پولداري كه از پيدا شدن پولش خوشحال نشد
كارمند بانك كشاورزي ، يابنده 274 ميليون تومان اوراق مشاركت بينام از ماجراي پيدا شدن و بي تفاوتي صاحب اين اوراق در مقابل پيدا شدن آن گفت.
ميترا توفيقي كارمند اداره امور كاركنان شعبه مركزي بانك كشاورزي با 20 سال سابقه كار در اين بانك، در گفت وگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس داستان پيدا كردن 274 ميليون تومان اوراق مشاركت بينام كه سود آن ماهانه 4ميليون و 300 هزار تومان است و رساندن به صاحبش كمتر از 24 ساعت بعد را تشريح كرد.
داستان از اين قرار است كه خانم توفيقي پس از تعطيل شدن بانك در روز 16 آبان 88 كه معمولا منتظر همسرش ميماند و با ماشين وي به منزل برميگردد، آن روز اتفاقا پياده از سمت بانك واقع در ابتداي شهرآرا قصد عزيمت به منزل داشت كه پس از عبور از پل عابر پياده اتوبان شيخ فضل الله نوري مقابل شهرك پاس فرهنگيان ساعت حدود 15:30 متوجه ميشود كاغذهايي با آرم بانك كشاورزي روي زمين افتاده است.
وي كه به گفته خود علاقه شديدي به كار بانك دارد نسبت به اين كاغذهاي آرم دار بانك كشاورزي حساس شده و آن را برميدارد كه متوجه ميشود اوراق مشاركت بينام صادره از بانك كشاورزي است و بعد متوجه ميشود، اطراف اتوبان و پل عابرپياده پر از اين گونه اوراق است و آن سو تر يك كيف برنزنتي سرمهاي رنگ را پياده ميكند كه مملو از اين اوراق و كوپنهاي سود آن است.
خانم توفيقي ادامه مي دهد: ابتدا فكر كردم دوربين مخفي است، اما هرچه اطرافم را نگاه كردم هيچ گونه دوربيني نيافتم، اما به يك باره به ياد اين آيه قرآن افتادم كه «الم يعلم بأن الله يري» يعني آيا نمي دانيد كه خداوند شما را مي بيند، احساس كردم در برابر امتحان الهي قرار گرفتهام، لذا با دقت همه اين اوراق را جمع آوري كردم و آن را بالاي دست گرفتم ،تا مگر صاحبش پيدا شود يا نسبت به آن حساسيت ايجاد شود، اما ماشينها با سرعت تمام از اتوبان ميگذشتند و كسي كوچكترين توجهي به اين كيف نكرد.
توفيقي ادامه داد: اوراق پخش شده در حاشيه اتوبان را از ميان شمشادهاي حاشيه اتوبان و از داخل جوي آب و از كف اتوبان جمع آوري كردم و در آن لحظه چشمم درست و حسابي نميديد كه اينها چيست و چرا اين همه اوراق در كف خيابان ريخته شده است. فقط آنها را جمع ميكردم.
اين كارمند نيكوكار بانك كشاورزي ميگويد، پس از جمع آوري دستههاي اوراق مشاركت كه 225 ميليون تومان مربوط به بانك كشاورزي و حدود 49 ميليون تومان مربوط به بانك پارسيان بود، در اولين اقدام خواستم به حراست بانك كشاورزي زنگ بزنم تا مبادا وسوسه اي در ذهنم خطور كند، اما موبايلم شارژ نداشت.
توفيقي گفت: حتي ساعت 19،30 نيز بعد از حدود 4 ساعت به محل پيدا كردن اوراق مراجعه كردم و اوراقي از بانك پارسيان را از داخل جوي آب پيدا كردم، انگار ساير رهگذران اين اوراق را نمي ديدند يا نمي شناختند.
وي افزود: سپس به منزل خواهرم مراجعه كردم و بلافاصله از طريق تلفن همراه او موضوع را به مسئولان حراست بانك كشاورزي كه خود كارمند آن بانك هستم، گزارش دادم و آنها گفتند اوراق را نزد خود نگه دارم تا فردا تحويل شعبه مركزي محل كار خود دهم.
خانم توفيقي جريان را اين گونه ادامه ميدهد كه وقتي متوجه ارزش اوراق ياد شده شدم از شدت نگراني و استرس شب خواب راحت نداشتم و منتظر بودم هرچه زودتر صبح شده و اوراق را به صاحبش برگردانم كه در آن موقع به ياد اين افتادم كه افرادي كه ولو با درآمد اندك چه راحت ميخوابند و به ياد رفتگراني افتادم كه پس از كار حتي در حاشيه بزرگراه راحت مي خوابند، اما برخي افراد با داشتن ميلياردها تومان ثروت ،خواب راحت ندارند.
وي گفت: اولين فكر به ذهنم داستان مرد رفتگري در تبريز افتاد كه مقدار قابل توجهي بيش از اين پول نقد پيدا كرده و آن را با مناعت طبع تحويل صاحبش داده بود. همين امر باعث شد من نيز هيچ گونه چشمداشتي به اين اوراق بي نام نداشته و آن را امتحاني از جانب خداوند براي خود بدانم و سعي در رساندن امانت به دست صاحبش كردم، زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد «ان الله يأمركم ان تودوا الأمانات الي اهلها» يعني خداوند شما را سفارش كرده كه امانتها را به دست صاحبش برگردانيد.
توفيقي در اين باره گفت: اوراق مشاركت در قطعات 5 ميليون توماني و با كوپنهاي فراوان بود كه بر اساس نرخ سود 19 درصد ماهانه 4 ميليون و 300هزار تومان سود خالص آن بود، اما يك لحظه نيز اين فكر به ذهنم نرسيد كه از آن استفاده كنم، زيرا پول حلال كارمندي كه با زحمت بدست ميآيد به قول معروف زيگزاك از گلو پايين ميرود، حال چگونه پولي كه معلوم نيست، مربوط به چه كسي است و از چه راهي به دست آمده را استفاده كنم.
اين كارمند بانك كشاورزي افزود: به نظر من تربيت خانوادگي بنده كه در يك خانواده به دنيا آمدم كه پدرم سرهنگ راهنمايي و رانندگي و مرد قانونمداري است و مادرم فرد بسيار مذهبي است كه همواره در تربيت 4 فرزند خود تلاش ميكند، همچنين همسرم كه فرد مذهبي و كارمند وزارت بازرگاني است، همه اين موارد باعث شد كه هيچ يك از اعضاي خانوادهام نسبت به تملك اين اوراق بينام مرا وسوسه نكنند و حتي وقتي پدرم متوجه اين كار شد اشك شوق در چشمانش حلقه زد كه توانسته فرزندي تربيت كند كه چشمداشتي به مال مردم ندارد.
توفيقي افزود: ترس از خدا باعث شد هرگز نسبت به ارزش اين اوراق و سود متعلق به آن وسوسه نشوم و تمام سعي و تلاشم رساندن هرچه سريعتر اين امانت به دست صاحبش بود زيرا نگران بودم حال او چگونه خواهد بود.
وي گفت: فرداي آن روز ساك حاوي اوراق را به رئيس شعبه مركزي بانك كشاورزي تحويل دادم و همكاران را نيز در جريان گذاشتم همان روز هيأت مديره بانك نسبت به اين كار خداپسندانه واكنش نشان داده و پيام تقدير و تشكري نسبت به بنده صادر كردند كه در آن به كلمه اصالت خانوادگي و تربيت اسلامي اشاره شده بود، وقتي يك پيام تشكر رسمي از سوي هيأت مديره بانك را به پدرم نشان دادم، از شدت خوشحالي گريه كرد.
اين كارمند بانك كشاورزي گفت: هيأت مديره بانك كشاورزي نسبت به اين كارمند خود در مقابل اين عمل پاداشي نيز در حد 500 هزار تومان در نظر گرفتند كه به من تحويل دادند.
*صاحب بي خيال
توفيقي در پاسخ به اين سوال كه صاحب اين اوراق چه كسي بود و واكنش او نسبت به پيداشدن اوراق چه بود، گفت: صاحب اين اوراق يك خانم 50 تا 55 ساله بود كه همان روز اوراق را براي دريافت كوپنهاي سررسيد شده سود به بانك مراجعه كرد كه ظاهرا طبق فيلم ضبط شده در شعبه مركزي يك جوان موتورسوار از او مراقبت كرده و وقتي مشاهده ميكند كه اين خانم حدود 10 ميليون تومان پول نقد به عنوان سود اوراق مشاركت دريافت كرده نسبت به آن حساس شده و در فيلم موجود بانك از طريق موبايل با همدستش تماس ميگيرد.
وي گفت: صاحب اوراق پس از دريافت سود از بانك كشاورزي به شعبه بانك پارسيان نيز مراجعه كرده، اما سود متعلق به آن اوراق را در حساب خود واريز ميكند و سپس به همراه همسرش در يك رستوران غذا ميخورد وحتي تكه ناني از رستوران در كيف خود مي گذارد كه هنگام مراجعه به خودروي شخصي متوجه پنچر شدن لاستيك خودرو ميشود كه پس از رفع نقص خودرو كيف حاوي اوراق و پول نقد توسط جوان موتورسوار به سرقت ميرود.
توفيقي جريان را اين گونه توضيح ميدهد كه فرد سارق با برداشتن 10ميليون تومان پول نقد بقيه اوراق را به گمان اينكه كاغذ بيارزش است، در حاشيه اتوبان رها ميكند كه بر اثر تردد خودروها اوراق پخش مي شود.
توفيقي گفت: سارق ناآگاه پول نقد را برداشته و اصل اوراق را كه چندين برابر پول نقد ارزش داشته را در حاشيه اتوبان رها كرده است. از طرفي مردم رهگذر از آن منطقه كه ايستگاه اتوبوس و دو پل عابرپياده در آن قرار دارد، بيتوجه از ارزش اين اوراق از كنار آن رد ميشدند، اما من چون خود كارمند بانك هستم و آن را سريع شناخته و جمع آوري كردم.
توفيقي ادامه داد: اكنون بسيار از اين كار خوشحال هستم كه بدون هيچ گونه استرس و فكري ميخوابم و فكر ميكنم اگر آن اوراق نزد من بود، هر روز نسبت به آن استرس داشتم و خدا را شكر ميكنم كه از اين امتحان الهي و رساندن امانت به صاحبش سربلند بيرون آمدم.
وي در مورد واكنش صاحب اوراق گفت: آن خانم صاحب اوراق بسيار خونسرد و بيتوجه از كنار قضيه گذشت و حتي در مقابل خواسته رئيس بانك مبني بر اينكه فيلم موجود را براي شكايت از سارق در اختيار وي قرار دهد بي تفاوت گذشت و فقط به همسرش زنگ زد و خبر داد كه اوراق پيدا شده است.
توفيقي گفت: آن خانم صاحب اوراق فقط اين جمله را گفت كه من چندين باب حمام در روستاها ساخته ام و اين شايد نتيجه آن كارهاست كه توانستهام به اوراقم دست پيدا كنم.
توفيقي گفت: اين كار من شايد الگويي در ذهن فرزندانم از جمله دختر كلاس چهارم ابتدايي من باشد كه هميشه در زندگي امانت دار و پاك دست باشد، همانگونه كه من از پدر و مادرم الگو گرفتم.
در اين رابطه بهرام فخرقاسمي كارشناس اداره امور كاركنان نيز گفت: خانم توفيقي و همسرش آقاي سروش كه كارشناس وزارت بازرگاني است هر دو آدمهاي خاكي و بامناعت طبع هستند كه اين گونه امور آنها را از وظيفه الهي و انساني خود غافل نميكند.
وي گفت: خوشبختانه مردم ايران نسبت به امانتداري كاركنان بانكها اطمينان دارند و اين عمل خداپسندانه يك همكار در بانك كشاورزي نشان ميدهد كه كارمندان بانك گرچه حقوق ناچيز دارند، اما نسبت به اموال مردم هيچ گونه چشم داشتي ندارند و اصالت خانوادگي و تربيت اصلاحي در ميان عموم كارمندان و شهروندان ايراني باعث شده نسبت به اشياء پيدا شده به ديده يك امانت الهي نگاه كرده و آن را با حساسيت خاص به صاحبش برگردانند.
فخر قاسمي افزود: رسانهها بايد نسبت به اين تربيت اسلامي و برگرداندن امانت به صاحبش و اشاعه اين عمل نيك در جامعه كوشا باشند همان گونه كه اين همكار ما داستان رفتگر تبريزي را به عنوان الگويي براي خود دانسته و سعي كرد اوراق مشاركت بي نام را به صاحبش برگرداند چه بسا ديگران نيز از اين داستان پندهايي بگيرد.
فخر قاسمي افزود: بعد از انتشار تقديرنامه هيات مديره بانك كشاورزي از اين همكار امانتدار مقرر شد براي اشاعه اين سنت اسلامي، متن تقديرنامه در تابلوي داخلي بانك نصب شود كه خانم توفيقي از نصب آن خودداري مي كرد ولي همكاران ديگر در قالب يك نامه اداري متن ياد شده را در تابلو اعلانات بانك نصب كردند.
محمود بيگي ديگر كارمند بانك كشاورزي در اداره روابط عمومي گفت: بعد از اين جريان سعي كردهايم از طريق روابط عمومي و صدا و سيما با خبرنگاران مختلف برنامه در شهر و باشگاه خبرنگاران تماس گرفتيم اما آنها براي انعكاس اين خبر تلاش نكردند.
وي گفت: روابط عمومي نسبت به عمل خيرخواهانه و انسان دوستانه همكار بانك واكنش نشان داده و ضمن تقدير از اين حركت انساني سعي ميكند به عنوان اشاعه يك فرهنگ اسلامي آن را به اطلاع عموم برساند.
ميترا توفيقي كارمند اداره امور كاركنان شعبه مركزي بانك كشاورزي با 20 سال سابقه كار در اين بانك، در گفت وگو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس داستان پيدا كردن 274 ميليون تومان اوراق مشاركت بينام كه سود آن ماهانه 4ميليون و 300 هزار تومان است و رساندن به صاحبش كمتر از 24 ساعت بعد را تشريح كرد.
داستان از اين قرار است كه خانم توفيقي پس از تعطيل شدن بانك در روز 16 آبان 88 كه معمولا منتظر همسرش ميماند و با ماشين وي به منزل برميگردد، آن روز اتفاقا پياده از سمت بانك واقع در ابتداي شهرآرا قصد عزيمت به منزل داشت كه پس از عبور از پل عابر پياده اتوبان شيخ فضل الله نوري مقابل شهرك پاس فرهنگيان ساعت حدود 15:30 متوجه ميشود كاغذهايي با آرم بانك كشاورزي روي زمين افتاده است.
وي كه به گفته خود علاقه شديدي به كار بانك دارد نسبت به اين كاغذهاي آرم دار بانك كشاورزي حساس شده و آن را برميدارد كه متوجه ميشود اوراق مشاركت بينام صادره از بانك كشاورزي است و بعد متوجه ميشود، اطراف اتوبان و پل عابرپياده پر از اين گونه اوراق است و آن سو تر يك كيف برنزنتي سرمهاي رنگ را پياده ميكند كه مملو از اين اوراق و كوپنهاي سود آن است.
خانم توفيقي ادامه مي دهد: ابتدا فكر كردم دوربين مخفي است، اما هرچه اطرافم را نگاه كردم هيچ گونه دوربيني نيافتم، اما به يك باره به ياد اين آيه قرآن افتادم كه «الم يعلم بأن الله يري» يعني آيا نمي دانيد كه خداوند شما را مي بيند، احساس كردم در برابر امتحان الهي قرار گرفتهام، لذا با دقت همه اين اوراق را جمع آوري كردم و آن را بالاي دست گرفتم ،تا مگر صاحبش پيدا شود يا نسبت به آن حساسيت ايجاد شود، اما ماشينها با سرعت تمام از اتوبان ميگذشتند و كسي كوچكترين توجهي به اين كيف نكرد.
توفيقي ادامه داد: اوراق پخش شده در حاشيه اتوبان را از ميان شمشادهاي حاشيه اتوبان و از داخل جوي آب و از كف اتوبان جمع آوري كردم و در آن لحظه چشمم درست و حسابي نميديد كه اينها چيست و چرا اين همه اوراق در كف خيابان ريخته شده است. فقط آنها را جمع ميكردم.
اين كارمند نيكوكار بانك كشاورزي ميگويد، پس از جمع آوري دستههاي اوراق مشاركت كه 225 ميليون تومان مربوط به بانك كشاورزي و حدود 49 ميليون تومان مربوط به بانك پارسيان بود، در اولين اقدام خواستم به حراست بانك كشاورزي زنگ بزنم تا مبادا وسوسه اي در ذهنم خطور كند، اما موبايلم شارژ نداشت.
توفيقي گفت: حتي ساعت 19،30 نيز بعد از حدود 4 ساعت به محل پيدا كردن اوراق مراجعه كردم و اوراقي از بانك پارسيان را از داخل جوي آب پيدا كردم، انگار ساير رهگذران اين اوراق را نمي ديدند يا نمي شناختند.
وي افزود: سپس به منزل خواهرم مراجعه كردم و بلافاصله از طريق تلفن همراه او موضوع را به مسئولان حراست بانك كشاورزي كه خود كارمند آن بانك هستم، گزارش دادم و آنها گفتند اوراق را نزد خود نگه دارم تا فردا تحويل شعبه مركزي محل كار خود دهم.
خانم توفيقي جريان را اين گونه ادامه ميدهد كه وقتي متوجه ارزش اوراق ياد شده شدم از شدت نگراني و استرس شب خواب راحت نداشتم و منتظر بودم هرچه زودتر صبح شده و اوراق را به صاحبش برگردانم كه در آن موقع به ياد اين افتادم كه افرادي كه ولو با درآمد اندك چه راحت ميخوابند و به ياد رفتگراني افتادم كه پس از كار حتي در حاشيه بزرگراه راحت مي خوابند، اما برخي افراد با داشتن ميلياردها تومان ثروت ،خواب راحت ندارند.
وي گفت: اولين فكر به ذهنم داستان مرد رفتگري در تبريز افتاد كه مقدار قابل توجهي بيش از اين پول نقد پيدا كرده و آن را با مناعت طبع تحويل صاحبش داده بود. همين امر باعث شد من نيز هيچ گونه چشمداشتي به اين اوراق بي نام نداشته و آن را امتحاني از جانب خداوند براي خود بدانم و سعي در رساندن امانت به دست صاحبش كردم، زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد «ان الله يأمركم ان تودوا الأمانات الي اهلها» يعني خداوند شما را سفارش كرده كه امانتها را به دست صاحبش برگردانيد.
توفيقي در اين باره گفت: اوراق مشاركت در قطعات 5 ميليون توماني و با كوپنهاي فراوان بود كه بر اساس نرخ سود 19 درصد ماهانه 4 ميليون و 300هزار تومان سود خالص آن بود، اما يك لحظه نيز اين فكر به ذهنم نرسيد كه از آن استفاده كنم، زيرا پول حلال كارمندي كه با زحمت بدست ميآيد به قول معروف زيگزاك از گلو پايين ميرود، حال چگونه پولي كه معلوم نيست، مربوط به چه كسي است و از چه راهي به دست آمده را استفاده كنم.
اين كارمند بانك كشاورزي افزود: به نظر من تربيت خانوادگي بنده كه در يك خانواده به دنيا آمدم كه پدرم سرهنگ راهنمايي و رانندگي و مرد قانونمداري است و مادرم فرد بسيار مذهبي است كه همواره در تربيت 4 فرزند خود تلاش ميكند، همچنين همسرم كه فرد مذهبي و كارمند وزارت بازرگاني است، همه اين موارد باعث شد كه هيچ يك از اعضاي خانوادهام نسبت به تملك اين اوراق بينام مرا وسوسه نكنند و حتي وقتي پدرم متوجه اين كار شد اشك شوق در چشمانش حلقه زد كه توانسته فرزندي تربيت كند كه چشمداشتي به مال مردم ندارد.
توفيقي افزود: ترس از خدا باعث شد هرگز نسبت به ارزش اين اوراق و سود متعلق به آن وسوسه نشوم و تمام سعي و تلاشم رساندن هرچه سريعتر اين امانت به دست صاحبش بود زيرا نگران بودم حال او چگونه خواهد بود.
وي گفت: فرداي آن روز ساك حاوي اوراق را به رئيس شعبه مركزي بانك كشاورزي تحويل دادم و همكاران را نيز در جريان گذاشتم همان روز هيأت مديره بانك نسبت به اين كار خداپسندانه واكنش نشان داده و پيام تقدير و تشكري نسبت به بنده صادر كردند كه در آن به كلمه اصالت خانوادگي و تربيت اسلامي اشاره شده بود، وقتي يك پيام تشكر رسمي از سوي هيأت مديره بانك را به پدرم نشان دادم، از شدت خوشحالي گريه كرد.
اين كارمند بانك كشاورزي گفت: هيأت مديره بانك كشاورزي نسبت به اين كارمند خود در مقابل اين عمل پاداشي نيز در حد 500 هزار تومان در نظر گرفتند كه به من تحويل دادند.
*صاحب بي خيال
توفيقي در پاسخ به اين سوال كه صاحب اين اوراق چه كسي بود و واكنش او نسبت به پيداشدن اوراق چه بود، گفت: صاحب اين اوراق يك خانم 50 تا 55 ساله بود كه همان روز اوراق را براي دريافت كوپنهاي سررسيد شده سود به بانك مراجعه كرد كه ظاهرا طبق فيلم ضبط شده در شعبه مركزي يك جوان موتورسوار از او مراقبت كرده و وقتي مشاهده ميكند كه اين خانم حدود 10 ميليون تومان پول نقد به عنوان سود اوراق مشاركت دريافت كرده نسبت به آن حساس شده و در فيلم موجود بانك از طريق موبايل با همدستش تماس ميگيرد.
وي گفت: صاحب اوراق پس از دريافت سود از بانك كشاورزي به شعبه بانك پارسيان نيز مراجعه كرده، اما سود متعلق به آن اوراق را در حساب خود واريز ميكند و سپس به همراه همسرش در يك رستوران غذا ميخورد وحتي تكه ناني از رستوران در كيف خود مي گذارد كه هنگام مراجعه به خودروي شخصي متوجه پنچر شدن لاستيك خودرو ميشود كه پس از رفع نقص خودرو كيف حاوي اوراق و پول نقد توسط جوان موتورسوار به سرقت ميرود.
توفيقي جريان را اين گونه توضيح ميدهد كه فرد سارق با برداشتن 10ميليون تومان پول نقد بقيه اوراق را به گمان اينكه كاغذ بيارزش است، در حاشيه اتوبان رها ميكند كه بر اثر تردد خودروها اوراق پخش مي شود.
توفيقي گفت: سارق ناآگاه پول نقد را برداشته و اصل اوراق را كه چندين برابر پول نقد ارزش داشته را در حاشيه اتوبان رها كرده است. از طرفي مردم رهگذر از آن منطقه كه ايستگاه اتوبوس و دو پل عابرپياده در آن قرار دارد، بيتوجه از ارزش اين اوراق از كنار آن رد ميشدند، اما من چون خود كارمند بانك هستم و آن را سريع شناخته و جمع آوري كردم.
توفيقي ادامه داد: اكنون بسيار از اين كار خوشحال هستم كه بدون هيچ گونه استرس و فكري ميخوابم و فكر ميكنم اگر آن اوراق نزد من بود، هر روز نسبت به آن استرس داشتم و خدا را شكر ميكنم كه از اين امتحان الهي و رساندن امانت به صاحبش سربلند بيرون آمدم.
وي در مورد واكنش صاحب اوراق گفت: آن خانم صاحب اوراق بسيار خونسرد و بيتوجه از كنار قضيه گذشت و حتي در مقابل خواسته رئيس بانك مبني بر اينكه فيلم موجود را براي شكايت از سارق در اختيار وي قرار دهد بي تفاوت گذشت و فقط به همسرش زنگ زد و خبر داد كه اوراق پيدا شده است.
توفيقي گفت: آن خانم صاحب اوراق فقط اين جمله را گفت كه من چندين باب حمام در روستاها ساخته ام و اين شايد نتيجه آن كارهاست كه توانستهام به اوراقم دست پيدا كنم.
توفيقي گفت: اين كار من شايد الگويي در ذهن فرزندانم از جمله دختر كلاس چهارم ابتدايي من باشد كه هميشه در زندگي امانت دار و پاك دست باشد، همانگونه كه من از پدر و مادرم الگو گرفتم.
در اين رابطه بهرام فخرقاسمي كارشناس اداره امور كاركنان نيز گفت: خانم توفيقي و همسرش آقاي سروش كه كارشناس وزارت بازرگاني است هر دو آدمهاي خاكي و بامناعت طبع هستند كه اين گونه امور آنها را از وظيفه الهي و انساني خود غافل نميكند.
وي گفت: خوشبختانه مردم ايران نسبت به امانتداري كاركنان بانكها اطمينان دارند و اين عمل خداپسندانه يك همكار در بانك كشاورزي نشان ميدهد كه كارمندان بانك گرچه حقوق ناچيز دارند، اما نسبت به اموال مردم هيچ گونه چشم داشتي ندارند و اصالت خانوادگي و تربيت اصلاحي در ميان عموم كارمندان و شهروندان ايراني باعث شده نسبت به اشياء پيدا شده به ديده يك امانت الهي نگاه كرده و آن را با حساسيت خاص به صاحبش برگردانند.
فخر قاسمي افزود: رسانهها بايد نسبت به اين تربيت اسلامي و برگرداندن امانت به صاحبش و اشاعه اين عمل نيك در جامعه كوشا باشند همان گونه كه اين همكار ما داستان رفتگر تبريزي را به عنوان الگويي براي خود دانسته و سعي كرد اوراق مشاركت بي نام را به صاحبش برگرداند چه بسا ديگران نيز از اين داستان پندهايي بگيرد.
فخر قاسمي افزود: بعد از انتشار تقديرنامه هيات مديره بانك كشاورزي از اين همكار امانتدار مقرر شد براي اشاعه اين سنت اسلامي، متن تقديرنامه در تابلوي داخلي بانك نصب شود كه خانم توفيقي از نصب آن خودداري مي كرد ولي همكاران ديگر در قالب يك نامه اداري متن ياد شده را در تابلو اعلانات بانك نصب كردند.
محمود بيگي ديگر كارمند بانك كشاورزي در اداره روابط عمومي گفت: بعد از اين جريان سعي كردهايم از طريق روابط عمومي و صدا و سيما با خبرنگاران مختلف برنامه در شهر و باشگاه خبرنگاران تماس گرفتيم اما آنها براي انعكاس اين خبر تلاش نكردند.
وي گفت: روابط عمومي نسبت به عمل خيرخواهانه و انسان دوستانه همكار بانك واكنش نشان داده و ضمن تقدير از اين حركت انساني سعي ميكند به عنوان اشاعه يك فرهنگ اسلامي آن را به اطلاع عموم برساند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
پول باد آورده را باد ميبرد. تعجبم از اين است، فردي كه پولهايش را گم كرده و ناراحت هم نيست، يا مشاهيرش را از دست داده؟ يا اين كه اين پول حاصل دسترنج خودشان نيست؟ به عبارتي ثروت باد آورده است!!!!! من شخصاً هرچيزي را از دست دهم (گم كنم) حالا از ارزش كمي هم برخودار باشد. روزها و ماهها و حتي سالها چشم به راه پيدا كردنش هستم. تعجب ميكنم از برخورد صاحب پول!!! اگر صاحب پول باشد؟؟؟؟؟؟
درود بر اين انسان شريف
با سلام- اجر عمل نیک و خداپسندانه این خواهر مومن و دست پاک حتما در دفاتر الهی ثبت خواهد شد. خیلی مناعت طبع و قدرت میخواهد که انسان در آن لحظه بر خواهش نفس چیره شود. قطعا بعضی از ما در این امتحان قرار نگرفته ایم. انشاء ا... ایشان و خانواده محترمشان سلامتی و عاقبت بخیری نصیبشان گردد.
درود بر خانم توفيقي و شير پاكي كه خورده خدايي منهم تحت تاثير اين عمل انساني گريه كردم
با سلام - خداوند اين خانم كارمند را خير بدهد. ولي در مورد وسوسه نشدن اين خانم - كه البته كار بزرگي بوده است - بيش از حد تكيه كرده ايد و موضوع بسيار حالت اندرزي به خود گرفته است.
از خاکیم و به خاک خواهیم رفت ، چه خوبه که رفتارمان نیز خاکی و از سر تواضع، قناعت، دوری از حرص و ولع باشد ، چه زنجیره جالبی بود، خیر نیکوکار پولش دزدیده می شه و دختری خوب و مهربان وسوسه نمی شود ، و در این کار فقط رضای خدا را می بیند و بس. جالب بود حین مطالعه متن فوق اشکم سرازیر شد . برای ایشان و همتایانشان روزهایی زیبا توام با موفقیت و سربلندی ارزومندیم
مگر قرار بود کاری غیر از این انجام دهد که اینقدر از خود و خانواده خود تمجید می کند و اصالت خود را به نمایش می گذارد. واقعا دوران عجیبی شده است که یک فرد به خاطر وسوسه نشدن در برابر پول مردم اینقدر از خود تعریف کند. می دانم که این را چاپ نمی کنید
از مناعت تبع و بزرگی روح این خانم متشکرم قطعا امتحان الهی بود که الحمد لله سر بلند بیرون امدید
اوووه خسته شدم تا همه اش را خواندم نمي شد كمي خلاصه اش كنيد اما الحق كه خانم توفيقي كار بزرگي انجام داده .
چقدر طولانی!
سلام خواهر محترمه.اصالت خانوادگي همواره خود را در امور زندگي نشان م دهد.به عنوان يك ايراني افتخار ميكنم كه هموطناني چون شما دارم.از هيات مديره بانك وزين كشاورزي هم ممنونم كه فرهنگ لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق را اشاعه داده است.
اجر اين اعمال فقط پيش خداوند است . قطعاً اين خواهر بزرگوار انتظاري مبني بر تشكر از اين عمل خوب و آموزنده ندارند . واقعيت اين است كه ايشان وظيفه انساني را انجام داده اند .
پاداش اين كار از طرف خداوند بسيار بيشتر از مبلغ و سود اين اوراق و حتي تمام اوراق موجود در بانكها مي باشد.خداوند خير دنيا و اخرت نسيب اين انسان وارسته و خانواده محترمشان بفرمايد.
حالا ببینید این اوراق تقلبی نیستند؟؟؟؟؟//
با سلام
آفرین بر این خانم نجیب و خانواده زحمتکش او و صد آفرین بر سایت تابناک که با انتشار این خبر سعی در گسترش معروفات اخلاقی و دینی در جامعه دارد
صد آفرین به این امانت داری و درستکاری و درود بر پدرو مادری که چنین افرادی را تربیت کرده اند.
احسن به این خانم با ایمان ووظیفه شناس
با سلام من کارمند این بانک هستم
درحالی که پولهای کلان برای اجرای یک مراسم معمولی پرداخت می شود چرا به این چنین افرادی بی مهری می شود
چرا از چنین افرادی بخوبی تقدیر نمی شود
خوشحالم که ارزش هایی انسانی هنوز در میان مردم ما وجود دارد. خداوند عمر با عزت به ایشان بدهد. از تابناک بابت انعکاس این موضوع متشکرم.
این خانم چقدر احساس می کند لطف کرده!!! خب وظیفه اش را انجام داده هر فرد دیگری هم بود چه دیندار چه بی دین باید همین کار را می کرد در غیر این صورت انسان سالمی نبود
فیلم هندیه؟
نکته جالب در این ماجرا، عدم وابستگی انسانهای شرکت کننده در این امتحان به دنیاست. به نظر من کار ایشان بسیار قابل تحسین بوده اما شخصیت مالباخته بسیار برای من قابل احترام است. ایشان مصداق بارز آیه شریفه ای از قرآن هستند که خداوند می فرمایند مومن از اتفاقات ناگوار بسیار ناراحت نمیشود و از اتفاقات خوشایند نیز بسیار خوشحال نمیشود. به نظر من سرکار خانم توفیقی تفکر اشتباهشان را باید تغییر دهند. خودشان مشاهده فرمودند که آن خانم چطور با داشتن پول زیاد نه استرس داشتند و نه از اتفاق پیش آمده خیلی ناراحت شده اند. حتی ایشان دلش به دزد هم سوخته و پیگیر ماجرا نشده است. بله خانم توفیقی، خداوند به هرکه بخواهد روزی بی حساب می دهد و همیشه از خدواند بخواهیم که ظرفیت آن را نیز درون ما ایجاد نماید. شما با نگهداری این همه پول شب خواب آسوده نداشتید اما آرامش درون مالباخته نشان از نزدیکی وی به خدا دارد.
سلام برای من چندین نوبت در قضایای مختلف ثابت شده است که همراه پول چیزی وجود دارد بنام برکت, یعنی پولی که درست بدست آمده یاشد ده ها برابر ارزش اسمی اش کار می کند و پولی که نادرست بدست آمده باشد شاید زرق و برق زندگی را زیاد کند اما ده ها برابر نیز دردسر می آفریند, به این خانواده نیز تبریک میگویم و امید وارم سالم و تندرست باشند.
یعنی شکل و قیافه این اوراق به اندازه ای مزخرفه که هیچ کس حتی فکرش رو هم نمی کنه که اینا ممکنه ارزش داشته باشند؟
اي كاش از ايشان در رسانه ملي تقدير ميشد پس اين رسانه ملي به چه دردي ميخورد ؟
ما بايد با نشان دادن اين گونه رفتارها هويت واقعي ايراني را به دنيا نشان دهيم
درود بر اين شيرزن ايراني ... درود
انتخاب تيتر شما از روي كج سليقگي است. در اينجا پولدار نبايد تيتر شود بلكه يابنده پول بايد تيتر شود. افسوس كه كارها دست كاردان نيست.
تيتر بسيار بدي براي اين مو ضوع انتخاب كرديد. يعني نشان مي دهيد كه شما هم مثل بسياري افراد اين جامعه نيمه خالي و جنبه منفي اين قضيه را بزرگ كرديد درحاليكه مي توانستيد با تيتر مناسب و شايسته ايي مثل " كارمند امانتدار بانك " يا چيزي شبيه آن بزنيد و نظر خوانندگان را به بخش مثبت و البته با اهميت تر اين موضوع جلب كنيد. حتي به نظر من اينكه خانم صاحب پول اهميتي به پيدا شدن پولش نداده اصلا به كسي مربوط نيست. شما به عنوان خبر گزاري حق نداريد نوع برخورد او، را بزرگ كنيد . چون او هر دليلي مي تواند براي رفتار خود داشته باشد. در حاليكه بخش ارزشمند اين خبر اصلا در تيتر مشخص نيست
البته این خانم از بس از پاک دستی خودش تعریف و تمجید کرده مزد نیکوکاری خود را در همین دنیا دریافت کرده است .
از يك كارمند بانك انتظاري جز اين نميرفت. پول به چه درد ميخورد وقتي خدا را در ازاي آن از دست بدهي؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.