آخرین خبرهشدار جدی آموزش‌وپرورس به مدیران برای تعطیلی مدارس
0بازدید

پاسخی به افتراهای آقای سروش

حسن نوروزی

پاسخی به افتراهای آقای سروش
چندي است که از افترانامه جناب سروش ـ نويسنده مقيم آمريکا ـ خطاب به مسئولان ارشد نظام مقدس جمهوري اسلامي مي‌گذرد. بحمدالله شتاب حوادث فرهنگي، اجتماعي و سياسي در فرايند حرکت تکاملي انقلاب اسلامي آنچنان زياد است که فرصتي براي بررسي اين‌قبيل مسائلِ درجة دوم باقي نمي‌گذارد؛ اما چاره‌اي نيست جز اين‌که از گوشه‌ و کنارِ برخي فعاليت‌هاي رايج خود را کم نموده و زماني را هم براي بازخواني و تفسير اين مسائل اختصاص دهيم.

آقاي سروش!
افترانامه‌تان در لحظه اول، موجب تأسّف و تعجب و حيرت خوانندگانش شد. باور کردني نبود که مدعي منورالفکري همچون شما که خود را از پيامبران هدايت(!) در عصر جديد مي‌پنداريد اينقدر از واقعيات جامعه اسلامي به دور باشيد و با شعربافي و تحليل‌هاي سطحي بخواهيد به مصاف رويدادهاي عميق و پيچيده برويد! از شما که عمري در سايه الطاف جمهوري اسلامي نمک خورده و افکارتان را به گوش هر کسي در اين کشور رسانده‌ايد، در شگفتيم که الگوي بديع، پيشرفته و تمدن‌ساز «مردم‌سالاري ديني» که متکي بر قواعد ديني و مبتني بر تعامل محبت‌آميز مردم و حاکميت است را فهم نکرده و تحت تأثير القائات شبه‌علمي «ماکس وبر» (آن‌گونه که «حجاريان» در دادگاه اذعان داشت) خيال کرده‌ايد هر چه که با دموکراسي صوري غربي هماهنگ نباشد پس استبداد و سلطانيزم است!

گفته‌ايد: حکومت ديني در حال زوال است و اشعاري هم زمزمه کرده بوديد. آقاي سروش! اگر چنين است، پس اين همه پيشرفت فرهنگي، علمي و فني کشور ما در عرصه‌هاي هسته‌اي، پزشکي، هوافضا، علوم ديني، علوم عقلي و... دليل بر چيست؟ اين‌همه رابطه محبت‌آميز و اين‌همه اميد و ايمان که در جامعه ما موج مي‌زند را مي‌بينيد يا نمي‌بينيد؟ آيا پيشرفت يک کشور که دوست و دشمن به آن معترف باشند، يعني زوال آن کشور؟! آيا صدور پيام‌هاي سياسي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران به اقصي‌نقاط جهان از جمله لبنان، فلسطين، آمريکاي لاتين، آفريقا و ساير ملت‌هاي جهان و پيروزي‌هاي پي  در پي اين فرهنگ در مقياس جهاني، نشان زوال است يا نشان اقتدار و تثبيت و تکامل انقلاب اسلامي در مسير حقيقي‌ آن؟

آيا اگر چشم اميد ملت‌هاي زجرکشيده و ستمديده از جور نظام‌هاي استکباري، به کشور ما و نظام ما باشد به اهدافِ از پيش تعيين شده، نزديکتر نشده‌ايم؟ آيا اگر همه ابرقدرت‌هاي جهان گرد هم آيند و با همه توان به دشمني با يک نظام حکومتي بپردازند و کاري هم از پيش نبرند و در مواقع متعدد دست نياز به سوي آن دراز کنند، به اين معناست که آن نظام حکومتي، اهميتي ندارد و اقتداري و قوتي ندارد و رو به زوال هم هست؟!

آقاي سروش! متأسفانه افترانامه غيرمنطقي و کينه‌توزانه شما خواننده را به ياد صدر اسلام مي‌اندازد؛ به ياد حکومت اسلامي آن دوران، که از يک‌سو، مراد دل مؤمنين و متقين و از ديگرسو، مورد بغض و نفرت منافقان و مشرکان بود. حال باورمان مي‌آيد که چگونه عده‌اي از فرط نفرت مي‌توانند پيشوايان عدالت و پاکي را در خونشان بغلتانند و آن را جشن بگيرند!

آقاي سروش!
عصبانيت کاذب و الکي را کنار بگذاريد و کمي تأمل کرده و سعي کنيد حوصله به خرج داده و از اين‌گونه حبّ و بغض‌ها که در شأن مدعيان روشنفکري نيست به دور باشيد و با واقعيات جامعه اسلامي و جامعه غربي رابطه برقرار کنيد. مي‌توان با يک نظام، مخالف بود اما انصاف داشت و به حقايق اعتراف کرد؛ عمروعاص را به ياد بياوريد که دشمن اميرمؤمنان (ع) بود ولي با اين حال، در مدح او شعر هم مي‌گفت!

بار ديگر سعي کنيد دشمني با قومي، شما را از دايره عدالت خارج نسازد. شما در افترانامه‌اي که مالامال از تعابير بي‌مايه و ضعيف بود، از بي‌اعتماد شدن مردم نسبت به نظام و انقلابشان سخن گفته بوديد. آقاي سروش! حضور بي‌سابقه و رکوردشکنانه و مشتاقانه اقشار مختلف ملت را در انتخابات دهم رياست جمهوري نديديد؟ آيا انگشت سبّابه جوهري شده چهل ميليون ايراني در روز بيست و دوم خرداد امسال، شاخص اعتماد ملي نبود؟ آيا رأي بيست و چهارميليوني مردم به رئيس‌جمهور ولايي، شاهدي بر عشق مردم به نظام جمهوري اسلامي به شمار نمي‌رود؟ آيا حضور گسترده مردم در تهران در نماز جمعه بيست و نهم خرداد امسال و نيز نماز جمعه هفته سوم ماه مبارک رمضان که به اذعان خبرگزاري‌ها از ابتداي انقلاب تاکنون بي‌سابقه بوده است به معناي بي‌اعتمادي مردم به نظام خودشان بود؟! آيا حضور ميليوني و دشمن‌شکنِ مردم مؤمن و انقلابي در روز قدس را شاهد نبوديد؟

جناب سروش!
دوستان و اطرافيانتان شما را پدر روشن‌فکري ديني مي‌دانستند و شما هم خودتان را معلم دين معرفي مي‌کنيد. آيا به نظر شما معلم دين مردم ما، بايد به جايي پناهنده شود و در کشوري خانه بسازد که مظهر استبداد دمکراتيک در جهان بوده و سابقه طولاني در نفي ارزش‌هاي اسلامي و دشمني با ملت و دل‌خون کردن آنها دارد؟ آيا مخالفت با مباني و الگوي رايج در کشور بايد شما را به دست‌بوسي دشمن بکشاند؟

راستي! چرا قتل فجيع زن محجبه در آلمان را محکوم نکرديد؟ چرا جنايات اسرائيل در غزه و ساير جنايت‌هاي استبدادمنشانه غرب، شما را به فکر فرو نبرد؟ چه شده است که مفسر مثنوي و استاد شعر و ادب، اينچنين هرزه‌گويي کرده و در آستانه شصت و پنج سالگي، از ادب و اخلاق و معرفت دوري جسته و فحش‌نامه منتشر مي‌نمايد تا عقده‌هايش را خالي کند؟

به نظر مي‌رسد وقتي راه منطق بسته شود، بدگويي، بداخلاقي و بدرفتاري آغاز مي‌شود؛ مثل کودکي که توان مقابله ندارد لذا در حين فرار، فحش مي‌دهد و مي‌گريزد! فحش‌نامه شما پيش از آن‌که جايگاه انقلاب و نظام را در دل‌ها تضعيف کند، بيانيه‌اي غيرحرفه‌اي بود که کلمه‌کلمه آن، ضعف و انفعال شما را فرياد مي‌زد! آيا شما همان سروش اخلاق پارسايان، تفرج صنع و نهاد ناآرام جهان و... هستيد؟ آيا شما همان نويسنده فلسفي‌نويس و ادبي‌نويس هستيد که اکنون در بي‌منطقي و بدزباني دست و پا مي‌زند و اين امر، به يک «مشي» براي او بدل شده است؟

جناب سروش! پرده‌دري‌هاي قبلي‌تان درباره مراجع بزرگوار و اهانت‌هايتان به هنرمندان، شعرا و نيز نويسندگان هم‌سلک خودتان نيز هرگز از ياد و خاطره متفکران و ادب‌دوستان اين مرز و بوم پاک نخواهد شد! خواهشمنديم از آيات قرآن هم سوءاستفاده نکنيد. قبل از رجوعِ اين‌چنيني به قرآن بهتر است اعتقادات خود را اصلاح و پاکيزه کنيد و آنگاه در اين وادي گام بنهيد؛ «لايَمَسُّه الاالمُطهَّرون». در واقع، اگر چنين نکنيد، قرآن هم براي شما سودي نخواهد داشت؛ «رُبَّ تالِ القرآن و القرآنُ يَلعَنُه»!

جناب سروش!
شما در انتخابات دهم رياست جمهوري اخير از کانديداي خاصي حمايت کرديد و در ريزش آراي او از چهار ميليون به سيصدهزار، نقش بسزايي داشتيد! در اين انتخابات، ملت فهيم ايران که با انقلاب خود مي‌خواهد راهي نو را به بشر هديه کند نشان داد براي شما و انديشه‌ها و پسندهايتان ارجي و قربي قائل نيست و همه تلاش‌هاي تحريف‌گرانه، التقاطي و غربي ـ که اکنون در آغوش همين غرب به سر مي‌بريد ـ شکست خورده و هباءاً منثوراً شده است؟

آقاي سروش! آيا از اين‌که در حرکت فرهنگي جامعه مؤثر نيستيد و بختتان برگشته و جامعه به شما اعتنا نمي‌کند عصباني و زخم‌خورده هستيد؟ آيا از مديريت فرهنگي نظام جمهوري اسلامي و جهش‌هاي تمدني‌اش که تفکرات شما را منزوي نموده و با هوشمندي تمام، توطئه‌هاي براندازانه اخير دوستانتان را خنثي کرده و آنها را پلي براي پيشرفت خود قرار داده است غمگين شده‌ايد و از پس واژه‌ها تيغ انتقام برکشيده‌ايد؟ آيا خيال مي‌کنيد با اين حرف‌ها، تفکرات شما زنده مي‌شود و مورد توجه ملت قرار مي‌گيرد؟! آيا گمان مي‌بريد که با کارهايي مثل کار برادر حاتم طايي، نامتان زنده خواهد شد؟

هرچند بسيار دير شده است اما برگرد و از همه اقدامات غيرديني و ضدملي‌ و از افتراها و فحاشي‌هايت به درگاه الهي توبه کن و بکوش که آنها را جبران کني. ببين که از انحرافات کوچک شروع کردي و به جايي رسيدي که خودت و عصر جديد را بالاتر از پيامبر اعظم (ص) و دين جاويدان اسلام برشمردي! با خود خلوت کن و گذشته‌ات را مرور نما. جرأت اعتراف به شکست‌هاي فکري و غيرواقعي و توهم‌آميز بودن تصورات و پندارهايت را داشته باش. شيشه کبود را از پيش چشمانت کنار بزن! حداقل مثل سعيد حجاريان باش که به اشتباهاتش در تبعيت از تئوري‌هاي غربي و ناکارآمدي آنها در جامعه اسلامي اذعان کرد و انحرافاتش را پذيرفت! توبه کن و مطمئن باش خداوند متعال، تواب و بخشنده است و از خطاهاي تو هرچه هم عظيم باشد در مي‌گذرد و بر روي آنها قلم عفو مي‌کشد. «اشعث ‌بن قيس» نباش که مورد غضب مؤمنان بود و مي‌خواست در دل دشمنان جايي پيدا کند. «حرّ» باش و برگرد! آغوش ملت مؤمن به روي پشيمانان باز است و به تبعيت از امام مظلومشان در کربلا، بزرگوارانه توبه شما را قبول خواهند کرد!

جناب سروش!
سياست نظام مقدس جمهوري اسلامي همان‌گونه که مقام معظم رهبري (مدظله) فرمودند «جذب حداکثري و دفع حداقلي» است و لذا بي‌جهت به دنبال طرد کسي، مادامي که شمشير نکشيده باشد، نيست. برخي متفکران سنتي کشور را ببين که حتي در دربار پهلوي فعاليت داشته‌اند و مباني‌شان با مباني اسلام سياسي و انقلابي ناسازگار است، اما به دليل فحاش نبودن و فلسفي نوشتن، کتاب‌هايشان هنوز هم در ايران منتشر شده و مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. پس، بدبيني‌هاي مفرط و بيمارگونه را کنار بگذار و از دام دشمن دور شو! دشمن «في‌سبيل‌الله» براي شما هزينه نکرده و از شما حمايت نمي‌کند.

به گواهي تاريخ، شما هم براي دشمن، تاريخ مصرف خواهي داشت که با پايان آن دور انداخته مي‌شوي! پس برگرد و از اشتباهاتت در آستان ملت طلب بخشش نما! ما هر پناهنده به دشمن را يک اسير خودي در دست آنها مي‌دانيم و مي‌خواهيم او را نجات دهيم و به قولي، مي‌خواهيم او را با زور به بهشت ببريم! امام راحل (ره) هم دوست نداشت حتي بني‌صدر در دام دشمن باشد و لذا به او گفت که برگردد! تو اگر به جاي فحش‌نامه، نقدهايت بر نظام را به زبان علمي مي‌نوشتي و در اينترنت منتشر مي‌ساختي، مطمئن باش که اکنون ده‌ها پاسخ علمي دريافت مي‌کردي و کسي با شما کاري نداشت. البته بايد ظرفيتت را بالا ببري و به تعبير رايج، تحمل انديشه مخالف را داشته باشي! نبايد به خاطر اين‌که ديگران فکر تو و پسند تو را ضعيف و غيرمنطقي تشخيص مي‌دهند، نسبت به آنها دهان به افترا بگشايي و عقده‌گشايي کني! به مخالفانت احترام بگذار. به ويژه به رأي چهل ميليون ايراني که برخلاف پندار تو رأي دادند احترام بگذار. با نگاه وارونه‌ات اصرار نداشته باش که القاء کني در حکومت ديني و جامعه اسلامي مشکل لاينحلّي وجود دارد؛ چون حقيقتاً اين‌گونه نيست که خيال کرده‌اي. اگر هم به نظرت مي‌رسد فرهنگ کشور و يا نظام قوانين در کشور، اشکالاتي دارد بايد با صبر و حوصله آنها را تذکر دهي و اگر اکثريت ملت، تذکراتت را نابجا و باطل تشخيص دادند نبايد خشم بورزي و از آنها انتقام بگيري!

آنچه گفتيم از باب وظيفه و خيرخواهي بود وگرنه مجالي براي اين بحث پيدا نمي‌شد. حرکت جمهوري اسلامي ايران به سمت انجام رسالت‌هاي ملي و جهاني‌اش، آن‌چنان به تلاش و کوشش دانش‌آموختگان حوزه و دانشگاه نياز دارد که نمي‌توانند در اين مسير، فرصتي را هدر دهند. بدانيد ملت ايران منتظر کسي نمي‌ماند و اگر کسي همراه نشود به خودش آسيب رسانده است و اگر هم کسي خداي ناکرده بخواهد در مقابل سيل عظيم ملت بايستد زير پاي ملت، له شده و به زباله‌دان تاريخ فرستاده خواهد شد!

من آنچه شرط بلاغ است با تو مي‌گويم/ تو خواه پند شنو خواه ملال.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۸ ۰۹:۱۴

تصویرفوق به کودکی میماندکه ازسر جهلی کودکانه،خویشتن راهمردیف دانشمندان میداند.درحالی که ازبیان صحیح شعری معروف (که درپایان سخن خودآورده)نیز عاجز و ناتوان است.
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست-عرض خودمیبری و زحمت ما میداری!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۸ ۰۸:۵۶

اصل نامه رو هم بزاريد لطفا مثل هميشه يك طرفه اقدام نكنيد

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۷ ۱۰:۳۲

وجدانا خودت هم این تحلیل راقبول داری

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۷ ۰۸:۱۲

اين نقد بود آقا يا نصيحت آخوندي؟!
برادر عزيز جواب شبهه هاش رو ميدادي نه اينكه ارشادش كني به راه مثلاً راستي كه جنابعالي تو ذهنت داري.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۷ ۰۳:۵۸

امثال سروش اصلا در خور پاسخ نیستند اگه باز حرف حساب داشتند که قابل شنیدن بود خوب بود ولی هیچ در دست ندارند و فریاد میزنند . به قول معروف تاکسی تا وقتی مسافر نداره و خالیه بوق میزنه ایشون هم از این قاعده مستثنی نیستند . آخه هر بوریا بافی رو که نمیشه حریر باف خواند .
برای ایشان هرچه بگویی به منزله ی یاسین خواندن است . به نظر من باید برای چنین افرادی تلقین خواند و طلب آمرزش کرد. چون اینها مردگانی بیش نیستند. مرده فقط کسی نیست که در قبر بگذارند و دفنش کنند. کسی که عده ای به او بی محلی کنند خود به خود یک فرد مرده به حساب می آید .سروش هم برای ملت ایران مرده است.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۷ ۰۰:۰۲

جواب یک اندیشمند را باید یک اندیشمند بدهد نه دوست عزیزی که با این احتجاجات می خواهد اشک تمساح در بیاورد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۶ ۲۲:۲۶

با سلام
ازتون خیلی دلخورم
من مقالمو راجع به همین موضوع واسه سایت ارسال کردم اما حتی یک تشکر خشکو خالیم نکردین تا چه برسه به..........
این درست نیست آقای تابناک

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۶ ۱۹:۰۰

شماكوچكتر از انيد كه بتوانيد به گفته هاي برحق دكتر سروش تنها فيلسوف شجاع و انسان مدار و عقل گرا ايراد بگيريد
ايشان ميتوانست مثل خيلي ها نان به نخ روزخور باشد و مدح و ثنا و تملق و چاپلوسي كند اما هيچگاه تن به اين رذالتها نداد

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۶ ۱۶:۳۲

نقد شما بر سروش در حد نقد های کیهان کم ارزش بود، البته برای امثال من. خواهشمند است اگر مسئولین تابناک چنین نقدهای کیهانی را قبول می کنند لا اقل برای حفظ تعادل یک مقاله ضد کیهانی هم در این مورد قبول کنند و در سایت قرار دهند.
با تشکر

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۶ ۱۲:۴۳

آیا استقبال مردم شریف مازندران در آن باران شدید از رهبر محبوب و معظم انقلاب را ندیده است که میگوید مردم به نظام بی اعتماد شده اند؟ اگر دیده و خود را به نفهمی می زند که بگذار تا ییفتد و بیند سزای خویش!! کورباد چشمانی که این حقایق را نبیند یا ببیند و کتمان کند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۶ ۱۲:۳۵

چه کسی به سخن و هجویات سروش و امثالهم گوش می دهد که شما تحمل آنرا نموده اید؟ البته کارخوبی کردید که به شطحیات و هجویات این عنصر بی اراده پاسخ داده و به آن پرداختید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۶ ۰۸:۱۸

اين چه پندنامه اي است ؟تمام حرفها ي صدا وسيما ومخالفين اصلاحات را جمع كرده وپند مي دهد .من نمي دانم هركسي ادعاي پاسخگويي وروشنفكري دارد.همين كه سروش جوابتان را نمي دهد بس است اقاي روشنفكر؟؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۶ ۰۱:۳۷

با سلام
به نظر من نوشته فوق چندان موضوعیت نداشت.
آقای سروش تجدید نظر نخواهد کرد. ایشان راهش را خواهد رفت. موافقان و مخالفان ایشان هم همینطور. فکر می کنم زمانه پند و اندرز گذشته است. فکر میکنم هر کسی راهش را انتخاب کرده است. سرعت تغییرها و رویدادها سرسام آور شده است. من و شما هم خواهیم نشست و خواهیم نظاره کرد. چون کاری دیگر نخواهیم توانست کرد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۵ ۱۶:۴۴

دست مریزاد. خیلی خوب گفتی

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۵ ۱۶:۰۲

واقعا که خاک برسرتون که از تابناکی که اگه در طول روز 5-6 بار بهش سر نمی زدم روزم شب نمی شد به یه همچین جایگاه افتضاحی نزول پیدا گردید. شدید مثل کیهان. همه پیشرفت می کنن شما پس رفت. مثل رضایی هستین که یه کوه ادعاست اما پای عمل که میاد، میزاد. به درک. خواستم بدونین که ریزش خواننده دارین شدید. البته خودتون بهتر می دونید. باز هم به درک . ریخته سایت درست و حسابی. شدید همپالکی ایرنا و فارس و بقیه ی آشغال هایی که به مدد دولت مهرورز تعدادشون رو به ازدیاده. مثل علف هرز و هرزه.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۵ ۱۴:۰۵

ضمن عدم تأیید صد در صد نامه دکتر سروش باید اذعان کرد نامه ایشان حاوی مطالب ارزنده ای است که مسئولان ارشد نظام باید از آن درس بگیرند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۵ ۱۳:۰۲

خوب بود که نامه دکتر سروش نیز انتشار می یافت نباید تنها به قاضی رفت

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۵ ۰۹:۱۶

به كوته فكري نويسنده بايد تاسف خورد

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۵ ۰۸:۴۷

آقاي حسن نوروزي
اينها كه تو نوشته اي فحش نامه است. تو و همفكران تو سالهاي درازي است كه كمترين انقادها را بر نمي تابيد و فورا شمشير بي ديني . خيانت و عامليت بيگانه به منتقدان ميزنيد و سر خود را زير برف كرده ايد.آقاي نوروزي انصاف بده من كه تو نمي شناسم ولي آيا مقتداهاي تو ادعاي پيامبري هدايت. رابطه با امام زمان و غيره و ذلك دارند يا دكتر سروش بيچاره كه سالهاست كسي از او خبر ندارد؟ اگر همفكران تو بگذارند كه مورد نقد قرار بگيرند و توهم الوهيت از سر بيرون كنند ديگر نيازي به نوشته هاي اينچنيني هم نداريم. شما كه به ظاهر ادعاي اهل بيت داريد !فرض كنيم نامه سروش تند و غير منصفانه باشد . چرا بطور صحيح آن را نقد نمي كنيد. روايت را همه ميدانند روزي مردي به امام باقر ع گفت انت بقر !! (پناه مي بريم به خدا) امام ع فرمود لا . ان باقر. كي شماها از اين منطق پيروي كرديد. تا كسي انتقادي كرد و يا مخالفتي كرد. بي درنگ شمشير تهمت و بهتان بر ميكشيد با او مي كنيد همان كه مي كنيد و همه مي دانند و خودتان مي دانيد و اين قصه سر دراز دارد شايد وقتي ديگر... اميدوارم به خود آييد و به فطرت انساني باز گرديد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۴ ۱۶:۰۶

اي تف به روي سايت تابناك

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۴ ۱۳:۲۰

خدايا پناه برتو!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۴ ۱۰:۰۳

پاسخي بر نقد آقاي نوروزي با عنوان افتراهاي آقاي سروش
از اينكه سرمايه هاي روشنفكري از حكومت ديني نااميد ومردم سالاري ديني را در رفع نيازهاي بشري ناكارامد بدانند،بايد اظهار تاسف كرد.عدم بهره گيري شايسته مسلمين از قرآن كريم در اين 1400سال را مي توان دلايل اين نااميدي و ياس دانست.وگرنه قرآن كريم دستورالعمل ونسخه اي شفا بخش براي عمر بالقوه كائنات است.همانطوريكه در سوره مباركه ماه آيه شريفه هفده اشاره شده است قرآن كريم براي فهم وعبرت آسان ووشن شده است. بر اساس آيه هشتادونه از سوره مباركه نحل شامل همه چيز بوده ورسول عزيز(ص)در فرداروز گواهي خواهند داد كه امتش تا چه اندازه اين موهبت عظيم را به كار بسته اندوازطرفي براساس آيه ده از سوره مباركه شوري معيار حل اختلافات دنيوي مردم همين كتاب گرامي وجامع است.ولي آنچه اكنون در مقابل مسلمين است در آيه شريفه سي از سوره مباركه فرقان بيان شده است:واينكه در رستاخيز رسول مكرم(ص) شكوائيه به نزد حضت حق خواهند برد كه امتش اين كتاب گرامي ررا كه متضمن خوشبختي دنيوي وسعادت اخرروي بود مهجو وغريب گذاشتند.حال اگر كساني تصور مي كنندكه دمكراسي غربي بهتر مي تواند معضلات بشري را رفع نمايد باي به اسيب شناسي عملكررد خود بپردازيم وبه ويژه به تدبر در آيات فوق بپردازيم.حال به وضعيت جامعه تك بعدي غرب مي پردازيم واگر دستاوردي دارند،بايد آنرا مديون قرآن كريم بدانند:
1- معمولادر غرب بيشتر كشورها داراي نظام فدرالي بوده وبراي هرملتي در درون مررزهاي كشورشان يك آيالت اختصاص داده اندودر واقع يك فدراسيون را تشكيل داده اند.اين نتيجه گيري ازمفهوم ملت درقرآن كريم استنباط شده است براساس نص صريح قرآن كريم ملت شامل بندگاني است كه داراي زبان مادري،رنگ،قبيله،مناسك وشريعت مشترك باشند.
2- در حال حاضرپروسه عبو از فدراليسم وتجربه كنفدراليسم در جريان است،تا از مجموع چندين فدراسيون،يك كنفدراسيون ايجادگردد.ايده اتحاديه اروپامصداق بارز تجربه فوق است.حتي ايده تشكيل آيالات متحده افريقا هم در آخرين اجلاس سران افريقا مطرح گرديد.آقاي رحيمي ازقدي هم بهترين نوع نظام اسلامي را در يكي از برنامه هاي تلويزيوني آيالات متحده اسلامي ميدانندودرر وايات هم تشكيل جامعه اسلامي با سيصدوسيزده آيالت د ر عص ظهور منجي بشري پيشبيني شده است.از تشكيل چندين كنفدراسيون مي توان امت واحده جهاني راتشكيل داد.اكنون كه در فضاي جهاني سازي هستيم ابزارهاي ارتباطي هم به ما كمك مي كنندكه به جاي شعار الگوي عملي ارائه دهيم وعقايد باطل راشكست دهيم.
3- كشورهاي غربي از لسان قومه به اهميت زبان مادري پي بردند.
4- از حديد صنعت واز تعاون اقتصاد را نتيجه گرفتند.
5- اگر دمكراسي ونقدنامحدود دارند(كه مقدارزيادي از آن شعار است چون آنها هم خط قرمز خود را دارند) قرآن كريم به اهميت شوري وشور پرداخته وخالق متعال در بحث خلقت ملائك را از نقد وسوال ممانعت نفرموده اند.
6- واينكه خداي ناكرده اگر افرادي به دليل عدم تطابق عملكردها با معيارهاي واقعي به اصل معيار شك كنند در اين صورت مسوليت با كساني است كه در انطباق معيار وعمل ناتوان بوده اندواين موضوع در آيه شريفه سيزده از سوره مباركه عنكبوت (عواقب گمراهي انسانها وملتها)بيان شده است.
7- اعطاي مقام جانشيني به انسان،اشرف مخلوقات بودن آدمي،خلقت در بهترين تقويم وتساوي همه قبائل مگر در مقوله تقوي حاكي از موضوعي به نام حقوق بشر است.از طرفي لطف خداوند در حق بشر درحدي است،كه به بندگان توصيه مي فرمايندحضرتش را رحمان خطاب نمايندوحضرت مريم در اوج بي كسي خدايش را رحمان ندا ميكند.(سوره مباركه اسراء آيه يكصدوده)
8- در قرآن كريم عبارت مرد وزن هر كدام بيست وچهار بار تكرار شده است.در سوره مباركه نساء( زنان)در سه مورد به شيوه اي متفاوت با ديگر سوره ها بحث بخشندگي وگذشت (اگر خداوند متعال اراده فرمايند هر گناهي را غير از شرك در مورد هركس كه صلاح بدانند،خواهند بخشيد)مطرح وحضرت حق توصيه به نيكي در برابر بدي مي فرمايندآايات چهل وهشت،يكصد وشانزده ويكصد وچهل ونه).ساير موارد در خصوص حقوق زن:
الف- تمركز وتكرارعبارات غفور(ازكل نود ويك تكرارده تكرار) ورحيم در سوره مباركه نساء
ب – تمركز وتكرار صفت حسني رحمن در سوره مباركه حضرت مريم(از شصت وچهار تكرار ويژه متن سورههاشانزده تكرار)
ج - هديه حضررت فاطمه زهرا به رسول مكرم اسلام به عنوان نعمت بي انتهادر پاداش ابلاغ بي نقص رسالت (مشابه با پيامبر قرار دادن فرزندان حضرت ابراهيم درپاداش معلمي يگانه پرستي به لسان قومي وزبان مادري آن حضرت)
9- تحقيقات وسيعي در حوزه علوم انجام ولي ادامه آن تا روز حساب نيز فقط اندكي از علوم لايتناهي الهي راآشكار خواهد كرد.(لايحيطون بشيئ من علمه الا بماشاء) در عظمت ايت الكرسي. به بيان مولي امير المومنين(ع) وازقول رسول گرامي(ص) عظيمترين آيه وهديه اي از عرش مخصوص آخرين فرستاده وفخر بشر. دراينجا فقط چند نمونه جزئي بعرض ميرسد:
الف - تعدادتكرار عبارات البحر والبردر قرآن كريم به ترتيب سي وشش وسيزده بيانگر نسبت آبها وخشكي هاي زمين به عنوان اصل پايه اي جغرافيا وزمين شناسي
ب – تقسيمات كوتا مدت وبلند مدت در مورد معاملات در آيه دويست هشتادودو سوره مباركه بقره ،تاكيد برثبت معاملات نسيه وبلند مدت،كه از آن فرضهاي تفكيك شخصيت، تداوم فعاليت وتعهدي حسابداري وتفكيكهاي كوتاه مدت وبلند مدت صورتهاي مالي نتيجه مي شود.تاكيد بر ميزان ومعيار براي فرض اندازه گيري حسابداي،وتعيين مراحل ومنازل براي ماه وخورشيد براي داشتن حساب كارها وسالها جهت استخراج فرض دوره مالي،منوط كردن پذيرش عايدي به كوشش وتلاش براي اصل تحقق دررآمد وتاكيد بر عدم اسراف به عنوان مبناي اصل تحمل هزينه وسايرمفاهيم حسابداري كه از حوصله اين بحث خارج است وخود به تولد حسابداري اسلامي مي انجامد.
ج- اصل برابري زبانهاي مادري(آيه شريفه چهار سوره مباركه حضرت ابراهيم،بيست ودو از سوه مباركه روم وچهل وچهار از سوره مباركه فصلت) به عنوان پايه ادبيات
د.رسميت تنوع در شريعت،مناسك،فرهنگ،تنوع قومي وزباني به عنوان تبيين بنياد علوم اجتماعي وسياسي
واينكه اكنون كه بحث كرسي نظريه پردازي داغ است واهميت ارتباط حوزه ودانشگاه متخصصين هر رشته دست بكار شوند.
10- واينكه كل قرآن كريم تشريح امت واحده است كه حاصل نهايي بعثت يكصد وبيست وچهار هزار پيغمبربا آغازيت حضرت آدم وخاتميت حضرت خاتم ونقش محوري پيامبران اولي العظم است. واينكه براي مسائل كلان حكومتي هم راهكارر دارد.هرچند مايه آرامش است وگره گشاي امور فردي در سختيها ومصائب ولي بستر ساز جامعه متعالي است كه دربستر آن معضلات فردي ناپديد خواهنشد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۴ ۱۰:۰۰

درود بر شما برادر اندیشمند با غیرت که همه آنهایی که بخاطر چهار روز دنیا خودشان را فروختند باید از نامه شما پند بگیرند وعاقبت به شر نشوند امید است که آقای سروشهم به خود بیایند

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۳ ۱۸:۱۶

خطاب به نویسنده ی این مقاله می گویم که فکر نمی کنم سروش از سر پلیدی این حرف ها را بزند بلکه احتمالا برای این که عملکرد سو بعضی افراد را متوجه دین نکند ساز جدایی دین از سیاست می زند و شاید ما هم روزی برای این که دین خودمان و جامعه حفظ شود مجبور شویم دین را از سیاست جدا کنیم البته این در شرایط اضطرار جایز است شرایطی که به اسم دین و با پوسته ی دینی به جدال مردم بیایند.امیدوارم نویسنده ی محترم این نظر را بخوانند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۳ ۱۷:۰۱

زنده باد سروش

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۳ ۱۰:۵۳

خاک بر سرتان حقتان است که احمدی نژاد رییس جمهورتان باشد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۳ ۰۹:۵۰

چرانظرمو سانسور كردين؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۲ ۲۳:۵۵

اگر هم کسي خداي ناکرده بخواهد در مقابل سيل عظيم ملت بايستد زير پاي ملت، له شده و به زباله‌دان تاريخ فرستاده خواهد شد!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۲ ۲۲:۴۶

افترا نامه؟؟!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۲ ۲۰:۳۳

نویسنده محترم بنده هم نامه دکترسروش راخواندم هم نامه شمارابا این جواب ضعیف از عظمت نامه حکیمانه دکترکاسته نمیشودکاش بجای دفاع بد سکوت میکردیدو هیچ نمیگفتید.دشمن دانابه ازنادان دوست.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۲ ۱۸:۵۹

آقای نوروزی سرتان را از زیر برف در آرید و لحاف غفلت را پس بزنید تا اندکی بزرگ شوید!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۲ ۱۷:۰۶

نویسنده عزیز مقاله؛ اگر دکتر سروش به گفته شما فحش نامه نوشت لااقل شما مثل او ننویسید،هرکس صاحب نظر خود است شما نیز از جانب خود صحبت کنید نه از جانب ملت ایران،قبل از هرچیز ایرانی باشید و دلتان برای ایران بتپد،پیشرفت در کشور در رژِیم مبتذل گذشته نیز وجود داشت مردم برای پیشرفت انقلاب نکردند بلکه استقلال ،آزادی و جمهوری اسلامی می خواستند،ضمناً در آمریکای شیطان مذهب و دین آزاد است،در پایان چطور به خودتان اجازه می دهید از ذخایر انقلاب مثل نظام و رهبری و.... در استدلالات خود بهره گیرید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۲ ۱۴:۰۵

باشه یک پستی هم برای شما در نظر گرفته خواهد شد!!!؟؟؟؟

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۲ ۰۹:۲۰

نویسنده گرامی ممنون که نقدی بر سخنان دکتر سروش نوشتید. اما من از ادبیات و استدلالهای شما خرسند نشدم. بهتر بود با سبک خود دکتر سروش پاسخ ایشان را می دادید. البته متاسفانه کسانی که به نقد دکتر سروش می پردازند خود دارای کتاب و مطالب مکتوب نبوده و امکان پاسخ متقابل آقای سروش به مطالب منتقدان وجود ندارد.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۱ ۱۹:۵۳

خوب بود!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۱ ۱۴:۴۲

من نامه جناب سروش رو نخوندم اما تعجبی هم نداره که ایشون چنین حرفهایی زده باشن. چند ماهی میشه که تهمت و ناسزا جای منطق رو تو فضای سیاسی ایران گرفته. درست از 15 خرداد 88!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۱ ۰۹:۰۲

جناب آقای نوروزی عزیز وقتی سخنان ایشان را هیچ کس نشنیده نقد آن عاقلانه است ؟؟؟؟
بهتر بود بخشهائی از سخن وی آورده میشد سپس نقد میگردید ،همانند کاری که سال قبل آیت ا..... سبحانی کردند

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۰ ۲۱:۵۱

من کاملا با دکتر سروش موافقم و فکر می کنم که شما خیلی خودتان را بزرگ می بینید که ایشان را با منافقین و مشرکین، خود وحکومت خود را با حکومتی اسلامی و ناب مقایسه می کنید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۱۰ ۰۸:۴۴

ايشان مقيم لندن هستند.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۸ ۲۳:۳۶

با عرض سلام و خسته نباشي خدمت مسئولين سايت؛ من فكر كي كردم كه شما منصف هستيد و يك طرفه به قاضي نميريد؛ ولي مثل اينكه شما هم مثل خيلي از آدم هاي ديگه اين روزگار به نرخ روز نون مي خوريد. شما كه مطالب اين آقا رو سايت مي ذاريد؛ مطالب اون بابا رو هم رو سايت بذاريد كه بشه قضاوت كرد. نه اينكه براي خودتون مي بريد و مي دوزيد.لطفا به شعور مخاطبتون توهين نكنيد؛ بيشتر از اينها روتون حساب مي كردم.واقعا متاسفم.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۸ ۱۶:۰۸

آقای حسن نوروزی....
گفتار شما نه بویی از منطق داشت و نه نشانی از ادب. برای شما متاسفم که بدون ذره ای اندیشیدن زبان به ناسزای یک انسان می گشایید. بهتر است در رفتار خود تجدید نطر نموده و تلاش کنید با فکری آرام تر و آشناتر به امور و البته بازتر به مسایل بیاندیشید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۲۲:۴۴

بهتر است آدم های درشت تری جواب سروش را بدهند

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۸:۵۱

کاش این رو منتشر نمی کردید. نامه ی سروش پر از مشکل بود کاش یک آدم قوی تر با یک متن قوی تر اون رو نقد می کرد این متن خیلی ضعیف بود.نتونسته بود رسالتش رو انجام بده

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۸:۲۲

سلام.
این مقاله بیمایه شما هم دست کمی از یک دشنام نامه ندارد. توضیح ها و دلایلی که مطرح کرده اید بسیار آبکی و کلیشه ای هستند و در سطحی پایین تر از میانگین سطح فکر جامعه. تفکر عمیقی در نوشته هایت هویدا نیست. همیشه قبل از نوشتن خوب بیندیش بعد بنویس.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۷:۰۲

در بلاغت و ادبیات سعی نکن ادای سروش رو در بیاری!به گرد پاش هم نمی رسی!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۶:۲۷

احسنت بر شما
سروش حتی به فردی مانند دولت آبادی هم فحاشی میکند چه برسد به بقیه

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۶:۱۶

خوشبختانه جا معه ایران به حدی توسعه یافته است که سخنان منطقی را به راحتی از فحش نامه ها تفکیک میکند.حتی اگر این فحش نامه ها از قلم سعدی گونه دکتر سروش نوشته شده باشد.
در طول تاریخ اجتماعی کشور ها همیشه
دو قشر مدیریت های سیاسی را به سوی دیکتاتوری واستبداد هل داده اند:
1- مداحان تهی شده از خود که به مدیر
سیاسی درجه پیامبری داده و از وی بتی
دست نیافتنی ساخته اند.
2 - مخالفین بی تقوی و بی رحمی که
راه فرونشانی غریزه برتری طلب خود را، در
حمله بیرحمانه به مدیریت سیاسی کشور خود جستجو می کرده اند
پیام این جانب به دکتر سروش این است:
جناب آقای دکتر سروش از خواندن نامه تان
دلم گرفت .و به حال کشورم تاسف خوردم که چرا کشورم هنوز روشنفکرانش چنین
عقب افتاده اند. روشنفکرانی چنین نا امید.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۵:۳۵

اي بابا حوصله داري!!!!!

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۳:۲۰

من که نمی دانم نویسنده این مقاله کیه؟ ولی به نظر می رسه ایشان هم خیلی در جامعه حضور ندارند و تمام اطلاعاتی که به دست می آورند از طریق صداو سیماست.

ناشناس۱۳۸۸/۰۷/۰۷ ۱۳:۰۰

این چه جوابیه آبکیست که به آقای سروش داده شده است؟!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.