مرور روزنامههای سه شنبه هشتم اسفندماه
ابهامات اقامت ۱۰۰ میلیونی اتباع/اصل و فرع انتخابات کدام است؟/رویکرد متفاوت غرب در قبال تهران
سرگردانی مستاجران و بیتفاوتی بانکها، افزایش ظرفیت پزشکی شاید وقتی دیگر! دلایلی برای رای دادن، یکی دو بارش دریاچه ارومیه را احیا نمیکند، چقدر ذخیره آب زیرزمینی داریم؟ زندگی سخت پاکبانی، چرا لاریجانی از نوبخت حمایت کرد؟ فروش حوالههای میلیارد تومانی خودروهای جانبازان، خرید شب عید با وام ۲۰ میلیون تومانی! و امان از همزمانی انتخابات با سخنرانی درباره حجاب! از مواردی است که موضوع گزارشهای خبری و تحیلی روزنامههای امروز شده است.

به گزارش «تابناک»؛ روزنامههای امروز سه شنبه هشتم اسفندماه در حالی چاپ و منتشر شد که مواضع جریانهای سیاسی و پایداری ائتلافها، طراحی بسته مسکن مطابق با توان کارگران، بسته تحریمی جدید آمریکا و اروپا علیه روسیه چه ویژگیهایی دارد؟ و چالشهای طرح دو کشوری در صفحات نخست روزنامههای امروز برجسته شده است.
در ادامه تعدادی از یادداشتها و سرمقالههای منتشره در روزنامههای امروز را مرور میکنیم:
ابهامات اقامت ۱۰۰ میلیونی اتباع
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود نوشت: داستان اقامت صد میلیون تومانی اتباع، علیرغم توضیحاتی که بعضی مسئولین و دستگاههای مرتبط دادهاند، همچنان با ابهامات زیادی همراه است. روزنامه جمهوری اسلامی این توضیحات را تحت عنوان «اطلاعاتی درباره اقامت سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیون تومانی اتباع» در تاریخ پنجشنبه سوم اسفندماه جاری بطور کامل منتشر کرد و اینک میپردازیم به ابهاماتی که برای افکار عمومی در این موضوع وجود دارد.
۱- ارائه دهندگان این توضیحات سعی کردهاند با استفاده از عنوان «اتباع» چنین القاء کنند که تصمیم مربوط به دریافت ۱۰۰ میلیون تومان از هر نفر و دادن امتیازات اقامتی مربوط به تمام اتباع خارجی است، ولی کاملاً پیداست که اتباع افغانستانی از آن استفاده میکنند نه دیگران. اتباع غیرافغانستانی اصولاً به مقداری نیستند که نیازی به این قبیل اقدامات درباره آنها باشد کمااینکه تاکنون مسائل و مشکلاتی برای کشورمان نداشتهاند تا درباره آنها چنین طرحی پیاده شود.
۲- مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان از هر نفر آنهم با تسهیلاتی از قبیل پرداخت اقساطی، رقم قابل توجهی نیست که کشور ایران به آن نیاز داشته باشد. بانک میخواهد با این پول به کدام هدف اقتصادی برسد؟
۳- اتباع افغانستانی پول مورد نیاز برای این سرمایهگذاری را از افغانستان وارد نمیکنند. آنها ناگزیر باید از درآمدی که در خود ایران دارند اقدام به تامین این ۱۰۰ میلیون تومان کنند در حالی که معمولاً درآمدهای خود را برای گذران زندگی خانوادههای خود به افغانستان میفرستند. بنابراین، مشکلاتی برایشان پیش خواهد آمد که ممکن است دارای عوارض منفی زیادی باشد که هم به ضرر ایران تمام شود و هم خود اتباع.
۴- تجربه سرمایهگذاریهائی از این قبیل تاکنون – که البته عموماً داخلی بودند – نتایج پشیمانکنندهای داشتند. این مورد نیز به دلیل اینکه از یکطرف شرایط افغانستان غیرقابل پیشبینی است و از طرف دیگر مسئولان ایرانی نیز هنوز تکلیف خود با اتباع افغانستانی را روشن نکردهاند، احتمالاً با عواقب خوشایندی همراه نخواهد بود.
۵- از اینها مهمتر، مسائل پشت پرده این طرح باصطلاح سرمایهگذاری است که نه از توضیحات ارائه شده چیزی درباره آنها فهمیده میشود و نه اطلاعات دیگری وجود دارد که بتوان با استفاده از آنها به این مسائل دست یافت. آیا هدف اینست که به تدریج زمینه برای اعطاء تابعیت ایرانی به اتباع افغانستانی فراهم شود؟ آیا قرار است تحرکات اقتصادی آنان زیر نظر قرار گیرند؟ آیا قرارهائی میان مسئولین ایرانی با حکومت خودخوانده طالبان وجود دارد که مردم از آن بیاطلاعند و ماجرای اقامت ۱۰۰ میلیون تومانی در چارچوب آن قرار دارد؟ توجیهاتی از قبیل استفاده از سرمایههای سرگردان اتباع و حل بعضی از مشکلات اقامتی و بیمهای و بانکی آنان، چندان موجه به نظر نمیرسند. مسئولان برای رفع ابهامات باید توضیحات روشنی در اختیار مردم قرار دهند.
۶- نگرانی اصلی مردم اینست که اقدامات مسئولین در مورد اتباع افغانستانی، دورنمای مشخصی را نشان نمیدهند. یک روز سخن از انسداد مرزها گفته میشود، یک روز خبر از صدور ویزا برای هزاران نفر افغانی جهت ورود به ایران به گوش میرسد، یک روز اعلام میشود استانداری تهران اتباع غیرمجاز را جمعآوری و اخراج میکند و روز دیگر فیلم صف طولانی اتباع افغانستانی در یکی از مراکز ورزشی ورامین منتشر میشود که برای گرفتن نوبت سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیون تومانی به آنجا مراجعه کردهاند... و عجیب اینست که هیچیک از مسئولین به صورت دقیق و روشن درصدد پاسخگوئی به سوالات و رفع ابهامهای انباشته شده در اذهان مردم درباره حضور انبوه اتباع افغانستانی در ایران برنمیآیند!
گزارشهای پیاپی شورای امنیت سازمان ملل در هفتههای اخیر با صراحت اعلام کردهاند القاعده و داعش خراسان نفوذ فوقالعادهای در طالبان دارند و حدود ۳۰ گروه تروریست هماکنون در افغانستان فعالیت میکنند. نگرانی مردم ایران اینست که القاعده، داعش و طالبان، عوامل خود را در پوششهای مختلف به ایران اعزام و آنها از بیبرنامگی ما و فقدان نظارت دقیق بر رفت و آمدها و تحرکاتشان سوءاستفاده کنند و روزی برسد که توطئه محمود افغان در ایران تکرار شود. زیانهائی که تاکنون در ماجرای تعامل با طالبان کردهایم، محصول خوشبینیها به طالبان و القاعده بود. انتظار اینست که این خوشبینی کنار گذاشته شود و واقعبینی جایگزین آن گردد.
اصل و فرع انتخابات کدام است؟
محسن پیرهادی طی یادداشتی در شماره امروز رسالت با عنوان اصل و فرع انتخابات کدام است؟ نوشت: یک. هرچه به انتخابات نزدیکتر میشویم، رقابتهای درونی پررنگتر میشود که طبیعی هم هست، اما باید دقت کرد رقابت اصلی فراموش نشود. رقابت اصلی در انتخابات یازدهم اسفندماه و در حقیقت دوگانه حقیقی، دوگانه امید-ناامیدی و مشارکت-عدم مشارکت است. امید به آینده و دلسوزی هر فرد برای سرنوشت خود، سایر شهروندان و مردم، منطقا تبلوری جز مشارکت در عرصه انتخابات ندارند. اما باید تلاش کرد که با پررنگ شدن رقابتها و فضاهای دوقطبی و چندقطبی، غیرازاینکه دوگانه و رقابت اصلی فراموش نشود، مؤلفه عدالت و ارزشهای اخلاقی نیز خدشهدار نشود. گاهی حس میشود آداب رقابت از جانب افراد مشهور و پرسابقه نیز رعایت نمیشود و این تبعیض، اعتماد و حسن شهرتی که طی سالها کسب شده را در معرض خدشه و خطر قرار میدهد. این بزنگاههاست که جوهره و حقیقت وجودی هر فرد و جریان را عیان میکند.
دو. تنوع حضور جریانهای مختلف، موجب تقویت مشارکت است و هرچه رقابت افراد در حوزههای کوچک و رقابت فهرستها در حوزههای بزرگ، گرمتر و بیشتر شود، کفه رقابت و دوگانه اصلی به سود مردم، سنگینتر خواهد شد. باید از تنوع آرا و سلایق حمایت کرد و به سمت شفاف شدن مواضع افراد و گروهها حرکت کرد. در جامعه، تنوع سلایق و تکثر آرا وجود دارد و نامزدهای مجلس هم اگر بخواهند جامعه را نمایندگی کنند ناگزیر از تنوعاند.
سه. «همه افرادی که از نظارت شورای نگهبان عبور کردهاند، صالح هستند، اما به حکم عقل باید از بین آنها، افراد صالحتر را انتخاب کرد و برای شناخت اصلح، مردم تا جایی که توان بررسی دارند تحقیق کنند و اگر نمیتوانند، به نظر افراد مورد اعتماد، توجه و عمل کنند.» این بخشی از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار مردمی اخیر است. این یعنی مردم و بهویژه نخبگان تا جایی که میتوانند، پیرامون گزینههای اصلح خودشان تحقیق و انتخاب کنند.
چهار. باید دقت کرد که اصالت با مشارکت است و نه هیچچیز دیگر. اصالت نه با پیروزی یک جریان خاص است و نه حتی با وحدت میان احزاب.
از همین روست که نمیتوان با چوب وحدت، مشارکت را زد و اقدام ضدمشارکت انجام داد. مستمسک کردن مقدسات و گره زدن فهرستها به ارکان و مقامات عالی نظام هم، اخلاقمدارانه نیست و آویزان شدن یک فهرست از یک امر مقدس، خلاف مصالح عمومی و فدا کردن اصول برای فروع است.
پنج. «افرادی هم که وارد میدان انتخابات شدهاند، از بداخلاقی، بددهنی و توهین و تهمت به دیگران در تبلیغات و فضای مجازی و همچنین از سیاهنمایی و بیان مطالب دروغ و خلاف واقع برای جلب نظر مردم اجتناب کنند چراکه این کارها موجب سلب برکت و عنایت الهی است.» این سخن مقام معظم رهبری، شفاف، صریح و فصلالخطاب است.
رویکرد متفاوت غرب در قبال تهران
جلال خوشچهره طی یادداشتی در شماره امروز ابتکار با عنوان رویکرد متفاوت غرب در قبال تهران نوشت: اوضاع بهگونهای سخت برای روابط خارجی ایران درحال رقم خوردن است؛ یا لااقل چشمانداز چنین مینماید. این وضع از آن روست که غرب با آهنگی تند و متفاوت از گذشته که رفتاری شبیه مماشات را با تهران داشت، کنار گذاشته است. اکنون آنان کانون غالب اتهامها و اعتراضات خود را متوجه سیاستهای تهران کردهاند. این اعتراض و اتهامها طیفی گسترده از ادامه جنگ اوکراین تا جنگ غزه و رخدادهای منطقهای، ناآرامیهای مربوط به امنیت کشتیرانی تجاری در دریای سرخ، خلیج عدن و باب المندب، توانمندیهای موشکی، پرونده اختلافات هستهای، پرهیز تهران از قبول الزامات مربوط به FATF، حقوق بشر، تروریسم، رویکرد سیاست خارجی نگاه به شرق و... را شامل میشود.
ممکن است چنین تصور شود؛ پیش از این نیز دامنه اختلافات غرب با تهران کم از آنچه نبود که اکنون هست. تفاوت، اما در میزان برجستهسازی این اختلافات تا همسان کردن آن در سطح «تهدید امنیتی» است. همین مهم کار را برای تهران در چگونگی تعامل با جامعه جهانی سختتر از آنچه میکند که پیش از این بود. غرب در حال برجستهسازی ملموس و غلوآمیز تهدید امنیتی جمهوری اسلامی ایران است. رخدادی در منطقه نیست که نام جمهوری اسلامی ایران به عنوان «بازیگر بد» در آن آورده نشود. رسانهها به گونه معمول در هر رخدادی به سیاستهای تهران اشاره کرده و همسو با سیاستمداران غربی، میکوشند تصویری تهدیدزا از جمهوری اسلامی ارائه دهند.
وضع جاری دو سطح از اهداف را در خود دارد؛ نخست، ایجاد تنگنا برای منجمد کردن سیاستهای تهران در خدمت به انزوای منطقهای آن. دوم، تدارک شرایط عینی و ذهنی برای هرگونه اقدام احتمالی در آینده. این هردو هدف نمیتواند تنها با انگیزه ایجاد «بازدارندگی» در قبال تهران باشد. به نظر میرسد غرب (اعم از ایالات متحده و اتحادیه اروپایی) در پی تحمیل وضعیتی هستند که تهران را متفاوت از آنچه کند که پیش از این بوده است. تحمیل استحاله در نگرشهای تجدید نظرطلبانه سیاست خارجی تهران، بسا خوشبینانهترین هدف راهبردی غرب تفسیر شود. اما شیوههای تبلیغات جاری و پر رنگی نام ایران در صدر اخبار و گپ و گعدههای سیاستمداران غربی، وضعی هشدار دهنده را با خود دارد. این هشدار از آن روست که غرب با بهرهگیری از پیامدهای دو جنگ غزه و اوکراین، میکوشد چارچوب تازهای از مفهوم تعامل با تهران را با هروسیله احتمالی و ممکن ایجاد کند.
توقف و قطع نفوذ منطقهای تهران در دستور کار نخست قرار دارد. در این حال دستور کار بعدی به تحولاتی پیوند خواهد خورد که در داخل ایران رخ میدهد. از این رو انتخابات ۱۱ اسفند در ایران، به عنوان یک متغیر «لازم» در مقاومت تهران مقابل فشارهای تحمیلی عمل میکند. تفاوت نمیکند چه اروپائیان و چه امریکائیان همواره در برابر نظامهای انتخاباتی با محذوریت روبرو هستند. شیوه تعامل آنان براین اساس تعریف میشود. به عبارت دیگر، غرب با وجود عمق اختلافاتش با تهران، همواره به متغیر انتخابات و میزان مشارکت عمومی در آن توجه داشته است. اعتبار و مشروعیت دموکراتیک نظامهای انتخاباتی، مانعی جدی در کیفیت فشارهای غرب برای واداشتن آنها به عقب نشینی یا مصلحتگزینی در ادامه تنشها بوده است. علاوهبراین، نتایج انتخابات و رویکردهای غالب در پی آن، الگوی تعاملات آینده را رقم زده است.
چند روز پس از برگزاری انتخابات ۱۱ اسفند، گزارشهای مربوط به حقوق بشر در ایران، نشست فصلی شورای حکام آژانسبینالمللی انرژیهستهای درباره اختلافات جاری با تهران و بسا نتایج مذاکرات مربوط به آتشبس در غزه، در دستور کار فوری غرب قرار دارد. از این رو کیفیّت و کمیّت و نتایج انتخابات پیش رو نمیتواند از نظر غرب در هرگونه آرایش مواضع خود در قبال تهران دور بماند. میزان مشارکت عمومی در انتخابات جمعه تعیین کننده خواهد بود.
اوضاع بهگونهای سخت برای روابط خارجی ایران درحال رقم خوردن است؛ یا لااقل چشمانداز چنین مینماید.
10


















تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
نمی دانیم چه وطن فروشی این صحبت ها را می کند که 100 میلیون بدهند فکر نکنم مسولین این صحبت ها را بکنند که با 100 میلیون اقامت دائم بگیری یکی از مشکلات کشور خود اتباع هستند اینهای که هستند در چادر نیستند بلکه تما م خانه ها را صاحب شده اند اگر بروند کار مسکن فراوان و تورم کاهشی می شود روزانه میلیاردها یارانه نان غیره استفاده می کنند و توقع بالای دارند اگر یک میلیون تابعیت بگیرند یکشبه کشور را بهم می ریزند
چرا در این همه مناظره و نقد و برنامه های صدا و سیما و غیره...احدی جرات سوال راجع به اتباع و پیامدهای اون نمی کنه؟
وقتي افغاني يا طالبان در ايران "جابهار " سرمايه گذاري ميكند بايد منتظر اين چيزا باشيم
كجايند آنها كه تنباكو را تحريم كردند
همه میگن افغانی ها برون چون دیگه کشورشان ارام وخودشون قبول کردن طالبان را -بروند وانجا را اباد کنند مهمان چندسال شما میگید 100میلیون بدهن خدایی این یعنی چه
به خدا من از روزی می ترسم که فاش شود که ایران هزینه سد سازی افغانستان را بر روی رودخانه ها منتهی به ایران داده باشد در حالی که به چشممون می بینیم که هر روز هزینه زندگی در ایران سخت تر می شود و کار برای ایرانیان به زور پیدا می شود اینهمه افغانی را به ایران راه می دهند که چه شود اقتصاد شکوفاتر شود یا فشار و سختی بر مردم ایران بیشتر شود
تورا به خدا چوب حراج به این کشور و شخصیت ملت نزنید. آخه دوهزار دلاربابت تابعیت را چه کسی در دنیا انجام داده، والا توهین به ملت ایران هست این کار،،، تنها چیزی که برای ما مانده بود هویت ملی مان بود، که آن هم با دوهزار دلار به فنا رفت، طراح این نقشه باید در دادگاه محاکمه شود، این طرح خودسرانه توهین به هشتاد ملیون ایرانی بود.
ترکیه 500 هزار دلار باید سرمایه گذاری کنی تا اقامت بده اینجا 2 هزار دلار
یعنی همچین خفتی از زمان حمله مغول نکشیده بودیم
بهرحال ظاهرا بنا بر دادن تابعیت افغانها است و این برای ایران فاجعه است .
مردم ایران راهی ندارن جز ایکنه خودشون دست بکارشن افغانیها را از کشورشون بندازن بیرون
اصل و فرع انتخابات کدام است؟
اصل: حضور چهرههای شاخص تمام گروهها در میان داوطلبین (=هیچ گروه بزرگی در کشور، احساس نکند که در بدنه فاقد سخنگو است)
فرع: مشارکت حداکثری (در دیگر کشورها، افرادی با شرایط پایِ ثابت انتخاباتهای ایران برای انجام تکلیف شرعی و بدون برنامه یا هدفی خاص، بسیار محدود است. شرایط مطلوب این افراد حتی بدون انتخابات و حذف مجلس نیز تداوم می یابد.)
چه ابهاماتی ، کسر بودجه دارن پول لازم دارن
تصمیمات در مورد اتباع افغانستانی هم شبیه بقیه سیاست های دولتمردان تابع سیاستهای سلیقه ای و چند گانه است. یکی افاغنه را دوست می دارد ان یکی اخراجشانمی کند.
روزنامه جمهوری اسلامی توجه داشته باشد که باید از عبارت اتباع خارجی استفاده کند. کلمه اتباع به تنهایی شامل همه از جمله ایرانی و افغان و غیره می شود.
این ازبیسوادی روزافزونیست که دستورزبان فارسی خودمان راهم نمیدانند
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی دیروز اعلام کرد که ذخایر اورانیوم غنیشده ایران ۲۷ برابر بیشتر از حد توافق نامه برجام رسیده است.
تابناک با این عناوین ترکوندی جامعه را......
حسن کاظمی قمی، سفیر جمهوری اسلامی در افغانستان گفت که هیات طالبان در سفر به چابهار «سرمایهگذاری ۳۵ میلیون دلاری» در زمینه اجرای پروژه تجاری، مسکونی و اداری را آغاز کرده است. او افزود: «همچنین هیات طالبان مذاکره برای ایجاد یک کریدور با همکاری ایران و چین را نیز آغاز کرده است.
خوبه
اقلا اگر با ملل گدا و گشنه و عقب افتاده غرب رابطه نداریم تونستیم دولت فرهنگ و پیشرفت و ترقی طالبان را بیاریم v
مطلب روزنامه جمهوری اسلامی بسیار مهم وقابل تامل است.واقعیت این است که احتمال وجود افکار داعشی وطالبانی در بخشی از این افراد حتی اگر عضو رسمی این جریانات نباشند میتواند امنیت ملی را به خطر بیندازد این طرح در واقع فروش ارزان امنیت کشور است آنهم با پول خود کشور
دغدغه اصلی مسئولان الان حجاب است و فیلترینگ سایتها! سیاست خارجی باز و معیشت مردم هیچ اولویتی نداره مگر در سطح شعار و آماردهی!
چه نرخی وسط دعوا تعیین کرده این روزنامه ابتکار که بعد از پرداختن به عکس العمل غرب در برابر ایران در موارد بنیادی همچون مسائل دریای سرخ، پرونده اختلافات هستهای، FATF، حقوق بشر و غیره، راه حل آنها را هم با یک عصای جادو به نام «شرکت در انتخابات» پیدا کرده است.
این هم سهمش از سفره انقلاب رو می خواد
قرار بود برای دنیا الگو باشیم حالا این وضعیت معیشت مردم و آنهم سیاست خارجی منجر به انزوا و محکوم به تحریم.
از مردم خیلی کشورها بپرسی ایران کجاست نمیدونن اصلا همچین کشوری وجود دارد بعد الگو میخواهیم بشویم
به جای الگوی خوب دنیا شدن
به آیینه عبرت و الگوی شکست خورده حتمی تبدیل شدیم
هرچندبرای دنیانتوانستیم الگوشویم ولیکن پندآموزشان شدیم که راه های خطائی که مامیرویم را نروندوگرنه وضع اقتصادیشان مثل ما میشود وخوب هم اموختند ونرفتند
در این مملکت مسئولان اعتقادی به سیاست ورزی ندارند سرشان را روی دیوار بتنونی میگذارند و فشار میدهند شاید راهی باز شود!
سالانه به هرفرد درایران خیلی بیش از100 میلیون یارانه های عمومی پرداخت میشود(نان سوخت آموزش بهداشت ودرمان و...) یعنی خیلی به نفع افغانها است که 100 میلیون بدهند واقامت نه حتی یکساله که نامحدودایران را بگیرند.اینکه 5 میلیون (طبقآماررسمی) افغان درایران جا خوش کرده اند عجیب نیست.
هیجده ملیون افغانی خاک میهنو اشغال کرده اند بعد یقه میدرانیم که چرا صهیونیستها خاک فلسطین را اشغال کرده اند؟؟؟
ایکاش اینهمه یهودی را تابعیت میدادیم اقلا پول میرختند در ایران
بنظر میاد بزودی در معرض تبعات گسترده خالص سازی و کنار گذاشتن نخبگان و تنگ کردن فضای انتقاد و اطلاع رسانی قرار میگیریم!
آینده مبهم تحریمها و تشدید احتمالی، انزوا در جامعه بین المللی، جایگاه مبهم اتباع بیگانه، احتمال عدم استقبال از انتخابات و..... به کجا چنین شتابان!!؟؟
توهم و خودبزرگ بینی بزودی جای خود را به جام های زهر خواهد داد.
معلوم نیست چه مرجعی موضوع تبعیت به افغانها را مصوب کرده و عجیبه که جرات بعهده گرفتن مسئولیت آن را ندارند!!!
عدم استفاده از ابزارهای قدرت در سیاست خارجی باعث شده علیرغم ادعاهای داخلی بسیار، کشورمان در هیچ معادله سیاسی در موضوع غزه حضور نداشته باشد و قطر و مصر و ترکیه میداندار شده اند و ما تاوان صلح در غزه را بزودی خواهیم داد.
ما فقط هزینه ها را پرداخت می کنیم بقیه ربطی بما نداره
اصلا ماها چکاره ایم
سیاستهای نادرست کشور در داخل و خارج چشم انداز سختی را در ماههای آینده نشان میدهد که یکدستی و خالص سازی آن را تشدید کرده و مشارکت پایین احتمالی به مثابه بنزین روی آتش شرایط را تشدید خواهد کرد!
کلمه اتباع جمع تبعه است که دراصطلاح به تبعه کشورخاصی اطلاق میشود اگر نام کشور خاصی دنبال آن نباشد بیشترتصورهمان کشوری است که گوینده زندگی میکند مثل سیتیزن درزبان انگلیسی اخیراً به خارجیها بخصوص افغانهای مقیم ایران میگویند اتباع که کاملاً اشتباه است مثلاًاگرکسی بگوید اتباع ساکن ایران یعنی ایرانیها بجای اینکه بگوید اتباع خارجی یا اتباع افغانستان وغیره کلمه اتباع بدون ذکرپسوندکدام کشور یعنی شهروندان کشورخودمان
این کلمه را عمدا به کار می برند و نه از روی اشتباه ، شبکه خبر غروب هر روز یک بخش خبری دارد که عنوان رسمی آن " خبر
اتباع است و از کلمه " اتباع بیگانه پرهیز می شود
طبق امار رسمی و غیر رسمی حدود ۹ میلیون افغان در
هر گوشه شهرها و روستاهای کشور کار و زندگی میکنند
و احتمال میرود که ۳۰ هزار نفر انها از وابستگان به
طالبان و آموزش دیده امور نظامی و تخریب هستند
و فقط تصور کنیم که روزی اینها بخواهند دست بکار
شده و کشور و مردم را باید از پیش بازنده محسوب کرد
هزار بار هم که بگین یاد نمی گیرن. مشکل بسیاری از ایرانی ها همینبی توجهی به یاد گرفتن است.
یک روایت بسیار ارزشمند وجود دارد که بعضی منتسب به پیامبر گرانقدر میدونند و بعضی به امام صادق علیه سلام: بک مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود.
حالا حکایت افرادی که ادعای دینداری میکنند و یازده بار فقط باسم انتخاب مجلس گزیده شدن و درس نگرفتند که انتخابات تاثیر مثبتی نداره تو زندگی افراد، حالا چرا باید دفعه دوازدهم هم گزیده بشوند و البته تازه تشویق کنند افراد به گزیده شدن مجدد. جوابش نمیدونم با کدوم اصل خداوند همخوانی داره.
آقا دعوا نداره، بنظر من هرکسی که سهمش را از سفره انقلاب در:
آزادی بیان، رفاه اقتصادی، شغل، خانه، ماشین( مخصوصا شاسی بلند) فرزندان موفق و چند شغله( از نوع مدام در ممللک غربی ظاهر می شوند)، سهم از صدا و سیما، مادام العمر در مسند کار، حقوق های چند ده میلیونی برای هیچ کاری انجام دادن، عضویت در هیات مدیره چندین شرکت دولتی با پاداش های چند صدمیلیونی در آخر سال … برداشته است
باید در انتخابات شرکت کنند
برو غربگدای مفتخر حرف های تو ارزشی نداره پس نخوندم
با این حساب تنها ۱۰ تا ۵ درصد شرکت خواهند کرد ؟؟
البته کارمندان دولت و صاحبان جواز کسب و کارت
بازرگانی و معلمین و مدد جویان کمیته امداد و
بهزیستی و عده ای از دین داران سنتی سالخورده نیز
بنا به احکام شرعی که صادر شده است اجبارا شرکت
میکنند که در نهایت بین ۱۵ تا ۲۰ درصد شرکت کنند
من از حضور افغانی ها در ایران راضی نیستم
دستفروشی آخرین شغل برای ایرانی هست و پباید اتباع خارجی از منافع اقتصادی ما بخ ه ببرند.
به چه حقی می خواهند به افغانی ها تابعیت ایرانی بدهند؟
ایلان ماسک وسایر آفریقایی ها شانس آوردند رفتند آمریکا اگه ایرام میومد الان باید کارگری میکرد تو ص سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیونی می ایستاد ما ازش فیلم میگرفتیم و اسم جمع هم انتخاب میکردیم میگفتیم هجوم
جمعیت افارقه (آفریقایی ها) تو صف دریافت شناسنامه
کاش خرد و اراده ای بود
و کاش انسداد مرز ها با امکانات و دیواری استاندارد انهم در نقطه صفر مرزی انجام میشد
نه صد متر داخل خاک وطن
و انگار بخشش انسوی دیوار به اجانب
و کاش پول بیشتری از این مهاجرین آفت اخذ و تمامی ان خرج انسداد مرزی میشدان
اوج گشنگی دولت و صدای ته دیگ کفگیر
پروژه خالص سازی با حضور افاغنه... به هم میان
خوبه که جای آمریکائی ها یا اروپائی ها نبودی گرنه یه سیاهپوست میدیدی از حسادت سکته میکردی که چرا اینقدر سیاهپوست چرا اینقدر مهاجر آسیایی چرا چرا... همه دارند کار میکنند از راننده تاکسی تا فضانور تا مدیر بزرگترین شرکت هاو... گاهی کافیه نوع نگاهت را تغییر بده فقط ببینی چندتا انسان دیگر اضافه شده همین دیگه اینقدر حرص چوش نمیخوری چون اکثر مهاجرین
در دنیا بابت خرابی و بدبختی شان تقصیر ندارند
جمعیت مهاجران افغانی از 18 میلیون گذشته کجای دنیا چنین اتفاقی می افته .مگه مصر غزه ایها را راه می ده به کشورش .تازه کلا 2 میلیون هم نیستند.در ایالت تکزاس که اینقدر می گویند مکزیکی اومده جمعیتشان به زحمت به 2 میلون می رسه.اینجا چه خبره .مگه حکومت مرکزی نداریم ما
شمایی که به همتی رای ندادید نمیتونید اظهار نظر کنید. فعلا رئیسی رئیس است.
هم دولت
و
هم مجلس
درست مقابل مردم و خرد جمعی ایستاده اند
آخه کدام کشوری در جهان با پرداخت مبلغی
کمتراز20 هزار دلار اقامت می دهد.
در حالیکه ترکیه مبلغ ۴۵۰ هزار دلار برای دادن تابعیت
را مطالبه میکند ، ما فقط با ۲ هزار دلار بصورت اقساط ۲۰ ماهه داریم
اینکار را با اتباع افغانستان و پاکستان میکنیم !!؟؟
ایرانیها از تمام مردم دنیا نژاد پرست تر هستند متاسفانه
این مسیری که دولت طی می کند منجر به صدور شناسنامه و اخذ تابعیت از طرف افغانها خواهد شد همان برنامه ای که روزی گفتند و بعد تکذیب کردند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.