مرور روزنامههای دوشنبه دوم تیر ماه
آیا امیدی به کنترل نرخ ارز هست؟ / آمار متناقض دو نهاد از اقتصاد ایران / هفت سؤال از وزارت اقتصاد و سازمان خصوصیسازی درباره سهام عدالت
کشیده شدن ترامپ به لبه پرتگاه توسط بولتون، معمای همسر طبری و ویلای لاکچری، دلایل فرازوفرودهای شاخص بورس در سال ۹۹، آیا مرکز پژوهشهای مجلس مهم است؟ آینده کشاورزی در گرو آمایش سرزمین، برندگانی که از خرید خودرو جا ماندند، خط و نشانهای نمایندگان برای اینستاگرام، اختلاف مجلس و دولت بر سر کنترل اینترنت و مخالفت با طرح صهیونیستی الحاق، از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحلیلی روزنامههای امروز شده است.
به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز دوشنبه دوم تیرماه در حالی چاپ و منتشر شد که تیترهای مرتبط با وضعیت بازار ارز و دستور روحانی برای شناسایی و معرفی متخلفین ارزی در جلسه ستاد اقتصادی دولت در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
نخستین مواجهه مجلس یازدهم با اینترنت در سوال از آذری جهرمی و اختلاف دولت و مجلس بر سر کنترل اینترنت در کنار ورود به فاز جدید کرونا، از دیگر موضوعاتی است که در روزنامههای امروز مورد توجه قرار گرفته اند.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم؛
آیا امیدی به کنترل نرخ ارز هست؟
میثم رادپور، کارشناس ارزی در بخشی از یادداشت خود در روزنامه جهان صنعت نوشت: در حالی که بانک مرکزی تلاش میکرد با وجود کاهش درآمدهای دلاری، نیازهای ارزی کشور را تامین کند، اما شیوع ویروس کرونا مزید بر علت شد و دسترسی بانک مرکزی به درآمدهای ارزی را بیش از پیش کاهش داد. در عین حال مصارف ارزی بانک مرکزی به قوت خود باقی است و سیاستگذار نمیتواند تخصیص ارز به نهادههای دامی، پزشکی، مواد گوشتی و غذایی را متوقف کند. به این ترتیب همواره هسته ثابتی از تقاضای ارزی در بازار وجود دارد که بانک مرکزی قادر نیست از آنها چشمپوشی کند. حال در سایه بحران کرونا، مرزهای ایران با کشورهایی، چون ترکیه و عراق نیز بسته و درآمدهای ارزی ناشی از مراودات تجاری با همسایگان ایرانی از دسترس کشور خارج شده است. به این ترتیب فشار تقاضای بازار ارز به افزایش قیمتها دامن زده و دلار را گران کرده است. با این حال رییس کل بانک مرکزی مدعی است که رفع تعهدات ارزی صادرکنندگان در تیرماه و بازگشت درآمدهای ارزی آنها به کشور باعث میشود بازار ارز تعادلهای گذشته خود را به دست آورد. واقعیت این است که اقتصاد ایران چند سالی است وارد وضعیتی شده که دیگر نمیتواند با استفاده از رژیم ارزی سابق نرخ ارز را تثبیت کند، چه آنکه بانک مرکزی منابع ارزی لازم برای تثبیت قیمتها برای دوره زمانی مشخصی را در اختیار ندارد. از سوی دیگر و به دلیل تورم بالا، با بازار ارز رو به بالایی در طول زمان مواجه هستیم که اجازه نمیدهد دوره تثبیت قیمتها همچون گذشته را تجربه کنیم. بحران کرونا نیز به طور خاص در این دوره به افزایش قیمتها دامن زده و تعادلهای موجود بازار را از بین برده است. در این شرایط باید ببینیم که آن بخش از تعهدات ارزی که منجر به بازگشت ارز به کشور میشود (هرچند با آسیب همراه بوده است)، میتواند فشارهای بازار ارز را کاهش دهد و با ایجاد مازاد ارزی، بازار را به تعادل برساند یا خیر.

شاید اگر به این جمعبندی برسیم که درآمدهای ارزی غیرنفتی ما میتواند به لحاظ موازنه پرداختها (مشتمل بر تراز تجاری، تراز خدماتی و حساب سرمایه) کفاف مخارج ارزی را بدهد، در آن شرایط انتظار افزایش قیمت ارز بیش از تورم را نخواهیم داشت.
باید بپذیریم که ارز در ایران به اندازه اختلاف تورم ایران و آمریکا هر سال تضعیف میشود. با این حال ابزاری همچون ذخیره ارزی در اختیار نداریم تا بتوانیم جلوی افزایش قیمتها را بگیریم. با این وجود اگر درآمدهای غیرنفتی ما بتواند کفاف مخارج ارزی را بدهد، افزایش بیش از حد نرخ ارز شکل نخواهد گرفت. در صورتی که صادرکنندگان بخواهند وضعیت گذشته خود را حفظ کنند، از آنجا که تورم سود آنها را افزایش میدهد، مازاد تقاضا ایجاد میشود و اگر طرف عرضه نتواند جوابگوی نیاز ارزی بازار باشد، قیمتها به سمت بالا جابهجا میشود. در این وضعیت، اما به دلیل ذخایر ناکافی ارزی است که مازاد تقاضای ایجاد شده بیپاسخ مانده و به افزایش قیمت دامن زده است.
بنابراین افزایش نرخ ارز به اندازه نرخ تورم امری طبیعی است، اما رشد قیمتها بیش از نرخ تورم نشان میدهد که موازنه پرداختهای کشور دارای اشکالات اساسی است به طوری که درآمدهای غیرنفتی (در نبود درآمدهای نفتی) کفاف مخارج ارزی کشور را نمیدهد. در عین حال باید ببینیم که چه نوع تقاضای ارزی در بازار افزایش یافته است. اگر تقاضای غیرتجاری ارز رشد کرده باشد ارتباطی به تعهدات ارزی صادرکنندگان ندارد و تنها به منظور پوشش ریسک ناشی از کاهش ارزش ریال انجام میشود. اما اگر بر تقاضای تجاری تمرکز کنیم، حجم ۴۰ میلیارد دلاری درآمدهای ارزی غیرنفتی میتواند کفاف واردات کشور را بدهد و مانع از رشد بیرویه قیمتها شود.
در کنار همه اینها باید انتظاراتی که در خصوص کنترل قیمتها توسط بانک مرکزی وجود دارد را بیپاسخ بگذاریم، چه آنکه بانک مرکزی دیگر ذخایر ارزی در اختیار ندارد و نمیتواند بازار ارز را کنترل کند؛ بنابراین سیاستگذار پولی تنها در دورهای که درآمدهای ارزی بالایی در اختیار داشت قادر بود نرخ ارز را کنترل کند، اما در وضعیت کنونی و در نبود درآمدهای ارزی، دیگر امیدی به کنترل نرخ ارز از سوی بانک مرکزی نیست.
آمار متناقض دو نهاد از اقتصاد ایران
اسفندیار جهانگرد، دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در بخشی از یادداشت امروز خود با عنوان آمار متناقض دو نهاد از اقتصاد در روزنامه شرق نوشت: اقتصاد ایران از نگاه بانک مرکزی: رشد اقتصادی ایران برای دو سال متوالی منفی است و کیک اقتصاد ایران نسبت به سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ در سال ۱۳۹۸ کوچکتر شده است. براساس آخرین آمارها سطح مخارج مصرف خصوصی حقیقی سرانه ایران در سال ۱۳۹۸ معادل سال ۱۳۸۴ است و این نشان میدهد که عملکرد اقتصاد ایران بعد از حدود ۱۵ سال باوجود نوسانهای متعدد سطح مخارج مصرفی مردم یا خانوارها سکون داشته است. ایجاد ظرفیت تولید سالانه ازمنظر سرمایهگذاری از سال ۱۳۹۰ به این طرف در اقتصاد ایران روند نزولی داشته است. اقتصاد ایران به سمتی میرود که میزان سرمایهگذاری خالص آن، کفاف استهلاک سرمایههای ثابت را نخواهد داد. مفهوم این است که با این روند ممکن است سرمایهگذاری انجامشده کفاف جبران استهلاک سرمایههای ثابت را ندهد و بهعبارتی سرمایهگذاری خالصی انجام نشده و ظرفیتی در کل اقتصاد سالانه ایجاد نشود. همه اقلام طرف تقاضای اقتصاد برای دو سال متوالی با رشد منفی مواجه بودند و بهعبارتی شوکهای مختلف اقتصادی در کنار مدیریت اقتصاد باعث رکود از طرف تقاضای اقتصاد شده است. فعالیتهای نفت و خدمات و ساختمان سهم زیادی در کاهش رشد اقتصادی سال ۱۳۹۸ داشتهاند و بخشهای صنعتی و کشاورزی رشد مثبت داشتهاند.
اقتصاد ایران از نگاه مرکز آمار ایران: رشد اقتصادی برای دو سال متوالی در ایران منفی بوده است. رشد بخش کشاورزی، برق، آب، گاز و ساختمان در سال ۱۳۹۸ مثبت بوده و صنعت، نفت و خدمات نقش زیادی در رشد منفی سال ۱۳۹۸ داشتهاند. ازمنظر تقاضا نیز همه اقلام بهجز سرمایهگذاری در ساختمان (برخلاف بانک مرکزی) در سال ۱۳۹۸ کاهشی بودند. مطابق آمارهای مرکز آمار ایران مصرف سرانه و مصرف خصوصی جامعه از سال ۱۳۹۶ (باوجود تفاوت سطح با بانک مرکزی) به بعد کاهشی بوده است.

براساس این آمار تقریبا مصرف سرانه سال ۱۳۹۸ با مصرف سرانه یک دهه قبل برابری میکند. همانطورکه گفته شد آمار و اطلاعات دقیق دستمایه کار کارشناسی، تحلیل و برنامهریزی است و دو نهاد مهم، یعنی مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، این وظیفه خطیر را در تولید حسابهای ملی را همزمان انجام میدهند. بانک مرکزی فقط در سطح ملی این مهم را انجام میدهد، ولی مرکز آمار ایران در سطح ملی و منطقه این وظیفه را به انجام میرساند. نیاز بدنه کارشناسی و تصمیمسازی و تصمیمگیری هم در سطح ملی و هم در سطح منطقه برای این آمار وجود دارد. با توجه به عملکرد سال ۱۳۹۸ (مشت نمونه خروار) اختلاف در سطح و رشد حسابهای ملی هم در طرف عرضه و هم در طرف تقاضا بسیار زیاد است؛ برای مثال یک کارشناس بهرهوری با ملاک قراردادن بانک مرکزی، باید رشد بهرهوری نیروی کار برخی بخشها را مثبت ارزیابی کند و رشد بهرهوری برخی بخشهای دیگر را منفی ارائه دهد. حال درصورتیکه اگر ارجاع به نهاد تولیدکننده عوض شود، یعنی به سراغ دادههای حسابهای ملی مرکز آمار ایران برود، این مهم هم ازمنظر سطح و جهت تغییر مییابد و بخشهای که در گزارش بانک مرکزی رشد بهرهوری نیروی کار مثبت داشتند باید با رشد منفی گزارش شوند و برعکس! تصور کنید چه بازی رقابتی با «زیان بیاثر» در کشور برای ارائه عملکرد و تصویرسازی، تحلیل، برنامهریزی و تصمیمگیری شکل میگیرد. نکته مهم بعدی این است با این سطح از اختلاف در سطح حسابهای ملی در دونهاد، سالهاست که دستگاه برنامهریزی کشور اقدام به برنامهریزی ملی با دادههای حسابهای ملی بانک مرکزی و حسابهای منطقهای مرکز آمار میکند. سؤال مهم این است این وجوه اختلاف را مراجع برنامهریزی و تحلیل منطقهای و ملی کشور چگونه حل کردهاند؟ چرا این موضوع تاکنون حل نشده است و دولتها از هر طرف باد آمده است به آن طرف متمایل شدهاند؟
هفت سؤال از وزارت اقتصاد و سازمان خصوصیسازی
سیدمحمد بحرینیان در بخشی از سرمقاله امروز روزنامه رسالت با عنوان هفت سؤال از وزارت اقتصاد و سازمان خصوصیسازی نوشت: مسئله سهام عدالت، هرچند از ابتدا نیز اشکالاتی داشت، اما در سالهای اخیر، به یکی از کانونهای شائبه ساز تبدیلشده است. در همین رابطه و به نیت شفاف شدن ابهامات برای مردم و اصحاب رسانه، از وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان خصوصیسازی، چند سؤال اساسی وجود دارد؛
یک: چرا شاخص کل بورس از زمان آغاز طرح سهام عدالت یعنی ۸۴ تاکنون، ۱۳۳ برابر شده، اما ارزش سهام عدالت یکمیلیون تومانی مردم، امروز نزدیک بیست میلیون تومان برآورد میشود؟ مگر دولت مدعی نبوده که این سهام از بهترین شرکتهای دولتی تخصیصیافته است؟
دو: چرا در سالهای ۹۵ و ۹۶، ارزش واقعی و روز دارایی به سهامداران عدالت اعلام نشد تا بتوانند بر اساس آن تصمیمگیری درستی کنند؟ آن عدم شفافیت باعث شده که حدود ۴۰ میلیون سهامدار از ارزش سهامی که مالکیت آن را دارند مطلع نباشند و مغبون شوند. آیا برنامهای وجود داشته که مردم بدهی چند صدهزارتومانی خود را نپردازند؟
سه: چرا درزمانی که امکان معامله و حق مالکیت عملی سهام عدالت برای دارندگان آن وجود نداشته، افراد ملزم شدهاند بابت تسویه آن بهحساب دولت بدهی پرداخت کنند. این طبیعی است که عموم مردم، در ازای چیزی که حق تسلیط نسبت به آن ندارند و آن را از آن خود نمیدانند، حاضر نباشند مبلغی پرداخت کنند. این در حالی است که طبق آییننامه اجرایی سهام عدالت مقرر بوده میزان بدهی، طی ده سال از محل سود نقدی سهام تسویه شود.

چهار: دولت در سال ۸۴، به ۴۹ میلیون ایرانی، سهام عدالت به ارزش یکمیلیون تومان واگذار کرده است که البته افراد تحت پوشش نهادهای حمایتی از بازپرداخت بدهی معاف بودهاند. به فرض که منطق دولت درست باشد و یازده سال بعد، سهامداران همچنان نزدیک به نیم میلیون تومان به دولت بدهکار باشند، چرا این بدهی در سالهای ۹۵ و ۹۶، به ارزش سال ۸۴ از دارایی مردم کسر شده است. مگر نه اینکه هر سهامدار در سال ۹۵ در حالی که شاخص بورس نسبت به سال ۸۴ بیش از ده برابر شده بود، حدود نیم میلیون به دولت بدهکار بوده، پس چرا این عدد با منطق محاسباتی همان سال لحاظ نشده و بهاندازه ارزش یازده سال قبل یعنی نیمی از دارایی مردم از حساب شان برداشتشده است؟ به عبارت دیگر بدهی نیم میلیونی، کمتر از ده درصد دارایی مردم در سال ۹۶ بود، ولی به ارزش سال ۸۴ یعنی پنجاه درصد دارایی مردم در سال ۹۶ برداشت شده است. این در حالی است که همین اختلاف فاحش در منطق محاسباتی باعث شده امروز در سال ۹۹ و در هنگامه آزادسازی سهام که هر برگ یکمیلیونی سهام عدالت، بیست میلیون تومان ارزش دارد، هر کس سه سال پیش نیم میلیون تومان نداده باشد، امروز حدود ده میلیون تومان از دست بدهد. ضرر دهمیلیونی را در جمعیت نزدیک به ۴۰ میلیون ضرب کنید و ببینید چه حق بزرگی از مردم تضییعشده است.
پنج: چرا تعداد شرکتهایی که سهامشان در قالب طرح سهام عدالت به مردم واگذارشده، در طی یک دهه از بالای ۶۰ شرکت به کمتر از ۵۰ شرکت رسیده و در برخی از شرکتهای باقیمانده هم، درصد مالکیت سهامداران عدالت کاهشیافته است؟
شش: درحالیکه ادعا میشود سهام واگذارشده به مردم در قالب این طرح، متشکل از بهترین شرکتهای دولتی است، چرا هنوز دولت نتوانسته برخی از این شرکتها را در بورس پذیرش کند و حتی پذیرش برخی از آنها در بورس با مخالفت مواجه شده است؟
هفت: درحالیکه برخی از شرکتهای دولتی در طرح سهام عدالت، غیر بورسی هستند، مردم چگونه میتوانند سهام خود را بفروشند و عملا از حق مالکیت خود نسبت به سهام بهره ببرند؟
2
















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
تواین 41سال چیزی که گران شد ایا ارزان شد ؟پس زیاد به مغزتان فشار نیاورید جواب کاملا روشن است ؟خیییییییییییییر ؟نننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننه؟.....................
افزایش قیمت ارز و مسکن نتیجه دستکاری در بورس است. پولهای بادآورده به سمت آنها سرازیر شده است.
دلار بشه 50000 بورس هم که مال پولدارهاست به کشوره های همسایه نگاه کنید ، امنیت ما میلیاردها می ارزه.
دلار رکورد تاریخی زد
۲۰۳۵۰ تومان !!!!
جناب همتی هنوزهم معتقدید ارزو برجوانان عیب نیست؟؟؟!!!
بعد از دهها سال و خسارت های زیاد به کشور بالاخره مسئولین متوجه این قانون اقتصادی شدندکه قیمت ارز باید متناسب با تورم افزایش یابد
متسفانه معیشت مردم برای سران کشور اهمیتی ندارد
آقای قالیباف شما به جای بیانیه خوندن علیه آمریکا کاری کنید دلار نصف قیمت شود و مشت محکمی به دهان امریکا و اسراییل و عربستان و .......... بزنید در غیر این صورت در حد همان ۱۰ درصدی که به شما رای دادن صحبت کنید
چرا یکسری فقط نرخ ارز را دنبال میکنند ؟ مسکن و خودرو چند برابر شده ؟ آیا میشود آنها سه برابر بشوند و نرخ ارز ثابت بماند ؟ بله در صورت تزریق منابع ارزی ارزان از طرف بانک مرکزی که البته کار بیهوده و خطایست ممکن است مدتی نرخ ارز زیاد بالا نرود.
پس بهتر است فکری به حال تورم افسار گسیخته ایران کرد. مهار تورم هم به عوامل اقتصادی و سیاسی ارتباط مستقیم دارد.
هیچ امیدی به هیچ چیزی نیست
اگه بورس نبود تمام این نقدینگی ها می رفت میدان فردوسی تو بازار دلار بعدش شاهد دلار 40 هزارتومنی بودیم اتفاقا در این شرایط یکی ازکارهای قابل دفاع دولت روحانی حمایت از بورس برای حمایت از شرکت ها و حمایت از تولید و جهش تولید است.
مردم ایران فقط به فکر خودشونن به هموطنشون کار ندارن اب ببینن شناگر خوبین همه دوس دارن قیمت چیزی که تو مشتشونه بالا بره فقط بیچاره کارگرای زحمت کش فقیر که هر روز بدبخت تر میشن بیان به هم رحم کنید خدا بهمون رحم کنه دیگه هیچکس تعادل روحی نداره قیمتها بالا پایین میشه مردم هم میریزن تو چه کشوری هر روز خبر اجناس پخش میشه به جای درس خوندن و پیشرفت باید ببینیم دلار طلا پراید چقدر شده وای به حال جوونای مملکت که اساس زندگیشون رو قیمت دلاره
موضوع کسب و کار را نباید با موضوع کمک به دیگران قاطی کرد مقصر این وضعیت مردم نیستند مسئولینی هستنند که قدرت تجزیه تحلیل ندارند
دولت با ابزارهایی که داره تمام محاسبات اقتصادی را در ارتباط با بورس را به هم ریخته که عواقب فاجعه باری هم خواهد داشت ولی تا ان موقع دیگر این دولت وجود ندارد و مشکل دولت بعدی است
سووال اصلی پرسیده نشده
مگر نه اینک این شرکتها متعلق به دولت و به معنای واقعی متعلق به همه ایرانیان بوده است؟
چرا باید سهام آنها بین 40 میلیون نفر نتقسیم شود؟
رشد قابل قبول نقدینگی در هر کشوری حدود 3 درصد است تا زمانی رشد نقدینگی 30 درصد است نرخ ارز هم افزایش پیدا میکند مگر اینکه بصورت مصنوعی پایین نگه شود که عواقب دیگری دارد
هیچ امیدی نیست
باید کاری کرد
و ما مردم به وقتش کاری خواهیم کرد ،کارستان
با دلار ۲۰۰۰۰ تومنی مشت محکمی به دهن استکبار جهانی زدیم!!!
پایان چاپ پول و پایان عرضه اجناس وارد کنندگان و انبارداران با دلار دولتی ۳۵۰۰ تومان به قیمت ده ها برابر قیمت خریدشان تنها راه توقف تورم است. اولی تورم ایجاد میکند و دومی با تجمع پول بادآورده موجب خروج ارز از کشور و تبدیل به املاک در خارج کشور خواهد شد. چرا که طرف آنقدر پول دارد که نمیداند چه کند. پس رو می آورد به خرید ملک در کشورهای دیگر و گرفتن اقامت از کشورهای مختلف و جامعه را بدبخت میکند.
كنترل دلار دست دولت نيست دست تحريمهاست چاره فقط رفع تحريمها وتعامل سازنده با دنيا ميباشد وگرنه دلار گران نشده است ارزش پول ما صفر ميشود
از انجایی که سومدیریت وجود دارد با برداشته شدن تحرمها هم اتفاقی نخواهد افتاد
چرا یک کشوری که علیه امریکا قیام کرده انقدر وابسته به دلار هست این یک اشتباه فاحش است
موضوع دلار نیست موضوع کاهش ارزش ریال در مقابل تمام ارزهای دنیاست
یک کارشناس اقتصادی : اگر بورس نبود الان با ابرتورم مواجه بودیم !
اقای کارشناس ! شرایط فعلی از نظر جنابعالی ابرتورم نیست؟؟؟
دلار ۲۰ هزار تومانی ابرتورم نیست؟
پراید ۱۰۰ میلیونی ابر تورم نیست؟؟!!
گردوی کیلویی ۲۵۰ هزارتومان ابرتورم نیست ؟!
اتفاقا اگرالان ابر تورم داریم دلیلش رشد غیرعادی وبی دلیل ۱۵ برابری بورس نورچشمی هست که باعث تحریک رشد بقیه بازارها هم شده ومیشود
یک موضوع خیلی ساده:
ارزش ریالی بورس و فرابورس ایران حدود 6000 هزار میلیارد تومان.
با دلار 19 هزار تومانی می شود حدود 315 میلیارد دلار!
ارزش بورس ایران حدود 100 تا 150 میلیارد دلار ( خوشبینانه و بدون در نظرگرفتن زیانده بودن اکثر شرکتها).
یا شاخص بورس باید برگرده سر جای خودش یا دلار بره تا 38 هزار تومان!
بسلامتی ومبارکی ومیمنت
دلار وارد کانال ۲۰ هزارتومان شد
علی برکت الله !!!
ما چیزی رو انتخاب نکردیم آقای قالیباف برای بار هزارم
میخوای ببینی ما چی انتخاب کردیم راه داره اونم همه پرسی هست
اینقدر منافع خودتون رو به اسم ملت لاپوشونی نکنید
بس کنید دیگه
آره مقاومت فعال انتخاب کردیم که دلار بشه 20 هزار تومن خونه بشه متری 30 میلیون تومن یه گوشی موبایل بشه 10 میلیون تومن
گرفتید ملت رو نه ؟
عده ای رانتخوار و خودی به اسم بورس دارایی هاشان چند برابر میشود تاوانش را مردم عادی میپردازن. کسی هم پاسخگو نیست.
انشالله اونا هم بزودی به خاک سیاه خواهند نشست
نمیشود اوضاع اقتصاد خراب بشود بعد همه دنبال این باشند که با قیافه حق به جانب دولت را مقصر جلوه بدهند.
آقایان شما همه مقصر هستید، چپ راست میانه معنی ندارد همه باید پاسخگو باشید.
مردم تا کی تاوان عدم توانایی شماها را در عرصه های مختلف باید بدهند؟
مواردی که در خصوص سهام عدالت نوشته شده کاملا صحیح است دولت سر مردم کلاه گذاشته ونصف سهامشان را از آنها گرفته است
با سلام
هر نظری چه علمی و چه تجربی گفته میشود مسءولین خود به طریق اوله میدانند ولی متناسب با منافع و شرایط عمل میکنند.
راه حل تمامی این مسایل نگرش سیستمی واقعی است. نه تصمیمات تک بعدی و عجولانه به عنوان مثال کاهش نرخ سپرده گذاری از 20 % به 15% از سوی بانک مرکزی علیرغم نگرش آنها که همان سوق دادن پس انداز ها از بانک به تولید است اشتباه محض بود اول اینکه بانکها بویژه بانکهای تجاری وظیفشانتجمیع منابع مالی خرد و تامین منابع مالی بنگاهها میباشد دولت با حمایت از بخشهای اولویت دار میتواند بخشی از سود را تقبیل نماید زیرا دستور کاهس نرخ سود پول را از سیستم بانکی که نظارتی بر انست خارج میکند ولی تزوما به مسیری که دولت میخواهد نمیبرد و نتیجه آن افزایش قیمت طلا و ارز و ... بعد از این تصمیم بودیم.
لازم به ذکر است بخشی از موارد در قالب ریسک سیستماتیک قابل بحث است که بر کل بازار حاکم است مثل مسایل تحریم و کوید 19 و ..... ویا کاهش ارزش پول ملی در اثر اختلاف تورم و رشد اقتصادی با سابر کشور ها ولی برخی دیگر را میتوان با اکشن پلن های مناسب پوشش داد. اینکه هردفعه تمرکز نقطه ای روی یک مسیله داشته باشیم ممکن است در ظاهر تا حدودی ان مسیله بطور موقت حل شود ولی در نهایت بعد از تعادل مجدد قیمتهای بازار تاثیر خودرا بر آنچه که میترسیدیم خواهد گذا شت و
افزایش نرخ دلار یعنی سیگنال مثبت به آمریکا که سیاست های انقباضی آنها درست بوده و نتایج آن هم نمایان شده است....پس فعلا جناب روحانی سیاست های اقتصادی شما غلط بوده و این همه مفسد اقتصادی هم مزید بر فشار عصبی بر مردم است ...متاسفانه کشور در بحران اقتصادی فرو رفته....که نتایج مثبتی ندارد
اگرمیخواهید معنی عملی پروپاگاندا را بدانید به تیتر اول اکثر روزنامه ها ی سینه چاک بورس نورچشمی دقت کنید !!!!
احسان سلطانی، تحلیلگر مسائل اقتصادی: در روزهایی که شاهد عبور دلار از سد مقاومتی ۱۹ هزار تومان هستیم، بازار سهام نیز روند رو به رشدی را طی میکند. دلار توانسته نقش خود را به عنوان محرک بازار سهام اثبات کند. با این حال در شرایط کنونی بحث اصلی، محرک بودن دلار نیست بلکه بحث این است که عدهای در مجموعه دولت به نوعی برنامهریزی کردهاند که باعث میشود بورس عملا به هم بریزد تا در این میان منافع عدهای خاص تامین شود. مردم هم در این میان اطلاع ندارند که قرار است چه اتفاقاتی بیفتد.
باید توجه داشت که در همه جای دنیا وقتی پول بیارزش میشود ارزش داراییهای دیگر مانند طلا و زمین و سهام بالا میرود. اما آنچه اکنون در بازار سهام ما رخ میدهد خارج از بحث پیوستگی با دلار است زیرا در این دو سه سال گذشته قیمت دلار پنج برابر شده اما شاخص بورس ۱۵ برابر شده است!
در اینجا میتوان گفت که دلار به طور طبیعی تاثیر مستقیمی بر رشد بازار سهام نداشته و در واقع اینها دستکاری دولت و خصولتیها در بازار است و ربطی هم به اقتصاد ندارد.
عدهای بدون اینکه با دیگران هماهنگ باشند یا حتی از صاحبنظران مشورت بگیرند، تصمیم گرفتهاند این شاخص را بالا ببرند تا از این طریق منافع عدهای تامین شود. تامین منافع هم اینگونه بود که عدهای که در جریان این قضایا بودند، رفتند سهام خریدند مانند بانکهای خصوصی یا عدهای که در این دو سه سال همیشه اطلاع داشتند که برنامه چیست. یک بار دلار خریدند و با افزایش قیمت فروختند و سود کردند، یک بار طلا و سکه خریدند و یک زمانی هم ملک خریداری کردند و از معاملات آن سود بردند. چنین شرایطی در جریان است.
در هیچ جای دنیا این میزان هرج و مرج و تخریب در اقتصاد رخ نمیدهد. اینجا باید منافع عدهای تامین شود. کسانی که به رانتهای اطلاعاتی دسترسی دارند میدانند چه زمانی چه بخرند و چه زمانی آن را بفروشند.
بالاخره نظر یک کارشناس غیرسفارشی منتشرشد
من یکی فقط تو این دولت اینو فهمیدم هرکی و هرکس یه چیزی رو بدگویی کرد برم سمتش. دلار سکه یادتون رفته؟ مسکن یادتون رفته؟ گفتن نخریم نخریدیم . حالا دستامون به گردنمون آویزونه. من یکی ورود کردم تو بورس. سودمم برداشتم. بجای خرید دلار و سکه. درسته اندازه اونا منفعت نکردم ولی حداقلش بدبختر نشدم.
تو این وضعیت اقتصاد تحلیل جواب نمیده تا وقتی اقتصاد دست چهارتا بیسواد سر چارراه نشین باشه همینه. هرکسی تونست باید بارشو ببنده
این مطلب بخوبی علل اصلی و پشت پرده رشد بی رویه وغیرعادی بورس را توجیه میکنه
چه عجب بالاخره نظر یک کارشناس اقتصادی منتقد بورس رامنتشرکردید !!!
هروقت امید به گرفتن مالیات ازسودهای کلان وباداورده بورس نورچشمی وکنترل روند صعودی بی دلیل ان ایجادشد میتوان امیدواربود که روند رورشد بقیه بازارها هم که متاثر از رشد ۱۳ برابری بورس در دو سال است کنترل شود !!!!!
سرمایه های بورس تنهاجایی که نمیره تولیده اگه میرفت الان اوضاع تولید اینقدراسفبارنبود
من بیسواد. طرفی که سر چاراه داره دلارو از این میگیره میده به یکی دیگه چه خاکی داره سر این مملکت میکنه؟!! مرد حسابی بورس یعنی همین پول ملی داخل خود مملکتمون تو صنعتمون بچرخه حالا یه سری بی عرضه نشستن سر میز بلد نیستن صنعت رو بچرخونن تقصیر امثال من و شما نیست. درضمن کجای بورس 13 درصد رشد کرده؟ از چه تاریخی؟ منی که با ده میلیون پول تو هیچ خراب شده ای نمیتونم سرمایه گذاری کنم اومدم تو این بورس . ده میلیونم شده 40 میلیون این کجاش 13 برابره؟ یا من ریاضی بلد نیستم یا شما داری مغلطه میکنی. بسم الله شما برادر بزرگتر من جایی میشناسی من بتونم با این پول سرمایه گذاری کنم بفرما من در خدمتم.
حق با ایشان است یک مشت بی سواد مدام از بورس طرفداری می کنند سودی که بورس خلق می کند نقدینگی نیست نیست نیست این بی سوادها جواب دهید با کارکزاری ها دارند پول پارو می کنند تولید چی کشک چی ماست چی پشم چی
حضرت اقای رامین خان !
شماکه میفرمایید رشد دلار عامل رشد بورس هست رشد ۱۳ برابری بورس نسبت به رشد ۵ برابری دلار را چگونه توجیه میکنید؟! ایا نمیدانید همین ۱۳ برابرشدن بورس نورچشمی بازارهای دیگرراهم به رشد ۱۳ برابری تحریک میکند؟!!!
لطفا کمی مطالعه و تفکر: بورس جذب نقدینگی میکنه و تنها سد جلوی تورم چند برابری هست. کی میخواین اینو بفهمید؟ پول بره تو صنعت سرمایه گذاری بشه بهتره یا بیاد تو بازار طلا و دلار و تورم رو چند برابر کنه؟
دوست گرامی نمیدونم با چه خصومتی داری راجب بورس حرف میزنی ولی خب بهتره اینو بدونید حین معامله در بورس مالیات آن علاوه بر کارمزد معامله کسر میگردد. هرکسی اطلاعات اشتباه به شما داده حس بدبینی براتون به وجود آورده. مالیات رو از خرید و فروش و نوسانگیر های بی وجود ارز باید گرفت که همه چیز رو تحت اون دارن متاثر میکنن. شما میگی بورس داره میره بالا میدونی یکی از دلایلش چیه؟ یکی از دلایلش همین صعود بی حد ارز هست. شرکت ها هم دارییشون بر اساس همین صعود داره میره بالا . مثلا نیروگاه دماوند بر فرض مثال با دلار 3200 اونزمان دوهزار میلیارد دلار خرج برداشته الان با دلار 19 تومنی مقایسه کن ببین ند میشه. (مثال زدما )
مادامی که به جایی اشتباه نگاه می کنید مسیر درست را هرگز نمی یابید: این ارز نیست که بالا می رود، این ریال است که سقوط می کند.
چرا سقوط می کند؟ چون از آن سواستفاده می کنید و با آن بی دانشی تان را می پوشانید.
«ریال دیگر اعتبار ندارد»
(شاید ندانید که ریال فقط یک نام است...! می گویید نه؟ نام ریال عوض کنید ببینید بعد از یکسال چه می شود.)
براساس آخرین آمارها سطح مخارج مصرف خصوصی حقیقی سرانه ایران در سال ۱۳۹۸ معادل سال ۱۳۸۴ است !!! ما به عقب بر نمی گردیم!.. آقای روحانی لطفا به عقب برگردید، به دلار 1000 تومنی !!!
ارز ارزان برای مصرف کنندگان خوب و عالی است منتهی در نهایت باعث خالی شدن خزانه میگردد.
بورس ۱۰ برابر شده و یکنامتعادلی در کل اقتصاد و بازارهای موازی مالی ایجاد کرده و سوال باید باشد کی رشد جهش وار بورس پایان می یابد.؟
پول در بورس دست به دست میشود و نقدینگی تغییری نمیکند و جمع هم نمیشود
1221 هیچ بازاری نقدینگی را تغییر و یا جمع نمیکند
بورس به ازای هر درصد رشد همان مقدار نقدینگی از بازار جمع میکند. پولی که قرار بوده بره در بازار دلار و طلا میره تو بورس و جلوی افزایش قیمت بیشتر رو میگیره.
مشکل اصلی اینجاست که دولت موجودی نداره و فقط داره ریال چاپ میکنه. فقط دارن زمان میخرن
اگر بورس نبود و نقدینگی بورس راهی بازار میشد بدون شک الان دلار 40 هزارتومان رو رد کرده بود
آقای همتی
شما الان دقیقا کجا هستید ؟؟
شما همانی نبودید که در فروردین به مردم گفتید نرخ ارز را کنترل کرده ایم و مردم از این بابت نگران نباشند !؟!؟؟؟!؟؟!؟؟؟
منتظره یه تریبون دیگه پیدا کنه و بگه اینم حبابه
ارز در اختیار دولت پنهان است جای دیگری دنبالش نگردید
امیدهای مردم را ناامید کردند با فسادهای بزرگ مالی و اقتصادی.
آنقدر دیر به این فسادها رسیدگی شد که اژدهای فساد بر همه چیز غلبه کرد.
جز حرف درمانی و تکرار مکررات چیزی از مسئولان نمی بینیم
یعنی واقعا تو امیدواری که این فساد آخر بوده و مشکل اینه که دیر بهش رسیدگی شده؟!!! چقدر دلتون خوشه! هزاران فساد بزرگتر همین الان جاری هستن و هزاران فساد بزرگ بودن و کسی خبردار نشده
با این دولت دلار هر روز گرانتر و فشار به مردم زیادتر میشود
قبل از این دولت باعثش کی بود
تا خلق پول ادامه دارد و رشد نقدینگی نجومی است ریال ارزش خود را از دست میدهد و نتیجه ان گرانی هاست
کاری به دولت ندارد اصولگرا ها پاسخ دهند
مشکل زمانی برطرف می شود که بانک مرکزی از زیر مجموعه دولت خارج شود تا بعنوان مرکز تامین کسر بودجه با دستکاری نرخ ارز نباشد
با دشمن تراشی و شعار دادن های تنش آفرین
هیچوقت ، کشور به توسعه و آبادانی نمی رسد
و هیچ کدام از مردم رنگ آسایش و رفاه و زندگی آرام را نخواهند دید
تا زمانیکه با دنیا سرشاخ هستیم وضع همینه
سود بانکی خلق پول ایجاد نمیکند چون بانک این پول را از سود وامهای پرداختی میگیرد
خلق پول با تحویل دلارهایی که وجود ندارد به بانک مرکزی توسط دولت و دریافت ریال معادل آن ، بوجود می آید1030
تا زمانی که رئیس بانک مرکزی بیشتر از یک کارمند دولت نیست نابسامانی اقتصادی ادامه دارد
مشکل زمانی برطرف می شود و یا بعبارتی کنترل قیمتها زمانی اتفاق می افتد که نیروهای کاربلد به سر کار بیایند و مدیرانی که هیچ اطلاعی از علم اقتصاد ندارند ، از مقام خود کناره گیری کنند. چون 99% مدیران که مشغول کار هستند هیج تخصصی در کاری که انجام می دهند ندارند و تنها از طریق رانت پستها را غصب کرده اند.
و بانک های از حالت ربوی خود خارج شود تا خلق پول اتفاق نیفتد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.