آخرین خبرخلاصه بازی تراکتور 2 - نفتچی ازبکستان 2
11بازدید

"یکی از جانبازان جنگ تحمیلی هستم ولی..."

یکی از کاربران "تابناک" در مطلبی آورده است:

به نام خداوند بخشايشگر
از قانون تسهیلات استخدامی و اجتماعی جانبازان مصوب 31/3/1374 مجلس شورای اسلامی: «جانباز، عنوان ایثارگرانی است که در جریان تکوین و شکوفایی انقلاب اسلامی و حفظ و حراست از دستاوردهای ارزشمند آن از تعرض و تجاوز عوامل داخلی و خارجی یا هرگونه حوادث مستقیم ناشی از آنها در طول جنگ تحمیلی به اختلالات و نقصان های عارضی جسمی و روانی دچار شده یا بشود و در نتیجه در روند زندگی فردی و اجتماعی با محدودیت هایی مواجه می باشند.»

 یکی از جانبازان جنگ تحمیلی هستم. افتخارم این است که هر زمان لازم باشد وجود ناچیزم را بر کف دست گرفته و تقدیم به شرف و آزادگی ملتی نمایم که بر تارک بشریت چون آفتابی درخشیده است.

در تاریخ 23 بهمن ماه 1361 به خدمت مقدس سربازی اعزام شده و پس از طی دوره آموزشی در لشگر 28 کردستان، خدمت وظیفه را با درجه گروهبان دومی وظیفه و در مناطق عملیاتی سنندج، مریوان، سقز، اهواز(پادگان حمید وجزیره مجنون)، و ... طی کرده ام و با چند روز اضافه خدمت در اوایل اسفند ماه 1363 نیز از خدمت ترخیص شده ام.

با توجه به اینکه چندین بار در مناطق یادشده به علت وقوع در منطقه عمومی شیمیایی (مخصوصاً حملات ددمنشانه صدام در زمستان 63 ) یا وارد شدن جراحات سطحی به بیمارستان های صحرایی، بیمارستان اهواز، بیمارستان سنندج و بیمارستان مریوان اعزام که در آنها مداوا و بستری شده ام متاسفانه بقایا و آثار اتفاقات یاد شده علی رغم گذشت چندین سال هنوز بر صحت و سلامت جسمی و روحی و عمدتا در سالهای گذشته به شکل ناراحتی ریه و دستگاه تنفس و گوارش و تصفیه خون و نیز ناراحتی های شدید پوستی در چند جای بدن و چشم باقی مانده است ولی از آنجائیکه سوابق بستری یا صورتهای سوانح مذکور را ندارم و در مراجعات مکرر به امور ایثارگران نیروی زمینی (سنندج و تهران) به دلایل واهی از رسیدگی به این مهم و به جریان انداختن پرونده و معرفی به کمیسیون پزشکی طفره می روند.

 این در حالی است که با پیگیری های امثال من و توجه خاصی که مجلس شورای اسلامی به تصویب قوانین حمایتی از جانبازان دارند در قانون بودجه سال 1389 بند (7) جزء (ل) اینگونه تصریح نموده اند:

جانبازانی که صورت سانحه و مدارک بالینی ندارند ولی از نظر کمیسیون پزشکی جانبازی آنان مورد تائید می باشد متناسب با میزان جانبازیشان تحت پوشش بنیاد شهید قرار می گیرند.

خواهشمند است این مطلب را برای آگاهی مسئولین مربوط منتشر کنید.
با احترام- امضا محفوظ

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

امیر۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۱۳:۴۸

دوست عزیزم این فقط مشکل تو نیست من با وجود داشتن کپی سوابق بیمارستانی و اصل برگه بنیاد شهید که نشان میداد در میمک دچار سانحه شدم را فرستادند تمامی بیمارستانهای آنزمان + برای گرفتن صورت صانحه رفتم بجنورد گفتند تیپ شما رفته تربت حیدریه رفتم چندین روز آواره شدم تا صورت صانحه دادند تازه اول راه هستم کیسون - امضاها و و و و 4 ماه دیگه که دوندگی کنم میشود برابر دوره 28 ماهه سربازی ام که در جبهه بودم را بدنبال سوابق مجروحیت دویدم . تنها یک پسردارم میگویند با این کارت میتوان معافش کرد تا روزی او هم مثا ما دوندگی نکند . راستی بلاخره اداره بهداشت و ایثار گران ارتش در لویزان برای مراجعه کنندگان که همگی همرزمان ما بودند و اون صف طولانی اش آخر سر شیر آب خوری نصب کرد ؟؟؟ من شنیدم تمام این دوندگی ها را دوبار یکبار دیگر زمانی که پسرمان اعزام میشود باید انجام دهیم که سوابق را از مدت خدمتشان کسر کنند . پس روحیه خودتو نباز حالا حالا ها باید توان داشته باشیم . موفق باشی

تقوی راد۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۱۲:۲۵

بنده نیز از ایثارگران دوران دفاع مقدس با 19 ماه حضور داوطلبانه میباشم با توجه به مشکلات تنفسی که برای بنده بوجود آمد جهت پیگیری میزان آلودگی به مواد شیمیائی به بیمارستان بقیه الله که پزشکان معتمد در آنجا مستقر هستند مراجعه نمودم لیکن چنان مورد بی احترامی قرار گرفتم که تصمیم گرفتم قبل از اینکه بنده را از گذشته خود پشیمان نمایند آنجا را ترک نمایم لازم بذکر است اینجانب کارمند یکی از دستگاههای دولتی بوده و نیازی به مستمری نداشتم لیکن جهت درمان پزشکی مراجعه نمودم . این آقایان نمیدانند که رزمندگان در دوران دفاع مقدس با یک بمباران شیمیائی جزئی به مرخصی استعلاجی ویا بستری در بیمارستان مراجعه نمی نمودند و مثل امروزیها از هر مدرک 100 برگ کپی نمیگرفتند .
امید است عاقبت رزمندگان و ایثارگران بعد از ما ... بهتر از ما باشد.

حسین۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۱۲:۱۵

واقعا مطلب این جانباز درد دل هزاران جانباز است که شما انتشار دادید حدود جهار سال است که با تنگ نظری جانبازان را کمیسیون درصد میدهد

ناشناس۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۱۱:۵۰

با سلام اکثر رزمندگان بخصوص در خوزستان سالهاست با این مشکل دست و پنجه نرم میکنند با بالا رفتن سن اینگونه مجروحان وتشدید اثار مجروحیت امروز هم برای فریادرسی خیلی دیر است. دستورالعمل تعیین درصدجانبازان هم مربوط به جنگ جهانی دوم است ایا وقت ان نرسیده که ازشعار گذشته در بازنگری وضع این قشر مظلوم وبی ادعا کاری بشود مثلا بنیادشهید باکمیسیونهای مربوطه با کدام دلیل علمی و عقلی عوارض ناشی ازسی سال مصرف داروهای تشنج و اعصاب و کورتون و اثار متعدد این داروها را بر خود من از جمله گلوکوم شدید دوطرفه. استئوپرز. استئومالاسی. افزایش وزن .ناراحتی گوارشی نبامصرف روزانه 28 عدد قرص رنگارنگ در کنار مشکلات فیزیکی با جرحات جانبازی غیر مرتبط میدانند و صدها مشکل از این دست.ایا جانبازان زیر 25درصدگناه کبیره کرده اند. طرح خدمات رسانی ایثارگران جرا هنوز مثل توپ فوتبال در میان مسئولین پاسکاری میشود.موضوع محسابه سوابق جبهه بعنوان درصد جانبازی بکجا رسید. درست است ما با خدا معامله کرده ایم اما معامله مسئولین با ما و خانواده هایمان نه اسلامی است نه انسانی ونه عادلانه لطفا بعد از زجرکش شدن ما برایمان سینه نزنید .ع 242 شوش دانیال

يك جانباز۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۱۰:۴۵

برادر عزيز اينجانب داراي صورت سانحه منطقه عملياتي بوده و به دليل موج گرفتگي از سن 17 سالگي تاكنون درگير مشكلات جسمي و رواني متعدد ميباشم كه مادر رنج كشيده ام ميداند چه سال هاي پر رنجي كه كشيده و ميكشم اما هر موقع به واحد درمان بنياد مراجعه كردم ميگفتند شما مشكلي نداري و حق داشتند چون اثرات موج گرفتگي بيش از دو سه ساعت نميماند و بعد ظاهري عادي داري ؛ اما جالب اينكه چون اثر ظاهري نداشت پزشكان و كارشناسان هم با خنده اي مليح كه نشان از اين داشت كه ظاهرا من ميخواهم درصد جانبازي را افزايش دهم مرا روانه خانه ميكردند و چه شب و روزهايي كه بنده در خواب به دلايلي كه نميدانم به هوا پرتاب ميشدم و دردهاي بعد از اين پرتاب مانند بدني كه زير مشت و لگد گرفته باشند نكته جالب ان اين است كه در زمان جواني كه مراجعه ميكردم به دكتر ميگفتم آقاي دكتر اگر اين دردها و امراضي كه دارم مربوط به موج گرفتگي و ضربه هايي كه به بدنم وارد ميشود نيست پس از لحاظ بيماريهاي عمومي من را معاينه كنيد كه جواب آنها اين بود كه شما جواني و اين بيماريها مربوط به سن هاي بالاست و پزشكان خارج از نظر بنياد هم با معاينه و آزمايشات گوناگون مرا سالم تشخيص مي دادند و جالب اينكه اكنون كه به بنياد يا پزشكان در سن 40 سالگي مراجعه ميكنم ميگويند شما ديگر پا به سن گذاشته اي و اين درد و امراض طبيعي است كه به سراغ شما بيايد حالا چه نتيجه اي ميگيريد اينجانب جانباز ده درصد با مشكلات تنفسي و مفصلي و مشكلات عصبي گوناگون و امراضي كه گفتنش در اينجا لازم نيست هستم خداوند به مادر و همسرم كه در اين مواقع يار و ياورم بوده وهستند اجر و سلامتي عطا كند
گذشتن از تمسخر ...... و جواناني كه آن دوران را درك نكرده و نميكنند آسان است چون گذشت جزء سيره جوانمردان است ولي گذشت از انسانهاي بي مسوليت و بي تفاوت كار دشواري است كه اگر ما هم ببخشيم خداوند تبارك و تعالي هرگز نخواهد بخشيد
انشاا.. كه خداوند به همه ما و تمامي جانبازان سرفراز ايران زمين صبر و اجر و پاداش اخروي عطا فرمايد

ناشناس۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۱۰:۳۲

مردم قدر شما را میدانند ولی کاری از دستشان برنماید آنان که درنتیجه فداکاری های شما بر مسند قدرت هستند فعلا مشغول سوئ استفاده از آن هستند

ali۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۹:۵۲

سلام
خدا کمکت کنه بنده خدا
منم 60%جانبازی دارم.(فوق لیسانس بازرگانی بین الملل) اما 5ساله واسه هیئت علمی شدنم به همه مسوولین (بنده های خدا)مکاتبه نمودم اما جوابی نگرفتم .توکل بر خدا کن.انها یادشون رفته که :گل گندم مال من هر چی که کاشتیم مال اون شده......تا سیه روی شود هرک در او غششششششش باشد0

ناشناس۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۹:۵۰

نگران نباش (بهتر ین بندگان خدا شما سربازان گمنام هستید )که متاسفانه کسی به فکر شمانیست

كيوان ساعدي۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۹:۲۷

باسلام به تابناكيهاي محترم
هرچند از اين سايت خوشم نمياد ولي خواهش مي كنم بدون ذكر نام بنده مشكلم را مطرح كنيد.

از جمله جانبازاني هستم كه نه جنگيدم و نه سن من به جبهه رفتن مي خورد.

قبل از 7 سالگي در بمباران سال 63 سوسنگرد از ناحيه شكم مجروح شدم. جالب آنكه پسر دو سه سال كوچكتر از من هم از ناحيه پا (قطع پا از زانو) مجروح شده بود.

امثال من كه در دوران كودكي در مناطق جنگي زندگي مي كردند تعداد قابل توجهي هستند.

در سال اول رياست جمهوري آقاي دكتر احمدي نژاد ايشان را اتفاقي در فرودگاه زيارت كردم چون از مسير تردد مسافران عادي آمده بود. مشكل عدم رسيدگي و عوم توجه خاص به امثال بنده را گفتم و ايشان قول رسيدگي داد.

واقعا كسي كه هنوز بدنش در ضعف دوران طفوليت بسر مي برده و توسط ابزارآلات جنگي كه فلز خالي هم نيست و آلوده به مواد شيميايي است بايد مورد بي مهري قرار بگيرد.

درباره هزينه هاي درماني بنياد مي گويد از بيمه تكميلي محل كارتان استفاده كنيد و محل كار هم تاسقف معين و محدودي پرداخت مي كند.

آن از وضع اضافه كار و مزايا كه نامطلوب است و اين هم از وضع هزينه هاي درماني.

واقعا به چه كسي بايد بگويم؟

در جامعه به اصطلاح اسلاميمان مي گويند همه هزينه هاي مملكت صرف شما مي شود و حال آنكه وضعمان اين است.

يا ما را از بين ببريد و يا مشكلمان را حل كنيد.

عباد الله !!! اتقواالله

سید محمد میرنورالهی۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۸:۴۹

این فقط یکیشه ، من جانبازی را می شناسم که سرباز هم نبوده ، بسیجی بوده و فقط به دلیل آن که نخواست کسی بفهمد که جانباز است ، اکنون در بستر بیماری ناشی از اثرات شیمیایی است و کسی از مسئولان هم سراغی از این جانباز نمی گیرد و خانواده اش هم با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می کند و حتی فرزند خرد سالش هم از اثرات همین شیمیایی بودن پدر فوت می کند. علارقم پیگیری های مکرر این جانب هیچ سازمانی از سپاه گرفته تا بنیاد جانبازان و ریاست جمهوری هم اهمیتی به این جانباز نمی دهند، او را به همین حال رها کرده اند تا شهید شود.
این است نتیجه کسی که در ایران اسلامی جان خود را در کف دست می گیرد و برای حفظ جان و ناموس به جبهه ها رفت ...
واقعا برای این مسئولین متاسفم.

ناشناس۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۸:۴۸

اینها فقط مارا برای جنگ می خواستند

محمدی۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۸:۳۴

من هم میخواستم بدانم چرا رزمندگان جزو ایثارگران محاسبه نمیکنندو هرجا صحبت از ایثارگران مشود فقط خانواده معظم شهداو جانبازان و ازادگان مطرح میشودوذکری از رزمندگان نیست مگر رزمندگان جهت عزت و سربلندی اسلام ونظام مقدس جمهوری اسلامی به جبهه نرفتهاند.

ناشناس۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۸:۲۷

ای باب برادر من توقعاتی داری ... چی درسته؟

كاظمي۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۸:۲۴

شما و امثال شما فرزندان دلير اين مرز و بوم بسيار زياد هستند
به ويژه آندسته عزيزان كه در ارتش مخصوصا در رسته وظيفه بوده اند به همين مشكلات دچار هستند و حتي از پيگيري امور خود خوداري مي كنند
بنده فردي را سراغ دارم كه سه مرتبه مجروحيت شديد تركشي و انفجاري داشت و تركش و حتي بعضي از تركشهايش نيز به دليل نزديكي به عصب دست پزشكان از در آوردن ان خود داري نمودند و همچنان در بازوي او مي باشد و عصبهاي دست او به هيمن خاطر ضعيف است.
ولي او فردي مصمم و متوكل و با عزمي جدي در زندگي ادمه مي دهد و اصلا در خاطرش از اين مسائل نتنها خيالي ندارد بلكه با ايمان الهي خود به اجر و ثواب اخروي و نظر الهي اميدوار است.
البته اين به معناي رد گلايه شما نيست فقط براي التفات نظرها به صورت فراگير به موضوع مورد بيان شما است .

ناشناس۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۸:۲۲

چی میگی دادش!بنده 18 ساله بودم رفتم کردستان(سال59)جنگ شده رفتم جنوب!در پایان سال 62واول سال 63 بیشترین گردانی که از لشکر 41 ثارا...در جزیره مجنون بود گردانی بود که من اول فرمانده گروهان بودم وبعد جانشین گردان شدم(گردان یامهدی:عج:با اصرار هم رزمانم بعلت ناراحتی شدید ریوی(دونوع اسپری اسفاده میکنم)بعد تائید پزشکان متخصص و کمیسیون بدوی به کمیسیون اصلی معرفی وپزشک مربوطه از تهران امده بود از من پرسید شغل شما چیست!گفتم شما چکار بهشغل من دارید!گفت باید بدانم!گفتم کارمند فلان دستگاه!گفت بسلامت!گفتم همین !گفت بله بعد پیگیری کردم کفتندفاقد درصد زده اند حالا برادر عزیز تو به فرض اگر انجا جواب هم بگیری تازه خان اولی به خان هفتم برسی تازه همین اتفاق افتاده که ذکر کردی!وبرای من بعنوان یک بسیجی اتفاق افتاد!!

علی۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۸:۰۲

متاسفانه جانبازان زیر 25/ به هیج وجه مورد حمایت نیستند.اگر کسی به خاطر نجابت از اول پیگیری نکرده و زیر 25/شده جانباز نیست؟سهمیه دانشگاه،تسهیالت برای خود و فرزندان و........یعنی واقعا این منطقی است؟

حسین خواجه جعفری۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۷:۴۵

پدر من هم بازنشسته رسمی سپاه است و اکنون زیر کپسول اکسیژن! آثار به جا مانده از حملات شیمیایی سر پل ذهاب. خودش می گوید پنجاه نفر را که نیروی او بوده اند به بیمارستان برده ولی خودش ترجیح داده سریع درمان شود و برگردد به وظیفه اش برسد! حالا او هم به جز ناراحتی های پوستی و خس خس سینه و کپسول اکسیژن و خرواری دارو و عکسهای سینه و تاییدیه های دکترهای خود سپاه در (بیمارستان) بقیه الله سابقه ای از آن روزها جمع نکرده! بارها به او گفته اند: برو دو شاهد از آن روزها بیاور! خودش می گوید: آنها که شهید شده اند از آن روزها، که در آن دنیا شهادت می دهند، آنها که مانده اند، به فرض هم من بتوانم پیدایشان کنم بعد از سی سال! چه بگویمشان؟! از آنها که رفته اند خجالت نکشم؟!
حالا ما مانده ایم و هزینه های درمان و حتی کپسول اکسیژنی که باید آزاد بخریم و اسپری های چند ده هزار تومانی و ... و نگرانی های مادر که شبها می ترسد او هم بخوابد و بابا هم بخوابد! نوبتی می خوابند بیچاره ها! منتظریم همین چند روزه آینده کمیسیون عالی پزشکی تشکیل جلسه بدهد و تشخیص بدهد که بابا شایستگی جانبازی دارد یا نه! ای کاش بهشت و جهنم را هم در همین کمیسیونها معلوم می کردند و کار خدا راحت می شد و از نگرانی معطلی در برزخ هم در می آمدیم! مانده ام که اینها که نگرانی به حق حق الله را دارند، با حق الناس چه می کنند؟!

ناشناس۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ۰۷:۴۲

آي گفتي ،بنده در آبان 65 در هفت تپه بر اثر بمباران هواپيماي بعث عراق بعلت موج گرفتگي و زخم سطحي در بيمارستا شهيد كلانتري انديمشك بستري سدم شايد 20 بار به آنجا و جاهاي كه بايد مي رفتم رفتم ولي جوابي ندادند گفتن پرونده نداري در صورتي كه هنوز اتاق ها تخت ها مجروح ها ،پرستارها تصوير همه آنها در ذهن من است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.