حرکت تیم ایرانی از مبدا طبس، از همان ابتدا، حامل یک پیام خاموش اما کاملاً قابل فهم بود. طبس برای افکار عمومی ایران، صرفاً یک نقطه جغرافیایی نیست؛ یادآور شکست یک عملیات نظامی، فروپاشی یک محاسبه آمریکایی و نقطهای است که نشان میدهد قدرت سخت، لزوماً به نتیجه نمیرسد. انتخاب این مبدا، بدون هیچ توضیح رسمی، نشان داد که تیم ایرانی بلد است پیام خود را بدون جنجال منتقل کند.
در ادامه همین خط، عدم پذیرش حضور فرمانده سنتکام در گفتوگوها، یک تصمیم تصادفی یا احساسی نبود. این یک خطکشی روشن بود میان دیپلماسی و نمایش نظامی. ایران عملاً گفت: مذاکره، جای خودش را دارد و فرماندهی نظامی آمریکا، جای خودش؛ و این دو قرار نیست پشت یک میز بنشینند.

اما طرف آمریکایی، بعد از پایان گفتوگو، تصمیم گرفت روایت خود را بیرون از میز مذاکره بسازد. حضور استیو ویتکاف، جرد کوشنر و فرمانده سنتکام روی عرشه ناو آبراهام لینکلن، حرکتی حسابشده بود. تصویری که مخابره شد، این بود: گفتوگو جریان دارد، اما ناوگان هم در صحنه حاضر است. پیامی که بیش از آنکه متوجه تهران باشد، برای مخاطب داخلی و متحدان منطقهای آمریکا طراحی شده بود.
در چنین فضایی، سؤال اصلی این نیست که این حرکت چقدر جدی یا چقدر نمایشی است. سؤال این است که پاسخ تهران چه باید باشد. سکوت کامل، میتواند بهعنوان بیتفاوتی یا نادیدهگرفتن پیام تعبیر شود. واکنش تند و هیجانی هم میتواند زمین بازی را به نفع طرف مقابل تغییر دهد. آنچه لازم است، پاسخی همسطح، دقیق و هوشمندانه است.
پیشنهاد مشخص این است که وزیر امور خارجه ایران، در چارچوبی رسمی و کاملاً دیپلماتیک، دست به یک اقدام نمادین متقابل بزند؛ اقدامی که پیامش روشن باشد، اما لحنش آرام و حسابشده.
یکی از گزینههای معنادار، بازدید رسمی عباس عراقچی از یکی از شناورهای عملیاتی نیروی دریایی سپاه است. نه بهعنوان نمایش قدرت و نه با ادبیات تهدید، بلکه در قالب یک بازدید کاری، با پوشش رسمی و روایت منطقی. چنین حرکتی، بهطور طبیعی این پیام را منتقل میکند که ایران، همانقدر که به مذاکره باور دارد، به واقعیتهای میدان هم آگاه است.
گزینه دوم، که از منظر پیامرسانی حتی دقیقتر و عمیقتر است، حضور وزیر امور خارجه در یکی از مراکز فرماندهی و پایش دریایی یا پهپادی است. جایی که تحرکات ناوهای بزرگ، نه از روی عرشه، بلکه از طریق سامانههای بومی رصد میشود. دیدن تصویر ناو آبراهام لینکلن از پشت مانیتورهای پایش زنده، پیامی بسیار متفاوتتر از بازدید مستقیم از یک ناو دارد. این پیام، درباره «اشراف» است، نه «تقابل».
حتی بازدید از یکی از شهرهای پهپادی یا مراکز عملیاتی مرتبط با پایش دریایی، اگر بدون هیاهوی رسانهای و با ادبیات رسمی وزارت امور خارجه انجام شود، میتواند همان تأثیر نمادینی را داشته باشد که بازدید تیم آمریکایی از ناو هواپیمابر داشت. تفاوت در این است که روایت ایرانی، بر توان پایش، دقت و بازدارندگی متمرکز خواهد بود، نه بر نمایش پرزرقوبرق قدرت سخت.
نکته کلیدی اینجاست که چنین پاسخی، نباید به شکل رجزخوانی یا رقابت نمایشی تعریف شود. ایران نیازی ندارد چیزی را بزرگنمایی کند. واقعیت میدانی بهاندازه کافی گویاست. آنچه اهمیت دارد، مدیریت تصویر و حفظ توازن در فضای پسامذاکره است.

حرکت آمریکاییها به سمت ناو، تلاشی برای بالا بردن وزن نظامی روایت پس از گفتوگو بود. پاسخ ایران هم باید دقیقاً در همین سطح، اما با زبان خود ایران باشد. نه انکار این پیام و نه تقلید خام از آن، بلکه بازتعریف آن در چارچوبی که ابتکار عمل را حفظ کند.
در واقع، همانطور که آمریکا میخواهد بگوید مذاکره جایگزین حضور نظامی نشده، ایران هم میتواند نشان دهد دیپلماسیاش جدا از شناخت دقیق میدان نیست. این همسطحسازی، فضای گفتوگو را از یکطرفه شدن خارج میکند و طرف مقابل را وادار به محاسبه دوباره میکند.

شاید بعضی تلقی کنند که این امرمیتواند موجب تنزیل جایگاه وزیر امور خارجه شود ، برعکس! چنین اقدامی، نهتنها جایگاه وزیر امور خارجه را تضعیف نمیکند، بلکه آن را تقویت میکند. زیرا نشان میدهد دیپلماسی ایران، صرفاً گفتوگو پشت درهای بسته نیست، بلکه بر پایه درک واقعی از موازنه قدرت و اشراف اطلاعاتی بنا شده است.
اگر تیم آمریکایی ترجیح داده پیام خود را از عرشه ناو ارسال کند، ایران هم میتواند پاسخ خود را از جایی بدهد که آرامش، اعتمادبهنفس و تسلط بر میدان در آن موج میزند؛ بدون تنش، بدون هیجان و بدون خروج از چارچوب دیپلماسی. این، پاسخی است که هم دیده میشود و هم جدی گرفته میشود.
نظرات بینندگان
خیلی پیشنهاد خوبیه
البته چون زمانش گذشته میتوان در مذاکرات بعدی قبل از رفتن به محل مذاکرات این کار انجام شود
نمایندگان ما هم باید بعد از مذاکرات میرفتن با ناوشکن و زیردریایی خودمون عکس مینداختن.
متاسفانه تحلیلگر دچار احساسات شده و خارج از واقعیات پیرامونی نظر میدهد زیرا وقتی حضور عراقچی بر روی ناوچه ایرانی را همپای حضور ویتکاف بر عرشه ناو آبراهام لینکلن و هر دو را نمایش قدرت میداند، ثابت میکند که این تحلیل بر اساس میزان قدرت واقعی دو طرف تهیه و ارائه نشده است
آنها فقط تسلیم کامل میخواهند
سلام ایران با تمام امکانات ودارائیهای خود نه تنها امریکا بلکه با هر قدرت جهانی خودمیتواند پاسخ دندان شکنی به تجاوز کاران بی منطق بدهدانشاالله
باشه
در دنیای امروز اولویت برای کسی هست که قویتره بس ایران باید در مقابل این جانی و حرامیان قویتر نشون بده خودش را
آفرین...
جا داره مسئولان و سران مملکت بچه هاشون رو سریعا از کشورهای دیگه به ایران فرا بخونند تا با این اقدام نشون بدن که فقط مردم رو به جنگ فرا نمیخونند و خودشون هم در اون شرکت دارند این جوری روحیه مردم هم بالا میره بچه هاشون هم می فهمند که یه دینی به این مملکت دارند نه
چرا طبس یگو فردو
اگر توی فردو موفق بود که الان نیازی به لشکرکشی نداشت. اما طبس را همه دنیا می دونند چی شده
در حادثه طبس و دفاع مقدس ، ما امداد غیبی را از سوی خداوند دیدیم ولی پس از آن دیگر امداد غیبی الهی را در بحران ها ندیدیم ، دلیلش را من می دانم ، با کمی اندیشه و مطالعه شما هم خواهید دانست
بالاخره شما میدوتی یا نمیدونی ؟
ما قشنگ ۵٠ سال شاید هم بیشتر، از رسانه عقب هستیم
مقابله با ترامپ،،حتی اگر منجر به جنگ منطقه ای بشود،،،همچون نگینی است بر تاریخ پر افتخار " ایران زمین" ........!! ترامپ،،منتظریم..بیا ...چایی داره سرد میشه....
دهنت نسوزه
اطمینان دارید که امریکا اتم نمیزنه یا خیر؟ جون ما بازیچه دست شما نیستا
به هیچ وجه نباید خلع سلاح موشکی رو پذیرفت ، جنگ در راه است و اتفاقا به موشکهای بیشتری نیاز است
این دوستمون متنهای احساسیش اخیرا زیاد میاد تو تابناک. خدمتت عارضم این شوها را همه میدانند.میفهممد چی داریم و نداریم. این شوها پنج درصد قضیه است.به پیروزی در اون ۹۵ درصد بیندیشید
اگر هدف مذاکره کنندگان رسیدن به توافق باشه هیچ یک از این حواشی نمی تواند مانع باشد و اگر هدف رسیدن به توافق نباشد صرفا اتلاف وقت است. مذاکرات زمان رئیسی را بیاد آورید.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.