آخرین خبرتهدید اژه‌ای به تحمیل شکست‌های بیشتر به ترامپ
7بازدید

جلوه های عاشورایی دفاع مقدس(1)

وقتی به بهداری می روم که لااقل سرم جدا شده باشد!

او وصیت کرده بود که جسد بی سرش را در کتابخانه مسجد کوشک شیراز در قبری که خود حفر کرده بود به خاک بسپارند تا جسدش زیر گام های طالبان علم قرار گیرد. جالب اینکه قبری که خود حفر کرده بود به اندازه تن بی سر او بود!

سرویس دفاع مقدس ـ عرصه دفاع مقدس ملت بزرگ ایران نمایشی زیبا از لبیک خونین به ندای استغاثه شهید کربلا بود. شهدای 8 سال دفاع مقدس که به یاری حسین زمان خویش ـ حضرت روح الله(ره) ـ شتافتند تربیت یافتگان مکتب عاشورا و روضه های حسینی بودند که با شور و شوق نینوایی به سوی کربلا رفتند و کربلایی شدند.

به گزارش «تابناک»، اربعین حسینی، فرصتی است تا آن ارادت و محبت بی پایان را که در چشم ها موج می زد مرور کنیم، خاطراتی جاودانه که تا همیشه سایه به سایه عاشورای حسینی دل ها را به کربلا پیوند می زنند. پس بیایید بخوانیم و تنها اندکی تفکر کنیم...



 این خاطرات در چند بخش تقدیمتان می گردد:

---------------------

نوزاد عاشورا بود و شهید اربعین شد

جنگ تحمیلی که آغاز شد شهید عباس اردستانی به گروه چریکی جنگ های نامنظم سردار شهید دکتر چمران پیوست. یک بار که ترکش خمپاره به دستش اصابت کرد و به منزل آمد قرار نداشت و خیلی زود به جبهه برگشت و در پاسخ خانواده که تو نمی توانی بجنگی گفت: با همین دست مجروح می توانم نزد حضرت ابوالفضل العباس(ع) بروم.

 او چند روز پس از آن در منطقه سر پل ذهاب در حال پاکسازی میدان مین مجروح و یکی از انگشتان خود را از دست داد و هنگامی که دوستانش از او خواستند به بهداری برود قاطعانه پاسخ داد: وقتی به بهداری می روم که لااقل سرم جدا شده باشد. او چند دقیقه بعد با گلوله توپ دشمن بعثی سر خود را تقدیم اسلام کرد.

 شهید عباس اردستانی که روز عاشورا متولد شده بود در روز اربعین حسینی در حالی که مانند مولایش حسین ابن علی (ع) سری در بدن نداشت به کاروان شهادت پیوست.
به نقل از مادر شهید


                                                                                                          
عشق حسین (ع) ما را به این وادی کشاند

در آستانه عملیات والفجر 8 بود که با بچه های گروهان غواص، دعای کمیل را خواند. بار دوم با بچه های گردان و مرتبه سوم آن را به تنهایی. آن هم دعایی سرشار از اشک آنقدر گریه کرد که همه بچه های گردان یقین کردند که او شهید خواهد شد.

او عاشق سیدالشهدا (ع) بود که در یکی از دست نوشته های خود نوشته بود:

 حسین (ع) زیباست. کار حسین (ع) زیباست. ذکر مصیبت حسین (ع) مخصوص عاشورا و محرم نیست. حسین (ع) همه جا هست و نزدیک ترین جا، قلب خودمان است.


 
شهید محمدرضا ایزدپور از بچه های مخلص اندیمشک و از نیروهای غواص گردان حمزه از لشکر 7 ولیعصر (عج) بود که با فتح فاو، حماسه ای دیگر آفرید و خود به آسمان ها پر کشید.    
منبع: کتاب چشمه مهتاب

شهادت با زمزمه زیارت عاشورا

در اوایل جنگ بود که پیکر خونین یک بسیجی 25 ساله نجف آبادی را به اورژانس پادگان ابوذر سرپل ذهاب آوردند. ترکشی به قلب او اصابت کرده بود.

در حالیکه در اغما بود مرتب فرازهایی از زیارت عاشورا را می خواند و این موجب حیرت کادر پزشکی شده بود. پزشکی که اهل تبریز بود سعی می کرد او را زنده نگه دارد اما این بسیجی در حالی که مرتب آیات قرآن و فرازهایی از زیارت عاشورا را می خواند به کربلا رفت و جام شهادت را عاشقانه سر کشید.
خواهر امدادگر فیاض ـ کتاب سروهای سرخ
 


عزاداری با پای برهنه

سرلشکر خلبان شهید عباس بابایی در ایامی که فرمانده پایگاه هوایی اصفهان بود روز عاشورا و ایام سوگواری که فرا می رسید عضو ثابت مراسم بود ایشان در ایام ماه محرم با پای برهنه در جلوی صفوف عزاداران حسینی در پایگاه حرکت می کرد و به نوحه خوانی و مرثیه سرایی می پرداخت.   
 سرهنگ عطایی فرمانده منطقه هوایی شهید بابایی

او مانند بابایش حسین (ع) بی سر شد

شهید بزرگوار حاج شیر علی سلطانی، ذاکر و شاعر عارف و مداح پاکباخته ای بود که در عشق به سرور شهیدان می گداخت و شهادت حسین گونه را در مناجات صبحگاهی از خدا طلب می کرد.



سرانجام در عملیات فتح المبین با جسد بی سر بر خاک افتاد سری که در آن جز عشق و شور حسینی نبود. او وصیت کرده بود که جسد بی سرش را در کتابخانه مسجد کوشک شیراز در قبری که خود حفر کرده بود به خاک بسپارند تا جسدش زیر گام های طالبان علم قرار گیرد. جالب اینکه قبری که خود حفر کرده بود به اندازه تن بی سر او بود!

 این سردار متواضع سرانجام در شامگاه 28 اردیبهشت 61 با لبی تشنه به سوی کربلا پر کشید.
خاطره از حاج کاظم محمدی 

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

navid۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۱۶:۰۷

كاش در گذر زمان بسيجي فراموش نميشد

صمدی۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۱۰:۵۲

خداوند انشاالله ما را با این شهدا محشور کند

مرتضی۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۱۰:۴۱

عالی بود و بسیار تاثیر گذار

مسعود۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۱۰:۱۱

سلام
درود بر روان پاک شهدا....

سعید۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۱۴:۴۷

گل گفتی...

ا۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۹:۵۰

خدا كند در راه شهيدان جان سپاريم. وشرمنده لاله هايي نباشيم كه خونشان سرخ سرخ بر زمين ريخت.تا پرچم آزادي ما سرفراز بماند.

علی۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۹:۴۱

بسمه رب الشهدا و الصدقین

مظهر قدرت ایران شهدا هستند.

BABOO۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۹:۳۵

و امروز فرزند اين آقا زاده هاي جبهه نديده در انگلستان و آمريكا در حال تحصيلند .

م-ن۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۹:۰۱

همگان باشوربانگ برآريد: ياحسين،ياحسين

بنده خدا۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۸:۳۳

روحشان شاد و يادشان تا ابد گرامي باد

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۸:۱۷

... آنها که بودند و کجا رفتند ؛ ما که هستیم و کجامیرویم .... خدا عاقبت ما را به خیر کند ...

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۸:۱۶

با سلام و صلوات به روح پاك اين شهيدان
خدا همگي اين شهيدان را ضامن ما در روز قيامت به گرداند

حسین میررجب۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۸:۰۱

اگر چه نتوانستیم دراین خیل عظیم بی ریا عاشق همراه شویم اما زمان به ما این اجازه را داده که بتوانیم و بیاندیشیم که چه هستیم و چه می کنیم ایا شهیدان از عملکرد ما در نزد خدا شفاعت می کنند یا ....به امید روزی که این مدال بر روی قبر ما حک گردد

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۷:۲۱

از خون جوانان وطن لاله دمیده...از ماتم سرو قدشان سرو خمیده

میثم۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۱:۴۲

تابناک خوبه نقل کردنت رو یه خرده بهتر کنی چون تو کتاب( تا شهادت )خاطره شهادت این شهید رو نوشته؛وقت اصابت توپ سر این شهید بزگوار قسمتیش پاش خرده و این که وقتی انگشت این شهید قطع می شه نوشته رو به هم رزم ها می کنه و به شوخی برای افرادی که اصرار میکردن برگرده گفته من زمانی به بهداری میرم که حد اقل سرم از تنم جدا شده باشه(صفحه 45 تا 52)

مرتضی۱۳۸۹/۱۱/۰۴ ۰۰:۳۶

سلام ؛بر راست قامتان تاریخ ، من هم دلتنگم ، دلتنگ لیلای جمارانیم ، دلتنگ آنان در وادی جنون و در شرق دجله در نزدیکی ها ی دشت کربلا ؛ رجزها می خواندند ، با وجود اینکه در زیر شنی تانکها با بدنی مجروح و خسته و لب تشنه ، به آنهایی که به عقب بر می گشتند ؛ سلام مارا به پیر خمین برسانید و بگوئید ما شرمنده ایم بیشتر از چند روز نتوانستیم ، محور استراتزیک العماره بصره را نگه داریم

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۲۱:۴۹

با سلام
مطلب جالبی بود .لازم به تذکر است که شهید عباس اردستانی از جمله نیروهای خوب و فداکار شهید اصغروصالی فرمانده دستمال سرخها در سرپل ذهاب بود. روحش شاد .او دوست صمیمی و هم محل شهیدرضامرادی بود.

کاظم۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۲۱:۱۶

سلام خداشماراخیربدهدخواهش می کنم بیشترازاین مطالب بنویسید

ابراهیم۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۲۰:۲۸

فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی والیه ترجعون

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۹:۵۱

سلام خدا برشهدا باد که هرچه داریم از آنهاست. اما افسوس که اکنون کسانی پیدا میشوند که در پستهای کلیدی جامعه با ندانم کاریهایشان یاد شهدا را از دل خیلی از مردم خصوصا نسل جوان برده اند!!

حسین۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۸:۵۶

خوشا آنان که با عزت زگیتی / بساط خویش بر چیدند و رفتند

امیر۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۸:۴۷

تابناک ممنون بردیمون تو اون حالو هوا

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۸:۳۸

شهدا رایاد کنید با صلوات بر محمد وآل محمد ( ص )

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۷:۳۵

روح همه شهدا شاد
تابناک عزیز خواهشمندم درخصوص شهدا مطالب بیشتری بنویسید تا همه ما بیشتر با این سبکبالان عاشق آشنا شویم تا انشاء ا... روهرو شایسته راهشان باشیم
متشکرم

بابا۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۷:۲۲

روحشان با شهداي كربلا محشور باد

سید مهدی۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۷:۱۴

براستی آنان شیفتگان خدمت بودند نه تشنگان قدرت

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۷:۱۳

هر چی داریم از شهدا داریم

سيدي۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۶:۵۷

سلام بر شهدا و جانبازان و لعنت بر صدام و يزيديان .

محمد۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۶:۱۳

خداوند شهداي بزرگوار ما را قرين رحمت خود قرار دهد زماني كه جنگ بود من بچه بودم و در عالم كودكي از خدا مي خواستم آنقدر جنگ ادامه داشته باشد كه من نيز بزرگ شوم و به جبهه بروم و مانند برادرم شهيد شوم

رضا۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۵:۲۲

با درود به ارواح مطهر شهدا ياد و خاطره اسطوره هاي معنويت چراغ راه رهروان صديق بوده و خواهد بود براستي كه زهي سعادت برايشان و حسرت بر ما كه مانده ايم وصيت شهيد باكري را به عينه مي بينيم خدا عاقبت مارا ختم به خير كند

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۵:۲۰

از خدا بخواهید عاقبت همه ما را ختم به خیر کند و شرمنده شهدا و ازادی خواهان که در بین ما نیستند نباشیم ! انشالله

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۴:۵۵

درود خداوند بر شهيدان راه خدا
من هم تا مطلبي از شهدا ميخوانم اشك در چشمهايم جمع ميشود و با خود ميگويم.خوشابحال آنان كه همچون مولايشان حسين پر كشيدن و این روزها را ندیدند

شهرام۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۴:۴۷

درود خداوند بر شهيدان راه خدا
من تا مطلبي از شهدا ميخوانم اشك در چشمهايم جمع ميشود و با خود ميگويم.خوشابحال آنان كه همچون مولايشان حسين پر كشيدن.
يا حسين:
به درد بي تو بودن مبتلايم بدون تو چو چنگي بي صدايم
تو خواب راحت تعبير شعري تو را با بوي گلها مي سرايم

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۸:۴۸

1-من که نظر منفی نمی بینم2-این ستون گردان مقدادازلشگر27حضرت رسول(ص)است درعملیات خیبر که شهید بزرگوار وشیر جبهه ابراهیم حسامی باعصا درکنار آن حرکت میکند.درمورداین شهیدبه سایت گردان مقدادمراجعه واطلاعات بیشتری کسب کنید

ناشناس۱۳۸۹/۱۱/۰۳ ۱۸:۱۳

با اين نظرهاي منفي در اين صفحه، معلوم مِشود که چه کساني نظر منفي مي‌دهند

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.