بازگشت جومونگ!
عليرضا يداللهي

در روزهاي پاياني پخش مجموعه تلويزيوني «افسانه جومونگ»، از سوي برخي منابع آگاه عنوان شد که سري جديد اين سريال در دست ترجمه است و به زودي دوبله آن هم انجام خواهد شد. حضور بازيگر نقش «جومونگ» («سونگ ايل گوک») در ايران هم زمزمههاي آمادهسازي و دوبله سري دوم اين مجموعه به نام «امپراتور بادها» را شدت بخشيد؛ اما بعد از مدتي مدير دوبلاژ و گوينده نقش «جومونگ» در مصاحبهاي اعلام کرد که مجموعه «جومونگ2» دوبله نميشود و رسانهملي برنامهاي براي پخش اين مجموعه ندارد.
اين موضوع البته با واکنش مديرکل روابطعمومي صداوسيما مواجه شد و عاطفي در گفتگو با يکي از روزنامهها به صراحت گفت مجموعه «امپراتور بادها» خريداري شده و مراحل دوبله خود را ميگذراند و در زمان مناسب براي پخش آن تصميمگيري خواهد شد. مشاور ضرغامی موضوعي را نیز بصورت تلويحي به همکارانش گوشزد کرد و از آنها خواست در صورتي که مسئوليت سازماني مرتبط با موضوعات مطروحه را ندارند از ورود به حوزه تصميمگيري و ستادي خودداري کنند.
صرفنظر از مطالب ذکر شده و اينکه مجموعه «امپراتور بادها» در صداوسيما چه سرانجامي خواهد يافت، بيمناسبت نيست اگر گذري بر تأثيرات پخش سريال «افسانه جومونگ» و نحوه ارزيابي مخاطبان رسانهملي از اين سريال داشته باشيم.
از زماني که صداوسيما پخش سريالهاي کرهاي را آغاز کرده مدتها ميگذرد. شروع اين موج با مجموعه «جواهري در قصر» آغاز شد و با «امپراتور دريا»، «تاجر پوسان» و پس از آن «افسانه جومونگ» ادامه يافت.
اگر بخواهيم سابقه اين موج کرهاي را با دقت بيشتري بررسي کنيم پي ميبريم که اين فرآيند فرهنگسازي تصويري مسئله جديدي نيست و به جرياني چندجانبه باز ميگردد که از اوائل دهه نود ميلادي در آسيا آغاز شده و بهطور روزافزون، مناسبات فرهنگي و سياسي- امنيتي حاکم بر اين قاره را تحت تأثير قرار داده است. اين جريان عبارت بود از گسترش فزاينده مقبوليت فرهنگعمومي کرهجنوبي در قالب سريالها ، فيلمهاي تلويزيوني و کالاهاي تجاري در سراسر قاره آسيا.
سئوالي که در اينجا ميتوان مطرح کرد اين است که چرا يک سريال خارجي، با فرهنگي کاملاً متفاوت در جذب مخاطب داخلي ما تا اين اندازه موفق عمل ميکند و باعث ميشود که بسياري از مردم، ساعت کار خود را به گونهاي تنظيم کنند که در ساعت پخش سريال حتماً به تلويزيون دسترسي داشته باشند؟
يکي از بارزترين دلايل موفقيت سريالهاي کرهاي را بايد داستانهاي عامهپسند و پرداخت مناسب شخصيتهاي آن عنوان کرد. در واقع در تمامي سريالهاي کرهاي که از شبکههاي مختلف صداوسيما پخش ميشود شخصيتهاي سفيد، سياه و خاکستري وجود دارند که يادآور تقابل هميشگي خير و شرند.
اين سريالها به نوعي با بيننده حرف ميزنند، و تکرار ميکنند که هيچگاه ظلم و جور پايدار نيست و با ايستادگي در مقابل مشکلات ميتوان روزگار و سختيهايش را به زانو درآورد؛ در اين سريالها حس نوعدوستي و محبت به همنوع به وضوح نمايان ميشود و به بيننده القاء ميکند که چگونه ميتوان هم قدرت داشت و هم محبوبيت و چگونه ميتوان با گذشت و رفتاري منطقي بدترين دشمنان را از کرده خود پشيمان ساخت.
دليل ديگر اقبال مخاطبان به اينگونه مجموعهها را در برخي ظرفيتهاي رسانه ملي نيز بايد جستجو کرد. در حقيقت نبايد از نقش دوبلورهاي توانمند اين قبيل مجموعهها غافل شد. همانطور که ميدانيم دوبله سريالهاي کشورهاي حوزه شرق آسيا به دليل زبان و گويش خاص آنها، دشوارتر از مجموعههاي غربي است و همخواني واژهها و جملهها با شيوه بيان بازيگر در اين مجموعهها کار آساني نيست؛ ولي دوبله ساده و قابل درک اين مجموعهها باعث شده تا بسياري از بينندگان از اين قبيل سريالها استقبال کنند.
تجزيه و تحليل دادههاي بدست آمده از تماسهاي هموطنان با واحد ارتباط مردمي (162) صداوسيما درخصوص مجموعه تلويزيوني «افسانه جومونگ» نيز مؤيد استقبال چشمگير مخاطبان از اين مجموعه ميباشد.
براساس اين نظرات ميزان رضايت 7/81 درصد از مخاطبان رسانهملي در حد «زياد» و «خيليزياد» بوده است و 2/82درصد تماسگيرندگان نيز هميشه و اکثر اوقات سريال افسانه جومونگ را تماشا کردهاند. نتايج اين نظرسنجي از سويي نشان ميدهد که اين سريال توانست به خوبي جاي خود را در بين مخاطب ايراني باز کند و از سوي ديگر گوياي اين حقيقت است که ذائقه مخاطب ايراني از سريالهاي تاريخي و حماسي که داراي هيجان و به دور از تعليق است لذت ميبرد؛ چراکه مردم ايران با قصههاي اسطورهاي آشنا و دوستدار داستانهاي سرشار از حادثه و ماجرا هستند.
اساساً الگوهاي پهلوانمدار از الگوهاي مشترک ناخودآگاه جمعي ايرانيهاست و در اين سريال نيز «جومونگ» قهرماني است که با تمام تواناييها و قدرتش، به خاطر حفظ منافع همنوعانش، بر خواستههاي دروني خود سرپوش گذاشته و با رعايت جانب احتياط، رفتارهايي صلحآميز و به دور از هرگونه خصومت را به نمايش ميگذارد. اين الگو دقيقاً خلاف تصاويري است که از انسان معاصر در بسياري از سريالهاي غربي به تصوير کشيده ميشود.
در واقع داستان جومونگ و بطور کلي مجموعههاي اساطيري کشورهاي آسياي جنوب شرقي پاسخي کوتاه مدت به ملتي است که ابرمرد اساطيرياش رستم دستان بوده است و اين مهم ميتواند دستمايهاي گرانسنگ براي کارگردانان داخلي باشد تا مجموعههايي براساس زندگي اسطورههاي تاريخي و بزرگان علمي و ديني کشورمان خلق کنند که در آن ضمن پايبندي به مستندات تاريخي، به خلق داستانهاي مهيج بپردازند تا مخاطب ضمن بهرهمندي از بعد سرگرمي و تفريحي و جذابيت فيلم يا سريال، با تاريخ و فرهنگ مرزوبوم خود نيز آشنا شود.
* کارشناس ارشد ارتباطات
اين موضوع البته با واکنش مديرکل روابطعمومي صداوسيما مواجه شد و عاطفي در گفتگو با يکي از روزنامهها به صراحت گفت مجموعه «امپراتور بادها» خريداري شده و مراحل دوبله خود را ميگذراند و در زمان مناسب براي پخش آن تصميمگيري خواهد شد. مشاور ضرغامی موضوعي را نیز بصورت تلويحي به همکارانش گوشزد کرد و از آنها خواست در صورتي که مسئوليت سازماني مرتبط با موضوعات مطروحه را ندارند از ورود به حوزه تصميمگيري و ستادي خودداري کنند.
صرفنظر از مطالب ذکر شده و اينکه مجموعه «امپراتور بادها» در صداوسيما چه سرانجامي خواهد يافت، بيمناسبت نيست اگر گذري بر تأثيرات پخش سريال «افسانه جومونگ» و نحوه ارزيابي مخاطبان رسانهملي از اين سريال داشته باشيم.
از زماني که صداوسيما پخش سريالهاي کرهاي را آغاز کرده مدتها ميگذرد. شروع اين موج با مجموعه «جواهري در قصر» آغاز شد و با «امپراتور دريا»، «تاجر پوسان» و پس از آن «افسانه جومونگ» ادامه يافت.
اگر بخواهيم سابقه اين موج کرهاي را با دقت بيشتري بررسي کنيم پي ميبريم که اين فرآيند فرهنگسازي تصويري مسئله جديدي نيست و به جرياني چندجانبه باز ميگردد که از اوائل دهه نود ميلادي در آسيا آغاز شده و بهطور روزافزون، مناسبات فرهنگي و سياسي- امنيتي حاکم بر اين قاره را تحت تأثير قرار داده است. اين جريان عبارت بود از گسترش فزاينده مقبوليت فرهنگعمومي کرهجنوبي در قالب سريالها ، فيلمهاي تلويزيوني و کالاهاي تجاري در سراسر قاره آسيا.
سئوالي که در اينجا ميتوان مطرح کرد اين است که چرا يک سريال خارجي، با فرهنگي کاملاً متفاوت در جذب مخاطب داخلي ما تا اين اندازه موفق عمل ميکند و باعث ميشود که بسياري از مردم، ساعت کار خود را به گونهاي تنظيم کنند که در ساعت پخش سريال حتماً به تلويزيون دسترسي داشته باشند؟
يکي از بارزترين دلايل موفقيت سريالهاي کرهاي را بايد داستانهاي عامهپسند و پرداخت مناسب شخصيتهاي آن عنوان کرد. در واقع در تمامي سريالهاي کرهاي که از شبکههاي مختلف صداوسيما پخش ميشود شخصيتهاي سفيد، سياه و خاکستري وجود دارند که يادآور تقابل هميشگي خير و شرند.
اين سريالها به نوعي با بيننده حرف ميزنند، و تکرار ميکنند که هيچگاه ظلم و جور پايدار نيست و با ايستادگي در مقابل مشکلات ميتوان روزگار و سختيهايش را به زانو درآورد؛ در اين سريالها حس نوعدوستي و محبت به همنوع به وضوح نمايان ميشود و به بيننده القاء ميکند که چگونه ميتوان هم قدرت داشت و هم محبوبيت و چگونه ميتوان با گذشت و رفتاري منطقي بدترين دشمنان را از کرده خود پشيمان ساخت.
دليل ديگر اقبال مخاطبان به اينگونه مجموعهها را در برخي ظرفيتهاي رسانه ملي نيز بايد جستجو کرد. در حقيقت نبايد از نقش دوبلورهاي توانمند اين قبيل مجموعهها غافل شد. همانطور که ميدانيم دوبله سريالهاي کشورهاي حوزه شرق آسيا به دليل زبان و گويش خاص آنها، دشوارتر از مجموعههاي غربي است و همخواني واژهها و جملهها با شيوه بيان بازيگر در اين مجموعهها کار آساني نيست؛ ولي دوبله ساده و قابل درک اين مجموعهها باعث شده تا بسياري از بينندگان از اين قبيل سريالها استقبال کنند.
تجزيه و تحليل دادههاي بدست آمده از تماسهاي هموطنان با واحد ارتباط مردمي (162) صداوسيما درخصوص مجموعه تلويزيوني «افسانه جومونگ» نيز مؤيد استقبال چشمگير مخاطبان از اين مجموعه ميباشد.
براساس اين نظرات ميزان رضايت 7/81 درصد از مخاطبان رسانهملي در حد «زياد» و «خيليزياد» بوده است و 2/82درصد تماسگيرندگان نيز هميشه و اکثر اوقات سريال افسانه جومونگ را تماشا کردهاند. نتايج اين نظرسنجي از سويي نشان ميدهد که اين سريال توانست به خوبي جاي خود را در بين مخاطب ايراني باز کند و از سوي ديگر گوياي اين حقيقت است که ذائقه مخاطب ايراني از سريالهاي تاريخي و حماسي که داراي هيجان و به دور از تعليق است لذت ميبرد؛ چراکه مردم ايران با قصههاي اسطورهاي آشنا و دوستدار داستانهاي سرشار از حادثه و ماجرا هستند.
اساساً الگوهاي پهلوانمدار از الگوهاي مشترک ناخودآگاه جمعي ايرانيهاست و در اين سريال نيز «جومونگ» قهرماني است که با تمام تواناييها و قدرتش، به خاطر حفظ منافع همنوعانش، بر خواستههاي دروني خود سرپوش گذاشته و با رعايت جانب احتياط، رفتارهايي صلحآميز و به دور از هرگونه خصومت را به نمايش ميگذارد. اين الگو دقيقاً خلاف تصاويري است که از انسان معاصر در بسياري از سريالهاي غربي به تصوير کشيده ميشود.
در واقع داستان جومونگ و بطور کلي مجموعههاي اساطيري کشورهاي آسياي جنوب شرقي پاسخي کوتاه مدت به ملتي است که ابرمرد اساطيرياش رستم دستان بوده است و اين مهم ميتواند دستمايهاي گرانسنگ براي کارگردانان داخلي باشد تا مجموعههايي براساس زندگي اسطورههاي تاريخي و بزرگان علمي و ديني کشورمان خلق کنند که در آن ضمن پايبندي به مستندات تاريخي، به خلق داستانهاي مهيج بپردازند تا مخاطب ضمن بهرهمندي از بعد سرگرمي و تفريحي و جذابيت فيلم يا سريال، با تاريخ و فرهنگ مرزوبوم خود نيز آشنا شود.
* کارشناس ارشد ارتباطات
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
صدا و سیمای انحصاری ایران به جای اینکه بودجه بذاره و سریال یا فیلمی بدون غرض راجع به تاریخ ایران و شخصیت های مهمش مثل کوروش و خشایار بسازه میره پول میده به ترکیه و سریال بی محتوایی مثل کلید اسرار رو میخره!!!! واقعا حیف بودجه مملکت. خارجیها هم میرن 300 رو می سازن!!
سلام:بله ما ایرانیان قهرمانان واقعی زیادی داریم که اگر سریال انها با کیفیت جومونگ ساخته شود بیشتر از ان طرفدار پیدامی کند اما متاسفم ...بنده داستان قهرمانان جبالبارز را که داستان واقعی مجاهدانی هست در منطقه جبالبارز جیرفت که بسیار جانفشانی کردند وسرگذشته هایی زیبا تر وشخصیتهایی با نفوذتر از جومونگ وخالفینش دارندورشادتهایی بی نظیر داشتند را پیشنهاد کردم اما کسی جواب نداد وگر تعدادی از اسناد تاریخی که هنوز زنده اند از بین بروند این سرمایه جاوید تاریخی از بین خواهد رفت.
آقای پروفسوری که ادعا کرده باید زن و داستانهای پر تنش! عشقی همراه کار بشه (و به سریال امام علی و قطام که اتفاقا نقطه ضعف سریال امام علی هم پرداخت افراطی به کاراکتر قطام بوده است اشاره کرده) معنی سینما و تلویزیون را درست ادا نکرده! اصل یک سریال فیلم نامه، کارگردانی و بازیگری است، نه ولوم زن سریال را بالا و پایین بردن. از کارگردانان، تهیه کنندگان و نویسندگانی که صرف رابطه (100 درصد رابطه!) سرقفلی سریالهای تلویزیونی را می گیرند، تنها 40 سرباز و امام حسن و یوسف پیامبر بر می آید و نه بیشتر. میرباقری اگر موفق بود به خاطر رعایت اصول نگارش، کارگردانی و بازی گرفتن از هنرپیشه بوده است نه به خاطر قطام قاطی کردن. (میرباقری کارگردانی بوده که به طور کلاسیک و پله پله رشد کرد. و تمریناتش را خارج صدا و سیما کرد نه اینکه صدا و سیما را تخته پرش به سینما کند.) بهترین هنرپیشه ها هم بروند زیر دست کارگردان نابلد، ضایع می شوند.
کلید 150 تله فیلم در سیما فیلم زده شده است. که 150 تای آن روی هم به اندازه یک فیلم سینمایی ایرانی کار هنری و مخاطب ندارد. شاهد آنهم اینکه هیچ یک از خوانندگان تابناک نمی تواند نام 3 تله فیلم را که در سال 88 دیده بر زبان بیاورد اما نام 10 فیلم سینمایی یکسال گذشته را به راحتی از حفظ هستند. این در حالی است که هر تله فیلم دقیه ای از 1 تا 2 میلیون برآورد می گیرد. 100 تا 200 میلیون تومان! به اندازه یک سوم تا نصف یک فیلم سینمایی. اما چه به لحاظ کارگردانی، چه داستان، چه بازی، .... یک دهم یک فیلم سینمایی هم نمی ارزد. این هم از شاهکارهای مدیران صدا و سیما و برنامه ریزی های موسوم به افق رسانه است.
یک نکته مهم در سریال های کره ای این است که هیچکدام از طرفین منازعه با یکبار شکست از میدان بدر نمی روند بلکه با انگیزه بیشتری برای پیروزی تلاش می کنند.یک سریال ایرانی فقط با یک مرحله تلاش و شکست ضد قهرمان ذر پایان ظرفیت داستان پردازی اش به پایان می رسد.نتیجه ای که از همان اول قابل پیش بینی است! البته این نوع نگاه برنده -بازنده به زندگی ریشه در فرهنگ ما دارد که هر کدام می خواهیم فقط خودمان برنده باشیم و طرف مقابل سهمی از برنده شدن نداشته باشد یا حداقل هردو بازنده باشیم!
كاشكي سران حكومتي ما فرصت داشتند تا اين سريال هاي را ببينند و بفهمند راز محبوبيت يك كارگزار حكومتي در چيست ما از حضرت علي (ع) كه عرضه نداريم كه الگو بگيريم و بخاطر يك خلخال كه از پاي يك زن يهودي در ذمه اش تقريبا" مرگ از خدا آرزو ميكند را بسازيم لااقل از انديشمندان كره اي ياد بگيريم كه براي آزار نرسيدن به مردم خود از همه چيزش مي گذرد از همه چيزش !!!
نه ترو خدا
باید از تاجیک ها تشکر کنیم که فیلم "بوعلی سینا" را سال ها پیش با کیفیتی به مراتب بالاتر و حماسی تر از نمونه ایرانی آن ساختند. می گویند تاجیک ها در قبل از انقلاب (زمانی که اوج ادعای باستان گرایانه ایرانی ها بود!) فیلم و تئاتر "رستم و سهراب" را هم ساخته اند. آن ها ایرانی ترند یا ما؟
سلام : به درستی تشخیص داده اید که روح ایرانی با اسطوره و داستانهای تاریخی و دیرین میانه خوبی دارد و دیدیم که سریال امام علی (ع) را بینندگان بسیار بود یا هزار دستان و یا امیر کبیر.
باشد که تهیه کنندگان سیما به تاریخ قطور باستانی بدون تعصب در باور و اعتقاد و با پرهیز از مجیز گوئی امروزه برای بقاء پست و نان روی آورند و سریال رستم و سهراب - سیاووش - رستم و اسفندیار - پوریای ولی - و.. را در آینده داشته باشیم.
نقطه اشتراک تمام سریالهای ایرانی غم و غصه و بی پولی و کلاً بدبختی است برای همین ملت رغبتی به دیدن ندارند چون به حد کافی در طول زندگی روزمره خودشون با انواع بدبختی دست و پنجه نرم می کنند.
باید قبول کنیم بخش مهمی از مقبولیت سریالهای اینچنینی بازیگران زن یا داستانهای پر تنش عشقی در کنار داستان اصلی است. کاری که نمی توان در نمونه های داخلی دنبال آن رفت. در عین حال مسایل فنی و سرمایه گذاری در این بخش هم بسیار مهم است.نمونه خوب ایرانی سریال امام علی است که هم از لحاظ فنی و سرمایه گذاری بالا بود (و هم قطام را داشت). در مورد داستانهای اساطیری هم می بایست متولیان تقسیم بیت المال در صدا و سیما عنایت فرمایند.
اگر فردوسی زنده می شد و فیلم چهل سرباز را می دید خودکشی میکرد
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
بزرگان و شخصیت های اساطیری و تاریخ پرافتخار خودمان را کمرنگ و کمرنگ تر میکنیم و نامشان را از کتب فرزندانمان حذف مکنیم تا بلکه هر چه بیشتر آنها را از ملیت بسوی تدین هدایت کنیم غافل از آنکه تنها اثرش تهی کردنشان از هویت است که نتیجه آن گرایش به جومونگیسم است.خواه پند گیر خواه .....
ای کاش برنامه سازان ما هم مقداری سلیقه به خرج میدادن وبه جای اینکه بگن ذایقه مردم عوض شده کیفیت تعریف داستان رو بالا ببرن وچیزی شبیهه چهل سرباز رو نسازن که خیلیها حتی اسم سریال رو هم نمیدونن یکی دیگر ازاین بد سلیقگی ها سریال دلنوازان و شمس العماره است که هر کدوم برای تمام کردن سریال ضعفهایی داشتن که به شعور بیننده بر میخوره وسازنده هم اعتنایی نداره
با اين سريال چهل سرباز که ساختن تن فردوسي توي گور لرزيد! ! واقعا ما کجا اونا کجا ما مسلمونيم اونا هم . . .
بابا بروید شمس العماره بسازید وببینیم .
جان مادرتان داخلی ها را تشویق به ساخت سریال مشابه وطنی نکنید .دوباره یه چیزی مثل چهل سرباز می سازند.
1- صدا سیمای ایران شعله رو هم پخش کنه ملت می بینند و غالبا انتخاب دیگه ای ندارند . هرچند واقعا باید به دوبلر ها و تنظیم کننده هامون 1000 آفرین گفت که سریال رو از اصلش هم قشنگتر می کنند ! مثل اوشین که ازمون دوباره خریدنش !!!
این سریالهای کره ای نیستن که استقبال میشه و خودتون هم بهتر از من میدونید . سریالهای خانوادگی با زبان امه پسند و بدون "یعنی کی میتونه باشه این وقت شب " حتما مخاطب بیشتری دارند و اکثریت رو به خودشون جذب می کنند ولی خوب یعنی کی میتونه باشه هم مخاطب زیاد جذب می کنه . حالا چراش با خودتون . !
دلت خوشه
از اين نوع قهرمان ها در سر هر كوچه و برزني در همه جاي جهان پيدا مي شود فقط بايد آنها را به جهانيان شناساند ما كه بزركتر از امثال اينم داريم كسي نيست كه به معرفي آنها حتي براي مخاطب ايراني(خارجي پيش كش) اقدام كند
دارم اين حرف هارو به كي ميگم !!!!
واقعا برای سریال های ایرانی جای تاسف است که اینقدر تکراری و کلیشه ای هستند و مخاطب گریزی از مهمترین ویژگیهای آنها می باشد
می بیینم که کشور کره خوب توانست با تاریخ سازی از طریق رسانه خودش را به ایرانی ها معرفی کند و شرمنده برای سازمان صدا وسیما که بعد ا ز سه دهه در خصوص رستم و بهمن سریالی را ساخت که آبروی هر جی سریال است را برد
ای کاش هیچ وقت چهل سرباز ساخته نمی شد زیرا رستم را به بدترین شکل ممکن نشان داد.سریال سازی را از کره ای ها یاد بگیریم .50 سال پیش پیکان داشتیم و انها هیچ.الان هیچ نداریم ولی در هر خانه ای حداقل یک کالای کره ای وجود دارد.آنها مرد عمل و تلاش و نظم و قاعده اند. و ما مرد شعار شعار و غرور کاذب.به امید روزی که کالاهای ایرانی در دنیا اول باشد.به امید روزی فیلم ها و سریالها وکتابها و فرهنگ ما برای دنیا آنقدر جذاب باشد . این همه اسطوره داریم.این همه دلیر مردی و رشادت داریم.ما باید انقدر خودرا از داخل قوی کنیم که نه تنها مورد تهاجم فرهنگی واقع نشویم بلکه فرهنگمان را صادر کنیم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.