تابناک گزارش می دهد؛
از ضرورت تا رانت: ماجرای تلخ خط سفید خبرنگاری/خبرنگاران ایرانی در کوره فیلترینگ!
روایت اصلی این است: بادکنکی که از سال ۱۳۹۶ در دوره وزارت آذری جهرمی، مثلا برای علاج هیولای ناقص الخلقه "فیلترینگ" شروع به باد شدن کرده بود، در آذر ۱۴۰۴ بالاخره ترکید!
به گزارش تابناک، ماجرا این بود که سیمکارتهای سفید خبرنگاری که ابزار طبیعی فعالیت خبری و رسانه ای بوده و هست ناگهان در یک انفجار معنایی و روایی! تبدیل به نماد رانت و امتیازطلبی شد.
ترکشهای این انفجار/افشاگری به بدنه رسانهای ایران اصابت کرد و اهالی قلم ایران را در موقعیتی بیسابقه قرار داد: از یک سو متهم به سوءاستفاده از امکانات ویژه شدند، از سوی دیگر قربانی سیاستی که خودشان هم از آن رنج میبرند ولی مسئول آن نیستند؛ شدند و از سوی دیگر اعتماد عمومی به آنها خدشه دار شد! یعنی با یک تیر سه نشان برای دشمنان زده شد!
دسترسی به اینترنت بدون فیلتر در شرایط فیلترینگ عمومی بیگمان یک رانت است. اما برای روزنامهنگار، این رانت همزمان یک ضرورت حیاتی است که توسط فیلترینگ ابتدا سلب شده است و سپس به روزنامه نگاران و اهالی خبر به طور ناقص و غیر اصولی بازگردانده شده است
ماجرا از کجا شروع شد؟
در جامعهای که فیلترینگ و محدودسازی به یک اصل مدیریتی غلط تبدیل شده، دسترسی به اینترنت بدون فیلتر بیگمان یک رانت است. اما برای روزنامهنگار، این رانت هم زمان یک ضرورت حیاتی است که توسط فیلترینگ ابتدا سلب شده است و سپس به روزنامه نگاران و اهالی خبر به طور ناقص و غیر اصولی بازگردانده شده است.
یک روزنامه نگار چگونه میتواند خبری را رصد کرد، تحلیلی بنویسد یا گزارشی تهیه کند وقتی ابزارهای اصلی کار فیلتر شدهاند؟
این پارادوکس، خبرنگاران را در موقعیتی دوسر باخت قرار داده: استفاده از این امکان به معنای رانتخواری است و چشمپوشی از آن، تسلیم شدن به فیلترینگ!
و دقیقاً همین جاست که «موقعیت دشوار اخلاقی و حرفهای» شکل میگیرد: چه باید کرد؟ در این کوره چه باید کرد؟ در این کوره که هم سیخ میسوزد و هم کباب، خبرنگار ایرانی چه باید بکند؟ چه میتواند بکند؟
طبیعی است میلیونها ایرانی محروم از اینترنت آزاد، وقتی متوجه می شوند اهالی رسانه از این فرصت بهره مند هستند، خشمگین و بی اعتماد می شوند.
وضعیت وقتی اسفناک تر و حتی خنده دارتر می شود که حامیان فیلترینگ خود با سیم کارت بدون فیلتر در فضای مجازی حضور دارند!
سالها پیش، صدای هشدار از سوی اهالی فکر و رسانه بلند شد: «فیلترینگ سرانجامی ندارد.» منطق حکم میکرد که در عصر ارتباطات، بستن درهای اطلاعات جز انفجار و خشم عمومی نتیجهای نداشته باشد. اما این هشدارها به هیچ گرفته شد.
شوراهای رنگارنگ فضای مجازی با بودجههای کلان، تنها زبان تعطیلی و فیلتر را بلد بودند. تداوم بی عملی و تعویق تصمیم گیری شجاعانه و درست و البته اعطای سیم کارت سفید به اهالی رسانه! و نتیجه چه شد؟ با به روز رسانی مشکوک و کاملا هدفمند شبکه ایکس(توئیتر سابق) معلوم شد که بسیاری از روزنامهنگاران ایرانی با خط سفید در فضای مجازی به سر می برند و شد آنچه نباید می شد!
همان خط سفید و بدون فیلتر، فقط مخصوص اهالی رسانه نبوده و بسیاری از نورچشمی ها و سایبری ها و مجاهدان زیر لحاف(!) هم از آن بهره مند بوده اند و اتفاقا همین موضوع را بغرنج تر و سخت تر کرده است...
اکنون جماعتی که باید چشم بیدار مردم، عامل انسجام و صدای حقیقت باشند، متهم به «سایبری» بودن شدهاند. یعنی بدترین اتفاقی که برای اهالی رسانه می تواند رخ دهد. ضمن اینکه همان خط سفید و بدون فیلتر، فقط مخصوص اهالی رسانه نبوده و بسیاری از نورچشمی ها و سایبری ها و مجاهدان زیر لحاف(!) هم از آن بهره مند بوده اند و اتفاقا همین موضوع را بغرنج تر و سخت تر کرده است...
پرسشهای بنیادین: تقصیر ما چیست؟
آیا روزنامهنگاران مسئول وضعیت فیلترینگ هستند؟ آیا آنها سیاستگذارند یا قربانی؟ آیا بهرهمندی از اینترنت بدون فیلتر، به معنای دفاع از خود این سیاست است؟ واقعیت تلخ این است که فعالیت رسانهای با خط سفید بدون فیلتر، نه یک انتخاب، بلکه اجباری تلخ و البته رانتی ناگزیر است که رد کردن آن هم دردی را دوا نمی کند و تنها باعث خلع سلاح یک صنف در میدان می شود!
آیا روزنامهنگاران مسئول وضعیت فیلترینگ هستند؟ واقعیت تلخ این است که فعالیت رسانهای با خط سفید بدون فیلتر، نه یک انتخاب، بلکه اجباری تلخ و البته رانتی ناگزیر است که رد کردن آن هم دردی را دوا نمی کند و تنها باعث خلع سلاح یک صنف در میدان می شود!
چه باید کرد؟ بحران کنونی فرصتی است برای تفکیک خط باریک میان کار حرفهای و سوءاستفاده. راهحل در سادگی و شفافیت است:
اول: انتشار لیست رسمی و کامل دارندگان سیمکارت سفید توسط وزارت ارشاد و ارتباطات تا ابتدا اصولا معلوم شود به اصطلاح "چه خبر است؟!"
دومین اقدام می تواند این باشد : پاسخگویی موردی هر صاحب سیمکارت. پرسش ساده از دارندگان این سیم کارتها این است: «با این اینترنت آزاد چه کردی؟» مجیز گفتی؟ از فیلترینگ دفاع کردی؟ یا حقیقت را گفتی، نقد کردی، افشا کردی؟ درست است که این سئوالات بعضا در حریم خصوصی افراد تعریف می شود، اما به دلیل موقعیت پیچیده ایجاد شده، صاجبان این سیم کارت ها بهتر است خودشان سردم دار شفافیت و توضیحات در این زمینه باشند.
اگر کسی از این امکان برای مالهکشی، توجیه ظلم یا زد و بند استفاده کرده، سزاوار نقد و مجازات است. اما اگر روزنامهنگاری با همین ابزار، فساد را افشا کرده، حقوق مردم را دفاع کرده، آیا عادلانه است که او را هم ردیف سایبری ها و رانتی های واقعی قرار دهیم؟
این بحران فرصتی طلایی است برای تفکیک روزنامهنگار از «سایبری». روزنامهنگار شناسنامه دارد، هویت دارد، سابقه دارد. او سالها در مطبوعات، خبرگزاریها و رسانههای معتبر کار کرده و امضای خود را پای نوشتههایش گذاشته. اما «سایبری» ناشناس است، بیهویت و فحاش و قلم به مزد است و اغلب در خدمت پروژههای تخریبی و اتفاقا مجرای آلودگی های اطلاعاتی و امنیتی و اخلاقی.
نباید فراموش کرد که "این رشته، سر دراز دارد" ، باید پدافند غیرعاملی برای فضا و فعالان رسانه ای کشور در نظر گرفت تا مقابل ضربات احتمالی بعدی در هفته ها و ماههای آتی بیمه شوند.
واقعیت این است اگر روزی مشخص شود که افشای ماجرای سیمکارتهای سفید، نه تصادفی، بلکه عملی برنامهریزیشده توسط ایلان ماسک با خواست و هماهنگی سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل بوده، نباید تعجب کرد، مشابه عملیاتی مشابه بمبگذاری پیجرها در لبنان (۲۰۲۴) یا حملات بیصدا به پدافند هوایی ایران در آبان ۱۴۰۳ که بعدها مقدمه اقدامات تخریبی شدیدتری شد.
ضربه زدن به اعتبار رسانهای ایران، تضعیف اعتماد عمومی به روزنامهنگاران، و ایجاد شکاف عمیق میان مردم و نخبگان رسانهای و از بین بردن خط تماس بین مردم و نخبگان می تواند حوادثی تلخ تر از آنچه در سال گذشته و امسال را رقم زد را به وجود آورد.
در این چارچوب، افشای سیمکارتها میتواند بخشی از یک استراتژی بزرگتر برای تضعیف اعتماد داخلی در ایران باشد – استراتژیای که فضای مجازی را به میدان جنگی نامرئی تبدیل کرده است. این رسوایی، بیش از هر چیز، زنگ خطری برای بازنگری در سیاستهای فیلترینگ است. تا وقتی فیلترینگ نامعقول ادامه دارد، هر ابزاری – حتی ضروریترینها – به رانت تبدیل میشود.
راستی شوراهای هفت رنگ و هفتاد خط و بیثمر و بودجهبگیر فجازی و مجازی که از پیشبینی و حل تهدیدات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی عاجز بوده و هستند و فقط زبان تعطیلی و فیلتر را میفهمند، کجای این ماجرا هستند؟ در بحران بعدی چه حرفی برای گفتن دارند؟
از بین بردن رسمیت و مرجعیت رسانه های داخلی یک کشور ، کمتر از از دست دادن تمامیت ارضی و سماوی یک کشور نیست، بلکه یکی از مؤثرترین حملات ممکن به زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی یک کشور است .
راستی شوراهای هفت رنگ و هفتاد خط و بیثمر و بودجهبگیر فجازی و مجازی که از پیشبینی و حل تهدیدات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی عاجز بوده و هستند و فقط زبان تعطیلی و فیلتر را میفهمند، کجای این ماجرا هستند؟ در بحران بعدی چه حرفی برای گفتن دارند؟
اینها فقط گوشه ای از عوارض فیلترینگ است که این روزها تبدیل به بمب ساعتی اعتماد عمومی شده است، اما خوب است به این سئوال سخت و تلخ فکر کنیم: ضربه بعدی به پدافند رسانهای ایران چه خواهد بود؟
نظر شما درباره این موضوع چیست؟ اهالی رسانه چه باید می کردند و حالا باید چه بکنند و چه موضعی بگیرند؟
نظر شما درباره این موضوع چیست؟ اهالی رسانه چه باید می کردند و حالا باید چه بکنند و چه موضعی بگیرند؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دم خروس بیرون زد؟
رسانه ها طبق مقررات خوب پیش رفته اند و باید قدر دانی کرد سیم کارت سفید هیچ مهم نیست چه سفید و چه غیر سفید اینترنت ملی نیست حتی اگر ملی باشد با ید گوگل پلی آنرا فعال کند بنابر این هم سیم هم وایفای و اینترنت و هرچیز الکترونیکی چیز خوبی نیست بخصوص که هوش مصنوعی هم باشد دیگر بدتر
این تنیعیض از کجای دستورات و متون دینی استنباط شده . مردم با هم چه فرقی می کنند این یعنی همه مجرمند جز آنها که تشخیص داده می شود . و آنها که تشخیص می دهند خودشان ...
چه دهن قرصی هم داشتید!! حتی یکیتون هم حاضر نبود بگه این رانت وجود داره. حتما باید یک نفر از خارج لوتون میداد تا مجبور باشید اعتراف کنید!
من که دیگه مطمئن شدم به غیر از خط سفید کارت بنزین سفید و قبض آب و برق و گاز سفید هم داریم. حواله ماشین سفید هم داریم. رهن و خرید خانه سفید هم داریم
اگه خبرنگار واقعی بودین وقتی اولش همچین چیزی به وجود اومد سوال میکردین رسانه ایش میکردین، وقتی رانت شد و دست خواص افتاد رسانهایش میکردین، رسالت رسانه فقط این نیست که یه سری خبر دستوری رو بازنشر کنه تابناک جان
دقیقا توضیح دهید چرا تعداد معدودی خبرنگاران باید دسترسی آزاد به منابع خبری داشته باشند اما مردم نه. خجالت نکشید. قبلاً از زبان موسیلینی و استالین شنیدیم.
فقط خبرنگاران نیستند .
چرا مراجع محترم تقلید در این بی عدالتی محض ساکتند؟ مگر در قبال مقلدین خود وظیفه ای ندارند؟
هنوز بهشون دستور نرسیده که چه کار کنن.
وقت ندارند
از کجا معلوم فقط خط سفید محدود به اینترنت باشد؟ از کجا معلوم کارت نامحدود بنزین، گاز، برق و آب هم به نور چشمی و خودی ها نداده باشند؟
بهر حال توجیح خوبی بود مثل اینکه من وام کلان با رانت از بانک بگیرم و توجیح بیارم چون تولید کننده هستم و اشتغالزایی میکنم پس باید از این رانت استفاده کنم
اگر هم میخواستند استفاده بکنند، باید ضمن محکوم کردن فیلترینگ اعلام میکردن که ملت شریف ایران ما اینترنت بدون فیلتر در اختیار داریم. این میشه اخلاق حرفه ای ژورنالیستی.
رنگش سفیده ولی روحش پلید و سیاهه!
خیلی خوب توجیه میکنید
اگر برای توحیه یک کار غلط هزار توجیه هم بیارید، می شود هزار و یک کار غلط
دانشجویان نیاز به تعامل با خارج از کشور ندارند؟
استادان نیاز ندارند؟
تجار نیاز ندارند؟
مردم عادی که فروشنده در اینستا بودند نیاز نداشتند و ...؟
ففط خبرنگاران و نظر کردگان مهمند؟
برفرض که کار اسراییل باشد، پس از جنگ فرصت نداشتید این مشکل را حل کنید؟
یا شاید نفوذی های اسراییل مانع شدند؟
میدونیم که خبرنگارهای تابناک هم دارن.آره ببم جان تشت رسوایی افتاده
آتشِ زهد و ریا خرمنِ دین خواهد سوخت
حافظ این خرقهٔ پشمینه بینداز و برو
این اهالی رسانه مگه چه گلی به سرمون زدن که بدون فیلتر نمیتونستن!!! مگه هزینه فیلترشکن در ماه بیش از یک میلیون تومان بود!!
خبرنگاران یک صنف هستند که باید صدای مردم باشند اما خودخواسته وارد طبقه ای شده اند که قائل به رانت هستند. خبرنگاری که صابون فیلترینگ به تن اش نخورده، چطور میتواند منتقد فیلترینگ باشد؟ اون شناختی از عوارض این محدودیت برای کشور ندارد! اينترنت طبقاتی مشاغل زیادی را در کشور نابود کرد ، جوانان زیادی را وادار به مهاجرت کرد و استارتاپ های زیادی را دچار مرگ زودرس کرد.
کسی که با سوء استفاده خط سفید گرفته حق امر بمعروف ندارد .
آنوقت همینها میان تظاهرات برای بی حجابی . این پررویی نیست ؟
انقدر سفید شویی نکنید
خلاصه زندگی در وضعیت فعلی
... هر کی هم ناراحته جمع کنه بره همینی که هست
خدایی چه دهان قرصی دارند رانتخواران!!!
هرچه هست فعلا یک سوء استفاده و بیعدالتی محض است .
این متن توجیهی برای خیانت خبرنگاران بپد. و گرنه مثل مردم عادی از فیلترشکن استفاده میکردند
از اول تا آخر توجیه رانتخوری بود. یه خبرنگار بدون سیمکارت بدون فیلتر نمیتونه فساد افشا کنه؟ مگه چه اخباری توو این مملکت مخابره میکنن که نباید تسلیم غول فیلترینگ بشن؟ جمع کن بساطتو
وقتش نرسیده که بفهمید چپ و راست فرقی ندارند؟
با فیلتر شکن افشا گری میکردند
مثل بقیه
مرگ باد بر بی خردی
مرگ باد بر ندانم کاری
مرگ باد بر بی تخصصی
سیمکارت و اینترنت بدون فیلتر چندین سال است که در اختیار خبرنگاران و سیاسیون است، این را ایلان ماسک میدانست، الان هم خودتان را بزرگ نپندارید که ماسک برای ضربه به شما اینکار را کرد.
در کشوری که سانسور خبری بیداد میکند و خبرگزاری ها حتی یک خبر واقعی را اطلاع رسانی نمیکنند ،، مردم دیگر از خبرگزاری های داخلی عبور کردهاند
خبرنگار آزاد سانسور نکن
یک خبر نگار که نمیتونه سوال های اساسی رو از سران مملکت بپرسه به چه درد میخوره؟ چه جوری اسمشو خبرنگار میزاره؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.