ماجرای اخراج عبدالکریمی از دانشگاه آزاد از زبان خودش
استاد اخراجی دانشگاه آزاد ماجرای اخراجش را مربوط به یک سخنرانی در دو سال گذشته و رفتاری مغرضانه می داند و تاکید می کند که اینکه گفتهاند عبدالکریمی به خاطر زدن حرفهای خارج از حیطه درس در کلاس، از دانشگاه اخراج شد، دروغ محض است.

به گزارش «تابناک» به نقل از موج، در چند روز گذشته خبر اخراج دکتر بیژن عبدالکریمی، یک استاد فلسفه، از دانشگاه آزاد واحد شمال تهران به یک بمب خبری تبدیل شده و در فضای مجازی واکنش های بسیاری را در پی داشت.
این اتفاق برای استادی رخ داده بود که در برنامۀ «زاویه» شبکه چهار سیما حضور پیدا کرده بود و مصاحبه هایش در رسانه های رسمی کشور منتشر شده بود. به همین دلیل تعداد زیادی از تصاویر و صدای او به صورت کلیپ هایی دست به دست می شد تا اگر کسی او را نمی شناخت هم با دیدن این برش های کوچک تا حدی با چهره و افکار او آشنا شود.
بر اساس آنچه که بیان می شد حکم اخراج او با اتهام حمایت از نظام سلطنتی صادر شده بود. به همین دلیل بهتر دیدیم که او را دعوت کرده و پای صحبت خودش بنشینیم تا بدانیم که واقعیت ماجرا چیست و این داستان از کجا نشات گرفته است.
لطفا بفرمائید که دلیل اخراج شما چه بوده است؟
ابتدا می خواهم تصریح کنم که به دلایل صرفا فردی در اینجا حضور پیدا نکردم بلکه نگرانم، نگرانم و نگرانم. بیشتر از آنچه که فکر کنید نگرانم.
اصل ماجرا این بود که من توسط یکی از دانشجویانم در مقطع دکترا معاونت سیاسی فرمانداری شمیرانات و لواسانات دعوت شدم که در روز نهم اردیبهشت سال ۱۳۹۸، به مناسبت سالگرد صدور فرمان آقای خمینی (ره) برای تأسیس شوراهای شهری و روستایی سخنرانی کنم. من نسبت به این سخنرانی امتناع داشتم. دلیلش هم این بود که من یک معلم فلسفه و مرد سخن برای دانشجوها هستم؛ اما برای محافل عمومی فرد شایستهای نیستم اگرچه در کلاس میدرخشم. استدلال من برای دانشجوی عزیزم این بود که من زبان بروکراسی را بلد نیستم و ادبیات بروکراتیک ندارم. زبان من، زبان فلسفه است. منتها این دوست من که یکی از بزرگواران و اصحاب جبهه و جنگ و از جانبازان و نیروهای صدیق انقلاب است، در مقام دانشجو بر من واجب کرد حرفهای تو را باید مسئولان کشور بشنوند؛ بنابراین من به دعوت معاونت سیاسی فرمانداری که یکی از مهمترین و کلیدیترین معاونتها است، در حضور بخشدارها، شهردارها، کارمندان وزارت کشور و چند نفر از نمایندگان مجلس سخنرانی کردم.
پیش از ادامه سخنانم تاکید میکنم که «دور از اخلاق است که مهمان دعوت کنند و برایش پاپوش بدوزند». این به آن معنا است که دیگر هیچ صاحب اندیشهای جرأت نکند به مراکز نظامی، سیاسی، لشکری، کشوری و امنیتی کشور برود و این به معنای تهی شدن مراکز و نهادهای کشور است. از نظر اخلاقی هم خیلی زشت است که شما مهمان دعوت کنید و چتر امنیتی برای او ایجاد نکنید.
در آن سخنرانی تمام حرف من این بود که مشارکت نباید مشارکت صوری باشد بلکه این مشارکت باید مشارکت حقیقی باشد و گفتم درست است بچههای جبهه و جنگ در ایام جنگ ۸ ساله و دفاع مقدس خیلی فداکاریها کردند و من همه اینها را به رسمیت میشناسم، اما اگر مشارکت مردم نبود، امکان مقاومت ما در برابر نظام سلطه جهانی نبود. تمام جهان در برابر ما ایستادند و فقط با مشارکت مردم بود که ما توانستیم؛ از آن روستایی که برای رزمندگان تخممرغ میآورد تا آن خانوادههایی که چند فرزندشان را در جنگ از دست دادند. مشارکت مردم یک امر صوری نبود؛ و گفتم امروز دوباره آن جنگ ادامه دارد چراکه ما در برابر شدیدترین فشارهای نظام سلطه جهانی هستیم. این تحریمها بسیار سنگین هستند و کشور ما از همه جهت تحت فشار است. امروز نیز اگر قرار است ما در برابر نظام سلطه سر تعظیم فرود نیاوریم و تحریمها روی ما اثر نداشته باشد، اگر قرار است از بحرانهایمان بگذریم، گریزی نداریم جز آنکه مشارکت مردم را به رسمیت بشناسیم. اما وقتی مردم میآیند با آرا و سلیقههای خودشان میآیند. مردم ماشین نیستند، یک دکمه روشن و خاموش داشته باشند که بتوانیم به آنها بگوییم بیا، نیا. بیا، برو و...
و در مقام یک استاد فلسفه یک تحلیل تاریخی کردم. گفتم از زمانی که ما با مدرنیته و تمدن جدید غربی مواجه شدیم، وجدان اجتماعی و تاریخیمان شکاف برداشت و یک ملت دو پارچه و دو تکه شدیم. بخشی از این ملت، در عالم و فضای سنت و با اسطورههای دینی و مذهبی زندگی میکند؛ در تعطیلات به عتبات عالیات میرود و با امام رضا (ع) و کربلا عشق میورزد. اما بخش دیگری از مردم، در زیستِ جهانِ مدرن زندگی میکنند و به غرب چشم دوختهاند. آنها در تعطیلات به آنتالیا میروند و مرجع خبریشان را نه صدا و سیمای ما، بلکه بیبیسی و من و تو میداند. اینها یک واقعیت است و اگر از من عبدالکریم بپرسند بزرگترین معضل این کشور چیست؟ میگویم غلبه بر این شکاف و دوگانگی. مسأله اصلی ما نه عدالت، نه آزادی و نه امپریالیسم است؛ و گفتم نهضت مشروطه شکست خورد، زیرا ملت ما یک دست نبود و مشروطهخواه در برابر مشروعهخواه قرار گرفت. شیخ فضلالله نوری را به دار کشیدند و بعد از آن نهضت مشروطه هم شکست خورد. نهضت بزرگ ملی ما شکست خورد، زیرا کاشانی و مصدق دست در دست هم ندادند و در روبهروی هم قرار گرفتند و از دل آن کودتا بیرون آمد. نظام پهلوی هم خواست برنامه توسعهاش را پیش ببرد و فقط نوگرایان را به حساب آورد، اما بخش سنتی جامعه را خس و خاشاک محسوب کرد. بخش سنتی جامعه با برنامه توسعه نظام پهلوی سازگار نشد، چوب لای چرخش گذاشت و سرنگونش کرد. امروز قدرت سیاسی در کشور من دوباره همان اشتباه را تکرار میکند. امروز انگار بخش سنتی جامعه ما شهروند درجه یک هستند و ما به آن دختری که کاکلش را بیرون میاندازد، بچههای نوگرا و بچههایی که در عالم غرب هستند، آن بچههایی که نه براساس فرهنگ شیعی و فرهنگ سنتی بلکه براساس ارزشهای جهانی خودشان را تعریف میکنند، وقعی نمینهیم درحالیکه همانطور که سردار شهید سلیمانی گفت آن دختری هم که کاکلش را بیرون میاندازد، بچه ما است.
همچنین گفتم امیدوارم حوادثی مثل حوادث سال ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۳۸۸ در این کشور تکرار نشود و برادر در برابر برادر و بخشی از ملت در برابر بخش دیگری از ملت قرار نگیرد. حالا در این میان یک تجربهای را هم گفتم که من در سال ۱۳۸۸ برای آنکه بچههایم را کنترل کنم که کار اشتباهی نکنند، در میان جمعیت و شاهد این دوگانگی بودم. این حرف من تأئیدی شد بر دفاع از فتنه.
این چیزی بود که گفتم، اما از دل این حرفهای من دفاع از نظام سلطنت درآمد! که فکر میکنم بد فهمی کلمه ضعیفی برای توصیف این ماجرا است بلکه فکر میکنم اینجا اتفاق دیگری افتاده که بعدا خواهم گفت.
من تاکید کردم ما امروز یک کشتی در گل نشسته داریم؛ این کشتی در گل نشسته را هیچ نیرویی نمیتواند از گل بیرون بیاورد جز در پرتو وفاق ملی. هنوز هم که هنوز است بر سر این حرفهایم هستم. اگر قرار است در برابر نظام سلطه مقاومت کنیم، جز وفاق و وحدت راه دیگری نداریم. اگر این جرم است، از دانشگاه بیرون میروم.
۶ ماه به من حقوق ندادند
این کل فضای بحث آن روز من است و براساس آنچه که گفتم دیگر حوادث تکرار نشود و اینکه خودم شکاف را لمس کرده ام، حمل بر دفاع از اصحاب فتنه شد. به خاطر این جمله ۶ ماه من را اخراج کردند و ۶ ماه به من حقوق نداند و تمام شد.
من به دادگاه رجوع کردم و دادگاه حق را به من داد و حکمی داد که حکمش همراه من است که براساس آن باید آنها حقوق من را پس میدادند، اما گویی حکم دادگاه حرمت نداشت و آنها در برابر حکم دادگاه ایستادند.
بعد از ۲ سال، در ۱۵ مرداد ماه سال جاری جلسه تجدید نظری گذاشته شد و برای آن که رویم کم شود، حکم اخراجم صادر شد. جلسه تجدید نظر به درخواست همان شاکی اول برگزار شد و من نمیدانم او چه کسی بود.
من استدعا میکنم که بچههای اطلاعات سپاه و بچههای وزارت اطلاعات دخالت کنند.
یک نکته دیگر بگویم. حدود ۲ سال است که عبدالکریمی یگانه شخصی است که پرچم ضرورت وفاق ملی را در این کشور بلند کرده است و به خاطر این پرچم از همه طرف دچار حمله شده است. وقتی من در بیبیسی حضور یافتم و به نقد جریان روشنفکری پرداختم، یکی از نیروهای انقلابی و اصولگرا که از بستگان استاد مطهری بود گفت عبدالکریمی به خاطر این کشور، دست به خودکشی سیاسی زد. روزی نیست که از طرف بچههای مجاهدین خلق مورد حمله و ترور شخصیت قرار نگیرم. در چنین شرایط تاریخی، در برابر جریان گروهی که میگوید در برابر هیچ گوریلی نمیتوان شطرنج بازی کرد، با ندای ضرورت وفاق ملی، همواره از همه دعوت کردم که برای نجات کشور کینهها را کنار بگذارند و دست در دست یکدیگر دهند.
درست در زمانی که این وفاق داشت شکل میگرفت، کشور نیاز به آرامش دارد و زمانی که یأس و ناامیدی جوانانمان را در برگرفته است و هر لحظه ممکن است اتفاقی، چون حوادث سال ۱۳۹۶ در کشور رخ دهد، کسی، چون من که به خاطر عشقم به این کشور بارها گفته ام زندگی در زندان اوین را به زندگی در اروپا ترجیح میدهم، چون با زندانبان آن نسبتی دارم که با همسایه ام در اروپا ندارم و برای به ثمر رسیدن وفاق ملی تلاش میکنم، ناگهان اخراج میشود!
من فقط میخواهم یک حقیقت را بگویم و آن این است که آقای نوریزاد حدود یک ماه پیش از زندان بیرون آمد و با همسرش به دیدن من آمد. او گفت عبدالکریمی حرفهایت من را تحت تأثیر قرار داده است. خانمش گفت:" من هم فکر میکنم از طریق این حرکتها، شوهر و پسرم از زندان درمیآیند. ما هم فکر میکنیم مشکلات ساختاری هستند و باید به طریق دیگری با مسائل برخورد کنیم".
من گفته بودم که مشکل اصلی ما جمهوری اسلامی نیست، مشکل اصلی ما عدم توسعهیافتگی و یک معضل ۳۰۰ ساله است. این یک مسأله سیاسی نیست و ربطی به چپ و راست ندارد؛ و من باید احمق باشم که فکر کنم با روی کار آمدن یک جریان مشخص، معضلات ما حل میشود. مثل اینکه تصور کنید من بگویم اگر جاسبی رئیس دانشگاه آزاد شود، دانشگاه آزاد از نظر علمی سطح پایینی دارد و اگر ولایتی یا تهرانچی به این سمت برسد، ما قطب علمی جهان سوم میشویم. من بارها گفتم اگر میرحسین موسوی به قدرت میرسید، فقط شش ماه بعد از آن، شعار مرگ بر میرحسین کل کشور را میگرفت. این فهم من دانشآموخته فلسفه است.
پس در واقع شما به خاطر سخن یا حرکتی در دانشگاه اخراج نشده اید؟
اینکه گفتهاند عبدالکریمی به خاطر زدن حرفهای خارج از حیطه درس در کلاس، از دانشگاه اخراج شد، دروغ محض است. امروز نیروهایی در پشت پشتوانههای انقلاب جمع شدهاند که به راحتی دروغ میگویند و این خیلی زشت است.
اصلا فکر کنید عبدالکریمی یک اپوزیسیون است و ۴۰ سال است تلاش میکند به جمهوری اسلامی ضربه بزند، فکر میکنید در همه این سالها توانسته بودم به اندازه اینکه این اخراج و موجی که در جامعه ایجاد کرد و اخباری که سر آنتن رفت و مصادرهای که برخی از رسانههای زرد کردند، به نظام جمهوری اسلامی ایران ضربه بزنم؟
تاوان این ضربه زدنها به امید ملت را چه کسی باید بدهد؟ ممکن است که این فرد، یک نیروی نفوذی باشد و درست در زمانی که دولت سیزدهم روی کار آمده و یک امید در دل مردم کاشته است، موضوع اخراج من را مطرح کرده و بر سر زبانها انداخته است. فقط کسی که در این کشور اختلاس کرده، به این کشور خیانت نکرده است.
تحلیل من این است که اعتقاد ندارم دستور از بالا بوده؛ معتقد نیستم هیأت امنا و رئیس دانشگاه از چرایی اخراج من خبر داشته باشند. یک مشت نیروی نادان که به مدت ۴۰ سال گفتمان انقلاب را خفه کردهاند، پشت مسأله هستند و اگر این شرایط اصلاح نشود تمام خون شهیدان از بین خواهد رفت چنان که تا به امروز بسیاری از ارزشهای انقلاب پایمال شدند.
من استدعا دارم با فرد مقصر در اخراج من برخورد شود البته اصلا مسئله عبدالکریمی نیست. چرا باید عدهای به خودشان این اجازه را بدهند که یک استاد دانشگاه را از دانشگاه اخراج کنند؟ هماکنون ممکن است کارم، زندگیام و خانوادهام متلاشی شوند، این موضوع اصلا مهم نیست؛ گرچه در یک نظام اسلامی بسیار مهم است. مگر این نظام اسلامی نیست؟ اما شما با ارزشهای انقلابیتان خودتان به خودتان رحم نمیکنید.
یک شخص وابسته به امپریالیسم و نیروهای برانداز اگر میخواست به نظام جمهوری اسلامی ایرانی ضربه بزند، آیا میتوانست چنان ضربهای را که یک احمق به این نظام زده است، به آن بزند؟
من به کسی که باعث اخراجم از دانشگاه شد میگویم صلاحیت این شغل را نداری. در زمانی که آمریکا، تحریم، ترکیه و طالبان کشورمان را تهدید میکنند و ملتمان با مشکلات زیادی مواجهند و ما نیاز زیادی به همدلی داریم، اخراج عبدالکریمی به چه جرمی بوده و به چه معنا است؟ آیا به خاطر یک سخنرانی او را اخراج کردید؟!
نکته بعدی این است که قوه قضائیه حکم داده است، تو حکم دادگاه را به اصطلاح زیر پا گذاشتهای و عبدالکریمی را اخراج کردهای؟ این یعنی حکومت عباس قلیخانی. این یعنی آنارشیسم و فروپاشی اجتماعی.
قوه قضائیه، قوه مقدسی است. قاضی حتی اگر رشوهگیر باشد، باز هم حرمت دارد. نباید حرمت قوه قضائیه ریخته شود. تو قوه قضائیه را نادیده گرفتهای، در صورتی که قاضی گفت حقوق عبدالکریمی را بده به حکم دادگاه دهنکجی کردی و گفتی اخراجش میکنم؟ این یعنی نابودی همه چیز.
اگر قاضی به ضرر من عبدالکریمی حکم دهد دستش را میبوسم. او باید باشد وگرنه این جامعه میپاشد. من از آقای اژهای استدعا میکنم با این مسئله برخورد کند.
مگر به دوران قجر، ملوکالطوایفی و عباس قلیخانی برگشتهایم که اگر کسی رئیس دانشگاه شد، هر کاری توانست، بکند؟
بعد میبینیم بخشنامهای کردهاند و در این بخشنامه گفتهاند که ریاست عالیه دانشگاه بنابه صلاحدید حق دارند استادی را از دانشگاه اخراج کنند. وقتی به دیوان عدالت اداری میرویم و میگویند دانشگاه آزاد از سازمان استخدامی کشور شکایت نمیکند. به دادگاه خصوصی میرویم و میگویند دانشگاه یک نهاد عمومی است و یک دادگاه عمومی باید به مسأله رسیدگی کند.
این کل قضیه است. خود شما قضاوت کنید!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
قبیله یعنی یه نفر،همخونی معنا تداره،همبستگی خوابیه که تعبیرفردانداره.
اصولا دانشگاه ازاد با این مدیریت ضعیف آقای طهرانچی، نمی دونه که چی کار می کنه. فقط برای نمایش، اخراج می کنه بعد هم وقتی هجمه رسانه ای رو می بینه، اخراجی رو بر می گردونه.
چند تن از اساتید دانشگاه ازاد تهران مرکز را بدلیل انتقاد به حقوق در فضای مجازی اخراج کرده اند به همین سادگی
مشابه با این مورد ... دهها مورد دیگر عضای هیات علمی هستند که با عنوان محرمانه و بدون دلیل مشخصی از ادامه کارشان در دانشگاه ازاد اسلامتی ممانعت بعمل امد و با اخراج محترمانه ولی به اسم استعفا از خدمت انها جلوگیری شد ، نمونه های ان در دانشگاه ازاد واحد تهران غرب... و یا سایر واحد ها موجود است... وقت ان است که این پرونده های مسکوت مانده مورد بررسی قرار گیرند.
جو دانشگاهها طوریه که آبدارچیاشم احساس میکنن خدای کوچکی هستند روی زمین رئیس و معاون و کلانترش بماند
دانشگاهها با این روندی که پیش گرفتن روز به روز فاسدتر و پوچ تر میشن
دشمن دانا که غم جااااااااااااان بود
بهتر از آن دوست که نادان بود
طرزحرف زدنش درست نیست داره دلسوزی میکنه ولی ضربه هم میزنه .مثلا مردم عادی زیاد حرفها وکارهای اردوغانو تحلیل نمیکنن .الان توحرفاش از روی دلسوزی میگه ترکیه وطالبان ایرانو تهدید میکنن.همین ایجادترس وتشویش وصحبتهای دیگه اش که الی ماشاالله.یافتنه ۸۸ اینقدرمبهم بوده که بچه هاتوبکشی کنار .....
ایشون یک استاد فلسفه هستند و یک استاد فلسفه وظیفه اش تحلیل مسائل است به خصوص چنین مسائلی. اگر امثال ایشان چنین تحلیل هایی ارائه ندهند و ایرادات را کشف نکنند و انتقاد نکنند پس چه کسی باید هشدار های لازم را بدهد؟ چه کسی باید روشنگری کند؟ کاملا متفکرانه تبیین کردند و درست گفتند صحت حرف ایشون در تاریخ ایران کاملا مشخص است. تفرقه تنها عامل شکست است. متاسفانه الان مملکت دو قطبی شده . و ایشان خیلی خوب تبیین کردند . متاسفانه من هم به این نتیجه هستم یک عده مانع پیشرفت ایران در تمام ابعاد هستند ولی چه کسانی و با چه اهدافی نمی دانم. مدت هاست که به این نتیجه رسیده ام. انسان های اهل تفکر به خوبی این خلا را درک می کنند اکثر مردم متفکر نیستند هرچند تحصیلات عالیه داشته باشند آنهایی هم که اهل تفکر اند یا سخن نمی گویند یا اگر می گویند باید اخراج شوند واقعا متاسفم! .مگر اینکه کَیِّس باشند یا پاچه خوار. واقعا جای تاسف داره
فقط خدا باید کمکش کنه
متاسفانه مدت مدیدی است که در راس دانشگاه آزاد، افراد بی مسئولیت قرار گرفته اند !
واقعاً جای بسی تاسف است که حتی استاد دانشگاه هم نمیتواند نظرش رابراحتی ابراز کند...!!
نظرمخالف محترم است حتی اگر هیچ کس قبولش نداشته باشد
اون فردی که باعث اخراج ایشان شده بسیار کوته بین است ....
جای مسئولین دراین گونه مسائل کجاست؟؟مگه مملکت هرکه هرکه ای شده؟وهرج ومرجه؟اگه مسئولی دل سوز نظام باشد باید با این موضوع شدیداً برخورد کند
این چه دانشگاهی است که استاد ش به خاطر حرف زدن اخراج می کند مگر استاد کاری جز حرف زدن میتواند انجام دهد
درود بر ادم راستگو . دکتر حرف شما حرف مردم ایران است
اگر قرار است در برابر نظام سلطه مقاومت کنیم، جز وفاق و وحدت راه دیگری نداریم
من فکر میکنم آقای عبدالکریمی ادبیاتش مشکل داره ولی قلبن وطن دوست و بچه مسلمونه.
ادبیات ایشون هم مشکلی نداره
سلام خداوند تحمل شنیدن نظر مخالف را به همه عطا فرماید
صاحبان صنایع و شرکتها ایشان را استخدام کنند
هیچ قضاوتی نمی توان کرد زیرا بسیاری از واقعیات در پرده ابهام است، اما اساتیدی هستند که علیرغم ابراز دیدگاه های ناهمخوان با انقلاب اسلامی همچنان بر سر کار هستند. متاسفانه! اساتیدی که ریشه تفکر انقلابی را در دانشگاه ها می خشکانند و برای نظام شاخ و شانه می کشند اگر هم کسی بگوید بالای چشمت ابروست شانتاژ بازی راه می اندازند. این حق جمهوری اسلامی نیست که برخی اساتید با آن می کنند. در نظام جمهوری اسلامی برای آمریکا و غرب شاگرد پرورش می دهند.
همینکه به منافقین ، مجاهدین می گه وضعش ملعومه
خوب اسم شما مجید دشمنات بهت میگن جمید همه باید بهت بگن جمید یعنی هرکی بهت گفت مجید یعنی موافق تفکرات شماست.
اول که اسم گروهشون رو مجاهدین گذاشتن و با این اسم تو دنیا شناخته میشن.دوم اینکه همه مردم ایران میدونند که اون ها منافق هستند و هیچ کسی درش شکی نداره.سعی کنیم به جای برخورد های بچه گانه با مسایل واقعیت ها رو درست ببینیم و باهاش برخورد کنیم
اره ملعومه
اصلا حرفی هم زده خب چی شده مگر ، دنیا به آخرکه نرسیده بابا نکنید از این بچه بازی ها، آقای عبدالکریمی را برگردانید سرکارش ، سعی کنید این کارها آبروی جامعه را نبرد، اگر آقای عبدالکریمی برگردد بهتر است ،از فردا آقای عبدالکریمی شما هم ندیده بگیر و انشاله از اول مهر برو سرکلاس ، هر کس هم گفت نیا اینجا اصلا توجه بهش نکن
تفکر و اندیشه دکتر عبدالکریمی بسیار بلند و خالص است و شاید از نظر بعضی از اندیشمندان نقاط ضعفی داشته باشد اما شجاعت ، صراحت ، صداقت و دردمندی در حرفهای ایشان موج میزند و فقط کوتوله های فکری که توان فهم و پاسخ گویی منطقی ندارند میتوانند باعث این وضعیت شرم آور و نگران و نا امید کننده شوند
درود بر شرفت.
بنظر میرسد سخنرانی این آقا شاید واقعیت باشد ولی باید از هرگونه عملی که مورد استفاده دشمن علیه این ملت باشد جدا خوداری کرد باید رعایت موضوع خصوصا علما واجب است ثانیا همه میدانند غرب سعی در سنت شکنی و تبلیغ حرکات غیر دینی دارد و آقایان سعی در عمیقتر شدن این شکاف عالما و عامدن دارند چرا معایب آنتالیا بیحجابی سگبازی شلوار پاره شرابخواری همجنسباز قماربازی ویرانی خانواده خودسری فرزندان بیعاری تنبلی نسل جدید اسیبهای محیط مجازی ظلمهای غرب در طول تاریخ نسبت بهاین ملت و سایر ملل مسلمان ووو کهاین آقایون خوب بلدند چیزی نمیگویند چرا وقتی یک دانشجو در سطوح مختلف علیه موارد سخن میگوید بیسواد سهمیای و آمل میخوانند و کسیکه باطراوت باشد باسواد و پیشرفته تلقی میشود حتی دانشجوی دکترا در دانشگاهها جرات دفاع از دیدگاههای خود در برابر دیدگاههای غربی را بدلیل انتقام گیریشاید نمره شاید پایاننامه و خیلی شایدههای دیگر را از دست دادهاست چرا در کلاسها وقتی صحبت از فرهنگ غربی میشود مورد تشویق است ولی برعکس موجب تنش است چون از طرف استاد مورد پذیرش نیست چون نفوذ کار خودش را کرده استوری مطلب فرهنگ غربی گفته میشود کمتر مورد دفاع قرار میگیرد در واقع فرهنگ غربی چون این مانند سمی است بر جوامع متمدن شرق که غرب میخواهد با تمدن دویست ساله آنرا از بین ببرد چون زدن این حرفها مورد تشویق مالی رسانهای اجتماعی حتی اداری و دانشگاهی آنان قرار میگیرد اکثر استادان ژست استادی سرکوفت به دانشجویان میهن پرست صادق مومن سنتگرا که مخالف مواد فوقالذکر است میباشد این موضوع از اول انقلاب یک غده چرکین و متعفن که گاه گداری سرباز میکند به مشام میرسد و مشکل آن جبهه ضد انقلاب که غرب از این راه به موفقیتهای دست یافته است روش قهری خیلی برا درمان این غدهها چندان موثر نخواهد بود بلکه همین آقایان تشریف بیاورند صدا وسیما و از مزایا و معایب این فرهنگ سخن بگویند و موضع خودشان را روشن کنند بعضی آقایان ندانسته با پول دانشگاه علیه ملت کار افسر فرهنگی غرب ضد انقلاب عمل میکنند وبدتر از آن از کار بسیار غلط دفاع میکنند و جبهه ناحق را بحق به تصویر میکشند و بعنوان افسر مخفی نفوذی در دانشگاهها عمل میکنند یه عده از این آقایون عالما اعتقادی به دین و مذهب و سنت و مملکت میهن و غیره ندارندفرهنگ غربی را باشمارش مزایای آن در غالب حقوق بشر آزادی و عدالت وغیره از نوع غربی راتبلیغ میکنند و هیچ وقت ازجنایت حقوق بشری کشتار مثله کردن فرزندان حتی در غرب و سوغات آنان که جنگهای متعدد جهانی اول و دوم و تسلیحات آن جنگهای منطقهای و کشتار میلیونها انسان چیزی نمیگویند باید صداو سیما علمای باوجدان مراکز فرهنگی و دانشگاهها میدان را برا سوئ استفاده غرب و ایادی آنان و بدتر از آنها کسانیکه نادانسته آب به آسیاب آنها میریزد نکرد وسلام دانشجوی دکترا
سلام آقای دکتر خوب به اسمت گیر ندادند!
راست میگییا!!!!
تفکرات سست عبدلکریمی.....
شما تفكر محكمت رو بگو ما ياد بگيريم
تحدید جامعه علمی موجب «عقب ماندگی مزمن» می شود. اما تهدید جامعه علمی، انتهای سقوط و اضمحلال است. در جامعه علمی، به خیال، مجال دهید نمی دانید چه دستاوردهایی می تواند داشته باشد حتی خیال های خیل کوچک.
مابایستی نقد پذیر باشیم تابتوانیم نقاط ضعف خودرا پیدا وجلوی نفوذ بیگانگان رابگیریم اگرنقدی نشود وحتی اگر به مذاق خوش نیاید وفقط چاپلوسی شود چگونه متوجه روزنه نفوذ دشمن شویم شرکت های گوگل و... هزینه میکنند نقاط ضعف خود رابیابندچرا ماحاضر به هزینه نیستم
غیر از بحث نقد پذیری باید گفت اگر ایشان اشتباه هم کرده باشند دموکراسی چی میشه آزادی بیان چی میشه ایشان یک دیدگاه را مطرح کردند که حاصل مطالبشون بوده اگر دیدگاه اشتباه بوده یا به نظر بعضی خوب نبوده حالا چرا باید اخراج بشه. بدتر با این کار مشهورش کردید و طرفدار براش خریدید. حتی اگر اشتباه کرده باشند به حکم آزادی بیان و اینکه ایشان دیدگاهشان و حاصل مطالعاتشونرا بیان کردند برای من قابل احترامند
منافقین یا مجاهدین ؟!!!
ایشون نام ثبت شده این گروه رواسم بردتوسازمان ملل بری بگی منافقین نمی فهمند.
چرا پرت و پلا نوشتی
پس واسه چی اخراج شد. اگر این حرفها را نزده بود که الان سرکارش بود دیگه
دقیقا
باز هم اگر اون بالایی خبر نداشته باشن در زیر مجموعه شان چی میگذره مقصرن!
ایشان استاد توانمند هستند و از نزدیک می شناسم و در نزد دانشجوها و استادها احترام خاصی دارند. باید دست به دست دهیم در این زمان خاص. هم صحبت بودم با وی حرفهای درست و منطقی را می پذیرد. کمک شود فلسفه کارش نقد است.و باید هم باشد برای پیشرفت امور کشورداری
شناختی از ایشون نداشتم،کلی سخنرانی و ... از ایشون پیدا کردم،تو یکیش میگه من مفهوم اقدام انقلابی را نمیفهم یعنی چه، و در جای دیگر میگوید نفی غرب و آمریکا به مفهوم اثبات شما نیست،،به نظرتون بد میگه؟؟
اون بالایی ماشلا 30 تا شغل داره نمیدونه به کدوم برسه!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.