سکوت معنادار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس در قبال یک رویداد مشکوک؛
انتقال بیسروصدای گنجینه میلیارد دلاری موزه هنرهای معاصر با وجود مخالفت اهالی هنر
بدون تردید، تبادل آثار هنری، اتفاقی مرسوم در دنیاست، ولی اینکه این حجم دستچین شده با اصرار بر عدم شفافیت در این مقطع حساس ماه های پایانی دولت به اروپا ارسال شوند ـ همان گونه که معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد در جمع هنرمدان تأکید کرد ـ دور از عقلانیت است. چرا باید امری که مرادخانی بر عقلانی نبودنش تأکید دارد، اجرایی شود؟

همزمان با برنامهریزی بیسروصدا برای انتقال ارزشمندترین آثار گنجینه ملی موزههای هنرهای معاصر به اروپا در میان مخالفت طیف وسیعی از اهالی هنر کشورمان، عدم مداخله و سکوت معنادار اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس در قبال این رویداد مشکوک، واقعهای تأملبرانگیز است که ممکن است تبعات جبرانناپذیری برای کشور داشته باشد.
مجید ملانوروزی مدیر موزه هنرهای معاصر در روزهای اخیر وعده داده بود که پیش از انتقال آثار هنری به خارج از ایران، کتابچه موزه که حاوی اطلاعات تمامی آثار حاضر در این موزه است، منتشر شود اما همچنان از انتشار متن تفاهنامه میان موزه هنرهای معاصر و موزههای اروپایی که حاوی جزئیاتی روند نقل و انتقال آثار، تضمینهای مالی و امنیتی لحاظ شده، پشتوانه حقوقی تفاهنامه برای بازگشت آثار به ایران و همچنین مبلغی که برای این نقل و انتقال به موزه هنرهای معاصر و از همه اینها مهمتر، لیست آثار ارسالی است.
در هفته پیشین، یکی از خبرگزاریها ادعا کرد که موزه هنرهای معاصر تفاهنامه مربوط را منتشر کرده و در متن همین خبر کوتاه ادعا شد: «طبق بند ۵ تفاهمنامه فرهنگی هنری گردشگری (نقشه راه) که توسط ریاست جمهوری ایران و نخست وزیر ایتالیا به امضا رسیده است، ۳۰اثر ایرانی و ۳۰ اثر غربی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران در ژانویه ۲۰۱۷ در موزه ماکسی شهر رم به نمایش گذاشته خواهد شد.» اما در واقع با گذشت چند روز (تا لحظه انتشار این خبر) متن هیچ تفاهنامهای بر روی وبسایت موزه هنری های معاصر منتشر نشده و این یک بند نیز در اختیار یک خبرگزای قرار گرفته است.
در واقع این خبر، تصمیم گیرتده ارسال این گنجینه را ریاست جمهوری خواند و تقصیر را از گردن مرادخانی و ملانوروزی ساقط کرد که با توجه به عدم انتشار متن تفاهمنامه، نمیتوان این ادعا را پذیرفت و حتی در صورتی که چنین تفاهنامهای وجود داشته باشد، در نفس ماجرا تفاوتی نمیکند، چرا که نقدها نسبت به اشخاص نیست، بلکه نقدها به ارسال یک گنجینه بزرگ از ایران به اروپا -آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری- بدون شفاف سازی و انتشار مستندات است. اتفاقاً اگر از ابتدا مسئولان معاونت هنری شفاف برخورد و اسناد مربوط را منتشر میکردند، نگرانیها تا این حد فزونی نمییافت.
در شرایطی که انجمنهای هنری، گالریداران و هنرمندان هنرهای تجسمی با ارسال این آثار به این تور نمایشگاهی مخالف هستند و در بیانیههای مختلفی مخالفت خود را با آن اعلام کردهاند، روز گذشته نیز رامین مهدی نژاد، عضو هیأت علمی دانشگاه و نقاش، با ارسال نامهای اعتراض خود را نسبت به ارسال آثار به تور نمایشگاهی آلمان و ایتالیا، اعلام و بار دیگر بر غیرحرفهای بودن این تفاهمنامه تأکید کرد.
در متن نامه این استاد دانشگاه و عضو انجمن نقاشان ایران تأکیده شده است: «متن تفاهمنامه فرهنگی هنری ایران و ایتالیا منتشر شد که بر اساس آن سی اثر ایرانی و سی اثر غربی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران در ژانویه 2017 در موزه ماکسی شهر رم به نمایش گذاشته خواهد شد. با منتشر شدن این تفاهمنامه ابهامات و نگرانیهای هنرمندان باز هم مورد بیتوجهی قرار گرفت. انگار نه انگار که در این کشور بسیاری از انجمنهای هنری، گالریداران و هنرمندان هنرهای تجسمی به علت ابهامات موجود در نحوه ارسال؛ لیست آثار و... مخالفت خود را اعلام کردهاند».
این مدرس دانشگاه در ادامه این یادداشت نوشت: «به نظر میرسد با توجه به تغییر وزیر ارشاد و فضای پیش آمده از این موقعیت، برخی افراد اصرار بر ارسال آثار بدون در نظر گرفتن موارد قانونی و تصویب یا مجوز مجلس را دارند؛ لذا لازم است کمیسیون فرهنگی مجلس با بازنگری مدبرانه، مانع تحمیل خسارتهای احتمالی و جبرانناپذیر به این گنجینه بینظیر که بحق سرمایه ملی همه ماست، بشود»؛ خواستهای بسیار معقول که به نظر میرسد نیاز به توجه ویژه اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس داشته باشد.
برای درک اهمیت این توجه باید به یادداشت به دو هفته پیش مانی جعفرزاده پژوهشگر هنر و موزیسین کشورمان اشاره که تأکید کرده بود، دو اثر از ایران خارج و به ایتالیا منتقل شده و این در حالی است که ملانوروزی در روزهای اخیر تأکید کرده بود به واسطه اینکه برخی آثار نیاز به مرمت دارد، هنوز لیست آثار ـ که قرار است به ایتالیا و آلمان ارسال شوند ـ مشخص نیست. اگر حداقل دو اثر تاکنون به خارج ارسال شدهاند، چرا این موضوع شفاف بیان نشده و اگر این اتفاق واقعیت ندارد، چرا مسئولان در دو هفته اخیر در قبالش سکوت پیشه کردهاند؟
اعضای کمیسیون فرهنگی و نهادهای نظارتی را به خواندن یادداشت این پژوهشگر دعوت میکنیم: «در طولِ دوُ سالِ ١٣٨٥وَ١٣٨٦ صاحبِ اين قلم به همراهِ آقايان ذبيح الله تائبى وَ ماركوس شْپِرِشِر به نمايندگى از بنيادِ هنرىِ «بايِلِر» واقع در سوئيس، چندين بار با چندين واسطه از رياستِ وقتِ موزهىِ هنرهاىِ معاصرِ تهران جناب آقاىِ حبيب الله صادقى تقاضا كرديم تا براىِ يك دوره نمايشِ سه ماههىِ يكى از نقّاشىهاىِ «جَكْسِن پالاك» كه در گنجينهىِ موزهىِ هنرهاىِ معاصرِ تهران نگهدارى مىشد [وَ هنوز هم بايد بشود] باگالِرىِ مركزىِ بايِلِر در سوئيس همكارى فرمايند. ايشان هربار از ملاقات با ما سرباز زدند وَ حتّا در يك مورد شخصن فرموده بودند كه هيچ تضمينى وجود ندارد كه ما تابلو را به ايران بازگردانيم.
من مراتب را به آقاىِ شْپِرِشِر اعلام كردم وَ ايشان پس از فقط چند ساعت گفت: سفيرِ سوئيس در ايران آمادگى دارد تا به نمايندگى از رياستِ جمهورىِ سوئيس در سندى دولتى، كتبى وَ رسمى هم استردادِ تابلو به ايران وَ هم بيمهىِ آن را ضمانت كُنَد. من پيغامِ ماركوس را رساندم وَ مراتب باز هم از سوىِ موزه رد شد وَ اعلام شد موافقت با چُنين خروجى نياز به امضاىِ چهار وزيرِ كابينه دارد كه خُب بديهى بود كه ما از پسِ آن بر نمىآمديم وُ در نتيجه پروژه منتفى شد وُ مسكوت مانْد تا به امروز.
امروز پس از ده سال بنابر اقوال دو اثر از آثارِ موزه [ظاهرن يك نقاشى از «روُتكوُ»(؟) وَ يك اثرِ ايرانى(؟)] به ايتاليا منتقل شده است. اين انتقال بسيار پسنديده خواهد بود وَ قطعن هم در اعتبارِ جهانىِ موزه وَ هم در قيمتِ اين آثار تأثيرى مثبت خواهد داشت.
فقط دوُ پرسش: موزه براىِ خروجِ اين آثار واقعن از ٤ وزيرِ كابينه امضاىِ موافقت گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است، دقيقن كدام وزراء؟
وَ آيا موزه براىِ بيمه وَ ضمانتِ استردادِ اين آثار سندى به استحكامِ آنچه ما در ١٠سالِ قبل ارائه مىكرديم، دريافت كرده است؟ اگر پاسخ مثبت است سند را منتشر فرمايند تا جامعهىِ هنرى از نگرانى بهدر آيد وُ اين اتّفاقِ خجسته با آسودگى تداوم بگيرد»
انتظار میرود پیش از ارسال این آثار به خارج از کشور نهادهای نظارتی به ویژه نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در این زمینه اقدام عاجلی انجام دهند و با اتکاء به نظر کارشناسی انجمنهای تخصصی مانع از ارسال این آثار در این مقطع به اروپا شوند. بدون تردید تبادل آثار هنری یک اتفاق مرسوم در دنیا است اما اینکه این حجم دستچین شده با اصرار بر عدم شفافیت در این مقطع حساس ماه های پایانی دولت به اروپا ارسال شوند، همانگونه که معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد در جمع هنرمدان تاکید کرد، دور از عقلانیت است. چرا باید امری که مرادخانی بر عقلانی نبودنش تاکید دارد، اجرایی شوند؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این کار حماقت محضه.تجربه مصادره اموال ما در بانکهای غربی کافی نبود که حالا با دست خودمون داریم گنجینه ای را به غرب تحویل میدهیم که بعدا برای تحویل دادنش از ما امتیاز بگیرند!!!
بزار حالشو ببرن بابا
از فردا دار و دسته رجوی تو خیابونای ایتالیا راه میافتن که اموال رو مصادره به حق شهدای مجاهد (!) کنین. ایتالیا هم پورسانتشو میگیره و مصادره انجام میشه. رجوی هم جهت قدردانی یه اثر از خودشو میده به فیصل!
چند سال پیش ترک ها در وین نمایشگاهی از آثار باستانی برقرار کردند که در خاتمه یکی از آثار را دزدیدند و هیچ وقت هم پیدا نشد.
باید مردم تهران و هنردوستان جلو موزه هنرهای معاصر بست بنشینند و مخالفت خود را با ارسال این گنجینه بینظیر و سرمایه ملی که تعلق به ملت ایران دارند اعلام کنند. اصلا ارسال این آثار به خارج از کشور کار بسیار پرخطر و اشتباهی هست. زیرا هیچکس نمیتواند خسارتهای احتمالی و جبرانناپذیر ناشی از خروج 30 تابلو نقاشی را تصور کند. ابهامات و نگرانیهایی که ممکن است با دزدیده شدن یا گم شدن و یا با بازگشت تقلبی تابلوها همراه شود. تضمینهای مالی و امنیتی لحاظ شده و پشتوانه های حقوقی تفاهنامه ها برای بازگشت آثار به ایران نیز میتوانند رنگ ببازند و صورت دیگری پیدا کنند. ارسال این گنجینه بزرگ از ایران به اروپا عملی است غیر عقلایی و خطایی فاحش. نمایندگان کمیسیون فرهنگی مجلس و دیگر نمایندگان مردم باید جلو این کار را بگیرند, تا درآینده پشیمان نشوند. حتی خود یک شخصی گفته است: "هيچ تضمينى وجود ندارد كه ما تابلو را به ايران بازگردانيم" اروپاییان و امریکاییان تاریخ و فرهنگ و هنر ما را بهتر از ما میشناسند, نیازی نیست که این آثار را در کشورهایشان به نمایش بگذاریم.
شما حداقل پيگيري كنيد.نذاريد بيش از اين آثار كشور به تاراج بره. چرا با متخلفان از اول برخورد جدي نشده كه ديگه كسي جرات اين كارها را نداشته باشه؟
یعنی هیچ کدوم از نهادهای دیگه حق دخالت ندارن؟
این اموال هم از دستمون رف! اونور آب یه دادگاه رای به مصادره میده و اونوقت واقعا عبارت "ورشکسته به تقصیر" برازنده مدیران این کاره! بابا رحم کنین! نفرستین شما رو به خدا!؟
این کاریست که در همه جا می کنند و بخشی از همکاری و مبادلات فرهنگی است . بکار بردن کلمه انتقال در عنوان خبر هم گویای نوعی بد طینتی است
اینم خوردن !!!!!
بیگانگان از خودمان بهتر اونا را نگهداری میکنند. مانند همه چیزهایی که در گذشته ها رفته
بزرگترین خطر برای اینگونه آثار بسیار باارزش آنست که کپی های بسیار دقیق آنها را در خارج و قبل از بازگشت جابجا کنند که شاید در دنیا صد نفر قادر به کارشناسی آنها باشند و وقتی میفهمند که کار از کار گذشته است
واقعا فکر می کنید این مملکت دلسوزی هم دارد؟
فقط باید رهبری ورود کنند .
والسلام
تاکتیک تحقیر ملت با لبخند و با نام عقلانیت و البته شعار تدبیر است
جالبتر آنکه فاجعه درست در زمانی اتفاق می افتد که وزارت ارشاد توسط سرپرست اداره میشود و در این بین نظارت کافی بر این قبیل اقدامات وجود ندارد. با فرض صحیح بودن این عمل، واقعا نمی شد تا انتخاب وزیر جدید این برنامه به تعویق بیفتد؟ بوهای بدی از این ماجرا به مشام میرسد
چرا کسی نظری نمیدهد
اینم دنباله همان هزاران میلیاردی که تا حالا اختلاس شده
یا بعدا کپی های جعل شده را برمیگردانند یا یک دادگاه رای به مصادره انها میدهد
خدایی این دولت دست احمدی نژاد رو از پشت بست.
تازه اگر برگردند هم بعد از چند سال خواهیم فهمید اثری که در ایران هست تقلبی هست!
کفگیر به ته دیگ خورده . نتیجه 8 سال اشتباه را تا کی باید تحمل کنیم ، خدا می داند . شام و ناهارمان شده بود خبر خوش هسته ای !! خود کرده را تدبیر نیست .
خداییش من خراب فرافکنی شمام!!! بسه بخدا بعد 4 سال! کفگیر ته دیگه خورده این وضع بریز و بپاشه اگه نخورده بود احتمالا باید منتظر اختلاسهای 30 هزار میلیاردی ! و حقوقهای ماهی چند میلیاردی بودیم!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.