مسعود پزشکیان طی یادداشتی مطرح کرد؛
لزوم حکمرانی خوب به مثابه عقلانیت در دهه پنجم انقلاب
سال ۹۷ برای کشور ما در چهار دهه گذشته، سالی بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. فشارهای خارجی و داخلی بر ارکان مختلف کشور باید در این سال بهشکل صحیح خود به کنترل ادارهکنندگان جامعه در بیایند و در مسیر حل و فصل صحیح قرار بگیرند، چون جامعه ما بر اثر فشارهایی که خصوصاً در یک دهه اخیر متحمل شده اند، اندک تاب تحمل خود را از دست میدهد و اعتراضات دیماه هم نمودی از همین وضعیت است.

سال ۹۷ برای کشور ما در چهار دهه گذشته، سالی بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. فشارهای خارجی و داخلی بر ارکان مختلف کشور باید در این سال بهشکل صحیح خود به کنترل ادارهکنندگان جامعه در بیایند و در مسیر حل و فصل صحیح قرار بگیرند، چون جامعه ما بر اثر فشارهایی که خصوصاً در یک دهه اخیر متحمل شده اند، اندک تاب تحمل خود را از دست میدهد و اعتراضات دیماه هم نمودی از همین وضعیت است.
مسعود پزشکیان، نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی در یادداشتی که در ویژه نامه نوروزی روزنامه ایران چاپ شده است نوشت: کمتر کسی شک دارد که ایرانیان با آغاز نوروز سالی مهم و تعیینکننده را پیش روی نداشته باشند؛ اما این اهمیت چیست و چگونه میتوان آن را تعبیر و تفسیر کرد؟ به نظر نگارنده، اهمیت سال ۹۷ برای ایران را میشود در رسیدن به بلوغ سیاسی خلاصه کرد؛ جایی که انقلاب اسلامی ما وارد چهلمین سال خود میشود که معمولاً در عمر انسانها زمان بلوغ محسوب میشود. با این پیشفرض، پرسش مهم دیگری هم قابل طرح است و آن اینکه این بلوغ چگونه متجلی خواهد شد و بروز و ظهور آن چگونه میتواند باشد.
سال ۹۷ برای ما با اتفاقات مهم و تأثیرگذاری آغاز خواهد شد، اینکه دولت امریکا با برجام بهعنوان مهمترین توافق بینالمللی که یک طرف آن ایران است، چه میکند؟ اینکه آیا ما در داخل موفق به گذر از گردنه اختلافات سال ۹۶ که در انتخابات به اوج خود رسید میشویم یا نه؟ اینکه بحران مؤسسات مالی غیر مجاز و نظام بانکداری ما نهایتاً چه سرنوشتی پیدا میکند؟ اینکه آیا میتوانیم بر بحرانهای ناشی از صدمات زیست محیطی غلبه کنیم یا نه و دهها سؤال دیگر از همین دست. پاسخ بسیاری از این سؤالات در سال ۹۷ مشخص خواهد شد؛ سالی که در ماههای منتهی به آن، کشور تجربههای جدیدی را به خود دیده است؛ از ناآرامیهای دی ماه گرفته تا پدیده دختران خیابان انقلاب و درگیری با دراویش و قبل از همه اینها انتخابات پر تنش ۹۶.
چهل سال پیش وقتی انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و توانست نظام شاهنشاهی را بعد از قرنها تغییر دهد، عموماً جوانانی کلیددار اداره کشور شدند که تجربه اجرایی و تصمیمگیری خاصی قبل از آن نداشتند. معروف است که در ابتدای انقلاب کسی که از جمع مسئولان نظام جدید مهمترین سابقه اجرایی را در زمان شاه داشت، مرحوم مهندس بازرگان بود که در دورهای در زمان نخستوزیری دکتر مصدق، رئیس اداره آب تهران بوده است.
با این توصیف، تکلیف جوانانی که عموماً قبل از پیروزی انقلاب تجربهای جز درس خواندن، مبارزه کردن و زندان رفتن نداشتند معلوم است. حال این نیروهای بیتجربه، باید یک کشور را اداره میکردند که کردند؛ کشوری که تنها کمتر از دو سال بعد از پیروزی انقلابش درگیر طولانیترین جنگ قرن بیستم شد.
در زمان جنگ هم همین نیروهای جوان ـ که کم کم در کوران حوادث و در هنگام خدمت باید مدیریت صحیح را یاد هم میگرفتند ـ کشور را اداره کردند. اما نمیتوانیم و نباید این را بپذیریم که به دلیل اداره کشور در آن شرایط، کار ما ایرادی نداشته است. اتفاقاً اکنون که میتوان از فاصلهای دورتر به وقایع، رخدادها و حوادث آن سالها و سیر آن تاکنون نگریست، میشود به وضوح برخی اشتباهات را دید؛ اشتباهاتی که رخ دادن آن از روی سهو و کمتجربگی بود نه عمدی.
کشور ما چهل سال بعد از انقلاب با وجود همه پیشرفتها با مشکلات زیادی هم دست و پنجه نرم میکند؛ مشکلاتی که ریشه در همان کم تجربگیها نیز دارد؛ مثلا بحران زیست محیطی ایران را نگاه کنیم؛ تصمیمات غلط و غیر کارشناسی در یک ساختار معیوب با منابع آبی کشور چه کرده است؟ یا در حوزه مؤسسات مالی غیر مجاز چرا ما نتوانستیم چهل سال زیرساخت مشکلات امروز را از بین ببریم و نظامی منطقی برای این دست مجموعهها تعریف کنیم؟ امروز، اما سؤال اصلیتر این است که آیا ادامه آن مسیری که به این مسائل منتهی شد، منطقی و قابل قبول است؟ اگر در سالهای اولیه انقلاب بتوان برخی تصمیمات اشتباه را به مسأله عدم برخورداری مدیران و مسئولان از تجربه کشورداری ربط داد، اکنون بعد از چهار دهه چنین کاری نه منطقی است و نه اخلاقی.
نظام سیاسی ما بعد از چهل سال باید آنقدر پخته شده باشد که بتواند از یک سو مسائل را صحیح و به دور از شعارزدگی معمول تشخیص دهد و از سوی دیگر هم راهکاری منطقی و عقلانی نه احساسی برای آن بیابد. این مهمترین چیزی است که در سال چهلم عمر انقلاب باید از نظام سیاسی کشور و حاکمیت انتظار داشت.
این عقلانیت، اما چیزی نیست جز همان حکمرانی خوب، ولی خود حکمرانی خوب شاخصهها و مبانی متعددی دارد. در این بین شاید مهمترین این مبانی را بتوان در این موارد خلاصه کرد؛ توان کنترل رقابتها و عدم تبدیل اختلافات به نزاع، تکیه بر غیرسیاسی ماندن حوزههای فنی و تخصصی و در واقع رجوع به کارشناسان در تصمیمگیریها و تصمیمسازیها، باز نگه داشتن امکان و درگاه نقد و اصلاح، رجوع مکرر به آرای افکار عمومی و عدم حذف اقلیت توسط اکثریت، تفکیک قایل شدن بین منافع ملی با منفعتهای حزبی و جناحی و نهایتاً عمل به قانون.
تمام پیشرفتهایی که ما بعد از انقلاب اسلامی داشتهایم، نمیتواند و نباید باعث شود که ضعف خود را در این مبانی از یاد برده و فراموش کنیم. ضعفی که در برخی بخشها مثل داشتن اتحاد و وفاق ملی در سطح سیاسیون بسیار جدی و قابل ملاحظه و نیازمند درمانی سریع است. چرا که عدم رفع این مشکل باعث میشود تا تحمل نکردن یکدیگر و فدا کردن منافع ملی و عمومی به پای مقاصد شخصی نه تنها در بین سیاسیون نمانده، بلکه در کل بخشهای جامعه هم پراکنده شود. این موضوع مهمی است که بدون آن نمیتوان امید چندانی به آینده داشت.
تمام فسادهایی که اکنون در حال تخریب جامعه ما هستند نیز یک پایه اساسی در همین بحث دارند. فراگیر شدن قانونشکنی، عدم تصمیمگیری و تصمیمسازی کارشناسی و وضعیت نامناسب نقد و انتقاد سیاسی در جامعه ما هم مشکلاتی است که نباید با توجه به رسیدن انقلاب ما به ۴۰ سالگی، پابرجا و پایدار بمانند. در واقع چیزی که میتواند آینده ما را تضمین کند، ایجاد یک نگاه انتقادی و مسئولانه به تمام آن چیزهایی است که در این چهل سال گذشته.
چنانکه قبلاً گفته شد از همین الان هم کاملاً مشخص و هویداست که سال ۹۷ برای کشور ما در چهار دهه گذشته سالی بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. فشارهای خارجی و داخلی بر ارکان مختلف کشور باید در این سال بهشکل صحیح خود به کنترل ادارهکنندگان جامعه در بیایند و در مسیر حل و فصل صحیح قرار بگیرند. چرا که جامعه ما بر اثر فشارهایی که خصوصاً در یک دهه اخیر متحمل شده، اندک اندک تاب تحمل خود را از دست میدهد و اعتراضات دیماه هم نمودی از همین وضعیت است.
به نظر نمیرسد که سیر تحولات و وقایع درونی و بیرونی دیگر فرصت چندانی برای ما بگذارد که بخواهیم انرژی و وقت کشور را همچنان صرف اختلافات و تنازعات سیاسی کنیم که هیچ تأثیری بر زندگی مردم و بهبود شرایط ندارند. سال ۹۷ باید با عقلانیتی قابل قبول نشان دهیم که انقلاب ما و به تبع آن مدیران کشور از مرز رفتارهای جوانانه و گاه خام گذشتهاند و به یک پختگی امید بخش رسیدهاند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقای پزشکیان گفتند تمام اشتباهاتی هم رخ داده سهوا وکم تجربه گی بوده ولی عمدا نبوده است . آیا دیگر سیاسیون که در حوزه سیاست خصوصا به رقبای سیاسی خود کردند را قبول دارند یا نه . منظورم این هست که یک سال بعد از انقلاب قرار شد تمام روستاهای استان ما جاده ببرند لذا ادوات راه سازی جاده به اندازه عرض یک بیل وسیله راه سازی و تازه از همان راه مال رو بدون مهندسی بنام کار جهادی انجام دادند و شیب تمام جاده های روستایی استان ما به 60درصد بیشتر هست فقط ماشین کمک دار عبور میکند بعد از مدتی از چند تا شهر و روستا هم دیدن کردم چنین وضعیتی را دیدم که جاده ها بخاطر عرض کم و شیب زیاد قابل آسفالت نیست . و در شرایط جدید هم تخریب زمینهای کشاورزی مصدور نیست . یعنی رفتار جهشی و احساسی برا این بود که حالا برای روستایی یه جاده ای بزنیم تا بعدا . که این بعدا به چهل سال رسیده و هیچ تغییری نکرده بلکه هر سال ریزش و فرسایش جاده را داریم و هیچ گونه آبرو و هدایت باران تعبیه نشده است . کسانی اینکار را کردند که تجربه راه سازی نداشتند
مردم دیگر گول این حرف های گوش نواز را نمی خورند. خروجی شما و افکارتان مثل ایرانخودرو فقط پراید خواهد بود حتی اگه صد سال هم بگذره
حالا دیگه ما نمی گوییم خدا وکیلی این سخنان باید قابل توجه کیهان و صدا و سیما باشه و تندروهایی که همش مردم رو به این حزب و اون حزب وصل میکنن یا این کشور و اون کشور. آقازاده هایی که با ماشین های میلیاردی پوز میدن به همدیگر در حالی که جوانان بیکار ما گرسنه و نا امیدی از چهره های آنها هویداست. اصلاح طلبان و اصول گرایان برای مردم حرف تازه ای ندارند
تمام منابع طبیعی و ملی این مملکت را ازبین برده اید مانند منابع سفره های اب زیر زمینی و هوای پاک و ... را نابود کرده اید. حالا می خواهید دوباره سوار بر ایندگان شوید؟
ما متولدین دهه 60 چه گناهی کرده ایم که باید دوباره سال 97 قربانی نیت های سیاسی غلط تان بشویم.
متاسف ام برای شما که خیلی دیر متوجه اشتباهات تان شده اید. دیگه راهی برای جبران نیست.
منظور آقای پزشکیان ازعبور رفتار احساسی و روی آوردن به رفتار عقلایی چیست . پس گروهی از روحانیون سیاسی و خود سیاسیون م و مسولین که میخواهند بعد از چهل سال روند انقلابی را تکرار کنند یعنی فکر میکنند انقلاب به اهداف خود نرسیده و قانون فعلی باید فراتر عمل کنند در صورتی هر رفتار انقلابی و سیاسی مزید بر عقلانیت نیست یعنی نمیشود قانون داشت ولی با رفتار انقلابی یعنی نگرش شخصی از قاون فراتر رفت . حقیقتا اینجور مجادلات را در همان پشت درهای بسته انجام دهید چون امثال احمدی نژاد با همین گفتار و رفتار انقلابی و ارمانی چنین رفتاری را میکنند . که خود اصولگرایان و قانون هم مهارش نمیکند چون شعور انقلابیش را از قانون بالاتر میداند
با وجود احترامي كه براي اين نماينده بزرگوار قائل هستم، ريشه مشكلات رو در استفاده نكردن از مديران كارآمد دوره قبل از انقلاب ميدانم و اينكه بعد از انقلاب فضاي انتقاد از بين رفت و مشكلات رو با ظاهر سازي مخفي كردند تا اينكه تبديل به بحران شدند.
جهل سال است فقط شعار این هم شعار است خانه از پایبست ویران است اگر جنگ شود من که دیگر نه خو د ونه فرزندانم را به جنگ نمی فرستم چون انقلاب فقط از من گرفته هیچ چیزی به من نداده آقایانی که انقلاب همه چیز به آنها داده بروند
برادر پزشکیان . از حرفهای سیاسی که بیان فرمودیدن. مشخص میشود که بعد از چهل سال به این پختگی سیاسی رسیدید که این حرفها را میزنید در صورتی بازرگان آن پختگی سیاسی در در همان اول انقلاب داشت یعنی همین حرفهای که میزنید من بارها در آنزمان از صدای بازرگان میشنیدم که در رادیو در مورد سیاست اقتصادی . فرهنگی و بین المللی صحبت میکرد منتها افرادی که هیجانات سیاسی و انقلابی داشتند و سواد چندانی در حوزه کشور و کیاست نداشتند همیشه با رفتار آرمانی افرادی مثل بازرگان که رفتار عقلانی داشت پیشی میگرفتند و اینجور افراد تحصیلکرده را غربگرا مینامیدند . لذا اگر همچنان بعد از چهل سال باز رفتار و کردار بقول انقلابی داشته باشید یعنی هر کس مخالف دید گاه و نظر من باشد آمریکایی هست و باید کنار برود کشور ما بعد از چند سال به ثبات اجرای و نهادینه شدن قانون به جای سلیقه خواهد شد ؟
بعد از چهل سال تازه یادت افتاده.
با توجه به شعارهای انقلاب با توجه به این همه منابع غنی متاسفانه مملکت به فلاکت در همه موارد افتاده است.
مردم به چه مشکلاتی که تن نداده اند و شما تازه حرف های به روشنایی آفتاب می زنید....
در رابطه با پيشرفت هاى مملكت بعد از انقلاب صحبت شد كه واقعا من چيزى نمى بينم يا لااقل بهمون نشون ندادن و ما نفهميديم
بعدش هم راه حل استفاده از مديران جديده نه قبلى ها كه ثابت كردن تو ٤٠ سال حرفى براى زدن نداشته اند و اين انباشت مشكلات گردن تمامى مديران حال حاضر هست
ما مردم شما را تماشا میکنیم. متاسفانه کار چندانی هم از دستمان بر نمی آید. اما کمینه اینکه روزهایی را که از سر گذرانده ایم فراموش نمیکنیم و هرچند به زعم گردانندگان این صحنه خیلی راحت می شود ما را به بازی گرفت اما آنقدرها هم نادان نیستیم و فرق گوشت کوبیده و نان خرده را خوب میفهمیم. اتفاقا خیلی خوب گفتید که احتمالا همه ما چندان وقت دیگری برای اشتباهات بزرگ نداریم. بسم الله.
اگر به بنده بگویند باید پایت را ۱۸۰ درجه باز کنی باید عرض کنم که نمیتوانم، اگر مجبورم کنند حتما آسیب میبینم میدانید چرا؟ چون تمرینی برای انعطاف نداشتم
مقاله ای بسیار تاثیرگذار و منطقی بود, هرچند که بعید است از سوی برخی مقامات, مسئولین و سوپردلواپسان کشور ما مورد توجه قرار بگیرد. چون شرط اصلاح یک امر, باور به وجود اشتباه در آن است و متاسفانه این گروه, نظام حاکم بر کشور را عاری از اشتباه میدانند.
دوست عزیز الآن اون بقول شما سوپردلواپس که کنار گودن و همه چی قبضه اشراف اصلاح طلبه
شما هم خودتان را عقل کل میبینید
متاسفانه نگاه تهرانی که کل کشور توهم سقوط ایجاد میکند
ضمنا چرا حالا که دولت فعلی موفق نبوده این ادبیات فرافکنانه رایج شده؟
سفارشی نباشد جوزدگی است
پس لطفا پاسخگو باشند نه فرافکن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.