اختیارات ولی فقیه داشته باشندو جایگاه آن را در فقه اسلامی بدانند آشنایی عمیق با قران و احادیث معتبرو اتفاقات تاریخی زمان پیامبر و مولا علی همراه با باور قوی به این دو امانت رسول خدا بسیار ضروریست دوستان توجه داشته باشند بدون باور اصول دین ودرک صحیح آن اولا برخی از نظرات شرک آلود در این حوزه مطرح می شود بدون انکه به آن توجه داشته باشیم ثانیا در های فهم و معرفت الهی و فهم معارف دین بدون این باور قوی بر روی مجاهد باز نمی شود (آیات 1 تا 5 سوره بقره ناظر به این معنی است) کمی صفای درون هم لازم دارد که در ماه مبارکی قرار داریم که فرصت خوبیست (یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه) البته این مطالب برای کسانی است که دنبال حقیقت مطلب از منبع اصلی ان هستند .
برخی از آقایان در حوزه ولایت فقیه طوری نظر می دهند مثل اینکه امام زمان نعوذ بالله رفته ماموریت برای گذران تعطیلات و همه چی را دست قائم مقام خود داده اند و تا ظهورشان کاری به کار حکومت و مردم ندارند و اختیارات تامشان را به ولی فقیه تفویض کرده اند توجه داشته باشید که خود ایشان می فرمایند ما بر تمام اوضاع شما مسلطیم هیچ چیز شما از ما پنهان نیست و هیچ چیزی را از شما فروگذار نمی کنیم حال امامی که چنین بر ما مسلط است در تمام شئون تشریعی و تکوینی در جامعه دخالت ندارد؟ اعتقاد به این قضیه که امام زمان قبل از دوران غیبت کبری به فکر رهبری جامعه اسلامی نبوده اند و همه امور را به دست خود مردم سپرده اند تا بر روی یک نفر فقیه اجماع کنند شبیه این اعتقاد است که رسول خدا بعد از وفاتش هیچ جانشینی برای خود انتخاب نکرده است و مردم بعد از وفات رسول الله خود باید برای خود تکلیف تعیین کنندا!! امام زمان از پس پرده بر تمام امور مسلط است و اگر در مساله ای خلاف شرعی اتفاق می افتد ایشان طبق سنت الهی که همان امتحان ماست صبر می کنند والا تمام شئون زندگی بشریت به دست خلیفه خداست توجه داشته باشید که دوران غیبت کبرا دوران امتحان ماست همچنانچه قوم موسی وقتی که موسی در برگشت از کوه طور تاخیر کرد همه گوساله سامری را پرستش کردند ما نیز در امتحانیم یکم خدا شکلش را عوض کرده .
از امام صادق سوال می شود اینکه در قران خدا می فرماید یهود و نصاری علما خود را می پرستیدند یعنی چه؟ امام صادق ع می فرمایند اگر علما میگفتند ما را پرستش کنید کسی این ها را پرستش و سجده نمی کرد ولی علما یهود و نصاری کم کم دین را از مسیر اصلی و آموزه های موسی و عیسی منحرف کردند و برخی از حرام ها را حلال کردند و مردم همچنان دنبال آنها رفتند و از آنها پیروی کردند به همین سبب است که خدا می فرماید اینها علما خود را می پرستیدند.
دوستان عزیز این حدیث از پیغمبر بسیار جدی و پر مغز است که می فرماید : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه. این شناخت شناخت اسمی نیست بلکه معرفت به ولایت امام زمان است.
بحث شرایط احراز ولایت به یک فقیه جامع الشریط بحث جدایی از اصل ولایت فقیه دارد که موضوع مطلب بالا نبوده است ودر این مجال جای بحث نیست
وَ یَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الّذین لا یعقلون پلیدى و کفر و بى ایمانی را بر آنان قرار مى دهد که تعقل نمى کنند»
و من الله توفیق
ولایت مطلقه حلقه واسط قوای سه گانه، و نافی استقلال و تفکیک سه قوه است که هم عقلی است هم از مبانی دمکراسی. علت این که گاهی مشکلات نظام توسط ولایت حل میشود همین رفع تزاحم سه قوه است، که باطنا فواید بسیاری بر این استقلال مترتب است، و بسیاری از بی قانونیها بواسطه تفکیک قوا پیش گیری میشود.
آقا مگر ما 1400 سال نگفتیم خداوند امر به اطاعت مطلق از غیر معصوم نمیکند؟ حالا چرا نظرمان عوض شده؟؟؟
اصل اول منطق قضاوت :حرف هاي شما تا وقتي که طرف مقابل را اجازه تحقيق کردن و حرف زدن ندهيد هيچگاه قابل بررسي کردن نيست.
مرجعی که قانونا باید بر عملکرد ولیه فقیه نظارت داشته باشد مجلس خبرگان رهبری است.
مگر می شود انسانی در تصمیم گیری های خود محدودیتی نداشته باشد؟ ایا کسی فارغ از مصلحت، اعتقادات، صلاحدیدها و ارزش های فردی یا اجتماعی خود تصمیم می گیرد؟
طبیعی است موضوعی که ادرواد جنکس اشاره داشته بحث قانون که بحثی جاری بوده و مجاری فقه جمعی (عقل جمعی) دارد ملاک است، در صورتی که در فقه مجتهد خود متعهد خود است و بحثی به معنای استنباط جمعی و غیره نداریم.
یعنی تشخیص خود مجتهد (فقیه) ملاک است.
در ادبیات سیاسی چنین موضوعی که تشخیص خود فرد بدون وجود نظم قانونی مسلط و جمع بنیان ملاک تصمیم گیری و حکم باشد، خود محوری و ... خوانده می شود که در مورد ولایت فقیه ذکر شده در بالا کاملا صدق می کند. بحث ولایت فقیه در نگاه جایگاه سیاسی آن با بحث فقهی آن باید به یگانگی برسند تا در اجرا و حکومت داری به دسته بندی و فرقه فرقه شدن منجر نشود.
اگر برای ولایت فقیه قدرتی فراتر از حل معضلات و بن بستهای نظام قائل شویم لامحاله سر از دیکتاتوری در می اورد
جواب به سوم: آقای نسبتا محترم اگر شما بزدل و ترسو تشریف دارید تقصیر دیگران و قانون و حکومت چیه؟ این همه از طرف به اصطلاح اصلاح طلبان حتی به شخص رهبر و خود مسئله ولایت فقیه بد ویراه گفتند و هیچ اتفاقی هم نیفتاد. البته احتمالا شما زیادی خودتو تحویل میگیرید. شما حتی اگه داد هم بزنید و ولایت فقیه را زیر سؤال ببرید مطمئن باشید که هیچ مس هیچ اهمیتی نمی دهد.
در روزنامه ها با تيتر درشت توهين مي كنند و بعد مي نويسند آزادي بيان نداريم. اين را باور كنيم يا آن تيتر درشت را؟!
با سلام خواننده محترم بفرماييند خدا چگونه قدرت ولايت فقيه را محدود مي كند تا ما هم بدانيم؟
ولايت خاص خداوبه اذن او خاص رسول او وائمه عليهم السلام است كه معصومند.عبارت ولايت مطلقه به هيچ شخص غيرمعصومي قابل اطلاق وتسري نيست قائل شدن چنين شاني براي هرفردغيرمعصوم حتمابه استبدادمنجرمي شود.
در جواب دوست ما بايد بگويم:
باسمي تعالي
نه شرع ما آنقدر بي در پيكر است كه ولي فقيه هميشه بر اساس خواست و تشخيص خود عمل كند و نه در جانب ديگر هيچ يك از ولي هاي ما چنين ادعایي را داشته اند. اين ادعا را مريدان از مراد جدا دارند.
والسلام
سوال آن است که این مرز شریعت یا مصلحت را چه کس تشخیص می دهد؟ اگر خودشان یعنی مطلق و اگر کس یا کسانی دیگر می شود محدود.
اقاي هادوي آيا نظر وليه فقيه در انتخاب آزادانه افراد براي مناصب انتخابي بايد لحاظ شود درجاييكه ولي فقيه با واسطه تمام افراد شركت كننده در انتخابات را تاييد نموده اگر چنين است پس انتخابات و راي گيري چه مفهومي دارد
بسمه تعالي بنابر نظرصريح فقه شيعه مقام عصمت منحصربه چهارده معصوم (عليهم السلام) است.حال به هر ميزان كه بتوان مابين معصوم و غيرمعصوم تمايز قائل شد نميتوان تمام شئون و اختيارات را يكسان بر اين دو مصداق حمل نمود _ حنيف
سلام. کلاستون داره میره بالاتر و کم کم دارین آقا را نشونه می گیرید. طرح این بحث که یکی هم بیاد تحت عنوان نظر زیرش بحث به استبداد منجر شدن ولایت فقیه را مطرح کنه خیلی در شان شما نیست. نمیگم طرح نشه ولی در ثبت نظرات دقت کنید. ضمن اینکه توی قانون اساسی کشور بیشتر دقت کنید می بینید که مرز قدرت ولی فقیه مشخص و مکتوبه.
ظاهرا ما حاضریم ولایت هر کسی را بپذیریم جز فقیه. اولا در قانون اساسی برای فقیه یک عامل کنترل کننده تعیین شده است که با رای مردم انتخاب می شود. این عامل مجلس خبرگان رهبری است. ثانیا در همه جای دنیا در مسائل مهم و بخصوص در موارد اختلاف یا بحرانی یک نفر حرف آخر را می زند. تنها تفاوت در این است که در بقیه کشورها فرد منتخبی مانند رئیس جمهور اینکار را می کند یا فردی که با روش دیکتاتوری به حکومت رسیده است. اما در کشور ما فقیه جامع الشرایطی که توسط مجلس منتخب مردم نصب می شود و در صورتی که نتواند به وظایفش بدرستی عمل کند توسط همان مجلس عزل می شود. اگر قرار نباشد که خودمان را گول بزنیم می دانیم که در سیستم دموکراتیک انواع راههای فریب مردم وجود دارد. بعنوان مثال رئیس جمهور آمریکا یا کشورهای غربی دیگر با رای مردم انتخاب می شوند و برای تامین منافع نامشروع کشورشان هزاران یا میلیون ها انسان را هم قربانی می کنند. البته بشر در وضعیت فعلی چاره ای جز پناه بردن به رای مردم ندارد. بنابراین به اعتقاد اینجانب ما اول باید این موضوع را برای خودمان روشن کنیم که آیا حاضریم به حکم خدا تسلیم شویم یا نه زیرا اطاعت از فقیه جامع الشرایط دستور امام معصوم (ع) است. قطعا فساد تصمیم گیری نهایی فردی مانند جرج بوش یا باراک اوباما یا تونی بلر بسیار بیشتر از تصمیم گیری نهایی فردی مانند حضرت امام (ره) یا مقام معظم رهبری است. اگر کمی فکر کنیم موضوع کاملا روشن و بدیهی است.
درخصوص ائمه معصومین بدلیل عصمت و دور از خطا و اشتباه بودنشان ولایت مطلقه قابل قبول است اما درباره ی ولی فقیه که از ویژگی عصمت برخوردار نمی باشد ولایت مطلقه جای بسی تامل و مباحثه دارد!
از آقاي هادوي سؤال کنيدکه مگر مهمترين دليل اثبات ولايت فقيه اين نيست که اگر ولي فقيه نباشد بسياري از احکام اسلامي معطل ميماند.؟
اما روشن است که نتيجهي اين دليل حکومت فقه است نه حکومت فقيه. يعني براي آن که احکام اسلامي معطل نماند بايد قوانين ما اسلامي باشد نه اينکه حاکم ما حتما فقيه هم باشد.
دلايل ديگر ولايت فقيه از جمله مقبوله عمربن حنظله سندا و دلالتا مخدوش است.
من چند سئوال دارم لطفا مرا از جهل خارج فرمایید:
1-مسئله عصمت در ولایت مطلقه فقیه چگونه است؟ چون بغیر از پیامبر و معصومین بقیه عصمت ندارند آنگاه چگونه می توان از اشتباهات وای مطلقه فقیه جلوگیری کرد؟
2- مسئله وحی به چه صورتی است؟ آیا به ولی فقیه وحی می شود؟ اگر خیر پس چگونه شخصی به مقام مطلقه فقیه دست میاید و دیگران نمی توانند؟فرآیند آن چگونه است؟
3- ولی مطلقه فقیه قابل عزل است؟ اگر آری چگونه و اگر نه چرا؟
4-شرایط مردم چگونه است؟ اگر ولی فقیه ایی را نخواهند چه بکنند؟
5- وقتی که گفته می شود ولایت مطلقه فقیه یعنی اختیارات تام دارد. آیا مسئولیتش در قبال جامعه مطلق است؟ به عبارتی اشتباهات کارگزاران به پای ایشان نوشته خواهد شد؟
6-فرق ولایت مطلقه فقیه با نظام سلطانی چگونه است؟ (قصد توهین نیست ) چون سلطان نیز خود را ضل الله دانسته و قدرت خود را مطلق می داند.
پس لفظ مطلقه برای چیست؟ که ولایت فقیه بدون آن ناکافی است؟
دوست عزیز ما اگر فکر کنیم که از حضرت علی (ع) بالاتریم که بخاطر یک شمشیر در دادگاه عادی حاضر شد شدیدا به بیراهه رفتهایم
تا بحال هیچ کس از شمول امر به معروف و نهی از منکر در اسلام خارج نشده است.
سندیت فقهی ان ضعیف است
ولایت مطلقه = مسوولیت مطلقه= سیلی بر صورت خود زدن برای یک خلخال!!
در جهان خلقت یک مطلق وجود دارد و آن خداست و بقیه چیزها نسبت به آن منبع بی منتها سنجیده می شوند مثل حکومت مثل ولایت و.....
خدا از كجا و چگونه مي تواند ولايت مطلقه را واقعيت عملي و روزمره محدود كند؟ بابا پاپ هم در مسيحيت نماينده خدا تلقي مي شدشما هم همان را مي گوييد.راستي چرا يك فرد غير معصوم را واجب الاطاعه مي كنيد كه هرگونه انتقاد و يا مخالفت با سلايق و روش و عزل و نصب او را در حكم مخالفت با خدا قرار مي دهيد خدا رحمت كند پيامبر را مي گفت بابام جان انا بشر مثلكم
نظرات امام(ره) در مورد ولایت فقیه قرار دهید.
تا برای همه یاد آوری شود که امام می فرمود:
ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است
این ولایت مطلقه فقیه که در قانون اساسی آمده با توجه به کردار و رفتار حضرت امام خمینی بوده است
ببخشيد حالا كه اينطور است پس چه اصراري به استفاده از اصطلاح ولايت مطلقه فقيه است؟! خب از تعبير درست تر استفاده كنيد كه لازم به توضيح و توجيه نباشد!
باسمه تعالی
1-چطور می شود با یک انسان غیر معصوم، همان معامله انسان معصوم را کرد؟
2- چطور می شود "ولی" را توسط قانون یا هر چیز دیگری محدود کرد؟ کسی که ولایت دارد، خود معیار واضع قانون است. هر کاری او بکند، عین قانون و حق است(خدا و ائمه معصومین)
3-چه تضمینی وجود دارد این انسان غیر معصوم، چه به عمد و چه سهوا، در نظرات و لذا دستوراتش دچار وسوسه شیطان یا خطا نشود؟ممکنست بگویید اینطور نیست ، بر ولی
برابرفقیه نظارت می شود و او هم مانند بقیه در برابر قانون یکسانست.
ولی آیا واقعا-بینی و بین الله- این گونه است؟
ولایت مطلقه خیلی خوب است. من مطمئنم!
صرف نظر از تعریف ولایت مطلقه فقیه اصولا ولایت مطلقه فقیه مسئول تمامی اعمال حکومت است هر چند جزئی باشد
آنها که ولایت مطلقه را با حکومت مطلقه عوضی می گیرند ( مثل کامنت اول که اصرار دارد همان اشتباه را تکرار کند) اصلا معنای ولایت را و معنای مطلقه را هم بدرستی نفهمیده اند.
ولایت یعنی ادامه حق خداوند بر سرپرستی بندگان و اولویت او بر جان و مال بندگان ، که به پیامبر و ائمه و جانشینان عادل آنان در زمان غیبت داده شده است. پس کسی که معتقد به عدل خداوند است و حسن و قبح ذاتی اعمال را قبول دارد هرگز ولایت را با سرپرستی و اولویت به هر قیمت !! یکی نمی داند . اعتقاد عدلیه آن است که حتی خداوند هم ظلم روا نمی دارد ( نه آن که هر کاری که خداوند بکند عین عدل است چون او انجام داده!)
نکته دوم این که ولایت مطلقه در برابر ولایت مقیده است . ولایت مقیده یعنی ولایت فقیه در برخی از امور و نه همه امور حکومتی. آنها که ولایت مقیده را قبول دارند در سطح ولایت بر وقف، ایتام ،قضا؛ خمس و خلاصه نهایتا امور حسبیه منحصر می دانند . اما معتقدان به ولایت مطلقه دامنه ولایت را به تمام شوون مربوط به حکومت متسری می دانند. شوونی که گاه لازم می شود حلالی را موقتا حرام و یا حرامی را موقتا حلال نماید.
این ربطی ندارد به برداشت ناصوابی که اخیرا رایج شده و تصور می کنند ولایت مطلقه یعنی رها از قانون و شرع و عقل و حقوق مردم و ...
اتفاقا صاحبنظران این نظریه ( ولایت مطلقه) می گویند چنین فقیهی اگر دروغ بگوید یا کار خلاف عدالتی از او سر بزند خودبخود از ولایت معزول است . چرا؟! چون گاه در شوون حکومتی لازم می شود که حلالی را حرام و یا حرامی را حلال کنند ( موقتا) پس باید کسی عهده دار تشخیص این عمل باشد که اولا فقیه باشد( توان استخراج رای داشته باشد) و ثانیا عادل باشد ( بی جهت چنین رایی ندهد) و ثالثا رایش نافذ باشد ( مردم او را قبول داشته باشند) پس شائبه استبدادی و بی حساب و کتابی در کار نیست. البته برخی دوستان ناآگاه در ترویج چنین برداشت خطایی نقش فوق العاده دارند. و بهمین دلیل هم بسیاری از جوانان و تحصیلکردگان که با مبانی عقل و منطق سر و کار دارند آن نظر را خلاف عقل می بینند. اما حضرت امام (ره) فرمود: تصور صحیح از ولایت فقیه موجب تصدیق آن خواهد شد
سخن آقای هادوی کاملا منطقی ومحدودیت ولی فقیه مجلس خبرگان است
تجربه هم ثابت کرده قدرت نباید یک جا جمع بشه وقتی طرفش معصوم نیست و علم کامل هم نداره .رجوع شود به نظریات آخوند خراسانی در باب حکومت داری به این نظر:
جمع عقول ناقصه از یک عقل ناقص بهتر است.مگر عقل دارای مقام عصمت.
ایجاد محدودیت وپاسخ گویی عملی و نه نمایشی در حکومت داری برای هر غیر معصومی عقلا و شرعا ضروری است.
بنده يك سوال فقهي دارم. فرض كنيم ولايت امام معصوم مطلقه باشد چون او معصوم است و از اشتباه و ظلم بري، ولي چرا اين موضوع را بايد به يك فرد جايز الخطا نيز انتقال داد؟ اگر مرتكب خطا يا ظلم شود چه كسي جرات دارد جلوي او را بگيرد؟ خبرگان؟خبرگان را چه كسي تاييد صلاحيت مي كند؟ اعضاي شوراي نگهبان را چه كسي مستقيم و غير مستقيم تعيين مي نمايد؟
پرسیده اند: چگونه مردم بایدمطمئن شوند که ولی فقیه براساس موازین عمل میکند.
پاسخ: همانگونه که مطمئن می شوند که مراجع تقلید بر اساس موازین فتوا می دهند.
باسلام خواننده كه فرمودند فقط خدا مي تواند ولايت فقيه را محدود كند !بفرمايند چطور؟
باسلام وآرزوی توفیق و قبولی طاعات پیشنهاد می نماید نظرات مراجع عظام و علمای بزرگوار نیز بطور مستند به بحث گذارده شود.متشکرم
از ديدگاه سكولار كه خداوند و احكام شرعيه هيچ جايگاهي در مسايل اجتماعي ندارند ولايت فقيه يك استبداد و ديكتاتوري ممكن است ملحوظ شود.
ولي بايد توجه داشت ولي فقيه در كشور اسلامي شخصي متخصص و كارآزموده و مبارز به هواها و خواهشهاي نفساني و تطبيق دهنده نيك و بد اهل جامعه خود با موازين شرعي است كه ازطرف جمعي زبده به اين منسب انتخاب ميشود.
همين افراديكه ادعا مينمايند ولايت فقيه استبداد است هرگز نميتوانند بپذيرند كه در جامعه اگر قرار است الگوي غذايي يا سلامتي تعريف شود از طرف پزشك حاذق تر تيب داده نشود!!
اگر قرار است الگوي اجتماعي باشد باي متخصص اين علم باشد
و چه بسا نظر پزشك به نظر حتي اكثريتي نيز مستبدانه باشد ولي بدليل پيشينه اعتقادي كه به نظر متخصص دارند اين امر را بعنوان قانون ميپذيرند
چون مطمئنند آنچه در آن شرايط بعنوان راهكار ارايه شده دانش محور و منطبق با صلاحيت جامعه است
در ولايت نيز موضوع با گسترش بيشتري در حوضه هاي فردي و اجتماعي مطرح است ولايتي كه نشات گرفته از اصل تعاليم اسلامي و روايات و سنت نبوي و امامي است بيشترين سنخيت را با سعادت فردي و جمعي دارد پس حتي اگر به نظر عامه شبه استبداد تلقي شود ولي از ديد تخصصي كاملا راه صلاح را در پيش داشته قابل پذيرش است.
كسانيكه شائبه استبداد بودن ولي فقيه را مطرح ميكنند اصولا با پذيرش حكومت الهي جامعه مشكل دارند يا از سر عناد (كه فبهاالمراد)
يا از سر كم دانشي كه بايد زحمت اندوختن معلومات بيشتري در حوزه ديني و مقايسه آن با ديكتاتوري را بخود بدهند.
آنانيكه اعتقاد دارند فقط خداوند است كه ميتواند حدود و صغور مسائل شرعي راتايين نمايد و رسول خدا اينان از خليف خدايي انسان در روي زمين و حكمت بعثت انبيائ نيز بهره ندارند
مگر در زمان انبيائ آنان جانشيناني از طرف خود براي جوامع اطراف ارسال نمينمودند پس در دوره غيبت هم جانشين آنان كه به نقل از خودشان فقيهان امتتند وجود دارند كه همانند خود آنها قابل اطاعتند.
باسلام:در ایران ولی فقیه پس از امام با رای غیر مستقیم مردم یعنی مجلس خبرگان تعیین می شود و این مجلس نظارت را نیز بر عهده دارد که نحوه نظارت برای مردم مشخص نیست که این مو ضوع بهتر است بطور شفاف برای مردم توضیح داده شود.
كافيست به رفتار منش و افكار برخي فقيهان -كه مناصب حكومتي هم داشته اند- توجه داشت. اگر يكي از آن بزرگواران، رهبر انقلاب مي شدند. آيا حكومت، به حكومت استبدادي كشيده نميشد؟ بنابراين از لحاظ عملي ميتوان به يقين رسيد كه ولايت فقيه، مطلقه نيست.
از آقای استاد مهدی هادوی سئوالی دارم که خواهشمند است به آن جواب لازم رابفرمایند0
و آن اینکه اگر نظر اکثریت جامعه(99%) و علما و فقهای تقلید عظام بر یک نظر باشد و ولی فقیه مطلقه نظر دیگری داشته باشد ازنظرشرع اسلام اطاعت از کدام یک واجب است0
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.