تابناک گزارش می دهد؛
شمارش معکوس برای جدایی سمیعینژاد/ ایمیدرو یا باشگاه تعویض مدیران؟
چرا در ایمیدرو تخصص به حاشیه رفت؟
میانگین عمر مدیران ایمیدرو زیر یک سال است؛ حقیقتی تلخ که نشان میدهد هیچ برنامهای در این سازمان فرصت اجرا پیدا نمیکند. از محمد آقاجانلو تا سمیعینژاد، همه قربانی ساختار ناکارآمد شدند یا به دنبال خروجیهای جذابتر میگردند؟

سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) که روزگاری به عنوان بازوی استراتژیک و موتور محرک بخش معدن کشور شناخته میشد، این روزها حال و روز خوشی ندارد. خبرهای رسیده از سوی منابع آگاه و راهروهای ساختمان ایمیدرو به تابناک حاکی از آن است که عمر مدیریتی «سمیعینژاد» نیز به پایان خود نزدیک شده است؛ اتفاقی که در صورت وقوع، او را به دومین مدیرعامل جدا شده از این سازمان در عمر کوتاه دولت مسعود پزشکیان پس از محمد آقاجانلو تبدیل میکند.
ایستگاه تعویض مدیران؛ نفرین یکساله بازگشت؟
بررسی تاریخچه انتصابات در ایمیدرو نشاندهنده یک تراژدی مدیریتی است ؛ بهجز دوره پنجساله مهدی کرباسیان، گویا هیچ مدیری توان عبور از سد «نفرین یکساله» را ندارد و حتی مدیرانی که با برچسب تخصص معدنی همچون آقاجانلو بر این صندلی تکیه زدند، بیش از ۱۴ ماه دوام نیاوردند که این بیثباتی مزمن، ایمیدرو را از یک سازمان برنامهمحور به محیطی تبدیل کرده که هیچ استراتژی بلندمدتی در آن فرصت بلوغ نمییابد و مدیران پیش از آنکه با چالشهای معدن آشنا شوند، باید چمدانهای خود را برای رفتن ببندند.
از «ماشین امضا» تا سقوط اختیارات...
برای خیلی ها سوال است که چرا صندلی ریاست ایمیدرو اینقدر لرزان و برای متخصصین بیجاذبه شده است؟ منابع آگاه به خبرنگار اقتصادی تابناک میگویند ساختار ایمیدرو چند سالی است که دچار یک استحاله خطرناک شده است ؛ به طوری که اختیارات مدیرعامل در حد یک «مدیرکل» تنزل یافته و رئیس این سازمان عملاً به «ماشین امضای» تصمیماتی تبدیل شده که در سطوح دیگر گرفته میشود . بنابراین وقتی یک سازمان توسعهای، استقلال عمل خود را از دست میدهد، طبیعی است که مدیران باسابقه، ماندن در چنین قفسی را به صلاح پیشینه حرفهای خود ندانند.
باندبازیهای قومی؛ جایگزین شایستهسالاری
البته یکی دیگر از جدیترین انتقادات وارده به دوران اخیر ایمیدرو، نفوذ معیارهای غیرتخصصی در انتصابات است؛ به طوری که شنیده ها حاکی از آن است که در این سازمان، «همزبانی و پیوندهای قومی» بر «تخصص و شایستگی» سایه انداخته است. موج انتصابات بر اساس تعلقات جغرافیایی (لر، کرد و شمالی) بدون در نظر گرفتن کارنامه حرفهای، بدنه کارشناسی و متخصص ایمیدرو را به شدت سرخورده کرده است.
کوچ متخصصان به بخش خصوصی!
اما در کنار بحران مدیریت ایمیدرو، معضل دیگری که این سازمان با آن دست و پنجه نرم می کند «تخلیه مغزهای متفکر » است که شکاف عمیق بین حقوق و مزایای دولتی با بخش خصوصی باعث شده تا کارشناسان خبره، عطای ماندن در سازمان را به لقایش ببخشند. بنابراین در شرایطی که ایمیدرو توان حفظ سرمایههای انسانی خود را ندارد، سپردن سکان آن به مدیرانی که تنها چند ماه دوام میآورند، تیر خلاصی بر پیکره بخش معدن کشور است.
پایان سمیعینژاد؛ تکرار یک چرخه باطل
اگرچه حضور امروز سمیعینژاد در اتاق کارش، شایعات برکناری آنی او را تا حدودی کمرنگ کرد، اما واقعیت غیرقابل انکار این است که او در آستانه انفصال و جدایی قرار دارد. جدایی او، فراتر از یک تغییر فردی، نشاندهنده شکست دوباره در تثبیت مدیریت در یکی از حیاتیترین بخشهای اقتصادی کشور است. دولت پزشکیان اکنون با این پرسش روبروست که آیا قرار است ایمیدرو همچنان «ایستگاه تعویض مدیران» باقی بماند یا ارادهای برای بازگرداندن اقتدار و ثبات به این سازمان حاکمیتی وجود دارد؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این داستان قومیت را به جا اشاره کردید، همین ماه گذشته انتصابی در ایمیدرو در حد معاونین بوده، فردی با کمترین سابقه (در حد مدیریت یک مجموعه آزمایشگاهی به معاونت سازمانی به این مهمی) ولی رد قومیت را که پیگیری می کنید، همه چیز شفاف می شود.
حالا یادت افتاده؟ آن روز که آقاجانلو را بیدلیل کنار گذاشتند، کجا بودی؟ بااینحال، همین که امروز به منشأ مشکل پی بردهای، باز هم جای شکر دارد. پرسش اصلی اینجاست: چرا برخی وزرا اصل تخصصمحوری مورد تأکید رئیسجمهور را نادیده میگیرند و متخصصان را کنار میگذارند تا افرادی را جایگزینشان کنند که حتی از کنار یک معدن هم رد نشدهاند؟
مشکل اصلی این است که آقای اتابک هیچ شناختی از ایمیدرو ندارد و بر اساس فرضیات دهه 80 خودش و مشاوران خاص خود ایمیدرو را می خواهد راهبری کند. حال آنکه ایمیدرو قوانین خاص خودش را دارد و ATM آقایون نمی تواند باشد. اگر مدیری به این دستورات گوش ندهد برداشته می شود . اگر گوش داد که باید در دادگاه های مختلف رفت و آمد کند و انفصال و ... بگیرد.
آقای پزشکیان اگر می خواهد در این بخش کشور پیشرفت کند باید روی موضوع مدیران ارشد ورود جدی داشته باشد.
ایشان البته شناختی از کار در دولت ندارد
کارمندان و مدیران ایمیدرو و صندوق ضمانت صذدرات از ثروتمندان جامعه شده اند از بس مزایای شغلی و وام دارند.
وامش برای شما بفرمایید در خدمتیم
این انتصابات قومی خیلی جالبه، یک تئوری جدید در مدیریت سازمان هاست!
اینجوری که خیلی بده.این چه جور مدیریتی،هنوز نیامده باید بری!! آب از سرچشمه گل آلود.جناب وزیر و جناب نماینده باید حمایت ش کنن.👏
حقیقت تلخ زندگی فلاکت بار میلیون ها نفر از مردم است ک بواسطه سو مدیریت این حضرات نیازمند شده آمد،این مدیران از جایی ب جای دیگه و از پستی ب پست دیگه نقل مکان میکنند
باید طوری باشه که خدمت هر شخص در پست های مدیریتی بیش از ۴ سال نباشد و بعد آن نفری جدید منصوب شود. الان عده ای در پست های مدیریتی طوری جا خوش کرده اند که انگار ارث پدرشان است و به هر طریقی فشار میارن تا جابجا نشوند. مدیر اگر در ۴ سال نتواند تحول ایجاد کند بعد از آنهم نمی تواند و ذهنش فریز می شود.
قانون انتخاب نمایندگان محترم مجلس و ریاست محترم جمهوری بسیار مترقی است که تصدی نماینده و رییس جمهور را ۴ سال تعیین کرده است.
شما بفرما کدام سازمان بر اساس تخصص و شایسته سالاری اداره میشود همه جا همینطوری یعنی طرف با خاله یا دختر عمه یه مدیرعامل رفیق باشه راحت یک شبه بهترین پست مدیریتی را کسب میکنه. نهادهای نظارتی هم که کامل خودشون را از بحث نظارت کنار کشیدند و بیشتر رفیق و تماشاگر شدند
شرایط جنگی جای رفیق بازی و دلالی مدیریتها نیست مگر اینکه دولتیها قبول نداشته باشند که ما در شرایط جنگی هستیم.
در کجا تخصص به حاشیه نرفته که اینجا مستثنی باشد؟ مگر در حوزه تخصصی مسکن، عزم وزارت مسکن به حاشیه بردن مهندسان و به متن آوردن سرمایه داران و ویژه خواران نیست؟ تقریبا همه جا همینه و تنها معدود حوزه های تخصصی و موفق کشور مانند صنعت نظامی کشور مستثنی هستند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.