۶ درس و عبرت از یک رؤیای بر باد رفته: ونزوئلا
جعفر محمدی *

قصه ونزوئلا را شاید مردم ایران بیش از بقیه جهانیان دنبال می کنند، از این رو که روزگاری نه چندان دور و در دوران محمود و هوگو، دو کشور رمانتیک ترین روابط را داشتند؛ چاوز دم به ساعت به ایران می آمد و در کنار احمدی نژاد مشت گره می کرد و با انگشتانش علامت پیروزی نشان می داد. روی فرش، عکس او و همتای ایرانی اش را می بافتند حتی به حرم امام رضا(ع) بردندش و بانکی هم تأسیس کردن به نام ایران-ونزوئلا.
ایران هم در ونزوئلا کارخانه خودروسازی زد و برای این که خط تولید نخوابد و مردم از چاوز ناراضی نشوند، حتی با هواپیما هم که شده قطعات سمند را برایشان می فرستادند ولو این که پولش را هم نگیرند!
چاوز که مُرد، همتای ایرانی اش عزادار شد تابوتش را بوسید و به مادرش سرسلامتی داد بدان گونه که بعدها به عنوان "بغل کردن مادر چاوز توسط احمدی نژاد" رسانه ها بدان پرداختند.
ایران و ونزوئلا اما بعد از احمدی نژاد و چاوز، دو مسیر جداگانه را در پیش گرفتند. ایرانی ها به رأی به گفت و گو با جهان به برجام رسیدند و چند صباحی ثبات و رشد نسبی اقتصادی و جذب سرمایه گذاری خارجی و آمدت توریست و ... را تجربه کردند تا این که ترامپ آمد و بازی را به هم زد و نگرانی ها را بازگرداند، خاصه آن که جریانی در داخل از بر هم خوردن توافق ایران با جهان بر سر ذوق آمده است و انزوای ایران را می پسندد.
در ونزوئلا اما در، بی وقفه بر همان پاشنه پیشین چرخید: مادورو که دست پرورده شخص چاوز بود زمام امور را در دست گرفت، اقتصاد ضعیف ونزوئلا با سرعت بیشتری رو به زوال گذاشت و تورم به عدد عجیب و غریبی 1.3 میلیون درصد رسید، فروشگاه ها از مواد غذایی خالی شد، آنان که می توانستند از کشور خارج شدند، آمار تبهکاری و سرقت تصاعدی بالا رفت و وحشت و ناامیدی بر بزرگ ترین کشور دارنده منابع نفتی در آمریکای لاتین مستولی شد.
در چنان وضعیت هولناکی، فردی به نام "خوان گوایدو" که ریاست پارلمان ونزوئلا را بر عهده دارد خود را رئیس جمهور خواند و هوادارانش را به خیابان ها کشاند. "مادورو" اما رئیس جمهور خودخوانده را نپذیرفت و حامیانش را به تجمعات شهری دعوت کرد و در میان این لشکر کشی های خیابانی، "نان شب" همچنان مسأله اول مردم است.

همین بی نانی، بهانه خوبی شد تا کشورهای حامی گوایدو و مادورو، با محموله کمک های دارویی و غذایی سراغ این کشور و در واقع سراغ رئیس جمهور دلخواه شان بروند. آمریکایی ها کوشیدند کامیون های مواد غذایی را از طریق کلمبیا وارد ونزوئلا کنند، امری که با استقبال گوایدو و ممانعت مادورو روبرو شد و حتی دو کامیون نیز در مرز به آتش کشیده شدند.اما روس ها به راحتی کمک های خود را از طریق هوا و با موافقت مادورو به این کشور رساندند.

ونزوئلا که روزگاری نه چندان دور، کشوری مرفه و ثروتمند بود و مردمان آمریکای جنوبی به آن رشک می بردند، اینک به مصیبت "صدقه ها و مداخلات سیاسی" گرفتار آمده است و عبرتی است زنده، تمام عیار و دردناک پیش روی جهانیان و یک رؤیای بر باد رفته.
در این باره چند نکته را باید با تأمل بیشتر و دیده عبرت بین تری کاوید:
1 - قصه تلخ ونزوئلا با صدای بلند به همه جهان می گوید دوران شعارگرایی به سر رسیده است. روزگاری فیدل کاسترو در کوبا و کیم ایل سونگ در کره شمالی با شعارها و نطق های شورانگیز، مردم را زنده و امیدوار نگه می داشتند اما امروز جهان نه آن دنیای پهناور قبلی که دهکده ای کوچک شده است و ملت ها همدیگر را می بینند و مقایسه می کنند و خواستار آنند که حاکمان شان به جای آن همه شعار به فکر آب و نان و توسعه باشند.
هم از این روست که جهان سوم، ناراضی ترین عصر خود در تمام تاریخ را می گذراند: عصر مقایسه.
2 - ماجرای ونزوئلا می گوید اقتصاد قانون خود را دارد، بی هیچ تعارفی.
اگر حکومتی بخواهد قوانین جهانشمول اقتصاد را نادیده بگیرد آخر و عاقبت اش می شود "ونزوئلا، حکومتی مایه عبرت و مردمی به غایت گرسنه".

3 - داستان ونزوئلا فریاد می کشد اگر حکومتی درگیر حاشیه شود، قدرت های جهانی برای به حاشیه راندن آن و سیطره بر کشور حاشیه محور، وارد عمل خواهند شد کما این که غربی ها منافع خود را در به قدرت رساندن گوایدو می بینند و روس ها نیز ادامه حکومت مادورو را ضامن نفع خویش، هر چند که همه طرف های ماجرا دم از مردم ونزوئلا می زنند!
اگر مادورو بماند، طبق آنچه صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده است تورم ونزوئلا در سال جاری میلادی به عدد فوق نجومی 10 میلیون درصد خواهد رسید و اگر گوایدو بیاید، رسماً یک بدعت جدید شکل گرفته است که طی آن هر فردی می تواند به پشتوانه قدرت های خارجی و بی هیچ رفراندوم و انتخاباتی، خود را رئیس کشور بخواند و همه آموزهای دموکراسی را به سخره بگیرد.
این "دو راهی دو سر ضرر" را البته چاوز بنیان گذاشت، مادورو تحکیم اش کرد و اکنون گوایدو و حامیان غربی اش از آن بهره می برند و زیان اش البته نصیب مردمی است که همه طرف های دعوا ادعای طرفداری شان را دارند.
4 - حکایت ونزوئلا تکرار می کند که پوپولیست ها هر چند از تجمع شورانگیز هواداران شان ذوق زده می شوند و هر چند برای مدتی می توانند پیش بروند اما در نهایت هم خود را به باد فنا می دهند و هم کشورشان را.
معروف ترین پوپولیست قرن بیستم آدولف هیتلر بود که وقتی سخن می گفت کل آلمان برای شنیدن اش سکوت می کرد، هم او که بخش اعظم اروپا را به تصرف "نژاد برتر" در آورد و تا دروازه های مسکو رفت اما سرانجام خودکشی کرد و از آلمان که سرآمد کشورهای جهان از نظر علم و تکنولوژی نیمه اول قرن بیستم بود تلی از خاکستر بر جای گذاشت. چاوز، مادورو و پوپولیست های دیگر که از هیلتر سرآمدتر نیستند.
5 - روایت ونزوئلا یادمان می آورد که جهان امروز، جهان تعامل با همه است؛ تکیه بر یک قدرت خارجی، باعث می شود قدرت تکیه گاه به خود اجازه استعمار دهد و قدرت رقیب خواهان نفوذ و براندازی شود. این اشتباهی است که حاکمان ونزوئلا به آشکاری آن را مرتکب شدند و کشورشان را عملاً به مستعمره روس ها تبدیل کردند و از آن سو، با آمریکا در افتادند.
ایستادن بر پای خود بی تکیه بر قدرت ها در عین ارتباط سالم به همه آنها، فرمول خردمندانه ای است اما شگفتا که نه "سرهنگ دوم چاوز" به آن رسید و نه "راننده سابق مادورو".
(مادورو پیش از فعالیت سیاسی، راننده اتوبوس بود.)
* سردبیر عصر ایران
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام جناب محمدی . بسیار عالی بود. ولی اعظم پوپولیست قرن بیستم ماهستیم نه آلمان حالا مهم هم نیست مااولیم یا آلمان ولی آنچه مسلم است پوپولیست گرائی آلمان یک دهه نشد ولی ما داریم به نیم قرن پوپولیستی عمل کردن کشور را اداره می کنیم وکسی هم مانع نیست و برعکس آلمان که قدرتهای بزرگ را عملا به مبارزه طلبید و در جنگ رودرو شکست خورد ما قدرتهای بزرگ را که نه فقط یک قدرت را به مبارزه خوانده ایم ولی همه دنیادر حال تلاش برای حفظ شرائط موجود هستند هرچند در این جنگ تیرهای هوائی وگاهی زمینی هم بما میزنند.و...
در تأیید و تکمیل نظر نگارنده مطلب:
در عصر حاضر در صحنه سیاست بین الملل چیزی به نام دوست یا دشمن وجود ندارد. هرچه هست بحث منافع است.(منافع ملی). ما هم داریم چوب دلارهای نفتی اعراب را میخوریم. دلارهای نفتی که به جیب امثال ترامپ سرازیر است تا یک چندم آن دلارها را صرف فشار بر ما کند و با بقیه اش چرخ اقتصاد آمریکا را بگرداند. و در این میانه هنرمندیِ تمام عیاری لازم است. دشمنی آمریکا با امثال ما و کره شمالی خیلی به صرفه اش شده است.
معنی نه شرقی نه غربی هم همین هست
جالب بود و عبرت اموز
بی هیچ شک و تردیدی حرف حق را زدید
و نه ما
یعنی اگه ترامپ نبود مشکل ما حل میشد ! نه تابناک عزیز در دنیای امروز تعامل سازنده به این شکل که نگارنده این مطلب گفنه معنایی نداره ، هرچی داشتیم دادیم ، مابه ازایی هم که گرفتیم معلومه ! قطعا هیچ عقلی سلیمی نمیگه با دنیا دربیفتید ولی ...
بیشتر مصیبت ونزوئلا از آلرژی آمریکا به کلمۀ سوسیالیست و ستون های سیستم سرمایه داری آمریکایی از نوع اسکناس چاپ کن 5 برابر پول واقعی خلق پول توسط بانک های آنها پایه هایش سست شود.
چه عجب تابناک حرف از تعامل با همه!!!!زدی..چه عجب مشت گره کرده مانند کیهان نشان ندادی
زیبا و منطقی بود.
راه دور نریم ایران خودمون هم داره به همین وضع دچار میشه.
ایکاش بفرموده حضرت علی(ع) که فرمودند از تاریخ باید عبرت گرفت نه اینکه عبور کرد توجه می کردند و می دانستند که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من و متوجه میشدند که سخن پیامبر بزرگوار اسلام که فرمودند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است و می دانستند که در دنیای امروز که فضای مجازی همه اطلاعات را در اختیار مردم قرار داده است فریب و دروغ و نیرنگ ممکن است برای عده ای محدود کار ایی داشته باشد ولی برای همیشه ندارد و بهتر انکه با تعامل با دنیا بفکر منافع ملی خود شد
یعنی FATF رو قبول کنید !!!
چرا نمگید در ایران هم مصداق داره و ما با انها مشابه هستیم از لحاظ اقتصادی و بی کفایتی مسئولان
خوب خدا را شکر ما نه چاوز داریم نه مادرو
رییس مجلس هم که اهل این حرفها نیست
ما فقط و فقط یک احمدی نژاد داریم
ایران باید کلاه خود را محکم بگیرد تا باد نبرد البته اگر دیر نشده باشد و راه برگشتی مانده باشد.
متاسفانه همه موارد بالا در کشور ما دارد انجام می شود
این نوشته متاسفانه تحت تاثیر مطبوعات و تبلیغات غلط غربی ها نوشته شده است و از سلطه وقلدری امریکا در مقابل تمام کشورهای جهان صحبتی نمیکند .
روایت ایران ماراهم دیگران نقل می کنن!!!!!
شما ظاهرا همه تقصیر ها را انداختید گردن چاوز و امریکا و بقیه را بی تقصیر و خوب جلوه دادی خیلی پر رو و وقیح هستی کسی که چنین تحلیل من دراوردی را درآوردی . برای اینکه به مردم ایران بگویی که اگر می خواهید مثل ونزوئلا نشوید باید با آمریکا کنار بیایید و هر چه خواست بگویید بله قربان !!!!!!!
خوب اگر اینطور است چرا چشم هایت را بر روی مصر بسته ای که نوکر حلقه بگوش امریکا است اما مردمش 50 درصد زیر خط فقر هستند و اوضاع اقتصادش از ایران هم بدتر است
چرا مکزیک را نمی گویی که رابطه خوبی دارد اما وضع مردم و اقتصادش به روایت آمار جهانی از ایران بدتر است !!!!!!!
فاعتبروا یا الوالابصار
احسنت
به سهم خود از بازنشر این مقاله زیبا بسیار متشکرم . . .
این مقاله بسیار آموزنده و واقع گرایانه بود. به تابناک بابت درج چنین مقالاتی تبریک میگویم
باید رکورد بزنیم...
این که 5 تا درس عبرت بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟
احسنت احسنت احسنت
ممنون تابناک
لابد اگر نوکر امریکا بود همه چیز حل می شد واقعا قصد شما از چاپ چنین مقاله ای بدون راهکار چیست. ایا از برجام عبرت نگرفتید. با امریکا می شود بدون استعمار و نوکر شدن روابط سالم داشت واقعا کشور ما چه خطری برای امریکا دارد که چنین تحریم های بی سابقه ای را شاهدیم .آیا وقتی امریکا با کودتا دولت قانونی مصدق را سرنگون کرد ما انرژی اتمی داشتیم و یا تهدیدی برای اسراییل بودیم ویا سپاه پاسدارانی وجود داشت وووو- کمی واقع بین باشیم و از تاریخ عبرت بگریم
بهتراست به سیاستمداران خودمان این بگی
معلوم میشه هنوز از حمدی نژاد کینه به دل دارید!!!!
بسیار مقاله بی منطق و آسمان و ریسمان بافی بود.
بی برنامگی مادرو و را در کنار با برنامگی هیتلر و رشد هیرت آسایش گذاشتن هیچ تناسبی ندارد.
اگر مرادتان رشد اقتصادی است؛ که هیتلر زیاد داشته است. اگر تند روی است یا سقوط که جوجه را آخر پاییز می شمارند و همه قدرتها سقوط می کنند.
بریتانیا یک صدم سرزمین 100 سال پیشش را دارد، چرا ازش بد گویی نمی کنید؟!
آفرین
داداش 5 درسه نه 6 تا، شمردنم بلد نیستی
ندرتا در تابناک مقاله معقول چاپ میشود این یکی استثنا بسیار منطقی بود
شما که لالایی بلدید چرا خوابتون نمی بره؟ این قصه ونزوئلا در ایران هم در حال اجراست. سرتونو از زیر برف بیرون بیارید.
مشکل وتوزلاازموقعی حادشدکه مادوریول نفتش راازچین بجای دلار،یوان قرارداد.
چقدر این مقایسه ها به نظر آشناست. همش تو این مملکت شعار داده میشه. کی میخواهیم بفهمیم که باید سیستم طوری اصلاح بشه که دیگه مملکت با شعار اداره نشه
اما یک نکته مهمتر هم دارد، اگر بخواهیم با ایران مقایسه بکنیم، در ایران از سوی ضد انقلاب ،اغلب مشکلات به پای دین و روحانیت نوشته میشود، حال که در ونزویلا روحانیت و دینی به شکل ایران وجود نداشته اما مشکلات بزرگترند.پس دین و حکومت بر مبنای دین دلیل اصلی مشکلات ما در ایران نیست بلکه دلیل اصلی همان عدم توجه به واقعیات و شعار زدگی و...است.
عالیه
تابناک یک بار از تحلیلت خدشم امد ای کاش اینها را سران کشور ما گوش کنند و به سرنوشت مادورو گرفتار نشوند .40سال پیش کشورهای همسایه ما ارزوی داشتن یک خیابان ماننو ولی عصر را داشتند و امروز ما حصرت یک روز زندگی مثل عربهای بادیه نشین
احمدی نژاد پول مردم بدبخت را برد اونجا برای یک دیکتاتور پرحرف حروم کرد
عالی
این تحلیل سردبیر عصر ایران بسیار اشتباه است. اول اینکه مشکل اصلی کشور ونزوئلا صرفا به خاطر این نیست که جهان دهکده کوچکی است و ونزوئلا در حاشیه بود و خودش را خارج از این دهکده دانست ولی ایران راهش را جدا کرد! شاید این تحلیل سردبیر این سایت یکی از آبکی ترین تحلیلها است که تا حالا از سایت تابناک خواندم. و متاسفم که سایت تابناک این تحلیل سخیف را بازنشر داد.
در این تحلیل هیتلر بزرگترین دیکتاتور تاریخ و پدر نازیسم و فلسفه گرایی و علم و صنعت در جامعه المانی را با چلمنگی هایی مثل خوایدو و مادورو مقایسه شده است امریکا هنوز از بیدار شدن حس نژاد پرستی المانها و سرعت رشد صنعت و نظم انها وحشت دارد المان بود اروپا را از بحران اقتصادی نجات داد
نتیجه اخلاقی این که برجام گُل است، fatf باید تصویب بشود، در دهکده جهانی دَم کدخدا را باید دید و در کل؛ خواهی نشوی رسوا همرنگ جامعه جهانی باش!
مقاله جالبی بود. ولی چطور می توان از به قدرت رسیدن پوپولیست جلوگیری کرد که کشور ما به این مصیبت نیفتد. لطفا ان را هم در مقاله ائی توضیح دهید.
کو گوش شنوا؟ تا مملکت را بر باد نداده ایم دست از شعار نخواهیم کشید.
متاسفانه چه بخواهیم و نخواهیم بر همین مدار ونزوئلا داریم پیش می رویم منتظر همین فاجعه باید باشیم.
امیدوارم دولتمردان ما عاقل شوند
اگر مادورو اقتصادش را از دست داد عزتش را نگه داشت ما که با فریب یک کلید و یک ورق پاره ی توافق، هم اقتصادمان را از دست دادیم هم هسته ای مان را هم فضایی مان را و هم عزتمان را
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.