سرباز ايراني كه ركورددار جهاني شد
خاطرهاي از علی باغبان باشی، قهرمان دو ماراتن دنیا و اعجوبه دومیدانی
ميگويد: در اون سالها سرباز بگيري بود و من رو بردند به سرباز خونهاي در مشهد…
هنوز 45 روز نگذشته بود، که دلم براي خانوادهام تنگ شد.
اما مرخصي ندادن، منم بدون مرخصي و پاي پياده، از مشهد تا طرقبه (18 کيلومتر) دويدم و بعد از ديدن خانواده، دوباره از طرقبه تا مشهد را دويدم و رفتم پادگان …
پادگان، که رسيدم ديدم گروهبان متوجه غيبت من و چند نفر ديگه شده، که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو بايد بدويد …
شروع به دويدن که کرديم بعد از 1000 متر سربازهاي ديگه خسته شدند، اما من دور کامل دويدم و ايستادم…!
فرمانده گروهان که دويدن من رو نديده بود، گفت: مگه نگفتم دور کامل بايد بدوي؟!
خلاصه، دو دور ديگه به مسافت 8 کيلومتر دويدم و سر حال، جلوي فرمانده ايستادم و همين باعث شد مسير زندگيام تغيير کند…!
يک روز، من رو با يک جيپ ارتشي به ميدان سعدآباد مشهد بردند، براي مسابقه…
رئيس تربيت بدني تا من رو ديد، گفت: چرا کفش و لباس ورزشي نپوشيدي؟
گفتم: ندارم …!
گفت: خوب برو سر خط الان مسابقه شروع ميشه ببينم چند مرده حلاجي؟
خلاصه با پوتين و لباس سربازي دويدم و دور اخر همه داد ميزدن باريکلا سرباز …
برنده که شدم ديدم همه ميگن سرباز رکورد ايران رو شکستي …!
من اون روز با پوتين و لباس سربازي رکورد ايران رو شکستم و بهم کاپ نقرهاي دادن…!
خبر رکورد شکني من خيلي زود، به مرکز رسيد و بهم امريه دادن تا برم تهران …
با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان، خودم رو به دژباني مرکز رسوندم و با فرمانده لشگر که روبرو شدم، گفت: تو همون سربازي هستي که با پوتين رکورد شکستي؟
گفتم: بله قربان …
گفت: چرا اين قدر دير آمدي و سريع من رو سوار ماشين کردند و به استاديوم امجديه بردن، که قرار بود مسابقه بزرگي انجام بشه.
مسابقه دو 5000 متر بود و من کفش و لباسي رو که رئيس تربيت بدني مشهد داده بود، پوشيدم و رفتم لب خط…!
يک دفعه صداي تيري شنيدم و هراسناک اين طرف اون طرف رو نگاه کردم ببينم چه خبره؟ که ديدم رئيس تربيت بدني با عصبانيت ميگه چرا نميدوي؟ بدو..!
من نگاه کردم، ديدم، که اون 17 نفر ديگه، مسافتي از من دور شدن و من تازه فهميدم، که صداي شليک تير براي اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صداي حاضر رو ) مسابقه رو شروع ميکردم اينجا هم منتظر همون کلمه بودم،نه صداي تير …
خلاصه شروع کردم به دويدن و يه عده هم من رو هو ميکردن و ميگفتن:
مشهدي تو از اخر اولي …!
دور سوم رو که دويدم تازه به نفر اخر رسيدم و تازه گرم شده بودم …!
در دور بعد متوجه شدم، که نفر چهارم هستم و با خودم گفتم:
خدا رو شکر لااقل چهارم ميشم…!
سه دور تا اخر مسابقه مانده بود، که ديدم فقط يک نفر با فاصله از من جلوتره…!
دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم…
به خط پايان نزديک ميشديم که جلو زدم و اول شدم …!
باز هم رکورد ايران رو شکسته بودم و از عزيز منفرد، که سالها قهرمان ايران بود جلو زده بودم…!
اينها حرفهاي استاد علي باغبان باشي، قهرمان دو ايران است، که 29 سال متوالي بدون حتي يک باخت، مقام نخست مسابقات را در ايران داراست و جالب است، بدانيد که تا به حال اين رکورد در هيچ رشته ورزشي در دنيا شکسته نشده…!
باغبان باشي 219 مدال اسيايي و جهاني دارد و در 4 مسابقه المپيک شرکت کرده !

اديب زاده ميگويد: زمان شاه شنيدم که پاي باغبان باشي شکسته …!
با گروه فيلمبرداري رفتيم و وقتي با اون مصاحبه کردم با ناراحتي گفت: دکترها گفتهاند بايد يک پاي من رو قطع کنند …
شب، که فيلم پخش شد 50 خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانيت ميخواستن يه جوري به علي باغبان باشي کمک کنن …
همون شب، رضا پهلوي، که در اون زمان وليعهد بود و نزديک به 17 سال داشت، به آقاي جهان باني، رئيس سازمان ورزش (که اوايل انقلاب اعدام شد) دستوري داده بود، که او هم شبانه به در خانه باغبان باشي رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت 11 صبح از فرودگاه زنگ زد که: مثل اينکه معجزه شده و من براي درمان به نيويورک ميروم.
در نيويورک پايش را يک پروفسور بزرگ عمل کرد، بعد از دو ماه، که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد، که من ميخواهم به زودي در يک مسابقهي دو و ميداني شرکت کنم و شما را هم دعوت ميکنم.
علي باغبان باشي، وقتي در زمان رياست جمهوري خاتمي به مراسم تقدير و نکوداشت پيشکسوتان دعوت شد، زماني که نام باغبان باشي، در مراسم از طريق بلندگو اعلام شد، خاتمي از يکي از حاضران پرسيد: مگر باغبان باشي زنده است؟!
و چه ضيافتي بود، در آغوش کشيدن و اشک به چشم آوردن خاتمي براي قهرماني که نام ايران را بر بلنداي المپيک جهاني فرياد کشيد …!
باغبان باشي، اکنون 84 سال سن دارد و هنوز فعاليت ورزشي ميکند…!
اخرين باري، که باغبان باشي را ديدم، دور ميدان دروازه قوچان بود؛ به گرمي حال و احوال کردم و او گفت:
شما مگه من رو ميشناسي؟
لبخندي زدم و گفتم: تمام دنيا شما رو ميشناسن…!
باغبان باشي، هنوز در طرقبه زندگي ميکند و روحيه شاد و ورزش کاري دارد …
منبع: از وبلاگستان
هنوز 45 روز نگذشته بود، که دلم براي خانوادهام تنگ شد.
اما مرخصي ندادن، منم بدون مرخصي و پاي پياده، از مشهد تا طرقبه (18 کيلومتر) دويدم و بعد از ديدن خانواده، دوباره از طرقبه تا مشهد را دويدم و رفتم پادگان …
پادگان، که رسيدم ديدم گروهبان متوجه غيبت من و چند نفر ديگه شده، که همه رو به خط کرد و گفت دور پادگان رو بايد بدويد …
شروع به دويدن که کرديم بعد از 1000 متر سربازهاي ديگه خسته شدند، اما من دور کامل دويدم و ايستادم…!
فرمانده گروهان که دويدن من رو نديده بود، گفت: مگه نگفتم دور کامل بايد بدوي؟!
خلاصه، دو دور ديگه به مسافت 8 کيلومتر دويدم و سر حال، جلوي فرمانده ايستادم و همين باعث شد مسير زندگيام تغيير کند…!
يک روز، من رو با يک جيپ ارتشي به ميدان سعدآباد مشهد بردند، براي مسابقه…
رئيس تربيت بدني تا من رو ديد، گفت: چرا کفش و لباس ورزشي نپوشيدي؟
گفتم: ندارم …!
گفت: خوب برو سر خط الان مسابقه شروع ميشه ببينم چند مرده حلاجي؟
خلاصه با پوتين و لباس سربازي دويدم و دور اخر همه داد ميزدن باريکلا سرباز …
برنده که شدم ديدم همه ميگن سرباز رکورد ايران رو شکستي …!
من اون روز با پوتين و لباس سربازي رکورد ايران رو شکستم و بهم کاپ نقرهاي دادن…!
خبر رکورد شکني من خيلي زود، به مرکز رسيد و بهم امريه دادن تا برم تهران …
با اتوبوس به تهران رفتم و پرسان پرسان، خودم رو به دژباني مرکز رسوندم و با فرمانده لشگر که روبرو شدم، گفت: تو همون سربازي هستي که با پوتين رکورد شکستي؟
گفتم: بله قربان …
گفت: چرا اين قدر دير آمدي و سريع من رو سوار ماشين کردند و به استاديوم امجديه بردن، که قرار بود مسابقه بزرگي انجام بشه.
مسابقه دو 5000 متر بود و من کفش و لباسي رو که رئيس تربيت بدني مشهد داده بود، پوشيدم و رفتم لب خط…!
يک دفعه صداي تيري شنيدم و هراسناک اين طرف اون طرف رو نگاه کردم ببينم چه خبره؟ که ديدم رئيس تربيت بدني با عصبانيت ميگه چرا نميدوي؟ بدو..!
من نگاه کردم، ديدم، که اون 17 نفر ديگه، مسافتي از من دور شدن و من تازه فهميدم، که صداي شليک تير براي اغاز مسابقه بوده و من چون در مشهد فقط با صداي حاضر رو ) مسابقه رو شروع ميکردم اينجا هم منتظر همون کلمه بودم،نه صداي تير …
خلاصه شروع کردم به دويدن و يه عده هم من رو هو ميکردن و ميگفتن:
مشهدي تو از اخر اولي …!
دور سوم رو که دويدم تازه به نفر اخر رسيدم و تازه گرم شده بودم …!
در دور بعد متوجه شدم، که نفر چهارم هستم و با خودم گفتم:
خدا رو شکر لااقل چهارم ميشم…!
سه دور تا اخر مسابقه مانده بود، که ديدم فقط يک نفر با فاصله از من جلوتره…!
دور اخر خودم رو به پشت سرش رسوندم…
به خط پايان نزديک ميشديم که جلو زدم و اول شدم …!
باز هم رکورد ايران رو شکسته بودم و از عزيز منفرد، که سالها قهرمان ايران بود جلو زده بودم…!
اينها حرفهاي استاد علي باغبان باشي، قهرمان دو ايران است، که 29 سال متوالي بدون حتي يک باخت، مقام نخست مسابقات را در ايران داراست و جالب است، بدانيد که تا به حال اين رکورد در هيچ رشته ورزشي در دنيا شکسته نشده…!
باغبان باشي 219 مدال اسيايي و جهاني دارد و در 4 مسابقه المپيک شرکت کرده !

با گروه فيلمبرداري رفتيم و وقتي با اون مصاحبه کردم با ناراحتي گفت: دکترها گفتهاند بايد يک پاي من رو قطع کنند …
شب، که فيلم پخش شد 50 خط تلفن جام جم توسط مردم اِشغال شده بود و همه با عصبانيت ميخواستن يه جوري به علي باغبان باشي کمک کنن …
همون شب، رضا پهلوي، که در اون زمان وليعهد بود و نزديک به 17 سال داشت، به آقاي جهان باني، رئيس سازمان ورزش (که اوايل انقلاب اعدام شد) دستوري داده بود، که او هم شبانه به در خانه باغبان باشي رفته بود و پاسپورتش را درست کرده بودند و روز بعد ساعت 11 صبح از فرودگاه زنگ زد که: مثل اينکه معجزه شده و من براي درمان به نيويورک ميروم.
در نيويورک پايش را يک پروفسور بزرگ عمل کرد، بعد از دو ماه، که برگشت از همان فرودگاه مهرآباد به ما زنگ زد، که من ميخواهم به زودي در يک مسابقهي دو و ميداني شرکت کنم و شما را هم دعوت ميکنم.
علي باغبان باشي، وقتي در زمان رياست جمهوري خاتمي به مراسم تقدير و نکوداشت پيشکسوتان دعوت شد، زماني که نام باغبان باشي، در مراسم از طريق بلندگو اعلام شد، خاتمي از يکي از حاضران پرسيد: مگر باغبان باشي زنده است؟!
و چه ضيافتي بود، در آغوش کشيدن و اشک به چشم آوردن خاتمي براي قهرماني که نام ايران را بر بلنداي المپيک جهاني فرياد کشيد …!
باغبان باشي، اکنون 84 سال سن دارد و هنوز فعاليت ورزشي ميکند…!
اخرين باري، که باغبان باشي را ديدم، دور ميدان دروازه قوچان بود؛ به گرمي حال و احوال کردم و او گفت:
شما مگه من رو ميشناسي؟
لبخندي زدم و گفتم: تمام دنيا شما رو ميشناسن…!
باغبان باشي، هنوز در طرقبه زندگي ميکند و روحيه شاد و ورزش کاري دارد …
منبع: از وبلاگستان
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چه عجب تابناك يه مطلب دلنشين up كرد!!!!!!؟؟
بخاطر کمبود آلترناتیو مجبوریم مجدد از خاتمی بهره بگریم گو اینکه فقط خاتمی نبردبان عبور ماست تا به آزادی برسیم!!!
کاش هفتگی با ذکر خاطراتی بدینگونه ما را به ضیافت چهرههای ماندگار ببرید و مسئولین را بیدار کنید.
درود بر ابر انسان
من یکی از شاگردان استاد هستم. واقعا بزرگواری ایشان منحصر به فرده.... قامتش استوار .. سایه اش برافراخته ...
اين مطلب رو براي تقدير از اين قهرمان نوشتيد يا ميخواستيد خاتمي رو تبليغ كنيد
بهبه اين ايميل تازه به شما رسيده يا تازه مجوز چاپ دادند؟ قديمي بود.
eyval khatami
ياشاسين قهرمان.
نمی دونستم چنین استعدادی در دومیدانی در میان ما است. احسنت بر پشتکار و تلاش ایشان و افسوس و آه بر ناتوانی مدیرانی که نمی توانند چنین استعداد هایی را کشف و پروش دهند.
مطلبتان بسیار زیبا بود.
زنده باد قهرمان وطن
درود به خاتمی عزیز و درود بیکران به همشهری خودم.متاسفانه من از مشهد در اومدم ام هنوزم خودم مشهدی میدونم
هنوز هم هستند نوابغی که اینچنین خوش بدرخشند ولی مثل مروارید نیاز به غواصی ومراقبت ومحافظت دارند تا شناخته شوندو پروش یابندو محافظت شوند افسوس !!!!!!!!!
با تشکر.
منم با نظر اولی قسمت اولش موافقم
این ضعف مسوولان ما هست که اکثریت ایشون رو نمی شناسن .
ای بابا .
منظور از این مقاله باغبانباشی بود یا آقای خاتمی ؟
-----------------------------------------
فقط یه خط از خاتمی نوشته
با سلام و تشکر ، باید عرض کنم مطلب بسیار جالبی بود که باعث انبساط خاطر آدمی میشود و آدم را با یکی دیگر از مفاخر ملی آشنا می کند . فقط کاش کمی بیشتر در مورد وضعیت زندگی ایشان می نوشتید .
در حیرتم از مرام این مردم پست این مردم زنده کش مرده پرست تاهست به جفا بکشند چو بمیرد به سر دست ببرند. ای کاش صدا و سیمای ایران اسلامی هر شب بحای تبلیغ پفک نمکی مردم را به حس وطن پرستی دعوت میکرد و مردان بزرگ ایران را معرفی مکرد
ایشان صرفاً مقام آسیائی کسب کرده و در المپیک مقامی ندارد. اما باز هم افتخار ایران است
aghye baghban bashi
az pishkesvat haei hastan ke ghabl az pedare man tu domeidani boodan
:)
كاش قهرمانان فعلي هم با زور خودشان ورزش كنند . راستش رضازاده ديگه منو ياد ابوالفضل نمي اندازه. متاسفم براي خودم، رضازاده ، .. . و وطنم!
به این بهانه خواستید اسمی از خاتمی ببرید.و الا این بنده خدا را چکار دارید
احسنت من هم نمي دونستم افسوس كه اين مرد بزرگ تا حدودي گمنام مانده است منم اشك تو چشمام حلقه زد ممنون كه باغبان باشي بزرگ را معرفي كرديد
بسیار از خواندن این خبر مسرور شدم و توجه شمارا به نحوه مدیریت در آن زمان جلب مینمایم
لطفا کمی تامل فرمایید
درود بر خاتمي سلام بر باغبان باشي.(جالب اينكه من اجدادم يزدي هستند و خودم هم مشهد به دنيا اومدم. دم همشهريام گرم:-)
دم شما گرم آقاي باغبان باشي
اولین باری هست که از مطلبتون لذت بردم. ممنون
عالی بود...کاش صدا وسیما تا وقتی این عزیز زنده است یه مستند یافیلم ازش بسازه................
مطلب کم آوردین .باز دارین قدیمیا رو UP میکنین؟
تابناکی ها اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید،اینهمه رو گفتی که بگی خاتمی اشک ریخت؟!!
یعنی ایران مدال طلای المپیک در دوومیدانی داره؟!!!!
کدوم المپیک؟
خیلی مطلب جالبی بود
کاش یک مستند از ایشان تهیه شود ممنون
من فكر مي كنم سريعتر ايد خبر رو اصلاح كنيد. من نميدونم منبع خبرتون كجاست ولي اين مطلب رو قبلا هم خوندم و راجه بهش جستجو كردم. به نظر خودتون 219 مدال واقعيه؟ با كمي جستجو در گوگل متوجه مي شويد كه ايشان فقط در 2 المپيك شركت داشتند و مقامي بهتر از 6 بدست نياوردند. لطفا سريعتر خبر رو اصلاح كنيد.
http://www.sports-reference.com/olympics/athletes/ba/ali-baghbanbashi-1.html
تابناك: ما بي تقصيريم
http://www.torghabehonline.com/news/detail.asp?id=472
خیلی خوب بود
من تا حالا نمی دونستم
منظور از این مقاله باغبانباشی بود یا آقای خاتمی ؟
احسنت خیلی خوشحال شدم نمیدونستم اما الان که خوندم خوشحال شدم و اشک تو چشام حلقه زد .فکر میکنم چون ساده بوده سادگیش به دل میشینه
damt garm aghay bagheban bashi vaghan hal kardam
ووووووه
یعنی چی؟
چطور ما مستندی چیزی از ایشون ندیدیم تا حالا؟
یاشاسین باغبان باشی.
زنده باد قهرمانان وطن.
کسانی که یاد و نام ایران را به نیکی و خوبی در تمام جهان زنده نگاه میدارند. چه در عرصه ورزش و چه در عرصه سیاست و مدیریت و دانش
ایول به باغبان باشی
ایول به خاتمی
زنده باشد قهرمان.
با اينكه از سايتتون خوشم نمياد. ولي مطلب خواندني و جالبي بود .تشكر
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.