ماجرای غزاله و آرمان؛ پرونده قتلی که مقتولش پیدا نشد
ماجرای غزاله و آرمان از جمله مشهورترین پروندههای جنایی کشورمان است که سالها در کانون توجه عموم قرار داشت و در نهایت بعد از ۸ سال از قتل غزاله، با اعدام آرمان پایان یافت. پروندهای که حالا بار دیگر به دلایلی داغ شده است.

به گزارش «تابناک»، آرمان پسر نوجوانی بود که در ۱۷ سالگی متهم به قتل دوستش غزاله ۱۹ ساله شد؛ پایان ارتباط دوستانهای که در سفر نوروزی آنها با خانوادههایشان به آنتالیا (ترکیه) و از بسکتبال بازی کردن با یکدیگر شروع شده بود، به ارتباط بعد از سفر و دوستی انجامید و در نهایت بعد از دو سال دوستی، به پایانی تلخ رسید؛ قتل غزاله و در نهایت زندان طولانی مدت و اعدام آرمان.
این چکیده و خلاصه ماجرای غزاله و آرمان است که حالا به بهانه اکران یک فیلم سینمایی، فیلم بی بدن، بار دیگر بر سر زبانها افتاده و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. پرونده جنایی پیچیده و خاصی که از مشهورترین پروندههای جنایی در کشورمان است.
داستان زندگی کوتاه غزاله شکور و آرمان عبدالعالی که از حوالی نیمه اسفندماه (۱۲ اسفند) سال ۱۳۹۲ در قالب پروندهای پلیسی و بعد قضایی پی گرفته شد چراکه در آن روز غزاله به بهانه مراجعه به دکتر پوست از محل کار مادرش بیرون زد و بعد از ساعتی تلفن همراهش خاموش شد و دیگری اثری از وی دیده نشد. نه از خودش و نه حتی از جنازه و جسدش!
سه نکته بسیار مهم در این پرونده وجود داشت که باعث شده افکار عمومی نسبت به آن حساسیت زیادی نشان دهد:
اول آنکه هیچ نشانی از جسد مقتول در دست نیست ولی قضات به این نتیجه رسیدند که قتل واقع شده است. نکته دوم حساسیت هایی است که نسبت به اعدام و بخشش وجود دارد و نکته سوم مربوط به وضعیت آرمان بود؛ آنطور که قانون تکلیف کرده باید برخی متهمان از جمله متهمان به قتل تحت معاینه روانشناسی قرار گیرند و روانشناس پرونده آرمان هم در دادگاه گفته بود او مشکل عصبی و انزوای بیش از حد دارد و وضعیت روانی او در زمان حادثه محرز است.
فهمیه حسینی در صحن علنی دادگاه کیفری یک گفت: آرمان در زمان حادثه دچار افت شدید تحصیلی بوده و معدل او در آن زمان هفت بوده است. او دچار مشکلات روحی شدید بوده است. بعد از بازداشت و در زندان هم او در کارهای گروهی شرکت نمیکند و دوستی در زندان ندارد. در همه کارهای گروهی ناموفق است و فقط درسخواندن که یک کار فردی است را خوب انجام داده است. او بسیار کم حرف میزند و هیچ دوستی ندارد. قبل از زندان هم این وضعیت را داشته است و این نشان از مشکل عصبی و انزوای بیش از حد آرمان دارد.
روانشناس پرونده در ادامه به نامه غزاله اشاره کرد و گفت: از نامهای که از غزاله به جا مانده است، هم آمده که آرمان «بچه است»؛ رفتارهای بچگانه دارد. بنابراین عدم درک عقلی آرمان با توجه به وضعیت تحصیلی وی در زمان حادثه و وضعیت روانی او و همچنین نامه غزاله محرز است. بنا بر این گزارش قضات بعد از بررسی پرونده رأی خود را اعلام خواهند کرد. با این حساب می توان گفت شاید آرمان سلامت روان نداشته و متوجه عواقب عمل خود در اقدام به قتل غزاله نبوده است.
البته این جزییات در پرونده مضبوط است و دسترسی به آن جز برای طرفین پرونده و وکلایشان مقدور نبود و نیست.
با وجود این سه نکته، هادی صادقی، رییس شوراهای حل اختلاف کشور معتقد بود که میتوان از خانواده غزاله، رضایت گرفت. او در پاسخ به سوالی درباره پرونده آرمان عبدالعالی گفته بود: همچنان در تلاش هستیم که در این پرونده رضایت خانواده مقتوله را بگیریم.
او افزوده بود: درباره این که این فرد مجرم است یا نه، نباید قضاوت کنیم زیرا این پرونده جزییات بسیار دارد و مسایل مختلفی در حاشیه این پرونده مطرح است بنابراین قضاوت در این پرونده سخت است. دهها قاضی در این پرونده ورود کردند و پرونده با دقت بررسی شده و دو مرتبه در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفته است.
رئیس مرکز توسعه حل اختلاف کشور گفته بود: مردم از نظر اتقان حکم صادره تردید نکنند زیرا براساس شواهد موجود حکم قتل صحیح است هرچند طبیعتاً ناخواسته بوده و قاتل هدف قبلی نداشته و این اتفاق پیش آمده است. این جوان سابقه جنایی نداشته و جنایتکار حرفهای نیست. گاهی افراد در یک لحظه حادثهای پیش میآید و خطایی می کنند. البته در این خطاها عمد بوده اما با قصد قبلی نبوده است. خانواده مقتول و محکوم خانوادههای محترمی هستند و ما هر دو خانواده را دیدیم و با آن ها صحبت کردیم. آرمان عبدالعالی زمانی که به زندان میرود، در حال اخذ دیپلم بوده اما در زندان فوق لیسانس خود را نیز اخذ کرده است.
رئیس مرکز توسعه حل اختلاف کشور گفت: باید به خانواده مقتوله حق داد که داغ بزرگی دیدهاند و از طرف دیگر جنازهای هم در کار نیست و از این خاطر نیز خانواده مقتوله آزرده خاطر هستند. اکنون شرایط به گونه ای نیست که به جسد دسترسی باشد و اتفاقی افتاده که قابل دسترسی نیست و هر چه اینها اصرار کنند که آرمان جای جنازه را بگوید، او نمی تواند بگوید زیرا خودش هم نمیداند و اگر میدانست تا الان بارها گفته بود.
در مورد آرمان عبدالعالی در ویکی تابناک بیشتر بخوانید
پرونده قتلی که جسد مقتولش هرگز پیدا نشد
رسیدگی به این پرونده از اسفند سال ۹۲ آغاز شد و خانواده دختر ۱۹ سالهای بهنام غزاله خبر ناپدید شدن دخترشان را اعلام کردند اما خیلی زود مشخص شد او آخرین بار به خانه دوستش که پسری با سن کمتر از ۱۸ سال، بهنام آرمان رفته است. با دستگیری آرمان، او پس از چند روز به قتل غزاله اعتراف کرد و بازداشت شد، اما مدتی بعد منکر قتل شد و گفت آن روز از غزاله خواستم برای صحبت و خداحافظی به خانه ما بیاید چون میخواست برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود.
آرمان گفت: چون او را دوست داشتم و نمیخواستم برود، سر این موضوع با هم بحث کردیم و او را زدم و افتاد و سرش به میله تخت خورد و بعد هم ضرباتی به او زدم و مرد. بعد ترسیدم و جسدش را در یک چمدان گذاشتم و در سطل زباله خیابان انداختم.
بعد از اعترافات آرمان تلاش برای پیداکردن جسد آغاز شد اما این جستوجوها راه به جایی نبرد و جسد دختر جوان هنوز هم پیدا نشده است. مدتی بعد، آرمان اعترافات قبلی خود را پس گرفت و مدعی شد قتلی مرتکب نشده است. او گفت: غزاله به خانه ما آمده بود که موقع بازگشت در راهپله پایش لیز خورد و روی پلهها افتاد و جانش را از دست داد. من هم ترسیده بودم، او را بلند کردم و در یک چمدان گذاشتم و نزدیکی سطل زباله رها کردم. من غزاله را نکشتم.
انکارهای آرمان فایدهای برای او نداشت، با اینکه او در زمان قتل چند روز تا ۱۸سالگی زمان داشت و هنوز به ۱۸سالگی نرسیده بود، در دادگاه محاکمه و به قصاص محکوم شد. رأی صادرشده مورد تأیید دیوان عالی کشور قرار گرفت و پرونده برای اجرای حکم آماده شد.
مادر غزاله اعلام کرد در صورتی گذشت میکند که آرمان محل دفن جسد را بگوید.
با این وجود باز هم با توجه به مدارک جدید بهدستآمده و قبول اعاده دادرسی، آرمان بار دیگر پای میز محاکمه رفت و این بار در شعبه ۵ مورد محاکمه قرار گرفت. او که حالا در مقطع فوقلیسانس در دانشگاه شهید مدرس در حال تحصیل بود، یک بار دیگر اعلام کرد قتل کار او نیست و نمیداند جسد کجاست و ممکن است غزاله زنده باشد.
در نهایت قضات دادگاه کیفری استان تهران وارد شور شدند و آرمان را در قتل مجرم تشخیص دادند و او را برای بار دوم به قصاص محکوم کردند. رأی صادرشده یک بار دیگر در دیوان عالی کشور تأیید شد.
نکته اینجاست که خانواده غزاله شکایت دیگری هم از آرمان کرده بودند: او علاوه بر قتل، جسد دختر ما را پنهان کرده است. با توجه به اینکه پلیس نتوانست جسد را پیدا کند، خانواده غزاله درباره اخفای جسد از سوی متهم نیز شکایتی در شعبه ۱۱۵۴ دادگاه بعثت مطرح کردند.
در نهایت بخشی از پرونده که مربوط به اخفای جسد بود به شعبه ۱۱۵۴ دادگاه بعثت فرستاده شد و قاضی دادگاه آرمان را به سه ماه و یک روز حبس محکوم کرد.
در مورد غزاله شکور در ویکی تابناک بیشتر بخوانید
جزییاتی که در دادگاه بیان شد
در دو دادگاهی که آرمان در آن به جرم قتل محاکمه شد، جزییات زیادی بیان شده است. در دادگاه اول او، اختیاری، نماینده دادستان گفت: آرمان در سال ۹۲ دختری به نام غزاله را به قتل رسانده است و همه مدارک موجود در پرونده این موضوع را ثابت میکند. او به قتل اعتراف کرده و به یکی از دوستانش هم گفته مرتکب قتل شده است اما از آنجایی که جسدی از غزاله پیدا نشده است، در پرونده شبهه ایجاد شد.
نماینده دادستان در توضیح پسگرفتن رأی دو نفر از قضات هم گفت: آنها رأی خود را پس نگرفتند و به دلیل اینکه وکیل سابق مقتول مدعی شده بود مدارک جدیدی در پرونده پیدا شده خواستار بررسی بیشتر پرونده شدند. دو موضوع بهعنوان مدرک جدید مطرح شد؛ یکی دفترچه بیمه غزاله بود و دیگری تمدید مرخصی دانشگاه او. هر دو مورد به دقت مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که هیچکدام دلیلی بر زندهبودن غزاله نیست. ما همچنان با توجه به مدارک موجود در پرونده بر مجرمبودن متهم اصرار داریم.
سپس پدر و مادر مقتول در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند. پدر غزاله در توضیح تمدید دفترچه بیمه دخترش گفت: همسر من بیمه خویشفرماست؛ غزاله را هم خودش بیمه کرده بود. بعد از قتل غزاله وقتی همسرم برای واریز حق بیمه و تمدید دفترچه رفته بود، بهصورت اتوماتیک دفترچه غزاله هم تمدید شده بود. این مسئله پیچیده نبود که بهعنوان مدرک جدید عنوان کردند.
مادر غزاله هم در توضیح مرخصی دانشگاه دخترش گفت: غزاله از دانشگاه مرخصی گرفته بود؛ میخواست در خارج از کشور درس بخواند و برای این کار آماده میشد اما این اتفاق افتاد. وقتی از دانشگاه با من تماس گرفتند و گفتند مرخصی غزاله تمام شده و او برنگشته من موضوع را تعریف کردم و گفتم باور نمیکنم، دخترم مرده است. آنها هم از سر دلسوزی گفتند یک ترم دیگر تمدید میکنند. آنها به خاطر ناراحتی من چنین کاری کردند. مدرک جدیدی وجود نداشت؛ خواستند که من را آرام کنند. بعد از حادثه من روزهای سختی را گذراندم. تا زمانی که آرمان به قتل غزاله اعتراف کند، من در خیابانها دنبال دخترم میگشتم. ساعتها در خیابان با ماشین میرفتم که دخترم را پیدا کنم. به هر دختری که شبیه غزاله بود میرسیدم، جلویش را میگرفتم. من خیلی سختی کشیدم.
در ادامه زمانی، وکیل اولیای دم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: متأسفانه وکیل سابق متهم در این پرونده کارهایی کرد که پرونده با چالش روبهرو شود. ما براساس مدارک پرونده درخواست صدور حکم قانونی را داریم.
در مورد ماجرای غزاله و آرمان در ویکی تابناک بیشتر بخوانید
آرمان: از من اعتراف دروغ گرفتند
در ادامه جلسه دادگاه، آرمان در جایگاه متهم قرار گرفت و از خود دفاع کرد. او گفت: من اتهام قتل عمدی را قبول ندارم. من و غزاله مشکل خاصی با هم نداشتیم. او به خانه ما آمد و با هم صحبت کردیم و بعد رفت. من صدایی شنیدم، وقتی در را باز کردم، غزاله را دیدم که در راهپله افتاده است. خیلی ترسیدم. او را به داخل خانه کشیدم و بعد سعی کردم کمکش کنم. آنقدر ترسیده بودم که نمیدانستم چه میکنم. من خیلی بچه بودم. غزاله را داخل کیسه گذاشتم. متوجه شدم نفس میکشد اما ترسیده بودم و فقط میخواستم او را از خانه دور کنم. بعد کیسه را به نزدیکی سطل زباله اطراف پارک ملت بردم.
قاضی گفت: چرا با اورژانس تماس نگرفتی؟ چرا جسد را به چندین متر آنطرفتر از خانه بردی؟ متهم گفت: به فکرم نرسید با اورژانس تماس بگیرم. من بعد متوجه شدم که باید با اورژانس تماس میگرفتم و جسم غزاله را هم از ترس به کمی دورتر بردم. من اصلا متوجه کارهایم نبودم.
قاضی گفت: لکههای خون روی دیوار، کاغذ دیواری دستگیره کمد و جاهای دیگر خانه شما بوده است. اگر غزاله خارج از خانه افتاده بود و تو او را به داخل آوردی، چرا این خونها در خانه بود؟ متهم پاسخ داد: من دقیقا نمیدانم از چه صحبت میکنید و من در جریان نیستم.
قاضی پرسید: چرا به دوستت گفتهای که غزاله را کشتهای؟ اگر تو واقعا این کار را نکرده بودی، چرا این حرف را به او زدی و درخواست کمک کردی؟ متهم گفت: من اول گفتم غزاله زمین خورده؛ حرفم را باور نکرد. بعد گفتم دعوا کردیم؛ باز باور نکرد و بعد گفتم او را کشتم که حرفم را باور کند و کمک کند.
متهم گفت: من و غزاله هیچ مشکلی با هم نداشتیم. در مدتی که با هم دوست بودیم، سه بار با هم دعوا کردیم. یک بار من پیشقدم شدم که آشتی کنم و دو بار غزاله پیشقدم شد. آن روز هم مشکلی با هم نداشتیم و او خداحافظی کرد و رفت و بعد این اتفاق افتاد.
قاضی گفت: از غزاله نامهای به جا مانده که در آن به تو اشاره کرده و گفته از دست آزارهای تو خسته شده است. دراینباره چه میگویی. متهم گفت: من نمیدانم آن نامه چیست. من و غزاله هیچ مشکلی با هم نداشتیم.
متهم در پاسخ به این سؤال که با توجه به انکارش چرا به قتل اعتراف کرده، گفت: بعد از بازداشت به من خیلی سخت گذشت. مدام به من میگفتند پدر و مادرت در اتاق بغلی هستند و بازجویی میشوند و من اذیت میشدم به همین دلیل اعتراف دروغ کردم.
اعدام همراه با ابهام
مرکز رسانه قوه قضاییه روز ۴ شنبه سوم آذرماه ۱۴۰۰ اعلام کرد: «حکم قصاص آرمان عبدالعالی در پی تقاضا و عدم گذشت خانواده غزاله شکور و علیرغم تلاشهای صورتگرفته از سوی دستگاه قضایی، شورای حل اختلاف و فعالان فرهنگی و اجتماعی کشور طی سالهای اخیر به منظور جلب رضایت اولیای دم که تا آخرین لحظات هم ادامه داشت، سحرگاه امروز در زندان رجاییشهر اجرا شد.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
یعنی معلوم نشد جسد غزاله چیشد ؟ یعنی آرمان حاضر شد اعدام بشه اما نگه جسد رو چیکار کرده ؟ حتی اگه جسد رو مثله میکردن و داخل سطل زباله مینداختن هم یه ردی ازش پیدا میشد ... جسد چیشد ؟
واسه هردوطرف سخت هست فقط باید دعا کنیم که هیچوقت در موقعیت هیچ کدام از طرفین قرار نگیریم شاید در یه لحظه وناخواسته از روی عصبانیت انی این اتفاق واسه هرکسی بیافته خدارحم کنه??
تا حالا نشنیده بودم حتی قاتلهای حرفه ای هم طوری جسد رو از بین ببرند که هیچ وقت پیدا نشه . حالا خوبه حرفه ای نبوده و بچه سال بوده ولی عین یه قاتل فوق حرفه ای عمل کرده
ارمان نباید این کار را با غزاله می کرد و حقش اعدام بود
پناه برخدا
خدایا عاقبت هممون رو ختم بخیر کن
با سلام به همه ی عزیزان
من قبل از اینکه جزییات پرونده رو بدونم برای اعدامش ناراحت شدم ولی بعد از اینکه فیلم بیبدن رو دیدم و جزییات رو از اینترنت خوندم نه تنها براش ناراحت نشدم که اتفاقا به بزرگواری خانواده شکور احسنت میگم که قصاص رو انجام دادن٫نظر شخصی و حدس خودم اینه که جسد اون بنده خدا رو از بین برده بوده و برای همین هم نمیتونسته بگه جسدش کجاست و جون خودشو نجات بده
ولی اگه پسره بیگناه باشه ....
وقتی جسد نیست چطوری میگین قتل بوده خوب
البته شاید هم قاتل باشه ولی این پرونده چون مدارک کافی نبوده نباید حکم صادر میشد
از نظر قانونی باید اول قتل اثبات بشه بعد دنبال قاتل بگردیم
حتی قتل هم تو این پرونده اثبات نشده
دقیقا همینه
کاش جوانهای ما به این نتیجه برسند که دوستی با نامحرم عاقبت بخیری ندارد
هیچ کدام از ما در جایگاه قضاوت نیستیم، فقط تنها صحبتی که در مورد این جریان میتوان گفت: تسلیت به هر دو خانواده است. چرا که این موضوع میتواند برای هر کسی پیش بیاید به طریق مختلف و دلیلی ندارد که داغ این دو خانواده را تازه کنید.
این اتفاقات برای هممون میتونه اتفاق بیوفته فاصله منو شمای کامنت گذار با عوامل این اتفاق اندازه یک تاره موست خدا اخرعاقبت هممونو بخیر کنه
من واقعا متاثر شدم.
عدالت در هر زمینهای باید رعایت شود؛
طرف حتی اگه غیر عمد هم دچار قتل شده باشه باید گناهش رو گردن بگیرد.
مگه دختره بیچاره چه جرمی مرتکب شده بود که باید چنین عاقبت وحشتناکی داشته باشه.
تازه من فکر میکنم برای چنین جنایتی یکبار قصاص کافی نیست؛
خدا به داد خانواده دختره برسه فکرش هم دردناک هست.
برای ارامش مادر غزاله باید آرمان اعتراف میکرد واقعیت رو میگفت درسته جوونه ولی باید تا اخر عمر حکم ابد میخورد یا ۲۰ سال زندان اما با اعدام مخالفم
دوستان با توجه به پخش سینمایی بی بدن دوباره این ماجرا سر زبون ها افتاده هر کامنتی که میذارید لطفا به الفاظی که استفاده میکنید دقت کنید هیچ کدوم از شما واقعیت ماجرا رو نمیدونه جز غزاله و آرمان که هر دو از این دنیا رفتند امکان داره خانواده هاشون سایت خبر ها رو دنبال کنن و نظرات رو بخونند مراقب الفاظتون و نظر هاتون باشید.
چرا آرمان موقعی که گفتن اگه اعتراف کنی میبخشیمت اعتراف نکرد بگه جسد چیکار کرد
با اعدام آرمان عدالت علیه پول و رشوه پیروز شد ، پسر با اعترافات ضد و نقیض باعث عذاب بیشتر خانواده دختر شد.
عشق خیلی پیچیدست و مطمئنم بین آرمان و غزاله یچی بوده که آرمان حاضر شده سره عشقش بمیره تا به غزاله ثابت کنه دوست داشتنش
مطمئنم غزاله خواسته از ایران بره و اصرار ارمان بی فایده بود و وقتی دستگیر شده اینو بهترین راه دیده واسه ثابت کردن عشقش به غزاله
من فیلمشو ندیدم قضیه اش هم نفهمیدم ولی میگن خیلی ناراحت کنندس
اونی که نوشته دختر پسر با هم نباشن که اتفاقات اینجوری راحت نیفته واسه اونایی که پدر مادرشون کشتنشون یا شوهرش کشته و قانون هیچ کاری براشون نکرده چه جوابی داری روشن فکر?
به نظر من عامل اصلی ابن جنایت روشنفکری خانواده هاست که ارتباط های ناسالم رابرای نوجوانها و جوانها باز گذاشتند آخه یعنی چی دوست دختر دوست پسر دودش به چشم کی میره و تا کجا می خواد پیش بره شاید جوونهای زیادی جسمشان از بین نرفته ولی روحشون هزاران بار توسط این روابط کشته شده کاشکی از یه زمانی تمام ابن روابط شیطانی پایان می پذیرفت
سلام . عرض تسلیت به دو خانواده غم دیده .
اول از همه که آرمان تنها نبوده و حتما همدست داشته چون نمیتوانسته تنهایی جنازه رو تو چمدون کنه دوم اینکه اگه از پله افتاده پس چرا در و دیوار و کمد خونه خونی بوده خودتون فکر کنید با چه شدتی به غزاله ضربه زده ...
دو چیز اینجا مشکوکه یک دفترچه بیمه و مرخصی
نباید قانون از چیزی بگذرد
باید هر کس این کار را کرده به زبون می آوردند
منم بی بدن را ندیدم برای مادر غزاله اعصابم خرد می شه نه برای ارمان
بی وجدان چه جوری نگفته و نتونستند ازش بگیرند
بهش بگید دختره کجاست یا این که کسی هم باهاش بوده...
بنظرم قصاص حقش بود
به نظرم دختر هم بی تقصیر نیست که رفته خونه پسر...
بلاخره توو خونه پسر رفتن میتونه تبعاتی داشته باشه
خدارحمتشون کنه
با سلام به همگی واقعا خنده داره که میگید از این لحاظ که اگه مثل اروپایی ها بچه ها کنار هم بودند دیگه اینکارو نمی کردند نیاز به آمار حمل سلاح سرد وگرم کردن بچه هاشون نیست چون ماشاالله شماکه به امارهایی که گوگل و ایران هم میده که اعتماد ندارید میگید سیاست دولته و دروغه حداقل به این اقوام و یا نزدیکان ایرانی خودتون که اونور هستند اعتماد کنید و فقط بپرسید چه خبره اونطرف
بعد بهتون میگن که چقدر جرم وجنایت وبزهکاری به چه سنی در اونجا رسیده
بعد روشنفکریتون گل کنه و نظرات صد من یه غاز صادر کنید
اونا توخیابون جرات نمیکنند بروند ازبس ناامنه
بعد تز میدی اگه مثل اونا بودیم ایران میشد بهشت
طرف گفته اعدام خوب نیست حبس ابد بدن.... یارو یکیو بکشه بعد حبس ابد بش بدن لابد بعد چند سال عفو بش بدن ازاد شه،.. چطوره؟
شاید آرمان با کمک کسی بدن غزاله را تکه تکه کرده و سوزانده و تا لحظه ی آخر نتونسته کسی که باهاش همدست بوده را لو بده!....
دختر بیچاره رو بی گناه کشته بعدم یا سوزوندش یا ی جایی نامعلوم دفنش کرده همدست هم داشته ک جای جنازه رو لونداده تا لحظه اعدام چطور یک سری ادم میتونن به این کارها دست بزنن فکرشم وحشتناکه
پدر و مادر دختره یه جوری حرف زدن که خودشون تقصیرکار نیستن.
??جالبیش خون توحمام !!!
کسی کع گفته اصلا خونه نیامده ؟چطوره خونش باید توحمام قاتل باشه
با سلام...
رسالت فیلمساز مستند سازی نیست، رسالت فیلمساز بیش از هرچیز در حرف، دغدغه و تاثیری است که فیلم او در سطح جامعه خواهد داشت و گذاشت است.
این پسر باید همون سال اول اعداممیشد
معلوم نیست چه بلایی سر این دختر بدبخت آوردن که حتی با وجود رضایت در قبال جای جنازه نتونسته بگه که باهاش چیکار کرده
روح غزاله در آرامش
به نظرم چمدون هارو خاک کرده یا سوزونده چون اگر تو اشغال ها بود پیدا میشد
صدرصد مشخصه قاتل بوده چون خون دختره خونش پیدا شده و برای اینکه لو نره تیکه تیکه اش کرده و تو چمدون گذاشته بعدشم چمدونو یکاریش کرده
امروز فیلم ودیدم. خیلی گریه کردم. 2تادختر دارم که آرزومه بزرگ شدنشونو ببینم. مرگ فرزند یه طرف، بی آبرویی هم یه طرفه دیگه. خیلی باید مراقب فرزندامون باشیم
خیلی پرونده مجهولی هست اما اما در قاتل بودن ارمان شکی نیس و باید اعدام میشد
باسلام واحترام
خودمان را لحظه جای پدر و مادر غزاله بگذاریم و در آن صبح اعدام فقط به کمترین درخواست ان هم جسد تنها فرزندمان قانع بشیم و باز قاتل از ان هم امتناع کند.
حالا بماند این قاتل تا قبل از قتل چه بااین دختر کرده و بعد قتل چه بر سر پیکرش اورده که یا جرات گفتنش را نداشته یا اگر هم میگفته یا نمی توانسته ثابت کنه بسبب مرور زمان یااز ننگش هراس داشته...
یک صلوات و فاتحه بفرستیم به روح اون دختر و از خداوند برایش طلب مغفرت وبهشت نماییم و برای مادر وپدرش ارزوی صبر واستعانت بکنیم
همه اظهار نظر کردند ولی هیچ کس نگفت این چه حقوق و قانونی است که طرف برای اینکه قصاص بچه اش را بخواهد باید نصف دیه پرداخت کنند
واقعا باید اعدام میشد .
لطفا کسانی که میگویند اعدام شدنش اشتباه بود حرف مفت نزنن
خداروشکر که اعدامش کردن
از همون زمان تا الان که ۱۱ سال گذشته من هربار داستان رو میشنوم پر از کینه و عصبی میشم
به نظر من اجرای حکم اعدام آرمان یکی از نقاط مثبت تاریخ قوه قضائیه هست.
خدا به پدر و مادرشون صبر بده
من یک مادر هستم
درجریان این اتفاق خودمو جای مادرهردو عزیزتصورکردم
خیلی دردآوره اصلا نمیشه توصیفش کرد
بنده معتقدم که اعدام این بچه حکمی بسیارظالمانه تراز قتل بوده
با توجه به شک و شبهه هایی که در این پرونده بود
آرمان تا زمان پیدا شدن جسد واثبات جنایتش نباید اعدام میشد.
ضمنن اون بچه در شرایط روحی مساعدی نبوده اما اون ها که عاقل و از سلامت روان برخوردار بودن و سال ها زمان برای تفکر و تصمیم داشتن چرا مرتکب قتل شدند...
کاره افعی تهران بوده
متاثر شدم و از صمیم قلب به دو خانواده تسلیت میگم
امیدوارم این حادثه برای هیچ خانواده ای اتفاق نیفته
فقط به دخترهای عزیز سرزمینم بگم خونه هیچ پسری بدون اجازه خانواده نرن
یک درصد احتمال بدن که اون فرد سلامت روان نداره و ممکنه به اونها صدمه بزنه
پسرها هم بدونن سادیسم بقول استادم وقتی بروز می کنه که تو با جنس مخالف خودت در یک مکان قرار میگیری و خودت اصلا اطلاع نداری که سادیسم جنسی داری نمیخوام بترسونمتون اما یک درصد احتمال بدین حتما فرد دیگری هم تو خونه باشه که اگر خدای نکرده شما سادیسم داشتین بتونه از اینجور حوادث جلوگیری کنه
من متاسفم
خودتون عزیز دارین و یا عزیز از دست دادین
تصور کنید حتی جنازه ای هم نباشه که برید سر خاکش
و تصور کنید برا یه لحظه که تا اخر عمر تون چشم انتظار بچه تون بمونید و برای همیشه فکر کنید که کجاست!!!!
نکته دوم اینکه خانواده مقتول فقط میخوتستن بدونن بچه شون چی شده اما باز هم اونا با ضد و نقیض هایی که گفتن یه روز تو چمدون یه روز از پله بیشتر داغ این خانواده رو بیشتر کردن و این چیزی که برام خیلی جالبه اینه که رفته درس خونده تو زندان پس ببین چقدر خیالش از طرف پدر و مادرش راحت بوده به اعتقاد من حق صد در صد با خانواده غزاله بود
خانواده پسر دكتر بودند و در ضمن پولدار بودند و همه ي هنرمندهارو واسطه قرار دادند مطمئن بودند رضايت مي گيرند و اعدام نميشه براي همين پسرشون با خيال راحت تو زندان درس خوند و ادامه تحصيل داد
در اینکه بخشش خوبه و گرفتن جون آدما با اعدام نباید عادی بشه شکی نیست
اما بنظرم بخشش فقط برای کسایی باید باشه که مثلا تویه دعوایی چیزی یکی روهل میدن طرف میفته میمیره نه برای کسی که زده دختر مردم و کشته و بعدم جسدشو مثله کرده و دور انداخته
کاملا مشخصه که کسی کمکش کرده و اون شخص بوده که جنازه رو برده
بنظر من حقش بود که اعدام بشه
خدا رحمتشون کنه
کمر دوتا خانواده شکست ?
مرگ وحشتناکی رو هر دو داشتن.. روحشون شاد
سلام معمولا اظهارات اولیه متهم راست و .صادقانه است وبا گذشت زمان با تحت تاثیر قرار گرفتن از دیگران از اقرار خودش برمی گرده
کاش کسایی ک دنبال اعدام نشدن این پسر بودن یک لحظه خودشونو جای خانواده اون دختر میزاشتن شاید درک میکردن ک عزیزی ک مرده و حتی قبر نداره براش گریه کنی چقدر سخته گدشتن از قاتلش
من نمیدونم چرا یک عده متوهم هستند!!!
پسر زده دختر مردم رو کشته با بی رحمی کامل!
سرتاسر حرف های ضد نقيض می زنه و قتل رو انکار میکنه
که احتمالا توسط وکلاش برای تبرئه شدنش بهش آموزش
داده شده، یعنی:
۱_ این پسر با بی رحمی تمام دختری را به قصد کشت زده
۲_ دختر زنده بوده و نفس می کشیده و اگه آمبولانس میومد شاید زنده میموند ولی جسد نیمه جان دختر رو با بی رحمی تمام تر داخل کیسه کرده
۳_ معلوم نیست اصلا با جسد چکار کرده اینجور که نوشتن طرف شرایط روانی مناسبی نداشته! شاید ی مازوخیسم جنسی بوده و کاری با بدن کرده که اصلا روش نمیشده بگه
۴- و از همه مهم تر گناهش رو قبول نکرده و گفته من نکشتمش با اینکه تمام شواهد بر علیه اونه و هیچ تردیدی نیست که کار خودش بوده حتی حاضر نشده با قبول جرم و درخواست بخشش کمی تسلی خاطر برای خوانواده مقتول اینجاد کنه!!!
بعد حالا یسری میان میگن چرا اعدامش کردن!!!!
همین آدما تو خیابون اگه ی تو گوشی بخورن از زنده تا مرده طرفی که زده تو گوششون رو میارن کلانتری و تا قرون آخر و اشد مجازات رو از طرف مقابل میگیرن!!!!
واقعا وحشتناک بود این پرونده فکر ادم هزار جا میره ک چیشده اعدام انقد ترسناکه ک بنظر من جای جسدو میگفت اخرین لحظه اصلا از ترس خود به خود ادم حرف میاد بنظرم فقط خدا کنه تیکه تیکه نکرده باشن داده باشن حیونا بخورن وگرنه اگه تو اشغالی مینداخت اونم با چمدون حتما پیدا میشد بالاخره یکی چمدونو میدید و باز میکرد قضاوت کار خداست ولی فکر ادم هزار جا میره بابت این پرونده خدا به مادر پدر جفتشون صبر بده فقط
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.