باران رحمت آمده
مهدی قزلی

زنگ تفریح اول صدایش درآمد. دبستان كنار محل استقرارمان. یكی از مسوولین دبستان به دختر بچهها گفت: «فردا با توجه به حضور مقام معظم رهبری و دیدار مردمی، مدرسه تعطیله.»
صدای جیغ و فریاد خوشحالی دختر بچهها رفت هوا. دخترها بچهتر از این بودند كه برای آمدن رهبر جیغ و هورا كشیده باشند، احتمالاً برای تعطیلی وسط هفته خوشحال بودند. به هر حال آنقدر ذوق زده شدند كه ما هم از خوشحالی آنها خوشحال شدیم.
□□
مسیری كه رفتیم تا برسیم به ورزشگاه، به تجربه باید شلوغ میبود، كه نبود. اكبری گفت: پس مردم كجا هستند؟ گفتم: حواست كجاست؟ این خیابان -خیابان رادیو دریا- یك سرش میخورد به شهر، یك سرش هم به دریا. انتظار نداری كه مردم از دریا بیایند به طرف شهر!
صدای جیغ و فریاد خوشحالی دختر بچهها رفت هوا. دخترها بچهتر از این بودند كه برای آمدن رهبر جیغ و هورا كشیده باشند، احتمالاً برای تعطیلی وسط هفته خوشحال بودند. به هر حال آنقدر ذوق زده شدند كه ما هم از خوشحالی آنها خوشحال شدیم.
□□
مسیری كه رفتیم تا برسیم به ورزشگاه، به تجربه باید شلوغ میبود، كه نبود. اكبری گفت: پس مردم كجا هستند؟ گفتم: حواست كجاست؟ این خیابان -خیابان رادیو دریا- یك سرش میخورد به شهر، یك سرش هم به دریا. انتظار نداری كه مردم از دریا بیایند به طرف شهر!
به ورزشگاه كه نزدیك شدیم، دیدیم مردم از سوی دیگر خیابان سرازیرند.
□□
شب قبل با رفقا تصمیم گرفتیم توی شهر دوری بزنیم. بعد از كلی ایستادن كنار خیابان، تاكسیای ایستاد، سوار شدیم. شیطنتم گُل كرد. گفتم: «آقای راننده، شنیدم خیلی بگیر و ببند كردند برای آمدن رهبر!»
راننده گفت: «چی؟ اینا همهاش حرفه. قدمشون سرِ چشم. اصلاً اینجا امنه. میخوای كیفتو بزار كنار خیابون 4 روز دیگه بیا بردار. این حرفها نیست. همهاش شایعه است.»
گفتم: «یك روز درآمدتان كم میشه. فكر كنم این خیابان را میبندند. شما هم كه خط تاكسیتون همین جاست؟»

شیطنتم پژمرده شد!
□□
صبح چهارشنبه هوا ابرآگین بود. سهشنبه هم همینطور بود و بعد آفتاب شد و حسابی گرم. با تجربه روز قبل، عكاسها و فیلمبردارها با لباسهای تابستانی آمدند، ما هم. درست از وقتی كه رفتیم بالای سكّوی خبرنگارها، هوا ابریتر شد و بعد نمنم باران و بعدتر بارانی مردانه! گاهی به هم دلداری میدادیم كه: باران شماله، الان قطع میشه. و گاهی هم به هم بیم میدادیم كه: این باران قطع شدنی نیست. قطع نشد باران و آمد حسابی! ما هم دوش گرفتیم، همراه مردم كه منتظر رهبر بودند.
□□
باران كه شدید شد یك عده از مردم از در ورزشگاه خارج شدند. بقیهای كه جلوتر بودند فریادشان بلندتر شد كه «ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم» و «ای رهبر آزاده، آمادهایم آماده»
صداها آنقدر بلند بود كه آنهایی كه رفته بودند، فكر كردند رهبر آمده و برگشتند. ورزشگاه دیگر خالی نشد جز فقط گوشهای از آن كه به خاطر جایگاه خبرنگارها نمیشد از آنجا جایگاه رهبر را دید.
□□
رهبر كه آمد به جایگاه، مردم شعار دادند، درهم و برهم. شعارهایشان ولی زود قطع نشد. شاید 5 دقیقه شاید هم بیشتر. صحبت كه آغاز شد، مردم ساكت شدند. آنقدر ساكت كه وقتی رهبر بین جملههایش كمی مكث میكرد، صدای قطرههای باران كه میریخت روی سر مردم، میآمد.
□□

□□
جلوی جایگاه رهبر قایقی كوچك گذاشته بود و با تور ماهیگیری تزئینش كرده بود. روی قایق نوشته بود: «چون تو را نوح است كشتیبان، ز طوفان غم مخور».
□□
وسط صحبتهای رهبر مردم تكبیر گفتند. رهبر صبر كرد تا تكبیر تمام شود. بعد از تكبیر شعار دادند، باز هم رهبر صبر كردند. مردم شعار را طول دادند. لحن رهبر عوض شد و دلسوزانه گفت: ما تا كی باید شما را زیر باران نگه داريم!

باران شدیدتر شد. رهبر كمی گوش داد به این شعار مردم و بعد با بغض گفت: این لطف شماست در این شكی نیست ولی من زیر سقفم و شما زیر باران. این برای من ناگوار است،
و مردم جواب دادند و حرف آخر را زدند: ما اهل كوفه نیستیم/ علی تنها بماند.
منبع: khamenei.ir
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ايا دنيا اين صحنه ها را خوب مي بيند يا چشمان خود راكماكان روي حقايق مي بندد .
به نام خدا وباسلام من هم با همشریان با وفایم هم صدا می شوم ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند امت اگر بمیرد علی تنها بماند .
کورشود هرآنکه نتوان دید این همه وحدت را وانشاء الله همه باهم با همدلی وبا بصیرت ایران اسلامی را آباد خواهیم کرد وبه مظلومان جهان کمک خواهی کرد تا از زیر سلطه امریکا و......رهایی پیدا کنند به یاری امام زمان (ع)
چشم نتونم ببیناش در بیاد و آقام پاینده باشه ایشاالله
دم مازندرانی های ولایتمدار علوی گرم که آبروی ایران اسلامی شدند
در این که ارتباط قلبی نه باران و برف بلکه سخت تر از آن را هم نرم می کند تردیدی نیست، ولی چه خوب بود برگزار کنندگان چنین مراسمی با پیش بینی های هواشناسی و امکان بارندگی، علاوه بر محل روباز، محل سربسته ای را هم در نظر می گرفتند. درست است که مردم به علت عشق و علاقه خود طرفی از خیس شدن نمی بستند ولی درست هم نیست ندانم کاری برگزار کنندگان را بخواهیم به واسط محبت مردم نادیده بگیریم. به هر حال شکی در این نیست که مردم ترجیح می دادند در حالتی که خیس از باران نمی شدند به سخنان رهبری گوش دهند.
اگر پخش زنده را دنبال می کردید، بودند کودکانی که از سرما می لرزیدند یا افراد مسنی که آب از چهره آنها می چکید. بهتر است ضمن قدردانی از چنین مردمی در مراتب بعدی دقت لازم برای حفظ مردم هم مورد توجه قرار گیرد. ضمنا آن حرف نویسنده مطلب که 4 روز کیف را در کنار خیابان بگذارید خبری نمی شود... نه این که مردم ما بد باشند اما راست حسینی چه کسی باور می کند!! همین حرفها و اغراقها کل مطلب را هم مخدوش می کند.
حضور معنوي رهبر معظم انقلاب در جمع مردم چالوس و نوشهر بسيار معنوي و خاطره آميز وسراسر شور ونشاط بود. مردم اين منطقه از حضور حضرت آقا كمال تشكر را دارند. خدا ايشان را براي اسلام و مسلمين حفظ كند.
جونم فدات آقا------از تو به یک اشاره از ما به سر دویدن....رهبرم ماگردن هرکی که به شما چپ نگاه کنه رو خورد میکنیم
مگه شما رهبر را هم قبول داريد كه اين مطالب را كار ميكنيد؟
شیعه در طول تاریخ دارای پاکترین رهبران بوده است این نشانه عنایت و هدایت حضرت حجت(عج) است . عالمان بی تقوا و هواپرست هیچگاه نتوانسته اند در راس قرار گیرند . سایه رهبر عزیز بر سر امت اسلامی مستدام باد .
باران که هیچ اگر از آسمان سنگ هم ببارد ما به یاری رهبرمان ایستاده ایم مردم ما ثابت کرده اند در هر شرایطی چه در صلح چه در جنگ و.... گوش به فرمان رهبری بوده اند و همیشه در کنار ایشان هستند
درود بر خامنه اي
ما مازنی هایی که در یک استان دیگه هستیم بدجوری کیف کردیم افتخار کردم که مازنی هستم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.