اشک تمساح رسانههای ضد انقلاب برای هنر انقلاب!
در کشاکش ماجرای آتشسوزی انباری در حوزه هنری و در حالی که حدود دو هفته از اصل ماجرا و یک هفته از ماجراهای حاشیهای آن میگذرد، روزنامهنگار دیروز شاغل در ایران و امروز «بی.بی.سی» فارسی در جلوی دوربین اشک تمساح میریزد که «همه نقاشیهای ارزشمند موجود در حوزه هنری در آتش سوخت و نجات دادن رستوران برای کارمندان حوزه مهمتر از حفظ نقاشیهای انقلاب بود.»!

میگویند در زمانهای قدیم، جهانگردی از کنار یکی از شهرهای ایران میگذشته که در کنار دروازههای شهر، چشمش به دو نابینا میافتد. میرود و در سفرنامه خود مینویسد: از کنار شهری گذشتم که همه ساکنانش کور بودند... .
حال حکایت امروز ما و عملههای رسانههای معاند فارسیزبان بیرون از ایران، حکایت همان جهانگرد و شهری است که به زعم او همه ساکنانش کور بودند.
به گزارش «تابناک»، در کشاکش ماجرای آتشسوزی انباری در حوزه هنری و در حالی که حدود دو هفته از اصل ماجرا و یک هفته از ماجراهای حاشیهای آن میگذرد، روزنامهنگار دیروز شاغل در ایران و امروز «بی.بی.سی» فارسی در جلوی دوربین، اشک تمساح میریزد که «همه نقاشیهای ارزشمند موجود در حوزه هنری در آتش سوخت و نجات دادن رستوران برای کارمندان حوزه مهمتر از حفظ نقاشیهای انقلاب بود.»!
اما دل سنگ آب میشود از این همه دلسوزی «م. ب» برای هنر انقلاب و مرحبا به آنها که در این یک هفته، هیزم آتش دشمنان علیه حوزه هنری را تهیه کردند و با عقده گشایی به جای نقد یک رخداد، آب به آسیاب دشمنان این مردم و سرزمین و انقلاب و ارزشها و هنر متعهد ریختند.
این افراد هیچ از خود پرسیدهاند، چرا امروز ضد انقلابهای خارجنشین هم فریاد «وا هنر متعهدا» سر میدهند و دلشان برای سوختن «همه! نقاشیهای انقلاب» در آتشسوزی «رستوران حوزه هنری» میسوزد؟
آنان که اطلاعات این چند روز را به گوش آقای «م. ب» در استودیو خبر «بی.بی.سی» فارسی رساندهاند، کاش به او میگفتند این آتشسوزی حدود دو هفته پیش در انباری کوچک در حوزه هنری رخ داده، نه در رستوران آن و آنچه در آتش سوخته، علاوه بر مقداری ـ به قول دوستان ـ «نخود و لوبیا»، چند تابلو بوده نه «همه نقاشیهای ارزشمند انقلاب» و سرانجام اینکه تنها یک روزنامه به این موضوع نپرداخته و یک هفته است، همه رسانههای نوشتاری و الکترونیکی، شرح ماجرا را برای مخاطبان روایت کردهاند.
البته هرچند ماجرای آتشسوزی انباری در حوزه هنری و سوختن چند تابلو در آن در یک هفته اخیر برای برخی رسانهها از نیترات موجود در آب تهران و زمان اجرایی شدن قانون هدفمند شدن یارانهها هم مهمتر شده، ولی اگر آتشسوزی در حوزه هنری برای عدهای نان نداشت، برای برخی دیگر آب داشت و آنها در این یک هفته تا توانستند از این آب گلآلود ماهی گرفتند.
به هر روی، این ماجرا هم دیر یا زود به پایان میرسد و چنانچه «تابناک» در خبر پیشین خود بدان اشاره کرد، امیدواریم با پیش بینی بهتر مسائل، دیگر شاهد چنین رخدادهایی نباشیم؛ اما نباید غافل بود که انتشار یک خبر و پرداختن به حواشی آن، نباید با عقده گشایی و سیاسی کاری خلط شود و نقد یک رویداد داخلی، محملی بشود برای فضاسازی رسانه های معاند تا همه داشته های ما را به طرفةالعینی نیست و نابود کنند.
حال حکایت امروز ما و عملههای رسانههای معاند فارسیزبان بیرون از ایران، حکایت همان جهانگرد و شهری است که به زعم او همه ساکنانش کور بودند.
به گزارش «تابناک»، در کشاکش ماجرای آتشسوزی انباری در حوزه هنری و در حالی که حدود دو هفته از اصل ماجرا و یک هفته از ماجراهای حاشیهای آن میگذرد، روزنامهنگار دیروز شاغل در ایران و امروز «بی.بی.سی» فارسی در جلوی دوربین، اشک تمساح میریزد که «همه نقاشیهای ارزشمند موجود در حوزه هنری در آتش سوخت و نجات دادن رستوران برای کارمندان حوزه مهمتر از حفظ نقاشیهای انقلاب بود.»!
اما دل سنگ آب میشود از این همه دلسوزی «م. ب» برای هنر انقلاب و مرحبا به آنها که در این یک هفته، هیزم آتش دشمنان علیه حوزه هنری را تهیه کردند و با عقده گشایی به جای نقد یک رخداد، آب به آسیاب دشمنان این مردم و سرزمین و انقلاب و ارزشها و هنر متعهد ریختند.
این افراد هیچ از خود پرسیدهاند، چرا امروز ضد انقلابهای خارجنشین هم فریاد «وا هنر متعهدا» سر میدهند و دلشان برای سوختن «همه! نقاشیهای انقلاب» در آتشسوزی «رستوران حوزه هنری» میسوزد؟
آنان که اطلاعات این چند روز را به گوش آقای «م. ب» در استودیو خبر «بی.بی.سی» فارسی رساندهاند، کاش به او میگفتند این آتشسوزی حدود دو هفته پیش در انباری کوچک در حوزه هنری رخ داده، نه در رستوران آن و آنچه در آتش سوخته، علاوه بر مقداری ـ به قول دوستان ـ «نخود و لوبیا»، چند تابلو بوده نه «همه نقاشیهای ارزشمند انقلاب» و سرانجام اینکه تنها یک روزنامه به این موضوع نپرداخته و یک هفته است، همه رسانههای نوشتاری و الکترونیکی، شرح ماجرا را برای مخاطبان روایت کردهاند.
البته هرچند ماجرای آتشسوزی انباری در حوزه هنری و سوختن چند تابلو در آن در یک هفته اخیر برای برخی رسانهها از نیترات موجود در آب تهران و زمان اجرایی شدن قانون هدفمند شدن یارانهها هم مهمتر شده، ولی اگر آتشسوزی در حوزه هنری برای عدهای نان نداشت، برای برخی دیگر آب داشت و آنها در این یک هفته تا توانستند از این آب گلآلود ماهی گرفتند.
به هر روی، این ماجرا هم دیر یا زود به پایان میرسد و چنانچه «تابناک» در خبر پیشین خود بدان اشاره کرد، امیدواریم با پیش بینی بهتر مسائل، دیگر شاهد چنین رخدادهایی نباشیم؛ اما نباید غافل بود که انتشار یک خبر و پرداختن به حواشی آن، نباید با عقده گشایی و سیاسی کاری خلط شود و نقد یک رویداد داخلی، محملی بشود برای فضاسازی رسانه های معاند تا همه داشته های ما را به طرفةالعینی نیست و نابود کنند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
البته نویسنده تابناک در مطلب خودش جواب خودش را داده:
"اما نباید غافل بود که انتشار یک خبر و پرداختن به حواشی آن، نباید با عقده گشایی و سیاسی کاری خلط شود"
متأسفانه اختلاف سطح حرفهای در بین نویسندگان و خبرنگاران تابناک خیلی بالاست.
بعضی وقت ها از خوندن مطالب بسیار ضعیفی مثل این که بیشتر شبیه روزنامه های دیواری بچه های دبستانی میمونه تا چند روز سری به تابناک نمی زنم. بعد دوباره یک مطلب جالب به صورت تصادفی از تابناک می خونم (از طریق بالاترین یا گوگل یا ...) و دوباره چند روزی سر می زنم بهش.
در ضمن من خیلی برای آقای بهنود احترام قائل هستم.
نمیدونم نویسنده این مقاله کیه ولی بعید میدونم کل سنش به اندازه سابقه روزنامه نگاری آقای بهنود باشه . زمانی که آقای بهنود روزنامه نگاری و نویسندگی رو شروع کردند بسیاری از نویسندگان شما به دنیا هم نیامده بودند . کاش انقدر میفهمید که برای منتقد و مخالف تمایز قائل شید .
بی شعوری از سر و پاتون میباره.تابناک مشمئز کننده بودی مشمئز کننده تر شدی .
آقاي تابناك مسعود بهنود جاي استاد توست. درثاني شك نكن شك نكن يك موي بهنود رو به 100 تا مثل تو و فارس نيوز و مابقي چماقي ها نميدهيم!
آشغالای مزدور به چه جراتی این استاد بزرگ را نقد می کنید، اون وقتی که شما به سیب زمینی می گفتید دیب دمینی استاد بهنود داشت تو مطبوعات قلم می زد.
من موندم کجای مطلب تابناک توهین یا دروغه که علمای اخلاق همه دست به کامنت شدند و خودشون رو نشون می دن. آخه شمایی که داری می گی چرا توهین شده که سرتاسر کامنتت فحش و ناسزاست عزیزم.
مرگ بر تارناک خائن
زیر زمین مجاور سینما کوچک در حوزه هنری محل قبور بزرگان بهائیت است
که بزرگترین آنان فاطمه قرت العین میباشد. فراموش نشود که این محل پیش از انقلاب حضیرتالقدس نام داشت
که عبادتگاه بهاییان محسوب میشد.
علت حساسیت این مقامات به این آتش سوزی این مسئله نبز میتواند باشد.
حرف حق را باید گفت و شنید حالا از زبان هر کی می خواد باشه شما هم بهتر حقایق را انچنان که هست چاپ کنید نه گزینشی
من یه چیزی بگم
چرا کا فکر میکنیم هر حرفی این خارج مشین ها زدن دارن چرت وپرت میگن؟
اقا موزه ما اتیش بگیره چیزه کمی هست؟نباید کسی پاسخ گو باشه ؟اخه این یعنی چی ؟شما این فاجعه که یه موزه اتیش گرفته رو ول کردید چسبیدید به این که چرا یه خارجی داره انتقاد میکنه و چرا گریه کرده؟
داستان ما هم شده حكايت پدري كه اسم پسرش و گذاشت رستم ، خودش از پسرش مي ترشيد. اين ور يه سري بهنود ، بهنود ميكنن حالا همه فكر ميكنن خيلي ديگه تك و بي نظيره !!!!!. مسعود بهنود واقعا يك عمله سياسي فرهنگي هستش كه هميشه در حال جيره خواريه BBC يه . اگه حتي حرف درستس هم بزنه ، نيتش به هيچ كس پوشيده نيست. اين آقا تا حالا شده از يك حركت مثبت فرهنگي اجتماعي توي ايران ، حرفي بزنه؟ سر و كله اينها وقتي پيدا ميشه كه يه اتفاق منفي ( عمدي يا سهوي) بيفته.
خفه شو اشغال تو لیاقت آورد ن اسم مسعود بهنود رو هم نداری
من مدتي در جايي شاگرد مسعود بهنود بودم و انصافا از خاطرات و تجربه هاي او بيشتر از تئوري هاي روزنامه نگاري استفاده كردم. اما هميشه دوست داشتم بهنود را در قالب يك استاد روزنامه نگاري ببينم و نه در حاشيه مسائل جهت دار...
گاهي اوقات استاد با ذهن تاريخي و توان ربط مسائل و هنر چيدن قطعات پازل به نتايجي مي رسه كه دور از انصافه... مثلا آمار غيرمستند يا نقل قول هاي اغراق آميز و...
كساني كه طرفداري مي كنند بايد واقع بين باشند. كساني هم كه با الفاظ جهت دار انتقاد مي كنند بايد لطيف تر پيش بروند...
این همه چرت و پرت رو از کجاتون درمیارین؟
من به عنوان يك ايراني فقط فقط مي توانم ابارز شرم و برائت از مليت كنم همگي دعوايتان بر سر لحاف ملا نصر الدين است.
نه شما رسانه اي مستقل هستيد كه بيانگر نظرات كليه طيف ها باشيد نه دغدغه فرهنگ و هنر را داريد
فقط ناني به نرخ روز مي خوريد روزگار سپري مي كنيد
و متسفانه اين مورد در سرتا پا كل مملكت و نظام و .... تسري يافته
احتمالا نویسنده این مطلب خیلی عقده داره که نتونسته به گرد پای بهنود برسه.آخی بیماری روانیه دیگه...
اموزه هاي ديني به ما ميگه: نگاه نكن چه كسي حرفي را مي زند ببين چه مي گويد؟
معلوم شد که نویسنده این مطلب تو خونه اش ماهواره داره و بی بی سی را تا پاسی از شب نگاه می کن چون این صحبت آقای بهنود ساعت یک بامداد از برنامه صفحه دو پخش شد
ظاهراً آقایان توی تابناک معتقدند که برای دلسوزی هم باید از نهادهای مورد تأیید!!! مجوز گرفت.
خداوکیلی تابناک تو کل هیات تحریریت کسی داری به گرد پای بهنود برسه
کسانی که فحش دادند و بی ادبی کردند حتما همانهایی هستند که همیشه ژست " ادب مرد به ز دولت اوست " را می گیرند تابناک تو کارت را بکن کسی که ندا مسعود بهنود مزدور اجنبی پرست چرا این حرفها را زده مطمئنا خیلی چیزهای دیگر را هم نمیدونه خودت را زیاد ناراحت نکن
بدبخت بي سواد مگه سواددليل انسانيته
تابناک عزیز
انظر ما قال و لا تنظر من قال
حرف درست و صحیح رو باید بی تعصب از هر کسی پذیرفت.
عمله جدوابادته بیشعور
احتمالا نویسنده این مطلب خیلی عقده داره که نتونسته به گرد پای بهنود برسه.آخی بیماری روانیه دیگه...
پسر جان شما حالا حالاها بايد شاگردي استاد بهنود را بكنيد. بگذاريد غوره بشيد بعد در خصوص ايشان قلم بزنيد
دلتون براي نقاشي هاي سوخته ميسوزه ولي براي دلهاي سوخته ملت ايران نه
«می بینم که دو زاری هایی مثل شما به مسعود بهنود می گن عمله ! خاک تو سرتون که با این طرز فکراتون این سرزمین رو به گه کشیدین»
در پاسخ به کسی که متن بالا رو نوشته:
میتونی بگی از چی ناراحتی!! که اینطوری از بهنود با اون سابقه روشنش دفاع می کنی؟؟!!!!
چه ربطی داره بدبختا! اگه کسی الان به خاطر سوختن تابلوی نقاشی رضاشاه دل بسوزاند به خاطر دلبستگی اش به رضاشاه نیست. به خاطر این است که به هرحال این هم قسمتی از تاریخ و فرهنگ و هنر این مرز و بوم است. عجیب است که شعورتان این قدر هم نیست!!!
غیرت همونا از شما تابناکی ها بیشتر ه
در این جهل بمانید که بمانید(از نوع جهل مرکب)
باید با ادب حرف زد حتی مقابل کسی که بی
حرمتی کند این درس قرآن واسلام پاک وناب به هر مسلمان است
آخه گوساله هنوز مادرت تو رو نزائیده بوده بهنود به فرهنگ این مملکت خدمت میکرده اونوقت تو ... نشسته این چرت و پرت ها چیه مینویسی پاچه خواری حدی داره!
عمله تويي تابناك حقوق بگير
چندتا تابلو کجا و از دست دادن هنرمندانی که برای نقاشی تابلوی عزت و سربلندی این آب و خاک جونشون رو دادن کجا؟
هنرمندان واقعیی که در مقابل دشمنان قسم خورده این انقلاب و کسانی مثل همین خائن های اونور آب که مملکت رو ول کردند و رفتند، تا آخرین قطره خون ایستادن کجا؟
آخه تارناک لجن تو که خودت مفت خور دولتی
لطفآ این سایت تخمیتان را تعطیل کنید .
مردانه زندگی کنید.
همچین اشک تمساح هم نبود یک انتقاد ساده بود وجالبه ایشون از روزنامه جام جم تشکر کرد که به این مطلب پرداخته در صورتی که اگر هدفش سیاسی بود هرگز از جام جم تشکر نمی کرد ولی شما سیاسی دیدید و عصبانیتان هم احتمالا از تعریف این شخص از جام جم است
همه شما بچه ژورنالست ها بايد بريد پيش مسعود بهنود شاگردي كنيد...زورت گرفته تابناك!!
تا یکی پرده ای از شاهنامه ی گندتون رو می گه می شه تمساح
دقیقا با فارس مسابقه دارید
آدمهاي بي شعوري مثل نويسنده اين مطلب مزدور ديكتاتورند نه آدم شريفي مثل مسعود بهنود
با نشون دادن نظرات کاربرانی که فحش دادن میخوان ثابت کنین که ته دموکراسی و آزادی اندیشه هستین.
ما فهمیدیم. اصلا کی گفته که ممکنه شما خودتون این فحش ها رو نوشتین یا فقط فحاشی رو نمایش میدین.
همه میدونن اینجا آزادی اندیشه در سطح تیم ملیه.
خر تر از تارناک به عمرم ندیدم
اگه اين يارو به قول طرفداراش با سواده !!! كه بايد اون لغت بي ادبي كامنت اول رو زد به دهن هر چي اين جور با سواده آخه كدوم آدم باشرف وطن پرست (حالا مسلمونيش بماند) حاضره بره واز رسانه دشمن اين آب و خاك نداي وا اسفا سر بده آخه جيره خوري شاخ و دم كه نمي خواد فقط يه كم مثل اين آقا سر سپردگي نياز داره !!!!!! .
تابناک عزیز خودتی!
من میگم هر کی هر جا واسه ایران دلش بسوزه عزیزه!!والسلام
تابناكه تيره ناك....تو ديگه بتمرگ....بده آدم هم از توبره بخوره هم از آخور....بحق امام زمان بساط اين دغل كاريها هر چه زودتر جمع شه
1. عمله کسی است که در ازای کاری که میکند حقوق میگیرد. چه مسعود باشد چه کامبیز.
2. بیشتر دوستانی که از عمله بودن مسعود شاکیاند و آن را توهین و تهمت میدانند، خودشان در کامنتها حداقل یک فحش و توهین درج کردهاند. سپاسگزاریم از این همه ادب و متانت.
3. مسعود کدام حرف حق را زده؟ اینکه تمام نقاشیهای ارزشمند انقلاب در آتشسوزی رستوران حوزه هنری سوخته، تنها یک حرف حق دارد و آن آتشسوزی در حوزه هنری است. بقیهاش دروغ محض است.
4. باقی بقایتان.
کی این خبر دوزاری رو تنظیم کرده برات خیلی متاسفم برادر ارزشی بسیجی , چرا بدتون اومده چون یغتونو گرفتن , چون عرضه نکردید آتیش خاموش کنید , همین امثال شما کار ما رو به اینجا کشوندن , بعدش مثل اینکه یه چند وقت حدود 31 سال همه چیز توی ایران رو صاحب شدید و فکر میکنید همه چیز واسه خودتونه و جز خودتون کسی حقی نداره براش دل بسوزونه
نه داداش تموم شد رفت
تابناک جان از شما انتظار بیش از این می باشد چرا ایشان را عمله معرفی کردید؟ توجه داشته باشید که بی بی سی چرا موفقیت بدست آورده؟ چون تاکنون در برنامه هایش به هیچ کس توهینی نکرده و خودش را بی طف جلوه داده(انتظار چاپش را دارم)
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.