«خيلي محرمانه»، لطفا شخصا مفتوح فرمايند
با پنهان کردن آمار ناهنجاريها و نابسامانيها آبروي نظام بالا نميرود، برعکس وقتي آنقدر در مورد آمارها پنهان کاري شود تا جايي که خانوادهها اساسا از وجود مادهاي به نام کراک ـ تا چه رسد تعداد مصرفکنندگان آن در کشور ـ آگاه نبوده و يکباره فرزند خود را اسير آن ببينند، آن وقت است که حيثيت نظام نزد آنان لکهدار ميشود.

- «محرمانه»، «خيلي محرمانه»، «مستقيم»، «لطفا شخصا مفتوح فرمايند»؛ اينها عباراتي است که روي خبرنامههاي محرمانهاي که براي مسئولان فرستاده ميشود، خودنمايي ميکند...
آيا ممکن است همين خبرنامهها به منافع يک کشور لطمه نيز وارد کند؟ ... آنچه کمتر مورد توجه است اين است که اگر «عناوين» اخبار محرمانه بي جهت «تکثير» شده و اموري که نبايد محرمانه باشند، بي دليل از ديد مردم پنهان نگاه داشته شوند، موانع بسياري در روند حل مشکلات مردم و پيشرفت کشور پديد ميآيد.
به نظر ميرسد در کشور ما چند نوع خبر که نه از نظر ديني بايد محرمانه باشند و نه دنياي امروز آنها را محرمانه تلقي ميکند، به دليل پارهاي عذرهاي ناموجه در زمره اخبار محرمانه قرار گرفتهاند...
يک دسته از اخباري که متأسفانه نوعا بي جهت مهر محرمانه ميخورد، آمار ناهنجاريها و نابسامانيهاي گوناگون اجتماعي در کشور است. هيچ کشوري در جهان، عاري از ناهنجاريهاي اجتماعي نيست، اما مسأله اين است که آيا جاي آمار ناهنجاريها در خبرنامههاي محرمانه است و يا اين آمار و اخبار بايد به وضوح و صادقانه به اطلاع مردم رسانده شود و اساسا کدام يک به صلاح کشور است؟
نظري به اخبار رسانه ملي، مؤيد اين است که گويي «خبر رساني» در کشور ما، يعني رساندن اخبار خوب به مردم، و معمولا خبر منفي خبر به شمار نميآيد.
بايد پرسيد اخبار صدا و سيما براي کدام مخاطب ارايه ميشود؟ ظاهرا فرض اين است که ميليونها نفري که مثلا پاي خبر ساعت 21 مينشينند، با اين پرسش در ذهن به شنيدن اخبار روي آوردهاند که: «اي مسئولان، زود باشيد بگوييد امروز براي ما چه کردهايد»؟ گوينده هم شروع ميکند: يک کارخانه افتتاح شد، يک وزير خارجه آمد، دو نفر در المپياد مدال آوردند، آمار سرقت هم کاهش يافت. ضمنا دو پروژه هفته آينده افتتاح ميشود، مشکل کمبود برنج تا چند روز ديگر حل ميشود و تا ده سال ديگر چنين و چنان ميشود.
حال از مردم چه کمکي بر ميآيد و چه بايد بکنند؟ هيچ، اصلا مشکلي نيست که آنها بخواهند کمکي ارايه دهند؛ تنها منتظر باشند تا اخبار خوش بعدي را در بخش بعدي خبر بشنوند. گويي، سيستم خبررساني مردم را مستبداني متوقع فرض ميکند که درباره کشور خود تنها تحمل شنيدن اخبار مثبت را دارند.
اما همين اخبار ميتوانست به گونه ديگري باشد. همه آن اخبار مثبت پخش شود، ولي در ضمن، معضلات و آمارهاي آنها صادقانه با مردم در ميان گذاشته شود. در اين صورت، فرض اين است که بينندگان خبر با اين پرسش در ذهن، تلويزيون را روشن کرده و به اخبار گوش ميسپارند که: «از ما چه کمکي برميآيد»؟ در اين حالت، مردم مستبداني بي تحمل فرض نشدهاند، بلکه نقشي مانند استاد راهنماي يک پايان نامه را به عهده دارند...
در ايران، متأسفانه اثرات سازنده خبررساني درباره امور منفي و پيامدهاي مثبت اعلام آمارهاي مربوطه مورد غفلت واقع شده است. مثال زير به توضيح مطلب کمک ميکند.
انشاءالله که تعدادشان در حال افزايش است، اما فرض کنيم روزي تلويزيون اعلام کند بنا بر يک آمار قابل اعتماد، تعداد نوجوانان و جوانان نمازخوان 5 درصد نسبت به سال گذشته کاهش يافته است. آيا تأثير چنين خبري در جامعه منفي است؟ ممکن است در وهله نخست، چنين به نظر بيايد، اما درميان گذاشتن صادقانه چنين آماري با مردم از سوي مسئولان، خود سرچشمه يک حرکت اجتماعي ميتواند باشد:
فيلمنامه نويسي که مشغول نگارش فيلمنامه است، پيامي از نماز در متن فيلمش جاي ميدهد، فرهيختگان و مبلغان مذهبي بيشتر به اين مطلب توجه ميکنند، پدران و مادران نظارت بيشتري بر فرزندان خود اعمال مي کنند، آموزش و پرورش برنامه نماز در مدارس را جذابتر ميکند، در تبليغات شهري، اهميت بيشتري به نماز داده ميشود، استاد معادلات ديفرانسيل يا پاتولوژي با گفتن جملهاي در اثناي درس، در اين جهاد بزرگ اسلامي و ملي شرکت ميکند. عده اي ديگر به دنبال ريشهها رفته، مثلا توجه بيشتري به لقمه حلال ميکنند و تعدادي ديگر در استفاده از برخي برنامههاي ايمان سوز و روحکش ماهوارهاي، احتياط بيشتري ميکنند...
سياستگذاران خبري به خوبي ميدانند که اخبار منفي هم، خبر به شمار ميآيد و از اين روي، خبرنگاران نيز موظفند به محض آگاهي از آمار ناهنجاريها، گزارشي از آن تهيه و ارسال کنند، اما اين دستور مربوط به خبرنگاراني است که در خارج از ايران کار ميکنند. از اين جهت است که اگر تعداد معتادان يا تعرضات جنسي در فرانسه يا آمريکا بالا رود، انعکاس آن در اخبار رسانه ملي به چند ساعت نميکشد.
سياستگذاران خبري ظاهرا توجه ندارند که نخستين پرسشي که با شنيدن اخباري اينچنين، به ذهن بسياري از مخاطبان راه مييابد، اين است که چرا آمار مشابه در مورد کشور خودمان در اخبار اعلام نميشود؟ اساسا چه معنايي دارد که بيننده ايراني آمار خودکشي در کره جنوبي، سرقت در استراليا، چاقوکشي در انگليس، قتل در آمريکا، رشوه در ژاپن و بيخانمانها در کانادا را بداند، ولي از آمار مشابه در کشور خود ـ چه اندک و چه بسيارـ آگاه نباشد؟!
پنهان کردن آمار امور منفي مثل اعتياد، خودکشي، ايدز و به طور کلي اخبار ناهنجاريها و قرار دادن آنها در خبرنامههاي محرمانه، پيامدهايي از اين دست به دنبال دارد:
1) چون مردم که خود قربانيان اصلي هستند، در بي خبري از آمار واقعي نگه داشته ميشوند، خطر را جدي نميبينند و بر رفت و آمدها و تماسهاي فرزندان خود نظارت کافي نداشته و کمتر آنان را از خطرات آگاه ميکنند.
2) چون آمار رسمي وجود ندارد، هر آمار نادرست و اغراق آميزي که توسط بيگانگان اعلام شود دهان به دهان ميگردد و در واقع زمينه لازم براي مؤثر واقع شدن «سياه نمايي»ها فراهم ميشود. وقتي رسانه ملي مجاز به ارايه مداوم و مستمر آمار رو به کاهش يا افزايش ناهنجاريها نباشد، در عمل اين مأموريت به دلسوزاني! چون راديو «بي. بي. سي» و راديو اسرائيل و پايگاههاي اينترنتي ضد انقلاب واگذار شده که با ترفندهاي خبري هر آمار وحشتناکي را به مخاطبان بقبولانند.
3) چون غالبا آمار آسيبهاي اجتماعي از ديد مردم پنهان است، فشاري از ناحيه افکار عمومي بر مسئولان مربوطه وارد نميشود.
وقتي مردم در جريان آمار دقيق و موثق در مورد ناهنجاريها قرار نميگيرند، چگونه ميتوانند کمک کنند؟ سخن حکيمانه امام (ره) در اوايل انقلاب که نگوييد انقلاب براي ما چه کرده، بگوييد ما براي اين انقلاب چه کردهايم، زماني قابل پياده شدن است که مردم صادقانه در جريان مشکلات قرار گيرند.
احتياط بيجا در اطلاعرساني به مردم، تنها درباره آمار امور منفي نيست...امروز چنين پنداشته ميشود که يک روحاني يا بايد روي منبر نشان داده شود يا در يک همايش و يا پشت ميز رياست دادگاه. فکر ميکنيم اگر يک روحاني سرشناس در حال ورزش کردن نشان داده شود، حرمت روحانيت ميشکند، در حالي که پيامبر شخصا در مسابقه شترسواري شرکت کرده و يا با کودکان بازي ميکردند. باز فکر ميکنيم که اگر چند نفر در ايام انتخابات در رسانه ملي در پاسخ مصاحبهگر بگويند ما در انتخابات شرکت نميکنيم از تعداد شرکت کنندگان کاسته ميشود، در حالي که همين امر بسياري از مرددان را به صحنه ميآورد...
در اين مقاله به سه توجيه احتمالي براي پنهان سازي آمارناهنجاريها از مردم پاسخ گفته شده است.
متن كامل را در ستون سمت راست بخوانيد.
آيا ممکن است همين خبرنامهها به منافع يک کشور لطمه نيز وارد کند؟ ... آنچه کمتر مورد توجه است اين است که اگر «عناوين» اخبار محرمانه بي جهت «تکثير» شده و اموري که نبايد محرمانه باشند، بي دليل از ديد مردم پنهان نگاه داشته شوند، موانع بسياري در روند حل مشکلات مردم و پيشرفت کشور پديد ميآيد.
به نظر ميرسد در کشور ما چند نوع خبر که نه از نظر ديني بايد محرمانه باشند و نه دنياي امروز آنها را محرمانه تلقي ميکند، به دليل پارهاي عذرهاي ناموجه در زمره اخبار محرمانه قرار گرفتهاند...
يک دسته از اخباري که متأسفانه نوعا بي جهت مهر محرمانه ميخورد، آمار ناهنجاريها و نابسامانيهاي گوناگون اجتماعي در کشور است. هيچ کشوري در جهان، عاري از ناهنجاريهاي اجتماعي نيست، اما مسأله اين است که آيا جاي آمار ناهنجاريها در خبرنامههاي محرمانه است و يا اين آمار و اخبار بايد به وضوح و صادقانه به اطلاع مردم رسانده شود و اساسا کدام يک به صلاح کشور است؟
نظري به اخبار رسانه ملي، مؤيد اين است که گويي «خبر رساني» در کشور ما، يعني رساندن اخبار خوب به مردم، و معمولا خبر منفي خبر به شمار نميآيد.
بايد پرسيد اخبار صدا و سيما براي کدام مخاطب ارايه ميشود؟ ظاهرا فرض اين است که ميليونها نفري که مثلا پاي خبر ساعت 21 مينشينند، با اين پرسش در ذهن به شنيدن اخبار روي آوردهاند که: «اي مسئولان، زود باشيد بگوييد امروز براي ما چه کردهايد»؟ گوينده هم شروع ميکند: يک کارخانه افتتاح شد، يک وزير خارجه آمد، دو نفر در المپياد مدال آوردند، آمار سرقت هم کاهش يافت. ضمنا دو پروژه هفته آينده افتتاح ميشود، مشکل کمبود برنج تا چند روز ديگر حل ميشود و تا ده سال ديگر چنين و چنان ميشود.
حال از مردم چه کمکي بر ميآيد و چه بايد بکنند؟ هيچ، اصلا مشکلي نيست که آنها بخواهند کمکي ارايه دهند؛ تنها منتظر باشند تا اخبار خوش بعدي را در بخش بعدي خبر بشنوند. گويي، سيستم خبررساني مردم را مستبداني متوقع فرض ميکند که درباره کشور خود تنها تحمل شنيدن اخبار مثبت را دارند.
اما همين اخبار ميتوانست به گونه ديگري باشد. همه آن اخبار مثبت پخش شود، ولي در ضمن، معضلات و آمارهاي آنها صادقانه با مردم در ميان گذاشته شود. در اين صورت، فرض اين است که بينندگان خبر با اين پرسش در ذهن، تلويزيون را روشن کرده و به اخبار گوش ميسپارند که: «از ما چه کمکي برميآيد»؟ در اين حالت، مردم مستبداني بي تحمل فرض نشدهاند، بلکه نقشي مانند استاد راهنماي يک پايان نامه را به عهده دارند...
در ايران، متأسفانه اثرات سازنده خبررساني درباره امور منفي و پيامدهاي مثبت اعلام آمارهاي مربوطه مورد غفلت واقع شده است. مثال زير به توضيح مطلب کمک ميکند.
انشاءالله که تعدادشان در حال افزايش است، اما فرض کنيم روزي تلويزيون اعلام کند بنا بر يک آمار قابل اعتماد، تعداد نوجوانان و جوانان نمازخوان 5 درصد نسبت به سال گذشته کاهش يافته است. آيا تأثير چنين خبري در جامعه منفي است؟ ممکن است در وهله نخست، چنين به نظر بيايد، اما درميان گذاشتن صادقانه چنين آماري با مردم از سوي مسئولان، خود سرچشمه يک حرکت اجتماعي ميتواند باشد:
فيلمنامه نويسي که مشغول نگارش فيلمنامه است، پيامي از نماز در متن فيلمش جاي ميدهد، فرهيختگان و مبلغان مذهبي بيشتر به اين مطلب توجه ميکنند، پدران و مادران نظارت بيشتري بر فرزندان خود اعمال مي کنند، آموزش و پرورش برنامه نماز در مدارس را جذابتر ميکند، در تبليغات شهري، اهميت بيشتري به نماز داده ميشود، استاد معادلات ديفرانسيل يا پاتولوژي با گفتن جملهاي در اثناي درس، در اين جهاد بزرگ اسلامي و ملي شرکت ميکند. عده اي ديگر به دنبال ريشهها رفته، مثلا توجه بيشتري به لقمه حلال ميکنند و تعدادي ديگر در استفاده از برخي برنامههاي ايمان سوز و روحکش ماهوارهاي، احتياط بيشتري ميکنند...
سياستگذاران خبري به خوبي ميدانند که اخبار منفي هم، خبر به شمار ميآيد و از اين روي، خبرنگاران نيز موظفند به محض آگاهي از آمار ناهنجاريها، گزارشي از آن تهيه و ارسال کنند، اما اين دستور مربوط به خبرنگاراني است که در خارج از ايران کار ميکنند. از اين جهت است که اگر تعداد معتادان يا تعرضات جنسي در فرانسه يا آمريکا بالا رود، انعکاس آن در اخبار رسانه ملي به چند ساعت نميکشد.
سياستگذاران خبري ظاهرا توجه ندارند که نخستين پرسشي که با شنيدن اخباري اينچنين، به ذهن بسياري از مخاطبان راه مييابد، اين است که چرا آمار مشابه در مورد کشور خودمان در اخبار اعلام نميشود؟ اساسا چه معنايي دارد که بيننده ايراني آمار خودکشي در کره جنوبي، سرقت در استراليا، چاقوکشي در انگليس، قتل در آمريکا، رشوه در ژاپن و بيخانمانها در کانادا را بداند، ولي از آمار مشابه در کشور خود ـ چه اندک و چه بسيارـ آگاه نباشد؟!
پنهان کردن آمار امور منفي مثل اعتياد، خودکشي، ايدز و به طور کلي اخبار ناهنجاريها و قرار دادن آنها در خبرنامههاي محرمانه، پيامدهايي از اين دست به دنبال دارد:
1) چون مردم که خود قربانيان اصلي هستند، در بي خبري از آمار واقعي نگه داشته ميشوند، خطر را جدي نميبينند و بر رفت و آمدها و تماسهاي فرزندان خود نظارت کافي نداشته و کمتر آنان را از خطرات آگاه ميکنند.
2) چون آمار رسمي وجود ندارد، هر آمار نادرست و اغراق آميزي که توسط بيگانگان اعلام شود دهان به دهان ميگردد و در واقع زمينه لازم براي مؤثر واقع شدن «سياه نمايي»ها فراهم ميشود. وقتي رسانه ملي مجاز به ارايه مداوم و مستمر آمار رو به کاهش يا افزايش ناهنجاريها نباشد، در عمل اين مأموريت به دلسوزاني! چون راديو «بي. بي. سي» و راديو اسرائيل و پايگاههاي اينترنتي ضد انقلاب واگذار شده که با ترفندهاي خبري هر آمار وحشتناکي را به مخاطبان بقبولانند.
3) چون غالبا آمار آسيبهاي اجتماعي از ديد مردم پنهان است، فشاري از ناحيه افکار عمومي بر مسئولان مربوطه وارد نميشود.
وقتي مردم در جريان آمار دقيق و موثق در مورد ناهنجاريها قرار نميگيرند، چگونه ميتوانند کمک کنند؟ سخن حکيمانه امام (ره) در اوايل انقلاب که نگوييد انقلاب براي ما چه کرده، بگوييد ما براي اين انقلاب چه کردهايم، زماني قابل پياده شدن است که مردم صادقانه در جريان مشکلات قرار گيرند.
احتياط بيجا در اطلاعرساني به مردم، تنها درباره آمار امور منفي نيست...امروز چنين پنداشته ميشود که يک روحاني يا بايد روي منبر نشان داده شود يا در يک همايش و يا پشت ميز رياست دادگاه. فکر ميکنيم اگر يک روحاني سرشناس در حال ورزش کردن نشان داده شود، حرمت روحانيت ميشکند، در حالي که پيامبر شخصا در مسابقه شترسواري شرکت کرده و يا با کودکان بازي ميکردند. باز فکر ميکنيم که اگر چند نفر در ايام انتخابات در رسانه ملي در پاسخ مصاحبهگر بگويند ما در انتخابات شرکت نميکنيم از تعداد شرکت کنندگان کاسته ميشود، در حالي که همين امر بسياري از مرددان را به صحنه ميآورد...
در اين مقاله به سه توجيه احتمالي براي پنهان سازي آمارناهنجاريها از مردم پاسخ گفته شده است.
متن كامل را در ستون سمت راست بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اين كه چه زماني اين نظريه ها جامه عمل بپوشاند مهم است مابراساس سياهنمايي جامعه غرب بدون توجه به محسناتي كه وجود دارد اظهارنظرميكنيم جوال دوز را به ديگران ميزنيم ولي حاضرنيستيم يك سوزن به خودمان بزنيم عادت كنيم انتقاد پذير باشيم دراين صورت به مااعتماد خواهند كرد
عليرغم ابراز تمايل مسئولان نظام در بيان صادقانه مشكلات و معضلات كشور ، اين موضوع هيچگاه ببار ننشست و برخورد دوگانه را همواره در اين زمينه شاهد بوده ايم . تو گوئي ايشان ملت دگرند .
iهمیشه معتقد بوده و هستم که انسانهای آگاه بهتر متوانند در مقابل ناهنجاریها از خود مقاومت نشان دهند .بهترین راه اگاهی همانا کسب خبر از ناهنجاریهای موجود در جامعه است که متاسفانه همیشه در رسانه ملی مکتوم مانده است وتنها زمانی اندک خبر رسانی در مورد پدیده های منفی صورت می گیرد که آن پدیده در حد انفجار خودش را به جامعه تحمیل کرده است . من یک پدر هستم .اگر من خود از خطراتی که در بیرون ازخانه در کمین جوانان هست ؛آگاه نگردم ؛چگونه قادر به هدایت فرزندم خواهم بود .
مقاله خوبی بود, ای کاش سیاست گذاران فرهنگی هم قدری مثل شما فکر میکردند.
متاسفانه در کشور ما همه چیز باید به حد انفجار برسه تا بالاخره صدای یکی دربیاد وقتی هم که اعتراضی میشه میگن میخواهید که نظام رو خدشه دار کنید اخه تو رو به خدا به اینها بگید که این خراب کردن نظام نیست نمیشه که چشم ها رو همه واقعیت ها بست
خود سایت تابناک بدترین سانسورچی خبرها و پیامها است لطفا برخلاف باطن ، ظاهر ازاد اندیش به خود نگیرید و ریا نکنید که کسی از شما نمی پذیرد.
اگر خلاف این است چرا پیامهایی که به مذاق شما خوش نمی اید را اصلا مورد توجه قرار نمی دهید؟
وقتی که خبر درگیری یک معلم وشاگرد مدرسه بعد از چند دقیقه به سرتاسر دنیا ارسال میشود و در رسانه ملی ما هم بازتاب خیلی وسیعی پیدا میکند چرا خبر تجاوز و قتل 21 پسر بچه در کرج هیچ بازتابی در تلویزیون ندارد چرا؟
همه مردم مي دانند زماني كه نيروي انتظامي برخورد خود با اراذل و اوباش را آغاز نمود چقدر همگان از اين طرح استقبال كردند و چه پرده هاي تشكر كه در خيابان ها كه به اهتراز در نيامد.مردم تشنه اقداماتي اين چنيني هستند.چرا نبايد در اين مسائل شفاف سازي نمود؟چرا نبايد فلان مسئولي كه مرتكب تخلفي شده معرفي نكرد؟ چرا جرائم آدم هاي كوچك بسرعت افشا و مجازات اعمال مي گردد؟پايه هاي نظام از چنين اقداماتي مستحكم مي شود.مديران از چينن اقداماتي حواسشان جمع تر مي گردد.بزهكاري كه خيالش از بابت برملا نشدن خلافش جمع است در انجام آن بي محابا مي شود.انصافا اگر در اين زمينه جدي وارد عمل نشويم، تيشه به ريشه خودمان زده ايم.
(چون غالبا آمار آسيبهاي اجتماعي از ديد مردم پنهان است، فشاري از ناحيه افکار عمومي بر مسئولان مربوطه وارد نميشود. )لپ مطلب درهمين جمله خلاصه شده است.باوربفرماييد من ايراني عاشق وطن(جانباز 25%)براي شنيدن وخبردارشدن ازوقايع بايد ساعت هادراينترنت ورسانه هاي خارج بگردم چون متاسفانه بايد بگويم هيچ اميدي به صداوسيما واكثر روزنامه ها ندارم.تنها بخش خبري كه ميديدم اخبار8:30 بود كه درايام انتخابات مجلس به كلي ازاين بخش نيز نااميد شدم
هفته گذشته اخبار کشور ترکیه به دستگیری افراد مختلف اشاره داشت که بدون پنهان کاری اسامی و تصاویر، تلوزیون های مختلف گزارش های خود را برای روشنگری اذهان عمومی پخش کردند.
آمارها اگر صادقانه به مردم گفته شود بازتاب مثبت دارد بنده به عنوان يك پدر وقتي آمارهاي ناهنجاري را ميشنوم با فرزندانم سعي در تعامل بيشتري خواهم نمود و با نفي آمار حقيقي من اين احساس را خواهم كرد كه مملكت امن و امان است و هيچ تهديدي نيست
به نظر من محرمانه کردن وحقایق را از چشم مردم دور نگه داشتن به صرف مصلحت اصلا هم مصلحت نیست واین می تواند باعث شکاف بی اعتمادی مردم از مسئولین نظام بشود چرا باید اینگونه باشد انقلابی که با خون هزاران شهید از بطن همین مردم داده شد برای این بود که مردم ونظام یکی باشند نه اینکه خبری از مردم پنهان شود.مگر پنهان کردن اینکه فلان مسئول چه کرده ویا چه نکرده چه ضرری می تواند به این نظام بزند . اکثریت مرد م براین عقیده هستند وحمایت می کنند که خطا کرده های نظام که معمولا کم واندک میباشند به مردم معرفی شوند.وهیچ تعارفی با این قضیه نداشته باشند . بلکه همین پنهان کاریها است که فاصله را بیشتر وبیشتر می کند ودر نهایت خدای ناکرده به ضرر نظام می شود اقا من خواهش میکنم از مسئو لین مملکتی یه خورده بیشتر با مردم تعامل ونزدیکی داشته باشند واین نظر سنجی را خود انجام بدهند. من به عنوان یک شهروند که در بین مردم هستم میبینم که مردم کم وبیش از این قضایا نا امید شده اند که بابا کو کی چه کسی به داد ما میرسد دیگر دل خوش داشته اند که فقط امام زمان مشکلات دنیوی ما را حل می کند در پایان امیدوارم همه ما ها شاهد پیاده شدن حق وعدالت در این جامعه باشیم وزمینه جهانی شدن انقلاب صاحب امر را فراهم کنیم انشا الله
احسنت بعد از مدتها حرف ملت را گفتید به خدا این رسانه ملی ما رسانه کشورهای دیگر است نه رسانه ایران
من از سايت تابناک بابت اين مطلب تشکر و قدرداني مي کنم. آيا به نظر شما اعزام تيم تنيس روي ميز ايران به مسابقات آزاد آمريکا، مساله اي محرمانه است که رسانه به اصطلاح ملي به آن اشاره نمي کند. آيا آوردن اسم آمريکا در بعد ورزشي، اينقدر براي رسانه دردآور است؟؟ آيا ما اين خبرها را بايد از رسانه اي بيگانه مانند VOA پيگيري کنيم؟؟
احسنت.در خيلي از كشورها بسياري از هنجارهاي اجتماعي را بعنوان واقعيت پذيرفته اند واقدام به پيشگيري يا كاهش آنها نموده اند.شايد در كشور ما مسئولين راه حلي براي اين موضوعات ندارند و با برچسب محرمانه زدن روي اين موضوعات بجاي حل مسئله صورت آن را پاك مي كنند.
این مطلب کاملا صحیح است.ادب را از که اموختی از بی ادبان ! با دیدن و شنیدن مطالب و صحنه های زشت و نا پسند انسان نا خود اگاه نسبت به ان موضع میگیرد و علاوه بر اینکه خود سعی میکند ان عمل قبیح را مرتکب نشود بلکه اطرافیان را هم بر حذر میدارد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.