آخرین خبرتصاویر شکار پهپاد چینی توسط یمنی‌ها
3بازدید
۲۵۵

گزارش اختصاصی «تابناک» از آبروریزی ما ایرانی ها + تصاویر

در این شیوه خطرناک رانندگی چه کسانی مقصرند؟!

به راستي، ما را چه شده است که يکي از بي فرهنگ ترين مردم دنيا در رانندگي از آب درآمده ايم، به گونه ای که.../ در کشوري که بالاترين کشته را در تصادفات مي‌دهد، يک کارخانه خودروسازي اجازه مي‌يابد که پرفروشترين و در عين حال آسيب پذيرترين خودرو کشور را بدون کيسه هوا و ABS و لوازم ايمني ديگر روانه بازار کند. اين نشان مي‌دهد که رانندگي و کشته هايش، هنوز براي برخي سياستگذاران تبديل به يک دغدغه اساسي نشده است.

شوخي نيست که يک ملت هر ساله، نزدیک سي هزار نفر از افراد خود را کشته يا مجروح کند، چون دارد به سر کار، مهماني، خريد و يا مسافرت مي‌رود. تنها در دوران پس از انقلاب، دست کم هفتصد هزار قبر براي کشته‌هاي رانندگي حفر شده و دست کم پانزده ميليون نفر مجروح شده‌اند که شماری از آنان بايد باقي عمر را بر روي تخت و يا ويلچر بگذرانند...

به گزارش «تابناک»، همه قشرها از وزير، وکيل و استاد دانشگاه گرفته تا ورزشکار، بازيگر، کارمند و کارگر هر از چندگاهي به سوگ يکي از همکاران خود مي‌نشينند. مثل بسياري از ما، شايد اين از دست رفتگان مانند مرحوم حجت الاسلام والمسلمین ابوترابی، مرحوم کريمي راد وزير اسبق دادگستري، مرحوم آيدين نيکخواه بهرامي و مرحومه خانم گلدره گمان نمي‌کردند جان خود را در يک تصادف ناگهاني از دست بدهند.



به راستي ما را چه شده است که يکي از بي فرهنگ ترين مردم دنيا در رانندگي از آب درآمده ايم، به گونه ای که در کنار معرفي جاذبه‌هاي گردشگري در ايران، «هشدار جدي نسبت به رانندگي خطرناک ايرانيان» يکي از بخش‌هاي جدايي ناپذير کتابچه‌هاي راهنماي جهانگردان است؟ مگر ما چگونه رانندگي مي‌کنيم که فيلم رانندگي و نيز نحوه عبور عابران در ايران، تبديل به يکي از انواع کليپ هاي پربيننده و خنده‌دار در اينترنت با صدها هزار بيننده شده و آبروي «ايراني» را يکجا به حراج گذاشته‌ايم؟ هر چه هست ما اصلاح ناشدني نيستيم، وگرنه ايستادن خودروها در پشت خط عابر پياده و نيز بستن کمربند ايمني، امروز در ميان ما فراگير نشده بود... .

به نظر مي‌رسد، يک عامل اساسي که چنين ما را گرفتار کرده، اين است که در ايران اساسا از آغاز کلمه «رانندگي»، نادرست معنا شده است...

رانندگي در دنيا، يک امر «جمعي» است، ولي در ايران يک امر «فردي» تلقي مي‌شود. رانندگي در ايران يعني «مي خواهم خودم را با خودرو به مقصدم برسانم». پس رانندگان ديگر، «رقيب» من هستند و من نبايد از رقبا عقب بمانم... هر فضاي خالي که پيدا شد بايد زودتر از ديگران آن را پر کنم.

چنين است که رانندگي ايراني، يعني «چپاندن خودرو يا موتور در اولين فضايي که خالي مي‌شود»؛ يعني «رفتن از هر راه ممکن نه از راه تعيين شده»؛ حاصل اين نوع رانندگي چنين تصويري است:



هرچند اتومبيل سال‌هاست وارد ايران شده، اما تعريف رانندگي، چه رسد به فرهنگ آن، هنوز وارد کشورمان نشده است.

«رانندگي صحيح»، نوعي مشارکت در يک امر جمعي است. اين «جريان عبور و مرور» است که راننده را به مقصد مي‌رساند نه به اصطلاح «زرنگي» او. «رانندگي صحيح» که نوعي مشارکت در يک امر جمعي است، به معناي «هدايت خودرو خود در جاي صحيح در بين خودروهاي ديگر» است؛ بنابراين، اين که خودرو فرد در بين دو خودرو جلويي جا مي‌شود يا نه، تأثيري در نحوه رانندگي درست ندارد... وقتي در جامعه‌اي اين نگرش به رانندگي حاکم باشد، يعني هر کس پیش از آنکه به رسيدن به مقصدش بیندیشد، به دنبال مشارکت در حرکت جمعي خودروها باشد، اين نظم در عمل چنين خود را نشان مي‌دهد:


با اين روش:

1. سرعت حرکت خودروها چند برابر مي‌شود.
2. احتمال برخورد اتومبيل ها به شدت کاهش مي‌يابد.
3. در صورت تصادف، با توجه به مسير خالي در دو طرف، خودروهاي پليس و آمبولانس به سرعت به محل رسيده راه را باز مي‌کنند.
4. در صورت پنچر شدن يا خرابي يک ماشين، به دليل وجود فضاي کافي راه بندان پديد نمي‌آيد.
5. از همه مهمتر، رانندگان با اعصاب راحت رانندگي مي‌کنند. ديگر لازم نيست که آنان در هر لحظه چهار طرف را مراقبت کنند تا مبادا سپر يا آينه اتومبيل کناري به اتومبيلشان برخورد کند يا از عقب کسي به آنها بزند... .

همچنين کسي که مي‌خواهد در بزرگراه به راست بپيچد، از صدها متر جلوتر در مسير تعيين شده قرار مي‌گيرد و خالي بودن باند کناري، او را به قانون شکني نمي‌کشاند. (البته اعمال شديد قانون نقش خود را دارد که محل بحث در اينجا نيست):





ترافيک در همه شهرهاي بزرگ دنيا وجود دارد. وقتي بناست چند صد هزار يا چند ميليون نفر در ساعت معيني به سر کار بروند، خود به خود ازدحام پديد مي‌آيد؛ اما تفاوت ترافيک شهرهاي بزرگ دنيا با ترافيک تهران اين است که در کلان شهرها ترافيک باعث «دیرکرد» است اما در شهري مثل تهران چون رانندگي يک امر فردي است نه جمعي، ترافيک فقط موجب تأخير نيست، موجب «کلافگي» و «خرد شدن اعصاب» هم هست...

اما پرسش مهم اين است که براي اصلاح وضع موجود عملا از کجا بايد آغاز کرد؟

براي روشن شدن مطلب بايد توجه کرد که رانندگي ايراني، اصطلاحات خاصي هم به دنبال آورده است که در کتاب هاي آموزش رانندگي هيچ کشوري اصلا «وجود ندارد»؛ اصطلاحاتي مانند «راه گرفتن» و يا «رد کردن». «راه گرفتن» يعني جلوي ديگري را بگير تا خودت بتواني بروي. به دليل نبود پاره‌اي مقررات در ايران (مثلا قانون حق تقدم هنگام گردش به چپ) مجبوريم تا مي‌توانيم وسيله نقليه خود را جلوتر و جلوتر ببريم تا خودرو مقابل چاره‌اي جز راه دادن به ما نداشته باشد.

همچنين «رد کردن» را وقتي به کار مي‌بريم که خودرو خود را از فاصله بسيار نزديک از کنار اتومبيل هاي ديگر يا پاي يک عابر عبور مي‌دهيم. پس در هر دو اصطلاح «راه گرفتن» و «رد کردن» که مختص به رانندگي ماست، معناي «نزديک شدن شديد به خودروها يا عابران» نهفته است.

حال چرا بدون «راه گرفتن» و «رد کردن» نمي‌توان در ايران رانندگي کرد؟ نکته اصلي اينجاست: اساسا «رعايت فاصله» که عنصري بسيار اساسي در رانندگي است، در کشور ما هيچ جايگاه و تعريف مشخصي ندارد. اگر راننده سپرش را از يک ميليمتري زانوي عابر رد کند، تخلفي مرتکب نشده؛ اگر پشت چراغ قرمز اتومبيل ها پنج سانتيمتر از هم فاصله داشته باشند، قانون رعايت شده؛ وقتي يک موتورسيکلت با فاصله 30 سانتيمتر در پشت سر يک خودرو حرکت مي‌کند، خلاف قانون مرتکب نشده و عملا تخلف به شمار نمی رود. بايد حتما به اصطلاح «بخورد و صدا بدهد» تا اتفاقي افتاده باشد.

البته بنا بر قانون رانندگان موظفند «فاصله ايمن» را رعايت کنند، ولي اين از همان کلي گويي هايي است که مصاديقش نه تعريف و نه به مردم آموزش داده شده است و نه رعايت نکردن آن به چشم کسي مي‌آيد، زيرا همه عادت کرده ايم چفت در چفت يکديگر حرکت کنيم...

براي اينکه ببينيم جزیيات رعايت فاصله چگونه در ديگر کشورها يک به يک به رانندگان آموزش داده شده و چگونه اعمال قانون مي‌شود، مناسب است نمونه‌هايي در اينجا آورده شود.

وقتي سرويس مدرسه براي پياده و سوار کردن دانش آموزان توقف مي‌کند، خودروهاي پشت سر موظف به رعايت فاصله 20 متري هستند (عکس زير از آيين نامه رانندگي يک کشور خارجي است). تخطي از اين قانون حتي براي نخستين بار، علاوه بر 400 دلار جريمه، تعليق گواهينامه براي شش ماه را در پي دارد.



هنگام گردش به راست، حق با عابر است و راننده بايد حدود دو متر از خط عابر فاصله بگيرد. به خاطر اعمال قاطعانه اين قانون است که اين عابر (عکس زير) چنين آسوده عرض خيابان را طي مي‌کند. او به روبه‌رو نگاه مي‌کند نه به خودرو، زيرا مي‌داند سپر اتومبيل از دو متري به او نزديکتر نخواهد شد:



حال تا اندازه‌اي معلوم مي‌شود که چرا در کشور ما اين مقدار تصادف رخ مي‌دهد و چرا بيشترين کشته‌ها در ميان عابران پياده در ايران يا «سالمند» هستند و يا «کودک»؛ تا کسي حرکات شبه آکروباتيک بلد نباشد، نمي‌تواند خود را از اتومبيل ها و موتورسيکلت هايي که چفت در چفت يکديگر و با فاصله سانتيمتري و گاهي ميليمتري از کنار عابران مي‌گذرند نجات دهد.

بنا بر آنچه گفته شد، نقطه آغاز اصلاح رانندگي در ايران، آموزش فاصله گرفتن از يکديگر است؛ چه فاصله خودرو از خودرو که با حرکت بين خطوط حاصل مي‌شود و چه فاصله گرفتن عابر و خودرو از يکديگر، و چه فاصله گرفتن از خودروهاي امداد... .

نکاتی درباره کاستي‌هاي رانندگي در ايران بسيار است. از جمله:

ـــ در کشوري که بالاترين کشته را در تصادفات مي‌دهد، يک کارخانه خودروسازي اجازه مي‌يابد که پرفروشترين و در عين حال آسيب پذيرترين خودرو کشور را بدون کيسه هوا و ABS و لوازم ايمني ديگر روانه بازار کند. اين نشان مي‌دهد که رانندگي و کشته هايش هنوز براي برخي سياستگذاران تبديل به يک دغدغه اساسي نشده است.

ـــ نبايد برخي عجولانه نحوه عجيب رانندگي در ايران را با اموري چون چند برابر ظرفيت بودن شمار خودروها يا تنگ بودن برخي معابر توجيه کنند. البته به دنبال حل اين مشکلات هم بايد بود اما اينها تنها مي‌توانند دليل «ترافيک» باشند، نه دليلي براي رانندگي بي‌قانون رانندگان يا عبور بي‌قانون‌تر عابران. از اين روست که نحوه رانندگي، در شهرهاي کوچک هم يک معضل است.

ـــ از تابلوهاي ورود ممنوع و يکطرفه که بگذريم تابلوها نقشي در رانندگي شهري ندارند. مثلا تابلوي «ايست» در ايران کاملا بي معناست و اين نقش به سرعت گيرها واگذار شده است در حالي که با توجه به شرايط محيطي هر کوچه و نيز خيابان، تابلوهاي حداکثر سرعت بايد لااقل در ابتداي آنها نصب شود... ما با تکيه بر ذکر حداکثر سرعت شهري در آيين نامه، همه کوچه‌ها و خيابانها را به امان خدا رها کرده ايم و هر کس زورش رسيده يک سرعت گير سيخي يا ميخي و غير آن با ارتفاع دلبخواهي در کوچه خودش قرار داده است...

ـــ از چند انيميشن که بگذريم رسانه ملي آموزش مصداقي رانندگي را مورد توجه قرار نداده است. کاش برنامه‌هايي مانند «سفر به خير» که غالبا به کلي گويي مي‌گذرند طريق درست و نيز خطاهاي رايج رانندگي را قدم به قدم به مردم يادآور مي‌شدند. گاهي چند آموزش تصويري (مانند مورد زير) مي‌تواند از ده ها توصيه گفتاري در بهبود اوضاع کارسازتر واقع شود:



ـــ با وضعي که در آن هستيم، آموزش رانندگي آنقدر اهميت دارد که اگر رسانه ملي هر روز برنامه‌هاي شش شبکه تلويزيون را همزمان قطع کرده و چند ثانيه‌اي به اين آموزش ها اختصاص دهد کاري عادي انجام داده است.

ـــ تصور بسياري از ما از تصادف شديد، دو ماشين له شده است و بس. شايد اگر با هشدار قبلي تصوير بانوي بارداري که با صورت خون آلود در ميان آهن پاره‌ها گرفتار شده و فرياد مي‌زند و يا تصوير کودکي که با کيف مدرسه به گوشه‌اي ازخيابان پرتاب شده نمايش داده شود، کمي از بلاي «تعجيل براي هيچ» که در رانندگي و غير رانندگي مانند بختک به جان ما ايرانيان افتاده، رهايي يابيم... .
Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۳۷

شما می گویید مگر غربی ها الگوی ما هستند. آنوقت این تصاویر را نشان می دهید. ما دم از اخلاق و انضباط می زنیم اما...

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۳۴

مقاله خیلی خوبی بود . جای حضور رسانه هابه خصوص رسانه ملی در این عرضه خالی است .علاوه بر مشکات فرهنگی خودرو سازی ما به حیاط خلوت سیاستمداران نیز تبدیل گردیده است . چرا باید خط تولید خودرو> در بیش از یکسال قبل توسط معاونت اول ریاست محتدم جمهوری تولید رسمی اش آغاز گردیده باشد ولی تا اکنون هیچ خودرویی به مردم که حتی وجه آنرا پرداخته اند تحویل داده نشده است ..... . پس اینهم یکی دیگر از معضلات این حوزه می باشد .

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۳۴

وقتی در کشور بجای قانون رابطه حکم فرما باشد و فلانی زنگ بزند و قانون زیر پا گذاشته شود و تمام آحاد جامعه در برابر قانون یکی نباشد قانون بی ارزش می شود.وقتی من و منافع من می شود قانون می شود همین. د در صورتی که در کشوری مثل آلمان هر شهروندی رعایت قانون را برای خود وظیفه می داند و اگر کسی قانون را رعایت نکند خود مردم به پلیس گزارش می دهند چون آنان قانون را حامی خود می دانند. در آنجا اگر هم فلانی زنگ بزند کاری از پیش نمی برد پس قانون می شود همه چیز و دیگر رابطه با فلان مسئول مهم نحواهد بود و اگر خود آن مسئول هم خطا کند محاکمه می شود ولی وقتی در کشور ما هر کسی می گوید من قانون هستم آخرش هم همین می شود جالب هست بدانید که در قسمت سیسیل ایتالیا نیز رانندگی شبیه کشور ما است می دانید که آنجا نیز رابطه همه چیز هست نه قانون!

محمد۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۲۶

بايد يك حركت جدي در اين باره آغاز شود مثل هدفمند كردن يارانه ها كه به صورت جدي آغاز مي شود و مردم هم بعد از مدتي عادت ميكنند و برنامه ريز ها دقيق تر مي شود . در بحث ترافيك هم بايد سيستم جريمه ها جدي تر و سنگين تر شود تا لا اقل به خاطر جريمه هم كه شده اوضاع بهتر شود؛ فرهنگ و قدمت و تمدن و... كه اهميتي ندارد شايد با گرفتن پول مردم ، بتوان اين فرهنگ رانندگي را سرو سامان داد.

افشين۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۲۵

وقتي پشت فرمون مي شينيم بايد كمي هم رو صبرمون كار كنيم . وقتي مي بينيم لاين بغلي يك ذره حركت مي كنه سريع مسير عوض نكنيم و لاين عوض نكنيم. صبر صبر صبر

مهدی۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۲۱

این روزها یک شرکت داخلی که برای یکی دو درصد کاهش قیمت محصولاتش! غوغایی به پا کرده ( قیمت محصولات نسبت به قبل کاهشی نداشته ولی چون فروش آن به صورت نقد و اقساط است ظاهراً درصدی از بهره اقساط را کاهش داده اند که باز هم جای شکرش باقی است) و در 48ساعت گذشته در تمام بخش های خبری رسانه ملی این خبر مسرت بخش با مصاحبه با مدیرعامل شرکت مذکور به اطلاع مردم شریف ایران و جهان رسید. از طرفی این شرکت با تبلیغات گسترده در رسانه ملی نسبت به اخذ پول از مردمی که از سر صداقت و با اعتماد به آگهی های آن شرکت نسبت به تحویل 20 روزه! خودرو نسبت به واریز حداقل 50% قیمت آن به عنوان پیش پرداخت کرده اند می نماید و چه بسا این مردم شریف برای تأمین مبلغ پیش پرداخت خودرو جدید نسبت به فروش خودرو قدیم خود نیز اقدام نموده و با این امید که پس از مثلاً 20 روز! با پای پیاده طی الارض کردن صاحب خودرو نو خواهندشد ولی غافل از اینکه پس از گذشت دو ماه یا شایدم بیشتر هیچ خبری از شرکت مذکور و تحویل بیست روزه! آن نیست که هیچ پیگیری های ایشان هم راه به جایی نمی برد حتی در قبال مطالبه وجه به حساب ریخته شده و اعلام انصراف پاسخ می شنود که انصراف امکان ندارد و در صورتیکه این شرکت با انصراف شما موافقت کند! شما مشمول جریمه نیز خواهید شد و علاوه بر این باید بیش از مدتی که تاکنون انتظار کشیده اید منتظر دریافت پولتان باشید. همه اینها به کنار شما بابت اعتبار دریافت نکرده از شرکت مذکور و ماشین تحویل نشده باید معادل حداقل 24% سود سالانه به شرکت مذکور پرداخت کنید حال با این اوصاف بفرمایید ما کجای مملکتمان قانون دارد؟ چه کسی قانون را اجرا می کند؟ چه کسی به روند اجرا یا عدم اجرای آن نظارت می کند؟ و مشخصاً مسئول رسیدگی به تخلفات این قبیل شرکت ها که کار آنان بی شباهت به کلاه برداری و زورگیری نیست کیست؟ آیا فریاد رسی هست؟

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۳۱

نخريد درست ميشه

علي۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۱۷

برادر عزيز كه فكر ميكني مشكل از رانندگيه! نه برادر! مشكل فراتر از اين حرفاست! برو مقايسه كن توي صف وايسادن غربي ها رو با ما يا احترام گذاشتن به حقوق ديگران رو! متاسفانه در ايران چيزي به نام رعايت حقوق ديگران وجود نداره! هركي منتظر يه فرصته كه كار خودشو پيش ببره گور باباي بقيه! چه تو رانندگي چه تو بقيه مسايل! راستي من نديدم آدمهاي زيادي پشت خط عابر وايسن شما كجا ديدي؟ مطميني ايران بوده؟؟

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۱۵

تصویر مرحوم علی صفایی حائری را از قلم انداختید.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۱۴

چرا جای دور میرید یه بار کافیه برید دوبی اون وقت فرق رانندگی رو می فهمید

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۱۳

به نظر بنده مشکل اساسی ما ایرانیها سه چیز است:
1- آموزش 2- آموزش 3-آموزش
البته از نوع صحیح و اصولی

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۱۰

تا زمانيكه "زرنگ بازي" جز فرهنك ماست درست نخواهيم شدمثلا خودرو ساز زرنگ بازي ميكند و خودروي بي كيفيت را به مردم ميفروشد .راننده زرگ بازي ميكند تا به هر طرق خودرا به مقصد برساند و به آن افتخار نيز ميكندو0000

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۰۷

به یک شتر گفتند گردنت کجه! گفت کجای من راسته؟

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۵:۰۶

اشک امیر کبیر فراموش نشود که جهل مردم را از کوتاهی خود میدانست.........

رضا-قم۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۵۵

این مدل خبرها خوبه. آموزشه. بیشتر کنید تا به جای پرداختن به حرفهای بیخود یارانه. آموزش اگر میدادیم الان نه تو این زمینه بلکه در تمام زمینه ها جلوتر بودیم

سارا۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۵۳

بعضی وقتها مجبورت میکنند ازبین خطوط عبور کنی! دیدین بعضی از ماشینهای سنگین یا سبک با سرعت کم در لاین سمت چپ حرکت میکنند و بی توجه به بوق و چراق ماشینها دیگر به راهشون ادامه میدن! اگه پلیس راهنمایی چندتا از اینها رو توقیف و جریمه کنه شاید کمی مشکل حل بشه

حمید۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۵۳

پیشنهادات من این است:
1- جریمه ها را هم هدفمند کنند به نرخ جهانی.
2- هر شب 5 دقیقه فیلم هایی از رانندگی مردم دیگر کشورهای جهان را از تلویزیون نشان دهند.
3- دوربین های ثبت تخلفات را فعال کنند . الان فقط نقش بازدارنده دارد ولی فعال نیست.
4- بودجه و نیروی کافی به پلیس راهنمایی بدهند.
5- کنترل نامحسوس را زیاد کنند . در دنیا ، مردم قوی ترین ناظر تخلفات رانندگی هستند.
6- قوانین بازدارنده قوی تری تصویب شود.
7- در صدور و ابطال گواهینامه ها قاطع تر عمل کنند.
8- آموزش های رانندگی ایمن را فراگیر کنند.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۵۰

واقعا دستتون درد نکنه ای کاش برنامه های رانندگی صحیح از تلویزیون پخش بشه چون متاسفانه اکثر جمعیت راننده ما اصلا آموزش رانندگی ندیدن و فقط برای دریافت گواهینامه امتحان داده اند.

هستي۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۴۹

متاسفم

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۴۷

یادآوری می کنم هنوز راهنمایی و رانندگی امتحانات خود را بر اساس دوبله پارک ، دور زدن ، دنده معکوس برگزار می کند و خبری از برگزاری آزمون از فرهنگ رانندگی نیست . البته متاسفانه غالب پلیسهای ما مدیریت لازم جهت از بین بردن گره های ترافیکی را ندارند

ایرانی۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۴۲

با سلام و تشکر از تابناک
اینجانب مقیم فنلاند هستم.دوستی فنلاندی دارم که به ایران مسافرت کرده و هنوز که حدود 1 سال گذشته بازهم صحبت از رانندگی در ایران می کند و با تعجب می گوید که غیر قابل باور !!!
فکر می کنید علت چیست؟
به نظر من اول قانون و مجریان قانون راهنمایی و رانندگی.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۴۱

به طور قطع ميتونم بگم بسياري از مشكلات به خاطر تصميمات سطحي و غلط مسئولينه. اگه از همين الان همه چيا به حال خود رها كنند جامعه راه خودشو پيدا ميكنه

رضا۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۸

باز ما بی فرهنگی و بی شعوریمون به حساب قیمت ماشین و بنزین پول آب و برق هزارتا کوفت دیگه میذاریم،این مملکت 1سال که هیچ،100 سال دیگه ام تا ما خودمونو فرهنگمونو درست نکنیم همینه
همش منتظر رهبر رییس جمهور و پلیس ... هستیم که به زور باعث 2زار تغییر ما بشن
با تشکر از تابناک بخاطر یادآوری این درد و خبر ما ایرانیا وسط این همه خبر خاله زنک بازیش که اونم واسه فرهنگمونه

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۸

باید جریمه ها اونقدر سنگین بشن تا کسی جرات نکنه خلاف کنه

محمد۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۸

ديشب 40 دقيقه تو ترافيك ميدان انقلاب تو خود مدون گير كرده بوديم. آخر دست دو تا افسر راهنمايي رانندگي با تدبير راه رو باز كردند ولي تا راه باز شد دوباره راننده اي از سمت چپ عرض خيابان را بست تا مسافر سوار كند. اين يعني رانندگان ما وجدان ندارند و همه منافع خودشون براشون مهمه. عين همن چيزي كه خودتون هم اشاره كرديد. واقعا متاسفم.

محمد۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۶

همه مردم دنیا عین هم هستند، در استرالیا اگر در روزهای تعطیل جریمه ها دو برابر نشه (جریمه هاش جریمه ست هــا نه مثل ایران) و پروسه چهار مرحله ای گرفتن گواهینامه طی نشه یعنی فرد بعد از امتحانات، یک گواهینامه ال1 میگیره باید یک سال وقتی رانندگی میکنه بغل دستش یک نفر که گواهینامه فول داره بشینه و کنار پلاک ماشینش علامت ال1 رو نصب کنه و فردی که گواهینامه فول داره یک دفترچه که برای آن کارآموزه رو تاریخ بزنه و امضا کنه تا ساعت کارآموزیش پر بشه، و سه مرحله دیگه هم داره که اگر در این مدت مراحل مختلف، خطا کنه و امتیاز منفی براش ثبت بشه بهش گواهینامه فول نمیدن، بعدش دوربینها تماما هوشمند هستند بغیر از سرعت ماشینها شماره پلاکها رو برای داشتن بیمه و پرداخت مالیات چک میکنن و جریمه میکنن.
از طرفی مثل ایران نیست که گذشتن از پلها رایگان باشه، وقتی از یک پل رد میشی یا بزرگراههای داخل شهر، توسط یک قطعه الکترونیکی که در ماشینت نصبه (بهش میگن ایتگ) از حساب بانکیت عوارض رو بر میدارن و نیاز به ایستادن در صف عوارضی نیست.
پلیس واقعا خوف انگیزه برای کسی که خلاف میکنه برای همین شما میگید مردمشون قانونمندن!!!

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۵

یکی از مشخصه های فرهنگ ایرانی رانندگیشه بدتر میشه که بهتر نمیشه.

پیمان۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۴

بنظر من یک علل ان دسترسی راحت و ارزانی گواهینامه و جریمه کم در ایران می باشد و باید بقدری گران باشد ( شبیه کشورهای غربی ) که راننده جروئت خلاف کردن را به خود ندهد .

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۳

راهنمایی ورانندگی وصداوسیما که فرهنگ رانندگی راآموزش نمی دهند

روح اله۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۱

از مطلب بسیارزیبا و اموزنده شما بسیار سپاسگزارم .
اگر هر رسانه ای روزانه فقط یک مطلب ، هرچند کوتاه ، در این خصوص آموزش دهد نتیجه بسیار سریع بهبود میابد .
و از همه مهمتر ، ما مردم ایران باید دست به دست هم دهیم تا فرهنگ رانندگی مان را اصلاح کنیم . بیایید از امروز شروع کنیم .

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۳۰

مشکل از خودخواهی ما ایرانیاست. هر کسی فقط به فکر خودشه. وقتی راننده تاکسی برای این که مسافر سوار کنه و پول در بیاره همون وسط خیابان توقف می کنه و مسافر سوار می کنه و اصلا براش مهم نیست که برای بفیه ماشینا ایجاد مزاحمت میکنه یا وقتی خانم یا آقایی رو می بینی که اومده خرید کنه و چون جلوی مغازه جای پارک نیست همون جا دوبله پارک میکنه و حاضر نیست به خودش زحمت بده و 50 متر جلوتر که جا هست پارک کنه
اینا همش یک دلیل داره اون هم اینه که هرکسی با خودش میگه کار خودم رو انجام بده بقیه به جهنم!!
تا وقتی بچه ها توی خانواده یاد می گیرند که فقط گلیم خودشون رو از آب بیرون بکشن و بقیه هیچ اهمیتی ندارن، وضع بهمین صورت میمونه.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۲۹

يكي دو هفته پيش همين عكسها با مضموني مشابه در سايت عصر ايران بود. به هر حال از شما متشكريم

دادخواه۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۲۶

عده ای از نظرات بالا دلیل رعایت قوانین در خارج را فرهنگ بالاتر آنها می دانند. ولی من خودم با تجربه سالیان دراز رانندگی در خارج مخصوصا آمریکا نظرم این است که فرهنگ مردم انجا خیی هم پایین تر از مردم ماست و اگر سخت گیری قوانین و ترس آنها از مامورین پلیس نبود آنها صد پله بدتر از ما رانندگی می کردند. البته به مرور این ترس از شکستن قوانین درانها نهادینه شده و حتی اگر مامور هم نباشد طبق عادت اکثرا به قانون عمل می کنند. ولی کافی است پلیس و دادگاههای آنجا هم مثل پلیس و دادگاههای ما مدتی بی خیال قانون شکنان شوند یا ترافیک را علمی مدیریت نکنند یا خیابانها را مهندسی خط کشی نکنند تا ببینیم آنها وضعشان بدتر از ما شده است.

مهدی طریحی۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۲۴

با سلام اولا واقعا ممنونم که چنین مطلب زیبایی در سایتتان درج کردید. و آرزو میکنم یک مقام مسئول این مطالب را مطالعه کند.
دوم اینکه از اینکه روال و محتوی مطالبتان را تغییر داده اید سپاسگذارم. چون این آخرها دیگه انگیزه ای برای مطالعه کردن مطالب سایتتان نداشتم.

هادي۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۲۲

سلام هر جا در دنيا كار بزرگ وموفقيت واقعي نه شعاري حاصل شده به تبع داشتن نگاه احترامي ،حمايتي ،غيرابزاري
و واقع گرايانه به شان مردم آن مملكت بوده اگر چه در دين ما به تمام اين موارد بيشتر از ساير اديان توجه شده اما در عمل از همه اديان عقب تريم . البته نگران نباشيد همه چيز يك روز درست ميشه كه اولا ما اون روز نيستيم و ثانيا آرزو بر جوانان عيب نيست . يا حق

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۲۰

اون نفری که گفته "طراحی خیابانها" مشکل داره ، اینطور هم اگر باشد دلیل به بی نظمی نیست

شهری مثل رم هم کلی کوچه پس کوچه درهم برهم داره
اما نظم بخوبی رعایت می شه

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۲۰

بحث احترام به همدیگر است که متاسفانه رعایت نمیکنیم

حميد آقاجاني۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۱۹

سلام
درست شايد عكس شما 2 مال ايران اينطور باشد. ولي آيا در تمام دنيا بگرديد چنين اتوباني را خواهيد ديد كه اينقدر شلوغ باشد. من كه نديده ام (تصوير 3 از بالا). مگر اينكه بخواهند رژه ماشين بروند. لطفا به تصوير با دقت نگاه كنيد و بخش هاي ساختگي تصوير را در فتوشاپ جدا نماييد. بعد مي بينيد كه تصوير كاملا ساختگي است. اگر اين متن را در سايت نمي گذاريد. لااقل تصوير مربوط را كه شبيه يك پاركينگ است تا اتوبان مسخره از گزارش بالا حذف نماييد.
البته با اصل پرداخت موضوع كاملا موافقم. كاش زماني بشود كه با آرامش خيال در خيابانها و جاده ها رانندگي كنيم.
لطفا حذف نماييد.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۰۹

کو گوش شنوا. در ایران هم عابران مقصرند هم رانندگان. اکثر راننده ها خیابان را با پیست مسابقه اشتباه میگیرند.آیین نامه رو که فقط اونایی که میخوان امتحان بدن رعایت میکنن. ولی تابناک بازم خوب شد یه تلنگری شاید به مردم بخوره

علی۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۰۶

واقعا واقعیت را گفتید اگر چه تلخ است متاسفانه فرهنگ مردم باید عوض شود تا دررفتار شان تغییر حاصل شود احترام به قانون و حقوق دیگران مسئله مهمی هست که غربی ها در همه شئون زندگی از جمله رانندگی رعایت میکنند ولی ما که همش داد میزنیم از همه بهتریم و توی دنیا از ما بهتر پیدا نمیشه رعایت نمیکنیم و ریشه این مسائل متاسفانه همش مسائل فرهنگی است و مثل زنجیر به هم ارتباط دارد ببینید این صدا و سیما در سریالهای خودش ادبیات سخیف و رفتار و گفتار کسانی که بیشتر شبیه اراذل و اوباش و پرخاشگرانه صحبت میکنند و یا معتاد و خلاصه از قشر بزهکار جامعه هستند بطور عادی نمایش میدهد و دیگر قبح این رفتارها از بین رفته است. در موضوع رانندگی هم همین است قشر بی قید و بی ادب جامعه با روحیه پرخاشگرانه سوار چهارچرخه به راه میافتند و خلاف جهت و دنده عقب زدن در خروجی بزرگراهها و..... و هیچکس جرات ندارد یک تذکر کوچولو یا خواهش بکند زیرا همانا چاقو را از جیب درآورده و با چوبدستی که در خودرو پنهان کرده به جان آدم میافتند. این افراد صلاحیت رانندگی ندارند و افراد نرمال و با شخصیت جامعه باید تاوان همزیستی و رانندگی در جوار اینان را بدهند که میدهند و این خود بی عدالتی است.
در کشورهای دیگر بارها مشاهده کرده اید که یک راننده متخلف را چگونه تعقیب کرده و چند نفر پلیس به جان راننده میافتند با خواباندن کف آسفالت و بازرسی بدنی و دست بند زدن به وی نشان میدهند مملکت قانون دارد و هرکس تخلف بکند مجازات میشود.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۰۴

متاسفانه تلاشهای پلیس خیلی فایده نداشته، باید آنقدر جریمه های زیاد و شرایط سخت شود که مردم واقعا از تخلف بترسند چون ایرانی ها معمولا در موضوع تغییر فرهنگ خیلی از خودشون مقاومت نشون میدن

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۰۲

تابناک جای تشکر دارد.

mh۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۰۲

اگر خاطرتان مانده باشد حضرت امام فرمودند "مملکت اسلامی باید همه چیزش اسلامی باشد"

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۰۲

هنوز اون گزارش تلویزیون یادمه که مردم قبل ورود به طرح ترافیک از ماشین پیاده میشدن و با چسباندن کاغذ روی پلاک یا باز گذاشتن صندوق عقب و.. یک کاری میکردن که دوربین ها نتونن پلاک ماشین رو ثبت کنن! من نمیدونم چرا ما اینقدر استعداد رو بیشتر صرف دور زدن قانون میکنیم!!!

يوسفي۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۴:۰۱

بارها با ارسال ايميل - تلفن گويا و هروسيله اي كه بنظرم رسيده براي كنترل خودروهايي كه مدتي است در خيابان ها و كوچه هاي كوي نصر ( گيشا ) كه مدتي است با تابلوهاي گوناگون يكطفه مزين شده با مسطولين راهنماي تماس گرفته و تقاضا كرده ام كه براي كنترل و عادت دان رانندگان كه نود درص اها محلي هستند مدتي ماموران خودرا اعزام فرمايند تا هم جريمه كلان ورود ممنوع را اعمال كنند و متاسفانه هم باعث نقره داغ شدن خاطيان شوند تا بخود اجازه قانون شكني را ندهند . ضمن تقاضاي عاجزانه در اين مورد استدعا داريم اين كار را هرچه زودتر انجا دهند تا انعكاس اين كنترل باعث بوجود امدن نظم بشود وفكر ميكنم با جريمه شايد فرهنگ سازي شود - متشك

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۳:۵۹

قانون هرکی اول رفت بزن کنار من باید بروم حاکم است

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۳:۵۷

تابناک جان منتظر مسئولین نباش هر هفته یه گزارش در این باره تهیه کن یه قانون و یاد آورکن و خلاصه هر هفته یه آموزش در زمینه های اجتماعی مثل رانندگی نریختن زباله و هزینه هایی که از این بابت جامعه متحمل می شه رو به خوانندهات نشون بده از این مسئولین چیزی در نمی یاد!

مهدي۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۳:۵۴

متاسفانه همواره تاكيد ما صرفا بر فرهنگ سازي بوده است در حاليكه در جوامع به اصطلاح پيشرفته و داراي فرهنگ نيز اين مساله ازطريق اعمال جرايم سنگين رانندگي كنترل مي شود و من با اطمينان 100% مي گويم كه اعمال جرايم سنگين مساله را خيلي سريع حل خواهد نمود.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۳:۵۳

واقعا مقاله خوبی بود و درد دل خیلی از ایرانی هایی که به دلیل علاقه یا اجبار در کشور زندگی می کنند . یک بار هم آقای محمد مطهری در این خصوص داد سخن می داد و آه و فغانش بلند بود . ولی متاسفانه انگار گوش شنوایی نیست یا کسانی که متصدی امور هستند در موقعیتی نیستند که بتوانند کاری انجام بدهند . اصلا خدا عالم است دیگر چه اصولی بر این فرآیند ایمن سازی جان مردم نظارت دارد که دیدن صحنه های تصادف را برای مردم عادی کرده اند. از همه بدتر رانندگی اتوبوسها ی بین شهری و گاها اتوبوس های داخل خود شهر است که بعضی وقتها از سرعتشان آدم وحشت می کند.

شکیبا۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۳:۵۱

رانندگی خوب و قانونی نشانه فرهنگ و تحمل پذیری و رانندگی امروز ما نشانه وجود روحیه شدید پرخاشگری و کم تحملی در جامعه است و علت اصلی این پدیده چیزی نیست جز وجود رنگ غالب مشکی در جامعه که این موضوع از رانندگی تا رفتار سیاستمداران ما را تحت تاثیر قرارداده

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۰۱ ۱۳:۵۱

آقا داري جو سازي مي كني و فتنه به پا مي كني . مردم ما خيلي هم خوب هستند . رانندگي شون هم از همه بهتره . اسنادش هم موجوده .

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.