سید محمد بحرینیان:
در اقتصاد جهانی تبدیل به جزیرهای شده ایم که نه در زمین، بلکه در آسمان و فضا هم معلق و بلاتکلیف هستیم
مهمترین اثر تحریمهای اقتصادی، بلاتکلیفی ناشی از اهلیتنداشتن تصمیمگیران اقتصادی کشور است
تأثیر تحریمها در اقتصاد کشور را میتوان از زوایای مختلف و در بازههای متفاوت زمانی (کوتاهمدت و بلندمدت) بررسی کرد. اگرچه گفته میشود اثر مستقیم این تحریمها در ابتدای امر بر درآمدهای نفتی و سپس بر تولید کل اقتصاد بوده است، اما اثرات تجمیعی آن را نمیتوان بهسادگی بر سطح رفاه جامعه، نحوه توزیع درآمدها در جامعه و تعمیق عقبماندگی توسعهای برآورد کرد.

تحریمهای وضعشده بر اقتصاد ایران در سالهای گذشته، بهویژه تحریمهای آمریکا در سال ۹۷، از چند منظر شایان بررسی و تحلیل است. اگرچه عنوان تحریمها همیشه با عبارت اقتصاد همراه بوده، اما باید اشاره کرد جنبههای اجتماعی و سیاسی این مسئله نیز از اهمیت بسزایی برخوردارند. اصولا مناسبات اقتصادی هر کشور به مفهوم دادوستد آن، پیش از شکلگیری مستلزم نوعی مناسبات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که بدون درنظرگرفتن آنها، مناسبات اقتصادی نمیتواند پایداری بایسته و شایستهای داشته باشد. بنابراین پیش از اینکه تولیدات یک کشور به بازارهای جهانی راه یابد، تعریف مشخصی از برند، تمایزات و نقاط قوت یک کشور است که در اذهان جامعه جهانی راه مییابد و زمینه را برای مصرف تولیدات آن کشور خاص فراهم میکند.به گزارش تابناک اقتصادی؛ این مقدمه مقاله ای است به قلم سید محمد بحرینیان، صنعتگر و پژوهشگر توسعه که در ویژه نامه نوروزی روزنامه شرق منتشر شده است.
بحرینیان در ادامه این مطللب تاکید دارد که تأثیر تحریمها در اقتصاد کشور را میتوان از زوایای مختلف و در بازههای متفاوت زمانی (کوتاهمدت و بلندمدت) بررسی کرد. اگرچه گفته میشود اثر مستقیم این تحریمها در ابتدای امر بر درآمدهای نفتی و سپس بر تولید کل اقتصاد بوده است، اما اثرات تجمیعی آن را نمیتوان بهسادگی بر سطح رفاه جامعه، نحوه توزیع درآمدها در جامعه و تعمیق عقبماندگی توسعهای برآورد کرد.
هرچند به لحاظ بودجهای گفته میشود اقتصاد ایران حدود ۵۰ درصد به نفت وابسته است و تحریمهای نفتی صرفا با محدودیت ۳۰ تا ۵۰ درصدی صادرات، توان بودجهای را حدود ۲۵ درصد تضعیف کردهاند، اما این همه مسئله نیست.
میزان یارانههایی که حاملهای انرژی به صورت مستقیم و غیرمستقیم در اقتصاد تزریق میکنند و نقش درخور توجهی که در این میان دارند، در کنار وابستگی غیرمستقیم اقتصاد به نفت و درآمدهای نفتی و بخش بودجهای دولت به هزینههای جاری و اینکه سهم عمده چرخه اقتصادی به صورت اشتغال و مصرف در توزیع درآمد نفت در جامعه به صورت بودجههای جاری و عمرانی نهفته است، بهسادگی قابل اغماض نیست.
اگر اینها در کنار حجم عمده مصرف و واردات کالاهای خارجی و تبعیت عادات سبک مصرفی جامعه از دنیای پیرامونی لحاظ شود، مسئله تحریمها و اثرات آنها پیچیدهتر میشود.
حال اگر این پیچیدهشدن موضوع تحریمهای نفتی را در کنار محدودیت مبادلات بانکی، محدودیت انتقال تکنولوژی و ارائه فهرست بلندبالایی از محدودیتهای وضعشده بر اشخاص حقیقی و حقوقی قرار داده و این محدودیتها با وضع جرائم سنگین به سایر مشارکتکنندگان در شکستن تحریم تعمیم داده شود، پیداست که اقتصاد ما در اقتصاد جهانی تبدیل به جزیرهای شده که نه در زمین، بلکه در آسمان و فضا معلق و بلاتکلیف است و مهمترین اثر تحریمهای اقتصادی، همین بلاتکلیفی ناشی از اهلیتنداشتن تصمیمگیران اقتصادی کشور است که سبب میشود نتوان در کاری ورود و برنامه بلندمدت و میانمدتی را تدوین کرد.
مشارکت سرمایهگذاران خارجی که بماند، سرمایهگذاران داخلی نیز در چنین شرایطی ترجیح خواهند داد منتظر نتیجه تحولات باشند یا در بهترین شرایط، در برنامهها و پروژههایی درگیر شوند که در کوتاهمدت بتوانند به انتفاع لازم رسیده و حداقل ریسک را داشته باشند. در نهایت، زمینه برای رشد و گسترش فعالیتهای غیرمولد در جامعه شدت گرفته و اقتصاد در دام کژکارکردیهای دورههای تورم و رکود زمینگیر خواهد شد.
تحریمهای اخیر در اقتصاد به سه بخش عمده تفکیک میشوند:
1. محدودیت بر مشارکت در فعالیتهای نفت و گاز و سرمایهگذاریهای خارجی در ایران.
2. تحریمهای پولی و مالی و رفتار بانکهای جهان با ایران
3. تحریمهای وضعشده علیه شرکتها و اشخاص خاص
عمده درآمدهای صادراتی اقتصاد ایران وابسته به نفت است و دولتهای ما به سادهترین نوع منابع درآمدی وابسته شدهاند و علاقه و اعتیاد بسیاری به صادرات منابع طبیعی و سعی در پنهانکردن ناتوانیهای خود و حل مشکلات و کنترل شاخصها از طریق واردات کالاها و خدمات با استفاده از درآمدهای نفتی دارند، تحریمهای نفتی باعث میشود درآمدهای ارزی دولت از فعالیتهای نفت و گاز و صادرات آنها کاهش یابد و به دلیل وابستگی خارجی نیز بخش نفت در فعالیتهای پایینسری - هم به لحاظ تجهیزات تولید و استخراج و هم از نظر منابع مالی و انسانی- با مشکلاتی ازجمله محققنشدن برنامههای افزایش تولید و صادرات، با وجود افزایش قیمت نفت و رویگردانی شرکتهای خارجی از مشارکت در پروژههای نفت و گاز و در نهایت استهلاک تدریجی منابع استخراجی نفت روبهرو شود؛ بهخصوص وقتی بحث ذخایر مشترک بین کشورها مطرح میشود هرگونه کمکاری در این حوزه، چندان به صرفه ملت نباشد.
در این زمینه، در کنار ناتوانی در تبیین راهبرد توسعه و سیاستگذاریهای صنعتی، موضوع تحریمهای مالی و بانکی، بخش دیگر پیچیدهشدن تحریمهاست.
این تحریمها سبب میشود شرکتهای خارجی که با ضوابط فاینانس اقدام به مشارکت در پروژههای مبتنی بر منابع طبیعی، نفتی و صنعتی بعضا بیهوده و بهغایت تکراری میکنند، با مشکل تأمین نقدینگی از بازارهای معتبر مالی جهان روبهرو شده و هزینه اضافی ناشی از کمبود منابع مالی یا تأمین آن از بازارهای موازی را به کشور، صنعت یا تولید مدنظر تحمیل کرده و آن را از حیز انتفاع خارج کنند. علاوه بر این، نبود سیستم کارآمد جابهجایی منابع مالی، باعث انحراف بخشی از منابع از مسیرهای قانونی شده و انواع فساد و هزینههای سربار را سبب میشود. این قبیل نقلوانتقالات مالی عملا کشور را در مظان اتهام پولشویی قرار داده و وجهه اجتماعی کشور را مسئلهدار میکند.
از سوی دیگر، چنانچه با شرکتهای کوچک در زمینه مسائل نفتی مشارکت کرده یا به موضوع قراردادهای مشترک فناوری بین شرکتهای داخلی و خارجی اهتمام ورزیده شود، به دلیل ضعیفبودن وضعیت کاری شرکتهای یادشده و دستنیافتن آنها به منابع بینالمللی مالی و فناوری نوین جهان، ضمن دستیابی به فناوری نازلتر، هزینههای بیشتری به تولید تحمیل و در بلندمدت توان و ظرفیت آن را کاهش خواهد داد. علاوه بر اینها، رقبا و پیمانکاران صنعتی از قدرت چانهزنی بالاتری برخوردار شده و توافقهای یکجانبهای را در بلندمدت به ملت تحمیل خواهند کرد. از دیدگاه تولیدات بالاسری نیز به هر میزان که تولیدات متنوعتر و وابستگی بازارهای مصرفی به نوع تولیدات بیشتر باشد، مسلما اثر تحریمها کمرنگتر خواهد بود.
همه این مشکلات ناشی از خواب طولانی و آسانخوری منابع مفت تجدیدناپذیر از سوی عموم دولتهای مختلف، هرچند انصافا همه آنها را شامل نمیشود و تکیه بر اولویت اولشان یعنی خرید محبوبیت با اینگونه منابع است که اکنون مانند دمل چرکی سر باز کرده و اقتصاد کشور را زمینگیر و با بحران روبهرو کرده است.
در دیگر بخشهای معدنی و صنعتی نیز به موازات اینکه آن بخش وابستگی بیشتری به سرمایهگذاری، واردات یا بازارهای صادراتی داشته باشد، هزینههای حاصل از تحریم افزونتر و آسیبپذیری آن بخش در مقابل تحریم شدیدتر میشود.
بسیاری میگویند که در شرایط کنونی، ظرفیت خوبی برای خودکفایی داخلی فراهم شده و صنعت میتواند از فرصت موجود نهایت استفاده را برده و به تعمیق داخل بپردازد؛ باید گفت: در زمانهای که تحولات تکنولوژیکی سرعت تغییرات را بالا برده، جزیرهای عملکردن جز اتلاف فرصت، پیامد دیگری در بلندمدت همراه نخواهد داشت.
اقتصاد ایران ناگزیر است تحولات صنعتی و تکنولوژیک دنیا را با سرعت بیشتری درک، جذب و عملیاتی کرده و درصدد آن باشد تا به این دریای بیکران بپیوندد و حداقل بتواند در بخشی از این تحولات، نقش پیشرو را بازی کرده و از منافع آن منتفع شود.
تحریمها سبب شده هزینه تولید و تأمین مواد اولیه، کالاهای واسطهای و سرمایهای افزایش یافته و قدرت رقابتی فروش محصول در بازارهای داخلی و صادراتی کاهش یابد. از سوی دیگر، کشورهای سلطهطلب غربی و شرکای شرقی آنها، به واسطه مشاهده عملکرد ضعیف در اجماع در اقدامات مورد نیاز از سوی قوای سهگانه برای مقابله با تحریمهای اقتصادی آنها در بخش تولیدی و بهویژه بخش صنعتی که حیاتیترین نقطه پایداری اقتصاد است –با وجود تذکرات متعدد رهبری برای توجه به تولید- و بیعملی که بهسادگی از سوی آنان مشاهده میشود، جریتر شده و هر روز فشارهای جدیدی را اعمال خواهند کرد.
در چنین شرایطی، لازم است راهکارهای مکملی برای جبران، پیشبینی و عملیاتی شود، ازجمله:
الف. تمرکز سریع در تصمیمگیریهای اقتصادی که مستقل از هر سه قوه بوده و اقتدار کامل تصمیمهای لازمالاجرا برای هر سه قوه را دارا باشد. حضور نخبگان دانشگاهی و مدیران اجرائی باتجربه و معتقد به منافع ملی، از الزامات موفقیت و مقابله خواهد بود.
ب. محدودیت منابع ایجاب میکند تخصیصها از اصل منافع بلندمدت ملی تبعیت کرده و از تطمیع گروهها و باندهای وابسته و حتی قشریگرایی کاملا بهدور باشند.
ج. اقتصاد مقاومتی به مفهوم مشارکت عام ملت در مسائل و بهخصوص مشارکت خاص صاحبان اندیشه و عمل در انتخاب سیاستها، ابزارها و رویکردهای اقتصادی است که تمرکز آن باید بر نقاطی باشد که گلوی کشور را میفشارد؛ نه اینکه در کمال تعجب، گروهی دولتی در کنار هم بنشینند و اعمال عادی روزانه دستگاههای دولتی را در قالب پروژههای اقتصاد مقاومتی تعریف کنند. امروز نبود تفکر خلاق و کارآفرینان واقعی در جامعه احساس میشود. باید کارآفرینان و دانشجویان نخبه را شناسایی و حمایت و بخشهای مولد موجود در اقتصاد را که توسعهآفرین هستند، از بخشهای نامولد جدا کرد؛ چراکه بدون مشارکت نخبگان واقعی جامعه در ترسیم اهداف، نمیتوان از انحراف اهداف جلوگیری کرد و به تحقق آنها امیدوار بود.
در چنین شرایطی، لازم است راهکارهای مکملی برای جبران، پیشبینی و عملیاتی شود، ازجمله:
الف. تمرکز سریع در تصمیمگیریهای اقتصادی که مستقل از هر سه قوه بوده و اقتدار کامل تصمیمهای لازمالاجرا برای هر سه قوه را دارا باشد. حضور نخبگان دانشگاهی و مدیران اجرائی باتجربه و معتقد به منافع ملی، از الزامات موفقیت و مقابله خواهد بود.
ب. محدودیت منابع ایجاب میکند تخصیصها از اصل منافع بلندمدت ملی تبعیت کرده و از تطمیع گروهها و باندهای وابسته و حتی قشریگرایی کاملا بهدور باشند.
ج. اقتصاد مقاومتی به مفهوم مشارکت عام ملت در مسائل و بهخصوص مشارکت خاص صاحبان اندیشه و عمل در انتخاب سیاستها، ابزارها و رویکردهای اقتصادی است که تمرکز آن باید بر نقاطی باشد که گلوی کشور را میفشارد؛ نه اینکه در کمال تعجب، گروهی دولتی در کنار هم بنشینند و اعمال عادی روزانه دستگاههای دولتی را در قالب پروژههای اقتصاد مقاومتی تعریف کنند. امروز نبود تفکر خلاق و کارآفرینان واقعی در جامعه احساس میشود. باید کارآفرینان و دانشجویان نخبه را شناسایی و حمایت و بخشهای مولد موجود در اقتصاد را که توسعهآفرین هستند، از بخشهای نامولد جدا کرد؛ چراکه بدون مشارکت نخبگان واقعی جامعه در ترسیم اهداف، نمیتوان از انحراف اهداف جلوگیری کرد و به تحقق آنها امیدوار بود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
جملات آخر مقاله بسیار صحیح و قابل پیگیری است .
نخبگان واقعی بایستی دوباره شنا سایی شوند .
نه اینکه یک عده ژن خوب به خود عنوان نخبه دهند بدون اینکه رزومه داشته باشند. فقط نمره معدل دانشگاهی نبایستی مبنا ی انتخاب نخبه باشد. کارهای انجام داده و پروژه های به ثمر نشسته بایستی بررسی شوند.
سیستم تصمیم گیری فعلی بسیار ضعیف است
کم کاری تاکی؟ همش ادعا میکنیم که اگر به ما ضربه بزنند بهشان ضربه میزنیم، به گفته مسئولین تمام تقصیر ها گردن آمریکاست الان وقتشه که ما هم مقابله به مثل کنیم و ارزش پول آمریکا را پایین بیاوریم و اقتصاد آمریکا را متزلزل کنیم ، چرا مسئولین در این مسیر خرکت نمیکنند؟ چرا دلار را بی ارزش نمیکنند و به اقتصاد آمریکا ضربه نمی زنند؟ کافیه چند تا حرکت گازانبری انجام بدهند و تلافی کنند، انفعال برای چیه؟
دمت گرم !! چی زدی ؟
یک تغییر کلی در تمام سطوح به صورت کلان لازم است .
وگرنه همه میدانند که با این سیاستها این وضع درست شدنی نیست .
کشوری که تمام هم و غمش تار موی خانم ها باشد و بی آبی را نتیجه بیرون زدن موی خانما و سیلاب را نتیجه عدم مدیریت جهادی بداند میشه همین. چند روز پیش خانم محترمی را دیدم که در سطل آشغال کنار یک فست فودی دنبال غذای ته مانده می گشت و جگرم کباب شد. از آن زمان معنای عدالت برای من روشن شد.
آقای سید محمد بحرینیان ؛ شما هم خازج از دایره ایران و فضای حاکم بر کشور نیستید و با کمال تاسف نظریات در قالب کارشناسانه خود را با معیارهای شعاری و غیر قابل کاربردی ( مثل شعار های ارزشی ، که جذاب هستند و در عمل بی ثمر !) به پایان برده اید . و همچون کل سیستم که اعتقاد قلبی به معیار های ارزشی را از شرایط لازم انتخاب مدیران و مسئولان در رده های مختلف میداند اما به تخصص عینی بی اعتناست و نتیجه این شده که میبینیم و . .. . !
مطمئن باشید ( و نیک میدانید ) تا زمانی که ملاحظات رضایتمند سازی ( و اگر نگوئیم چابلوسانه ) بر نظرات کارشناسانه غالب هستند انتظار بهبود و تغییرات واقعی ؛ مانند چشم دوختن به غروب و انتظار تماشای طلوع خورشید است .
مردم ایران نه فقط اقتصادی در زمین و آسمان ندارند بلکه آخرتی در زیر زمین هم ندارند
اتاق فکر کشور با مشارکت نخبگان کشور واستراتژیستهای سیاسی واقتصادی کشور تشکیل شود وبا لحاظ اوتارکی حداکثری وشناسای مزیتهای نسبی داخلی وبازارهای منطقهای ویا مزیت استراتژیک شناسای شود همچنین پیمانهای دوجانبه وچند جانبه بین کشورهای هدف صورت گیرد باید اولویت اول کشور صادرات مواد باارزش افزوده بالای پتروشیمی وصنایع نظامی پیشرفته ازجمله راداره وصنایع مخابراتی نظامی باشدهمچنین ایران درخدمات مهندسی سازه چون سدونیروگاه وسازههای نظامی دارای مزیت نسبی بالای می باشد همچنین که صادرات همین اقلام گفته شده تاکنون نیز بسیارخوب مباشدوشایدبه مصلحتی زیادروی آن مانورداده نمی شود.
با حجم در حد صفر اقتصاد ایران در جهان و تحریمهایی که عده ای نا بلد اقتصادی انرا فرصت میدونن و اقتصاد منزوی و جدای از سیستم مالی دنیا اگر قطع کامل هم بشه که تقریباً شده ، کوچکترین اثری بر هیچ کشوری و در هیچ بخشی نخواهد گذاشت. چند ماه پیش که ترامپ به خاطر زندانی کردن یک کشیش امریکایی در ترکیه ، اندکی ، فقط اندکی تحریم علیه بخشی از دولت و افراد ترکیه اعمال کرد علاوه بر اینکه نرخ برابری لیر افت کرد، در بعضی سهام و بازار سرمایه و مالی المان که قویترین اقتصاد اروپاست تأثیر منفی گذاشت. در حقیقت میتوان اینطور نتیجه گیری کرد که در هم تنیدگی اقتصاد و سیستمهای مالی و بانکی کشورها عملاً نقش نوعی باز دارندگی در برابر اعمال تحریم ها را بازی میکند. حالا ما تو کشورمون از صدر تا ذیل مسئولین بگن اقا این فرصته . چه فرصتی، چه کشکی،؟ فقط ظرف ۷ یا ۸ سال گذشته نرخ برابری ارزمون بیش از ۹۰٪ افت کرده ، افراد داخل در قشر آسیب پذیرمون فقط از پارسال دو یا سه برابر شده ، با چند تا کشور باقیمانده که دشمن نبودن هم دشمن شدیم یا دشمنمون شدن( البته فرقی نمیکنه ) و عن قریب بودجه کمک به حزب الله و حماس و انصار یمن و سوریه هم ته بکشه و همین چند تا غیر دشمن هم برن تو صف دشمنها دیگه میشیم عین و اند فرصت. بر فرض که همه سیاستهای شما برای اداره کشور درست و لازم باشد ولی کافی نیست. هیهات که کفایت آن هم جهت با الزامات آن نیست.
چرا مسوولینی که تحریم و هزینهای اونرا به مردم تحمیل کردن جوابگو یستن؟ این چه وضع مملکت داریه؟ بابا مردم بیچاره شدن
چون فک میکنن ارث باباشونه و انگار همین طوره
ﺩﺭ ﻋﻮﺽ اﻣﻨﻴﺖ ﺩاﺭﻳﻢ! !
مقاله ابعاد تحریم را خوب تشریح کرده ولی راه حل ها بسیار کلی گویی است.
واقعیت این است که نباید منافع ملی را به گونه ای طرح ریزی کرد که در تضاد با کشورهای دارای قدرت باشد. این حرف بنده به این معنی نیست که سر تعظیم فرود آوریم بلکه حمله زمان مناسب می طلبد.
پدرم همیشه میگفت جایی که زورت نرسید غیرت بازی درنیار. راهتو کج کن بیا. سر فرصت زورگو رو سر جاش می شونی. نویسنده اشاره درستی کردند، در اقتصاد دنیای امروز خودکفایی معنایی ندارد، جز محصولات دفاعی و تا حدودی امنیت غذایی.
حقوق نجومی بیگران را کم کنید همه چیز درست میشود وقتی مدیر یک بیمارستان ماهی 10 یا 15 میلیون حقوق میگیرد وقتی روسای امور مالی واداری بیمارستانها و مدیران کل و غیره و ذالک حقوقهای کلان میگیرند تحریم اثر خود را میکند
اخوی جمع کن این شعارهای کمونیستی را مگر در امریکا حقوق نجومی نداریم پس چرا آنها فقیر نیستند؟مشگل مملکت عدم خلق ثروت است نه توزیع آن من به عنوان یک کارفرمای خصو صی امسال به مدیر فرو شم ۱۵۰ میلیون تومان پاداش دادم و ارزش هر فردی برای من به حد ارزش
افزوده ای است که ایجاد می کند
هی قصه نجومی بگیران کهنه است ضمن اینکه توی این دوره و زمونه، کجای حقوق ١٠، ١٥ میلیون تومان آن هم برای مدیر بیمارستان، نجومی است؛ همش میشه دور و ور هزار دلار
بیدار شو! الان گرفتاریهای سنگین تری وجود دارد
اونا زیاد نمی گیرند دوست عزیز من و شما کم می گیریم اجاره یک زیر پله تو بازار تهران از حقوق یک مدیرکل بیشتره
حرکت این کشور برای اقتصاد نیست در نتیجه پیاز بفرمایید
سوال : چرا گوسفند دزد دستش بریده می شود اما اختلاس گران که همگی آقازاده هستند یا محاکمه سوری می شوند یا به خارج از کشور فراری می شوند
دولت می گوید که در کنترل و مهار تورم تمام تلاش خود را می کند چرا هر روز قیمت ارز و طلا روند افزایشی دارد و چرا اونس جهانی طلا که در یک هفته گذشته ۳۰ دلار ارزان شده است اما در ایران قیمت ارز و طلا هر روز بالا می رود؟
آیا بانک مرکزی به دلالی بزرگ تبدیل شده است؟
اگر در همین وضعت که هستیم قانون ارزش افزوده دارایی منقول وغیرمنقول مالیات به مبلغ پنج ۵%ازکمترین پائینترین سطح تا بیشترین بالاترین اجراشودخیلی اوضاع احوال اقتصادی اکثریت مردم جامعه بهتر میشود اگه قرارباشه رشد روند گردش پول وکار به همین شکل گذشته باشه تاصد سال دیگه هم همین میشه وضعیت به همین شکله
بایدبپذیریم بعضی از دست اندرکاران نفعشان در این شرایط است و از این مطالب آگاهی کامل دارند. قطعا با وجود این افراد امکان بهبود وجود ندارد.
زمین راگرشوی مالک طمع برآسمان داری به وقت رفتنت انسان نه این داری نه آن داری
مسئولان فقط شعار ميدهند و واقعيتها را نمي بينند ، ظاهرا نه چشم بينايي است و نه گوش شنوايي ، اين وسط فقط مردم دارند بدبخت ميشوند ،
پس اوضاع خيلي خطرناك است مسئولان بايد اينو بفهمن
همینکه توپیاده روهادیوارکشیده نشده و زنهابه راحتی باحداقل پوشش سر وبدون هیچ مزاحمتی ازطرف مأموران قانون درخیابان هاترددمیکنندکافیست
سیاح نمایی نکنید آقااا
صیاح نمایی نمیکنن
اقتصاد ما باید متحول شود و مدیران جوان وبا سواد و پرتحرک و غیر سیاسی سرکار بیایند. امثال نیلی و نوبخت ما ۴۰ سال قبل هستند، ولی متاسفانه در هر انتخابات با وعده و وعید و رد صلاحیت کاندیداهای جوان دوباره این ها جلو می افتند و این می شود که اقتصاد ما به توئیت ترامپ وابسته می شود. امروز در گزارشی می خواندم که چگونه تغییر نگاه مدیریتی در دانشگاه بریتیش کلمبیای کانادا آن را از دانشگاه ورشکسته به یک رودخانه طلا و سودآور تبدیل کرده است.
کشوری که گروه اندک بجای اگثریت حرف بزنند،تصمیم بگیرند بهتر از این نمیشه،انتظار اقتصاد شکوفا،کشوری آباد و توسعه یافته با شرایط موجود انتظار بیهوده ایست،
کجایی دنیا دیده اید مردم یک کشور گروهی مهاجرت کنند!؟ جز ایران، دلیل همان است که همه میدانند،نبود امنیت اجتماعی،شغلی و آزادیهای فردیست... البته که میلیونها بار این سخنان از دهن میلیونها هموطن تکرار شده اما کو گوش شنوا؟!دریغ دریغ دریغ که ایران روی کنج است اما مردمانش از درد بخود میپیچند،و این تنها بدلیل .....بی لیاقت و بی درد است!!
بدبختانه ما نه نخبگان دانشگاهی داریم و نه مدیران اجرائی با تجربه و معتقد به منافع ملی، این موضوع را همه می دانیم اما .......
شعار دادن و عمل نکردن به خصیصه اصلی بسیاری از مسئولین کشور ما تبدیل شده است! دست کم در این سه دهه، مردم ایران شعارهایی از قبیل لزوم (قطع وابستگی به درآمدهای نفتی) و (تقویت تولید داخلی) و (رواج روحیه ساده زیستی) و (بسترسازی برای سرمایه گذاری امن) و... را بارها و بارها از دهان آقایان شنیده اند، اما حتی اندک قدمی در راه تحقق آنها از ایشان ندیده اند. تنها با شعار نمیتوان اقتصاد قدرتمند داشت.
داریم به سمت یک کرهشمالی جدیدی حرکت میکنیم.البته کرهشمالی اسلامی!
این را به آنهایی بگویید که در حالی که با آیفونهاشون با بوی فرنداشون پشت فرمان شاسی بلندهاشون در مسیر ویلاهای لواسانشون در حال چت هستند تحریم برای آنها برکت است ولی برای بقیه مردم نکبت و گوی و زنجیر.
قبل از اینکه نفت و مبادلات جهانی داشته باشیم اقتصاد کشور چطور اداره میشد؟
این یک مبادله دو طرفه است
وقتی نفتمان را تخریم میکنند باید کالاهای وارداتی را تحریم کنیم
ها ها . دنبال ایموجی مناسب بودم برات بزارم ولی گشتم نبود.
ﺟﻨﺎﺏ ﻧﺎﺑﻐﻪ
اﻗﺘﺼﺎﺩ ﻣﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻤﺘﺮ اﺯ 0.25 ﺻﺪﻡ اﻗﺘﺼﺎﺩ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺖ.ﻳﻌﻨﻲ اﮔﺮ اﻗﺘﺼﺎﺩ اﻳﺮاﻥ ﻫﻤﻴﻦ ﻓﺮﺩا ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻞ ﺣﺬﻑ ﺷﻮﺩ, ﭼﻪ ﺻﺎﺩﺭاﺗﺶ و ﭼﻪ ﻭاﺭاﺩاﺗﺶ, ﺩﻧﻴﺎ ﻛﻜﺶ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﮕﺰﺩ. اﺻﻼ ﻣﺘﻮﺟﻪ اﻳﻦ ﺣﺬﻑ ﻧﺸﺪﻥ ﻫﻢ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.
تشبیه اقتصاد ما به جزیره
بر اساس گزارش Foreign Policy (فارن پلیسی - سیاست خارجی) اقتصاد ایران متاسفانه در سراشیب زوال قرار دارد. هر کسی به خودش اجازه دخالت و صدور دستور می دهد که لازم الاجرا است. در یک بازه زمانی خیلی کوتاه مدت روند افزایش تورم و رکود را ملاحظه کنید. با همه چیز نمی شود دستوری برخورد کرد.
برنامه ریزی توسط متخصصان به فوریت لازم است منتهی ابتدا باید «خون ریزی» را «بَند» آورد، و سپس پای شکسته را گچ گرفت!
جناب تابناک ما همه سالها است این را میدانیم بهتره به سیاستگذاران این را یاداور شوید.سیاستهای ما دچار سلیقه افراد شده است جای نگاه علمی به مدیریت کشور خالی است
کو گوش شنوا
برای فوتبال و والیبال و ... سعی میکنند با هزینه گزاف مربی خارجی وارد کنند اما برای اقتصاد بیمار کشور ، هیچکس به فکر متخصص فن نیست . واقعا جای تعجب داره
همش قراره تو گام دوم درست بشه
یک مثال خیلی ساده میزنم: فرض کنید شما یک کارگاه فرش دارید، میخواهید 10 تخته فرش دستباف صادر کنید، خریدار هم در خارج مثلا در همین کشورهای اطراف خودمان یا در اروپا پیدا کرده اید. خب، دو راه برای دریافت پول از خریدار دارید، یا پول نقد بگیرید، که تقریبا هیچ خریداری ریسک نمیکند و پول نقدی تحویل نمیده چون قوانین آن کشور اجازه حمل مقادیر زیادی اسکناس نمیدهد، و یا به صورت حواله دریافت کنید که البته شیوه معمول همه تجارت های خارجی است. مشکل همینجاست، که باید بانک یا صرافی پیدا کنید که بتواند پول شما را در ایران دریافت کند. صرافی خودش ریسک دارد و شیوه معمول تجارت خارجی نیست، بانک هم تحریم است. مشکل تجارت خارجی دقیقا از همین نقطه شروع میشه.
تقریباً همه مردم اینو می دونن غیر از اونایی که باید بدونن. البته شایدم می دونن و همین شرایط بیشتر به نفعشونه
این شرایط یه سری نهادها از خداشون ایران همیشه تو تحریم باشه
دقیقا
این شرایط بنفع هیچکس نیست
اما متاسفانه مرغ یک پا دارد مشکل ماست.
بلی
مثل یه جزیره ی متروک هستیم اقتصادما یعنی بستن درهای کشور واین یعنی تکثیر وتولید بابک زنجانی ها وفساد
همین حرفا را قصاب محله مان هم می زند،
کشوری که اینگونه ناتوان است چرا بجای کار مفید و تامین اقتصاد ومعاش آن ،به شعار دادن و هدایت سیاستهای دنیا و اصلاح دنیا مشغول است. شما اگر طبیبی درد خود را دوا کن.
کشور ما بیماری بیش نیست که سالها تلاش و همت برای ساختن آن لازم است. اول بپذبرید بیمارید سپس تما طبیبهای قلابی را جمع کنید و با کمک طبیبان (متخصصان ملی و بینالمللی ) و با کمک مردم راهکارهای تثبیت و بهبود این وطن بیمار را دنبال کنیم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.