اپیدمی مهاجرت از نخبگان به دهه هفتادی و هشتادیها رسیده است
با عبور هرم جمعیت کشورمان از جوانی به میانسالی در سالهای اخیر، حالا زنگ خطر بزرگ تری به صدا درآمده است؛ مهاجرت جوانان و نوجوانان؛ صحبت درباره مهاجرتی است که به باور کارشناسان رو به تزاید است و نرخ ارز و مشکلات اقتصادی هم نتوانسته از سرعت رشدش بکاهد.

با عبور هرم جمعیت کشورمان از جوانی به میانسالی در سالهای اخیر، حالا زنگ خطر بزرگ تری به صدا در آمده است؛ مهاجرت جوانان و نوجوانان!
به گزارش «تابناک»؛ سخن درباره مهاجرتی است که به باور کارشناسان رو به تزاید است و نرخ ارز و مشکلات اقتصادی هم نتوانسته از سرعت رشدش بکاهد؛ مهاجرتی که روزگاری فرجام نخبگان ایرانی بود و حالا به دهه هفتادی و هشتادیها رسیده است.
مهاجرتی نگران کننده که یکی از زیانهای آن، تهی شدن جامعه از نیروهای کاری است که باید در آینده جای افراد سن و سال دار و بازنشسته را بگیرند. وضعیتی که روزنامه سازندگی در ویژه نامه نوروزی خود در گزارشی بدان پرداخته و در ادامه میتوانید گزیده از آن را مطالعه کنید: در حالی که آمار مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور روز به روز رو به افزایش است، برخی معتقدند شکل مهاجرت باید آنقدر برنامه ریزیشده و صحیح باشد که زندگی آدم را بهتر کند، نه اینکه مشکلی روی مشکلها بگذارد.
سال آخر دبیرستان را تمام کرده اند و قبل از اینکه بخواهند وارد پیش دانشگاهی شوند، باید بار سفر ببندند و بروند جای دیگری از این دنیا آن هم به قصد ادامه تحصیل؛ یکی میرود مجارستان که خلبانی بخواند، یکی دیگر راهی انگلیس میشود. همانی که همچنان به رویای کودکی اش وفادار مانده و میخواهد یک جراح حاذق مغز شود.
دیگری از اول هم اهل ساز و موسیقی بود، از هنرستانی در آلمان پذیرش گرفته. آن یکی که چهار پنج ماهی از بقیه کوچکتر است هم عازم انگلیس میشود تا معماری بخواند. همه شان میدانند این اول راه است. باید اول دوره کالج را بگذرانند و بعد وارد دانشگاه شوند.
حدودا هفده ساله هستند و این آخرین دورهمی چندنفره شان در یکی از شبهای تابستان است. دیگر قرار نیست با یک تلفن ده دقیقه بعد خانه یکی جمع شوند و پلیاستیشن بازی کنند. هر کدام میروند یک سمت؛ خداحافظی سخت است، خودشان این را میگویند، اما تصمیم برای مهاجرت برایشان به سختی این خداحافظی نیست.
سینا تقریبا سه سال پیش ایران را به مقصد انگلیس ترک کرد. همه روال کارهایش را قانونی انجام داد. دو سال را در کالج گذراند و بعد برای ورود به رشته پزشکی هفت خانی را از سر گذراند. حالا دانشجوی سال اول پزشکی است. روزهای سختی را گذرانده، اما میگوید ارزشش را داشته.
خودش این طور میگوید: «اولش خیلی سخت بود. من پذیرش کالج را از ایران گرفتم. از همه به جز پدر و مادرم خواستم فرودگاه نیایند. نمیتوانستم غمشان را ببینم. غم دور شدن. خیلی سخت بود، اما خب چارهای نداشتم. از آینده میترسیدم. میدیدم خیلی از بچههایی که از من بزرگتر بودند بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه میرفتند تا مدتها روی تاکسیهای اینترنتی کار میکردند. راستش ترسیدم...
سینا میگوید: «اینجا فقط یک سد کنکور نیست؛ چندین سد است که باید از آنها عبور کنی. میگویند میخواهی پزشک شوی؟ خب به جز درس خواندن چه کرده ای؟ زندگی اجتماعیت چطور بوده؟ هیچ کار عامالمنفعهای کرده ای؟ اصلا اگر با بیمارانی مواجه شوی که به لحاظ روحی به کمک نیاز داشته باشند چکار میکنی؟»
گلشن چهار پنج سالی میشود که به کانادا مهاجرت کرده. همسرش مقطع دکترا در رشته معماری را در کانادا گذرانده، اما برای پیدا کردن کار مجبور شدند به تورنتو نقل مکان کنند. او میگوید: «به نظرم اگر قرار به مهاجرت است هر چه سن پایینتر باشد بهتر است. آدم میتواند خودش را با شرایط کشور جدید تطبیق بدهد. همان جا مدرسه برود، همان جا دانشگاه برود. طبیعی است که وقتی همه مراحل آموزشی را در همان کشور گذرانده باشی راحتتر میتوانی وارد سیستم کاری اینجا شوی...»
پدر مانی که پسرش سه سال پیش در هفده سالگی از ایران مهاجرت کرد، علت پذیرفتن این موضوع را مشکل کار در ایران عنوان میکند. میگوید همین شرایط بوده که باعث شده بپذیرد پسرش تنها از اینجا برود، چون فکر میکند اگر اینجا میماند آینده نامعلومی داشت. «باید چکار میکرد؟ اینجا میماند میرفت دانشگاه، بعد از فارغ التحصیلی میرفت اسنپ کار میکرد؟»
بر اساس پژوهشها میل به مهاجرت موضوعی نیست که صرفا مختص ایران شود، بلکه یک روند رو به افزایش جهانی است. با این حال تمایل به مهاجرت در دنیا همسو با این روند در ایران هم بیشتر شده است. بر اساس پژوهش انجامشده توسط مؤسسه گالوپ در سال ۲۰۱۵ که بر موضوع میزان میل به مهاجرت تمرکز کرده است، در بین بیست کشور ابتدایی، ایران در رتبه نهم است.
با وجود این، آنچه در سالهای اخیر به ویژه دو تا سه سال گذشته، بیشتر قابل توجه بود میل به مهاجرت بین افراد در گروههای سنی پایینتر است. نوجوانهایی که در شانزده تا هفده سالگی چمدانها را میبندند و عزمشان برای مهاجرت جزم است. در حالی که پیش از این مهاجرت به قصد ادامه تحصیل معمولا بعد از مقطع لیسانس صورت میگرفت، اما این روزها مهاجرت در سنین پایین و گذراندن دورههای تحصیلی دبیرستان در خارج از کشور موضوع جدید و قابلاهمیتی است.
مریم کیانی، کارگزار مهاجرت از شرایط به مراتب آسانتر برای مهاجرت نوجوانهای زیر هجده سال میگوید: اینکه چرا بچههای کمسنوسال یعنی متولدین دهههای هفتاد و هشتاد مهاجرت میکنند دو بحث را به همراه دارد. در واقع یکی از دلایل کاهش سن مهاجرت شرایط راحت تری است که برای ارائه ویزا به بچههای زیر هجده سال وجود دارد. این بچهها نه ارزیابی میشوند و نه به آیلتس نیاز دارند. در واقع آنها از ۱۴، ۱۵ سالگی مهاجرت میکنند و با سیستم آموزشی کشور مقصد منطبق میشوند.
مسأله دیگر این است که خب وقتی بچهها در چنین سنینی برای ادامه تحصیل مهاجرت میکنند و کالج را در همان کشور مقصد میگذرانند، خیلی راحتتر میتوانند به دانشگاههای برتر آن کشور راه پیدا کنند، چون از طریق همان سیستم آموزشی درس خوانده اند و هماهنگ شده اند. این در حالی است که شرایط برای ورود به دانشگاههای برتر برای افرادی که با لیسانس میروند خیلی سختتر میشود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
خب متاسفانه من هم به فکر رفتن افتادم و اقدامات را برای پذیرش کاری دارم طی میکنم. فقط،روی حرفم با کسایی هست که فکر میکنند ما عاشقان غربیمو از این جور حرفا... بنده به شخصه تا اخرین توانم نهی از منکر و جلوگیری از اتلاف بیت المال رو در این یک دهه عمر کاری خودم در سازمانهای دولتی قرار دادم. اما افسوس که با یک گل گلستان نمیشه. والله که پروژهای که توسط،ما اماده بوده و ما بخ سازمان اعلام کردیم که با یک پنجم پروژه اماده ای توسط خود کارمندش تهیه شده را هزینه کنه ولی حاصر نشد و به پنچ برابر هزینه به یک فرد مجهول الهویه با پرو پوزالی مجهول تعلق میگیره. ای کاش کسایی که فکر می کنند اینهایی که از کشور میرند وطن خودشون رو دوست ندارند بروند و فساد رو از نزدیک و بی پروا که در سازمانها انجام میشه ببیند.
خدا نگهدار
چون چند نفر چنین چیزی میخوند!! یعنی آزادی فلسطین و....
اگه بمونن باید تعجب کرد!!!!
وقتی علیرغم اظهارات صریح مقام معظم رهبری مبنی بر حمایت از جامعه نخبگان تا آخرین نفس، در ادارات دولتی حتی از ابلاغ آیین نامه های نخبگان ابا می کنند و نخبگان پس از گذشت ده سال از طریق منابع غیررسمی به حقوق خود پی می برند و مع الوصف از احقاق و استیفای حقوق قانونی خود محروم می شوند؛ دیگر برای نخبگان با وجود امکان مهاجرت به خارج برای ماندن در کشور چه انگیزه ای وجود خواهد داشت؟!
چه کردید با این کشور که نوجوانان هم دارن فرار میکنن
بگزارید بروند.مگر کم جوان مستعد داریم ...این همه جوان ولایت مدار در کشور داریم که دنیا حسرتشان را میخورد..
ما باید به جوانان مومن تکیه کنیم نه عاشقان غرب.
ولی جوانان خداپرست نداریم.
برادر من دانشجوی دکتری عمرانه با هزار خواهش رفته شهرداری یکی از شهرستانهی کوچک بصورت شرکتی با ماهی یک میلیون رفته گری میکنه بنده خدا بدنش نابود شده این مملکت فقط جای اقازاد هاست والسلام
وقتی در مملکتی بجای اینکه رشد جمعیت متناسب با منابع باشه همین اتفاق میفته .
بجای اینکه به فکر این باشیم بر اساس نیاز مملکت متخصص تربیت کنیم بنگاههای مدرک فروشی ایجاد شد که به هر کسی یک تیکه کاغذ داد به اسم لیسانس.
نتیجه این شد که افراد زیادی که واقعا شایستگی داشتن مهاجرت کردن اون عده هم که داخل کشور پارتی داشتن عاقبت بخیر شدن و مابقی سرخورده
ما دهه چهلی ها هم اشتباه کردیم نرفتیم الان آینده فرزندانم برایم تاریک است .بیکاری وناامیدی و انزوایی جوانان بنده هم اگر بتوانم فزندانم را می فرستم تا راه بهشت را خود بیاموزند .نه به اجبارد.چون پشت این بهشت دوزخی عظیم نهفته است. الان آماری از بچه های 15الی 18 ساله بگیرد ببینید چند درصد مومن ونماز خوان هستند.
پرستش خداوند در این کشور جای خود را به پرستش چیزهای دیگری داده و کفر همه جا را گرفته
یکی از دلایلش خالی نکردن میزهای بازنشستگی و سپردن کار به دست جوانان هستش. توی وزارت خانه و سازمانهای دولتی هستند که وتی کسی بازنشسته میشه انگار باید به زور بفرستنش خونه
لطفا به دست اندرکاران گوشزد کنید نسل جوان را نادیده بگیرید به هیچ چیزی جز مهاجرت فکر نمیکنند
نتیجه یارانه هنگفت از اقتثصاد و اینده جوانان به سیاست خارجی!
با شعارهای هیجانی اصلاح جهان ، مبارزه با امپریالیسم ، متحد کردن مسلمین جهان ، ازادی فلسطین و ....
در این وسط مشخص نیست منافع ملی ما چیست و کجاست!
واقعا از این که در کشورم اینقدر امید به آینده دارند لذت بردم مسئولین شما چطور شما که فرزندانتان نامید هستند و در ایران زندگی می کنند کار هم براشون فراهم نیست در دانشگاههای خارج از کشور درس نمی خونند کارهم ندارند واقعا مسئولین کشور من شما چقدر فداکار هستید ما شرمنده اینهمه ایثار و از خودگذشتگی شما هستیم مسئولین مچکریم
من متولد دهه پنجاه هستم نوجوانیم در اوج جنگ و کوپن و بدبختی گذشت با هر بدبختی دانشگاه رفتم و فوق لیسانس مهندسی شیمی شدم و الان در یک کارخانه سیمان با حقوقر2700 کار میکنم سنم به حدود 50 رسیده و واقعا برای حداقلهای زندگی مشکل دارم اگر کسی میتونه از این مملکت فرار کنه ولی نره قطعا در عقلش باید شک کرد چرا که الان کشور طوریه که جزو طبقه ژنهای برتر نباشی نهایتا یک شغل بخور نمیر گیرت میاد تازه اگر با این وضع جنگ نشه
اونایی که باید برن نشستن و اونایی که باید بمونن دارن میرن... واقعا متاسفم... من خودمم رفتنیم....
من ۴سال پیش با اجرای برجام برگشتم ایران بعد از ۱۵سال. ۳ سال موندیم ولی نه من نه همسرم تونستیم تحمل کنیم. ایکاش این ۳ سال رو نرفته بودم. چون بیشتر دوست پیدا کردم باور کنید افسوسشون میخورم چرا باید در چنین شرایطی باشن.ک
استاد حیف و میل منابع و نعمت ها هستیم ... بهتر نیست کمی هم به فکر تنظیم خانواده و کنترل جمعیت باشیم آیا کشوری که بیش از نیمی از آن کویر و بیابان است ظرفیت جمعیت 80 میلیونی را دارد ؟
فعلا كه مسئولين توان كنترل قيمت پياز و سيب زميني رو ندارند ، چه رسد به نخبگان ،
روزمررگي را عشق است ،
همه دارن از ایران فرار میکنن!
مردم بجای اینکه به کشورشون افتخار کنن با شرمساری ازش خرف میزنن و دوس ندارن ایرانی میبودن یا در ایران بدنیا میومدن!
آینده ای بسیار سختی در انتظار جوانان هست چون مسوولین واقعا بستر را آماده نکردن بلکه بحرانی کردن
دیگه واقعا" شور همه چیز درآمده هر چند این افراد نیز حق دارند آینده خود را تضمین شده بدونند. از طرف دیگر قبول کنید هیچ انگیزه ای برای کسی نگذاشتید که در این مملکت زندگی کنه
متاسفانه فرقی ندارد چون مملکت را ادم های متوسط در چهل سال اداره کردند
کاش متوسط بودند! کاش!
غرب و شرق پیشرفته پزشک و متخصصی میخواهد که با دوچرخه هم اگر شده به بیماران سربزند، نه پزشک ازنوع بنا و ساختمان ساز.
مگر چه کرده اند ؟
اگر عشق به وطن و میهن ندارند، زودتر بروند و صندلی های دانشگاه و مدارس را بیهوده اشغال نکنند.
پزشک و معلم و مهندسی که با زور و خواهش حاضر نیست از تهران به روستاهای اطراف برود چگونه میخواهد در نوار مرزی و سیستان و ... معلمی کند و پزشکی و ... .
شرایط کشور پزشگ را ساختمان ساز و.. کرده
خارج میرن به دور افتاده ترین نقاط
حالا اگر به فرض هم اینها می ماندند دولت برنامه ای برایشان نداشته و ندارد. تا زمانی که بالاخره از فروش نفت و ... درآمدی گیر شان می آید و همه برادرانه سر آن را هدر می دهند نیازی به بیشتر جمعیت نیست. باور کنید اگر 60 میلیون از جمعیت هم بروند اتفاقی نمی افتد. حرص نخورید چون اینهایی که می روند مزاحم هم می توانند باشند.
این کامنت من بود که بد سانسور شد
این نخبه هایی که شما میگویید، افرادی هستند که هنوز مهر مدرک هایشان خشک نشده است.
نخبه اگر نخبه باشد، در اندیشۀ خدمت به خود و سرزمین خود خواهد بود، یعنی کاری میکند و بعد میگوید که فلان کار را برای اولین یا چندمین بار به سرانجام رساندم ، اعتنا نشد، میروم.
نه اینکه بگوید معدل لیسانس من بالا است پس نخبه هستم و باید همه به دست و پای من بیافتند !
وطن فروشی و استفاده از وطن برای تغذیه (انگلی از میزبان نگونبخت یعنی کشور) و سپس فرار ، شده است عادت و روش، عادتی ناپسند.
با وجود شماها جایی برای نخبگان و حتی مردم عادی نیست
شما از همونایی هستی که داری خوب اختلاس میکنی اینجا مگه نه؟ رییس جایی هستی احتمالا و از نخبه ها هم حسابی ترسیدی.
تا پدران بازنشسته ما به بهانه "توفیق خدمت بیشتر" میزهایشان را رها نکنند توفیقی برای خدمت برای فرزندان ما به وجود نخواهد آمد.
چه خدمتی از این بالاتر که میرن تا سهم بیشتری از نفت به تو برسه؟ برای هرکی آب نداشته باشه واسه تو که نون داره؟
تو که وطن دوستی بد نبود میگفتی چه گلی به سر کشورت زدی
من بخاطر آینده فرزندم تصمیم به مهاجرت گرفتم و در آستانه رفتن هستم. تا ابد نفرین بر مسئولانی می کنم که بلایی سر مملکم آوردند که جز آینده سیاه ندیدم و مجبور شدم به جایی که به آنجا تعلق نداشتم بروم.
وقتی نور امید در دل جوانها به تاریکی تبدیل شود ، مهاجرت آغاز میشود . در این بین استعدادهای درخشان با آغوش باز از طرف کشورهای پیشرفته مورد استقبال قرار میگیرند . اما آنهاییکه نمیروند هم بدون استعداد نیستند و باید با شایسته سالاری فرصت شکوفایی در اختیارشان قرار داد . بزرگترین آفت برای بقا ، سپردن مسئولیت به نا اهل دارای نفوذ است
منم دیدم ایران فایده نداره ویزا کاری گرفتم برای آلمان.از این مملکت دزد زده اختلاسچی روز به روز خرابتر هرچه سریعتر برویم بهتره.
نبود برنامه توسط مدیران جامعه همه رو نابود کرد نسل های که باید موتور محرک رشد و ساختن کشور میشدن فراموش شدن ، دهه شصت ازبین رفت هفتاد هم مثل دهه شصت و حالا دهه هشتادی ها هم گرفتار درد فراموشی توسط مدیرانشون شدن و مطمعن باشید اینده دهه نود بهتر از ما نخواهد بود چرا که اوضاع چه بسا برای اونها بدتره
هر کس همین امروز امکانش باشه که بره و نره نه تنها به خودش که به بچه ها و نسلهای بعدیش هم خیانت کرده بریم مملکت با خیالت راحت بیافته دست آغا زاده ها و اونایی که پارتی دارن هر جوری خواستن بچاپنش خدا شاهده یک کیلو ونیم پیاز خریدم با دوکیلو سیب زمینی شد 50هزار تومن دیگه موندم چه غلطی کنم تو این گرونی کلی زحمت کشیدیم فوق لیسانس گرفتیم آخرش هیچی
امیدوارم غیر قابل انتشار نشه ولی حرف حقه و باید گفت. معضل مهاجرت دهه هاست که وجود داره و اگر قرار بود کسی اهمیت بده تا الان میداد و ریشه یابی میکرد و نمیذاشت به این مرحله برسه. از نظر مسئولان فقط چهار پنج هزار نفر خودی برای اداره کشور در بالادست کافیه و پست های کلیدی رو بین همونا بصورت گردشی تقسیم میکنند و اصلا نیازی به پرورش نخبگان جدید نیست که بخوان نگران فرار مغزها باشند. در بدنه دولت هم با توجه به یک نعمت خدادادی مفت به اسم نفت که هزینه ها رو تامین میکنه دیگه نیاز حیاتی به متخصصین و نخبگان و کارافرینان احساس نمیشه که برای کشور پیشرفت به ارمغان بیارن و تولید پول و ثروت کنند. پایین دست هم بقیه ملت هستند که از ناچاری همینجا موندند و میگن بزار توی خودشون بلولند و از هر راهی که تونستند گذران زندگی کنند و زیاد به ما مربوط نیست که اخر و عاقبتشون چی میشه و فقط کنترلشون میکنیم. بیخود نیست که هرکسی رو میبینیم یک جمله معروف سر زبونشه و میگه اگه پول داری بنداز برو از این خراب شده.
این حرف ۹۹درصد مردم هست
نخبه فقط نمایندگان مجلس و مدیران و معاونان رئیس جمهور
و سپاه و نهادهای دولتی و آستان قدس و دانشگاه امام صادق و حوزه.
اگر گیر سربازی نبودم یک دقیقه صبر نمی کردم.این همه درس نخوندم که در نهایت در فلاکت زندگی کنم.
به عنوان یه دهه شصتی که سالها پیش زخم این سهمیه ها در کنکور و بعدها در زندگی شغلی و حتی سربازی لمس کردم ترجیح میدم برادرای کوچیکترم این ظلم آشکار رو لمس نکنند و با هر عنوانی به دنبال رویاهاشون برند
این مشکل تاوان بی کفایتیها میباشد که عر ستلمان بدتر از پارسال بوده....هر کسی میتواند باید جانش را بردارد و بگریزد
با این هزینه گران در خارج از کشور و هزینه بالای دلار و یورو بدون شک افرادی که بصورت دانشجویی از کشور خارج میشوند شک نکنید نه تنها نخبه نیستند بلکه آقازاده ها هستند که در این شرایط تصمیم به اقدام به مهاجرت با هزینه گزاف نموده .
تا الان چند نفر از دبیرستانی های فامیل ما که پولدار هم نبوده اند و نخبهخاصی هم نبوده اند پذیرش گرفنه و رفته اند برای کار و تحصیل. به کجا داریم می رویم؟ معمار و هدف گذار این مملکت کیست آیا نباید به خود آید آیا باید سفرا فزودن دیدگاه هایشان را صرفا به پای بد عمل کردن کارگزاران و مردم بگذارند؟ آیا نباید از برج عاج تکبر و نخوت خود عالم پنداری و دیگران را مفسد پنداری فرود آیند و اعتراف به اشتباهات نظری و عملی خود کنند؟
هااا احتمالا شما هم آقازاده هستید!!شاید هم پناهنده و تغییر دین!!البته اشکالی نیست! اما هزاران هزار تحصیل کرده با هر سختی و مشقتی شده خود را به کانادا رساندند و این تنها بدلیل نا امید از شرایط کشور هست
این مقاله حرف مفت است!
کشورها معمولا از مقطع دیپلم به کسی پدیرش نمی دهند.
اگر کسی با خانواده کوچ کند شانسی هست وگرنه از این مقطع کشورهای اروپایی و امریکایی به کسی پدیرش نمی دهند.
نویسند دو سه تا بچه را با تخیلاتشان مثال زده و بعد انها را نخبه نامیده است!!!!
اگر تخیل و آرزو هم جز نخبگی به حساب بیاید کل انسان ها نخبه اند.
نمی دانم نویسنده ی مقاله توهم داشته یا نه!!
شیوه حکمرانی و مدیریت ما خطای فاحش دارد. به چیزها و افرادیی چسبیدیم که جاهلانه و جاهل بودند.
دوست عزیزم پذیرش میدند
خبر نداری! پدیده رایجی است که من دارم مدام می بینم. ربطی هم به نخبگی البته ندارد ولی شبیه دوره جنگ شده که پسرها را قبل از 15 سالگی می فرستادند خارج . برای ورود به مدرسه های خارجی تهران بیشتر از شریف رقابت هست. راه حل هم اصلاخ شیوه مملکتداری و برگشت به روش آدمیان است که خریداری ندارد.
عزیزم از چیزی که اطلاع نداری حرف نزن اتفاقا یکی از فامیل های ما دیپلم تجربی رو امسال گرفت الان هم لهستان داره دوره زبان میگذرونه برای شروع رشته پزشکی
برادر اطلاع نداری کامنت نگذار ، حتی از مقطع دبیرستان هم پذیرش تحصیلی میسه گرفت.
به عنوان کسی که عمرشو گذاشت تو بهترین دانشگاه کشور دکتری گرفت توصیه میکنم شک نکنید اگه میتونید برید
مگه اینکه پولدار باشید در کشور
دوباره از فردا فلان مسئول و بهمان سازمان این مورد را تکذیب میکنند.
من 1360 هستم و میخوام از اینجا بروم. خداحافظ شما
هنوز نرفتی؟
سفرت بخیر اما چو ازین کویر وحشت بسلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا
چی میخواستن واقعن هموطنای از زندگی که اینجور تو تنگنا باید اواره غربت بشن
اوضاع كار در مملكت اسفبار است خانوادها جدايي را با همه تلخي ميپذيرند خدا اقازادها را لعنت كنه
� دلیلش این است که نمیتوانند با قوانین قرون وسطایی زندگی کنند
این دهه هشتادی ها برن بد نیست، به جز اینکه آبروی ایران رو اونجا میبرن!
خندم گرفت...شما که اینو نوشتی نفست از جای گرم در میادا....من مهندس بیکارم ...چه انتظاری داری
کار خوبی میکنند. بمونند توی این کشور که چی بشه؟
توصیه بنده حقیذر به همه جوانها عزیز و فهیمی که با سعی کوشش خود در حال ترقی وپیشرفت در هر زمینه ای که عستن این هست بروید از این سرزمین اینجا عمرتان را هدر ندهید چون اینجا به زور میخواهن مردم را به بهشت ببرن واگه بمانید به مثل ما باید در ارزوی فردا های بهتر در انتظار حضرت ازائیل بنشینید تا بمیریم واز این زندگی نکبت باری که برای ما درست کردن خلاص شویم
توصیه بنده هم این است که آگاه شوید بعد هر چه خواستید بکنید چون ماندن ناآگاهانه هم مثل رفتن ناآگاهانه تفاوتی نمیکند شما وقتی زندگی را نفهمیده ای تفاوتی در مکان زندگیت ندارد که کجا باشدمهم این است که بفهمی زندگی چیست و در این دنیا چه می کنیم؟!
عزرائیل .
یکبار گزارشگرتان را بفرستید کانادا یک سر به دانشگاهها در مقطع فوق لیسلنس و دکترا بزند و گزارشی تهیه کند. استاد و دانشجو ایرانی شده اند. در واقع فکر کنم دانشگاه شریف و تهران را باید شعبه ائی از دانشگاههای آمریکا و کانادا دانست. در واقع اگر فردا این دو دانشگاه بسته شوند دانشگاههای آمریکا و کانادا ضرر می کنند نه مردم ایران. پولی که از جیب عمومی مردم ایران برای تحصیل آنها پرداخته می شود و بهره برداری ان را کانادا و آمریکا می کنند. علت اول: دانشجویان آینده ائی را در ایران نمیبنند. جوانان ما بعد از جنگ به حاشیه رانده شده اند. نه در صنعت و نه در دانشگاه آینده روشنی نمی بینند. در واقع پیرمردها در کشور جای آنها را گرفته اند و اتفاقا آقازاده های خودشان همگی خارج هستند. علت دوم: وقتی آقازاده ها برای درس خواندن به خارج می روند، این چه سیگنالی به سایر جوانها می دهد؟ یعنی شما هم بروید.
غلو نکنید. شریف پزشکی ندارد.
اقلیمی که سایه افراد کوچک بزرگ میشود خورشید در حال غروب کردن است........بایدم برن ....کشور دست افراد کوچیکه.....
نگران نباش ما دوبرابر ظرفیت زیستی ایران جمعیت داریم فقط کاش می شد افراد سطوح پایین را می فرستادیم که هم برای خودشان بهتر بود و هم جامعه
نگرانیم، چون فقط افراد سطح بالا میرن،
تو فامیلمون همه دارن بچه هایی رو که دبیرستان رو تموم کردن میفرستن خارج واقعا این نسل خوش شانس بود که پدر مادرای آگاه داره ما که ننه باباهامون کلا آف بودن
4 میلیون دهه 60 تحصیل کرده دارید بس کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.